اما این " جهنم، یعنی دیگران " را همواره غلط فهمیده اند. فکر می کردند با این کار می خواهم بگویم، رابطه ی ما با دیگران همیشه مسموم است. می خواهم بگویم اگر روابطمان با دیگران ناجور و دشوار است، فقط این دیگران هستند که می توانند جهنم باشند. چرا؟
زیرا برای شناخت مان از خودمان، در اساس، دیگران، مهم ترین چیز در خود ما هستند.
اگر درباره ی خودمان تعمق کنیم، اگر بکوشیم خود را بشناسیم، در اساس از همان شناختی استفاده می کنیم که دیگران دربارۀ ما دارند. ما با همان مترو معیاری دربارۀ خودمان داوری می کنیم، که دیگران دارند و آن را به ما داده اند، تا درباره ی خویش به قضاوت بنشینیم. هرچه که دربارۀ خودم بگویم، همیشه داوری دیگران در آن نقش دارد. هرچه که در درونم احساس می کنم، داوری دیگران در آن نقش دارد. یعنی وقتی روابط من زشت اند، خود را دربست در اختیار وابستگی به دیگران قرار داده ام. و بعد دیگر واقعاً در جهنم هستم.
و " انبوهی آدم در جهان وجود دارد که در جهنم بسر می برند « زیرا سخت وابسته به داوری دیگرانند». اما این به هیچ وجه به این معنا نیست، که پس نمی توان هیچ رابطه ای با دیگران داشت. این فقط اهمیت تعیین کننده ی دیگران را برای هر کدام از ما مشخص می کند. "
قلم: #ژان_پل_سارتر
نقش: #Loui_Jover
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
زیرا برای شناخت مان از خودمان، در اساس، دیگران، مهم ترین چیز در خود ما هستند.
اگر درباره ی خودمان تعمق کنیم، اگر بکوشیم خود را بشناسیم، در اساس از همان شناختی استفاده می کنیم که دیگران دربارۀ ما دارند. ما با همان مترو معیاری دربارۀ خودمان داوری می کنیم، که دیگران دارند و آن را به ما داده اند، تا درباره ی خویش به قضاوت بنشینیم. هرچه که دربارۀ خودم بگویم، همیشه داوری دیگران در آن نقش دارد. هرچه که در درونم احساس می کنم، داوری دیگران در آن نقش دارد. یعنی وقتی روابط من زشت اند، خود را دربست در اختیار وابستگی به دیگران قرار داده ام. و بعد دیگر واقعاً در جهنم هستم.
و " انبوهی آدم در جهان وجود دارد که در جهنم بسر می برند « زیرا سخت وابسته به داوری دیگرانند». اما این به هیچ وجه به این معنا نیست، که پس نمی توان هیچ رابطه ای با دیگران داشت. این فقط اهمیت تعیین کننده ی دیگران را برای هر کدام از ما مشخص می کند. "
قلم: #ژان_پل_سارتر
نقش: #Loui_Jover
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
هر كدام از ما چيزی را كه برايش با ارزش بوده از دست میدهد. موقعيتهای از دست رفته٬ احساساتی كه هرگز نمیتوانيم دوباره به دست بياوريم. اين بخشی از آن چيزيست كه معنیاش زنده بودن است.
اما درون سرمان اتاق كوچكی است كه آن خاطرات را در آن نگه میداريم. اتاقی شبيه قفسههای توی اين كتابخانه و برای درک عملكرد قلبمان بايد مدام كارتهای مرجع جديد درست كنيم. بايد هرچند وقت يكبار چيزها را گردگيری كنيم٬ آنها را هوا بدهيم٬ آب گلدانها را عوض كنيم.
تو برای ابد در كتابخانهی خصوصی خودت زندگی میكنی...
قلم: #هاروکی_موراکامی|#کافکا_در_ساحل
نقش: #Jennifer_Paliga
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اما درون سرمان اتاق كوچكی است كه آن خاطرات را در آن نگه میداريم. اتاقی شبيه قفسههای توی اين كتابخانه و برای درک عملكرد قلبمان بايد مدام كارتهای مرجع جديد درست كنيم. بايد هرچند وقت يكبار چيزها را گردگيری كنيم٬ آنها را هوا بدهيم٬ آب گلدانها را عوض كنيم.
تو برای ابد در كتابخانهی خصوصی خودت زندگی میكنی...
قلم: #هاروکی_موراکامی|#کافکا_در_ساحل
نقش: #Jennifer_Paliga
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
نياز به انجام سفر در تمام گونه ها ذاتى است. اگر ما ريسك نكنيم، اگر همان نقش هاى از پيش تعيين شده جامعه را به جاى دنبال كردن سفرمان ايفا كنيم، احساس مسخ شدگى خواهيم كرد؛ احساس از خود بيگانگى، پوچى و خلا درون. كسانى كه از كشتن اژدها پرهيز ميكنند، اين نياز را درونى ميكنند و با اعلام جنگ عليه چاقى، خودخواهى يا هر ويژگى ديگرى كه ناپسند ميدانند خودشان را ميكشند!
قلم: #كارول_پيرسون | شش كهن الگويي كه زندگى ميكنيم
ويزور: #مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #كارول_پيرسون | شش كهن الگويي كه زندگى ميكنيم
ويزور: #مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
چرا به آن زن علاقمند شده بود، خودش هم به درستی نمی دانست. شاید سن او، بیست و هشت سالگی، او را دچار آن بحران ساخته بود. جسم او که با نوعی عفت طولانی به خواب رفته بود، یا بهتر بگوییم نوجوانی در آن به طول انجامیده بود، ناگهان بیدار شده و مجذوب آن زن شده بود، چون او بیش از هر چیز ظریف و زیبا به نظر می رسید.
و این چنین رفاقت ابتدایی تبدیل به عشق شده بود. هر دو به دام نگاه و لبخند افتاده بودند. همان مسائلی که عشق را بر آنان ممنوع می کرد باعث می شد بیشتر به هم نزدیک شوند. آن دو از همان نگاه اول یکدیگر را مالک شده بودند، بقیه اش تماما خود گول زنی بود.
آری واقعیت چنین بود و او آن واقعیت را می پذیرفت. چنین بود چون طبیعت بشر بدین گونه است. رنج بردن، عاشق شدن، به هم پیوستن، لذت بردن و باز رنج بردن.
قلم: #وسوسه | #گراتزیا_دلددا
ويزور: #Kwangho_Shin
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
و این چنین رفاقت ابتدایی تبدیل به عشق شده بود. هر دو به دام نگاه و لبخند افتاده بودند. همان مسائلی که عشق را بر آنان ممنوع می کرد باعث می شد بیشتر به هم نزدیک شوند. آن دو از همان نگاه اول یکدیگر را مالک شده بودند، بقیه اش تماما خود گول زنی بود.
آری واقعیت چنین بود و او آن واقعیت را می پذیرفت. چنین بود چون طبیعت بشر بدین گونه است. رنج بردن، عاشق شدن، به هم پیوستن، لذت بردن و باز رنج بردن.
قلم: #وسوسه | #گراتزیا_دلددا
ويزور: #Kwangho_Shin
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#كتاب_هفته_روانسازه
قلم: #پائولا_هاوكينز | #دخترى_در_قطار
آوا: #مهسا_كرامتى
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #پائولا_هاوكينز | #دخترى_در_قطار
آوا: #مهسا_كرامتى
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ويزور: #Rogerio_Silva | #Abaddon
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اینکه یک دختر جوان و پاک دوستت داشته باشد و اولین کسی باشی که عجایب عشق را برای او آشکار میکنی، شادی بسیار بزرگی است.
اما بهدست آوردن این عشق سادهترین کار در دنیاست؛ زیرا گرفتار کردن قلبی که هیچ تجربهای در عشق ندارد مانند وارد شدن به شهری بدون استحکامات و بی دفاع است!
قلم: #قلم: #مادام__کاملیا | | #الکساندر_دوما
نقش: #Anyes_Galleani
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اما بهدست آوردن این عشق سادهترین کار در دنیاست؛ زیرا گرفتار کردن قلبی که هیچ تجربهای در عشق ندارد مانند وارد شدن به شهری بدون استحکامات و بی دفاع است!
قلم: #قلم: #مادام__کاملیا | | #الکساندر_دوما
نقش: #Anyes_Galleani
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
چند سال بعد روزی که فکرش را هم نمی کنیم
توی خیابان با هم روبرو می شویم.
تو از روبرو می آیی. هنوز با همان پرستیژ مخصوص به خودت قدم بر می داری فقط کمی جا افتاده تر شده ای...
قدم هایم آهسته تر می شود...
به یک قدمی ام می رسی و با چشمان نافذت مرا کامل برانداز می کنی!
درد کهنه ای از اعماق قلبم تیر می کشد...
و رعشه ای می اندازد بر استخوان فقراتم.
هنوز بوی عطر فرانسوی ات را کامل استنشاق نکرده ام که از کنارم رد شده ای...
تمام خطوط چهره ات را در یک لحظه کوتاه در ذهنم ثبت می کنم...
می ایستم و برمی گردم و می بینم تو هم ایستاده ای!
می دانم به چه فکر می کنی!
من اما به این فکر می کنم که چقدر دیر ایستاده ای!
چقدر دیر کرده ای!
چقدر دیر ایستاده ام!
چقدر به این ایستادن ها سال ها پیش نیاز داشتم
قدم های سستم را دوباره از سر می گیرم...
تو اما هنوز ایستاده ای...
خداحافظیها ممکن است بسیار ناراحت کننده باشند اما مطمئناً بازگشتها بدترند.
حضور عینی انسان نمیتواند با سایه درخشانی که در نبودش ایجاد شده برابری کند!
قلم: #آدمکش_کور | #مارگارت_آتوود
ويزور: #Elzavita_Porodina
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
توی خیابان با هم روبرو می شویم.
تو از روبرو می آیی. هنوز با همان پرستیژ مخصوص به خودت قدم بر می داری فقط کمی جا افتاده تر شده ای...
قدم هایم آهسته تر می شود...
به یک قدمی ام می رسی و با چشمان نافذت مرا کامل برانداز می کنی!
درد کهنه ای از اعماق قلبم تیر می کشد...
و رعشه ای می اندازد بر استخوان فقراتم.
هنوز بوی عطر فرانسوی ات را کامل استنشاق نکرده ام که از کنارم رد شده ای...
تمام خطوط چهره ات را در یک لحظه کوتاه در ذهنم ثبت می کنم...
می ایستم و برمی گردم و می بینم تو هم ایستاده ای!
می دانم به چه فکر می کنی!
من اما به این فکر می کنم که چقدر دیر ایستاده ای!
چقدر دیر کرده ای!
چقدر دیر ایستاده ام!
چقدر به این ایستادن ها سال ها پیش نیاز داشتم
قدم های سستم را دوباره از سر می گیرم...
تو اما هنوز ایستاده ای...
خداحافظیها ممکن است بسیار ناراحت کننده باشند اما مطمئناً بازگشتها بدترند.
حضور عینی انسان نمیتواند با سایه درخشانی که در نبودش ایجاد شده برابری کند!
قلم: #آدمکش_کور | #مارگارت_آتوود
ويزور: #Elzavita_Porodina
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آلبوم “امشب كنار غزل های من بخواب “با اشعاری از زنده یاد #افشين_يداللهى ، آهنگسازى #فردین_خلعتبری و خوانندگی #همایون_شجریان سه شنبه اين هفته منتشر می شود.💜
#امشب_كنار_غزل_هاى_من_بخواب
#امشب_كنار_غزل_هاى_من_بخواب
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
منشور #کوروش ، نماد قدرت، بردباری مذهبی و چندفرهنگی است.
#ted #tedmed #Neil_MacGregor
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#ted #tedmed #Neil_MacGregor
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
من از وقتی تو نوشته هایم را می خوانی، می نویسم.
از وقتی اولین نامه را نوشتم. نامه ای که نمی دانستم مفهومش چیست.
نامه ای که معنایش را تنها در چشمان تو می یافتم.
من هیچ گاه بیش از سه جمله ی اول این نامه چیزی ننوشته ام:
هیچ باوری نداشتن. منتظر چیزی نبودن. امید داشتن به آن که روزی اتفاقی بیفتد.
کلمه ها از زندگی ما عقب هستند.
تو همیشه از آن چه من انتظار داشتم، جلوتر بودی.
تو همیشه غیره منتظره بودی...!
قلم: غیر منتظره | #کریستین_بوبن
ويزور: #Elizaveta_Porodina
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
از وقتی اولین نامه را نوشتم. نامه ای که نمی دانستم مفهومش چیست.
نامه ای که معنایش را تنها در چشمان تو می یافتم.
من هیچ گاه بیش از سه جمله ی اول این نامه چیزی ننوشته ام:
هیچ باوری نداشتن. منتظر چیزی نبودن. امید داشتن به آن که روزی اتفاقی بیفتد.
کلمه ها از زندگی ما عقب هستند.
تو همیشه از آن چه من انتظار داشتم، جلوتر بودی.
تو همیشه غیره منتظره بودی...!
قلم: غیر منتظره | #کریستین_بوبن
ويزور: #Elizaveta_Porodina
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
به این نتیجه رسیده ام که بیشترِ مردم بزرگ نمی شوند. ما جای پارک خودمان را پیدا می کنیم و به کارت های اعتباری مان افتخار می کنیم. ازدواج می کنیم و جرات می کنیم بچه دار شویم و به آن بزرگ شدن می گوییم. اما فکر کنم بیشترین کاری که می کنیم پیر شدن است. ما تراکم سال ها را در بدن های مان و روی صورت های مان این طرف و آن طرف می بریم اما معمولا خود حقیقی ما، کودک درون مان، هنوز بی گناه است و مثل گیاه مگنولیا خجالتی است.
قلم: نامه ای به دخترم | #مایا_آنجلو
ويزور: #Elizaveta_Porodina
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: نامه ای به دخترم | #مایا_آنجلو
ويزور: #Elizaveta_Porodina
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#كتاب_هفته_روانسازه
قلم: #ماتئى_ويسنى_يك | #داستان_خرسهاى_پاندا_
آوا: #مهسا_كرامتى
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #ماتئى_ويسنى_يك | #داستان_خرسهاى_پاندا_
آوا: #مهسا_كرامتى
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct