سالها پیش چیزی را دور انداختم که نباید. چیزی که بیش از هر چیز دوستش داشتم. می ترسیدم که مبادا روزی از دستش بدهم. بنابراین خودم رهایش کردم. اگر قرار بود آن را از من بدزدند یا تصادفا آن را از دست بدهم،تصمیم گرفتم بهتر است خودم دورش بیندازم. البته خشمی که احساس می کردم کمرنگ نشد، قسمتی از آن بود. اما کلا خطای بزرگی بود هرگز نباید دورش می انداختم...
قلم: کافکا در کرانه | #هاروکی_موراکامی
نقش: #Julie_Raworth
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: کافکا در کرانه | #هاروکی_موراکامی
نقش: #Julie_Raworth
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
انسان #ایمان نداشته باشد چه خواهد بود؟
لابد یک لاابالی؟!
اما مگر #ایمان چیست؟
ایمان یعنی باور داشتن به ضوابطی خاص.
اما کدام ضوابطی در دنیا هستند که تغییر ناپذیر باشند؟
هیچ چار چوبی نمی توان شناخت که دچار دگرگونی نشده باشد یا نشود و طبیعی است که با دگرگونی هر چار چوب باور نسبت به آن هم دچار دگرگونی میشود.
پس تنها میتوان به دگرگونی باور داشت.
دگرگوني...
قلم: #محمود_دولت_آبادي|#نون_نوشتن
نقش: #Loui_Jover
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
لابد یک لاابالی؟!
اما مگر #ایمان چیست؟
ایمان یعنی باور داشتن به ضوابطی خاص.
اما کدام ضوابطی در دنیا هستند که تغییر ناپذیر باشند؟
هیچ چار چوبی نمی توان شناخت که دچار دگرگونی نشده باشد یا نشود و طبیعی است که با دگرگونی هر چار چوب باور نسبت به آن هم دچار دگرگونی میشود.
پس تنها میتوان به دگرگونی باور داشت.
دگرگوني...
قلم: #محمود_دولت_آبادي|#نون_نوشتن
نقش: #Loui_Jover
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#Requeim_For_A_Dream
#Kate_Chruscicka
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#Kate_Chruscicka
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Audio
#Requeim_For_A_Dream
#Kate_Chruscicka
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#Kate_Chruscicka
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
وقتی دیگران ما را تأیید نمیکنند و ما را سرزنش، طرد یا نادیده میگیرند، احساس آسیب و رنجش طبیعی خواهد بود؛ زیرا قلب ما در برابر رنج و درد نفوذپذیر است. وظیفه ما در مقام فرد بالغ و برخوردار از سلامت روانشناحتی این است که آسیب و رنجش را احساس کنیم نه اینکه از آن فرار کنیم. وظیفه ما در مقام فرد برخوردار از بلوغ معنوی این است که آسیب و رنجش را احساس کنیم نه اینکه در صدد انتقام و کینه ورزی برآییم. اگر رنج و آسیب را بیش از حد معمول تجربه میکنیم، باید خود را امتحان کرده و از خود بپرسیم که آیا ایگوی ما حق به جانب و متوقع است یا خیر. اگر چنین باشد، باید در آینه به چهره خود نگاه کرده و بگوییم:
ترس: من از این میترسم که اگر کسی مرا دوست نداشته باشد قادر به ادامه زندگی نباشم و این چنین مایه رنجش و عذاب خود را فراهم کردهام.
دلبستگی: من نسبت به هر چیزی که به من تعلق دارم عمیقاً وابسته هستم و این چنین مایه رنجش خود را فراهم کردهام.
کنترل: من نیاز دارم واکنش دیگران نسبت به خود را کنترل کنم و این چنین مایه رنجش خود را فراهم کردهام.
استحقاق: من بر این باور هستم که شایسته وفاداری و عشق از جانب همه هستم و بر این حق خود پافشاری میکنم و این چنین مایه رنجش خود را فراهم کردهام. من با ابراز عشق بیشتر و درک هیجان در لابه لای چالشهای زندگی از ترس رها میشوم.
من دست از وابستگی به اینکه دیگران چطور باید با من رفتار کنند کشیدهام و بدیهیات زندگی را میپذیرم که همه انسانها هر زمان نسبت به من عاشق، قابل اعتماد، صادق، مراقب و یا وفادار نیستند. من دست از تلاش برای کنترل دیگران بر میدارم و به آنها اجازه میدهم بنا به انتخاب خود مرا دوست داشته باشند یا از من بیزار باشند.
من دست از اصرار و پافشاری بر این موضوع که من باید محبوب و مورد احترام همه باشم کشیده و در عوض بر عشق و احترام نسبت به سایر افرادی که با آنها مواجه میشوم تمرکز میکنم. این تنها چیزی است که اکنون برای من مهم است. من همیشه هشیار هستم که من نیز همیشه و هر زمان عاشق و وفادار نیستم و بر روی این موضوع کار میکنم.
قلم: #دیوید_ریکو | #محمد_کهربی
نقش: #Kim_Byungk
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ترس: من از این میترسم که اگر کسی مرا دوست نداشته باشد قادر به ادامه زندگی نباشم و این چنین مایه رنجش و عذاب خود را فراهم کردهام.
دلبستگی: من نسبت به هر چیزی که به من تعلق دارم عمیقاً وابسته هستم و این چنین مایه رنجش خود را فراهم کردهام.
کنترل: من نیاز دارم واکنش دیگران نسبت به خود را کنترل کنم و این چنین مایه رنجش خود را فراهم کردهام.
استحقاق: من بر این باور هستم که شایسته وفاداری و عشق از جانب همه هستم و بر این حق خود پافشاری میکنم و این چنین مایه رنجش خود را فراهم کردهام. من با ابراز عشق بیشتر و درک هیجان در لابه لای چالشهای زندگی از ترس رها میشوم.
من دست از وابستگی به اینکه دیگران چطور باید با من رفتار کنند کشیدهام و بدیهیات زندگی را میپذیرم که همه انسانها هر زمان نسبت به من عاشق، قابل اعتماد، صادق، مراقب و یا وفادار نیستند. من دست از تلاش برای کنترل دیگران بر میدارم و به آنها اجازه میدهم بنا به انتخاب خود مرا دوست داشته باشند یا از من بیزار باشند.
من دست از اصرار و پافشاری بر این موضوع که من باید محبوب و مورد احترام همه باشم کشیده و در عوض بر عشق و احترام نسبت به سایر افرادی که با آنها مواجه میشوم تمرکز میکنم. این تنها چیزی است که اکنون برای من مهم است. من همیشه هشیار هستم که من نیز همیشه و هر زمان عاشق و وفادار نیستم و بر روی این موضوع کار میکنم.
قلم: #دیوید_ریکو | #محمد_کهربی
نقش: #Kim_Byungk
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
هیچ وقت به یه حیوون وحشی دل نبندین... نباید به حیوون وحشی دل بست. هر چی بیشتر بهش علاقمند بشی قوی تر میشه و وقتی به اندازه کافی قوی شد، از دستت فرار می کنه. بر می گرده توی جنگل. می ره بالای درخت. بعد می ره رو یه درخت بلندتر. بالاخره هم سر از آسمون درمیاره... اگه به یه حیوون وحشی دل ببندی، آخرش باید توی آسمون دنبالش بگردی.
قلم: صبحانه در تیفانی | #ترومن_کاپوتی
ويزور: #Breakfast_at_Tifannys | #Audrey_Hepburn
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: صبحانه در تیفانی | #ترومن_کاپوتی
ويزور: #Breakfast_at_Tifannys | #Audrey_Hepburn
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چگونه بیحوصلگی میتواند منجر به درخشانترین ایدههای شما شود؟
----
#ted #tedmed #Manoush_Zomorodi
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
----
#ted #tedmed #Manoush_Zomorodi
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
چون دیگر آینده ای ندارند از گذشته حرف میزنند، وقتی خیلی دویده باشیم ونفس مان بند آمده باشد، برمیگردیم و راهی را که دویده ایم اندازه میگیریم.
قلم: #میرا | #کریستوفر_فرانک
ويزور: #Canankk
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #میرا | #کریستوفر_فرانک
ويزور: #Canankk
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
هشتگ metoo موج جديدى در شبكه هاى اجتماعيه كه مربوط به افرادى ميشه كه تو زندگى مورد آزار جنسى قرار گرفتن. شروع ماجرا وقتى بود كه چند سوپراستار زن هاليود اعلام كردن يك تهيه كننده سينما براي دادن نقششون با اونها سكس داشته. و اما بعد...
١-تو دوران راهنمايى معلم قرانى داشتيم به اسم لاجوردى. اين معلم بسيار سختگير از اكثريت بچه هاى مدرسه گاها لب ميگرفت (كه يكبار خود من هم قربانى اين مساله بودم) و بعضا به نقاط مختلف بچه ها در زير لباسشون دست ميزد. نكته عجيب اين معلم اون بود كه حدود بيست سال در علامه حلى تدريس ميكرد اما هيچكسى هيچ وقت اين مساله رو علنى نكرد. به نظر ميرسه متاسفانه قربانيان آزارهاى جنسى در سن كم، به اشتباه خودشون رو گناهكار ميدونن و از بيان اون با والدين ميترسن.
٢- عدم بيان اين مساله در نظام آموزشى ايران و گفته نشدن اون توسط خانواده ها، باعث عدم آگاهى بچه ها ميشه. اگر بچه داريد براى محافظت از كودكتون به اون آموزش بديد كه تو اين مواقع بدون ترس با شما صحبت كنه
٣- قطعا آزار جنسى كودكان و تجاوز از كثيفترين كارهاست. اما سوال اينه كه اگر يك بازيگر زن براى گرفتن نقشى در يك فيلم حاضر به سكس با تهيه كننده ميشه، ميشه اسمش رو قربانى گذاشت؟ اگر زن دومى بوده كه حاضر نشده با تهيه كننده سكس بكنه و به خاطر همين اون زن اول با سكسش جاى اون رو در نقش گرفته، آيا زن اول خودش نوعى از مجرم نيست؟ به نظر من اين بازيگرها كه حاضر شدن به خاطر نقش فيلم سكس بكنند خودشون در همون اندازه متجاوز درايجاد اين فضاى كثيف در عالم سينما ( و خيلى جاهاى ديگه ) موثرند. قطعا زنى كه از سر فقر حاضر ميشه با رييسش اين كار رو بكنه قربانيه ازار جنسيه، اما افرادى كه از سلاح جنسيشون براى رسيدن به اهدافشون استفاده ميكنند و بعدا در مقام قربانى قرار ميگيرند...
قلم: #ساسان_يوسفى
#Metoo
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
١-تو دوران راهنمايى معلم قرانى داشتيم به اسم لاجوردى. اين معلم بسيار سختگير از اكثريت بچه هاى مدرسه گاها لب ميگرفت (كه يكبار خود من هم قربانى اين مساله بودم) و بعضا به نقاط مختلف بچه ها در زير لباسشون دست ميزد. نكته عجيب اين معلم اون بود كه حدود بيست سال در علامه حلى تدريس ميكرد اما هيچكسى هيچ وقت اين مساله رو علنى نكرد. به نظر ميرسه متاسفانه قربانيان آزارهاى جنسى در سن كم، به اشتباه خودشون رو گناهكار ميدونن و از بيان اون با والدين ميترسن.
٢- عدم بيان اين مساله در نظام آموزشى ايران و گفته نشدن اون توسط خانواده ها، باعث عدم آگاهى بچه ها ميشه. اگر بچه داريد براى محافظت از كودكتون به اون آموزش بديد كه تو اين مواقع بدون ترس با شما صحبت كنه
٣- قطعا آزار جنسى كودكان و تجاوز از كثيفترين كارهاست. اما سوال اينه كه اگر يك بازيگر زن براى گرفتن نقشى در يك فيلم حاضر به سكس با تهيه كننده ميشه، ميشه اسمش رو قربانى گذاشت؟ اگر زن دومى بوده كه حاضر نشده با تهيه كننده سكس بكنه و به خاطر همين اون زن اول با سكسش جاى اون رو در نقش گرفته، آيا زن اول خودش نوعى از مجرم نيست؟ به نظر من اين بازيگرها كه حاضر شدن به خاطر نقش فيلم سكس بكنند خودشون در همون اندازه متجاوز درايجاد اين فضاى كثيف در عالم سينما ( و خيلى جاهاى ديگه ) موثرند. قطعا زنى كه از سر فقر حاضر ميشه با رييسش اين كار رو بكنه قربانيه ازار جنسيه، اما افرادى كه از سلاح جنسيشون براى رسيدن به اهدافشون استفاده ميكنند و بعدا در مقام قربانى قرار ميگيرند...
قلم: #ساسان_يوسفى
#Metoo
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
كلام زنده ياد #عباس_كيارستمى راجع به #سانسور
----
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
----
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اما این " جهنم، یعنی دیگران " را همواره غلط فهمیده اند. فکر می کردند با این کار می خواهم بگویم، رابطه ی ما با دیگران همیشه مسموم است. می خواهم بگویم اگر روابطمان با دیگران ناجور و دشوار است، فقط این دیگران هستند که می توانند جهنم باشند. چرا؟
زیرا برای شناخت مان از خودمان، در اساس، دیگران، مهم ترین چیز در خود ما هستند.
اگر درباره ی خودمان تعمق کنیم، اگر بکوشیم خود را بشناسیم، در اساس از همان شناختی استفاده می کنیم که دیگران دربارۀ ما دارند. ما با همان مترو معیاری دربارۀ خودمان داوری می کنیم، که دیگران دارند و آن را به ما داده اند، تا درباره ی خویش به قضاوت بنشینیم. هرچه که دربارۀ خودم بگویم، همیشه داوری دیگران در آن نقش دارد. هرچه که در درونم احساس می کنم، داوری دیگران در آن نقش دارد. یعنی وقتی روابط من زشت اند، خود را دربست در اختیار وابستگی به دیگران قرار داده ام. و بعد دیگر واقعاً در جهنم هستم.
و " انبوهی آدم در جهان وجود دارد که در جهنم بسر می برند « زیرا سخت وابسته به داوری دیگرانند». اما این به هیچ وجه به این معنا نیست، که پس نمی توان هیچ رابطه ای با دیگران داشت. این فقط اهمیت تعیین کننده ی دیگران را برای هر کدام از ما مشخص می کند. "
قلم: #ژان_پل_سارتر
نقش: #Loui_Jover
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
زیرا برای شناخت مان از خودمان، در اساس، دیگران، مهم ترین چیز در خود ما هستند.
اگر درباره ی خودمان تعمق کنیم، اگر بکوشیم خود را بشناسیم، در اساس از همان شناختی استفاده می کنیم که دیگران دربارۀ ما دارند. ما با همان مترو معیاری دربارۀ خودمان داوری می کنیم، که دیگران دارند و آن را به ما داده اند، تا درباره ی خویش به قضاوت بنشینیم. هرچه که دربارۀ خودم بگویم، همیشه داوری دیگران در آن نقش دارد. هرچه که در درونم احساس می کنم، داوری دیگران در آن نقش دارد. یعنی وقتی روابط من زشت اند، خود را دربست در اختیار وابستگی به دیگران قرار داده ام. و بعد دیگر واقعاً در جهنم هستم.
و " انبوهی آدم در جهان وجود دارد که در جهنم بسر می برند « زیرا سخت وابسته به داوری دیگرانند». اما این به هیچ وجه به این معنا نیست، که پس نمی توان هیچ رابطه ای با دیگران داشت. این فقط اهمیت تعیین کننده ی دیگران را برای هر کدام از ما مشخص می کند. "
قلم: #ژان_پل_سارتر
نقش: #Loui_Jover
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
هر كدام از ما چيزی را كه برايش با ارزش بوده از دست میدهد. موقعيتهای از دست رفته٬ احساساتی كه هرگز نمیتوانيم دوباره به دست بياوريم. اين بخشی از آن چيزيست كه معنیاش زنده بودن است.
اما درون سرمان اتاق كوچكی است كه آن خاطرات را در آن نگه میداريم. اتاقی شبيه قفسههای توی اين كتابخانه و برای درک عملكرد قلبمان بايد مدام كارتهای مرجع جديد درست كنيم. بايد هرچند وقت يكبار چيزها را گردگيری كنيم٬ آنها را هوا بدهيم٬ آب گلدانها را عوض كنيم.
تو برای ابد در كتابخانهی خصوصی خودت زندگی میكنی...
قلم: #هاروکی_موراکامی|#کافکا_در_ساحل
نقش: #Jennifer_Paliga
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اما درون سرمان اتاق كوچكی است كه آن خاطرات را در آن نگه میداريم. اتاقی شبيه قفسههای توی اين كتابخانه و برای درک عملكرد قلبمان بايد مدام كارتهای مرجع جديد درست كنيم. بايد هرچند وقت يكبار چيزها را گردگيری كنيم٬ آنها را هوا بدهيم٬ آب گلدانها را عوض كنيم.
تو برای ابد در كتابخانهی خصوصی خودت زندگی میكنی...
قلم: #هاروکی_موراکامی|#کافکا_در_ساحل
نقش: #Jennifer_Paliga
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
نياز به انجام سفر در تمام گونه ها ذاتى است. اگر ما ريسك نكنيم، اگر همان نقش هاى از پيش تعيين شده جامعه را به جاى دنبال كردن سفرمان ايفا كنيم، احساس مسخ شدگى خواهيم كرد؛ احساس از خود بيگانگى، پوچى و خلا درون. كسانى كه از كشتن اژدها پرهيز ميكنند، اين نياز را درونى ميكنند و با اعلام جنگ عليه چاقى، خودخواهى يا هر ويژگى ديگرى كه ناپسند ميدانند خودشان را ميكشند!
قلم: #كارول_پيرسون | شش كهن الگويي كه زندگى ميكنيم
ويزور: #مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #كارول_پيرسون | شش كهن الگويي كه زندگى ميكنيم
ويزور: #مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
چرا به آن زن علاقمند شده بود، خودش هم به درستی نمی دانست. شاید سن او، بیست و هشت سالگی، او را دچار آن بحران ساخته بود. جسم او که با نوعی عفت طولانی به خواب رفته بود، یا بهتر بگوییم نوجوانی در آن به طول انجامیده بود، ناگهان بیدار شده و مجذوب آن زن شده بود، چون او بیش از هر چیز ظریف و زیبا به نظر می رسید.
و این چنین رفاقت ابتدایی تبدیل به عشق شده بود. هر دو به دام نگاه و لبخند افتاده بودند. همان مسائلی که عشق را بر آنان ممنوع می کرد باعث می شد بیشتر به هم نزدیک شوند. آن دو از همان نگاه اول یکدیگر را مالک شده بودند، بقیه اش تماما خود گول زنی بود.
آری واقعیت چنین بود و او آن واقعیت را می پذیرفت. چنین بود چون طبیعت بشر بدین گونه است. رنج بردن، عاشق شدن، به هم پیوستن، لذت بردن و باز رنج بردن.
قلم: #وسوسه | #گراتزیا_دلددا
ويزور: #Kwangho_Shin
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
و این چنین رفاقت ابتدایی تبدیل به عشق شده بود. هر دو به دام نگاه و لبخند افتاده بودند. همان مسائلی که عشق را بر آنان ممنوع می کرد باعث می شد بیشتر به هم نزدیک شوند. آن دو از همان نگاه اول یکدیگر را مالک شده بودند، بقیه اش تماما خود گول زنی بود.
آری واقعیت چنین بود و او آن واقعیت را می پذیرفت. چنین بود چون طبیعت بشر بدین گونه است. رنج بردن، عاشق شدن، به هم پیوستن، لذت بردن و باز رنج بردن.
قلم: #وسوسه | #گراتزیا_دلددا
ويزور: #Kwangho_Shin
#مانى_منجمى | #آبان_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎