به طور کلی، صلاح در این است که آدمی شعور خویش را با نگفتن نشان دهد، نه با گفتن
زیرا سکوت از هوشمندی است و گفتن از خودپسندی
قلم: #آرتور_شوپنهاور
حجم: #Canary_Wharf
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
زیرا سکوت از هوشمندی است و گفتن از خودپسندی
قلم: #آرتور_شوپنهاور
حجم: #Canary_Wharf
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
زندگی تنها در همین لحظه وجود دارد، و این لحظه بی نهایت و جاویدان است. لحظه حال بی نهایت کوچک است؛ پیش از آنکه بتوانیم آن را اندازه گیری نماییم، از دست می رود و در عین حال تا ابد جاویدان است.... شاید باور داشته باشید که در هماهنگی با زندگی و لحظه جاودان حال نیستید؛ اما هرگز قادر نخواهید بود که خارج از جریان هماهنگ زندگی قرار بگیرید، چراکه شما خود، زندگی هستید و در لحظه حال موجودیت دارید....
قلم: #آلن_واتس
ويزور: #manimonajemi
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #آلن_واتس
ويزور: #manimonajemi
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
#نگاهی_به_موضوع_روابط_خارج_زناشویی | #قسمت_اول
تعریف رابطه ی خارج زناشویی می تواند مورد اختلاف نظر باشد . گروهی رابطه ی جنسی با فردی غیر از همسر را رابطه خارج زناشویی می نامند. اما به نظر نگارنده برای این که رابطه ای را در این مقوله قرار دهیم لزومأ نباید سکس اتفاق بیفتد، بلکه هر رابطه ای با فرد غیر همجنس، خارج از اعضای خانواده که از همسر پنهان شود یک رابطه خارج زناشویی محسوب می شود. در این مقاله قصد دارم به علل رابطه خارج زناشویی نظری بیندازم.
مدل زیستی-روانی-اجتماعی-معنوی
Bio – psycho – socio – spiritual
بر اساس این مدل هر نوع رفتار انسانی را باید از ابعاد مختلف بنگریم چرا که انسان موجودی است که هم فرایند های شیمیایی در رفتار اوتاثیر می گذارند، هم نگرش ها (attitudes)، هم تعاملات و روابط بین فردی (inter personal)
و هم روابط فرا فردی (transpersonal).
بنابراین نگرش جامع به انسان، نیاز به طرح مسئله در همه این قالب ها دارد .
روابط خارج زناشویی از دیدگاه زیستی (biological):
در بسیاری از موارد رابطه خارج زناشویی هزینه های زیادی را برای فرد ایجاد می کند. "پنهان کاری"، کلافی از دروغ ها را در یک رابطه ایجاد می کند که در دراز مدت اشتغال ذهنی قابل توجهی برای فرد ایجاد می کند . بنابراین می توان رابطه خارج زناشویی را رابطه ای پر هزینه
(high cost)
به شمار آورد. برای فهم این که چرا فرد چنین رابطه ای را انتخاب می کند می توان به موازنه بین نیروی یک تکانه و توان کنترل تکانه فرد نگاه کرد.
از دیدگاه نوروترانسمیتری تحریک سیستم های نورآدنرژیک و دوپامینرژیک فرد را "برمی انگیزد" در حالی که تحریک سیستم های سروتونرژیک و کولینرژیک ، فرد را "فرو می نشاند".
براین مبنا افراد "صفراوی مزاج" با غلبه سیستم نورآدرنالین و افراد "سودایی مزاج" باغلبه سیستم دوپامین بیشتر امکان دارد تکانشی (impulsive) عمل کنند و هزینه زیادی بابت انتخاب خود بپردازند در حالی که افراد "دمی مزاج" با غلبه سیستم سروتونینی و "بلغمی مزاج" با غلبه سیستم کولینرژیک، تکانه ها را مهار می کنند و برمبنای موازنه ی هزینه – فایده
(cost – benefit)
تصمیم می گیرند.
در سطح عملکرد جنسی طبعا هر چه سطح تستوسترون در مردان و نسبت استروژن به پروژسترون در زنان بیشتر باشد تکانه های جنسی قدرتمند تری ایجاد می شود و مقاومت در برابر آن ها نیاز به سطح بالاتری از کنترل تکانه دارد. لازم به ذکر است که منظور از سطح هورمون، سطح سرمی آن نیست بلکه منظور سطح فعالیت فیزیولوژیک آن است که بر اساس "میزان تحریک رسپتورها" تعریف می گردد. بنابراین با روش های آزمایشگاهی بیوشیمیایی، قابل سنجش نیست بلکه بر اساس صفات ثانویه جنسی قابل اندازه گیری تخمینی است.
روابط خارج زناشویی از دیدگاه روانی(psychological) :
در اینجا وقتی صحبت از مسائل روانی می شود منظور نگارنده، مسائل مرتبط با طرحواره ها و نگرش هاست. در واقع "عینک تفسیری" که از پشت آن به رویداد ها می نگریم، "سطح روانی" نام دارد. گرچه اکثر قریب به اتفاق این عینک های تفسیری (frame) را نیز ما از دیگران دریافت کرده ایم اما نگارنده بر این اعتقاد است که آن ها از دسته intrapychic هستند نه interpersonal. چرا که چنان نهادینه شده اند که حتی اگر از محیط پیرامون پاداش نگیرند و کیفر دریافت کنند باز هم ادامه پیدا می کنند چنان که گویی فرد به گونه ای autonomous این رفتار را ادامه می دهد .
در ادامه به نمونه هایی از نگرش هایی که باعث رابطه خارج زناشویی می شوند اشاره شده است...
پايان #قسمت_اول
قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک | #نگاهی_به_موضوع_روابط_خارج_زناشویی | #قسمت_اول
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
تعریف رابطه ی خارج زناشویی می تواند مورد اختلاف نظر باشد . گروهی رابطه ی جنسی با فردی غیر از همسر را رابطه خارج زناشویی می نامند. اما به نظر نگارنده برای این که رابطه ای را در این مقوله قرار دهیم لزومأ نباید سکس اتفاق بیفتد، بلکه هر رابطه ای با فرد غیر همجنس، خارج از اعضای خانواده که از همسر پنهان شود یک رابطه خارج زناشویی محسوب می شود. در این مقاله قصد دارم به علل رابطه خارج زناشویی نظری بیندازم.
مدل زیستی-روانی-اجتماعی-معنوی
Bio – psycho – socio – spiritual
بر اساس این مدل هر نوع رفتار انسانی را باید از ابعاد مختلف بنگریم چرا که انسان موجودی است که هم فرایند های شیمیایی در رفتار اوتاثیر می گذارند، هم نگرش ها (attitudes)، هم تعاملات و روابط بین فردی (inter personal)
و هم روابط فرا فردی (transpersonal).
بنابراین نگرش جامع به انسان، نیاز به طرح مسئله در همه این قالب ها دارد .
روابط خارج زناشویی از دیدگاه زیستی (biological):
در بسیاری از موارد رابطه خارج زناشویی هزینه های زیادی را برای فرد ایجاد می کند. "پنهان کاری"، کلافی از دروغ ها را در یک رابطه ایجاد می کند که در دراز مدت اشتغال ذهنی قابل توجهی برای فرد ایجاد می کند . بنابراین می توان رابطه خارج زناشویی را رابطه ای پر هزینه
(high cost)
به شمار آورد. برای فهم این که چرا فرد چنین رابطه ای را انتخاب می کند می توان به موازنه بین نیروی یک تکانه و توان کنترل تکانه فرد نگاه کرد.
از دیدگاه نوروترانسمیتری تحریک سیستم های نورآدنرژیک و دوپامینرژیک فرد را "برمی انگیزد" در حالی که تحریک سیستم های سروتونرژیک و کولینرژیک ، فرد را "فرو می نشاند".
براین مبنا افراد "صفراوی مزاج" با غلبه سیستم نورآدرنالین و افراد "سودایی مزاج" باغلبه سیستم دوپامین بیشتر امکان دارد تکانشی (impulsive) عمل کنند و هزینه زیادی بابت انتخاب خود بپردازند در حالی که افراد "دمی مزاج" با غلبه سیستم سروتونینی و "بلغمی مزاج" با غلبه سیستم کولینرژیک، تکانه ها را مهار می کنند و برمبنای موازنه ی هزینه – فایده
(cost – benefit)
تصمیم می گیرند.
در سطح عملکرد جنسی طبعا هر چه سطح تستوسترون در مردان و نسبت استروژن به پروژسترون در زنان بیشتر باشد تکانه های جنسی قدرتمند تری ایجاد می شود و مقاومت در برابر آن ها نیاز به سطح بالاتری از کنترل تکانه دارد. لازم به ذکر است که منظور از سطح هورمون، سطح سرمی آن نیست بلکه منظور سطح فعالیت فیزیولوژیک آن است که بر اساس "میزان تحریک رسپتورها" تعریف می گردد. بنابراین با روش های آزمایشگاهی بیوشیمیایی، قابل سنجش نیست بلکه بر اساس صفات ثانویه جنسی قابل اندازه گیری تخمینی است.
روابط خارج زناشویی از دیدگاه روانی(psychological) :
در اینجا وقتی صحبت از مسائل روانی می شود منظور نگارنده، مسائل مرتبط با طرحواره ها و نگرش هاست. در واقع "عینک تفسیری" که از پشت آن به رویداد ها می نگریم، "سطح روانی" نام دارد. گرچه اکثر قریب به اتفاق این عینک های تفسیری (frame) را نیز ما از دیگران دریافت کرده ایم اما نگارنده بر این اعتقاد است که آن ها از دسته intrapychic هستند نه interpersonal. چرا که چنان نهادینه شده اند که حتی اگر از محیط پیرامون پاداش نگیرند و کیفر دریافت کنند باز هم ادامه پیدا می کنند چنان که گویی فرد به گونه ای autonomous این رفتار را ادامه می دهد .
در ادامه به نمونه هایی از نگرش هایی که باعث رابطه خارج زناشویی می شوند اشاره شده است...
پايان #قسمت_اول
قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک | #نگاهی_به_موضوع_روابط_خارج_زناشویی | #قسمت_اول
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چگونه کلمات ما زندگی درونی ما را نشان میدهند و نقشه کلماتی را مشخص میکنند ؟
#ted #tedmed #Mariano_Sigman
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#ted #tedmed #Mariano_Sigman
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوشمان میآید، #بُت درست کنیم و از آنها «اَبَر انسان» بسازیم. و وقتی آن شخصیتِ #ابرانسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.
واقعیت آن است که همه، آدمهای معمولیای هستند. حتی آنهایی که ما ابرانسان میپنداریم هم وقتی دستشویی میروند، وقتی میخوابند، آبِ دهنشان روی بالش میریزد، آنها هم دچار اسهال و یبوست میشوند، میترسند، دروغ میگویند، عرقِشان بوی گند میدهد و دهنشان سرِ صبح، بوی خُسفهی خَر!
...
بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربیِ ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی ست!
اولین چاره کار این بود که از آنها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولاً این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است.
در قدم بعد، سعی کردم به آنها نشان دهم که من هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، نیازهای طبیعی خودم را دارم.
عصبانی میشوم، غمگین میشوم، گرسنه میشوم، دستشویی میروم، دست و بالم درد میگیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همه آدمها دارند.
اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فراانسانی و غیرواقعی بسازند:
اول؛ #احترام:
حتی جلوی پای یک پسربچهی 7 ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ 5 ساله از در عبور کرد. باید آن قدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزشتر و مهمترند.
و بعد؛ #راستگویی!
به عقیده من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگتر و انسانیتر از راستگویی نیست. اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگترین سدهایی ست که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.
اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همه آدمهای دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
اینهایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوقها هم میآید.
به یک دلدادهی شیفته باید گفت:
-«کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه میبینی، در خلوتش، یک شامپانزهی تمامعیار میشود!... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپراستار!» همهی ما آدمایم. آدمهای خیلی معمولی.
قلم: #دالتون_ترومبو
نقش: #Jaeyeol_Han
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
واقعیت آن است که همه، آدمهای معمولیای هستند. حتی آنهایی که ما ابرانسان میپنداریم هم وقتی دستشویی میروند، وقتی میخوابند، آبِ دهنشان روی بالش میریزد، آنها هم دچار اسهال و یبوست میشوند، میترسند، دروغ میگویند، عرقِشان بوی گند میدهد و دهنشان سرِ صبح، بوی خُسفهی خَر!
...
بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربیِ ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی ست!
اولین چاره کار این بود که از آنها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولاً این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است.
در قدم بعد، سعی کردم به آنها نشان دهم که من هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، نیازهای طبیعی خودم را دارم.
عصبانی میشوم، غمگین میشوم، گرسنه میشوم، دستشویی میروم، دست و بالم درد میگیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همه آدمها دارند.
اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فراانسانی و غیرواقعی بسازند:
اول؛ #احترام:
حتی جلوی پای یک پسربچهی 7 ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ 5 ساله از در عبور کرد. باید آن قدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزشتر و مهمترند.
و بعد؛ #راستگویی!
به عقیده من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگتر و انسانیتر از راستگویی نیست. اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگترین سدهایی ست که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.
اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همه آدمهای دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
اینهایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوقها هم میآید.
به یک دلدادهی شیفته باید گفت:
-«کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه میبینی، در خلوتش، یک شامپانزهی تمامعیار میشود!... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپراستار!» همهی ما آدمایم. آدمهای خیلی معمولی.
قلم: #دالتون_ترومبو
نقش: #Jaeyeol_Han
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
آدمهایی که ما را #رنج میدهند ،خیلی اوقات رنج کشیده هایی هستند که از زخمهای خودشان نتوانستند عبور کنند...
قلم: #اروین_یالوم
ويزور: #leda_siloto
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #اروین_یالوم
ويزور: #leda_siloto
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
آدمهای تو خالی که از پذیرش دیگران پر شده اند و با اتکا به دیگران و با نظر دیگران زندگی خود را سر و سامان می دهند در نهایت محکوم به احساس #تنهایی هستند زیرا هر چه بیشتر به دیگران تکیه می کنند خود را خالی تر می یابند ، دلیلش هم این است که در خود زمینه محکمی برای دوست داشتن واقعی و به دور از محاسبات روزمره زندگی ندارند
قلم: #انسان_در_جستجوی_خویشتن | #رولو_می
نقش: #Zewar_Fadhil
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #انسان_در_جستجوی_خویشتن | #رولو_می
نقش: #Zewar_Fadhil
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
دکتر : بعضی وقتها احساس افسردگی میکنم ؛ این حس من را میترساند !
قاضی : نمیتوانی با دارو کنترلش کنی ؟
دکتر : ترجیح میدهم بدون دارو این کار را انجام دهم !
قاضی : پس شما هم به دارو اعتقاد نداری دکتر !
دکتر : مگر شما به عدالت اعتقاد داری ؟!
قلم: سپس هیچکدام باقی نماندند | #آگاتا_کریستی
نقش: #rappler
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قاضی : نمیتوانی با دارو کنترلش کنی ؟
دکتر : ترجیح میدهم بدون دارو این کار را انجام دهم !
قاضی : پس شما هم به دارو اعتقاد نداری دکتر !
دکتر : مگر شما به عدالت اعتقاد داری ؟!
قلم: سپس هیچکدام باقی نماندند | #آگاتا_کریستی
نقش: #rappler
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
#نگاهی_به_موضوع_روابط_خارج_زناشویی | قسمت دوم
#سندرم_شکارچی !
در نظریه ی بازی های زندگی (لیبیدو در مسیر زندگی – کتاب #یادداشتهای_یک_روانپزشک) توضیح داده ام که یکی از مراحل رشدی که انسان به طور طبیعی در دوران نوجوانی آن را طی می کند مرحله "اثبات خود" است. در این مرحله هسته اولویت های زندگی فرد، غلبه بر احساس حقارت (inferiority feeling) است. بنابراین فرد مکررأ وارد "بازی های رقابتی" می شود و اشتغال ذهنی عمده وی برنده بودن بیشتر و بازنده بودن کمتر است.
گروهی از افراد در این مرحله جا می مانند (libido fixation) بنابراین در سرتاسر زندگی در حال رقابت با دیگران برای "اثبات برتری" خود هستند.
یکی از شکل های این بازی "سندرم شکارچی" است. در این سندرم فرد با "شکار کردن" زن یا مردی که جذاب، موفق، قدرتمند یا مشهور است احساس برنده بودن پیدا می کند. مردان با شکار زنان متعدد، خود را صاحب حرمسرای بزرگی می بینند و زنان با شکار مردان متعدد به خود اطمینان می دهند که جذاب و زیبا هستند. بنابراین هیچ همسر یا پارتنری نخواهد توانست این افراد را اشباع کند. زیرا این افراد "کلکسیونر" هستند و برای آن ها هیچ شیئی به تنهایی ارضا کننده نیست بلکه فهرست اشیاء موجود در موزه است که برایشان ارضا کننده تلقی می شود .
از دیدگاه آرکی تایپال مردان "زئوس تایپ" و زنان "آفرودیت تایپ" چنین تمایلاتی دارند. در این زمینه کتاب های "شینودابولن" اطلاعات کاملی فراهم می کنند . کتاب او درباره ی مردان توسط نشر آشیان با نام "نمادهای اسطوره ای و روانشناسی مردان" و توسط نشر فرهنگ زندگی با نام " انواع مردان" ترجمه و منتشر شده و کتاب او درباره زنان توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده که متأسفانه عمده مباحث مربوط به "آفرودیت" در آن سانسور شده است.
"اینیاتسیوسیلونه" در کتاب "نان و شراب" راجع به مردی صحبت می کند که با هر زنی معاشقه می کند، بافه ای از موی او را به یادگار می گیرد و بالشی دارد که با انبوهی از بافه های گیسوان زنان، آنرا انباشته و آن را زیر سر می گذارد. این توصیفی زیباست از مردی شکارچی که همچون جنگاوری که از فتوحات خود می گوید، از فتوحات جنسی و عاطفی اش سخن می راند.
عقده مادر مقدس (مادونا کمپلکس)
Madonna complex
عقده مادر مقدس در مورد مردانی به کار رفته است که همسرانشان برایشان حرمتی دارند و این حرمت با رابطه جنسی آلوده می شود. در نتیجه این مردان کار کثیف (سکس) را برای جای دیگر می گذارند و "بکارت دوشیزه مقدس" خود را نمی آلایند.
مادونا کمپلکس طیف وسیعی دارد که در یک سر طیف کسانی قرار می گیرند که با همسرانشان دچار ناتوانی جنسی (impotence) می شوند، در حالی که در یک رابطه دیگر (که عمدتا با فاحشه ها و کلفت ها – افرادی از سطح اجتماعی بسیار پایین تر- صورت می گیرد) پر اشتها و فعال هستند . " ماریو بارگاس یوسا" در کتاب "گفتگو در کاتدرال" مردان پرو (لیما) را چنین توصیف می کند: " عنین درمقابل همسرشان، سیری ناپذیر در مقابل فاحشه ها".
در سر دیگر طیف کسانی قرار دارند که با همسر خود سکس دارند ولی این سکس ، سکس متعارف و "محترمانه ای" است و آن ها را از نظر ذهنی ارضا نمی کند. آن ها در سکس تمایل به رفتارهایی دارند که در فرهنگ و عرف خانوادگی شان غیر محترمانه محسوب می شود. مثلا سکس دهانی یا مقعدی یا رفتارهای پارافیلیاک یا ژاژگویی (coprolalia) در حین سکس. در نتیجه فضای زندگی زناشویی، بخش محترمانه ی سکس آن هاست و فضای خارج زناشویی، بخش غیر مودبانه ی آن!
علیرغم نظر ابداع کنندگان این واژه، معادل مادونا کمپلکس می تواند در زنان نیز وجود داشته باشد. زنانی که با یک "پدر نماد" (father figure) یا "ابر مرد" ازدواج می کنند ممکن است به خود اجازه ندهند تمام فانتزی های جنسیشان را در رابطه با این "مرد بزرگ" به فعالیت درآورند، در نتیجه تمایل پیدا می کنند در رابطه با مردی معمولأ بسیار جوان تر از خودشان (که در رابطه با او در موضع اقتدار قرار دارند) فانتزی هایشان را محقق کنند. " سندرم زلیخا" یا "سندرم سودابه" نامی است که نگارنده این مقاله برای این زنان انتخاب کرده است. "رومن رولان" نیز در کتاب "جان شیفته" چنین رابطه ای را توصیف کرده است . این نوع رابطه در طبقات بالای اجتماع شایع تر است. شاید شیوع بالای این رابطه ها در اشراف روسیه باعث شده بود که لئوتولستوی بگوید "کسی از مرگ فقرا و زنای اغنیا باخبر نمی شود".
قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک | #نگاهی_به_موضوع_روابط_خارج_زناشویی | #قسمت_دوم
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#سندرم_شکارچی !
در نظریه ی بازی های زندگی (لیبیدو در مسیر زندگی – کتاب #یادداشتهای_یک_روانپزشک) توضیح داده ام که یکی از مراحل رشدی که انسان به طور طبیعی در دوران نوجوانی آن را طی می کند مرحله "اثبات خود" است. در این مرحله هسته اولویت های زندگی فرد، غلبه بر احساس حقارت (inferiority feeling) است. بنابراین فرد مکررأ وارد "بازی های رقابتی" می شود و اشتغال ذهنی عمده وی برنده بودن بیشتر و بازنده بودن کمتر است.
گروهی از افراد در این مرحله جا می مانند (libido fixation) بنابراین در سرتاسر زندگی در حال رقابت با دیگران برای "اثبات برتری" خود هستند.
یکی از شکل های این بازی "سندرم شکارچی" است. در این سندرم فرد با "شکار کردن" زن یا مردی که جذاب، موفق، قدرتمند یا مشهور است احساس برنده بودن پیدا می کند. مردان با شکار زنان متعدد، خود را صاحب حرمسرای بزرگی می بینند و زنان با شکار مردان متعدد به خود اطمینان می دهند که جذاب و زیبا هستند. بنابراین هیچ همسر یا پارتنری نخواهد توانست این افراد را اشباع کند. زیرا این افراد "کلکسیونر" هستند و برای آن ها هیچ شیئی به تنهایی ارضا کننده نیست بلکه فهرست اشیاء موجود در موزه است که برایشان ارضا کننده تلقی می شود .
از دیدگاه آرکی تایپال مردان "زئوس تایپ" و زنان "آفرودیت تایپ" چنین تمایلاتی دارند. در این زمینه کتاب های "شینودابولن" اطلاعات کاملی فراهم می کنند . کتاب او درباره ی مردان توسط نشر آشیان با نام "نمادهای اسطوره ای و روانشناسی مردان" و توسط نشر فرهنگ زندگی با نام " انواع مردان" ترجمه و منتشر شده و کتاب او درباره زنان توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده که متأسفانه عمده مباحث مربوط به "آفرودیت" در آن سانسور شده است.
"اینیاتسیوسیلونه" در کتاب "نان و شراب" راجع به مردی صحبت می کند که با هر زنی معاشقه می کند، بافه ای از موی او را به یادگار می گیرد و بالشی دارد که با انبوهی از بافه های گیسوان زنان، آنرا انباشته و آن را زیر سر می گذارد. این توصیفی زیباست از مردی شکارچی که همچون جنگاوری که از فتوحات خود می گوید، از فتوحات جنسی و عاطفی اش سخن می راند.
عقده مادر مقدس (مادونا کمپلکس)
Madonna complex
عقده مادر مقدس در مورد مردانی به کار رفته است که همسرانشان برایشان حرمتی دارند و این حرمت با رابطه جنسی آلوده می شود. در نتیجه این مردان کار کثیف (سکس) را برای جای دیگر می گذارند و "بکارت دوشیزه مقدس" خود را نمی آلایند.
مادونا کمپلکس طیف وسیعی دارد که در یک سر طیف کسانی قرار می گیرند که با همسرانشان دچار ناتوانی جنسی (impotence) می شوند، در حالی که در یک رابطه دیگر (که عمدتا با فاحشه ها و کلفت ها – افرادی از سطح اجتماعی بسیار پایین تر- صورت می گیرد) پر اشتها و فعال هستند . " ماریو بارگاس یوسا" در کتاب "گفتگو در کاتدرال" مردان پرو (لیما) را چنین توصیف می کند: " عنین درمقابل همسرشان، سیری ناپذیر در مقابل فاحشه ها".
در سر دیگر طیف کسانی قرار دارند که با همسر خود سکس دارند ولی این سکس ، سکس متعارف و "محترمانه ای" است و آن ها را از نظر ذهنی ارضا نمی کند. آن ها در سکس تمایل به رفتارهایی دارند که در فرهنگ و عرف خانوادگی شان غیر محترمانه محسوب می شود. مثلا سکس دهانی یا مقعدی یا رفتارهای پارافیلیاک یا ژاژگویی (coprolalia) در حین سکس. در نتیجه فضای زندگی زناشویی، بخش محترمانه ی سکس آن هاست و فضای خارج زناشویی، بخش غیر مودبانه ی آن!
علیرغم نظر ابداع کنندگان این واژه، معادل مادونا کمپلکس می تواند در زنان نیز وجود داشته باشد. زنانی که با یک "پدر نماد" (father figure) یا "ابر مرد" ازدواج می کنند ممکن است به خود اجازه ندهند تمام فانتزی های جنسیشان را در رابطه با این "مرد بزرگ" به فعالیت درآورند، در نتیجه تمایل پیدا می کنند در رابطه با مردی معمولأ بسیار جوان تر از خودشان (که در رابطه با او در موضع اقتدار قرار دارند) فانتزی هایشان را محقق کنند. " سندرم زلیخا" یا "سندرم سودابه" نامی است که نگارنده این مقاله برای این زنان انتخاب کرده است. "رومن رولان" نیز در کتاب "جان شیفته" چنین رابطه ای را توصیف کرده است . این نوع رابطه در طبقات بالای اجتماع شایع تر است. شاید شیوع بالای این رابطه ها در اشراف روسیه باعث شده بود که لئوتولستوی بگوید "کسی از مرگ فقرا و زنای اغنیا باخبر نمی شود".
قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک | #نگاهی_به_موضوع_روابط_خارج_زناشویی | #قسمت_دوم
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
بالا که بودم فقط سه پيشنهاد بود...
اول گفتند زني از اهالي جورجيا همسرم باشد. خوشگل و پولدار. قرار بود خانه اي در سواحل فلوريدا داشته باشيم. با يک کوروت کروکي جگري. تنها اشکالش اين بود که زنم در چهل و سه سالگي سرطان سينه ميگرفت. قبول نکردم. راستش تحملش را نداشتم
بعد موقعيت ديگري پيشنهاد کردند:
پاريس، خودم هنرپيشه مي شدم و زنم مدل لباس. قرار بود دو دختر دو قلو داشته باشيم. اما وقتي گفتند يکي از آنها نه سالگي در تصادفي کشته ميشود. گفتم حرفش را هم نزنيد
بعد قرار شد کلوديا زنم باشد با دو پسر. قرار شد توي محله هاي پايين شهر ناپل زندگي کنيم. توي دخمه اي عينهو قبر اما کسي تصادف نکند کسي سرطان نگيرد
قبول کردم...
حالا کلوديا همين که کنارم ايستاده است مدام مي گويد خانه نور کافي ندارد، بچه ها کفش و لباس ندارند، يخچال خالي است... اما من اهميتي نميدهم. مي دانم اوضاع مي توانست بدتر از اين هم باشد. با سرطان و تصادف...
کلوديا اما اين چيزها را نمي داند. بچه ها هم نميدانند...
قلم: پرسه در حوالي زندگي | #مصطفي_مستور
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اول گفتند زني از اهالي جورجيا همسرم باشد. خوشگل و پولدار. قرار بود خانه اي در سواحل فلوريدا داشته باشيم. با يک کوروت کروکي جگري. تنها اشکالش اين بود که زنم در چهل و سه سالگي سرطان سينه ميگرفت. قبول نکردم. راستش تحملش را نداشتم
بعد موقعيت ديگري پيشنهاد کردند:
پاريس، خودم هنرپيشه مي شدم و زنم مدل لباس. قرار بود دو دختر دو قلو داشته باشيم. اما وقتي گفتند يکي از آنها نه سالگي در تصادفي کشته ميشود. گفتم حرفش را هم نزنيد
بعد قرار شد کلوديا زنم باشد با دو پسر. قرار شد توي محله هاي پايين شهر ناپل زندگي کنيم. توي دخمه اي عينهو قبر اما کسي تصادف نکند کسي سرطان نگيرد
قبول کردم...
حالا کلوديا همين که کنارم ايستاده است مدام مي گويد خانه نور کافي ندارد، بچه ها کفش و لباس ندارند، يخچال خالي است... اما من اهميتي نميدهم. مي دانم اوضاع مي توانست بدتر از اين هم باشد. با سرطان و تصادف...
کلوديا اما اين چيزها را نمي داند. بچه ها هم نميدانند...
قلم: پرسه در حوالي زندگي | #مصطفي_مستور
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا ما #خيانت ميكنيم؟ چرا حتى انسانهاى شاد خيانت ميكنند؟
--
#ted #tedmed #Esther_Perel
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
--
#ted #tedmed #Esther_Perel
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#حافظه، برای عتیقه کردن عشق نیست، برای زنده نگه داشتن عشق است.
اگر پرنده را به قفس بیندازی، مثل این است که پرنده را قاب گرفته باشی. و پرندهی قاب گرفته، فقط تصور باطلی از پرنده است.
#عشق، در قاب یادها، پرندهییست در قفس.
منت آب و دانه بر سر او مگذار و امنیت و رفاه را به رخ او نکش.
عشق، طالب حضور است و پرواز، نه امنیت و قاب.
قلم: #یک_عاشقانه_آرام | #نادر_ابراهیمی
نقش: #Anthony_Falbo
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اگر پرنده را به قفس بیندازی، مثل این است که پرنده را قاب گرفته باشی. و پرندهی قاب گرفته، فقط تصور باطلی از پرنده است.
#عشق، در قاب یادها، پرندهییست در قفس.
منت آب و دانه بر سر او مگذار و امنیت و رفاه را به رخ او نکش.
عشق، طالب حضور است و پرواز، نه امنیت و قاب.
قلم: #یک_عاشقانه_آرام | #نادر_ابراهیمی
نقش: #Anthony_Falbo
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
#نگاهی_به_موضوع_روابط_خارج_زناشویی | #قسمت_سوم
#سندرم_سوپاپ
رابطه با شریک جنسی یا عاطفی جدید هیجان و برانگیختگی عصبی یا حالتی شبیه نشئه (euphoria) ایجاد می کند . بنابراین همان طور که افراد تحت فشار شرایط پر استرس به الکل، مواد و داروها پناه می برند، ممکن است در چنین شرایطی به "رابطه خارج زناشویی" پناه ببرند. این که فرد کدام الگوی رفتاری را در مواجهه با استرس اتخاذ می کند احتمال دارد بنا به تصادف انتخاب گردد یعنی فرد در حالی که تحت فشار عوامل استرس زا قرار دارد به طور تصادفی با یک نوع دارو یا مواد یا یک رابطه با غیر همجنس مواجه شود و دریابد که "حالش به طور دراماتیک بهتر شده". در این صورت بر اساس اصل رفتاری "پاداش مثبت" (positive reinforcement) تا زمان ادامه شرایط استرس زا از این "درب خروجی" برای کاهش فشار درونی استفاده می کند. در این شرایط رابطه خارج زناشویی به عنوان یک سوپاپ عمل می کند!
برخی دیگر از صاحبنظران اعتقاد دارند تعیین کننده راهکار استرس زدا صرفأ تصادفی و بر اساس "بازخوردمثبت" نمی باشد بلکه هر فرد دارای یک
drug of choice
است. بنابراین به طور فعال در شرایط استرس شروع به تجربه رفتارها و انتخاب های جدید می کند تا از شرایط پر فشار رهایی یابد و بین انواع بازخورد مثبت، مؤثرترین آن ها را انتخاب می کند. بنابراین بخش زیادی از کسانی که فی المثل تریاک کشیدن را به عنوان راهکار استرس زدا به کار می برند، رابطه با جنس مخالف را هم آزموده اند و از آن طرف اغلب کسانی که رابطه با جنس مخالف را به عنوان روش استرس زدا به کار می برند، تریاک و ترکیبات آن را آزموده اند و نتیجه گیری آن ها از این آزمون ها، انتخاب یک روش برای رهایی از استرس است.
در واقع این بیت بیان روشنی از حال این افراد است :
همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
چو فرو شدم به دریا چو تو گوهرم نیامد
"جورج الیوت" در رمان "میدل مارچ" نمونه هایی از این ماجرا ها را ذکر می کند: در شرایط پر استرس عاطفی "دکتر لایدگیت" به "قمار بازی" پناه می برد، اما "دورتا" به ارتباط با "لادیزلا" خاله زاده جوان و عاشق پیشه همسرش "کازوبون" آرام می جوید .
لازم به ذکر است که؛ گرچه شکل گیری این رفتارها در شرایط پر استرس واقع می گردد، رفع شرایط استرس زا "لزوما" منجر به "ترک اعتیاد" نمی گردد.
در درسنامه جامع روانپزشکی کاپلان و سادوک 1995 ذکر شده بود که اغلب سربازان امریکایی که در شرایط پر استرس جنگ ویتنام دچار وابستگی به هروئین شده بودند پس از پایان جنگ و بازگشت به خانه "خود به خود" هروئین را کنار گذاشتند. این کتاب عنوان "spontaneous remission" را برای این رویداد به کار می برد. با این حال بخشی نیز از وابسته شدگان با وجود پایان جنگ و بازگشت به خانه های امنشان وابسته به هروئین باقی ماندند .
گویی در بخشی افراد که از نظر ژنی مستعد اعتیاد هستند (addiction prone) مدار جدیدی در مغز شکل می گیرد که مستقل از استرس زدایی
(stress release)
از طریق مکانیسم شرطی شدگی (conditioning) در شرایط معمول هم روش استرس زدا ایجاد آرامش و لذت می نماید .
مولانا این مکانیزم گریز از شرایط پرفشار را در این ابیات این گونه بیان کرده است:
می گریزند از خودی در بیخودی
یا به خمری یا به زمر ای مهتدی
تا دمی از هوشیاری وارهند
ننگ خمر و زمر بر خود می نهند
قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک | #نگاهی_به_موضوع_روابط_خارج_زناشویی | #قسمت_سوم
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#سندرم_سوپاپ
رابطه با شریک جنسی یا عاطفی جدید هیجان و برانگیختگی عصبی یا حالتی شبیه نشئه (euphoria) ایجاد می کند . بنابراین همان طور که افراد تحت فشار شرایط پر استرس به الکل، مواد و داروها پناه می برند، ممکن است در چنین شرایطی به "رابطه خارج زناشویی" پناه ببرند. این که فرد کدام الگوی رفتاری را در مواجهه با استرس اتخاذ می کند احتمال دارد بنا به تصادف انتخاب گردد یعنی فرد در حالی که تحت فشار عوامل استرس زا قرار دارد به طور تصادفی با یک نوع دارو یا مواد یا یک رابطه با غیر همجنس مواجه شود و دریابد که "حالش به طور دراماتیک بهتر شده". در این صورت بر اساس اصل رفتاری "پاداش مثبت" (positive reinforcement) تا زمان ادامه شرایط استرس زا از این "درب خروجی" برای کاهش فشار درونی استفاده می کند. در این شرایط رابطه خارج زناشویی به عنوان یک سوپاپ عمل می کند!
برخی دیگر از صاحبنظران اعتقاد دارند تعیین کننده راهکار استرس زدا صرفأ تصادفی و بر اساس "بازخوردمثبت" نمی باشد بلکه هر فرد دارای یک
drug of choice
است. بنابراین به طور فعال در شرایط استرس شروع به تجربه رفتارها و انتخاب های جدید می کند تا از شرایط پر فشار رهایی یابد و بین انواع بازخورد مثبت، مؤثرترین آن ها را انتخاب می کند. بنابراین بخش زیادی از کسانی که فی المثل تریاک کشیدن را به عنوان راهکار استرس زدا به کار می برند، رابطه با جنس مخالف را هم آزموده اند و از آن طرف اغلب کسانی که رابطه با جنس مخالف را به عنوان روش استرس زدا به کار می برند، تریاک و ترکیبات آن را آزموده اند و نتیجه گیری آن ها از این آزمون ها، انتخاب یک روش برای رهایی از استرس است.
در واقع این بیت بیان روشنی از حال این افراد است :
همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
چو فرو شدم به دریا چو تو گوهرم نیامد
"جورج الیوت" در رمان "میدل مارچ" نمونه هایی از این ماجرا ها را ذکر می کند: در شرایط پر استرس عاطفی "دکتر لایدگیت" به "قمار بازی" پناه می برد، اما "دورتا" به ارتباط با "لادیزلا" خاله زاده جوان و عاشق پیشه همسرش "کازوبون" آرام می جوید .
لازم به ذکر است که؛ گرچه شکل گیری این رفتارها در شرایط پر استرس واقع می گردد، رفع شرایط استرس زا "لزوما" منجر به "ترک اعتیاد" نمی گردد.
در درسنامه جامع روانپزشکی کاپلان و سادوک 1995 ذکر شده بود که اغلب سربازان امریکایی که در شرایط پر استرس جنگ ویتنام دچار وابستگی به هروئین شده بودند پس از پایان جنگ و بازگشت به خانه "خود به خود" هروئین را کنار گذاشتند. این کتاب عنوان "spontaneous remission" را برای این رویداد به کار می برد. با این حال بخشی نیز از وابسته شدگان با وجود پایان جنگ و بازگشت به خانه های امنشان وابسته به هروئین باقی ماندند .
گویی در بخشی افراد که از نظر ژنی مستعد اعتیاد هستند (addiction prone) مدار جدیدی در مغز شکل می گیرد که مستقل از استرس زدایی
(stress release)
از طریق مکانیسم شرطی شدگی (conditioning) در شرایط معمول هم روش استرس زدا ایجاد آرامش و لذت می نماید .
مولانا این مکانیزم گریز از شرایط پرفشار را در این ابیات این گونه بیان کرده است:
می گریزند از خودی در بیخودی
یا به خمری یا به زمر ای مهتدی
تا دمی از هوشیاری وارهند
ننگ خمر و زمر بر خود می نهند
قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک | #نگاهی_به_موضوع_روابط_خارج_زناشویی | #قسمت_سوم
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
تعریف #تقوا از نظر الهی قمشه ای
فیلم خودتان را بگیرید وبگذارید جلوی خودتان،ببینید می خواهید این فیلم را جلوی همه پخش کنند؟
با فرزندم چطور برخورد کردم ؟با مادرم چگونه حرف زدم؟و...
اگر حاضر نیستی این فیلم رابقیه مردم ببینند یعنی خوب نیستی! این یک تعریف از تقواست که تمام اعمالت راروی سرت بگذاری وبروی بازار دوری بزنی وشرمنده نشوی!
قلم: #الهى_قمشه_اى
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
فیلم خودتان را بگیرید وبگذارید جلوی خودتان،ببینید می خواهید این فیلم را جلوی همه پخش کنند؟
با فرزندم چطور برخورد کردم ؟با مادرم چگونه حرف زدم؟و...
اگر حاضر نیستی این فیلم رابقیه مردم ببینند یعنی خوب نیستی! این یک تعریف از تقواست که تمام اعمالت راروی سرت بگذاری وبروی بازار دوری بزنی وشرمنده نشوی!
قلم: #الهى_قمشه_اى
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
خانه دل تنگ غروبی خفه بود...
مثل امروز، که تنگ است دلم!
پدرم گفت: چراغ!
و شب، از شب پر شد...
من به خود گفتم: یک روز گذشت!
مادرم آه کشید...
" زود بر خواهد گشت"
ابری آهسته به چشمم لغزید...
و سپس خوابم برد...
که گمان داشت که هست این همه درد
در کمین دل آن کودک خرد ؟!
آری آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور...
من نمی دانستم، معنی هرگز را
تو چرا بازنگشتی دیگر ؟!
آه! ای واژه ی شوم!
خو نکرده ست دلم با تو هنوز
من پس از این همه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزيزانم، آه!
قلم: #سایه | #هوشنگ_ابتهاج
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مثل امروز، که تنگ است دلم!
پدرم گفت: چراغ!
و شب، از شب پر شد...
من به خود گفتم: یک روز گذشت!
مادرم آه کشید...
" زود بر خواهد گشت"
ابری آهسته به چشمم لغزید...
و سپس خوابم برد...
که گمان داشت که هست این همه درد
در کمین دل آن کودک خرد ؟!
آری آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور...
من نمی دانستم، معنی هرگز را
تو چرا بازنگشتی دیگر ؟!
آه! ای واژه ی شوم!
خو نکرده ست دلم با تو هنوز
من پس از این همه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزيزانم، آه!
قلم: #سایه | #هوشنگ_ابتهاج
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct