مانى
1.14K subscribers
521 photos
676 videos
158 files
2.06K links
Download Telegram
می دانی گرفتاری من چیست؟
دور و برم را آدمهای #احمق گرفته اند. آدمهای باهوش در نوعی تبعیدِ محض متولد می شوند. بشریت به میزان شگفت انگیزی آدم احمق تولید می کند. آدم هر قدر خرف تر باشد بیشتر آرزوی تولید مثل کردن دارد. آدمهای بهتر حداکثر یک بچه درست می کنند و بهترینشان به این نتیجه می رسند که اصلا #تولید_مثل نکنند. این فاجعه است...

قلم: #مهمانی_خداحافظی | #میلان_کوندرا
نقش: #Ole_ahlberg
‌‎#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
من فقط وقتی هستم که تو مرا ببینی.
ناگهان در می یابی که از صحنه ی تئاتر زندگی به حاشیه رانده شده ای و نقش هایت رنگ می بازد و نور صحنه ی جامعه به سمت و سوی دیگری رفته است. هیچ کس ترا نمی بیند و به حسابت نمی آورد. بی توجه از کنارت می گذرند، بی آن که گوشه چشمی به تو داشته باشند. غم غربت، غم ندیده شدن از سوی دنیای اطراف و در نتیجه ی آن احساس تلخ #تنهایی آزارت می دهد. در ناخودآگاه خویش به این پرسش می اندیشی که چرا کسی مرا نمی بیند. به من فکر نمی کند، و یا دست کم، چهره به چهره با من نمی نشیند و دمی چشم هایش را به من قرض نمی دهد. حس در حاشیه زیستن و از نظرها غایب شدن، و حس به حساب نیامدن، به سراغت می آید چنین می شود که دلخور می شوی.
خورشید رضایت و #معنای_زندگی_ات بتدریج بی فروغ و کم سو می گردد. حتی ممکن است پریشان و مضطرب شوی. با این همه راهی برای ماندن در چشم ها و زیستن در نظرها نمی یابی. 

قلم: #روان_درمانی_اگزیستانسیال | #اروین_یالوم
نقش: #Lania_Roberts
‌‎#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
‌‎دیده نشدن، مساوی است با اضطراب فراموشی و بی رحمی جهانی که در آن زندگی می کنی. #دیده_شدن صرفا به معنای انعکاس تصویر خود در شبکیه ی چشمان دیگری و مواجهه ی مستقیم با دیگری و مشاهده از طریق حس بینایی، نیست. دیده شدن معنای وسیع تری دارد. البته یکی از انواع دیده شدن، معنای مرسوم و متعارف آن است. بلکه دیده شدن، به همه ی آن چه گفته می شود که موجب می گردد دیگری و یا دیگران، آدمی را در ذهن و ضمیر خود حاضر بیابند، در کانون توجه شان قرار گیرد و مستقیم و یا غیر مستقیم به او بیندیشند. هم چنین دیده شدن، یعنی این که در روابط و مراودات روزمره به حساب این و آن بیاید. 
قلم: #روان_درمانی_اگزیستانسیال | #اروین_یالوم
نقش: #Edward_Munch
‌‎#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
دیده شدن، (درمعنای موسع آن ) نیاز روان شناختی همه ی آدمیان، از همان زاد روز نخست تا پایان راه غبارآلود زندگی است. در مقابل مفهوم دیده شدن، مفهوم تلخ تنهایی و جدایی از دیگران می نشیند. "فروم از این نقطه آغاز می کند که بنیادی ترین دلواپسی بشر، #تنهایی_اگزیستانسیال است، یعنی آگاهی از جدا بودن، خاستگاه همه ی اضطراب ها است."   #یالوم از قول یکی از بیمارانش می نویسد: "آن چه دستپاچه ام می کند این است که در ان لحظه هیچ کس در دنیا به من فکر نمی کند." چنین بیماری ترجیح می دهد که بمیرد تا این که تنها بماند، زیرا در نگاه او آدمی"وقتی تنها است، وجود ندارد."  اضطراب تنهایی، یعنی هراس از گم شدن در پهنه ی تاریخ و از دست رفتن در فراخنای زمان است. اضمحلال "خود"، و در افتادن به ورطه ی غمناکی است که نمی داند کیست و در کجا ایستاده است. در این حالت است که باید"من" را با نگاه های دیگران مساوي و برابر دانست. "من" هیچ، "من"، نگاه. (تعبیری برگرفته از #سهراب_سپهری). 

قلم: #روان_درمانی_اگزیستانسیال | #اروین_یالوم
نقش: #Wanja_Victoria_Jevne
‌‎#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
گرچه نیاز به دیده شدن، ویژگی #اگزیستانسیال و بنیادین درون آدمی است. اما گویا همه ی افراد به یک اندازه و میزان، چنین نیازی را در خود احساس نمی کنند. نیاز به دیده شدن، دست کم به دو عامل وابسته است. اولا، به ساختار روانی افراد ( #درونگرا_برونگرا ) و ثانیا، وابسته به این است که شخص در کجای نردبان فردیت خویش ایستاده و چه درجه ای از فرهیختگی را کسب کرده باشد. به میزان فربهی درون، نیاز به دیده شدن، کاستی می گیرد و متقابلا، موجودیت درماندگان، در اسارت نظر و نگاه های دیگرانند. اسارتی در زندان مخوف و تاریک و وحشتناک. آنان که ایستاده بر پای خویش اند، چندان محتاج "چشم" های دیگران نیستند. بیگانگی از خود و داشتن درونی بیهوده و پوچ،  وابستگی ادمی را به دیگران و نگاه های انان بیشتر می کند تا جایی که فقط تا وقتی کسانی او را ببینند، احساس می کند وجود دارد. کسانی که سقف "هستی" خویش را بر ستون توجه و نگاه این وآن می نهند، زندگی فرو ریختنی و لرزانی را در حضور دیگران تجربه می کنند. زیستن در حضور دیگران، زیستنی تلخ و ناگوار است، زیرا نگاه های دیگران، امری پایدار و همیشگی نیست. روزی فرا می رسد که از کانون توجه جمع بیرون می آید و در سرمای تنهایی بر خود خواهد لرزید، بی آن که لباسی از خویشتن، بر قامت"خود" کرده باشد. چنین شخصی،. تا زمانی می تواند حس بودن و زیستن داشته باشد که کسی او را نظاره کند و یا در خاطره ای حضور داشته باشد. انسان میان تهی، بزرگترین رنج شان، رنج تنهایی و دیده نشدن است. زیرا برای احساس زنده بودن و زیستن، محتاج تصدیق دیگران است. 

قلم: #روان_درمانی_اگزیستانسیال | #اروین_یالوم
نقش: #Han_Xiao
‌‎#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
هیچ #قلبی صرفا به واسطه‌ی هماهنگی با قلب دیگر وصل نیست. زخم است که قلبها را عمیقا به هم پیوند میدهد. پیوند درد با درد، شکنندگی با شکنندگی. تا صدای زجه بلند نشود سکوت معنی ندارد و تا خونی ریخته نشود عفو معنی ندارد و تا از دل ضایعه ای بزرگ گذر نکنی، رضا و رضایت بی‌معنی است.

قلم: #سوروکوتازاکی_بی_رنگ_و_سال_های_زیارتش | #هاروکی_موراکامی
ويزور: #Jonas_Hafner
‌‎#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تغيير با يك قدم آغاز ميشود
‌‎#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
زندگی من، وقتی که دختر کوچولو بودم، در انتظار بیهوده ی خود زندگی گذشت.
گمان می کردم که یک روز یک دفعه زندگی شروع خواهد شد و خودش را در دسترس من قرار خواهد داد، مثل بالا رفتن پرده ای، یا شروع شدن چشم اندازی. هیچ خبری از زندگی نمیشد. خیلی چیزها اتفاق می افتاد، اما زندگی نمی آمد.
مشکل ترین چیز فقط این است که مجبور باشی از جایت بلند شوی، بدون این که جایی باشد که به آنجا بروی.

قلم:#میشل_لبر
ويزور: #Nathalia_Petri
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
بہ بہانہ ے #تولد #کارل_گوستاو_یونگ
در مصاحبه گزارشگر بی بی سی با کارل گوستاو یونگ ،مجری برنامه، "جان فريمن" از یونگ درباره اعتقادش به خدا مي پرسد و پاسخ يونگ با چهره اى كه نشان از رضايت عميق و درونى اش دارد؛ قابل تامل است!

‌‎#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
تنهایی پیش از آن كه یك حالت روحی یا روانی باشد یک ماده است.
مثلا، دقیقا همان ماده ای که در این لحظه در برابر چشمان من است.
ساعت ده شب است، همه جا تاریك است. آسمان هنوز كاملا سیاه نشده است، همه جا ساکت است_سكوت هم خیلی مادی است_یك آپارتمان كوچك که من چند سالی است در آن زندگی می كنم، سیگارها_چراكه من نمی توانم سیگار كشیدن را ترک كنم_كتاب ها چرا كه من نمی توانم بازشان نكنم. اساسا، به شكل عجیبی، تنهایی خیلی سریع پر می شود.
تنهایی در اصل همین است: یك وضعیت مادی. این که كسی نمی آید. حتی شاید خودتان هم آن جا نباشید.
تنهایی بیش تر یك نعمت است تا یك نفرین.

قلم: #زندگی_گذران | #كریستین_بوبن
نقش: #Edvard_Munch
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruc
روان_سازه_شیمی‌_عشق_چیست؟_هلن_فیشر.mp4
107.7 MB
شيمى عشق چيست؟ عشق يك واقعيت بيولوژيك است يا حقيقتى متافيزيكى

#ted #tedmed #Helen_Fisher
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
هر مردی از مصاحبت زنی که در عقل و هوش با او برابر است خرسند و راضی نیست. مرد فقط زنی را دوست دارد که از او ضعیف‌تر باشد و زن فقط مردی را می‌خواهد که از او قویتر باشد. از اینجاست که اگر مزیت دختری در دانش و اندیشه او باشد نه در دل‌انگیزی طبیعی و زرنگی نیمه‌ آگاهش، در پیدا کردن شوهر چندان کامیاب نخواهد بود، زیرا به‌جایی قدم نهاده‌است که مردان از قرنها پیش برای خود قرق کرده‌اند. شصت درصد زنان دانشگاه بی‌شوهر می‌مانند. یک دختر زرنگ، تا خیلی دیر نشده‌است، باید برتری ذهنی خود را پنهان کند. .

قلم: #لذات_فلسفه | #ویل_دورانت
ويزور: #Felicity_Jones
#مانى_منجمى | #مرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct