حرف ما این است که باید برای هر احساسی نام متناسب با آن را درنظر بگیریم ، نه اینکه هر احساسی را #عشق بنامیم. عشق و محبت واقعی را وقتی می آموزیم که آن را ساده و آسان تصور نکنیم و اگر واقع گرا هستیم از نقابها و پوشش های عشق نما ، که در جامعه متظاهر به عشق وجود دارد استفاده نکنیم.
قلم: #انسان_در_جستجوی_خویشتن | #رولومی
نقش: #Jarek_Kubicki
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #انسان_در_جستجوی_خویشتن | #رولومی
نقش: #Jarek_Kubicki
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#خالکوبی_خودزنی_هویت
در سال های اخیر با موجی از خالکوبی و نمایش های خودزنی در نوجوانان و جوانان جامعه مان مواجه بوده ایم.
در پاسخ به این پرسش که چه فرایندی باعث رشد تصاعدی این رفتارها شده است من به موضوع "هویّت" می پردازم.
هویّت پاسخی است که هر کدام از ما به پرسش "من کیستم؟" می دهیم. یک نفر خود را با پدرش توصیف می کند، یک نفر با میهنش، یک نفر با مذهبش و یک نفر با بدنش.
کودکان کمتر درگیر پرسش "من کیستم؟" هستند. چرا که هویّت آن ها تابعی است از والدین شان، اما از آغاز نوجوانی با رشد بدنی و تلاش برای ورود به جامعه، نوجوانان تلاش می کنند خود را مستقل از والدین تعریف کنند، اینجاست که دوران نوجوانی با "بحران هویت" مشخص می شود. یکی از راه های کنار آمدن با "خلاء هویّت" در نوجوانان و جوانان فرایند "عضویّت" است. نوجوان می کوشد عضو گروه همسالان خود شود و برای پذیرفته شدنش در گروه ، شروع به پیروی از "آیین های گروه" می کند. این آیین های نانوشته در دیالکتیک بین فرد و گروه به شکل تصاعدی بازتولید می شوند و ما با پدیدهٔ مُد مواجه می شویم. رشد بدن و بلوغ جنسی در نوجوانی باعث می شود که "بدن" یکی از هسته های مهم هویتی نوجوانان باشد؛ در نتیجه مُدهای بدنی در نوجوانی بیش از سایر سنین نمود می یابند.
نوجوانان با عکس گرفتن از خالکوبی ها و زخم های خودزنی و گذاشتن این عکس ها در شبکه های اجتماعی در پی کسب تایید از همسالان و عضویت در گروه و در نتیجه حل بحران هویت هستند.
راه حل چیست؟ اوّل این که برخوردهای مستقیم با این رفتارها و تنبیه و تحذیر و منع و پند بر ضد آن ها هیچ تأثیر اصلاحی ندارند. پرداختن مراجع قدرت (والدین - مدرسه و حکومت) به این پدیده ها، بیشتر این باور را در نوجوان تقویت می کند که توانسته اقتدار این مراجع را به چالش بکشد، چنین احساس قدرتی باعث تقویت این رفتارها می شود.
دوّم این که به تلاش نوجوانان برای کسب استقلال احترام بگذاریم، برای این تلاش ارزش قائل شویم و مسیر های سازنده ای را برای ابراز این استقلال ایجاد نماییم. اعطای حق انتخاب به دانش آموزان مدرسه برای تصمیم گیری راجع به برنامهٔ درسی و تفریحی و ساختارهای آموزشی و اجتماعی مدرسه و اعطای حق رأی به نوجوانان در خانه برای تصمیم گیری در امور خانواده مسیر امنی را برای جریان یافتن انرژی اعتراض نوجوانان فراهم می کند.
سوّم این که آموزش "تفکّر نقّاد" به نوجوانان تلقین پذیری افراطی آن ها نسبت به گروه همسالان را کاهش می دهد و باعث می شود آن ها به شکلی گزیده و آگاهانه با آیین های گروهی همانند سازی کنند. برای این که آموزش تفکّر نقّاد نتیجهٔ عملی داشته باشد باید شجاعت این را داشته باشیم که مورد نقد قرار بگیریم. بسیاری از والدین، معلمان و مدیران مدارس و نیز نهادهای حکومتی نسبت به نقد موضع دفاعی دارند و تمایل دارند "نقد ویترینی" را جایگزین نقد واقعی کنند، به این دلیل برنامه های آموزش تفکّر نقّاد اغلب شکلی نمایشی و غیر عملی به خود می گیرند. نوجوانی که به عنوان عضو یک خانواده و یک شهروند جامعه حق رأی ، اجازه نقد و حق اعتراض و مخالفت داشته باشد کمتر ممکن است برای اثبات "من هستم" ساعد خود را با تیغ بخراشد و عکس آن را چون مدالی به پروفایل خود بیاویزد.
قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
در سال های اخیر با موجی از خالکوبی و نمایش های خودزنی در نوجوانان و جوانان جامعه مان مواجه بوده ایم.
در پاسخ به این پرسش که چه فرایندی باعث رشد تصاعدی این رفتارها شده است من به موضوع "هویّت" می پردازم.
هویّت پاسخی است که هر کدام از ما به پرسش "من کیستم؟" می دهیم. یک نفر خود را با پدرش توصیف می کند، یک نفر با میهنش، یک نفر با مذهبش و یک نفر با بدنش.
کودکان کمتر درگیر پرسش "من کیستم؟" هستند. چرا که هویّت آن ها تابعی است از والدین شان، اما از آغاز نوجوانی با رشد بدنی و تلاش برای ورود به جامعه، نوجوانان تلاش می کنند خود را مستقل از والدین تعریف کنند، اینجاست که دوران نوجوانی با "بحران هویت" مشخص می شود. یکی از راه های کنار آمدن با "خلاء هویّت" در نوجوانان و جوانان فرایند "عضویّت" است. نوجوان می کوشد عضو گروه همسالان خود شود و برای پذیرفته شدنش در گروه ، شروع به پیروی از "آیین های گروه" می کند. این آیین های نانوشته در دیالکتیک بین فرد و گروه به شکل تصاعدی بازتولید می شوند و ما با پدیدهٔ مُد مواجه می شویم. رشد بدن و بلوغ جنسی در نوجوانی باعث می شود که "بدن" یکی از هسته های مهم هویتی نوجوانان باشد؛ در نتیجه مُدهای بدنی در نوجوانی بیش از سایر سنین نمود می یابند.
نوجوانان با عکس گرفتن از خالکوبی ها و زخم های خودزنی و گذاشتن این عکس ها در شبکه های اجتماعی در پی کسب تایید از همسالان و عضویت در گروه و در نتیجه حل بحران هویت هستند.
راه حل چیست؟ اوّل این که برخوردهای مستقیم با این رفتارها و تنبیه و تحذیر و منع و پند بر ضد آن ها هیچ تأثیر اصلاحی ندارند. پرداختن مراجع قدرت (والدین - مدرسه و حکومت) به این پدیده ها، بیشتر این باور را در نوجوان تقویت می کند که توانسته اقتدار این مراجع را به چالش بکشد، چنین احساس قدرتی باعث تقویت این رفتارها می شود.
دوّم این که به تلاش نوجوانان برای کسب استقلال احترام بگذاریم، برای این تلاش ارزش قائل شویم و مسیر های سازنده ای را برای ابراز این استقلال ایجاد نماییم. اعطای حق انتخاب به دانش آموزان مدرسه برای تصمیم گیری راجع به برنامهٔ درسی و تفریحی و ساختارهای آموزشی و اجتماعی مدرسه و اعطای حق رأی به نوجوانان در خانه برای تصمیم گیری در امور خانواده مسیر امنی را برای جریان یافتن انرژی اعتراض نوجوانان فراهم می کند.
سوّم این که آموزش "تفکّر نقّاد" به نوجوانان تلقین پذیری افراطی آن ها نسبت به گروه همسالان را کاهش می دهد و باعث می شود آن ها به شکلی گزیده و آگاهانه با آیین های گروهی همانند سازی کنند. برای این که آموزش تفکّر نقّاد نتیجهٔ عملی داشته باشد باید شجاعت این را داشته باشیم که مورد نقد قرار بگیریم. بسیاری از والدین، معلمان و مدیران مدارس و نیز نهادهای حکومتی نسبت به نقد موضع دفاعی دارند و تمایل دارند "نقد ویترینی" را جایگزین نقد واقعی کنند، به این دلیل برنامه های آموزش تفکّر نقّاد اغلب شکلی نمایشی و غیر عملی به خود می گیرند. نوجوانی که به عنوان عضو یک خانواده و یک شهروند جامعه حق رأی ، اجازه نقد و حق اعتراض و مخالفت داشته باشد کمتر ممکن است برای اثبات "من هستم" ساعد خود را با تیغ بخراشد و عکس آن را چون مدالی به پروفایل خود بیاویزد.
قلم: #دکترمحمدرضاسرگلزایی_روانپزشک
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
سیلویا گفت:
_وقتی داشتم میرفتم بیمارستان، فکر کردم اگر حال الگرا خوب باشه، خوشبختترین زن دنیا میشم. حالش خوب بود، منم خوشبختترین بودم. اما امروز ظرفشویی گرفته، گاراژ پر از سوسک شده، خبرهای روزنامه پر از بدبختی و جنگه، هنوز هیچی نشده باید به خودم یادآوری کنم که شاد باشم.
میدونی، اگر بر عکس بود، اگر اتفاق بدی برای الگرا افتاده بود، مجبور نبودم به خودم یادآوری کنم که ناراحت باشم. تمام عمر ناراحت و غمگین میبودم. چرا ناراحتی باید اینقدر قویتر از شادی باشه؟
قلم: #باشگاه_کتاب_خوانی_جین_آستین| #کارن_جوی_فاولر
نقش: #Masaze_Praha
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
_وقتی داشتم میرفتم بیمارستان، فکر کردم اگر حال الگرا خوب باشه، خوشبختترین زن دنیا میشم. حالش خوب بود، منم خوشبختترین بودم. اما امروز ظرفشویی گرفته، گاراژ پر از سوسک شده، خبرهای روزنامه پر از بدبختی و جنگه، هنوز هیچی نشده باید به خودم یادآوری کنم که شاد باشم.
میدونی، اگر بر عکس بود، اگر اتفاق بدی برای الگرا افتاده بود، مجبور نبودم به خودم یادآوری کنم که ناراحت باشم. تمام عمر ناراحت و غمگین میبودم. چرا ناراحتی باید اینقدر قویتر از شادی باشه؟
قلم: #باشگاه_کتاب_خوانی_جین_آستین| #کارن_جوی_فاولر
نقش: #Masaze_Praha
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
بایدها و نبایدهای ریتالین- #قسمت_اول
عوارض مصرف #ريتالين در کودکان يا بزرگسالان که خودسرانه اقدام به مصرف دارو ميکنند چيست؟
ریتالین نام تجاری دارویی است به نام «متیلفنیدیت». همانطور که در مورد همه انواع درمان در همه بیماریها و اختلالات صادق است، به کارگیری نوع خاصی از درمان هنگامی عملی و منطقی است که منافع آن بر مضراتش غلبه کند. بدیهی است که این اصل در مورد متیلفنیدیت نیز صادق است. موارد مصرف این دارو در پزشکی مشخص است و اگر به درستی تجویز و مصرف شود – مانند سایر داروهای مورد تأیید – در مجموع مفید و مؤثر است. با این حال، مصرف آن به جز موارد تأیید شده و زیر نظر پزشک، میتواند با مخاطراتی همراه باشد. پیش از شروع و در طول مدت مصرف متیلفنیدیت، ارزیابی بالینی و انجام آزمایشی برای اطمینان از وضعیت مناسب جسمانی و نیز ارزیابی وضعیت روانی فرد، ضروری است. در این میان، آنچه عمدتاً به هنگام تجویز متیلفنیدیت مورد نظر است، بررسی میزان احتمال سوءمصرف آن است و این احتمال تقریباً همیشه در مواردی قابل اعتناست که دارو در خارج از موارد تأیید شده پزشکی تجویز شود.
چه گروههايي از افراد به اين دارو نياز دارند؟
مورد اصلی تجویز متیلفنیدیت، «اختلال نقص توجه-بیشفعالی» (ADHD) است که در صورت فقدان نشانههای بیشفعالی، «اختلال نقص توجه» نامیده میشود. همچنین یکی از اختلالات خواب به نام نارکولپسی از موارد تجویز این داروست. کاربردهای دیگری از جمله برای کمک به درمان «افسردگی مقاوم به درمان» در کوتاهمدت نیز مطرح است. با این حال، در صورت عدم وجود بیماری یا اختلال مشخصی که متیلفنیدیت در درمان آن کاربردی داشته باشد، مصرف این دارو تنها برای موفقیت در امتحان مورد تأیید نیست.
✔ احتمال وابستگي به اين دارو چقدر وجود دارد و آیا مصرف در همه سنين وابستگي ميآورد؟
موضوع عمدهای که درتجویز و مصرف متیلفنیدیت مطرح است، سوءمصرف و وابستگی به داروست. این نگرانی به ویژه در مورد افرادی که سابقه سوءمصرف مواد دارند جدی است. با این حال، این موضوع در مورد افراد دچار «اختلال نقص توجه-بیشفعالی» (ADHD) یا «اختلال نقص توجه» که زیر نظر پزشک دارو مصرف میکنند عموماً مصداق ندارد و حتی در بیشتر موارد، مصرف متیلفنیدیت توسط افراد مبتلا به اختلال نقص توجه-بیشفعالی منجر به کاهش رفتارهای پرخطر و از جمله کاهش سوءمصرف مواد میشود.
بنابراین، از یک سو، افراد مبتلا به اختلال نقص توجه-بیشفعالی میتوانند زیر نظر پزشک معالج در مدتی بسیار طولانی از مزایای این دارو سود ببرند، و از سوی دیگر، برای جلوگیری از سوءمصرف و مصرف خودسرانه متیلفنیدیت باید قوانین محکمی در جهت محدودسازی دسترسی بدون تجویز پزشک به دارو، برقرار باشد. البته تجویز متیلفنیدیت در سنین کمتر از شش سال تأیید نشده است.
یادآوری این نکته هم مهم است که مصرف خودسرانه و بدون ارزیابی تشخیصی متیلفنیدیت، میتواند در افراد دچار اختلال دوقطبی (به معنای وجود سابقه ابتلا به مانیا [شیدایی] یا هایپومانیا [نیمهشیدایی]) با ناپایداری هیجانی و مشکلات رفتاری همراه شود.
قلم: #امير_شعبانى | #روانپزشك | پايان #قسمت_اول
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
عوارض مصرف #ريتالين در کودکان يا بزرگسالان که خودسرانه اقدام به مصرف دارو ميکنند چيست؟
ریتالین نام تجاری دارویی است به نام «متیلفنیدیت». همانطور که در مورد همه انواع درمان در همه بیماریها و اختلالات صادق است، به کارگیری نوع خاصی از درمان هنگامی عملی و منطقی است که منافع آن بر مضراتش غلبه کند. بدیهی است که این اصل در مورد متیلفنیدیت نیز صادق است. موارد مصرف این دارو در پزشکی مشخص است و اگر به درستی تجویز و مصرف شود – مانند سایر داروهای مورد تأیید – در مجموع مفید و مؤثر است. با این حال، مصرف آن به جز موارد تأیید شده و زیر نظر پزشک، میتواند با مخاطراتی همراه باشد. پیش از شروع و در طول مدت مصرف متیلفنیدیت، ارزیابی بالینی و انجام آزمایشی برای اطمینان از وضعیت مناسب جسمانی و نیز ارزیابی وضعیت روانی فرد، ضروری است. در این میان، آنچه عمدتاً به هنگام تجویز متیلفنیدیت مورد نظر است، بررسی میزان احتمال سوءمصرف آن است و این احتمال تقریباً همیشه در مواردی قابل اعتناست که دارو در خارج از موارد تأیید شده پزشکی تجویز شود.
چه گروههايي از افراد به اين دارو نياز دارند؟
مورد اصلی تجویز متیلفنیدیت، «اختلال نقص توجه-بیشفعالی» (ADHD) است که در صورت فقدان نشانههای بیشفعالی، «اختلال نقص توجه» نامیده میشود. همچنین یکی از اختلالات خواب به نام نارکولپسی از موارد تجویز این داروست. کاربردهای دیگری از جمله برای کمک به درمان «افسردگی مقاوم به درمان» در کوتاهمدت نیز مطرح است. با این حال، در صورت عدم وجود بیماری یا اختلال مشخصی که متیلفنیدیت در درمان آن کاربردی داشته باشد، مصرف این دارو تنها برای موفقیت در امتحان مورد تأیید نیست.
✔ احتمال وابستگي به اين دارو چقدر وجود دارد و آیا مصرف در همه سنين وابستگي ميآورد؟
موضوع عمدهای که درتجویز و مصرف متیلفنیدیت مطرح است، سوءمصرف و وابستگی به داروست. این نگرانی به ویژه در مورد افرادی که سابقه سوءمصرف مواد دارند جدی است. با این حال، این موضوع در مورد افراد دچار «اختلال نقص توجه-بیشفعالی» (ADHD) یا «اختلال نقص توجه» که زیر نظر پزشک دارو مصرف میکنند عموماً مصداق ندارد و حتی در بیشتر موارد، مصرف متیلفنیدیت توسط افراد مبتلا به اختلال نقص توجه-بیشفعالی منجر به کاهش رفتارهای پرخطر و از جمله کاهش سوءمصرف مواد میشود.
بنابراین، از یک سو، افراد مبتلا به اختلال نقص توجه-بیشفعالی میتوانند زیر نظر پزشک معالج در مدتی بسیار طولانی از مزایای این دارو سود ببرند، و از سوی دیگر، برای جلوگیری از سوءمصرف و مصرف خودسرانه متیلفنیدیت باید قوانین محکمی در جهت محدودسازی دسترسی بدون تجویز پزشک به دارو، برقرار باشد. البته تجویز متیلفنیدیت در سنین کمتر از شش سال تأیید نشده است.
یادآوری این نکته هم مهم است که مصرف خودسرانه و بدون ارزیابی تشخیصی متیلفنیدیت، میتواند در افراد دچار اختلال دوقطبی (به معنای وجود سابقه ابتلا به مانیا [شیدایی] یا هایپومانیا [نیمهشیدایی]) با ناپایداری هیجانی و مشکلات رفتاری همراه شود.
قلم: #امير_شعبانى | #روانپزشك | پايان #قسمت_اول
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
بایدها و نبایدهای ریتالین- #قسمت_دوم
✔ براي افزايش تمرکز دانشآموزان و دانشجويان، جايگزين اين دارو چه چيزي يا انجام چه کارهايي ميتواند باشد؟
با این که این سؤال بسیاری از افراد است و بسیاری هم به دنبال پاسخی کوتاه و یکدست برای همه میگردند، راه حل یکسانی برای همه ندارد. بسیاری از کودکان، نوجوانان و افراد بزرگسال به دلیل اضطراب، دچار اختلال در تمرکز میشوند. هراس اجتماعی، افسردگی، سایر اختلالات روانپزشکی، خستگی، تنشهای خانوادگی، مشکلات شغلی، آشفتگی در رابطه با اطرافیان، نارضایتی از وضعیت زندگی و بسیاری از موارد دیگر را میتوان به عنوان عوامل مرتبط با بروز «کاهش تمرکز» نام برد. از سوی دیگر، مشکلات و بیماریهای جسمانی، مصرف بعضی از داروها، و نیز مصرف یا سوءمصرف الکل و سایر مواد را باید به این فهرست اضافه کرد. همچنین گاه اختلالی به نام «اختلال یادگیری» وجود دارد که اصولاً ارتباطی با مشکل تمرکز ندارد و به اشتباه ممکن است موضوع تمرکز را مطرح کرده باشد. اختلالی به نام «اختلال نقص توجه» نیز وجود دارد که عموماً از دوران کودکی آغاز میشود و ممکن است با «بیشفعالی» همراه شود که در صورت اخیر به آن «اختلال نقص توجه-بیشفعالی» (ADHD) گفته میشود. در این مورد، متیلفنیدیت یکی از داروهای مؤثر است و بر حسب مورد میتواند به مدت طولانی تجویز شود.
بنابراین نکته کلیدی در پاسخ به این سؤال که برای افزایش تمرکز چه باید کرد، این است که «در ابتدا بدون تردید نیاز به ارزیابی تشخیصی وجود دارد». بدیهی است شیوه مناسب کمک به افزایش تمرکز در هر فرد، بستگی به علت بروز نقص تمرکز و نتیجه ارزیابی تشخیصی دارد.
پس از ارزیابی تشخیصی و آغاز به کارگیری روش متناسب با درمان هر اختلال (مانند اختلال اضطرابی)، رفع مشکلات و تنشهای محیطی نیز میتواند کمک کننده باشد. در مورد دانشآموزان، در بسیاری از موارد به نظر میرسد فشار خانواده و فشار اجتماع در ایجاد «فضایی متوقع» از دانشآموز و «محکومیت او به موفق شدن»، در ایجاد و تشدید مشکلات بسیار تأثیرگذار بوده و در چنین شرایطی تلاش برای منطقیسازی انتظارات و ارتقای توانایی فرد و خانواده او برای تصمیمگیری متناسب با شرایط، کمک کننده است. ایجاد این تغییرات و تواناییها، فرایندی است که در آن نیاز به همراهی و پیگیری خانواده و دانشآموز وجود دارد و این فرایند گاه ممکن است به دلایل مختلف، از جمله ناتوانی افراد خانواده در تغییر نگرش خود یا ناتوانی آنها در مدیریت مناسب هیجانات و نگرانیهای خود، ناکام بماند. در این زمینه میتوان به مواردی اشاره کرد که دانشآموز در کل علاقهای به ادامه تحصیل ندارد یا مایل به ادامه رشته تحصیلی مورد علاقه خانوادهاش نیست و با این حال، والدین هنوز برای کمک گرفتن در رفع نقص تمرکز اقدام میکنند. به این ترتیب، رفع مشکل ظاهری تمرکز یک دانشآموز ممکن است موضوعی مرتبط با یک مسأله خانوادگی یا رفتار و انتظارات نامتناسب دیگران باشد و دلیل اصلی مشکل، ارتباط کمتری با «تمرکز» او داشته باشد.
لازم به ذکر است که برخی از وسایل درمانی برای ارتقای توانایی تمرکز و توجه افراد ابداع شده و تحت ارزیابی است. با توجه به هزینه زیاد به کارگیری این وسایل و نداشتن مقبولیت کافی از طرف بیشتر مراکز معتبر علمی، هنوز قابل ارائه عمومی نیستند.
قلم: #امير_شعبانى | #روانپزشك | پايان #قسمت_دوم
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
✔ براي افزايش تمرکز دانشآموزان و دانشجويان، جايگزين اين دارو چه چيزي يا انجام چه کارهايي ميتواند باشد؟
با این که این سؤال بسیاری از افراد است و بسیاری هم به دنبال پاسخی کوتاه و یکدست برای همه میگردند، راه حل یکسانی برای همه ندارد. بسیاری از کودکان، نوجوانان و افراد بزرگسال به دلیل اضطراب، دچار اختلال در تمرکز میشوند. هراس اجتماعی، افسردگی، سایر اختلالات روانپزشکی، خستگی، تنشهای خانوادگی، مشکلات شغلی، آشفتگی در رابطه با اطرافیان، نارضایتی از وضعیت زندگی و بسیاری از موارد دیگر را میتوان به عنوان عوامل مرتبط با بروز «کاهش تمرکز» نام برد. از سوی دیگر، مشکلات و بیماریهای جسمانی، مصرف بعضی از داروها، و نیز مصرف یا سوءمصرف الکل و سایر مواد را باید به این فهرست اضافه کرد. همچنین گاه اختلالی به نام «اختلال یادگیری» وجود دارد که اصولاً ارتباطی با مشکل تمرکز ندارد و به اشتباه ممکن است موضوع تمرکز را مطرح کرده باشد. اختلالی به نام «اختلال نقص توجه» نیز وجود دارد که عموماً از دوران کودکی آغاز میشود و ممکن است با «بیشفعالی» همراه شود که در صورت اخیر به آن «اختلال نقص توجه-بیشفعالی» (ADHD) گفته میشود. در این مورد، متیلفنیدیت یکی از داروهای مؤثر است و بر حسب مورد میتواند به مدت طولانی تجویز شود.
بنابراین نکته کلیدی در پاسخ به این سؤال که برای افزایش تمرکز چه باید کرد، این است که «در ابتدا بدون تردید نیاز به ارزیابی تشخیصی وجود دارد». بدیهی است شیوه مناسب کمک به افزایش تمرکز در هر فرد، بستگی به علت بروز نقص تمرکز و نتیجه ارزیابی تشخیصی دارد.
پس از ارزیابی تشخیصی و آغاز به کارگیری روش متناسب با درمان هر اختلال (مانند اختلال اضطرابی)، رفع مشکلات و تنشهای محیطی نیز میتواند کمک کننده باشد. در مورد دانشآموزان، در بسیاری از موارد به نظر میرسد فشار خانواده و فشار اجتماع در ایجاد «فضایی متوقع» از دانشآموز و «محکومیت او به موفق شدن»، در ایجاد و تشدید مشکلات بسیار تأثیرگذار بوده و در چنین شرایطی تلاش برای منطقیسازی انتظارات و ارتقای توانایی فرد و خانواده او برای تصمیمگیری متناسب با شرایط، کمک کننده است. ایجاد این تغییرات و تواناییها، فرایندی است که در آن نیاز به همراهی و پیگیری خانواده و دانشآموز وجود دارد و این فرایند گاه ممکن است به دلایل مختلف، از جمله ناتوانی افراد خانواده در تغییر نگرش خود یا ناتوانی آنها در مدیریت مناسب هیجانات و نگرانیهای خود، ناکام بماند. در این زمینه میتوان به مواردی اشاره کرد که دانشآموز در کل علاقهای به ادامه تحصیل ندارد یا مایل به ادامه رشته تحصیلی مورد علاقه خانوادهاش نیست و با این حال، والدین هنوز برای کمک گرفتن در رفع نقص تمرکز اقدام میکنند. به این ترتیب، رفع مشکل ظاهری تمرکز یک دانشآموز ممکن است موضوعی مرتبط با یک مسأله خانوادگی یا رفتار و انتظارات نامتناسب دیگران باشد و دلیل اصلی مشکل، ارتباط کمتری با «تمرکز» او داشته باشد.
لازم به ذکر است که برخی از وسایل درمانی برای ارتقای توانایی تمرکز و توجه افراد ابداع شده و تحت ارزیابی است. با توجه به هزینه زیاد به کارگیری این وسایل و نداشتن مقبولیت کافی از طرف بیشتر مراکز معتبر علمی، هنوز قابل ارائه عمومی نیستند.
قلم: #امير_شعبانى | #روانپزشك | پايان #قسمت_دوم
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
پدرم ميگفت: زن بايد گيسوانش بلند و چشمانش درشت باشد!
مادرم هرگز موى بلند نداشت
و چشمانش دلخواه پدرم نبود...!
مادرم ميگفت: زيبايى براى مرد نيست...!
مرد بايد دستهايش زمخت،
و گونه هايش آفتاب سوخته باشد...!
پدرم زيبا و جذاب بود، نه دستان زمختى داشت
و نه گونه هاى آفتاب خورده....
ولى هرگز نگفتند، که زن بايد عاشق باشد، و مرد لايق...!
عشق را سانسور کردند....!
من سالها جنگيدم تا فهميدم که بى عشق،
نه گيسوان بلندم زيباست و نه چشمان سياهم...!
و نه مردى با دستان زمخت و گونه هاى آفتاب سوخته،
خوشبختى ام را تضمين ميکند...!
قلم : #فروغ_فرخزاد
ويزور: #Deborah_Sheedy
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
مادرم هرگز موى بلند نداشت
و چشمانش دلخواه پدرم نبود...!
مادرم ميگفت: زيبايى براى مرد نيست...!
مرد بايد دستهايش زمخت،
و گونه هايش آفتاب سوخته باشد...!
پدرم زيبا و جذاب بود، نه دستان زمختى داشت
و نه گونه هاى آفتاب خورده....
ولى هرگز نگفتند، که زن بايد عاشق باشد، و مرد لايق...!
عشق را سانسور کردند....!
من سالها جنگيدم تا فهميدم که بى عشق،
نه گيسوان بلندم زيباست و نه چشمان سياهم...!
و نه مردى با دستان زمخت و گونه هاى آفتاب سوخته،
خوشبختى ام را تضمين ميکند...!
قلم : #فروغ_فرخزاد
ويزور: #Deborah_Sheedy
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
ما همیشه با #عشق فریب می خوریم، زخمی می شویم و گاهی غم بر وجودمان چیره می شود، اما باز هم عشق می ورزیم؛ و زمانی که با #مرگ دست و پنجه نرم می کنیم، به گذشته نگاه می کنیم و به خودمان می گوییم:
من بارها زجر کشیدم؛ گاهی اشتباه کردم، اما همیشه عشق ورزیدم.
قلم: #بیلی | #آناگاوالدا
ويزور: #Tim_Barber
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
من بارها زجر کشیدم؛ گاهی اشتباه کردم، اما همیشه عشق ورزیدم.
قلم: #بیلی | #آناگاوالدا
ويزور: #Tim_Barber
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در حالی که کشیش (زاهد) همچون تیرکی بر بستر رودخانه کوفته شده است، رقصنده (رند) چون گیاهی میماند که به هر حرکت آب پاسخ میدهد.
قلم: #کارل_گوستاو_یونگ
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه @Psychonstruct
قلم: #کارل_گوستاو_یونگ
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه @Psychonstruct
در جهان رابطه بین آن کسی که میمکد و آن کسی که مکیده میشود، آن کسی که فقط تولید میکند و آن کسی که باید مصرف کند، آن کسی که باید حرف بزند و آن کسی که گوش کند، آن کسی که باید حرکت کند و آن کسی که باید ادایش را در بیاورد، رابطه دو قطب متضاد است پس در حقیقت رابطه نیست و پیوند دروغینی است که وجود ندارد، مثل رابطههایی همچون اصالت نژادی، برادری ملّی و... همه اینها،
قلم: بازگشت به خويشتن | #دكتر_على_شريعتى
نقش: #Paige_Prier
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: بازگشت به خويشتن | #دكتر_على_شريعتى
نقش: #Paige_Prier
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
فِرد از آن نوع بیشعورهایی بود که تقریبا غیر قابل درماناند، انسانی با ضمیرِ غیرِ قابلِ نفوذ.
اولین بار که به او گفتم بیشعور است، کم نیاورد و پاسخ داد:
«بیشعور پدرته»
جواب دادم: «راست میگویی. ولی من نمیدانستم تو هم پدرم را میشناسی دوستش بودی؟»
فِرد گفت: «منظورم این بود که فحشت داده باشم.»
پرسیدم: «چرا؟»
گفت: «به خاطر اینکه اگر من بیشعورم تو هم بیشعوری.»
گفتم: «خب به همین خاطر هست که میتوانم بهت کمک کنم.»
بعدها فِرد برایم گفت که تنها دلیلی که باعث شد تا تصمیم به درمان بگیرد این بود که من آن روز به قدری او را گیج کردم که تا پیش از آن هرگز تا به آن حد گیج نشده بود.
قلم: #بیشعوری |#خاویر_کرمنت
نقش : احمق از #فرانسيسكو_گويا
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اولین بار که به او گفتم بیشعور است، کم نیاورد و پاسخ داد:
«بیشعور پدرته»
جواب دادم: «راست میگویی. ولی من نمیدانستم تو هم پدرم را میشناسی دوستش بودی؟»
فِرد گفت: «منظورم این بود که فحشت داده باشم.»
پرسیدم: «چرا؟»
گفت: «به خاطر اینکه اگر من بیشعورم تو هم بیشعوری.»
گفتم: «خب به همین خاطر هست که میتوانم بهت کمک کنم.»
بعدها فِرد برایم گفت که تنها دلیلی که باعث شد تا تصمیم به درمان بگیرد این بود که من آن روز به قدری او را گیج کردم که تا پیش از آن هرگز تا به آن حد گیج نشده بود.
قلم: #بیشعوری |#خاویر_کرمنت
نقش : احمق از #فرانسيسكو_گويا
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نگاهى به نگاه #اصيل و #اومانيستى #عباس_كيارستمى
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
آیا افراد مبتلا به اختلالات روانپزشکی قادرند #روزه بگیرند؟
#دكتر_امیر_شعبانى #روانپزشك
پرسش از توان روزه گرفتن سؤالی است که روانپزشکان هر ساله در ابتدای ماه مبارک رمضان به کرات با آن مواجه میشوند. هرچند پژوهشهایی در حواشی این موضوع انجام شده، هنوز در بسیاری از موارد پاسخ روشنی به این پرسش نمیتوان داد. واقعیت آن است که پاسخ بسیار وابسته به فرد است و در هر مورد بهترین کسی که میتواند قضاوت کند روانپزشک معالج بیمار است.
با وجود پژوهشهای ناکافی کنونی، هر گونه استدلالی لازم است بر دانستههای مستند و تجربههای موجود استوار شود. همچنین به هنگام قضاوت در مورد توانایی بیمار برای روزه گرفتن، باید در نظر داشت که بسیاری از افرادی که چنین پرسشی دارند تمایل به روزه گرفتن دارند و محروم کردن آنها از ادای این فریضه ممکن است با ایجاد احساس گناه، خود به بروز هیجانهای منفی و بدتر شدن شرایط روانی فرد بینجامد. به این لحاظ، روانپزشک در صورت مضر دانستن روزه گرفتن برای یک بیمار، لازم است توجیه مناسبی به او ارائه کند و ضمن قانع کردن او با تأکید بر وجود یک ضرورت پزشکی، به تفاهمی دوسویه دست یابد.
از آنجا که اختلالات روانپزشکی در انواع گوناگون و طیفی گسترده وجود دارند، توان روزه گرفتن مبتلایان به آنها نیز بسیار متفاوت است. گاهی گفته شده است که بیماریهای روانپزشکی به دو دسته خفیف یا نوروتیک (مانند افسردگی، اضطراب و وسواس) و شدید (مانند اختلال دوقطبی و اسکیزوفرنیا) تقسیم میشود و دسته اول شامل بیماران قادر به روزه گرفتن و دسته دوم شامل بیماران ناتوان است. در اینجا باید تأکید شود که این دستهبندی خفیف و شدید همواره صدق نمیکند و قضاوت بر مبنای آن در بسیاری از موارد منطبق بر واقعیتهای بالینی نیست. در گروه به ظاهر خفیف، بسیاری از موارد اختلال افسردگی اساسی (MDD) از نوع مقاوم به درمان یا بسیار عود کننده وجود دارد و موارد قابل توجهی از اختلال وسواس به درمانهای موجود پاسخی ناکافی میدهند. از سوی دیگر در مورد گروه به ظاهر شدید، موارد اختلال دوقطبی هرچند در بیشتر موارد مکرراً عود کننده و اغلب نیازمند درمان چند دارویی است، همواره دارای سیری وخیم نیست و بسیاری از افراد مبتلا میتوانند با درمان مناسب به خوبی یا به شکلی نسبی آن را کنترل کنند. حتی در اسکیزوفرنیا که عموماً سیری مخربتر دارد، چنین سیری قاعدهای بدون استثنا محسوب نمیشود. به بیان دیگر، هرچند نوع تشخیص دارای اهمیتی در قضاوت است، تصمیم نهایی در دادن یا ندادن مجوز طبی برای روزهداری تنها بر آن مبنا گرفته نمیشود و به عواملی فرد-ویژه نیز وابسته است.
ادامه در پست بعدى
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#دكتر_امیر_شعبانى #روانپزشك
پرسش از توان روزه گرفتن سؤالی است که روانپزشکان هر ساله در ابتدای ماه مبارک رمضان به کرات با آن مواجه میشوند. هرچند پژوهشهایی در حواشی این موضوع انجام شده، هنوز در بسیاری از موارد پاسخ روشنی به این پرسش نمیتوان داد. واقعیت آن است که پاسخ بسیار وابسته به فرد است و در هر مورد بهترین کسی که میتواند قضاوت کند روانپزشک معالج بیمار است.
با وجود پژوهشهای ناکافی کنونی، هر گونه استدلالی لازم است بر دانستههای مستند و تجربههای موجود استوار شود. همچنین به هنگام قضاوت در مورد توانایی بیمار برای روزه گرفتن، باید در نظر داشت که بسیاری از افرادی که چنین پرسشی دارند تمایل به روزه گرفتن دارند و محروم کردن آنها از ادای این فریضه ممکن است با ایجاد احساس گناه، خود به بروز هیجانهای منفی و بدتر شدن شرایط روانی فرد بینجامد. به این لحاظ، روانپزشک در صورت مضر دانستن روزه گرفتن برای یک بیمار، لازم است توجیه مناسبی به او ارائه کند و ضمن قانع کردن او با تأکید بر وجود یک ضرورت پزشکی، به تفاهمی دوسویه دست یابد.
از آنجا که اختلالات روانپزشکی در انواع گوناگون و طیفی گسترده وجود دارند، توان روزه گرفتن مبتلایان به آنها نیز بسیار متفاوت است. گاهی گفته شده است که بیماریهای روانپزشکی به دو دسته خفیف یا نوروتیک (مانند افسردگی، اضطراب و وسواس) و شدید (مانند اختلال دوقطبی و اسکیزوفرنیا) تقسیم میشود و دسته اول شامل بیماران قادر به روزه گرفتن و دسته دوم شامل بیماران ناتوان است. در اینجا باید تأکید شود که این دستهبندی خفیف و شدید همواره صدق نمیکند و قضاوت بر مبنای آن در بسیاری از موارد منطبق بر واقعیتهای بالینی نیست. در گروه به ظاهر خفیف، بسیاری از موارد اختلال افسردگی اساسی (MDD) از نوع مقاوم به درمان یا بسیار عود کننده وجود دارد و موارد قابل توجهی از اختلال وسواس به درمانهای موجود پاسخی ناکافی میدهند. از سوی دیگر در مورد گروه به ظاهر شدید، موارد اختلال دوقطبی هرچند در بیشتر موارد مکرراً عود کننده و اغلب نیازمند درمان چند دارویی است، همواره دارای سیری وخیم نیست و بسیاری از افراد مبتلا میتوانند با درمان مناسب به خوبی یا به شکلی نسبی آن را کنترل کنند. حتی در اسکیزوفرنیا که عموماً سیری مخربتر دارد، چنین سیری قاعدهای بدون استثنا محسوب نمیشود. به بیان دیگر، هرچند نوع تشخیص دارای اهمیتی در قضاوت است، تصمیم نهایی در دادن یا ندادن مجوز طبی برای روزهداری تنها بر آن مبنا گرفته نمیشود و به عواملی فرد-ویژه نیز وابسته است.
ادامه در پست بعدى
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
آیا افراد مبتلا به اختلالات روانپزشکی قادرند #روزه بگیرند؟
#دكتر_امیر_شعبانى #روانپزشك
#قسمت_دوم
به این ترتیب قاعدهای کلی نه تنها برای همه بیماران روانپزشکی وجود ندارد، بلکه حتی در یکی از انواع تشخیصها نیز نمیتوان حکمی عمومی صادر کرد. با این حال این موضوع بدون قاعده هم نیست و نکاتی که در زیر میآید را میتوان در نظر داشت:
۱- گرسنگی میتواند به تشدید تحریکپذیری، اضطراب و اختلال تمرکز منجر شود و از این طریق ممکن است احتمال عود علایم روانپزشکی را افزایش دهد. با این حال میدانیم که این یک احتمال است و نمیتوان گفت که عود قطعاً رخ خواهد داد. از سوی دیگر، در برخی از اختلالات پیشگیری از عود به قدری اهمیت دارد که در هر شرایطی لازم است از آن جلوگیری کرد. مورد شناخته شده آن، اختلال دوقطبی نوع یک (BID) و اختلال افسردگی اساسی عودکننده است. بروز هر موردی از عود در این اختلالات احتمال عود بعدی را افزایش میدهد.
۲- سابقه فرد در روزهداری طی دورهای که دچار بیماری یا تحت درمان بوده، میتواند به عنوان ملاکی برای پیامدهای روزهداریهای بعدی باشد. به این ترتیب، فردی که تحت درمان است، حتی در شرایط پایداری کامل وضعیت کنونی و عدم ابتلا به اختلالات دسته شدیدتر، در صورتی که سابقهای از واکنش روانی نامناسب به روزهداری داشته باشد، باید از انجام آن خودداری کند. به هر حال، از آنجا که سیر بیماری در هر فردی ویژه است، بهتر است قضاوت نهایی در مورد روزهداری به روانپزشکی که با پیشینه بیماری او آشناست سپرده شود و فرد مبتلا نیز در اجرای بیقید و شرط روزهداری اصرار نکند.
۳- در برخی از اختلالات روانپزشکی به ویژه اختلال دوقطبی، وجود یک سیکل منظم خواب و بیداری برای تداوم ثبات وضعیت خلقی بیمار لازم است. آداب روزهداری ممکن است به آشفتگی این سیکل منجر شود و جدا از اثرات گرسنگی، خود به افزایش احتمال عود بیماری بینجامد. در یک مطالعه، میزان عود در مبتلایان به اختلال دوقطبی طی یک ماه روزهداری، حدود ۴۵ درصد به دست آمد و این میزان مستقل از سطح سرمی لیتیوم مصرفی بیماران بود (کدری و همکاران، ۲۰۰۰). این که این فراوانی بالای عود به گرسنگی، آشفتگی سیکل خواب و بیداری یا عواملی دیگر مربوط بوده روشن نیست.
۴- کمآبی بدن (دزیدراتاسیون) با کاهش کارکرد کلیهها (فیلتراسیون گلومرولی)، سطح خونی داروهایی که از مسیر کلیهها دفع میشوند را افزایش میدهد. بنابراین به هنگام تجویز چنین داروهایی به افراد روزهدار، لازم است تغییر دوز دارو در نظر گرفته شود. البته در مورد لیتیوم که فاصله مقدار درمانی و مقدار مسموم کننده آن کم است، مصرف کنندگان آن بهتر است از روزهداری خودداری کنند.
۵- گرسنگی میتواند با تحریک متابولیسم کبدی سطح سرمی داروهایی چون والپروات سدیم را کاهش دهد.
۶- طی دوران روزهداری باید مراقب عوارض آنتیکولینرژیک داروها از قبیل خشکی دهان، تاری دید و سردرگمی بود. این عوارض بیشتر در سالمندان دردسرساز است و در این گروه باید پایش شود.
۷- از آنجا که داروهای روانپزشکی ممکن است به شکل چندبار در روز تجویز شوند، برخی از بیماران ممکن است برای روزهداری، بدون مشورت با پزشک اقدام به کاهش دفعات مصرف داروها کنند. بنابراین بهتر است پیش از شروع ماه رمضان، در مواردی که روزهداری مجاز دانسته میشود، شیوه مصرف داروها به شکل یک یا دوبار در روز تغییر کند. به این منظور میتوان از داروهای طولانیاثر یا آهستهرهش استفاده کرد. البته بسیاری از داروهای روانپزشکی این قابلیت را دارند که در صورت صلاحدید روانپزشک معالج، به شکل یک بار در روز مصرف شوند؛ مانند بسیاری از داروهای ضد افسردگی، برخی از داروهای ضد تشنج (تثبیتکننده خلق)، داروهای بنزودیازپینی، لیتیوم و آنتیسایکوتیکها.
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#دكتر_امیر_شعبانى #روانپزشك
#قسمت_دوم
به این ترتیب قاعدهای کلی نه تنها برای همه بیماران روانپزشکی وجود ندارد، بلکه حتی در یکی از انواع تشخیصها نیز نمیتوان حکمی عمومی صادر کرد. با این حال این موضوع بدون قاعده هم نیست و نکاتی که در زیر میآید را میتوان در نظر داشت:
۱- گرسنگی میتواند به تشدید تحریکپذیری، اضطراب و اختلال تمرکز منجر شود و از این طریق ممکن است احتمال عود علایم روانپزشکی را افزایش دهد. با این حال میدانیم که این یک احتمال است و نمیتوان گفت که عود قطعاً رخ خواهد داد. از سوی دیگر، در برخی از اختلالات پیشگیری از عود به قدری اهمیت دارد که در هر شرایطی لازم است از آن جلوگیری کرد. مورد شناخته شده آن، اختلال دوقطبی نوع یک (BID) و اختلال افسردگی اساسی عودکننده است. بروز هر موردی از عود در این اختلالات احتمال عود بعدی را افزایش میدهد.
۲- سابقه فرد در روزهداری طی دورهای که دچار بیماری یا تحت درمان بوده، میتواند به عنوان ملاکی برای پیامدهای روزهداریهای بعدی باشد. به این ترتیب، فردی که تحت درمان است، حتی در شرایط پایداری کامل وضعیت کنونی و عدم ابتلا به اختلالات دسته شدیدتر، در صورتی که سابقهای از واکنش روانی نامناسب به روزهداری داشته باشد، باید از انجام آن خودداری کند. به هر حال، از آنجا که سیر بیماری در هر فردی ویژه است، بهتر است قضاوت نهایی در مورد روزهداری به روانپزشکی که با پیشینه بیماری او آشناست سپرده شود و فرد مبتلا نیز در اجرای بیقید و شرط روزهداری اصرار نکند.
۳- در برخی از اختلالات روانپزشکی به ویژه اختلال دوقطبی، وجود یک سیکل منظم خواب و بیداری برای تداوم ثبات وضعیت خلقی بیمار لازم است. آداب روزهداری ممکن است به آشفتگی این سیکل منجر شود و جدا از اثرات گرسنگی، خود به افزایش احتمال عود بیماری بینجامد. در یک مطالعه، میزان عود در مبتلایان به اختلال دوقطبی طی یک ماه روزهداری، حدود ۴۵ درصد به دست آمد و این میزان مستقل از سطح سرمی لیتیوم مصرفی بیماران بود (کدری و همکاران، ۲۰۰۰). این که این فراوانی بالای عود به گرسنگی، آشفتگی سیکل خواب و بیداری یا عواملی دیگر مربوط بوده روشن نیست.
۴- کمآبی بدن (دزیدراتاسیون) با کاهش کارکرد کلیهها (فیلتراسیون گلومرولی)، سطح خونی داروهایی که از مسیر کلیهها دفع میشوند را افزایش میدهد. بنابراین به هنگام تجویز چنین داروهایی به افراد روزهدار، لازم است تغییر دوز دارو در نظر گرفته شود. البته در مورد لیتیوم که فاصله مقدار درمانی و مقدار مسموم کننده آن کم است، مصرف کنندگان آن بهتر است از روزهداری خودداری کنند.
۵- گرسنگی میتواند با تحریک متابولیسم کبدی سطح سرمی داروهایی چون والپروات سدیم را کاهش دهد.
۶- طی دوران روزهداری باید مراقب عوارض آنتیکولینرژیک داروها از قبیل خشکی دهان، تاری دید و سردرگمی بود. این عوارض بیشتر در سالمندان دردسرساز است و در این گروه باید پایش شود.
۷- از آنجا که داروهای روانپزشکی ممکن است به شکل چندبار در روز تجویز شوند، برخی از بیماران ممکن است برای روزهداری، بدون مشورت با پزشک اقدام به کاهش دفعات مصرف داروها کنند. بنابراین بهتر است پیش از شروع ماه رمضان، در مواردی که روزهداری مجاز دانسته میشود، شیوه مصرف داروها به شکل یک یا دوبار در روز تغییر کند. به این منظور میتوان از داروهای طولانیاثر یا آهستهرهش استفاده کرد. البته بسیاری از داروهای روانپزشکی این قابلیت را دارند که در صورت صلاحدید روانپزشک معالج، به شکل یک بار در روز مصرف شوند؛ مانند بسیاری از داروهای ضد افسردگی، برخی از داروهای ضد تشنج (تثبیتکننده خلق)، داروهای بنزودیازپینی، لیتیوم و آنتیسایکوتیکها.
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
در یک رابطه دو نفره وقتی دو نفر هیچ مشکلی با هم ندارند، حتما یکی از آن ها تمام حرف دلش را نمی گوید!
قلم: دیر یا زود |#البا_دسس_پدس
ويزور:#mani_monajemi
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
قلم: دیر یا زود |#البا_دسس_پدس
ويزور:#mani_monajemi
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @psychonstruct
با آدم ها که هستم، چه خوب باشند و چه بد، تمام احساساتم تعطیل و خسته می شوند، تسلیم می شوم، سر تکان می دهم، تظاهر می کنم می فهمم، چون دوست ندارم کسی را برنجانم
این یکی از نقطه ضعف هایم است که بیشترین مشکل را برایم درست کرده
معمولا" وقتی سعی می کنم با دیگران مهربان باشم روحم چنان پاره پاره می شود که به شکل ماکارونی روحانی در می آید
کرکره ی مغزم پایین می آید، گوش می کنم، جواب می دهم ... و آنها احمق تر از آنند که بفهمند من آنجا نیستم
قلم:#چارلز_بوکفسکی
نقش: #Joshua_Burbank
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
این یکی از نقطه ضعف هایم است که بیشترین مشکل را برایم درست کرده
معمولا" وقتی سعی می کنم با دیگران مهربان باشم روحم چنان پاره پاره می شود که به شکل ماکارونی روحانی در می آید
کرکره ی مغزم پایین می آید، گوش می کنم، جواب می دهم ... و آنها احمق تر از آنند که بفهمند من آنجا نیستم
قلم:#چارلز_بوکفسکی
نقش: #Joshua_Burbank
#مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تريلر رسمى فصل هفتم #gameofthrones #بازى_تاج_و_تخت كه در ٢٦ تير امسال به نمايش در مي آيد. #مانى_منجمى | #خرداد_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct