This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#البر_کامو
خدمت به #حقیقت
خدمت به #آزادی
#مانى_منجمى | #انتخابات_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
خدمت به #حقیقت
خدمت به #آزادی
#مانى_منجمى | #انتخابات_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
معاشرتی بودن گرایشی خطرناک و حتی تباه کننده است، زیرا ما را با کسانی درارتباط قرار میدهد که بیشترشان از نظر اخلاقی فرومایه و از لحاظ ذهنی کُند و منحط اند. انسانی که معاشرتی نیست نیازی به معاشرت ندارد. پُرمایه بودن، به آن اندازه که ما را از معاشرت بینیاز کند، به این علت موجب سعادت میگردد که تقرییاً همهٔ رنج های ما از جامعه نشأت میگیرند و آرامش خاطر که در کنار سلامت مهمترین سعادت به شمار میآید، در اثر هرگونه معاشرت به خطر میافتد و بدون تنهاییِ بسیار، دست یافتنی نیست.
قلم: #آرتور_شوپنهاور | درباب حكمت زندگى
نقش: #Aja | #انزوا
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
قلم: #آرتور_شوپنهاور | درباب حكمت زندگى
نقش: #Aja | #انزوا
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
از من میپرسید که چگونه دیوانه شدم.
چنین روی داد: یک روز، بسیار پیش از آنکه خدایان ِبسیار به دنیا بیایند، از خواب عمیقی بیدار شدم و دیدم که همهی نقابهایم را دزدیدهاند _ همان هفت نقابی که خودم ساخته بودم و در هفت زندگیام بر چهره میگذاشتم. پس بینقاب در کوچههای پر از مردم دویدم و فریاد زدم : «دزد، دزدان نابکار...» مردان و زنان بر من خندیدند و پارهای از آنها از ترسِ من به خانههایشان پناه بردند.
قلم: #چگونه_دیوانه_شدم |#جبران_خلیل_جبران
نقش: #Suzanne_Roach | #ديوانگى
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
چنین روی داد: یک روز، بسیار پیش از آنکه خدایان ِبسیار به دنیا بیایند، از خواب عمیقی بیدار شدم و دیدم که همهی نقابهایم را دزدیدهاند _ همان هفت نقابی که خودم ساخته بودم و در هفت زندگیام بر چهره میگذاشتم. پس بینقاب در کوچههای پر از مردم دویدم و فریاد زدم : «دزد، دزدان نابکار...» مردان و زنان بر من خندیدند و پارهای از آنها از ترسِ من به خانههایشان پناه بردند.
قلم: #چگونه_دیوانه_شدم |#جبران_خلیل_جبران
نقش: #Suzanne_Roach | #ديوانگى
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
ديشب داشتم به اين سى.تى نگاه ميكردم و ...سعى ميكردم يه كيس ريپورت خوش پروگنوز از توش دربيارم...
بعد... طبق معمول... يهو قطار فكرام از ريل خارج شد...و...تق....
به خودم گفتم...كه چطور ميشه كه اين اشرف مثلا مخلوقات... با اين همه ابهت و برو بيا .... توسط يه تغيير كوچيك تو مسير شريانى ... يه توقف بيجا تو جاده قلب به مغز... يه تجمع بي مجوز اعتراضى... حتى گذرا و ايسكميك طور...تو يكى از محله هاى پايين شهر مغزى... نزديكاى هسته دمدار مثلا...ميتونه از اوج عمود به سفلاى افق برسه...
مگه ميشه سرنوشت يه آدم... با قر اومدن يه ليپوپروتئين ريزه ميزه... تو جنبش سرخ قلب به مغز... كُن فَيكون شه...مگه ميشه... يهويى... پلاكتها كودتا كنن...و بخوان با يه حركت اعتراضى ترومبيوتيك... خط كشياى مغزمونو شيفت بدن و جناح ميدلاينو... از نيمكره چپ به راست تبعيد كنن...يا ببرن كهريزك بطن سوم زندانيش كنن...يا اگه قسمت بشه... تجاوزم انتخاب بدى نيست...
اينجورى شد كه يه ياس فلسفى عجيب وجودمو گرفت... كه وقتى منه مثلا انسان...انقدر شكنندم وضعيف... انقدر غافلم... كه يه چنين بازيهاى بيولوژيكى... يهويي... ميتونه هستمو نيست كنه...
خيلى بايد احمق باشم... خيلى نادون... اگه بخوام زندگيو جدى بگيرم... بخوام غصه بخورم واسه چيزى كه شايد اصلا يه واقعيت آبجكتيو... تا يه حقيقت سابجكتيو... بهتره تا ميتونم از زندگى جلو بزنم... حس كنم تا حسى هست... لمس كنم... بو كنم...گوش كنم...دوست بدارمو بذارم دوس داشته بشم...چون تضمينى نيست .... به هيچى ...تنها تضمين... حاله و بس...
حداقل ... ميتونم ... اون لحظه كه ملك الموت خان مياد سراغم... بگم اتفاقا ديگه كارى ندارم اينجا... ميتونيم بريم... بعدم تو مسير...خوب به ريش اونو زندگى بخندم... بگم از زندگيم... تا ميتونستم هم استفاده كردم... هم سو استفاده...
و اينجورى شد كه كيس ريپورت بالينى ما... تبديل شد به...شب نوشته هاى يك درمانگر ديوانه...
قلم:#شب_نوشته_هاى_يك_درمانگر_ديوانه | #مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٥
#روحانی #تا_١٤٠٠_با_روحاني
#به_عقب_برنميگرديم #رسانه_ماييم
#ما_تكرار_ميكنيم
#راى_ميدهيم_تا_تاثيرگذار_باشيم #رأى_ميدهم #انتخابات_٩٦
@Psychonstruct
بعد... طبق معمول... يهو قطار فكرام از ريل خارج شد...و...تق....
به خودم گفتم...كه چطور ميشه كه اين اشرف مثلا مخلوقات... با اين همه ابهت و برو بيا .... توسط يه تغيير كوچيك تو مسير شريانى ... يه توقف بيجا تو جاده قلب به مغز... يه تجمع بي مجوز اعتراضى... حتى گذرا و ايسكميك طور...تو يكى از محله هاى پايين شهر مغزى... نزديكاى هسته دمدار مثلا...ميتونه از اوج عمود به سفلاى افق برسه...
مگه ميشه سرنوشت يه آدم... با قر اومدن يه ليپوپروتئين ريزه ميزه... تو جنبش سرخ قلب به مغز... كُن فَيكون شه...مگه ميشه... يهويى... پلاكتها كودتا كنن...و بخوان با يه حركت اعتراضى ترومبيوتيك... خط كشياى مغزمونو شيفت بدن و جناح ميدلاينو... از نيمكره چپ به راست تبعيد كنن...يا ببرن كهريزك بطن سوم زندانيش كنن...يا اگه قسمت بشه... تجاوزم انتخاب بدى نيست...
اينجورى شد كه يه ياس فلسفى عجيب وجودمو گرفت... كه وقتى منه مثلا انسان...انقدر شكنندم وضعيف... انقدر غافلم... كه يه چنين بازيهاى بيولوژيكى... يهويي... ميتونه هستمو نيست كنه...
خيلى بايد احمق باشم... خيلى نادون... اگه بخوام زندگيو جدى بگيرم... بخوام غصه بخورم واسه چيزى كه شايد اصلا يه واقعيت آبجكتيو... تا يه حقيقت سابجكتيو... بهتره تا ميتونم از زندگى جلو بزنم... حس كنم تا حسى هست... لمس كنم... بو كنم...گوش كنم...دوست بدارمو بذارم دوس داشته بشم...چون تضمينى نيست .... به هيچى ...تنها تضمين... حاله و بس...
حداقل ... ميتونم ... اون لحظه كه ملك الموت خان مياد سراغم... بگم اتفاقا ديگه كارى ندارم اينجا... ميتونيم بريم... بعدم تو مسير...خوب به ريش اونو زندگى بخندم... بگم از زندگيم... تا ميتونستم هم استفاده كردم... هم سو استفاده...
و اينجورى شد كه كيس ريپورت بالينى ما... تبديل شد به...شب نوشته هاى يك درمانگر ديوانه...
قلم:#شب_نوشته_هاى_يك_درمانگر_ديوانه | #مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٥
#روحانی #تا_١٤٠٠_با_روحاني
#به_عقب_برنميگرديم #رسانه_ماييم
#ما_تكرار_ميكنيم
#راى_ميدهيم_تا_تاثيرگذار_باشيم #رأى_ميدهم #انتخابات_٩٦
@Psychonstruct
دلباختگی توهم نیست. طوری که یک نفر سرش را نگه میدارد واقعا میتواند نشان بدهد که او اعتماد به نفس دارد یا غیرطبیعی است یا زودرنج است؛ واقعت از روی چشمان فرد می توان فهمید که شوخ طبع است و باهوش، و از روی دهانش می توان به مهربانیش پی برد. ایراد دلباختگی در چیزهای نامحسوس تری است: ناتوانی در به ذهن سپردن این حقیقت اصلی ماهیت انسان که همه، نه تنها شریک کنونی زندگیمان -بعد از روابط متعددشکست خورده ای که استادش هستیم-، بلکه "همه"، -وقتی که زمان بیشتری را با آنها سپری میکنیم- متوجه میشویم ایرادهای اساسی و دیوانه کننده ای دارند.
ایرادهایی که آنقدر بد هستند که مسخره بودن و بیهودگی آن احساسات هیجان انگیز اولیه را نشان می دهند.
تنها کسانی که ممکن است به نظرمان متعارف بیایند، آنهایی هستند که هنوز خوب نمیشناسیم.
بهترین درمان عشق، شناخت بهتر آن هاست.
قلم: #سیر_عشق | #آلن_دوباتن
نقش: #Steve_Schapiro
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
ایرادهایی که آنقدر بد هستند که مسخره بودن و بیهودگی آن احساسات هیجان انگیز اولیه را نشان می دهند.
تنها کسانی که ممکن است به نظرمان متعارف بیایند، آنهایی هستند که هنوز خوب نمیشناسیم.
بهترین درمان عشق، شناخت بهتر آن هاست.
قلم: #سیر_عشق | #آلن_دوباتن
نقش: #Steve_Schapiro
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر
@Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♻️ دولت يازدهم و طرح تحول سلامت
اثرات اجراي طرح تحول سلامت بر بيماران
#بابك_زماني
#مانى_منجمى | #انتخابات_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اثرات اجراي طرح تحول سلامت بر بيماران
#بابك_زماني
#مانى_منجمى | #انتخابات_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مستند دوم #روحانی #وضعیت_سفید که قرار بود پخش شود.
-------
#تا_١٤٠٠_با_روحاني
#به_عقب_برنميگرديم #رسانه_ماييم
#ما_تكرار_ميكنيم
#راى_ميدهيم_تا_تاثيرگذار_باشيم #رأى_ميدهم #انتخابات_٩٦ @Psychonstruct
-------
#تا_١٤٠٠_با_روحاني
#به_عقب_برنميگرديم #رسانه_ماييم
#ما_تكرار_ميكنيم
#راى_ميدهيم_تا_تاثيرگذار_باشيم #رأى_ميدهم #انتخابات_٩٦ @Psychonstruct
#هایدگر معتقد بود در دنیا دو وجه اساسی برای هستی وجود دارد : ۱- مرتبه ی فراموشی هستی و ۲- مرتبه ی اندیشیدن به هستی
در مرتبه ی فراموشی هستی که #هایدگر آن را غیر اصیل و ناموثق می نامد فرد به روزمرگی مبتلا می شود #یالوم می گوید: در این مرتبه فرد از انتخاب پرهیز می کند تا بار #مسئولیت را بر دوش نکشد
اما در مرتبه ی دوم یعنی اندیشیدن به هستی که اصیل و موثق است(اصالت دارد) فرد کاملاً خودآگاه می شود، امکانات و محدودیت هایش را می پذیرد و با آزادی و پوچی رودررو می شود و از این مواجه مضطرب و نگران
قلم :#روان_درمانی_اگزیستنسیال | #اروین_دی_یالوم
نقش : #Quixotic_Blinds
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
در مرتبه ی فراموشی هستی که #هایدگر آن را غیر اصیل و ناموثق می نامد فرد به روزمرگی مبتلا می شود #یالوم می گوید: در این مرتبه فرد از انتخاب پرهیز می کند تا بار #مسئولیت را بر دوش نکشد
اما در مرتبه ی دوم یعنی اندیشیدن به هستی که اصیل و موثق است(اصالت دارد) فرد کاملاً خودآگاه می شود، امکانات و محدودیت هایش را می پذیرد و با آزادی و پوچی رودررو می شود و از این مواجه مضطرب و نگران
قلم :#روان_درمانی_اگزیستنسیال | #اروین_دی_یالوم
نقش : #Quixotic_Blinds
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
به انتهای دوستی ام با او نزدیک می شدم. در مدت دوستیمان، زیبایی های کمیابی را باهم شریک شدیم. چون دو آینه که مدام در حال انعکاس همدیگرند، ما در یکدیگر ابدیت را به تماشا نشستیم.
اما بالاخره روزی فرا می رسد که دایره می چرخد و دوران تمام می شود!
هر زمستانی بهاری و هر بهار، پایانی دارد!
در جایی که عشق است، دیر یا زود، جدایی هم هست..
قلم: #الیف_شافاک
نقش : #Byrnes_Agency
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
اما بالاخره روزی فرا می رسد که دایره می چرخد و دوران تمام می شود!
هر زمستانی بهاری و هر بهار، پایانی دارد!
در جایی که عشق است، دیر یا زود، جدایی هم هست..
قلم: #الیف_شافاک
نقش : #Byrnes_Agency
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
تَكرار شد... اعتدال... اميد... خاكسترى...
شايد...
اميد دارم.
-----
#مانى_منجمى | #انتخابات_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
شايد...
اميد دارم.
-----
#مانى_منجمى | #انتخابات_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تَكرار شد... اعتدال... اميد... خاكسترى...
شايد...
اميد دارم.
-----
#مانى_منجمى | #انتخابات_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
شايد...
اميد دارم.
-----
#مانى_منجمى | #انتخابات_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تَكرار شد... اعتدال... اميد... خاكسترى...
شايد...
اميد دارم.
-----
#مانى_منجمى | #انتخابات_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
شايد...
اميد دارم.
-----
#مانى_منجمى | #انتخابات_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
برای مردم تفکر همچون باری طاقت فرساست. بنابراین همان قدری که کار حرفه ای شان ایجاب میکند می اندیشند و همانقدری که برای تفریحاتِ مختلفشان لازم است و نیز برای گفتگو و بازی، که ازین رو باید طوری ترتیب داده شوند که آنها بتوانند با حداقل اندیشه ی ممکن کارشان را پیش ببرند ولی اگر در اوقات فراغتشان چنین تسهیلاتی نداشته باشند به جای اینکه کتابی به دست بگیرند و قدرت اندیشه شان را محک بزنند، ساعت ها کنار پنجره ولو میشوند و به پیش پا افتاده ترین اتفاقات چشم می دوزند و به این ترتیب واقعا برایمان میشوند مصداق این سخن آریوستو که: «چه رقت آورند ساعاتِ بیکاریِ نادانان!»
قلم : متعلقات و ملحقات | #آرتور_شوپنهاور
نقش: #Asiza
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم : متعلقات و ملحقات | #آرتور_شوپنهاور
نقش: #Asiza
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
هر آدمی در زندگیاش لحظههایی دارد كه پنهاناند. لحظههایی كه دلش نمیخواهد كسی دیگر از آنها خبر داشتهباشد. اگر كسی خبردار شود، ممكن است سرزنشش كند. ممكن است منظورش را نفهمد. هر آدمی وقتی به این لحظهها میرسد، وقتی یادش میافتد كه چه لحظههای پنهانی دارد، حس میكند گناهكار است. هم دوست دارد این حس را با كسی درمیان بگذارد، هم میترسد این كار را بكند. مشكل در این ترس است.
قلم: #ميكاييل_هانكه
ويزور: #Christian_Sampson
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #ميكاييل_هانكه
ويزور: #Christian_Sampson
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
حرف ما این است که باید برای هر احساسی نام متناسب با آن را درنظر بگیریم ، نه اینکه هر احساسی را #عشق بنامیم. عشق و محبت واقعی را وقتی می آموزیم که آن را ساده و آسان تصور نکنیم و اگر واقع گرا هستیم از نقابها و پوشش های عشق نما ، که در جامعه متظاهر به عشق وجود دارد استفاده نکنیم.
قلم: #انسان_در_جستجوی_خویشتن | #رولومی
نقش: #Jarek_Kubicki
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct
قلم: #انسان_در_جستجوی_خویشتن | #رولومی
نقش: #Jarek_Kubicki
#مانى_منجمى | #ارديبهشت_٩٦
#روانسازه ائتلاف روان، فلسفه و هنر @Psychonstruct