مانى
1.14K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قبل از واكنش، چند لحظه تعمق شايد نتيجه ى بهترى را به همراه داشته باشد.
@psychonstruct
#اریک_فروم تعریف بسیار جالبی از #عشق دارد.
او عشق را ترکیبی از چهار عنصر
می داند:

1. توجه
2. مسئولیت
3. احترام
4. معرفت

او می گوید هر جوشش علاقه و کشش و محبتی به طرف مقابل به معنای عشق ورزیدن نیست. بلکه این احساسات، بیشتر مواقع ناشی از تنهایی و کمبود برآورده شدن تمایلات جسمي است که منجر به ایجاد چنین کششی خواهند شد.
اما عاشقی از نگاه فروم ابتدا به معنای توجه به فرد مقابل است. اینکه به او بیشتر از دیگرانی در کنار ما هستند توجه کنیم. و البته در کنار آن، شامل احترام گذاشتن به فرد مورد توجه است.

ریشه لاتین احترام، از دیدن گرفته شده و در واقع احترام به این معناست که معشوق را همانطور که هست ببینیم و بپذیریم.
خواسته های او و تمایلاتش را در نظر بگیریم و سعی نکنیم او را به دلخواه خود محدود و منزوی کنیم و... و اما مسئولیت به این معناست که در برابر او احساس مسولیت کرده و کاری نکنیم که او و آینده او را به خطر بیندازیم.
همچنین در جهت مثبت کارهایی را انجام دهیم که منجر به شکل گیری بهترین آینده برای او شود.
قلم: : #انسان_برای_خویشتن | #اريك_فروم
ويزور: #mani_monajemi
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
U-Turn (Lili)
Aaron
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا قربانيان #خشونت هاى خانگى خانه را ترك نمي كنند؟

#ted  #tedmed
#leslie_morgan
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر  @Psychonstruct
چرخه های خودتنبیهی : گناه و خشم ناهشیار
هر بار که وارد یک رابطه میشم به محض نزدیک شدن به طرف، اون از من دور می شه.
- هر شب امتحان که میشه اشتباهات امتحانات سالهای پیشو تکرار میکنم و وقت تلف میکنم و نمره بدی میگیرم.
- به محض حضور در جمع خودم یه کاری میکنم که بقیه بهم حمله کنن و خرابکاری کنم.
- به محض نزدیک شدن به موفقیت یه اتفاقی میفته که همه چی خراب میشه.
این جملات بارها در جلسات درمانی و یا دیالوگ های بین شخصی و درونی افراد دارای گناه ناهشیار دیده می شود. یکی از اشکال بسیار مهم گناه ناهشیار خودتخریبی است. این خود تخریبی در ایجاد مانع برای موفقیت شخصی و محروم کردن خویش از زندگی آرام و لذت بخش خلاصه می شود. فرد خود را به صورت ناهشیار مجازات می کند و دائما نتیجه می گیرد که فرد خوشبخت و موفقی در زندگی نیست و یا هر بار به موفقیت نزدیک است موانع را خیلی تیز و ناهشیار می بیند و به سمت آنها خیز بر می دارد تا خود را متوقف کند.
این خود تخریبی ریشه در خشم شدید به افراد نزدیک زندگی دارد. این خشم منجر به ناکامی عشق ورزی به آنها و در نهایت خود فرد شده است. یعنی فرد خود را مستحق سختی کشیدن و رنج می داند. یعنی اگر این فرد در دومسیر، یکی زیبا و سرسبز و دیگری مسیر پر از سنگلاخ و تیغ قرار بگیرد به سمت مسیر سخت تر گرایش دارد و مسیر پر از سنگلاخ را انتخاب می کند. این مثالی ملموس از انتخاب های انتزاعی یا واقعی بسیاری از افرادی است که درگیر گناه ناهشیار هستند. انتخاب رنج کشیدن و سختی جای لطافت و آرامش. رمز درمان نشدن بسیاری از بیماریهای روانی و جسمی خصوصا بیماری های روان تنی در این است .
--------------------------
ويزور: #mani_monajemi
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر  @Psychonstruct
Love Story
Sanam Ma'rufkhani
لیزا وقتی خشونت وارد یک زندگی میشه، دیگه چه فرقی می کنه کی بروزش میده؟!
ژیل کدوم خشونت لیزا؟!
لیزا خشونت این پونزده سال زندگی! خشونت اینکه هنوز مثل روزهای اول دلم برات ضعف میره! خشونت اینکه پیر شدن خودم و خودتو می بینم و می بینم که باز هم نمی تونیم از هم بگذریم. خشونت اینکه باید ازت خسته شم و نمیشم! خشونت اینکه قیافه ت خوبه! خشونت اینکه می ترسم بذاری بری! خشونت اینکه تو مردی و من زنم! و مردها دیرتر پیر میشن یا لااقل اینطور فکر می کنن. زن ها هم همین فکرو درباره ی مردها می کنن. پس همچنان می درخشی، دل همه رو می بری، دخترهای جوون توو خیابون به تو لبخند می زنن، در حالیکه پسرها نگاهم نمی کنن. تو راحت می تونی از من بگذری در حالیکه من قادر نیستم بی تو زندگی کنم!

قلم: #اريك_امانوئل_اشميت
نقش: #russ_mills
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر  @Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به مناسبت ٧٧ سالگى #محمود_دولت_آبادى خالقِ #كليدر
-----
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر  @Psychonstruct
Trace of Your Finger
مردم زیادی در خیابان بودند. از چهره ی کسانی که به من نزدیک می شدند چیزی نمی دیدم. صورت ها دروغ می گفتند. چه شاد بودند، چه ساکت، چه بی تفاوت؛ به هر حال دروغ می گفتند. آدم ها را در چهره هاشان نمی شد دید. چهره هاشان را ترک کرده بودند...

عکسی از آدم هایی که جلوتر از من راه می رفتند، گرفتم: عکسی از پشت سر آن ها... صورت ها دروغ می گویند، پشت سرها دروغ نمی گویند. همه چیز، مطلقا همه چیز را در پشت سرها می توان دید؛ غم و اندوه حقیقی، سبکباری حقیقی، خشم حقیقی، مهربانی حقیقی... پشت سرها چهره های واقعی آدم ها هستند. چهره هایی که آدم ها به فکر پنهان کردنشان نمی افتند. وقتی آن ها ما را ترک می کنند، وقتی از ما دور می شوند، همین چهره ها را دارند...
قلم: #ايزابل_بروژ | #كريستين_بوبن
نقش: #kwangho_shin
#مانی_منجمی #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
همیشه آدمهایی هستند که حس میکنند که زندگی آنها را دور انداخته یا جلوی در خونه ی یک غریبه رها کرده. ترک شدن به خودی خود یعنی از دست دادن عشق، ازدست دادن حس حیاتی ارتباط. در اغلب موارد ترک شدن و دل کندن شامل تمام شدن رابطه، سوگ و تنهاییه-چیزی که آدمها میتوانند همه ی آن را یک جا تجربه کنند، یا به طور مجزا در یک بازه ی زمانی، یا حتی مثل یک پس لرزه چند سال بعد از تجربه ی ترک.
واژه ی ترک میتونه برای ادمهای مختلف معانی مختلفیو تداعی کنه. این مفهوم یه تجربه ی کاملا فردی و شخصیه. بعضی اوقات حس اندوه و سوگ ماندگار حاصل از فقدان یک نفر در کذشته است. بعضی از مواقع ترس، بعضی مواقع یک مانع نامرئی که نمیذاره ما ایجاد ارتباط کنیم، یا به ظرفیت و تواناییهای حقیقی خودمون دست پیدا کنیم. یه مواقعی هم به صورت مکانیزم خود-تخریبی عمل میکنه. در واقع ما زندانی الگوهاو شکل های مختلفی از ترک شدن هستیم.
افرادی که غم و اندوه از دست دادن عشق را تجربه میکنند اغلب فکر میکنند که زندگیشان برای همیشه تغییر کرده و دیگر مثل روز اول نمیشوند و نمیتوانند دیگر به کسی علاقه مند شوند. من به شما اطمینان میدهم اگرچه در حال حاضر احساس شکست میکنید، باید بدانید که این حس گذراست و روند عادى سوگ بعد از اتمام یک رابطه است. در واقع شما تنها با سر و کله زدن با این احساس که زندگی شما به پایان رسیده است این امکان را پیدا میکنید که از نو شروع کنید.
آن دسته از شما که هنوز درگیر#عشق از دست رفتتون هستین ؛ درگیراون کسی که رفت و یه زندگی جدید و رابطه ی جدید و شروع کرد و شما رو با تکه های شکستتون تنها گذاشت، باید بدونید که شما به این دلیل ترک شدید که سفر خود کاویتون رو شروع کنید. شما تعدادی از منتخبینی هستید که این شانس را دارید که سفر خودکاوی خود را شروع کنید. همچنان که سیر نوشته هاى من را دنبال میکنید متوجه میشید که دردی که حس میکنید واقعیست ، بخشی از سفر زندگیست وحتی لازمه این سفر است.
هر کس که این درد را حس میکند درحال تجربه ی یک بحران روانى عميق است که همه ی ما به عنوان انسان در برحه هایی از زندگی امکان دارد آن را تجربه کنیم. بسیاری فکر میکنند اگر بارها و بارها قلبشون شکسته و تیکه پاره شده، دیگه چطور باید این قلب رو وصله پینه کنند یا اصلا با التیام کدوم زخمشون شروع کنن؟ ولی خوبه كه هوشیار باشیم که این احساسات قدرتمند و بعضا ناتوان کننده به این معنی نیست که ما ضعیف وابسته یا نالایق هستیم. با وجود شدت این حسهای آزاردهنده ، باید بدانید شما همان انسان قدرتمند و مسئولی هستید که قبل از رابطه بودید. این تجربه ی جدایی هر چند سخت و فرساینده،شما را نابود نکرده است. در واقع اینکه میتوانید انقدر عمیق و زنده (درد) را حس کنید مهر تاییدی بر قدرت و سر سختی شماست. در واقع شما تنها با تمرکزهمه جانبه بر روی این احساساته که راهی برای رهایی از آنها پیدا میکنید.
الان زمان یک تصفیه حساب شخصیست، اما این خود کاوی میتونه حتی به نابودى تصوير مجازى خود اعتماد به نفس یا متهم کردن خود بینجامد. وقتی کسی را دوست میداریم و او ما را پس میزند، ما اغلب خشمی را که به طرف مقابل داریم به سمت خود شلیک میکنیم و برای از دست دادن اون شخص خودمونو متهم میکنیم. در این حالت تجربه ی ترک مثل یک باتلاق ما رو در باتلاق حسهای بی ارزشی و #افسردگی فرو میبرد. مهم این نیست که شریک قبلی شما تحت چه شرایطی شما رو ترک کرده و چقدر اون حرکت غیراخلاقی يا آسیب زا بوده ؛ شما یک #قربانی نیستید! این حقیقت که کسی انتخاب کرده که با شما نباشد بیشتر از انچه راجع به شما و روند عملکردتون در رابطه توضیحی بدهد راجع به شریک سابق شما روشنگری میکند.

قلم: #مانى_منجمى | مجموعه ى #سه_نقطه
#مانی_منجمی #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
دیگر دوستش نداشت.
اما دیگر رنج نمی برد.
برعکس، بی هیچ مقدمه احساس رضایت و آرامش سراپاش رو فراگرفته بود.
هیچ چیز و هیچ کس، دیگر نمی توانست آزرده اش کند.
شاید خوشبختی واقعی در این است که باور کنیم، خوشبختی را برای همیشه از دست داده ایم، فقط آن وقت می توانیم بی امید و هراس زندگی کنیم، فقط در آن زمان می توانیم از شادی های ناچیز که بیش از هر چیز دیگر دوام می آرند، لذت ببریم...!

قلم: #ماریا_لوییزا_بومبال
ويزور: #Richard_Avedo
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظر بزرگان درباره #عشق_رمانتیک

#افلاطون : پدیده ای برای کامل شدن

#شوپنهاور : پدیده ای فریبنده برای تداوم نسل

#راسل : پدیده ای برای فرار ازتنهایی

#دوبووار : پدیده ای برای معناجویی
@Psychonstruct
همه ی ما #تنهاییم و از این تنهایی ناگزیر.

هرچقدر هم به دیگری نزدیک شویم
هرگز نمی توانیم #حقیقت_وجودی آن دیگری را کاملاً بشناسیم، #روان_شناسی و #فلسفه هم تمام ماهیت انسان ها را آشکار نخواهد کرد آن ها تنها ایدئولوژی هایی هستند برای پذیرش این حقیقت.
‌‎تمام تئوری ها را هم که از بَر باشیم باز هم برای شناخت آدمیان پای مان چوبین خواهد بود
‌‎دلهای مان پر از درد تنهایی است بی هیچ مُسَکِنی، حجم آوار #کتاب ها هم نجات مان نخواهد داد، تنها راه باقی مانده بقول #راجرز پذیرش بی قید و شرط است!!! بپذیریم که بهتر است همیشه بخشی از #ماهیت دوستان و نزدیکان مان در #سایه بماند
‌‎چرا که اگر بدانیم دیگران حقیقتاً به چه مقولاتی می اندیشند، هرگز این دوستی ها دوام نخواهد اورد
#رابطه به #راز زنده است.
#دوستی به #راز زنده است.
#عشق به #راز زنده است.

‌‎ما قدرت فهم و درک تمامیت یکدیگر را نداریم
‌‎پس همان به که همه چیز را ندانیم

قلم: #عباس_ناظرى
ويزور: #نهال_باقرى
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#تفرد چيست؟
یونگ راجع به انسان هزاره سوم دستاوردهای مهمی از لحاظ روانشناسی و اجتماعی دارد.  از نظر یونگ، تفرد یا  individuation   فرایندی است که باید در زندگی رخ دهد تا ما انسانهای کاملی شویم.  در واقع ما قبل از متفرد شدن نیمه انسانیم؛ انسان بودن برای ما یک امکان بالقوه است نه بالفعل.   آنچه در ابتدا بالفعل است حیوان بودن ماست.  اما فقط عده ای از ما انسان شده و عده ای دیگر انسان نخواهند شد.  به نظر میرسد که انسان شدن مشکل باشد! "گوردن آلپورت" روانشناس انسانگرای آمریکایی، اعتقاد دارد که تنها 2%  مردم به این مرحله  self-actualization   که همان مرحله انسان شدن است؛ می رسند. 98% دیگر، انسان بالقوه و حیوان بالفعل به دنیا میآیند و انسان بالقوه و حیوان بالفعل هم از دنیا میروند). این  self-actualization  یا خود شکوفایی اسمی است که  " مازلو"  برای مقصد راهی گذاشته که یونگ به آن individuation  یا فرایند تفرد میگوید. یونگ میگوید فرایند رشد روانی دو بخش دارد : از تولد تا دوره نوجوانی، فقط  بستر سازی رشد روانی انسان اتفاق می افتد. یعنی آن اتفاق اساسی که قرار است در رشد انسان بوقوع بپیوندد؛ تا دوره نوجوانی محقق نمیشود . در واقع تا  آن موقع، انسان در حال یادگیری مهارتهای زنده ماندن و بقاست.  از ابتدای نوجوانی مرحله ای در روند رشد انسان شروع میشود که احتمالا در زندگی حیوانات وجود ندارد. (گرچه که ممکن است چنین نباشد زیرا ما هنوز ابزارهای لازم برای مطالعه تعاملات پیچیده حیوانات را نداریم. شاید همانطور که ما فکر میکنیم کلاغها فقط قار و قار میکنند و صدای همه شان شبیه بهم است؛ حیوانات هم  فکر می کنند که ما انسانها قار و قور می کنیم و صدایمان مثل هم است . اگر حضرت سلیمان باشی آنوقت می فهمی که کلاغها قار قار نمی کنند!) اسم این مرحله "بحران نوجوانی" یا "بحران هویت" است.  از این مرحله به بعد، تازه فرایند انسان شدن ما شروع میشود و با یک بحران هم  شروع میشود.  به طور کلی هر وقت که ما در زندگی دچار بحران میشویم یعنی وارد یک مرحله رشدی شده ایم؛ وقتی که همین طور دنده خلاص و راحت برای خودمان می چرخیم و همه چیز بر وفق مراد است؛ یعنی ما در یک دوره رشدی نیستیم.  شروع دوره های رشدی برای انسان همیشه با بحران همراه است. پس اولین بحران، بحران نوجوانی است که همزمان با بلوغ جنسی هم رخ میدهد.  در بحران نوجوانی مهمترین چیزی که برای انسان مطرح میشود؛ مسئله هویت یا  identity  است .
هویت یعنی چه؟... یعنی من کیستم؟!  اولین بحران این است که "من کیستم؟"  قبل از این بحران همه می دانستند که "من کیستم." مثلا "دخترزری خانم"  یا "پسر بابام"... همه ماجرا حل شده است!  اما معلوم نیست که این هورمونها هستند که با شروع نوجوانی فرایندی را در مغز ایجاد می کنند یا تغییر شکل و شمایل بدن انسان این سوال هویتی را برایش ایجاد میکند که "من کیستم؟".  بهرحال فرد برای جواب دادن به این سوال شروع می کند به استقلال پیداکردن و مجزا کردن خودش از بستری که در آن قرار دارد. گویی تا به حال خودش را با اینزمینه یکی می دیده و حالا شروع می کند که خودش را چیزی منفک، برآمده و متجلی شده ببیند؛ یعنی خود را برای اولین بار به شکل یک figure  مورد توجه قرار میدهد. بنابراین دیگر نمیتواند با "پسر بابام" و "پسر مامانم" خود را معرفی کند؛ بلکه میخواهد برای معرفی خودش   چهار چوبی به دور خودش بکشد و برای کشیدن این چهار چوب، عمدا بعضی از رفتارهای تحمیلی را رد کرده و به سوی بعضی از رفتارهایی میرود که برایش نهی شده است؛ زیرا اگر این اتفاق نیافتد او هنوز جزیی از زمینه است. او با کسی خصومت و دشمنی ندارد؛ فقط می خواهد خودش را به رنگی متفاوت با زمینه درآورد تا بتواند "من کیستم "   خود را به راحتی تشخیص دهد. این بحران، بحران هویت است که با لجبازی و خشونت و پرخاشگری و تبعیت نکردن خود را نشان میدهد .   فرایندی در حال طی شدن است که اگر این فرآیند به سلامت طی شود منجر به این میشود که انسان از یک حیوان غیر اجتماعی بالقوه انسان، به یک حیوان اجتماعی بالقوه انسان تغییر شکل دهد.

قلم: #دكتر_محمرضا_سرگلزايي | #قسمت_اول
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
فقط زندگی در جهانی را تصور کن که در آن آیینه نباشد. تو درباره ی صورتت خیالبافی می کنی و تصورت این است که صورتت بازتاب آن چیزی است که در درون تو است. و بعد وقتی چهل ساله شدی، کسی برای اولین بار آیینه ای در برابرت می گیرد.
وحشت خودت را مجسم کن! تو صورت یک بیگانه را خواهی دید و به روشنی به چیزی پی خواهی برد که قادر به پذیرفتنش نیستی: صورتِ تو، خودِ تو نیست.

قلم: جاودانگی | #میلان_کوندرا
ويزور: #Deborah_Sheedy
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#تفرد چيست؟
میدانید که حیوانات دو دسته اند؛ حیوانات اجتماعی و حیوانات غیر اجتماعی .   مثلا گربه ها حیوانات غیر اجتماعی هستند .   اغلب، ما گربه ها را تنها می بینیم .   فقط برای تولید مثل، یک دوره کوتاه با هم هستند و آمیزشی انجام میدهند؛ سپس گربه نر جدا میشود؛ گربه ماده بچه ها را بدنیا آورده و بزرگ میکند و بعد همگی به دنبال کار خودشان میروند. شما به جز در یک دوره کوتاهی که بچه ها نیاز به مراقبت دارند؛ گربه ها را خانوادگی نمی بینید .   همین طور کرگدن ها و خیلی از حیوانات دیگر هم بصورت منفرد زندگی می کنند. حیوانات غیر اجتماعی به نوعی "خود بسنده" زندگی می کنند؛ یعنی هر حیوانی تمام امور مربوط به خودش را مستقلا و به تنهایی انجام میدهد؛ نه توقعی از دیگری دارد و نه تکلیفی نسبت به اعضای دیگر گونه دارد؛ جز همان تکلیف تولید مثلی( . انسان تازه در این نقطه (بحران نوجوانی) در شرایطی قرار می گیرد که تبدیل به یک حیوان اجتماعی مثل گرگ، سگ، دولفین، نهنگ و...بشود .   یک فرق حیوانات اجتماعی با حیوانات غیر اجتماعی این است که حیوانات اجتماعی "گرسنگی لمس" دارند .
]" اریک برن" میگوید: انسانها سه دسته گرسنگی دارند :
1-  گرسنگی غذا  (food hunger)
2-  گرسنگی لمس، نوازش، توجه  (touch hunger)
3-  گرسنگی ساختار  (structure hunger)
پس ویژگی حیوان اجتماعی این است که گرسنگی لمس دارد و یکی از ویژگیهای ژنتیکی انسان هم این است که حیوانی اجتماعی است و اگر مورد توجه و لمس قرار نگیرد مریض میشود.  می دانید که سالها پیش، یعنی زمانی که باکتریها کشف شدند؛ دانشمندان به این نتیجه رسیدند که خیلی از بیماریها ناشی از باکتری ها هستند؛ و بنابراین برای نوزادان که در بدو تولد هنوز سیستم ایمنی رشد یافته ای ندارند؛ بهتر است که در محیط های کم باکتری زندگی کنند. به همین دلیل، بعد از زایمان نوزادان را از مادر جدا کرده و به بخش نوزادان میبردند. پرستاران، با کفش و کلاه و دستکش و لباس مخصوص بچه ها را مورد مراقبت قرار داده و هر دو تا سه ساعت یک بار برای شیر خوردن نزد مادرانشان میبردند.  در واقع این بچه ها در روز فقط ده تا بیست دقیقه لمس می شدند. پس از مدتی مشاهده شد که بچه ها در این شرایط ایزوله، میزان رشد جسمانی کمتر و میزان بروز بیماریهای عفونی بیشتری را نشان میدهند.  بعدا متوجه شدند که بچه ها به غیر از غذا نیاز به لمس دارند؛ بنابراین این بخش ها بسته شد و نوزادان، به غیر از مواقعی که بیماری خاصی داشته باشند؛ از بدو تولد در کنار مادر و روی همان تخت نگهداری میشوند .
قلم: #دكتر_محمرضا_سرگلزايي | #قسمت_دوم
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#Sapiosexual: این واژه به کسانی اطلاق می شه که بیشتر از رابطه فیزیکی و احساسات، درگیر هوش بالا و رفتارهای خاص شخصی می شوند که آن شخص رفتارهایی برگرفته از هوشمندی و طرز تفکر و خرد دارد. به عبارت دیگر، شخصی که هوش و هوشمندی را بهترین و بالاترین  خصوصیت جذابیت جنسی بداند.
در اصل، Sapiosexual نوع جدیدی از جهت گیری جنسی است که در آن جنسیت فیزیکی (#زن و #مرد) معنا ندارد و شخص سپیوسکچوال شیفته و عاشق رفتار و منش هوشمندانه و خاص طرف مقابل می گردد.
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct