This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روحت شاد...كاش بشه هر كدوم ما تو هر مسيرى كه هستيم مثل تو طى طريق كنيم!!! واقعا افسوس كه در اين خاك قدر امثال تو دونسته نميشه!!! آروم بخواب زيباي علم🙏🙏🙏 #rip #مريم_ميرزاخانى #مانی_منجمی | #تير_٩٦ #
شاید این بلاها را سرم آوردی
که ببینی صبر ایوب دارم یا ندارم.
ندارم !
ندارم !
ندارم !
قلم: #سیمین_دانشور
ويزور: #manimonajemi
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
که ببینی صبر ایوب دارم یا ندارم.
ندارم !
ندارم !
ندارم !
قلم: #سیمین_دانشور
ويزور: #manimonajemi
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اگر #انسانها تا ابد زندگی میکردند، اگر پیر نمیشدند، اگر بدون مردن، همیشه سالم در این جهان زندگی میکردند، خیال میکنی هرگز به خود زحمت فکرکردن به چیزهایی را میدادند که الان ذهن شان را مشغول کرده؟ منظورم این است که ما دربارهٔ همه چیز فکر میکنیم، تقریباً همه چیز، #فلسفه، #روانشناسی، #منطق، #دین، #ادبیات
فکر میکنم اگر چیزی به نام «#مرگ» وجود نداشت، افکار پیچیده اینچنینی هرگز به وجود نمیآمد… انسانها باید به طور جدی، به #معنی زنده بودنشان و اینک اینجا بودنشان فکر کنند، چون میدانند که روزی خواهند مرد. درست است؟ اگر قرار بود برای همیشه زنده بمانیم، چه کسی به معنای زنده بودن فکر میکرد؟ چه اهمیتی داشت؟ یا حتی اگر برای کسی اهمیتی داشت، احتمالاً فقط فکر میکردند: «خوب کلی وقت دارم، بعداً بهش فکر میکنم.» … ولی ما نمیتوانیم تا بعد صبر کنیم … باید همین لحظه به آن فکر کنیم … هیچکس نمیداند قرار است چه اتفاقی بیفتد …
ما #مرگ را برای رشد کردن لازم داریم … مرگ، این موجود عظیم و نورانی است که هر چه بزرگتر و نورانیتر باشد، ما را دیوانهوارتر مشتاق فکر کردن دربارهٔ چیزها میکند.
قلم: #هاروکی_موراکامی | #سرگذشت_پرنده_کوکی
نقش: #tom_french
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
فکر میکنم اگر چیزی به نام «#مرگ» وجود نداشت، افکار پیچیده اینچنینی هرگز به وجود نمیآمد… انسانها باید به طور جدی، به #معنی زنده بودنشان و اینک اینجا بودنشان فکر کنند، چون میدانند که روزی خواهند مرد. درست است؟ اگر قرار بود برای همیشه زنده بمانیم، چه کسی به معنای زنده بودن فکر میکرد؟ چه اهمیتی داشت؟ یا حتی اگر برای کسی اهمیتی داشت، احتمالاً فقط فکر میکردند: «خوب کلی وقت دارم، بعداً بهش فکر میکنم.» … ولی ما نمیتوانیم تا بعد صبر کنیم … باید همین لحظه به آن فکر کنیم … هیچکس نمیداند قرار است چه اتفاقی بیفتد …
ما #مرگ را برای رشد کردن لازم داریم … مرگ، این موجود عظیم و نورانی است که هر چه بزرگتر و نورانیتر باشد، ما را دیوانهوارتر مشتاق فکر کردن دربارهٔ چیزها میکند.
قلم: #هاروکی_موراکامی | #سرگذشت_پرنده_کوکی
نقش: #tom_french
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مصاحبهای دربارهی #قتل #آتنا_اصلانی
🔵 در تمام دنیا و در تمام کشورها، با هر سطحی از سلامت روانی و اجتماعی، جنایت و مواردی مشابه این اتفاق میافتند و هیچ جامعهای را سراغ نداریم که میزان جنایت در آن صفر باشد.
🔵 موارد فراوان دیگری از کودکآزاری به طور روزمره در جامعه اتفاق میافتند که به دلایل مختلف هیچ وقت علنی نمیشوند یا حتا ممکن است منجر به طرح شکایت و تعقیب قضایی موضوع هم نشوند. در واقع، این مورد نوک کوه یخ است و موارد فراوان دیگری زیر پوست شهر رخ میدهند که هیچ گاه به چشم نمیآیند.
🔵 شاید بتوان گفت این اتفاق زنگ خطری را به صدا در میآورد تا به هشدارهای قبلی توجه شود اما از وقوع این موارد به طور انفرادی نمیتوان مستقیمن حکمی در خصوص سطح سلامت روان جامعه داد. به هر حال، باید بپذیریم که در ایران هم مانند کشورهای دیگر پدیدههایی مثل کودکآزاری وجود دارد و باید به فکر راهکارهای کاهش آن بود.
✳️ زمانی که جنایت و اتفاقی شبیه این مورد رخ میدهد، به طور معمول باید سه عامل را در نظر بگیریم. اول، بستری که چنین پدیدههایی در آن رخ میدهد؛ دوم، شخصی که مرتکب این فعل شده است؛ و سوم، فردی که جنایت بر او واقع شده و قربانی آن بوده است. و البته در مواردی که قربانی کودک باشد، عامل دیگری هم وجود دارد، و آن پدر و مادر یا سرپرست کودک است.
🌀 برای پرداختن به موضوع پیچیدهای مانند این مورد، نمیتوان سادهانگارانه برخورد کرد و با تقلیل دادن موضوع تنها بر فرد مرتکب تمرکز کرد. در واقع، در این موارد باید به جنبههای کلان اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی توجه داشت. ادامه در كانال تلگرام #روانسازه
🌀 میدانیم که در جوامعی که عواملی مانند فقر، بیکاری، شکاف طبقاتی، تبعیض جنسیتی، نژادی و مانند آن وجود دارد، میزان جرم و جنایت هم بالاتر است. بنابراین، اگر نخواهیم با تکبعدی دیدن موضوع و تمرکز بر همین مورد خاص کار را بر خود ساده کنیم، تا زمانی که به این مسایل کلان نپردازیم، نمیتوانیم انتظار کاهش بارزی را در این اتفاقات داشته باشیم.
⭕️ دربارهی شخصی که مرتکب این افعال میشود، باید توجه داشته باشیم که عوامل مختلف مانند ویژگیهای شخصیتی ضداجتماعی و سوءمصرف موارد و عواملی مانند آن میتوانند در بروز این رفتارها نقش داشته باشند.
⭕️ در واقع، افراد مبتلا به اختلالات روانی بیش از آن که عامل خشونت در جامعه باشند، قربانیان خشونت هستند، و در اغلب موارد رابطهای مستقیم و علّی بین وقوع جرم و وجود اختلال روانی در فرد وجود ندارد. این نکته مهمی است که باید به آن دقت کرد.
⭕️ میدانیم که در هر سال حدود ۲۴ درصد از مردم جامعهمان حداقل یکی از اختلالات روانی را تجربه میکنند، و اکثریت قریب به اتفاق آنان هیچ گاه مرتکب جنایت و خشونتی برعلیه دیگران نشدهاند و نمیشوند.
⭕️ انعکاس غیردقیق تصویر افراد مبتلا به اختلالات روانی در رسانهها و اخبار میتواند باعث افزایش انگ به این گروه از بیماران شود که نتیجهاش ایجاد شرم و اجتناب آنان از درمان خواهد بود.
💠 در کنار این عوامل حتمن باید برای پیشگیری از این اتفاقات به عامل سوم و چهارمی که اشاره کردم، یعنی کودک و سرپرست او، توجه داشت.
💠 همیشه احتمال وجود چنین افرادی [مجرمانی که جرایم خشونتبار را مرتکب میشوند] در جامعه وجود دارد و بنابراین، باید کودکان و خانوادهها برای پیشگیری از این اتفاقات آموزش ببینند.
🚫 متأسفانه گاهی برخورد جامعه یا گروههایی از جامعه به شکلی است که قربانی را هدف میگیرد و این باعث میشود موارد فراوانی از قربانیان هیچ وقت نتوانند برای پیگیری قضایی این مشکل یا برای گرفتن کمک از متخصصان سلامت روان اقدام کنند.
♻️ حتا گاهی خانوادهها ممکن است آموزش کافی ندیده باشند و نتوانند شرایطی را فراهم کنند که اگر کودکی مورد آزار یا بدرفتاری جسمی و جنسی قرار گرفت به خانواده بگوید و از آنان کمک بخواهد. خیلی اوقات این کودکان باور نمیشوند یا ممکن است سرزنش شوند. در واقع، باید تأکید کنم که یکی از حلقههای زنجیر پیشگیری از چنین اتفاقاتی آگاهی دادن به خانوادهها و خود کودکان است.
قلم: #قسمت_اول | #سامان_توکلی | #روانپزشک
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
🔵 در تمام دنیا و در تمام کشورها، با هر سطحی از سلامت روانی و اجتماعی، جنایت و مواردی مشابه این اتفاق میافتند و هیچ جامعهای را سراغ نداریم که میزان جنایت در آن صفر باشد.
🔵 موارد فراوان دیگری از کودکآزاری به طور روزمره در جامعه اتفاق میافتند که به دلایل مختلف هیچ وقت علنی نمیشوند یا حتا ممکن است منجر به طرح شکایت و تعقیب قضایی موضوع هم نشوند. در واقع، این مورد نوک کوه یخ است و موارد فراوان دیگری زیر پوست شهر رخ میدهند که هیچ گاه به چشم نمیآیند.
🔵 شاید بتوان گفت این اتفاق زنگ خطری را به صدا در میآورد تا به هشدارهای قبلی توجه شود اما از وقوع این موارد به طور انفرادی نمیتوان مستقیمن حکمی در خصوص سطح سلامت روان جامعه داد. به هر حال، باید بپذیریم که در ایران هم مانند کشورهای دیگر پدیدههایی مثل کودکآزاری وجود دارد و باید به فکر راهکارهای کاهش آن بود.
✳️ زمانی که جنایت و اتفاقی شبیه این مورد رخ میدهد، به طور معمول باید سه عامل را در نظر بگیریم. اول، بستری که چنین پدیدههایی در آن رخ میدهد؛ دوم، شخصی که مرتکب این فعل شده است؛ و سوم، فردی که جنایت بر او واقع شده و قربانی آن بوده است. و البته در مواردی که قربانی کودک باشد، عامل دیگری هم وجود دارد، و آن پدر و مادر یا سرپرست کودک است.
🌀 برای پرداختن به موضوع پیچیدهای مانند این مورد، نمیتوان سادهانگارانه برخورد کرد و با تقلیل دادن موضوع تنها بر فرد مرتکب تمرکز کرد. در واقع، در این موارد باید به جنبههای کلان اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی توجه داشت. ادامه در كانال تلگرام #روانسازه
🌀 میدانیم که در جوامعی که عواملی مانند فقر، بیکاری، شکاف طبقاتی، تبعیض جنسیتی، نژادی و مانند آن وجود دارد، میزان جرم و جنایت هم بالاتر است. بنابراین، اگر نخواهیم با تکبعدی دیدن موضوع و تمرکز بر همین مورد خاص کار را بر خود ساده کنیم، تا زمانی که به این مسایل کلان نپردازیم، نمیتوانیم انتظار کاهش بارزی را در این اتفاقات داشته باشیم.
⭕️ دربارهی شخصی که مرتکب این افعال میشود، باید توجه داشته باشیم که عوامل مختلف مانند ویژگیهای شخصیتی ضداجتماعی و سوءمصرف موارد و عواملی مانند آن میتوانند در بروز این رفتارها نقش داشته باشند.
⭕️ در واقع، افراد مبتلا به اختلالات روانی بیش از آن که عامل خشونت در جامعه باشند، قربانیان خشونت هستند، و در اغلب موارد رابطهای مستقیم و علّی بین وقوع جرم و وجود اختلال روانی در فرد وجود ندارد. این نکته مهمی است که باید به آن دقت کرد.
⭕️ میدانیم که در هر سال حدود ۲۴ درصد از مردم جامعهمان حداقل یکی از اختلالات روانی را تجربه میکنند، و اکثریت قریب به اتفاق آنان هیچ گاه مرتکب جنایت و خشونتی برعلیه دیگران نشدهاند و نمیشوند.
⭕️ انعکاس غیردقیق تصویر افراد مبتلا به اختلالات روانی در رسانهها و اخبار میتواند باعث افزایش انگ به این گروه از بیماران شود که نتیجهاش ایجاد شرم و اجتناب آنان از درمان خواهد بود.
💠 در کنار این عوامل حتمن باید برای پیشگیری از این اتفاقات به عامل سوم و چهارمی که اشاره کردم، یعنی کودک و سرپرست او، توجه داشت.
💠 همیشه احتمال وجود چنین افرادی [مجرمانی که جرایم خشونتبار را مرتکب میشوند] در جامعه وجود دارد و بنابراین، باید کودکان و خانوادهها برای پیشگیری از این اتفاقات آموزش ببینند.
🚫 متأسفانه گاهی برخورد جامعه یا گروههایی از جامعه به شکلی است که قربانی را هدف میگیرد و این باعث میشود موارد فراوانی از قربانیان هیچ وقت نتوانند برای پیگیری قضایی این مشکل یا برای گرفتن کمک از متخصصان سلامت روان اقدام کنند.
♻️ حتا گاهی خانوادهها ممکن است آموزش کافی ندیده باشند و نتوانند شرایطی را فراهم کنند که اگر کودکی مورد آزار یا بدرفتاری جسمی و جنسی قرار گرفت به خانواده بگوید و از آنان کمک بخواهد. خیلی اوقات این کودکان باور نمیشوند یا ممکن است سرزنش شوند. در واقع، باید تأکید کنم که یکی از حلقههای زنجیر پیشگیری از چنین اتفاقاتی آگاهی دادن به خانوادهها و خود کودکان است.
قلم: #قسمت_اول | #سامان_توکلی | #روانپزشک
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مصاحبهای دربارهی #قتل #آتنا_اصلانی | #قسمت_دوم
👨👩👧👦 کودکان به دلیل شرایطی که دارند ممکن است قادر به تشخیص خطر نباشند یا در مواجهه با آن ندانند که باید چه کار کنند. در واقع، در اینجا محافظت از کودکان جزو وظایف سرپرست آنان است.
👨👩👧 در بسیاری از کشورها سرپرست کودک نسبت به محافظت از او وظیفهی قانونی دارد و برای مثال، اگر کودک کمسنی که نمیتواند در شرایط بحرانی از خود حفاظت کند، در خانه یا ماشین یا خیابان تنها بماند، والدین از وظیفهی قانونی خود در حفاظت از کودک عدول کردهاند و نسبت به کودک «غفلت» کردهاند و در این شرایط خود دولت و سازمانهای حمایت اجتماعی وارد عمل میشوند.
👨👩👧 حتا در بعضی کشورها قوانین خاصی وجود دارد که کودک تا چه سنی نباید در خانه یا ماشین تنها بماند، تا چه سنی نباید شب در خانه تنها بخوابد و امثال آن. در ایران تا چه حد درباره این وظیفه والدین به طور روشن و عینی صحبت شده و خانوادهها تا چه حد در این خصوص آموزش دیدهاند؟ آیا قوانین و دستورعملهای روشنی برای این موارد وجود دارد؟ و آیا سازمانهایی برای این منظور و حمایت از حقوق کودکان وجود دارند؟
👨👩👧 از سوی دیگر، وظیفه جامعه و خانواده است که به کودکان آموزش بدهند تا چه طور بتوانند از خود در برابر دیگران مراقبت کنند، بتوانند از بدن خود مراقبت کنند، و بدانند که چه تماسها و رفتارهایی پذیرفته نیست و اگر اتفاق افتاد چه کار باید بکنند و به چه کسی بگویند. در این زمینه هم به نظر میرسد هم جامعه و آموزش و پرورش ترجیح داده است وارد نشود، و هم خانوادهها به دلایل فرهنگی و نیز کماطلاعی خود وارد آن نمیشوند.
👨👩👧 وقتی این عوامل و آگاهیهای محافظتکننده در کودک و سرپرست او وجود نداشته باشد، طبیعی است که احتمال آن که قربانی چنین شرایطی شوند بیشتر خواهد بود.
🔴 برای کاهش اتفاقاتی مانند این و سایر آسیبهای اجتماعی هم لازم است به پیچیدگی این پدیدهها توجه داشت و گمان نکنیم که فقط با مجازات فرد مجرم مشکل حل خواهد شد.
🔴 یکی از کارهایی که متأسفانه چنان که باید به آن پرداخته نمیشود و تسریع در مجازات باعث حذف آن میشود آن است که عوامل شخصیتی، روانی و اجتماعی فرد مرتکب و نیز ویژگیهای بافتاری که این اتفاقات در آن رخ داده و نیز در دسترس بودن عوامل محافظتکننده از سوی قربانی به طور موردی بررسی شوند تا از دل آن بتوان به الگو یا الگوهای احتمالی این پدیدهها در جامعهمان شناخته شوند، و با شناسایی عوامل خطرساز و محافظتکننده برنامههایی برای کاهش موارد بعدی اندیشیده شود.
📊 در پایان این که کتمان وجود پدیدههایی مانند کودکآزاری یا محرمانه تلقی کردن اطلاعات و آمار مربوط به آن کمکی به کاهش آن نمیکند. لازم است آمار و اطلاعات مربوط به آسیبهای اجتماعی تهیه شوند و در دسترس صاحبنظران قرار داشته باشند تا بتوان از وضعیت فعلی جامعه و روند تغییرات آن اطلاع داشت و هم برای آن چارهای اندیشید.
قلم: #قسمت_دوم | #سامان_توکلی | #روانپزشک
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
👨👩👧👦 کودکان به دلیل شرایطی که دارند ممکن است قادر به تشخیص خطر نباشند یا در مواجهه با آن ندانند که باید چه کار کنند. در واقع، در اینجا محافظت از کودکان جزو وظایف سرپرست آنان است.
👨👩👧 در بسیاری از کشورها سرپرست کودک نسبت به محافظت از او وظیفهی قانونی دارد و برای مثال، اگر کودک کمسنی که نمیتواند در شرایط بحرانی از خود حفاظت کند، در خانه یا ماشین یا خیابان تنها بماند، والدین از وظیفهی قانونی خود در حفاظت از کودک عدول کردهاند و نسبت به کودک «غفلت» کردهاند و در این شرایط خود دولت و سازمانهای حمایت اجتماعی وارد عمل میشوند.
👨👩👧 حتا در بعضی کشورها قوانین خاصی وجود دارد که کودک تا چه سنی نباید در خانه یا ماشین تنها بماند، تا چه سنی نباید شب در خانه تنها بخوابد و امثال آن. در ایران تا چه حد درباره این وظیفه والدین به طور روشن و عینی صحبت شده و خانوادهها تا چه حد در این خصوص آموزش دیدهاند؟ آیا قوانین و دستورعملهای روشنی برای این موارد وجود دارد؟ و آیا سازمانهایی برای این منظور و حمایت از حقوق کودکان وجود دارند؟
👨👩👧 از سوی دیگر، وظیفه جامعه و خانواده است که به کودکان آموزش بدهند تا چه طور بتوانند از خود در برابر دیگران مراقبت کنند، بتوانند از بدن خود مراقبت کنند، و بدانند که چه تماسها و رفتارهایی پذیرفته نیست و اگر اتفاق افتاد چه کار باید بکنند و به چه کسی بگویند. در این زمینه هم به نظر میرسد هم جامعه و آموزش و پرورش ترجیح داده است وارد نشود، و هم خانوادهها به دلایل فرهنگی و نیز کماطلاعی خود وارد آن نمیشوند.
👨👩👧 وقتی این عوامل و آگاهیهای محافظتکننده در کودک و سرپرست او وجود نداشته باشد، طبیعی است که احتمال آن که قربانی چنین شرایطی شوند بیشتر خواهد بود.
🔴 برای کاهش اتفاقاتی مانند این و سایر آسیبهای اجتماعی هم لازم است به پیچیدگی این پدیدهها توجه داشت و گمان نکنیم که فقط با مجازات فرد مجرم مشکل حل خواهد شد.
🔴 یکی از کارهایی که متأسفانه چنان که باید به آن پرداخته نمیشود و تسریع در مجازات باعث حذف آن میشود آن است که عوامل شخصیتی، روانی و اجتماعی فرد مرتکب و نیز ویژگیهای بافتاری که این اتفاقات در آن رخ داده و نیز در دسترس بودن عوامل محافظتکننده از سوی قربانی به طور موردی بررسی شوند تا از دل آن بتوان به الگو یا الگوهای احتمالی این پدیدهها در جامعهمان شناخته شوند، و با شناسایی عوامل خطرساز و محافظتکننده برنامههایی برای کاهش موارد بعدی اندیشیده شود.
📊 در پایان این که کتمان وجود پدیدههایی مانند کودکآزاری یا محرمانه تلقی کردن اطلاعات و آمار مربوط به آن کمکی به کاهش آن نمیکند. لازم است آمار و اطلاعات مربوط به آسیبهای اجتماعی تهیه شوند و در دسترس صاحبنظران قرار داشته باشند تا بتوان از وضعیت فعلی جامعه و روند تغییرات آن اطلاع داشت و هم برای آن چارهای اندیشید.
قلم: #قسمت_دوم | #سامان_توکلی | #روانپزشک
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
کاش میشد از این بیماری لاعلاج “کسی بودن” شفا یافت و برای زمانی کوتاه به چشم نیامد. و یا نیاز به این رویت نداشت. نیاز به انعکاس، به انتشار، به انتشار خود…!
… انگار نه انگار که باید نشست و کمربندها را بست و به چراغ قرمز و علامت خطر توجه کرد. بیشترینها اهل توکلاند و به قسمت و سرنوشت اعتقاد دارند. آنچه باید بشود خواهدشد. دستورات ایمنی چیزی را عوض نمیکند…
قلم: #جایی_دیگر | #گلی_ترقی
نقش: #ian_evenstar
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
… انگار نه انگار که باید نشست و کمربندها را بست و به چراغ قرمز و علامت خطر توجه کرد. بیشترینها اهل توکلاند و به قسمت و سرنوشت اعتقاد دارند. آنچه باید بشود خواهدشد. دستورات ایمنی چیزی را عوض نمیکند…
قلم: #جایی_دیگر | #گلی_ترقی
نقش: #ian_evenstar
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
يادمه پنج شيش سالم بود، سرما خورده بودمو باكترى رو ويروس سوار شده بود. اون موقع خالٓم رزيدنت اطفال بيمارستان مفيد بود و از بدِ روزگار پنيسيلين واجب شدم. يادمه سر اينكه فقط مهشيد بايد آمپولمو بزنه كلى قشقرق به پا كردم و زير دست استادش انقد دست و پا زدم تا اين كه آمپول سفت شد و تو باسنِ مبارك گير كرد.
بعدنا وقتى روزگار آمپولاى به مراتب دردناك ترى به نواحى مختلف جسم و روانم فرو كرد، ياد اين داستان افتادم و به كشف و شهود جالبى رسيدم؛ يك جاهايي واسه اين كه خوب شى بهتره شل كنى!!! درد مياد ولى خوب ميشى وگرنه خوب كه نميشى هيچ، يه مدت طولانى بايد آنتى بيوتيك بخورى و يه هفته هم لنگ لنگون راه برى!
اين شايد همون كانسپت "تسليم" اهل تقواست، باشد كه شل كنيم تا كامروا شويم.
قلم: #مانى_منجمى | مجموعه #سه_نقطه | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
بعدنا وقتى روزگار آمپولاى به مراتب دردناك ترى به نواحى مختلف جسم و روانم فرو كرد، ياد اين داستان افتادم و به كشف و شهود جالبى رسيدم؛ يك جاهايي واسه اين كه خوب شى بهتره شل كنى!!! درد مياد ولى خوب ميشى وگرنه خوب كه نميشى هيچ، يه مدت طولانى بايد آنتى بيوتيك بخورى و يه هفته هم لنگ لنگون راه برى!
اين شايد همون كانسپت "تسليم" اهل تقواست، باشد كه شل كنيم تا كامروا شويم.
قلم: #مانى_منجمى | مجموعه #سه_نقطه | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
معضل فیزیک:آن چه را که هنوز رخ نداده،به یاد نداریم. معضل فلسفه:فقط چیزی را به یاد داریم که رخ داده است.
معضل روان شناسی:آن چه را به یاد می آوریم که برایمان مناسب باشد.
معضل سیاست:مردم حافظه دارند.
معضل پزشکی:مردم حافظه شان را از دست می دهند. معضل عاشقانِ بداقبال:خاطره ی آن چه رخ داده زندگی را تغییر می دهد.
قلم: #تصرف_عدوانی | #لنا_آندرشون
ويزور: #nathalie_isabelle
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
معضل روان شناسی:آن چه را به یاد می آوریم که برایمان مناسب باشد.
معضل سیاست:مردم حافظه دارند.
معضل پزشکی:مردم حافظه شان را از دست می دهند. معضل عاشقانِ بداقبال:خاطره ی آن چه رخ داده زندگی را تغییر می دهد.
قلم: #تصرف_عدوانی | #لنا_آندرشون
ويزور: #nathalie_isabelle
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
attach 📎
#من_یک_دیوانه_ام
فکر میکنم #دیوانگی بهترین راه فرار از روزمرگی های زندگیِ قرارداديه و منظورم از دیوانگی بغل کردن و چِلوندن تفاوتامونِ و پشت پا زدن به ارزشها و تعاریفیه که از بدوِ تولد در روان ما تزريق شده. منظورم از دیوانگی نوعی از #جنون به شکل #مرضی و آسیب زا به خودمون و اطرافیان نیس; آزادیِ و رقص بدون اینکه به چشمان نظاره گر جامعه توجه کنیم، اینکه خودمون باشیم؛ زشت و زیبا، چاق و لاغر و كوتاه و بلندِ خودمونو بغل کنیم و به خودمون اجازه بدیم كه باشیم، اشتباه کنیم، زمین بخوریم و یادمون باشه که حق اینو داریم که خشمگین باشیم و مشت و لگد به اطراف پرتاب کنیم و ...آزادیم؛ تا وقتی که مُشتمون مرز دماغ بغلیمون رو رد نکنه!!!
یکی از معضلات یک جامعه ى #اسطوره محور اینه که یه سری تصاویر و داستان های نقلی و وصفی وجود داره که سعى ميكنه انسان ها رو تو قالب اساطير و قهرمانان و الگوهاى اعتقادى بگنجونه! اتفاقی که میفته اینه که یه جامعه ی اسطوره پرست داریم که به این علت که نمیتونن و نتونستن پا جای پای #اساطیر پاگنده ى تاريخى و داستانیشون بذارن، غمگينن! مثل یک افسردگيه جمعى. از اون طرفم یه عده که ازین قصه ها و فیگورهای یوتوپیایی خسته شدن، میشن #آنتاگونيست داستان و خون اون آدماى غمگینو تو شیشه میکٌنن و جامعه میشه دو قطب سیاه و سفید و یمین و یسار، بدون اینکه آدمای #خاکستری این بین مجال اینو پیدا کنن که آدمیت کنن!!! آدماى غمگين هم منتظر #ناجى ميمونن تا #آرماگدون واقع بشه و اونا از دست #ضحاك قصه نجات پيدا كنن. آدم غمگينا به نوعى با اين درماندگى آموخته شده كنار ميان و اونو به عنوان سرنوشتشون قبول ميكنن يا حتى افتخار ميكنن كه انقدر صابر و تسليمن! این داستان دور و نزدیک واسمون شاید خیلی آشنا باشه، حالا جدا از بحث #آزادی و#فردیت از مقیاس فردی و فرافردی که در حوصله ی این بحث نیست، میخواستم راجع به خاکستری بودن صحبت کنم و اینکه در طول تاریخ چه آدمای بزرگی از دل این خاکستری بیرون اومدن.
طبق مطالعات پس رویدادی، #بتهوون از #اختلال_دوقطبی رنج میبرده! گویا بتهوون بعدِ از دست دادن شنواییش وارد یک دوره #افسردگى میشه و #مانیا به صورت واکنشی دفاعی بر اون مستولی ميشه تا از چنگال غم نجاتش بده. گفته ميشه که #بتهوون بسیاری از قطعاتش مثل سوناتا رو در فاز #شیدایی ساخته. نمونه دیگر #جی_کی_رولینگ خالق #هری_پاترِ که این رمان رو در هنگام جنگیدن با افسردگی ماژورش خلق کرد. #ون_گوگ، #ارنست_همینگوی، #ویرجینیا_ولف، #جان_نش, #هاوارد_هیوز و خیلی آدم خاکستری دیگه که همشون #انحراف_معیار معنی داری با جامعه زمان خودشون داشتن و تاثيرشون رو زندگى ما چيزى بيش از روايت وحديث و افسانه ست!!!
خاکستری باشیم, ديوانه باشيم، آدم باشیم و بذاریم بهشت سر جاى خودش بمونه و زمینم زیر پای ما!!!
قلم: #مانى_منجمى | #تير_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
فکر میکنم #دیوانگی بهترین راه فرار از روزمرگی های زندگیِ قرارداديه و منظورم از دیوانگی بغل کردن و چِلوندن تفاوتامونِ و پشت پا زدن به ارزشها و تعاریفیه که از بدوِ تولد در روان ما تزريق شده. منظورم از دیوانگی نوعی از #جنون به شکل #مرضی و آسیب زا به خودمون و اطرافیان نیس; آزادیِ و رقص بدون اینکه به چشمان نظاره گر جامعه توجه کنیم، اینکه خودمون باشیم؛ زشت و زیبا، چاق و لاغر و كوتاه و بلندِ خودمونو بغل کنیم و به خودمون اجازه بدیم كه باشیم، اشتباه کنیم، زمین بخوریم و یادمون باشه که حق اینو داریم که خشمگین باشیم و مشت و لگد به اطراف پرتاب کنیم و ...آزادیم؛ تا وقتی که مُشتمون مرز دماغ بغلیمون رو رد نکنه!!!
یکی از معضلات یک جامعه ى #اسطوره محور اینه که یه سری تصاویر و داستان های نقلی و وصفی وجود داره که سعى ميكنه انسان ها رو تو قالب اساطير و قهرمانان و الگوهاى اعتقادى بگنجونه! اتفاقی که میفته اینه که یه جامعه ی اسطوره پرست داریم که به این علت که نمیتونن و نتونستن پا جای پای #اساطیر پاگنده ى تاريخى و داستانیشون بذارن، غمگينن! مثل یک افسردگيه جمعى. از اون طرفم یه عده که ازین قصه ها و فیگورهای یوتوپیایی خسته شدن، میشن #آنتاگونيست داستان و خون اون آدماى غمگینو تو شیشه میکٌنن و جامعه میشه دو قطب سیاه و سفید و یمین و یسار، بدون اینکه آدمای #خاکستری این بین مجال اینو پیدا کنن که آدمیت کنن!!! آدماى غمگين هم منتظر #ناجى ميمونن تا #آرماگدون واقع بشه و اونا از دست #ضحاك قصه نجات پيدا كنن. آدم غمگينا به نوعى با اين درماندگى آموخته شده كنار ميان و اونو به عنوان سرنوشتشون قبول ميكنن يا حتى افتخار ميكنن كه انقدر صابر و تسليمن! این داستان دور و نزدیک واسمون شاید خیلی آشنا باشه، حالا جدا از بحث #آزادی و#فردیت از مقیاس فردی و فرافردی که در حوصله ی این بحث نیست، میخواستم راجع به خاکستری بودن صحبت کنم و اینکه در طول تاریخ چه آدمای بزرگی از دل این خاکستری بیرون اومدن.
طبق مطالعات پس رویدادی، #بتهوون از #اختلال_دوقطبی رنج میبرده! گویا بتهوون بعدِ از دست دادن شنواییش وارد یک دوره #افسردگى میشه و #مانیا به صورت واکنشی دفاعی بر اون مستولی ميشه تا از چنگال غم نجاتش بده. گفته ميشه که #بتهوون بسیاری از قطعاتش مثل سوناتا رو در فاز #شیدایی ساخته. نمونه دیگر #جی_کی_رولینگ خالق #هری_پاترِ که این رمان رو در هنگام جنگیدن با افسردگی ماژورش خلق کرد. #ون_گوگ، #ارنست_همینگوی، #ویرجینیا_ولف، #جان_نش, #هاوارد_هیوز و خیلی آدم خاکستری دیگه که همشون #انحراف_معیار معنی داری با جامعه زمان خودشون داشتن و تاثيرشون رو زندگى ما چيزى بيش از روايت وحديث و افسانه ست!!!
خاکستری باشیم, ديوانه باشيم، آدم باشیم و بذاریم بهشت سر جاى خودش بمونه و زمینم زیر پای ما!!!
قلم: #مانى_منجمى | #تير_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
Telegram
می دانی گرفتاری من چیست؟
دور و برم را آدمهای #احمق گرفته اند. آدمهای باهوش در نوعی تبعیدِ محض متولد می شوند. بشریت به میزان شگفت انگیزی آدم احمق تولید می کند. آدم هر قدر خرف تر باشد بیشتر آرزوی تولید مثل کردن دارد. آدمهای بهتر حداکثر یک بچه درست می کنند و بهترینشان به این نتیجه می رسند که اصلا #تولید_مثل نکنند. این فاجعه است...
قلم: #مهمانی_خداحافظی | #میلان_کوندرا
نقش: #Ole_ahlberg
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
دور و برم را آدمهای #احمق گرفته اند. آدمهای باهوش در نوعی تبعیدِ محض متولد می شوند. بشریت به میزان شگفت انگیزی آدم احمق تولید می کند. آدم هر قدر خرف تر باشد بیشتر آرزوی تولید مثل کردن دارد. آدمهای بهتر حداکثر یک بچه درست می کنند و بهترینشان به این نتیجه می رسند که اصلا #تولید_مثل نکنند. این فاجعه است...
قلم: #مهمانی_خداحافظی | #میلان_کوندرا
نقش: #Ole_ahlberg
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Telegram
من فقط وقتی هستم که تو مرا ببینی.
ناگهان در می یابی که از صحنه ی تئاتر زندگی به حاشیه رانده شده ای و نقش هایت رنگ می بازد و نور صحنه ی جامعه به سمت و سوی دیگری رفته است. هیچ کس ترا نمی بیند و به حسابت نمی آورد. بی توجه از کنارت می گذرند، بی آن که گوشه چشمی به تو داشته باشند. غم غربت، غم ندیده شدن از سوی دنیای اطراف و در نتیجه ی آن احساس تلخ #تنهایی آزارت می دهد. در ناخودآگاه خویش به این پرسش می اندیشی که چرا کسی مرا نمی بیند. به من فکر نمی کند، و یا دست کم، چهره به چهره با من نمی نشیند و دمی چشم هایش را به من قرض نمی دهد. حس در حاشیه زیستن و از نظرها غایب شدن، و حس به حساب نیامدن، به سراغت می آید چنین می شود که دلخور می شوی.
خورشید رضایت و #معنای_زندگی_ات بتدریج بی فروغ و کم سو می گردد. حتی ممکن است پریشان و مضطرب شوی. با این همه راهی برای ماندن در چشم ها و زیستن در نظرها نمی یابی.
قلم: #روان_درمانی_اگزیستانسیال | #اروین_یالوم
نقش: #Lania_Roberts
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ناگهان در می یابی که از صحنه ی تئاتر زندگی به حاشیه رانده شده ای و نقش هایت رنگ می بازد و نور صحنه ی جامعه به سمت و سوی دیگری رفته است. هیچ کس ترا نمی بیند و به حسابت نمی آورد. بی توجه از کنارت می گذرند، بی آن که گوشه چشمی به تو داشته باشند. غم غربت، غم ندیده شدن از سوی دنیای اطراف و در نتیجه ی آن احساس تلخ #تنهایی آزارت می دهد. در ناخودآگاه خویش به این پرسش می اندیشی که چرا کسی مرا نمی بیند. به من فکر نمی کند، و یا دست کم، چهره به چهره با من نمی نشیند و دمی چشم هایش را به من قرض نمی دهد. حس در حاشیه زیستن و از نظرها غایب شدن، و حس به حساب نیامدن، به سراغت می آید چنین می شود که دلخور می شوی.
خورشید رضایت و #معنای_زندگی_ات بتدریج بی فروغ و کم سو می گردد. حتی ممکن است پریشان و مضطرب شوی. با این همه راهی برای ماندن در چشم ها و زیستن در نظرها نمی یابی.
قلم: #روان_درمانی_اگزیستانسیال | #اروین_یالوم
نقش: #Lania_Roberts
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#كتاب_هفته_روانسازه
قلم: #محمدرضا_كاتب | #چشمايم_آبى_بود
#مانى_منجمى | #تير_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #محمدرضا_كاتب | #چشمايم_آبى_بود
#مانى_منجمى | #تير_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
دیده نشدن، مساوی است با اضطراب فراموشی و بی رحمی جهانی که در آن زندگی می کنی. #دیده_شدن صرفا به معنای انعکاس تصویر خود در شبکیه ی چشمان دیگری و مواجهه ی مستقیم با دیگری و مشاهده از طریق حس بینایی، نیست. دیده شدن معنای وسیع تری دارد. البته یکی از انواع دیده شدن، معنای مرسوم و متعارف آن است. بلکه دیده شدن، به همه ی آن چه گفته می شود که موجب می گردد دیگری و یا دیگران، آدمی را در ذهن و ضمیر خود حاضر بیابند، در کانون توجه شان قرار گیرد و مستقیم و یا غیر مستقیم به او بیندیشند. هم چنین دیده شدن، یعنی این که در روابط و مراودات روزمره به حساب این و آن بیاید.
قلم: #روان_درمانی_اگزیستانسیال | #اروین_یالوم
نقش: #Edward_Munch
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #روان_درمانی_اگزیستانسیال | #اروین_یالوم
نقش: #Edward_Munch
#مانی_منجمی | #تير_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
دیده شدن، (درمعنای موسع آن ) نیاز روان شناختی همه ی آدمیان، از همان زاد روز نخست تا پایان راه غبارآلود زندگی است. در مقابل مفهوم دیده شدن، مفهوم تلخ تنهایی و جدایی از دیگران می نشیند. "فروم از این نقطه آغاز می کند که بنیادی ترین دلواپسی بشر، #تنهایی_اگزیستانسیال است، یعنی آگاهی از جدا بودن، خاستگاه همه ی اضطراب ها است." #یالوم از قول یکی از بیمارانش می نویسد: "آن چه دستپاچه ام می کند این است که در ان لحظه هیچ کس در دنیا به من فکر نمی کند." چنین بیماری ترجیح می دهد که بمیرد تا این که تنها بماند، زیرا در نگاه او آدمی"وقتی تنها است، وجود ندارد." اضطراب تنهایی، یعنی هراس از گم شدن در پهنه ی تاریخ و از دست رفتن در فراخنای زمان است. اضمحلال "خود"، و در افتادن به ورطه ی غمناکی است که نمی داند کیست و در کجا ایستاده است. در این حالت است که باید"من" را با نگاه های دیگران مساوي و برابر دانست. "من" هیچ، "من"، نگاه. (تعبیری برگرفته از #سهراب_سپهری).
قلم: #روان_درمانی_اگزیستانسیال | #اروین_یالوم
نقش: #Wanja_Victoria_Jevne
#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #روان_درمانی_اگزیستانسیال | #اروین_یالوم
نقش: #Wanja_Victoria_Jevne
#مانی_منجمی | #مرداد_٩٦ #روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct