مانى
1.13K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
خانه دل تنگ غروبی خفه بود...
مثل امروز، که تنگ است دلم!
پدرم گفت: چراغ!
و شب، از شب پر شد...
من به خود گفتم: یک روز گذشت!
مادرم آه کشید...
" زود بر خواهد گشت"
ابری آهسته به چشمم لغزید...
و سپس خوابم برد...
که گمان داشت که هست این همه درد
در کمین دل آن کودک خرد ؟!

آری آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور...
من نمی دانستم، معنی هرگز را
تو چرا بازنگشتی دیگر ؟!
آه! ای واژه ی شوم!
خو نکرده ست دلم با تو هنوز
من پس از این همه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزيزانم، آه!

قلم: #سایه | #هوشنگ_ابتهاج
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#نگاهی_به_موضوع_روابط_خارج_زناشویی | #قسمت_چهارم
رابطه خارج زناشویی از دیدگاه اجتماعی (sociological):

در این جا مسائلی را اجتماعی می نامیم که جنبه "بین فردی" (inter personal)  داشته باشند. یعنی به عنوان بخشی از رابطه بین فردی معنا پیدا کنند. مسائلی اجتماعی تلقی می شوند که تداوم رابطه با یک فرد یا گروه خاص باعث تداوم آنها شود.
گروهی از صاحبنظران به چنین مسائلی "هم وابستگی" (codependent)  می گویند. در "هم وابستگی" یا "وابستگی متقابل" یک "سناریوی جمعی" روی صحنه می آید که غیبت هر یک از هنرپیشه های این نمایش سناریو را "گنگ" می کند و از کار می اندازد. 
#اریک_برن در کتاب "بازی ها" نمونه های متعددی از این سناریو ها را ذکر کرده است.

بازی #انتقام

یکی از دلایل رابطه خارج زناشویی، انتقام گرفتن از همسر است. شکل ساده این بازی این است که فرد به این نتیجه می رسد که همسرش به او خیانت کرده یا می کند، در نتیجه برای تخلیه خشم خود او نیز وارد یک رابطه خارج زناشویی می گردد. او در این بازی به دنبال ارضاء جنسی یا دریافت نوازش عاطفی نیست بلکه آن چه به او "حال خوشی" می دهد این است که "قربانی بی دفاع" نیست و می تواند "مقابله به مثل" کند. در واقع فرد با برقراری رابطه خارج زناشویی از احساس حقارت خارج می شود. 
"کایل آنستوت" در رمان "مندینگو" نمونه ای از این سناریو را ذکر می کند:
"بلانش" همسر جوان ارباب مزرعه (هاموندماکسول) وقتی می بیند همسرش با دخترکان سیاه پوست (بردگان مزرعه) می خوابد، تصمیم به انتقام می گیرد و به این منظور "مندیگو"، زمخت ترین برده سیاه مزرعه را وادار به رابطه جنسی می کند. "مندیگو" به سیاهان دیگر می گوید: "در عمق چشمانش می بینم که از من متنفر است، او از سکس لذت نمی برد بلکه از انتقام لذت می برد." 
اما همیشه این مقابله به مثل در مقابل یک رابطه خارج زناشویی همسر نمی باشد، بلکه می تواند انتقامی بابت وجه دیگری از رابطه با همسر باشد. همسری خودشیفته و تحقیر کننده که سال ها بذر خشم و کینه را در ذهن همسرش می کارد باید انتظار این را داشته باشد که روزی شاهد "میوه انتقام" باشد. این میوه، شکل های متنوعی می تواند داشته باشد و رابطه خارج زناشویی یکی از این اشکال است.
لازم به ذکر است که همیشه ثبات زندگی زناشویی (marital stability) نشان دهنده رضایت زناشویی نیست. بسیاری از ازدواج ها هیچ گاه منجر به طلاق قانونی نمی گردد، در حالی که رضایت زناشویی (marital satisfaction) در آن بسیار پایین است و به قول صاحبنظران "طلاق عاطفی" صورت گرفته است. علت این که ازدواج علیرغم طلاق عاطفی ادامه می یابد، نگرانی های یکی یا هر دو زوج راجع به آینده روانی –اجتماعی فرزندان، نگرانی راجع به فشارهای اجتماعی طلاق (تابوی طلاق بخصوص برای زنان)، نگرانی راجع به استقلال مالی زن، ناتوانی در پرداخت مهریه توسط مرد و....است. 
در واقع انگیزه ادامه زندگی زناشویی، لذت از ادامه رابطه (positive reinforcement)  نیست بلکه ترس از مشکلات طلاق (negative reinforcement) است و در چنین ازدواجی که هیچ امیدی به ارضای نیازهای عاطفی در آن نیست، یکی یا هر دو زوج دچار احساس ناکامی و "درماندگی آموخته شده"
‏(learned helplessness) 
می گردند که به صورت ملغمه ای از خشم وافسردگی خود را نشان می دهد. این خشم سرکوب شده تحت تأثیر یک "تلنگر" با یک رفتار تکانشی (impulsive) بیرون می ریزد و انتخاب رابطه پنهانی و ممنوعه می تواند شکلی از این رفتار تکانشی باشد.

قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک | #نگاهی_به_موضوع_روابط_خارج_زناشویی | #قسمت_چهارم
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Sareh Koohe Boland @Nazaninsin
Sepideh Vahidi
همینکه #سکس چیزی پزشکانه یا پزشکانه شدنی می شود، جراحت، سوء کارکرد یا سمپتومی است که باید در عمق ارگانیسم یا روی سطح پوست یا در میان تمام نشانه های رفتار کشف شود. بدین ترتیب، قدرتی که مسئول #سکسوالیته است، خود را موظف می کند با بدن ها تماس داشته باشد، با چشم هایش بدن ها را نوازش کند، ناحیه هایی از #بدن را تقویت کند، سطوحی را به هیجان آورد و لحظات اختلال را نمایش دهد. این #قدرت بدنِ #جنسی را در آغوش می گیرد. بی شک افزایش کارایی ها و گسترش حوزه ی کنترل، اما همچنین شهوانی شدن قدرت و استفاده از #لذت. این امر دو نتیجه به بار می آورد: از طریقِ خودِ اِعمال قدرت، انگیزه ای به قدرت داده می شود؛ هیجانی به کنترلِ مراقبت کننده و پیش برنده ی قدرت اعطاء می شود؛ شدتِ اعتراف کنجکاویِ پرسش گر را برمی انگیزد، و لذت کشف شده به قدرتی بر می گردد که آن را احاطه کرده است. اما همه ی این پرسش های مصرانه لذت هایی را که پاسخ دهنده تجربه کرده است، در او متمایز و برجسته می کند؛ نگاه به این لذت ها خیره می شود و توجه سبب می شود که آن ها متمایز و ترغیب شوند. قدرت به منزله ی سازوکارِ فراخوان عمل می کند، جذب می کند و هجایب و غرایبی را که مراقب شان است، بیرون می کشد. لذت روی قدرتی که آن را محاصره کرده است، پخش می شود و قدرت لذتی را که از مخفی گاه بیرون کشیده است، تثبیت می کند.

معاینه ی پزشکی، تحقیق روانپزشکانه، گزارش تربیتی و کنترل های خانوادگی می توانند این هدف فراگیر و ظاهری را داشته باشند که به تمام سکسوالیته های سرگردان یا نابارور نه بگویند؛ در واقع، همه ی آن ها ساز وکارهایی اند که با انگیزه ای دوگانه عمل می کنند: #لذت و #قدرت. لذت از اعمال قدرتی که می پرسد، مراقبت می کند، کمین می نشیند، می پاید، کاوش می کند، به دقت معاینه می کند و آشکار می کند، و از سوی دیگر لذتی که با گریز از این قدرت، فرار از آن، فریب دادن یا منحرف کردن اش، برانگیخته می شود. قدرتی که می گذارد لذتِ تحت تعقیب اش تسخیرش کند؛ و در مقابلِ این لذت، قدرت در لذتِ نشان دادن خود، رسوا کردن یا مقاومت کردن، عرض اندام می کند.

قلم: اراده به دانستن | #میشل_فوکو
نقش: #Toby_Malek
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اگر آدم ها خبیثند شاید فقط به این خاطر است که #رنج می‌برند، اما فاصله‌ی زمانی میان لحظه‌ای که رنج‌شان به پایان می‌رسد و زمانی که کمی بهتر می‌شوند بسیار زیاد است.

قلم: سفر به انتهای شب | #لویی_فردینان_سلین
ويزور: #Naqme_Slami
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
#يلدا
----
جلوى آينه ى شكسته پاويون داشتم پيرهنمو عوض ميكردم... به آينه گفتم... فك كنم كم كم آمادم ... بعدِ ١٤٧٦ روز...
همزمانىِ لعنتى...
چند ساعت بعد وقتى گيج و گُنگ مثه هميشه... از اجراى سيِ همايون شجريان بر ميگشتم تو مسير خروج...يلدا به سراغم اومد...
مقدمه آواى كولى ساراساته تو مغزم پخش شد و ثانيه قد كشيد.... انگار رو ميدازولام بودم... صداها... آدمها دور شدن... همه چى تار ... فقط خطوط محيطى چهرش... و آواى كولى ...شفاف...
ميخنديد از ته دل... هيجانى مغلوب تو صورتش ... نگاهمون سُر خورد رو هم... و ثانيه كوتاه شد...
خندش يخ بست رو لباش...
اثر يخچالى هميشگى من...
ياد ماجراى موسى افتادم....كه به خدا ميگفت... رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی... و از اين قصه ها...
فك كنم ... بعد كلى روز دلم گشاده شد و آماده ...
اتفاق افتاد بدون اينكه زورى بزنم براش...
تسليم خودم شدم ... باختم به خودم...بدون اينكه واقعا بخوام... ترس ... يخ بست...و قفل كلمه كليد خورد...و يلدا طلوع كرد...
و شايدم به قول همايون...ابر باريد... و ... بالاخره شدم از يار جدا...
شايد.
-----
قلم:#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦ | مجموعه #سه_نقطه
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
Planted in delusive soil of inadequeties... Its just a matter of choice whether to sublimate and awesomely grow... or get buried as you were never meant to crystallise...
-----
وقتى در خاك هذيان كاستى ها مدفون شده اى... استعلا و رشد ميتواند محتوم شود... يا به گور شدن... گويى كه انگارهرگز تبلور معنايت نبوده...

قلم: #مانى_منجمى | #فروردين_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
همیشه آدمهایی هستند که حس میکنند که زندگی آنها را دور انداخته یا جلوی در خونه ی یک غریبه رها کرده. ترک شدن به خودی خود یعنی از دست دادن عشق، ازدست دادن حس حیاتی ارتباط. در اغلب موارد ترک شدن و دل کندن شامل تمام شدن رابطه، سوگ و تنهاییه-چیزی که آدمها میتوانند همه ی آن را یک جا تجربه کنند، یا به طور مجزا در یک بازه ی زمانی، یا حتی مثل یک پس لرزه چند سال بعد از تجربه ی ترک.
واژه ی ترک میتونه برای ادمهای مختلف معانی مختلفیو تداعی کنه. این مفهوم یه تجربه ی کاملا فردی و شخصیه. بعضی اوقات حس اندوه و سوگ ماندگار حاصل از فقدان یک نفر در کذشته است. بعضی از مواقع ترس، بعضی مواقع یک مانع نامرئی که نمیذاره ما ایجاد ارتباط کنیم، یا به ظرفیت و تواناییهای حقیقی خودمون دست پیدا کنیم. یه مواقعی هم به صورت مکانیزم خود-تخریبی عمل میکنه. در واقع ما زندانی الگوهاو شکل های مختلفی از ترک شدن هستیم.
افرادی که غم و اندوه از دست دادن عشق را تجربه میکنند اغلب فکر میکنند که زندگیشان برای همیشه تغییر کرده و دیگر مثل روز اول نمیشوند و نمیتوانند دیگر به کسی علاقه مند شوند. من به شما اطمینان میدهم اگرچه در حال حاضر احساس شکست میکنید، باید بدانید که این حس گذراست و روند عادى سوگ بعد از اتمام یک رابطه است. در واقع شما تنها با سر و کله زدن با این احساس که زندگی شما به پایان رسیده است این امکان را پیدا میکنید که از نو شروع کنید.
آن دسته از شما که هنوز درگیر#عشق از دست رفتتون هستین ؛ درگیراون کسی که رفت و یه زندگی جدید و رابطه ی جدید و شروع کرد و شما رو با تکه های شکستتون تنها گذاشت، باید بدونید که شما به این دلیل ترک شدید که سفر خود کاویتون رو شروع کنید. شما تعدادی از منتخبینی هستید که این شانس را دارید که سفر خودکاوی خود را شروع کنید. همچنان که سیر نوشته هاى من را دنبال میکنید متوجه میشید که دردی که حس میکنید واقعیست ، بخشی از سفر زندگیست وحتی لازمه این سفر است.
هر کس که این درد را حس میکند درحال تجربه ی یک بحران روانى عميق است که همه ی ما به عنوان انسان در برحه هایی از زندگی امکان دارد آن را تجربه کنیم. بسیاری فکر میکنند اگر بارها و بارها قلبشون شکسته و تیکه پاره شده، دیگه چطور باید این قلب رو وصله پینه کنند یا اصلا با التیام کدوم زخمشون شروع کنن؟ ولی خوبه كه هوشیار باشیم که این احساسات قدرتمند و بعضا ناتوان کننده به این معنی نیست که ما ضعیف وابسته یا نالایق هستیم. با وجود شدت این حسهای آزاردهنده ، باید بدانید شما همان انسان قدرتمند و مسئولی هستید که قبل از رابطه بودید. این تجربه ی جدایی هر چند سخت و فرساینده،شما را نابود نکرده است. در واقع اینکه میتوانید انقدر عمیق و زنده (درد) را حس کنید مهر تاییدی بر قدرت و سر سختی شماست. در واقع شما تنها با تمرکزهمه جانبه بر روی این احساساته که راهی برای رهایی از آنها پیدا میکنید.
الان زمان یک تصفیه حساب شخصیست، اما این خود کاوی میتونه حتی به نابودى تصوير مجازى خود اعتماد به نفس یا متهم کردن خود بینجامد. وقتی کسی را دوست میداریم و او ما را پس میزند، ما اغلب خشمی را که به طرف مقابل داریم به سمت خود شلیک میکنیم و برای از دست دادن اون شخص خودمونو متهم میکنیم. در این حالت تجربه ی ترک مثل یک باتلاق ما رو در باتلاق حسهای بی ارزشی و #افسردگی فرو میبرد. مهم این نیست که شریک قبلی شما تحت چه شرایطی شما رو ترک کرده و چقدر اون حرکت غیراخلاقی يا آسیب زا بوده ؛ شما یک #قربانی نیستید! این حقیقت که کسی انتخاب کرده که با شما نباشد بیشتر از انچه راجع به شما و روند عملکردتون در رابطه توضیحی بدهد راجع به شریک سابق شما روشنگری میکند.

قلم: #مانى_منجمى | مجموعه ى #سه_نقطه
#مانی_منجمی #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
رابطه مثه رقصيدن مي مونه... هر كى سرعتش... حركاتش... فضايي كه دورش نياز داره ... ملودى كه دوست داره...و حتى مهارتش... مختص خودشه... چه خوبه كه ياد بگيريم... بعضى ها اهل رقص نيستند... يا حتى اگه رقصشون خيلى هم با ما جور شه... ممكنه خسته شن... ممكنه خسته شيم... اين اجازه رو به خودمون و بقيه بديم... كه نفسى تازه كنند... شايد باز رقصيديم... شايدم زمان ملودى محبوب ما تموم شده... بهتر از اينه كه به هر شكل بدقواره اى برقصيم...
ياد بگيريم كه هنر اصلى... هنر انتخاب... هنر زمان و ...هنر ... فاصله هاست...

قلم: #مانى_منجمى | #فروردين_٩٥
ويزور: #manimonajemi
#مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
#تفرد_يك_ديوانه
مبحثى كه از نوجوانى دارم باهاش سر و كله ميزنم "#هويتِ" و مراحل تحولى و نقش حساسى كه در كل بافت #زندگى ما به عهده داره. راستش براى خود من مدتها طول كشيد كه پيدا كنم مسير زندگيمو و مسيرهاى متعددى و طى كردم و قالبها و نقشهاى مختلفيو تجربه كردم تا به مسيرى كه الان در اون دارم قدم بر ميدارم برسم. يه موقعهايي وقتى به مسير ١٥ سال گذشته نگاه ميكنم ميبينم خيلى به در و ديوار زدم تا بتونم بالاخره در قالبى برم كه رنگ آرامش داشته باشه، صادقانه بخوام بگم هنوزم زياد مطمئن نيستم..
از نظر من هر انسانى مسير رشدى منحصر به فرد خودشو داره و تعاريفى كه جامعه و ساعت اجتماعى براى ما متصور ميشه، گاهى نه تنها باعث #رشد نميشه، بلكه عقب موندن از اونا ميتونه ايجاد حس #اضطراب، #عقب_ماندگى و #ناكارامدى رو برامون به دنبال داشته باشه؛ مثل درس خوندن در رشته اى خاص، در زمانى خاص، ازدواج با معيارى خاص، شخصى خاص و زمانى مشخص.
يادمون باشه هر كدوم از ما يه #پروانه ايم با شفيره اى مخصوص خودمون، زمان بيرون اومدنمون ازين شفيره با هم متفاوته، جنس شفيره هامون، و قدرتمون در بيرون اومدن اين شفيره. پس باهم #مسابقه نديم. براى پروانه انرژى كه صرف بيرون اومدن از شفيره ميشه، از لحاظ زيستى اونو براى بقا در محيط بيرون آماده ميكنه. پس عجله نكنيم، به نداى درونمون گوش بديم و به تفرد مسيرمون اطمينان كنيم . چه بسا اگه زور بزنيمو زودتر از موعد از شفيرمون بيايم بيرون، بقامون به خطر بيفته و منظورم از بقا فقط بقاي #بيولوژيك نيست؛ بقاى هويت، فرديت و نبوغ فردي هم نوعى از بودنه و شايد تنها #هدف زندگى.
همه آنچه در مسير به آن بر ميخوريم، انجام ميدهيم، ما را خراش ميدهد، ميشكند و ميتراشد، حتى كارهايى كه اكنون از نظر مابيهوده به نظر ميرسد؛ما را براى نسخه اى والاتر، #اصيل تر و شفافتر از خودمان آماده ميسازد، فقط كافيست باور كنيم كه #غايت وجودمان هدفمند و يكتا است.
قلم: #مانى_منجمى
#مرداد_٩٥
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
#من_یک_دیوانه_ام
فکر میکنم #دیوانگی بهترین راه فرار از روزمرگی های زندگیِ قرارداديه و منظورم از دیوانگی بغل کردن و چِلوندن تفاوتامونِ و پشت پا زدن به ارزشها و تعاریفیه که از بدوِ تولد در روان ما تزريق شده. منظورم از دیوانگی نوعی از #جنون به شکل #مرضی و آسیب زا به خودمون و اطرافیان نیس; آزادیِ و رقص بدون اینکه به چشمان نظاره گر جامعه توجه کنیم، اینکه خودمون باشیم؛ زشت و زیبا، چاق و لاغر و كوتاه و بلندِ خودمونو بغل کنیم و به خودمون اجازه بدیم كه باشیم، اشتباه کنیم، زمین بخوریم و یادمون باشه که حق اینو داریم که خشمگین باشیم و مشت و لگد به اطراف پرتاب کنیم و ...آزادیم؛ تا وقتی که مُشتمون مرز دماغ بغلیمون رو رد نکنه!!!
یکی از معضلات یک جامعه ى #اسطوره محور اینه که یه سری تصاویر و داستان های نقلی و وصفی وجود داره که سعى ميكنه انسان ها رو تو قالب اساطير و قهرمانان و الگوهاى اعتقادى بگنجونه! اتفاقی که میفته اینه که یه جامعه ی اسطوره پرست داریم که به این علت که نمیتونن و نتونستن پا جای پای #اساطیر پاگنده ى تاريخى و داستانیشون بذارن، غمگينن! مثل یک افسردگيه جمعى. از اون طرفم یه عده که ازین قصه ها و فیگورهای یوتوپیایی خسته شدن، میشن #آنتاگونيست داستان و خون اون آدماى غمگینو تو شیشه میکٌنن و جامعه میشه دو قطب سیاه و سفید و یمین و یسار، بدون اینکه آدمای #خاکستری این بین مجال اینو پیدا کنن که آدمیت کنن!!! آدماى غمگين هم منتظر #ناجى ميمونن تا #آرماگدون واقع بشه و اونا از دست #ضحاك قصه نجات پيدا كنن. آدم غمگينا به نوعى با اين درماندگى آموخته شده كنار ميان و اونو به عنوان سرنوشتشون قبول ميكنن يا حتى افتخار ميكنن كه انقدر صابر و تسليمن! این داستان دور و نزدیک واسمون شاید خیلی آشنا باشه، حالا جدا از بحث #آزادی و#فردیت از مقیاس فردی و فرافردی که در حوصله ی این بحث نیست، میخواستم راجع به خاکستری بودن صحبت کنم و اینکه در طول تاریخ چه آدمای بزرگی از دل این خاکستری بیرون اومدن.
طبق مطالعات پس رویدادی، #بتهوون از #اختلال_دوقطبی رنج میبرده! گویا بتهوون بعدِ از دست دادن شنواییش وارد یک دوره #افسردگى میشه و #مانیا به صورت واکنشی دفاعی بر اون مستولی ميشه تا از چنگال غم نجاتش بده. گفته ميشه که #بتهوون بسیاری از قطعاتش مثل سوناتا رو در فاز #شیدایی ساخته. نمونه دیگر #جی_کی_رولینگ خالق #هری_پاترِ که این رمان رو در هنگام جنگیدن با افسردگی ماژورش خلق کرد. #ون_گوگ، #ارنست_همینگوی، #ویرجینیا_ولف، #جان_نش, #هاوارد_هیوز و خیلی آدم خاکستری دیگه که همشون #انحراف_معیار معنی داری با جامعه زمان خودشون داشتن و تاثيرشون رو زندگى ما چيزى بيش از روايت وحديث و افسانه ست!!!
خاکستری باشیم, ديوانه باشيم، آدم باشیم و بذاریم بهشت سر جاى خودش بمونه و زمینم زیر پای ما!!!

قلم: #مانى_منجمى | #تير_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوار بر قاليچه ى پرنده ى #كيهان_كلهر
----
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوار بر قاليچه ى پرنده ى #كيهان_كلهر
----
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوار بر قاليچه ى پرنده ى #كيهان_كلهر
----
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوار بر قاليچه ى پرنده ى #كيهان_كلهر
----
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
نگاهی_به_موضوع_روابط_خارج_زناشویی | #قسمت_پايان
----
"محسن مخملباف" در فیلم "سکس و فلسفه" سعی در به تصویر کشیدن چنین رابطه ای دارد. آن جا که "مریم"، یکی از معشوقه های "جان" به او می گوید: 
"این عشق است؟! هم زمان با چند نفر بودن؟!" 
و "جان" پاسخ می دهد: 
"این جستجو است، من با هر کدام از شما بخشی از قلب خودم را کشف کردم"
سیر رو به رشد روابط خارج زناشویی در جامعه ی ما، مطلبی است که هم شخصأ در کار با مراجعان مطب با آن روبرو بوده ام و هم همکارانم راجع به آن گزارش می دهند و گرچه آمار قابل اعتمادی در این زمینه وجود ندارد، اما به نظر می رسد که این الگو در جامعه ما رو به افزایش است. گرچه روابط خارج زناشویی بسته به نوع و علت آن می تواند فایده ای بیش از هزینه داشته باشد (functional) یا هزینه ای بیش از فایده (dysfunctional) ، اما وقتی به عنوان یک رفتار جمعی و از منظر جامعه نگر (community oriented)  به آن می نگریم نمی توانیم آن را مستقل از سایر متغیر های اجتماعی بسنجیم.
لذا نگارنده بر این باور است که وقتی به این الگوی آماری در جامعه امروز ایران می نگرد و آن را در کنار آمارهای افزایش خشونت فیزیکی، خشونت جنسی، کودک آزاری، کودکان و زنان خیابانی وقانون شکنی در سطوح مختلف اجتماعی می گذارد به این نتیجه می رسد که اساسأ جامعه ی ما به دلایلی که در مقاله ی #رشد_اعتیاد_در_ایران به آن اشاره کرده ام دچار ناتوانی در گذار از اخلاق سنتی به اخلاق مدرن شده است. این مطلب را در کتاب #حرفهایی_برای_امروزی ها (انتشارات بهار سبز) به تفصیل توضیح داده ام. 

قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک | #نگاهی_به_موضوع_روابط_خارج_زناشویی | #قسمت_پايان
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
کیمیاگرانی هستند که هیچگاه درباره‌ی کیمیاگری حرف نمی‌زنند ولی موفق شده‌اند حجر کریمه را کشف کنند... اینها کیمیاگران حقیقی‌اند.
خود را در آزمایشگاه، زندانی می‌کردند و تلاش می‌کردند مانند طلا، تکامل پیدا کنند.
فهمیده بودند وقتی چیزی تکامل می‌یابد، همه‌ی چیزهای اطرافش نیز، تکامل پیدا می‌کند و اینجاست که سرب به طلا تبدیل می‌شود.

قلم: #پائولو_کوئیلو | #کیمیاگر
ويزور: #Alessandra_Ruggiero
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا رابطه ى جنسى حتى براى زوجهايي كه به هم #عشق ميورزند در طول زمان كمرنگ ميشود؟
#ted #tedmed #Esther_Perel
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
وقتی ماهیگیران نروژی قایق خود را در طوفان ودر جهت گرداب می بینند سعی می کنند پیش برانند و در چرخش گرداب پارو بزنند ؛ اگر چنین کنند طوفان فرو می نشیند و آنها به سلامت از آن می گذرند.
این حرف درباره آدمهایی که دارای قدرت و استقامت ذاتی و درونی هستند نیز صادق است. آنان می توانند در اشخاصی که دچار #اضطراب و #دلهره هستند تاثیر آرام کننده داشته باشند. جامعه ما به چنین افرادی نیاز دارد نه به فکر و ابتکار تازه یا آدمهای #نابغه و #ابرمرد ، هر چند اینها هر کدام می توانند دارای ارزش و فایده بسیار باشند.
جامعه ما به آدمهایی نیاز دارد که باید خودشان باشند ، یعنی کسانی باشند که در رویارویی با دنیای بیرون متکی به نیروی شخصی و درونی خود باشند.

قلم: #انسان_در_جستجوی_خویشتن |#رولو_می
نقش: #Christian_Sampson
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct