#يلدا
----
جلوى آينه ى شكسته پاويون داشتم پيرهنمو عوض ميكردم... به آينه گفتم... فك كنم كم كم آمادم ... بعدِ ١٤٧٦ روز...
همزمانىِ لعنتى...
چند ساعت بعد وقتى گيج و گُنگ مثه هميشه... از اجراى سيِ همايون شجريان بر ميگشتم تو مسير خروج...يلدا به سراغم اومد...
مقدمه آواى كولى ساراساته تو مغزم پخش شد و ثانيه قد كشيد.... انگار رو ميدازولام بودم... صداها... آدمها دور شدن... همه چى تار ... فقط خطوط محيطى چهرش... و آواى كولى ...شفاف...
ميخنديد از ته دل... هيجانى مغلوب تو صورتش ... نگاهمون سُر خورد رو هم... و ثانيه كوتاه شد...
خندش يخ بست رو لباش...
اثر يخچالى هميشگى من...
ياد ماجراى موسى افتادم....كه به خدا ميگفت... رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی... و از اين قصه ها...
فك كنم ... بعد كلى روز دلم گشاده شد و آماده ...
اتفاق افتاد بدون اينكه زورى بزنم براش...
تسليم خودم شدم ... باختم به خودم...بدون اينكه واقعا بخوام... ترس ... يخ بست...و قفل كلمه كليد خورد...و يلدا طلوع كرد...
و شايدم به قول همايون...ابر باريد... و ... بالاخره شدم از يار جدا...
شايد.
-----
قلم:#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦ | مجموعه #سه_نقطه
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
----
جلوى آينه ى شكسته پاويون داشتم پيرهنمو عوض ميكردم... به آينه گفتم... فك كنم كم كم آمادم ... بعدِ ١٤٧٦ روز...
همزمانىِ لعنتى...
چند ساعت بعد وقتى گيج و گُنگ مثه هميشه... از اجراى سيِ همايون شجريان بر ميگشتم تو مسير خروج...يلدا به سراغم اومد...
مقدمه آواى كولى ساراساته تو مغزم پخش شد و ثانيه قد كشيد.... انگار رو ميدازولام بودم... صداها... آدمها دور شدن... همه چى تار ... فقط خطوط محيطى چهرش... و آواى كولى ...شفاف...
ميخنديد از ته دل... هيجانى مغلوب تو صورتش ... نگاهمون سُر خورد رو هم... و ثانيه كوتاه شد...
خندش يخ بست رو لباش...
اثر يخچالى هميشگى من...
ياد ماجراى موسى افتادم....كه به خدا ميگفت... رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی... و از اين قصه ها...
فك كنم ... بعد كلى روز دلم گشاده شد و آماده ...
اتفاق افتاد بدون اينكه زورى بزنم براش...
تسليم خودم شدم ... باختم به خودم...بدون اينكه واقعا بخوام... ترس ... يخ بست...و قفل كلمه كليد خورد...و يلدا طلوع كرد...
و شايدم به قول همايون...ابر باريد... و ... بالاخره شدم از يار جدا...
شايد.
-----
قلم:#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦ | مجموعه #سه_نقطه
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Zigeunerweisen
Sarasate
آواى كولى-پابلو ساراساته @Psychonstruct
#باورهای_غیر منطقی
1. من به عشق و تأیید افراد مهم نيازمندم .(باور غيرمنطقي)
عشق و تأييد بسيار دلپذير است و در شرايط مناسب به دنبال آن خواهم بود اما آنها از واجبات نيستند من بدون آنها نيز ميتوانم زندگي كنم. (باور منطقي)
2. براي ارزشمند بودن به عنوان يك انسان، بايد به موفقيت در هر كاري كه ميكنم بدون هيچ اشتباهي دستيابم. (باور غيرمنطقي)
من همواره سعي ميكنم تا حد ممكن به موفقيت دست يابم. اما شايستگي عدم شكست غيرواقعي است. بهتر است كه خود را جدا از عملكرد خود به عنوان يك انسان بپذيرم. (باور منطقي)
3. افراد بايد همواره كار صحيح را انجام دهند، زماني كه كاري آسيبزا انجام ميدهند بايد سرزنش و تنبيه شوند. (باور غيرمنطقي)
ناخوشايند است كه گاهي افراد كارهاي نادرست انجام ميدهند اما انسان كامل نيست و ناراحت كردن خودم در حقيقت تغييري ايجاد نخواهد كرد. (باور منطقي)
4. وقايع بايد طبق آنچه ميخواهم باشد و در غير اين صورت زندگي غيرقابل تحمل خواهد بود. (باور غيرمنطقي)
هيچ قانوني وجود ندارد كه بگويد هر چيز بايد آنگونه كه ميخواهم اتفاق بيفتد. نااميد كننده است اما ميتوانم اين را درك كنم به خصوص براي جلوگيري از فاجعه. (باور منطقي)
5. ناراحتي من به واسطه اتفاقات خارج از كنترل من به وجود آمدهاند و در نتيجه كار زيادي نميتوانم برايش انجام دهم. (باور غيرمنطقي)
عوامل خارجي بسياري در كنترل من نيستند. اما اينها افكار من هستند (نه عوامل خارجي) كه باعث احساسات من ميشوند و ميتوانم بياموزم كه افكارم را كنترل كنم. (باور منطقي)
6. من بايد در مورد چيزهاي خطرناك و ناخوشايند نگران باشم وگرنه آنها ممكن است اتفاق بيفتند. (باور غيرمنطقي)
نگراني در مورد وقايعي كه ميتوانند ناخوشايند باشند از رخداد آنها جلوگيري نخواهد كرد اينكار فقط من را در حال حاضر نگران و افسرده ميسازد. (باور منطقي)
7. با اجتناب از مشكلات، ناملايمات و مسئوليت در زندگي شادتر خواهم بود. (باور غيرمنطقي)
اجتناب از مشكلات به صورت خلاصه آسانتر است و كنار گذاشتن چيزها از اتفاقات نامناسب براي مدت طولاني جلوگيري ميكند و همچنين به من فرصت بيشتري براي نگران شدن ميدهد. (باور منطقي)
8. هركسي بايد به فردي قويتر از خود تكيه كند. (باور غيرمنطقي)
تكيه بر ديگري ممكن است باعث رفتارهاي وابسته گردد. عيبي ندارد كه به جستجوي كمك باشيم اما در صورتي كه آموخته باشيم به خود و قضاوت خود ايمان داشته باشيم. (باور منطقي)
9. اتفاقات گذشته باعث مشكلات من هستند و آنها همچنان در احساسات و رفتارهاي من دخيلند. (باور غيرمنطقي)
گذشته نميتواند در زمان حال من تأثير بگذارد. باورهاي اخير من عكسالعملها را ايجاد ميكنند. ممكن است اين باورها را در گذشته آموخته باشم اما ميتوانم در حال حاضر آنها را تحليل و تفسير دهم. (باور منطقي)
10. من بايد با ناراحتي ديگران ناراحت شوم. (باور غيرمنطقي)
من نميتوانم احساس بد و ناراحتي ديگران را با ناراحت شدن خود تغيير دهم. (باور منطقي)
11. من نبايد احساس ناآسودگي و درد داشته باشم، نميتوانم اينها را درك كنم و بايد از آنها اجتناب كنم آن هم به هر قيمتي. (باور غيرمنطقي)
چرا من نبايد احساس ناآسودگي و درد كنم؟ من اينها را دوست ندارم اما دركشان ميكنم. اگر همواره از ناملايمات اجتناب كنم زندگي من بسيار محدود خواهد بود. (باور منطقي)
12. هر مشكلي بايد راه حل ايدهآلي داشته باشد و وقتي فردي نتواند آن راهحل را بيابد زندگي غيرقابل تحمل خواهد بود. (باور غيرمنطقي)
مشكلات معمولاً راهحلهاي متفاوتي دارند بهتر است كه منتظر راهحل ايدهآل نباشيم و به بهترين راهحل موجود زندگي كنيم. من ميتوانم با كمتر ايدهآل زندگي كنم. (باور منطقي)
------------------------
قلم: #آلبرت_اليس
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
1. من به عشق و تأیید افراد مهم نيازمندم .(باور غيرمنطقي)
عشق و تأييد بسيار دلپذير است و در شرايط مناسب به دنبال آن خواهم بود اما آنها از واجبات نيستند من بدون آنها نيز ميتوانم زندگي كنم. (باور منطقي)
2. براي ارزشمند بودن به عنوان يك انسان، بايد به موفقيت در هر كاري كه ميكنم بدون هيچ اشتباهي دستيابم. (باور غيرمنطقي)
من همواره سعي ميكنم تا حد ممكن به موفقيت دست يابم. اما شايستگي عدم شكست غيرواقعي است. بهتر است كه خود را جدا از عملكرد خود به عنوان يك انسان بپذيرم. (باور منطقي)
3. افراد بايد همواره كار صحيح را انجام دهند، زماني كه كاري آسيبزا انجام ميدهند بايد سرزنش و تنبيه شوند. (باور غيرمنطقي)
ناخوشايند است كه گاهي افراد كارهاي نادرست انجام ميدهند اما انسان كامل نيست و ناراحت كردن خودم در حقيقت تغييري ايجاد نخواهد كرد. (باور منطقي)
4. وقايع بايد طبق آنچه ميخواهم باشد و در غير اين صورت زندگي غيرقابل تحمل خواهد بود. (باور غيرمنطقي)
هيچ قانوني وجود ندارد كه بگويد هر چيز بايد آنگونه كه ميخواهم اتفاق بيفتد. نااميد كننده است اما ميتوانم اين را درك كنم به خصوص براي جلوگيري از فاجعه. (باور منطقي)
5. ناراحتي من به واسطه اتفاقات خارج از كنترل من به وجود آمدهاند و در نتيجه كار زيادي نميتوانم برايش انجام دهم. (باور غيرمنطقي)
عوامل خارجي بسياري در كنترل من نيستند. اما اينها افكار من هستند (نه عوامل خارجي) كه باعث احساسات من ميشوند و ميتوانم بياموزم كه افكارم را كنترل كنم. (باور منطقي)
6. من بايد در مورد چيزهاي خطرناك و ناخوشايند نگران باشم وگرنه آنها ممكن است اتفاق بيفتند. (باور غيرمنطقي)
نگراني در مورد وقايعي كه ميتوانند ناخوشايند باشند از رخداد آنها جلوگيري نخواهد كرد اينكار فقط من را در حال حاضر نگران و افسرده ميسازد. (باور منطقي)
7. با اجتناب از مشكلات، ناملايمات و مسئوليت در زندگي شادتر خواهم بود. (باور غيرمنطقي)
اجتناب از مشكلات به صورت خلاصه آسانتر است و كنار گذاشتن چيزها از اتفاقات نامناسب براي مدت طولاني جلوگيري ميكند و همچنين به من فرصت بيشتري براي نگران شدن ميدهد. (باور منطقي)
8. هركسي بايد به فردي قويتر از خود تكيه كند. (باور غيرمنطقي)
تكيه بر ديگري ممكن است باعث رفتارهاي وابسته گردد. عيبي ندارد كه به جستجوي كمك باشيم اما در صورتي كه آموخته باشيم به خود و قضاوت خود ايمان داشته باشيم. (باور منطقي)
9. اتفاقات گذشته باعث مشكلات من هستند و آنها همچنان در احساسات و رفتارهاي من دخيلند. (باور غيرمنطقي)
گذشته نميتواند در زمان حال من تأثير بگذارد. باورهاي اخير من عكسالعملها را ايجاد ميكنند. ممكن است اين باورها را در گذشته آموخته باشم اما ميتوانم در حال حاضر آنها را تحليل و تفسير دهم. (باور منطقي)
10. من بايد با ناراحتي ديگران ناراحت شوم. (باور غيرمنطقي)
من نميتوانم احساس بد و ناراحتي ديگران را با ناراحت شدن خود تغيير دهم. (باور منطقي)
11. من نبايد احساس ناآسودگي و درد داشته باشم، نميتوانم اينها را درك كنم و بايد از آنها اجتناب كنم آن هم به هر قيمتي. (باور غيرمنطقي)
چرا من نبايد احساس ناآسودگي و درد كنم؟ من اينها را دوست ندارم اما دركشان ميكنم. اگر همواره از ناملايمات اجتناب كنم زندگي من بسيار محدود خواهد بود. (باور منطقي)
12. هر مشكلي بايد راه حل ايدهآلي داشته باشد و وقتي فردي نتواند آن راهحل را بيابد زندگي غيرقابل تحمل خواهد بود. (باور غيرمنطقي)
مشكلات معمولاً راهحلهاي متفاوتي دارند بهتر است كه منتظر راهحل ايدهآل نباشيم و به بهترين راهحل موجود زندگي كنيم. من ميتوانم با كمتر ايدهآل زندگي كنم. (باور منطقي)
------------------------
قلم: #آلبرت_اليس
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"چگونه به درستى خود را #ابراز كنيم؟ "
-----
#ted #tedmed #Adam_Galinsky
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
-----
#ted #tedmed #Adam_Galinsky
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
آیا #رواندرمانی_تحلیلی یک جریان ضددینی است؟ از حدود صد سال پیش زمانی که زیگموند #فروید تحقیقات خود در زمینهی تحلیل روان را عرضه کرد تاکنون، تشکلهای گوناگونی در سراسر جهان رواندرمانی تحلیلی را دنبال کرده و این جریان با رویکردهای گوناگوناش گسترهی وسیعی از کشورهای جهان را تحت پوشش قرار داده است. هدف از #روانکاوی آن است که با تحلیل گذشتهی بیمار ـ که از راه سخن گفتن بیمار پیرامون خود و ارائهی تعبیر از سوی درمانگر حاصل میشود ـ افکار و احساسات و ریشهی آن برای بیمار شناخته شود و وی توانایی مدیریت احساسات را در موقعیتهای گوناگون کسب کند. حقیقت آن است که در روند رواندرمانی تحلیلی، صدق و کذب گزارههای دینی همانند تمام گزارههای دیگر مسکوت قرار داده میشود و درمانگر تنها بر افکار و احساسات بیمار ـ که در انسان دیندار بخش مهمی از آن مذهبی است ـ متمرکز میگردد و تلاش میکند با همراهی خود بیمار این اندیشهها و احساسات را که بخش مهمی از آن در ناخودآگاه پنهان شده است، بشناسد.
بنابراین، بر خلاف تصور غالب، جریان روانکاوی در کشورهای گوناگون ـ با رویکردهای مختلف آن ـ یک جریان ضددینی نیست.
به گفتهی #پفیستر، کشیش و روانکاو سوییسی که از معدود دوستان فروید است که رشتهی دوستی میان آن دو تا آخر عمر ادامه یافت، «میتوانیم از فنون و بینشهای روانکاوی بهره گیریم، بیآن که به فلسفهی بنیادین آن و آرای خود فروید دربارهی مذهب پایبند باشیم».
در رویکرد روانتحلیلگری یکی از قواعد غیرقابلتخلف این است که درمانگر به هیچ عنوان حق ندارد اعتقادات خود ـ مذهبی باشد یا ضدمذهبی ـ را در کار درمان دخالت دهد، بلکه وی باید در حکم آیینهای باشد که بیمار اجزای شخصیت خود را در او ببیند.
در روند رواندرمانی تحلیلیِ یک انسان دیندار، احساسات و اعتقادات مذهبی وی به رسمیت شناخته میشود و هرگونه حرکت درمانگر در خلاف این جهت برخلاف اصول روانکاوی است.
متن کامل این نوشتار را میتوانید از پیوند زیر در پایگاه اینترنتی «مرکز پژوهشی جامعة المصطفی العالمیة» مطالعه کنید.
قلم: #احمد_مرواريد
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
بنابراین، بر خلاف تصور غالب، جریان روانکاوی در کشورهای گوناگون ـ با رویکردهای مختلف آن ـ یک جریان ضددینی نیست.
به گفتهی #پفیستر، کشیش و روانکاو سوییسی که از معدود دوستان فروید است که رشتهی دوستی میان آن دو تا آخر عمر ادامه یافت، «میتوانیم از فنون و بینشهای روانکاوی بهره گیریم، بیآن که به فلسفهی بنیادین آن و آرای خود فروید دربارهی مذهب پایبند باشیم».
در رویکرد روانتحلیلگری یکی از قواعد غیرقابلتخلف این است که درمانگر به هیچ عنوان حق ندارد اعتقادات خود ـ مذهبی باشد یا ضدمذهبی ـ را در کار درمان دخالت دهد، بلکه وی باید در حکم آیینهای باشد که بیمار اجزای شخصیت خود را در او ببیند.
در روند رواندرمانی تحلیلیِ یک انسان دیندار، احساسات و اعتقادات مذهبی وی به رسمیت شناخته میشود و هرگونه حرکت درمانگر در خلاف این جهت برخلاف اصول روانکاوی است.
متن کامل این نوشتار را میتوانید از پیوند زیر در پایگاه اینترنتی «مرکز پژوهشی جامعة المصطفی العالمیة» مطالعه کنید.
قلم: #احمد_مرواريد
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
لذتی بالاتر از این نیست که کسی را بیابی که جهان را مثل تو ببیند. اینگونه می فهمیم که دیوانه نبوده ایم!
قلم: #کریستین_بوبن
ويزور: monoursguimauve#
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #کریستین_بوبن
ويزور: monoursguimauve#
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
زندگى در فضاى عدم اطمينان...
در فضاى گرم رنگ... در فضاى سرد سنگ... در فضاى شرم راز... در فضاى ذكر ساز...
زندگى در فضاى چرت كاج.. در فضاى رقص باد...
در فضاى فرياد مردمك... در فضاى مٌهر لب...
زندگى درفضاى عقربه... در فضاى عكسِ فعل..
درفضاى تاك... در فضاى تيك...
زندگى در فضاى حد صفر... در فضاى حصر ذهن...
زندگى...
رقص در طوفان احتمالات...
-----
قلم: #مانى_منجمى| #آذر_٩٤ | مجموعه #سه_نقطه
#مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
در فضاى گرم رنگ... در فضاى سرد سنگ... در فضاى شرم راز... در فضاى ذكر ساز...
زندگى در فضاى چرت كاج.. در فضاى رقص باد...
در فضاى فرياد مردمك... در فضاى مٌهر لب...
زندگى درفضاى عقربه... در فضاى عكسِ فعل..
درفضاى تاك... در فضاى تيك...
زندگى در فضاى حد صفر... در فضاى حصر ذهن...
زندگى...
رقص در طوفان احتمالات...
-----
قلم: #مانى_منجمى| #آذر_٩٤ | مجموعه #سه_نقطه
#مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
#دون_ژوان کیست؟ #donjuan
دون ژوان فردی است که قادر به برقراری ارتباط عاطفی عمیق و عشق ورزیدن به شریک جنسی خود نیست.
یکی از مهمترین اختلالات شخصیت که منجر به دون ژوانیسم و هرزه گری جنسی در مردان میشود اختلال شخصیت خودشیفته (narcissistic#) است.
چنین مردی نه قادر است دوست بدارد و نه دوست داشته شدن را باور می کند و یک حالت پارانویا و بدبینی نسبت به گرفتن پیغام های دوست داشته شدن از شریک عشقی خود دارد.
در بسیاری از موارد نیاز به دوست داشته شدن را در خود انکار میکند و بیشتر ترجیح میدهد به جای دوست داشته شدن، مورد تحسین واقع شود تا من آزرده اش ترمیم پیدا کند!
احساس میکند اگر کسی دوستش داشته باشد و ابراز علاقه کند، میخواهد از او بهره برداری خاصی کند. در واقع به هیچ زنی اعتماد نمیکند.
در حقيقت اینگونه مردان تنها با سطح بدن زنان ارتباط برقرار میکنند نه با هستیِ درونی آنها. در واقع هدف اینها به دست آوردن است نه رابطه داشتن!
آنها ميخواهند زنها را به دست بیاورند، تصاحب کنند و بعد با رها کردن آنها خشم و میل به انتقام جویی خود را که از رابطه با مادرِ ناکام کننده سرچشمه گرفته ارضا نمایند!
اغلب این گونه مردان به دنبال دو گونه از زنان میروند:
دسته ی اول زنانی هستند که به دلیل شرایطشان بسیار مورد توجه میباشند شرایطی مانند زیبایی، ثروت، شهرت، مقام، و …. که در این حالت مرد خودشیفته منِ ایده آل (ego ideal) خود را به او فرافکنی کرده و انگار این خود اوست که دارای چنین محسناتی است. در واقع زن اینجا ابزاری است برای تغذیه ی هرچه بیشترِ خودشیفتگیِ مرد.
البته در این حالت هم مردان خودشیفته مراقبند که زن از آنها در هیچ یک از این ابعاد برجسته تر نباشد و اگر احساس کنند که بالاتر هست او را تخریب میکنند.
دسته دوم زنانی هستند با هویتی بسیار کمرنگ که تنها میتوانند به صورت یک زائده و دنباله در کنار مرد خودشیفته برای مدتی باشند که او را دائما تحسین کنند و منِ او دائما باد شود.
اینگونه مردان بجای عشق در رابطه احساس تملک زیاد دارند. در حقيقت زن در کنار آنها مانند ماشينشان و لوازم زندگیشان است!
یکی از ویژگی های مهمِ رابطه، در مردان خودشیفته این است که این مردان خصلتهای بد خود را به همسر خود فرافکنی میکنند و او را تحقیر و سرزنش مینمایند، یعنی خودشان همه خوب (total good) و همسر، همه بد (total bad) میشود.
قلم: عشق و تحلیل روانکاوانه|#دکتر_آذردخت_مفیدی
نقش: #Ole_Ahlberg
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
دون ژوان فردی است که قادر به برقراری ارتباط عاطفی عمیق و عشق ورزیدن به شریک جنسی خود نیست.
یکی از مهمترین اختلالات شخصیت که منجر به دون ژوانیسم و هرزه گری جنسی در مردان میشود اختلال شخصیت خودشیفته (narcissistic#) است.
چنین مردی نه قادر است دوست بدارد و نه دوست داشته شدن را باور می کند و یک حالت پارانویا و بدبینی نسبت به گرفتن پیغام های دوست داشته شدن از شریک عشقی خود دارد.
در بسیاری از موارد نیاز به دوست داشته شدن را در خود انکار میکند و بیشتر ترجیح میدهد به جای دوست داشته شدن، مورد تحسین واقع شود تا من آزرده اش ترمیم پیدا کند!
احساس میکند اگر کسی دوستش داشته باشد و ابراز علاقه کند، میخواهد از او بهره برداری خاصی کند. در واقع به هیچ زنی اعتماد نمیکند.
در حقيقت اینگونه مردان تنها با سطح بدن زنان ارتباط برقرار میکنند نه با هستیِ درونی آنها. در واقع هدف اینها به دست آوردن است نه رابطه داشتن!
آنها ميخواهند زنها را به دست بیاورند، تصاحب کنند و بعد با رها کردن آنها خشم و میل به انتقام جویی خود را که از رابطه با مادرِ ناکام کننده سرچشمه گرفته ارضا نمایند!
اغلب این گونه مردان به دنبال دو گونه از زنان میروند:
دسته ی اول زنانی هستند که به دلیل شرایطشان بسیار مورد توجه میباشند شرایطی مانند زیبایی، ثروت، شهرت، مقام، و …. که در این حالت مرد خودشیفته منِ ایده آل (ego ideal) خود را به او فرافکنی کرده و انگار این خود اوست که دارای چنین محسناتی است. در واقع زن اینجا ابزاری است برای تغذیه ی هرچه بیشترِ خودشیفتگیِ مرد.
البته در این حالت هم مردان خودشیفته مراقبند که زن از آنها در هیچ یک از این ابعاد برجسته تر نباشد و اگر احساس کنند که بالاتر هست او را تخریب میکنند.
دسته دوم زنانی هستند با هویتی بسیار کمرنگ که تنها میتوانند به صورت یک زائده و دنباله در کنار مرد خودشیفته برای مدتی باشند که او را دائما تحسین کنند و منِ او دائما باد شود.
اینگونه مردان بجای عشق در رابطه احساس تملک زیاد دارند. در حقيقت زن در کنار آنها مانند ماشينشان و لوازم زندگیشان است!
یکی از ویژگی های مهمِ رابطه، در مردان خودشیفته این است که این مردان خصلتهای بد خود را به همسر خود فرافکنی میکنند و او را تحقیر و سرزنش مینمایند، یعنی خودشان همه خوب (total good) و همسر، همه بد (total bad) میشود.
قلم: عشق و تحلیل روانکاوانه|#دکتر_آذردخت_مفیدی
نقش: #Ole_Ahlberg
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#كتاب_هفته_روانسازه
قلم: #عباس_معروفى | #تماما_مخصوص
آوا: #مهسا_كرامتى
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #عباس_معروفى | #تماما_مخصوص
آوا: #مهسا_كرامتى
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
به طور کلی، صلاح در این است که آدمی شعور خویش را با نگفتن نشان دهد، نه با گفتن
زیرا سکوت از هوشمندی است و گفتن از خودپسندی
قلم: #آرتور_شوپنهاور
حجم: #Canary_Wharf
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
زیرا سکوت از هوشمندی است و گفتن از خودپسندی
قلم: #آرتور_شوپنهاور
حجم: #Canary_Wharf
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
زندگی تنها در همین لحظه وجود دارد، و این لحظه بی نهایت و جاویدان است. لحظه حال بی نهایت کوچک است؛ پیش از آنکه بتوانیم آن را اندازه گیری نماییم، از دست می رود و در عین حال تا ابد جاویدان است.... شاید باور داشته باشید که در هماهنگی با زندگی و لحظه جاودان حال نیستید؛ اما هرگز قادر نخواهید بود که خارج از جریان هماهنگ زندگی قرار بگیرید، چراکه شما خود، زندگی هستید و در لحظه حال موجودیت دارید....
قلم: #آلن_واتس
ويزور: #manimonajemi
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #آلن_واتس
ويزور: #manimonajemi
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
#نگاهی_به_موضوع_روابط_خارج_زناشویی | #قسمت_اول
تعریف رابطه ی خارج زناشویی می تواند مورد اختلاف نظر باشد . گروهی رابطه ی جنسی با فردی غیر از همسر را رابطه خارج زناشویی می نامند. اما به نظر نگارنده برای این که رابطه ای را در این مقوله قرار دهیم لزومأ نباید سکس اتفاق بیفتد، بلکه هر رابطه ای با فرد غیر همجنس، خارج از اعضای خانواده که از همسر پنهان شود یک رابطه خارج زناشویی محسوب می شود. در این مقاله قصد دارم به علل رابطه خارج زناشویی نظری بیندازم.
مدل زیستی-روانی-اجتماعی-معنوی
Bio – psycho – socio – spiritual
بر اساس این مدل هر نوع رفتار انسانی را باید از ابعاد مختلف بنگریم چرا که انسان موجودی است که هم فرایند های شیمیایی در رفتار اوتاثیر می گذارند، هم نگرش ها (attitudes)، هم تعاملات و روابط بین فردی (inter personal)
و هم روابط فرا فردی (transpersonal).
بنابراین نگرش جامع به انسان، نیاز به طرح مسئله در همه این قالب ها دارد .
روابط خارج زناشویی از دیدگاه زیستی (biological):
در بسیاری از موارد رابطه خارج زناشویی هزینه های زیادی را برای فرد ایجاد می کند. "پنهان کاری"، کلافی از دروغ ها را در یک رابطه ایجاد می کند که در دراز مدت اشتغال ذهنی قابل توجهی برای فرد ایجاد می کند . بنابراین می توان رابطه خارج زناشویی را رابطه ای پر هزینه
(high cost)
به شمار آورد. برای فهم این که چرا فرد چنین رابطه ای را انتخاب می کند می توان به موازنه بین نیروی یک تکانه و توان کنترل تکانه فرد نگاه کرد.
از دیدگاه نوروترانسمیتری تحریک سیستم های نورآدنرژیک و دوپامینرژیک فرد را "برمی انگیزد" در حالی که تحریک سیستم های سروتونرژیک و کولینرژیک ، فرد را "فرو می نشاند".
براین مبنا افراد "صفراوی مزاج" با غلبه سیستم نورآدرنالین و افراد "سودایی مزاج" باغلبه سیستم دوپامین بیشتر امکان دارد تکانشی (impulsive) عمل کنند و هزینه زیادی بابت انتخاب خود بپردازند در حالی که افراد "دمی مزاج" با غلبه سیستم سروتونینی و "بلغمی مزاج" با غلبه سیستم کولینرژیک، تکانه ها را مهار می کنند و برمبنای موازنه ی هزینه – فایده
(cost – benefit)
تصمیم می گیرند.
در سطح عملکرد جنسی طبعا هر چه سطح تستوسترون در مردان و نسبت استروژن به پروژسترون در زنان بیشتر باشد تکانه های جنسی قدرتمند تری ایجاد می شود و مقاومت در برابر آن ها نیاز به سطح بالاتری از کنترل تکانه دارد. لازم به ذکر است که منظور از سطح هورمون، سطح سرمی آن نیست بلکه منظور سطح فعالیت فیزیولوژیک آن است که بر اساس "میزان تحریک رسپتورها" تعریف می گردد. بنابراین با روش های آزمایشگاهی بیوشیمیایی، قابل سنجش نیست بلکه بر اساس صفات ثانویه جنسی قابل اندازه گیری تخمینی است.
روابط خارج زناشویی از دیدگاه روانی(psychological) :
در اینجا وقتی صحبت از مسائل روانی می شود منظور نگارنده، مسائل مرتبط با طرحواره ها و نگرش هاست. در واقع "عینک تفسیری" که از پشت آن به رویداد ها می نگریم، "سطح روانی" نام دارد. گرچه اکثر قریب به اتفاق این عینک های تفسیری (frame) را نیز ما از دیگران دریافت کرده ایم اما نگارنده بر این اعتقاد است که آن ها از دسته intrapychic هستند نه interpersonal. چرا که چنان نهادینه شده اند که حتی اگر از محیط پیرامون پاداش نگیرند و کیفر دریافت کنند باز هم ادامه پیدا می کنند چنان که گویی فرد به گونه ای autonomous این رفتار را ادامه می دهد .
در ادامه به نمونه هایی از نگرش هایی که باعث رابطه خارج زناشویی می شوند اشاره شده است...
پايان #قسمت_اول
قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک | #نگاهی_به_موضوع_روابط_خارج_زناشویی | #قسمت_اول
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
تعریف رابطه ی خارج زناشویی می تواند مورد اختلاف نظر باشد . گروهی رابطه ی جنسی با فردی غیر از همسر را رابطه خارج زناشویی می نامند. اما به نظر نگارنده برای این که رابطه ای را در این مقوله قرار دهیم لزومأ نباید سکس اتفاق بیفتد، بلکه هر رابطه ای با فرد غیر همجنس، خارج از اعضای خانواده که از همسر پنهان شود یک رابطه خارج زناشویی محسوب می شود. در این مقاله قصد دارم به علل رابطه خارج زناشویی نظری بیندازم.
مدل زیستی-روانی-اجتماعی-معنوی
Bio – psycho – socio – spiritual
بر اساس این مدل هر نوع رفتار انسانی را باید از ابعاد مختلف بنگریم چرا که انسان موجودی است که هم فرایند های شیمیایی در رفتار اوتاثیر می گذارند، هم نگرش ها (attitudes)، هم تعاملات و روابط بین فردی (inter personal)
و هم روابط فرا فردی (transpersonal).
بنابراین نگرش جامع به انسان، نیاز به طرح مسئله در همه این قالب ها دارد .
روابط خارج زناشویی از دیدگاه زیستی (biological):
در بسیاری از موارد رابطه خارج زناشویی هزینه های زیادی را برای فرد ایجاد می کند. "پنهان کاری"، کلافی از دروغ ها را در یک رابطه ایجاد می کند که در دراز مدت اشتغال ذهنی قابل توجهی برای فرد ایجاد می کند . بنابراین می توان رابطه خارج زناشویی را رابطه ای پر هزینه
(high cost)
به شمار آورد. برای فهم این که چرا فرد چنین رابطه ای را انتخاب می کند می توان به موازنه بین نیروی یک تکانه و توان کنترل تکانه فرد نگاه کرد.
از دیدگاه نوروترانسمیتری تحریک سیستم های نورآدنرژیک و دوپامینرژیک فرد را "برمی انگیزد" در حالی که تحریک سیستم های سروتونرژیک و کولینرژیک ، فرد را "فرو می نشاند".
براین مبنا افراد "صفراوی مزاج" با غلبه سیستم نورآدرنالین و افراد "سودایی مزاج" باغلبه سیستم دوپامین بیشتر امکان دارد تکانشی (impulsive) عمل کنند و هزینه زیادی بابت انتخاب خود بپردازند در حالی که افراد "دمی مزاج" با غلبه سیستم سروتونینی و "بلغمی مزاج" با غلبه سیستم کولینرژیک، تکانه ها را مهار می کنند و برمبنای موازنه ی هزینه – فایده
(cost – benefit)
تصمیم می گیرند.
در سطح عملکرد جنسی طبعا هر چه سطح تستوسترون در مردان و نسبت استروژن به پروژسترون در زنان بیشتر باشد تکانه های جنسی قدرتمند تری ایجاد می شود و مقاومت در برابر آن ها نیاز به سطح بالاتری از کنترل تکانه دارد. لازم به ذکر است که منظور از سطح هورمون، سطح سرمی آن نیست بلکه منظور سطح فعالیت فیزیولوژیک آن است که بر اساس "میزان تحریک رسپتورها" تعریف می گردد. بنابراین با روش های آزمایشگاهی بیوشیمیایی، قابل سنجش نیست بلکه بر اساس صفات ثانویه جنسی قابل اندازه گیری تخمینی است.
روابط خارج زناشویی از دیدگاه روانی(psychological) :
در اینجا وقتی صحبت از مسائل روانی می شود منظور نگارنده، مسائل مرتبط با طرحواره ها و نگرش هاست. در واقع "عینک تفسیری" که از پشت آن به رویداد ها می نگریم، "سطح روانی" نام دارد. گرچه اکثر قریب به اتفاق این عینک های تفسیری (frame) را نیز ما از دیگران دریافت کرده ایم اما نگارنده بر این اعتقاد است که آن ها از دسته intrapychic هستند نه interpersonal. چرا که چنان نهادینه شده اند که حتی اگر از محیط پیرامون پاداش نگیرند و کیفر دریافت کنند باز هم ادامه پیدا می کنند چنان که گویی فرد به گونه ای autonomous این رفتار را ادامه می دهد .
در ادامه به نمونه هایی از نگرش هایی که باعث رابطه خارج زناشویی می شوند اشاره شده است...
پايان #قسمت_اول
قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک | #نگاهی_به_موضوع_روابط_خارج_زناشویی | #قسمت_اول
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چگونه کلمات ما زندگی درونی ما را نشان میدهند و نقشه کلماتی را مشخص میکنند ؟
#ted #tedmed #Mariano_Sigman
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#ted #tedmed #Mariano_Sigman
#مانى_منجمى | #شهريور_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct