دیده شدن، (درمعنای موسع آن ) نیاز روان شناختی همه ی آدمیان، از همان زاد روز نخست تا پایان راه غبارآلود زندگی است. در مقابل مفهوم دیده شدن، مفهوم تلخ تنهایی و جدایی از دیگران می نشیند. "فروم از این نقطه آغاز می کند که بنیادی ترین دلواپسی بشر، #تنهایی_اگزیستانسیال است، یعنی آگاهی از جدا بودن، خاستگاه همه ی اضطراب ها است." #یالوم از قول یکی از بیمارانش می نویسد: "آن چه دستپاچه ام می کند این است که در ان لحظه هیچ کس در دنیا به من فکر نمی کند." چنین بیماری ترجیح می دهد که بمیرد تا این که تنها بماند، زیرا در نگاه او آدمی"وقتی تنها است، وجود ندارد." اضطراب تنهایی، یعنی هراس از گم شدن در پهنه ی تاریخ و از دست رفتن در فراخنای زمان است. اضمحلال "خود"، و در افتادن به ورطه ی غمناکی است که نمی داند کیست و در کجا ایستاده است. در این حالت است که باید"من" را با نگاه های دیگران مساوي و برابر دانست. "من" هیچ، "من"، نگاه. (تعبیری برگرفته از #سهراب_سپهری).
قلم: #روان_درمانی_اگزیستانسیال | #اروین_یالوم
نقش: #Wanja_Victoria_Jevne
#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #روان_درمانی_اگزیستانسیال | #اروین_یالوم
نقش: #Wanja_Victoria_Jevne
#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
گرچه نیاز به دیده شدن، ویژگی #اگزیستانسیال و بنیادین درون آدمی است. اما گویا همه ی افراد به یک اندازه و میزان، چنین نیازی را در خود احساس نمی کنند. نیاز به دیده شدن، دست کم به دو عامل وابسته است. اولا، به ساختار روانی افراد ( #درونگرا_برونگرا ) و ثانیا، وابسته به این است که شخص در کجای نردبان فردیت خویش ایستاده و چه درجه ای از فرهیختگی را کسب کرده باشد. به میزان فربهی درون، نیاز به دیده شدن، کاستی می گیرد و متقابلا، موجودیت درماندگان، در اسارت نظر و نگاه های دیگرانند. اسارتی در زندان مخوف و تاریک و وحشتناک. آنان که ایستاده بر پای خویش اند، چندان محتاج "چشم" های دیگران نیستند. بیگانگی از خود و داشتن درونی بیهوده و پوچ، وابستگی ادمی را به دیگران و نگاه های انان بیشتر می کند تا جایی که فقط تا وقتی کسانی او را ببینند، احساس می کند وجود دارد. کسانی که سقف "هستی" خویش را بر ستون توجه و نگاه این وآن می نهند، زندگی فرو ریختنی و لرزانی را در حضور دیگران تجربه می کنند. زیستن در حضور دیگران، زیستنی تلخ و ناگوار است، زیرا نگاه های دیگران، امری پایدار و همیشگی نیست. روزی فرا می رسد که از کانون توجه جمع بیرون می آید و در سرمای تنهایی بر خود خواهد لرزید، بی آن که لباسی از خویشتن، بر قامت"خود" کرده باشد. چنین شخصی،. تا زمانی می تواند حس بودن و زیستن داشته باشد که کسی او را نظاره کند و یا در خاطره ای حضور داشته باشد. انسان میان تهی، بزرگترین رنج شان، رنج تنهایی و دیده نشدن است. زیرا برای احساس زنده بودن و زیستن، محتاج تصدیق دیگران است.
قلم: #روان_درمانی_اگزیستانسیال | #اروین_یالوم
نقش: #Han_Xiao
#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #روان_درمانی_اگزیستانسیال | #اروین_یالوم
نقش: #Han_Xiao
#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
هیچ #قلبی صرفا به واسطهی هماهنگی با قلب دیگر وصل نیست. زخم است که قلبها را عمیقا به هم پیوند میدهد. پیوند درد با درد، شکنندگی با شکنندگی. تا صدای زجه بلند نشود سکوت معنی ندارد و تا خونی ریخته نشود عفو معنی ندارد و تا از دل ضایعه ای بزرگ گذر نکنی، رضا و رضایت بیمعنی است.
قلم: #سوروکوتازاکی_بی_رنگ_و_سال_های_زیارتش | #هاروکی_موراکامی
ويزور: #Jonas_Hafner
#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #سوروکوتازاکی_بی_رنگ_و_سال_های_زیارتش | #هاروکی_موراکامی
ويزور: #Jonas_Hafner
#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تغيير با يك قدم آغاز ميشود
#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
زندگی من، وقتی که دختر کوچولو بودم، در انتظار بیهوده ی خود زندگی گذشت.
گمان می کردم که یک روز یک دفعه زندگی شروع خواهد شد و خودش را در دسترس من قرار خواهد داد، مثل بالا رفتن پرده ای، یا شروع شدن چشم اندازی. هیچ خبری از زندگی نمیشد. خیلی چیزها اتفاق می افتاد، اما زندگی نمی آمد.
مشکل ترین چیز فقط این است که مجبور باشی از جایت بلند شوی، بدون این که جایی باشد که به آنجا بروی.
قلم:#میشل_لبر
ويزور: #Nathalia_Petri
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
گمان می کردم که یک روز یک دفعه زندگی شروع خواهد شد و خودش را در دسترس من قرار خواهد داد، مثل بالا رفتن پرده ای، یا شروع شدن چشم اندازی. هیچ خبری از زندگی نمیشد. خیلی چیزها اتفاق می افتاد، اما زندگی نمی آمد.
مشکل ترین چیز فقط این است که مجبور باشی از جایت بلند شوی، بدون این که جایی باشد که به آنجا بروی.
قلم:#میشل_لبر
ويزور: #Nathalia_Petri
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
بہ بہانہ ے #تولد #کارل_گوستاو_یونگ
در مصاحبه گزارشگر بی بی سی با کارل گوستاو یونگ ،مجری برنامه، "جان فريمن" از یونگ درباره اعتقادش به خدا مي پرسد و پاسخ يونگ با چهره اى كه نشان از رضايت عميق و درونى اش دارد؛ قابل تامل است!
#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
در مصاحبه گزارشگر بی بی سی با کارل گوستاو یونگ ،مجری برنامه، "جان فريمن" از یونگ درباره اعتقادش به خدا مي پرسد و پاسخ يونگ با چهره اى كه نشان از رضايت عميق و درونى اش دارد؛ قابل تامل است!
#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
تنهایی پیش از آن كه یك حالت روحی یا روانی باشد یک ماده است.
مثلا، دقیقا همان ماده ای که در این لحظه در برابر چشمان من است.
ساعت ده شب است، همه جا تاریك است. آسمان هنوز كاملا سیاه نشده است، همه جا ساکت است_سكوت هم خیلی مادی است_یك آپارتمان كوچك که من چند سالی است در آن زندگی می كنم، سیگارها_چراكه من نمی توانم سیگار كشیدن را ترک كنم_كتاب ها چرا كه من نمی توانم بازشان نكنم. اساسا، به شكل عجیبی، تنهایی خیلی سریع پر می شود.
تنهایی در اصل همین است: یك وضعیت مادی. این که كسی نمی آید. حتی شاید خودتان هم آن جا نباشید.
تنهایی بیش تر یك نعمت است تا یك نفرین.
قلم: #زندگی_گذران | #كریستین_بوبن
نقش: #Edvard_Munch
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruc
مثلا، دقیقا همان ماده ای که در این لحظه در برابر چشمان من است.
ساعت ده شب است، همه جا تاریك است. آسمان هنوز كاملا سیاه نشده است، همه جا ساکت است_سكوت هم خیلی مادی است_یك آپارتمان كوچك که من چند سالی است در آن زندگی می كنم، سیگارها_چراكه من نمی توانم سیگار كشیدن را ترک كنم_كتاب ها چرا كه من نمی توانم بازشان نكنم. اساسا، به شكل عجیبی، تنهایی خیلی سریع پر می شود.
تنهایی در اصل همین است: یك وضعیت مادی. این که كسی نمی آید. حتی شاید خودتان هم آن جا نباشید.
تنهایی بیش تر یك نعمت است تا یك نفرین.
قلم: #زندگی_گذران | #كریستین_بوبن
نقش: #Edvard_Munch
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruc
روان_سازه_شیمی_عشق_چیست؟_هلن_فیشر.mp4
107.7 MB
شيمى عشق چيست؟ عشق يك واقعيت بيولوژيك است يا حقيقتى متافيزيكى
#ted #tedmed #Helen_Fisher
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#ted #tedmed #Helen_Fisher
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
هر مردی از مصاحبت زنی که در عقل و هوش با او برابر است خرسند و راضی نیست. مرد فقط زنی را دوست دارد که از او ضعیفتر باشد و زن فقط مردی را میخواهد که از او قویتر باشد. از اینجاست که اگر مزیت دختری در دانش و اندیشه او باشد نه در دلانگیزی طبیعی و زرنگی نیمه آگاهش، در پیدا کردن شوهر چندان کامیاب نخواهد بود، زیرا بهجایی قدم نهادهاست که مردان از قرنها پیش برای خود قرق کردهاند. شصت درصد زنان دانشگاه بیشوهر میمانند. یک دختر زرنگ، تا خیلی دیر نشدهاست، باید برتری ذهنی خود را پنهان کند. .
قلم: #لذات_فلسفه | #ویل_دورانت
ويزور: #Felicity_Jones
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
قلم: #لذات_فلسفه | #ویل_دورانت
ويزور: #Felicity_Jones
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
#من_یک_دیوانه_ام
فکر میکنم #دیوانگی بهترین راه فرار از روزمرگی های زندگیِ قرارداديه و منظورم از دیوانگی بغل کردن و چِلوندن تفاوتامونِ و پشت پا زدن به ارزشها و تعاریفیه که از بدوِ تولد در روان ما تزريق شده. منظورم از دیوانگی نوعی از #جنون به شکل #مرضی و آسیب زا به خودمون و اطرافیان نیس; آزادیِ و رقص بدون اینکه به چشمان نظاره گر جامعه توجه کنیم، اینکه خودمون باشیم؛ زشت و زیبا، چاق و لاغر و كوتاه و بلندِ خودمونو بغل کنیم و به خودمون اجازه بدیم كه باشیم، اشتباه کنیم، زمین بخوریم و یادمون باشه که حق اینو داریم که خشمگین باشیم و مشت و لگد به اطراف پرتاب کنیم و ...آزادیم؛ تا وقتی که مُشتمون مرز دماغ بغلیمون رو رد نکنه!!!
یکی از معضلات یک جامعه ى #اسطوره محور اینه که یه سری تصاویر و داستان های نقلی و وصفی وجود داره که سعى ميكنه انسان ها رو تو قالب اساطير و قهرمانان و الگوهاى اعتقادى بگنجونه! اتفاقی که میفته اینه که یه جامعه ی اسطوره پرست داریم که به این علت که نمیتونن و نتونستن پا جای پای #اساطیر پاگنده ى تاريخى و داستانیشون بذارن، غمگينن! مثل یک افسردگيه جمعى. از اون طرفم یه عده که ازین قصه ها و فیگورهای یوتوپیایی خسته شدن، میشن #آنتاگونيست داستان و خون اون آدماى غمگینو تو شیشه میکٌنن و جامعه میشه دو قطب سیاه و سفید و یمین و یسار، بدون اینکه آدمای #خاکستری این بین مجال اینو پیدا کنن که آدمیت کنن!!! آدماى غمگين هم منتظر #ناجى ميمونن تا #آرماگدون واقع بشه و اونا از دست #ضحاك قصه نجات پيدا كنن. آدم غمگينا به نوعى با اين درماندگى آموخته شده كنار ميان و اونو به عنوان سرنوشتشون قبول ميكنن يا حتى افتخار ميكنن كه انقدر صابر و تسليمن! این داستان دور و نزدیک واسمون شاید خیلی آشنا باشه، حالا جدا از بحث #آزادی و#فردیت از مقیاس فردی و فرافردی که در حوصله ی این بحث نیست، میخواستم راجع به خاکستری بودن صحبت کنم و اینکه در طول تاریخ چه آدمای بزرگی از دل این خاکستری بیرون اومدن.
طبق مطالعات پس رویدادی، #بتهوون از #اختلال_دوقطبی رنج میبرده! گویا بتهوون بعدِ از دست دادن شنواییش وارد یک دوره #افسردگى میشه و #مانیا به صورت واکنشی دفاعی بر اون مستولی ميشه تا از چنگال غم نجاتش بده. گفته ميشه که #بتهوون بسیاری از قطعاتش مثل سوناتا رو در فاز #شیدایی ساخته. نمونه دیگر #جی_کی_رولینگ خالق #هری_پاترِ که این رمان رو در هنگام جنگیدن با افسردگی ماژورش خلق کرد. #ون_گوگ، #ارنست_همینگوی، #ویرجینیا_ولف، #جان_نش, #هاوارد_هیوز و خیلی آدم خاکستری دیگه که همشون #انحراف_معیار معنی داری با جامعه زمان خودشون داشتن و تاثيرشون رو زندگى ما چيزى بيش از روايت وحديث و افسانه ست!!!
خاکستری باشیم, ديوانه باشيم، آدم باشیم و بذاریم بهشت سر جاى خودش بمونه و زمینم زیر پای ما!!!
قلم: #مانى_منجمى | #تير_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
فکر میکنم #دیوانگی بهترین راه فرار از روزمرگی های زندگیِ قرارداديه و منظورم از دیوانگی بغل کردن و چِلوندن تفاوتامونِ و پشت پا زدن به ارزشها و تعاریفیه که از بدوِ تولد در روان ما تزريق شده. منظورم از دیوانگی نوعی از #جنون به شکل #مرضی و آسیب زا به خودمون و اطرافیان نیس; آزادیِ و رقص بدون اینکه به چشمان نظاره گر جامعه توجه کنیم، اینکه خودمون باشیم؛ زشت و زیبا، چاق و لاغر و كوتاه و بلندِ خودمونو بغل کنیم و به خودمون اجازه بدیم كه باشیم، اشتباه کنیم، زمین بخوریم و یادمون باشه که حق اینو داریم که خشمگین باشیم و مشت و لگد به اطراف پرتاب کنیم و ...آزادیم؛ تا وقتی که مُشتمون مرز دماغ بغلیمون رو رد نکنه!!!
یکی از معضلات یک جامعه ى #اسطوره محور اینه که یه سری تصاویر و داستان های نقلی و وصفی وجود داره که سعى ميكنه انسان ها رو تو قالب اساطير و قهرمانان و الگوهاى اعتقادى بگنجونه! اتفاقی که میفته اینه که یه جامعه ی اسطوره پرست داریم که به این علت که نمیتونن و نتونستن پا جای پای #اساطیر پاگنده ى تاريخى و داستانیشون بذارن، غمگينن! مثل یک افسردگيه جمعى. از اون طرفم یه عده که ازین قصه ها و فیگورهای یوتوپیایی خسته شدن، میشن #آنتاگونيست داستان و خون اون آدماى غمگینو تو شیشه میکٌنن و جامعه میشه دو قطب سیاه و سفید و یمین و یسار، بدون اینکه آدمای #خاکستری این بین مجال اینو پیدا کنن که آدمیت کنن!!! آدماى غمگين هم منتظر #ناجى ميمونن تا #آرماگدون واقع بشه و اونا از دست #ضحاك قصه نجات پيدا كنن. آدم غمگينا به نوعى با اين درماندگى آموخته شده كنار ميان و اونو به عنوان سرنوشتشون قبول ميكنن يا حتى افتخار ميكنن كه انقدر صابر و تسليمن! این داستان دور و نزدیک واسمون شاید خیلی آشنا باشه، حالا جدا از بحث #آزادی و#فردیت از مقیاس فردی و فرافردی که در حوصله ی این بحث نیست، میخواستم راجع به خاکستری بودن صحبت کنم و اینکه در طول تاریخ چه آدمای بزرگی از دل این خاکستری بیرون اومدن.
طبق مطالعات پس رویدادی، #بتهوون از #اختلال_دوقطبی رنج میبرده! گویا بتهوون بعدِ از دست دادن شنواییش وارد یک دوره #افسردگى میشه و #مانیا به صورت واکنشی دفاعی بر اون مستولی ميشه تا از چنگال غم نجاتش بده. گفته ميشه که #بتهوون بسیاری از قطعاتش مثل سوناتا رو در فاز #شیدایی ساخته. نمونه دیگر #جی_کی_رولینگ خالق #هری_پاترِ که این رمان رو در هنگام جنگیدن با افسردگی ماژورش خلق کرد. #ون_گوگ، #ارنست_همینگوی، #ویرجینیا_ولف، #جان_نش, #هاوارد_هیوز و خیلی آدم خاکستری دیگه که همشون #انحراف_معیار معنی داری با جامعه زمان خودشون داشتن و تاثيرشون رو زندگى ما چيزى بيش از روايت وحديث و افسانه ست!!!
خاکستری باشیم, ديوانه باشيم، آدم باشیم و بذاریم بهشت سر جاى خودش بمونه و زمینم زیر پای ما!!!
قلم: #مانى_منجمى | #تير_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Telegram
Forwarded from مانى (Psychonstruct (روان سازه))
#تفرد_يك_ديوانه
مبحثى كه از نوجوانى دارم باهاش سر و كله ميزنم "#هويتِ" و مراحل تحولى و نقش حساسى كه در كل بافت #زندگى ما به عهده داره. راستش براى خود من مدتها طول كشيد كه پيدا كنم مسير زندگيمو و مسيرهاى متعددى و طى كردم و قالبها و نقشهاى مختلفيو تجربه كردم تا به مسيرى كه الان در اون دارم قدم بر ميدارم برسم. يه موقعهايي وقتى به مسير ١٥ سال گذشته نگاه ميكنم ميبينم خيلى به در و ديوار زدم تا بتونم بالاخره در قالبى برم كه رنگ آرامش داشته باشه، صادقانه بخوام بگم هنوزم زياد مطمئن نيستم..
از نظر من هر انسانى مسير رشدى منحصر به فرد خودشو داره و تعاريفى كه جامعه و ساعت اجتماعى براى ما متصور ميشه، گاهى نه تنها باعث #رشد نميشه، بلكه عقب موندن از اونا ميتونه ايجاد حس #اضطراب، #عقب_ماندگى و #ناكارامدى رو برامون به دنبال داشته باشه؛ مثل درس خوندن در رشته اى خاص، در زمانى خاص، ازدواج با معيارى خاص، شخصى خاص و زمانى مشخص.
يادمون باشه هر كدوم از ما يه #پروانه ايم با شفيره اى مخصوص خودمون، زمان بيرون اومدنمون ازين شفيره با هم متفاوته، جنس شفيره هامون، و قدرتمون در بيرون اومدن اين شفيره. پس باهم #مسابقه نديم. براى پروانه انرژى كه صرف بيرون اومدن از شفيره ميشه، از لحاظ زيستى اونو براى بقا در محيط بيرون آماده ميكنه. پس عجله نكنيم، به نداى درونمون گوش بديم و به تفرد مسيرمون اطمينان كنيم . چه بسا اگه زور بزنيمو زودتر از موعد از شفيرمون بيايم بيرون، بقامون به خطر بيفته و منظورم از بقا فقط بقاي #بيولوژيك نيست؛ بقاى هويت، فرديت و نبوغ فردي هم نوعى از بودنه و شايد تنها #هدف زندگى.
همه آنچه در مسير به آن بر ميخوريم، انجام ميدهيم، ما را خراش ميدهد، ميشكند و ميتراشد، حتى كارهايى كه اكنون از نظر مابيهوده به نظر ميرسد؛ما را براى نسخه اى والاتر، #اصيل تر و شفافتر از خودمان آماده ميسازد، فقط كافيست باور كنيم كه #غايت وجودمان هدفمند و يكتا است.
قلم: #مانى_منجمى
#مرداد_٩٥
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مبحثى كه از نوجوانى دارم باهاش سر و كله ميزنم "#هويتِ" و مراحل تحولى و نقش حساسى كه در كل بافت #زندگى ما به عهده داره. راستش براى خود من مدتها طول كشيد كه پيدا كنم مسير زندگيمو و مسيرهاى متعددى و طى كردم و قالبها و نقشهاى مختلفيو تجربه كردم تا به مسيرى كه الان در اون دارم قدم بر ميدارم برسم. يه موقعهايي وقتى به مسير ١٥ سال گذشته نگاه ميكنم ميبينم خيلى به در و ديوار زدم تا بتونم بالاخره در قالبى برم كه رنگ آرامش داشته باشه، صادقانه بخوام بگم هنوزم زياد مطمئن نيستم..
از نظر من هر انسانى مسير رشدى منحصر به فرد خودشو داره و تعاريفى كه جامعه و ساعت اجتماعى براى ما متصور ميشه، گاهى نه تنها باعث #رشد نميشه، بلكه عقب موندن از اونا ميتونه ايجاد حس #اضطراب، #عقب_ماندگى و #ناكارامدى رو برامون به دنبال داشته باشه؛ مثل درس خوندن در رشته اى خاص، در زمانى خاص، ازدواج با معيارى خاص، شخصى خاص و زمانى مشخص.
يادمون باشه هر كدوم از ما يه #پروانه ايم با شفيره اى مخصوص خودمون، زمان بيرون اومدنمون ازين شفيره با هم متفاوته، جنس شفيره هامون، و قدرتمون در بيرون اومدن اين شفيره. پس باهم #مسابقه نديم. براى پروانه انرژى كه صرف بيرون اومدن از شفيره ميشه، از لحاظ زيستى اونو براى بقا در محيط بيرون آماده ميكنه. پس عجله نكنيم، به نداى درونمون گوش بديم و به تفرد مسيرمون اطمينان كنيم . چه بسا اگه زور بزنيمو زودتر از موعد از شفيرمون بيايم بيرون، بقامون به خطر بيفته و منظورم از بقا فقط بقاي #بيولوژيك نيست؛ بقاى هويت، فرديت و نبوغ فردي هم نوعى از بودنه و شايد تنها #هدف زندگى.
همه آنچه در مسير به آن بر ميخوريم، انجام ميدهيم، ما را خراش ميدهد، ميشكند و ميتراشد، حتى كارهايى كه اكنون از نظر مابيهوده به نظر ميرسد؛ما را براى نسخه اى والاتر، #اصيل تر و شفافتر از خودمان آماده ميسازد، فقط كافيست باور كنيم كه #غايت وجودمان هدفمند و يكتا است.
قلم: #مانى_منجمى
#مرداد_٩٥
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
به استناد گوگل، #الکسیس_تکزاس بانوی اول ایرانیان است، کسی که از اساطیر پیشی گرفته و دست کم در ایران به عنوان #الههء_سکس پرستش می شود. کلمهء " #سکس " هم در رتبه های بعدی جستجوی فارسی زبانان قرار گرفته. حشریتِ آنان چنان غلظتی گرفته که "معیشت"،"سیاست" و "امنیت"شان را در خود فروبرده!
#اینستاگرام هم که اینک محبوبترین شبکهء اجتماعیست این حکم را تایید می کند، فضایی عمومی که کاملن شخصی شده است، عرصهء تاخت و تاز لبهای غنچه شده و عضلات ورم کرده. ویترینی که در آن پروتزها و عضلات به نمایش گذاشته می شوند. برانگیختن #میل_جنسی اصلی ترین سازوکارِ افزایش #فالوئرهاست. همه باید حد اعلایِ سکسی بودنشان را به رخ بکشند.
آنچه که در فضای مجازی جریان دارد نسخهء دیگریست از واقعیتی وقیح که با آن سروکار داریم. مناسباتی که سراپا جنسی اند. از دوستی های اجتماعی بگیر تا آگهی های استخدام. از مهمانیها بگیر تا محیطهای کاری. پاساژها. پارکها. ادارات. دانشگاهها و .... روابط بدوا یا موخرا مجرایی جنسی می یابند.
این آشوب و فوران میل جنسی چه چیزی را به ما نشان می دهد؟! این حرص و ولع فزاینده به سکس از کجا ناشی می شود؟! چرا عطش آنها هیچگاه فرونمی نشیند؟! آنها برای چیزی تلاش می کنند که هیچگاه حاصل نمی شود!
در #فرانسه، زمانی که غیر از روابط جنسی از هیچ چیز دیگری حرف نمی زدند، #لکان گزاره ای را بیان کرد که برای جامعه شوکه کننده بود؛" #رابطهء_جنسی_امکانپذیر_نیست" حقیقت این عبارت را در تقلاهای ملال آور مردم می توان مشاهده کرد. مداومت آنها برای #سکس دقیقن این ناکامی را نشان می دهد؛ ناکامی در رابطهء جنسی! آنها هر بار شکست می خورند اما #سیزیف_وار محکوم به ادامه دادن هستند.
البته چنانکه #بدیو در تفسیر حکم لکان، اشاره می کند، "عمل جنسی" صورت می پذیرد منتها چیزی به نام "رابطهء جنسی" امکانپذیر نیست. در سکس نمی توان از #رابطه سخن گفت، چراکه هر فرد تنها به میانجی بدن دیگری به خودش لذت می رساند، یکجور #خودارضایی به مدد دیگری! هر فرد تا حد زیادی تنها و متکی به خودش است، ازین رو رابطه ای حاصل نمی شود، در نهایت لذت لذت شما خواهد بود، یک #نارابطهء_نارسیستیک. به همین خاطر است که سکس تابع قانونِ #تکرار است. تکرار عمل جنسی بدون شکل گیری هیچ رابطه ای. بارها و بارها تکرار می شود اما چیزی که برجای می ماند، #تنهایی و #احساس_خلاء است.
وضعیت کنونی و جنون فراگیر سکس در غیاب چنین #آگاهی رقم خورده. اینکه رابطهء جنسی امکانپذیر نیست و تیر شما همواره به سنگ خواهد خورد. اینکه سکس به خودی خود هرچقدر که لذت بخش هم باشد بازهم فرایندی #مکانیکی، بدون روح و تکرار شونده است. تکرار می شود چون هربار شکست می خورد و #عقیم می ماند. خلاءی که عمل جنسی از آن رنج می برد، همانطور که #بدیو می گوید فقط با عشق پر خواهد شد. تنها در این صورت خواهد بود که رابطه امکانپذیر می شود و فرد به فراسوی خودشیفتگی و #خودارضایی راه می برد، به ورای خودش.
قلم: #عادل_ایران_خواه
نقش: #Ole_Ahlberg
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#اینستاگرام هم که اینک محبوبترین شبکهء اجتماعیست این حکم را تایید می کند، فضایی عمومی که کاملن شخصی شده است، عرصهء تاخت و تاز لبهای غنچه شده و عضلات ورم کرده. ویترینی که در آن پروتزها و عضلات به نمایش گذاشته می شوند. برانگیختن #میل_جنسی اصلی ترین سازوکارِ افزایش #فالوئرهاست. همه باید حد اعلایِ سکسی بودنشان را به رخ بکشند.
آنچه که در فضای مجازی جریان دارد نسخهء دیگریست از واقعیتی وقیح که با آن سروکار داریم. مناسباتی که سراپا جنسی اند. از دوستی های اجتماعی بگیر تا آگهی های استخدام. از مهمانیها بگیر تا محیطهای کاری. پاساژها. پارکها. ادارات. دانشگاهها و .... روابط بدوا یا موخرا مجرایی جنسی می یابند.
این آشوب و فوران میل جنسی چه چیزی را به ما نشان می دهد؟! این حرص و ولع فزاینده به سکس از کجا ناشی می شود؟! چرا عطش آنها هیچگاه فرونمی نشیند؟! آنها برای چیزی تلاش می کنند که هیچگاه حاصل نمی شود!
در #فرانسه، زمانی که غیر از روابط جنسی از هیچ چیز دیگری حرف نمی زدند، #لکان گزاره ای را بیان کرد که برای جامعه شوکه کننده بود؛" #رابطهء_جنسی_امکانپذیر_نیست" حقیقت این عبارت را در تقلاهای ملال آور مردم می توان مشاهده کرد. مداومت آنها برای #سکس دقیقن این ناکامی را نشان می دهد؛ ناکامی در رابطهء جنسی! آنها هر بار شکست می خورند اما #سیزیف_وار محکوم به ادامه دادن هستند.
البته چنانکه #بدیو در تفسیر حکم لکان، اشاره می کند، "عمل جنسی" صورت می پذیرد منتها چیزی به نام "رابطهء جنسی" امکانپذیر نیست. در سکس نمی توان از #رابطه سخن گفت، چراکه هر فرد تنها به میانجی بدن دیگری به خودش لذت می رساند، یکجور #خودارضایی به مدد دیگری! هر فرد تا حد زیادی تنها و متکی به خودش است، ازین رو رابطه ای حاصل نمی شود، در نهایت لذت لذت شما خواهد بود، یک #نارابطهء_نارسیستیک. به همین خاطر است که سکس تابع قانونِ #تکرار است. تکرار عمل جنسی بدون شکل گیری هیچ رابطه ای. بارها و بارها تکرار می شود اما چیزی که برجای می ماند، #تنهایی و #احساس_خلاء است.
وضعیت کنونی و جنون فراگیر سکس در غیاب چنین #آگاهی رقم خورده. اینکه رابطهء جنسی امکانپذیر نیست و تیر شما همواره به سنگ خواهد خورد. اینکه سکس به خودی خود هرچقدر که لذت بخش هم باشد بازهم فرایندی #مکانیکی، بدون روح و تکرار شونده است. تکرار می شود چون هربار شکست می خورد و #عقیم می ماند. خلاءی که عمل جنسی از آن رنج می برد، همانطور که #بدیو می گوید فقط با عشق پر خواهد شد. تنها در این صورت خواهد بود که رابطه امکانپذیر می شود و فرد به فراسوی خودشیفتگی و #خودارضایی راه می برد، به ورای خودش.
قلم: #عادل_ایران_خواه
نقش: #Ole_Ahlberg
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#كتاب_هفته_روانسازه
قلم: #ميلان_كوندرا | #سبكى_تحمل_ناپذير_هستى
آوا: #مهسا_كرامتى
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #ميلان_كوندرا | #سبكى_تحمل_ناپذير_هستى
آوا: #مهسا_كرامتى
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Ta To Hasti o Ghazal Hast-(IRMP3.IR)
Alireza Ghorbani
@Psychonstructتو هستى و #غزل هست
كلمه ى #مذهب در زبان لاتين به معناى كنار هم قرار دادن دوباره چيزهاست... انسان مدرن انقدر توسط تضادها كنترل ميشه... همه جا آدمايي رو ميبينم كه دنبال يه چيزى در تلاشند....يه نوع شكستگى و درماندگى كه حتى مذهب نميتونه اونو توجيه كنه... تا حدى دليلش اينه كه مردم نميخوان راه حلو بشنون.... تمام تقصيرها گردن مذهب نيس...
قلم: #مانى_منجمى | #دى_٩٥
ويزور: #mosa_ab_Alshamy
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #مانى_منجمى | #دى_٩٥
ويزور: #mosa_ab_Alshamy
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct