مانى
1.13K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
Deeperise ft Jabbar - Raf
T.me | @GEMTURK
#افسردگی_یک_کلمه_چند_معنا | #قسمت_هفتم #پايان

تنها «تجربۀ درمان» می تواند #درمانگر را به این نقطه برساند که تشخیص دهد کجا لازم است با تأنی و مدارا پیش رود و کجا باید  «ضربه بزند». #هرمان_هسه در داستان «محرم راز» در کتاب #سه_قصه به زیبایی این حقیقت را توصیف می کند که گروهی از انسان ها برای تغییر نیاز به «قاطعیت» دارند و برخی دیگر نیاز به «لطافت».
مرحله دوم درمان زمانی اتفاق می افتد که مراجع با «سناریویی» که تاکنون بازی کرده است آشنا می شود و در می یابد که مسئول تغییر دادن این نمایش خود اوست؛ در اینجا نقش درمانگر کمی تغییر می کند و به جای نقش اکتشافی (explorative) اولیه و رویکرد سقراطی (Socratic approach)، لازم است درمانگر در موضع طراح و کارگردان سناریوی جدید (Designer) قرار گیرد و روابط جدید مراجع را با جهان پیرامونش سازماندهی کند. گاهی لازم است برای خو کردن مراجع به نقش جدید، این نقش در فضای درمان تمرین شود، فرایندی که به آن playing Role می گوییم. اغلب لازم است که برای ایفای نقش جدید، به درمانجو تکالیفی را برای انجام در فواصل جلسات درمان «حکم» کنیم و به اجرای آنها پافشاری کنیم و از او گزارش بگیریم و هرگاه مراجع با خزیدن به «لاک ناتوانی» شانه از زیر تکالیف خالی می کند مجدداً به او کمک کنیم تا «ببیند» که این کار نیز شکلی است از بازی «ننه من غریبم» و «کار من با این چیزا درست نمی شه، باید یه فکر اساسی کنیم»!
 
5- افسردگی بعنوان بیماری
 
بالاخره افسردگی در بعضی از بیماران نه واکنش است، نه سوگ، نه مزاج و نه منش بلکه واقعاً یک بیماری است، همانگونه که «کم کاری تیروئید» ، «گلوکوم»، «بیماری کرون»، و «لوپوس»! 
فردی که پیش از این «فاقد علائم افسردگی» بوده دچار علائمی می شود همچون احساس غم و یأس، بی حوصلگی، ناتوانی در لذت بردن از چیزهایی که قبلاً برایش لذت بخش بوده اند، خستگی و ضعف، اشکال در تمرکز و حافظه، اشکال در عملکردهای پایه بدنی همچون خواب، اشتها، میل جنسی و تحرک و انرژی، کم شدن اعتماد به نفس، بی علاقگی به زندگی، افکار مرگ و حتی اشتغال ذهنی با خودکشی. 
گرچه ممکن است یک عامل ناخوشایند محیطی(stressor) در شروع بیماری نقش داشته باشد اما این عامل تنها همچون یک شعله ور کننده عمل می کند در واقع مثل این است که کسی را که کاملاً لب چاه بوده را هول داده باشد. پس اگر استرسور، فقط نقش تسریع کننده دارد پس عاملی اصلی چیست؟ به نظر می رسد شناخته ترین عامل، وجود زمینه ارثی است. لازم است بدانیم که افسردگی بعنوان بیماری هم الگوهای مختلفی دارد. فقط فهرست وار ذکر می کنم که این افسردگی می تواند الگوی دو قطبی داشته باشد (یعنی اینکه انتظار رخداد «مانیا» Mania  که شکل متضادی با افسردگی دارد را نیز در بیمار داریم) و می تواند الگوی یک قطبی داشته باشد. الگوی دو قطبی شامل اختلال دو قطبی تیپ I ، II و III است و الگوی یک قطبی شامل اختلال افسردگی ماژور، اختلال افسردگی مینور، اختلال افسردگی راجعۀ گذرا، اختلال ملال پیش قاعدگی، افسردگی پس از زایمان، اختلال عاطفی فصلی و فرم های طبقه بندی نشده دیگر است. گاهی نیز «بیماری افسردگی» ثانوی به بیماری های دیگر (همچون پرکاری تیروئید، پارکینسون، مولتیپل اسکلروزیس، بدخیمی ها و ........) یا ثانوی به مصرف داروها (همچون کورتیکوستروئیدها، اینترفرون و .....) یا مواد (ترکیبات تریاک، الکل و ....) رخ می دهد . 
در هر صورت، چه «بیماری افسردگی» یک قطبی باشد، چه دو قطبی؛ چه اولیه باشد و چه ثانوی به یک اختلال طبی یا دارو یا مواد، این «بیماری» یک مسأله طبی است و نیاز به اقدامات دارویی دارد. طبعاً موضوع درمان دارویی این بیماری از موضوع این مقاله خارج است. درمان روانشناختی در این بیماری به هیچوجه جایگزین درمان دارویی نیست بلکه دانش روانشناسی درمانگر باید صرف این شود که ارتباط پزشک بیمار (Rapport) با ثبات شود، همکاری بیمار با درمان دارویی
‏ (compliance)
بیشتر گردد و بیمار آموزش صحیح و کاربردی راجع به سیر بیماریش پیدا کند و با اطمینان بخشی درمانگر، دوران انتظار بین شروع دارو و احساس بهبودی را امیدوارانه تر تحمّل نماید. 

قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک | #افسردگی_یک_کلمه_چند_معنا | #قسمت_هفتم
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
از لحظه‌ای که بشر توانست وقایع را ثبت و ضبط کند؛ دیگر: نه عصا مار شد، نه دریا شکافته شد، نه ماه به دو نیم تقسیم شد، نه کودکی بدون پدر متولد شد، نه مرده‌ای زنده شد، نه انسانی در دل ماهی رفت، نه شتری از دل کوه بیرون آمد، نه آتشی گلستان شد، نه انسانی با حیوانات سخن گفت، نه کسی سوار بر قالیچه‌ای پرواز کرد و نه پیامبری ظهور کرد. ولی #حماقتها همچنان ادامه دارد.

قلم: #فردریش_نیچه
نقش: #Mathieu_Laca
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
The Rains of Castamere
Sigur Ros
Khalie Jaye To
Hoorosh Band
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انسانها چگونه راجع به #عشق حرف ميزنند؟
----
#ted #tedmed #Mandy_Len_Carton
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
سالها پیش چیزی را دور انداختم که نباید. چیزی که بیش از هر چیز دوستش داشتم. می ترسیدم که مبادا روزی از دستش بدهم. بنابراین خودم رهایش کردم. اگر قرار بود آن را از من بدزدند یا تصادفا آن را از دست بدهم،تصمیم گرفتم بهتر است خودم دورش بیندازم. البته خشمی که احساس می کردم کمرنگ نشد، قسمتی از آن بود. اما کلا خطای بزرگی بود هرگز نباید دورش می انداختم...

قلم: کافکا در کرانه | #هاروکی_موراکامی
نقش: #Julie_Raworth
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
انسان #ایمان نداشته باشد چه خواهد بود؟
لابد یک لاابالی؟!
اما مگر #ایمان چیست؟
ایمان یعنی باور داشتن به ضوابطی خاص.
اما کدام ضوابطی در دنیا هستند که تغییر ناپذیر باشند؟
هیچ چار چوبی نمی توان شناخت که دچار دگرگونی نشده باشد یا نشود و طبیعی است که با دگرگونی هر چار چوب باور نسبت به آن هم دچار دگرگونی میشود.
پس تنها میتوان به دگرگونی باور داشت.
دگرگوني...

قلم: #محمود_دولت_آبادي|#نون_نوشتن
نقش: #Loui_Jover
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Audio
وقتی دیگران ما را تأیید نمی‌کنند و ما را سرزنش، طرد یا نادیده می‌گیرند، احساس آسیب و رنجش طبیعی خواهد بود؛ زیرا قلب ما در برابر رنج و درد نفوذپذیر است. وظیفه ما در مقام فرد بالغ و برخوردار از سلامت روانشناحتی این است که آسیب و رنجش را احساس کنیم نه اینکه از آن فرار کنیم. وظیفه ما در مقام فرد برخوردار از بلوغ معنوی این است که آسیب و رنجش را احساس کنیم نه اینکه در صدد انتقام و کینه ورزی برآییم. اگر رنج و آسیب را بیش از حد معمول تجربه می‌کنیم، باید خود را امتحان کرده و از خود بپرسیم که آیا ایگوی ما حق به جانب و متوقع است یا خیر. اگر چنین باشد، باید در آینه به چهره خود نگاه کرده و بگوییم:

ترس: من از این می‌ترسم که اگر کسی مرا دوست نداشته باشد قادر به ادامه زندگی نباشم و این چنین مایه رنجش و عذاب خود را فراهم کرده‌ام.

دلبستگی: من نسبت به هر چیزی که به من تعلق دارم عمیقاً وابسته هستم و این چنین مایه رنجش خود را فراهم کرده‌ام.

کنترل: من نیاز دارم واکنش دیگران نسبت به خود را کنترل کنم و این چنین مایه رنجش خود را فراهم کرده‌ام.

استحقاق: من بر این باور هستم که شایسته وفاداری و عشق از جانب همه هستم و بر این حق خود پافشاری می‌کنم و این چنین مایه رنجش خود را فراهم کرده‌ام. من با ابراز عشق بیشتر و درک هیجان در لابه لای چالش‌های زندگی از ترس رها می‌شوم.

من دست از وابستگی به اینکه دیگران چطور باید با من رفتار کنند کشیده‌ام و بدیهیات زندگی را می‌پذیرم که همه انسان‌ها هر زمان نسبت به من عاشق، قابل اعتماد، صادق، مراقب و یا وفادار نیستند. من دست از تلاش برای کنترل دیگران بر می‌دارم و به آنها اجازه می‌دهم بنا به انتخاب خود مرا دوست داشته باشند یا از من بیزار باشند.

من دست از اصرار و پافشاری بر این موضوع که من باید محبوب و مورد احترام همه باشم کشیده و در عوض بر عشق و احترام نسبت به سایر افرادی که با آنها مواجه می‌شوم تمرکز می‌کنم. این تنها چیزی است که اکنون برای من مهم است. من همیشه هشیار هستم که من نیز همیشه و هر زمان عاشق و وفادار نیستم و بر روی این موضوع کار می‌کنم.


قلم: #دیوید_ریکو | #محمد_کهربی
نقش: #Kim_Byungk
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Ilyas Yalcintas Sadem
Telegram @GEMTURK
هیچ وقت به یه حیوون وحشی دل نبندین... نباید به حیوون وحشی دل بست. هر چی بیشتر بهش علاقمند بشی قوی تر میشه و وقتی به اندازه کافی قوی شد، از دستت فرار می کنه. بر می گرده توی جنگل. می ره بالای درخت. بعد می ره رو یه درخت بلندتر. بالاخره هم سر از آسمون درمیاره... اگه به یه حیوون وحشی دل ببندی، آخرش باید توی آسمون دنبالش بگردی.

قلم: صبحانه در تیفانی | #ترومن_کاپوتی
ويزور: #Breakfast_at_Tifannys | #Audrey_Hepburn
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چگونه بی‌حوصلگی می‌تواند منجر به درخشان‌ترین ایده‌های شما شود؟
----
#ted #tedmed #Manoush_Zomorodi
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
چون دیگر آینده ای ندارند از گذشته حرف می‌زنند، وقتی خیلی دویده باشیم و‌نفس مان بند آمده باشد، برمی‌گردیم و راهی را که دویده ایم اندازه می‌گیریم.

قلم: #میرا | #کریستوفر_فرانک
ويزور: #Canankk
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Divaneh Tar Shodam
Parvaz Homay @RozMusic.com
هشتگ metoo موج جديدى در شبكه هاى اجتماعيه كه مربوط به افرادى ميشه كه تو زندگى مورد آزار جنسى قرار گرفتن. شروع ماجرا وقتى بود كه چند سوپراستار زن هاليود اعلام كردن يك تهيه كننده سينما براي دادن نقششون با اونها سكس داشته. و اما بعد...
١-تو دوران راهنمايى معلم قرانى داشتيم به اسم لاجوردى. اين معلم بسيار سختگير از اكثريت بچه هاى مدرسه گاها لب ميگرفت (كه يكبار خود من هم قربانى اين مساله بودم) و بعضا به نقاط مختلف بچه ها در زير لباسشون دست ميزد. نكته عجيب اين معلم اون بود كه حدود بيست سال در علامه حلى تدريس ميكرد اما هيچكسى هيچ وقت اين مساله رو علنى نكرد. به نظر ميرسه متاسفانه قربانيان آزارهاى جنسى در سن كم، به اشتباه خودشون رو گناهكار ميدونن و از بيان اون با والدين ميترسن.
٢- عدم بيان اين مساله در نظام آموزشى ايران و گفته نشدن اون توسط خانواده ها، باعث عدم آگاهى بچه ها ميشه. اگر بچه داريد براى محافظت از كودكتون به اون آموزش بديد كه تو اين مواقع بدون ترس با شما صحبت كنه
٣- قطعا آزار جنسى كودكان و تجاوز از كثيفترين كارهاست. اما سوال اينه كه اگر يك بازيگر زن براى گرفتن نقشى در يك فيلم حاضر به سكس با تهيه كننده ميشه، ميشه اسمش رو قربانى گذاشت؟ اگر زن دومى بوده كه حاضر نشده با تهيه كننده سكس بكنه و به خاطر همين اون زن اول با سكسش جاى اون رو در نقش گرفته، آيا زن اول خودش نوعى از مجرم نيست؟ به نظر من اين بازيگرها كه حاضر شدن به خاطر نقش فيلم سكس بكنند خودشون در همون اندازه متجاوز درايجاد اين فضاى كثيف در عالم سينما ( و خيلى جاهاى ديگه ) موثرند. قطعا زنى كه از سر فقر حاضر ميشه با رييسش اين كار رو بكنه قربانيه ازار جنسيه، اما افرادى كه از سلاح جنسيشون براى رسيدن به اهدافشون استفاده ميكنند و بعدا در مقام قربانى قرار ميگيرند...

قلم: #ساسان_يوسفى
#Metoo
#مانى_منجمى | #مهر_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Khafegi
Masoud Sadeghloo