روانشناسی رفتار مصرف کننده در دوران رکود
شیوه بخش بندی بازار که قبل از رکود اقتصادی به کار می رفت، ناکارآمد است. بیشتر شرکت ها باید دوباره به میان مردم رفته و با صحبت با مشتریان، نگرش بخش بندی را بازسازی کنند. ما شناسایی چهار گروه مصرف کننده در دوران رکود را انجام دادیم.
گروه اول گروهی هستند با نام
1. Slam on the brakes
(گروه متوقف شده)
این گروه، مصرف کنندگانی هستند که حقیقتا زندگیشان در اثر رکود ویران شده است. افرادی که بیکار شده اند و یا کسانی را میشناسند که شغل خود را از دست داده اند. و یا به علت فروپاشی قیمت ها، پول زیادی را از دست داده اند. به طور کلی این گروه در دوران رکود، هیچ کار خاصی به جز تهیه مایحتاج ضروری (غذا، نان، خمیردندان و...) انجام نمی دهند. آنها سایر خریدها را به تعویق می اندازند.
دومین گروه، گروهی هستند با نام
2. Pained but patient
(گروه آسیب دیده ی مقاوم)
آنها هم مشکلاتی دارند. آنها هم مثل دیگران ضرر مالی کرده اند. اما خوش بینی آنها در بلندمدت این است که در انتهای تونل نوری را مشاهده کنند. آنها بزرگترین بخش را تشکیل می دهند و در بلندمدت در اثر فشار اقتصادی به گروه اول ممکن است تبدیل شوند.
سومین گروه، گروهی هستند به نام
3. Live for today
(گروه برای امروز زندگی کن)
این گروه بیشتر شامل جوانان شهرنشین است. آنها پس انداز زیادی نداشته. بنابراین در دوره رکود، ضرر زیادی هم نکرده اند. آنها مجردند و همچنان به همان روش زندگی مال خود را ادامه داده و تا زمانی که بیکار نشوند، همچنان رفتار مصرفی خود را در واکنش به رکود، تعدیل نمی کنند. که در این صورت رفتارشان به صورت ناگهانی تغییر خواهد کرد.
گروه آخر را به این نام خطاب می کنیم
4. Comfortably well-off
(گروه آسوده خاطر)
افرادی هستند که به اندازه کافی پشت گرمی مالی دارند و در دوره رکود، از آن به عنوان جایگزین بهره مند می شوند. ممکن است آنقدر خوش شانس بوده اند که در زمان کم شدن ارزش پول در بازار، سرمایه گذاری کلان انجام نداده اند و در نتیجه رویه عادی زندگی خودشان را ادامه داده اند. ولی در عین حال، تظاهر به آسودگی نیز نمی کنند.
4 گروهی که مرور شدند، بسیار مهم هستند. بازاریاب ها را قادر می سازد تا درک بهتری داشته و بدانند که چگونه می توان در این دوره رکود، در مقابل مصرف کنندگان و روانشناسی آنها واکنش نشان دهند. صرفنظر از اینکه در کدام گروه قرار بگیرید، چهار طبقه کالایی در دوران رکود وجود دارد:
1.Essentials ضروریات
گروه دوم ( گروه آسیب دیده ی مقاوم) به این طبقه ی کالایی بیشتر توجه می کند. کالاهایی مانند مواد خوراکی، خمیر دندان و چیزهایی که مصرف آنها هیچگاه ترک نمی شوند را شامل می شود. همچنین به دنبال صرفه جویی در مصرف و مخارج هستند و ممکن است که به دنبال مصرف کالاهای ارزان تر بروند. بنابراین کالاهای برند ممکن است اینجا به کار نیاید.
2.Treats تغییر رفتاری
برای روشن شدن موضوع، بستنی معروف (هاگنداز) را در نظر بگیرید. گروه آسیب دیده ی مقاوم، تصمیم میگیرد خودش را به مصرف کمتر هاگنداز عادت دهد. بدین گونه که با مقدار کمتری خرید کند و یا تعداد دفعات خرید را کاهش دهد.
3. Postponablesبه تعویق انداختنی ها
شامل کالاهای با دوام مانند خودرو و ماشین لباسشویی می شود. برای مثال، گروه آسیب دیده ی مقاوم ممکن است اینگونه فکر کند که درصورت خراب شدن ماشین لباسشویی، آیا بهتر است ماشین لباسشویی جدید بخرم و یا همین را تعمیر کنم. قبل از دوره رکود، مصرف کنندگان آسیب دیده ی مقاوم ممکن بود بگویند: من یک ماشین لباسشویی جدید میخرم. اما الان دنبال صرفه جویی ببشتر است.
4. Expendables کالاهای گران غیرضروری
برای مثال اگر تصور کنیم گروه آسیب دیده ی مقاوم 2 بار در سال با خانواده به مسافرت میروند، می توان انتظار داشت که یکی از آنها حذف شود و به عبارتی دیگر، آنها به عنوان یک خانواده، توان مالی و نیاز به دو مسافرت خانوادگی در یک سال را ندارند. بنابراین از یکی از آنها چشم پوشی می کنند.
پروفسور جان کوئلچ
استاد رشته مدیریت بازرگانی- مدرسه بازرگانی هاروارد
شیوه بخش بندی بازار که قبل از رکود اقتصادی به کار می رفت، ناکارآمد است. بیشتر شرکت ها باید دوباره به میان مردم رفته و با صحبت با مشتریان، نگرش بخش بندی را بازسازی کنند. ما شناسایی چهار گروه مصرف کننده در دوران رکود را انجام دادیم.
گروه اول گروهی هستند با نام
1. Slam on the brakes
(گروه متوقف شده)
این گروه، مصرف کنندگانی هستند که حقیقتا زندگیشان در اثر رکود ویران شده است. افرادی که بیکار شده اند و یا کسانی را میشناسند که شغل خود را از دست داده اند. و یا به علت فروپاشی قیمت ها، پول زیادی را از دست داده اند. به طور کلی این گروه در دوران رکود، هیچ کار خاصی به جز تهیه مایحتاج ضروری (غذا، نان، خمیردندان و...) انجام نمی دهند. آنها سایر خریدها را به تعویق می اندازند.
دومین گروه، گروهی هستند با نام
2. Pained but patient
(گروه آسیب دیده ی مقاوم)
آنها هم مشکلاتی دارند. آنها هم مثل دیگران ضرر مالی کرده اند. اما خوش بینی آنها در بلندمدت این است که در انتهای تونل نوری را مشاهده کنند. آنها بزرگترین بخش را تشکیل می دهند و در بلندمدت در اثر فشار اقتصادی به گروه اول ممکن است تبدیل شوند.
سومین گروه، گروهی هستند به نام
3. Live for today
(گروه برای امروز زندگی کن)
این گروه بیشتر شامل جوانان شهرنشین است. آنها پس انداز زیادی نداشته. بنابراین در دوره رکود، ضرر زیادی هم نکرده اند. آنها مجردند و همچنان به همان روش زندگی مال خود را ادامه داده و تا زمانی که بیکار نشوند، همچنان رفتار مصرفی خود را در واکنش به رکود، تعدیل نمی کنند. که در این صورت رفتارشان به صورت ناگهانی تغییر خواهد کرد.
گروه آخر را به این نام خطاب می کنیم
4. Comfortably well-off
(گروه آسوده خاطر)
افرادی هستند که به اندازه کافی پشت گرمی مالی دارند و در دوره رکود، از آن به عنوان جایگزین بهره مند می شوند. ممکن است آنقدر خوش شانس بوده اند که در زمان کم شدن ارزش پول در بازار، سرمایه گذاری کلان انجام نداده اند و در نتیجه رویه عادی زندگی خودشان را ادامه داده اند. ولی در عین حال، تظاهر به آسودگی نیز نمی کنند.
4 گروهی که مرور شدند، بسیار مهم هستند. بازاریاب ها را قادر می سازد تا درک بهتری داشته و بدانند که چگونه می توان در این دوره رکود، در مقابل مصرف کنندگان و روانشناسی آنها واکنش نشان دهند. صرفنظر از اینکه در کدام گروه قرار بگیرید، چهار طبقه کالایی در دوران رکود وجود دارد:
1.Essentials ضروریات
گروه دوم ( گروه آسیب دیده ی مقاوم) به این طبقه ی کالایی بیشتر توجه می کند. کالاهایی مانند مواد خوراکی، خمیر دندان و چیزهایی که مصرف آنها هیچگاه ترک نمی شوند را شامل می شود. همچنین به دنبال صرفه جویی در مصرف و مخارج هستند و ممکن است که به دنبال مصرف کالاهای ارزان تر بروند. بنابراین کالاهای برند ممکن است اینجا به کار نیاید.
2.Treats تغییر رفتاری
برای روشن شدن موضوع، بستنی معروف (هاگنداز) را در نظر بگیرید. گروه آسیب دیده ی مقاوم، تصمیم میگیرد خودش را به مصرف کمتر هاگنداز عادت دهد. بدین گونه که با مقدار کمتری خرید کند و یا تعداد دفعات خرید را کاهش دهد.
3. Postponablesبه تعویق انداختنی ها
شامل کالاهای با دوام مانند خودرو و ماشین لباسشویی می شود. برای مثال، گروه آسیب دیده ی مقاوم ممکن است اینگونه فکر کند که درصورت خراب شدن ماشین لباسشویی، آیا بهتر است ماشین لباسشویی جدید بخرم و یا همین را تعمیر کنم. قبل از دوره رکود، مصرف کنندگان آسیب دیده ی مقاوم ممکن بود بگویند: من یک ماشین لباسشویی جدید میخرم. اما الان دنبال صرفه جویی ببشتر است.
4. Expendables کالاهای گران غیرضروری
برای مثال اگر تصور کنیم گروه آسیب دیده ی مقاوم 2 بار در سال با خانواده به مسافرت میروند، می توان انتظار داشت که یکی از آنها حذف شود و به عبارتی دیگر، آنها به عنوان یک خانواده، توان مالی و نیاز به دو مسافرت خانوادگی در یک سال را ندارند. بنابراین از یکی از آنها چشم پوشی می کنند.
پروفسور جان کوئلچ
استاد رشته مدیریت بازرگانی- مدرسه بازرگانی هاروارد
بادكنك "فريدمن" در اقتصاد ايران
١- دلار بخريم يا مسكن؟ سكه چقدر بالا مي رود؟ جهش بعدي كي اتفاق مي افتد؟ اينها سؤالاتي است كه اين روزها بين مردم رواج دارد. نفس طرح چنين پرسش هايي نشان از آن دارد كه در اقتصاد ايران يك جاي كار مي لنگد. چرا كه مردم به تجربه شاهد التهاب هاي نوبتي در اين بازارها بوده اند كه فرصتي براي ثروت اندوزي بي دردسر فراهم مي كند. مردم در كمين اين فرصتها هستند تا در فرصتي كوتاه دارايي خود را چند برابر كنند و سراغ بازار ملتهب بعدي بروند. وقتي چنين فرصتهايي براي ثروت اندوزي بي دردسر وجود دارد آيا به فعاليتهاي مولد اقتصادي اقبالي خواهد شد؟
٢- اما ريشه التهاب هاي نوبتي در بازارهاي ايران چيست؟ پاسخ را مي توان با مثال بادكنك ميلتون فريدمن توضيح داد. اين اقتصاددان، اقتصاد تورمي را به بادكنكي تشبيه مي كرد كه كه چاپ پول بدون پشتوانه يا افزايش پايه پولي همانند دميدن باد در بادكنك عمل مي كند. سطح بادكنك را مي توان به سطح قيمتها تشبيه كرد كه با دميدن باد (پول بدون پشتوانه) اين قيمتها افزايش مي يابد. اما نكته اينجاست كه كه در اين فرآيند، كنترل دولت روي گروه خاصي از قيمتها همانند فشار دست روي سطوح خاصي از بادكنك عمل مي كند. به عبارت ديگر، اگرچه اين فشار از متورم شدن سطوحي خاص جلوگيري مي كند اما باعث انتقال تورم بيشتر به سطوحي ديگر مي شود.
٣- مثال دهه اخير: با روي كار آمدن دولت نهم در سال ١٣٨٤ شاهد يك انبساط پولي كم سابقه در اواخر همين سال و نيز در سال ١٣٨٥ بوديم. قابل پيش بيني بود كه با دميدن در بادكنك تورم شاهد تشديد التهاب هاي نوبتي باشيم. در چنين شرايطي، فقط سطحي از بادكنك مي توانست از تورم ناشي از دميدن در امان باشد كه ابزار آن در اختيار دولت بود يعني انبوه دلارهاي نفتي. به همين دليل سفته بازان سطحي را نشانه رفتند كه فشار كنترل دلار و سكه هم قرار بود به آنجا منتقل شود يعني بازار مسكن. اين فرآيند باعث بي سابقه ترين جهش تاريخي قيمت مسكن در سالهاي ١٣٨٥ و ١٣٨٦ شد و پس از آن سفته بازان در كمين نشستند تا فشار دست دولت از روي سطوح دلار و سكه بادكنك برداشته شود. اتفاقي كه با تلنگر تحريم و كاهش شديد دلارهاي نفتي از اواخر سال ٩٠ كليد خورد و افزايش شديد سكه و دلار و به تبع آن سفته بازي گسترده در اين دو بازار را كليد زد...و اين داستان ادامه دارد!
١- دلار بخريم يا مسكن؟ سكه چقدر بالا مي رود؟ جهش بعدي كي اتفاق مي افتد؟ اينها سؤالاتي است كه اين روزها بين مردم رواج دارد. نفس طرح چنين پرسش هايي نشان از آن دارد كه در اقتصاد ايران يك جاي كار مي لنگد. چرا كه مردم به تجربه شاهد التهاب هاي نوبتي در اين بازارها بوده اند كه فرصتي براي ثروت اندوزي بي دردسر فراهم مي كند. مردم در كمين اين فرصتها هستند تا در فرصتي كوتاه دارايي خود را چند برابر كنند و سراغ بازار ملتهب بعدي بروند. وقتي چنين فرصتهايي براي ثروت اندوزي بي دردسر وجود دارد آيا به فعاليتهاي مولد اقتصادي اقبالي خواهد شد؟
٢- اما ريشه التهاب هاي نوبتي در بازارهاي ايران چيست؟ پاسخ را مي توان با مثال بادكنك ميلتون فريدمن توضيح داد. اين اقتصاددان، اقتصاد تورمي را به بادكنكي تشبيه مي كرد كه كه چاپ پول بدون پشتوانه يا افزايش پايه پولي همانند دميدن باد در بادكنك عمل مي كند. سطح بادكنك را مي توان به سطح قيمتها تشبيه كرد كه با دميدن باد (پول بدون پشتوانه) اين قيمتها افزايش مي يابد. اما نكته اينجاست كه كه در اين فرآيند، كنترل دولت روي گروه خاصي از قيمتها همانند فشار دست روي سطوح خاصي از بادكنك عمل مي كند. به عبارت ديگر، اگرچه اين فشار از متورم شدن سطوحي خاص جلوگيري مي كند اما باعث انتقال تورم بيشتر به سطوحي ديگر مي شود.
٣- مثال دهه اخير: با روي كار آمدن دولت نهم در سال ١٣٨٤ شاهد يك انبساط پولي كم سابقه در اواخر همين سال و نيز در سال ١٣٨٥ بوديم. قابل پيش بيني بود كه با دميدن در بادكنك تورم شاهد تشديد التهاب هاي نوبتي باشيم. در چنين شرايطي، فقط سطحي از بادكنك مي توانست از تورم ناشي از دميدن در امان باشد كه ابزار آن در اختيار دولت بود يعني انبوه دلارهاي نفتي. به همين دليل سفته بازان سطحي را نشانه رفتند كه فشار كنترل دلار و سكه هم قرار بود به آنجا منتقل شود يعني بازار مسكن. اين فرآيند باعث بي سابقه ترين جهش تاريخي قيمت مسكن در سالهاي ١٣٨٥ و ١٣٨٦ شد و پس از آن سفته بازان در كمين نشستند تا فشار دست دولت از روي سطوح دلار و سكه بادكنك برداشته شود. اتفاقي كه با تلنگر تحريم و كاهش شديد دلارهاي نفتي از اواخر سال ٩٠ كليد خورد و افزايش شديد سكه و دلار و به تبع آن سفته بازي گسترده در اين دو بازار را كليد زد...و اين داستان ادامه دارد!
شناختن رفتار کاربران فضای آنلاین، می تواند به هک کردن و نوآوری در "کانال"ی بسیار نوآور و نامحدود کمک کند. @productive
پرسونا، یا نقاب
پرسونا نقابی است که بازیگرانِ یونان باستان به چهره می زدند و بر اساسِ آنها نقش هایِ متنوع و متفاوتی را بر صحنۀ نمایش ایفا می کردند. کارل گوستاو یونگ از این نام بهره برد تا دربارۀ قسمتی از شخصیت صحبت کند که جایگاهی شبیه به همان نقاب ها ولی در حوزۀ روان را داشت.همۀ ما برایِ تعامل در جهانِ بیرون و برایِ موثر بودنِ تعاملات و روابطِ اجتماعیمان نیازمند به استفاده از ماسک و یا نقاب هستیم.در صحنۀ نمایشِ زندگی گاهی هر کدام از ما مجبور هستیم نقش هایِ متفاوت و متنوعی را عهده دار شویم. گاهیِ شاگرد هستیم و گاهی آموزگار، گاهی پدرومادر هستیم و گاهی فرزند. گاهی مدیر هستیم و گاهی کارمند،گاهی یک همسر هستیم و گاهی دوست... به موازاتِ تنوعِ نقش هایی که در زندگی عهده دارِ انها هستیم ناگزیر هستیم نقاب هایِ مختلفی را به چهره بزنیم تا روابطی موثر و سالمی را در پیش بگیریم.
ما به عنوانِ یک معلم نقشی را بر عهده داریم که نمی توانیم همان نقش را در خانه در نزدِ همسرمان ایفا کنیم. ما به عنوانِ یک مدیر و یا یک دانشجو برایِ موفقیت در جامعه ناگزیر از رفتار ، گفتار و فعالیت هایی هستیم که نمی توانیم همان الگو را در رابطۀ عاطفیمان بازی کنیم.ما در غالبِ یک همسر نقابی را به چهره می زنیم که نمی توانیم با همان نقاب به عنوانِ یک پزشک در جامعه رفتار کنیم.ماسک نمای خارجی است که شخص درانظار عمومی به نمایش می گذارد و باعث می شود توسط جامعه پذیرفته شود.ماسک یا نقاب واسطۀ بینِ ایگو(من) و دنیایِ واقعی است.یونگ در کتابِ خاطرات و رویاها و اندیشه ها تعبیرِ جالبی از پرسونا ارائه می دهد: «نقاب شخصیتی روشِ سازگاریِ فرد با دنیاست یا رفتاری است که فرد در مواجهه با دنیا اتخاد می کند.هر کار و حرفه ای نقابِ شخصیتی خود را دارد»
در واقع وجود پرسونا برای ادامه حیات و بقا و تطابق با جامعه امری ضروری است و این امکان را فراهم می سازد که حتی با اشخاصی که مورد علاقه ما نیستند ارتباط برقرار کنیم. پرسونا آرک تایپ انطباق و همنوایی نیز نامیده می شود.اگر نتوانیم از ماسک به خوبی استفاده کنیم فردی غیراجتماعی و منزوی خواهیم شد.انتخابِ ماسکِ مناسب نشان از هوشِ اجتماعیِ ماست و از ما انسانی سازگار با محیط می سازد .اگر نتوانیم ماسک مناسب بزنیم، نشاندهنده ضعف ماست.هر فرد باید بیش از یک ماسک داشته باشد مانند رابطه با پدر و مادر، دوستان، همکاران، رؤسا و غیره.
خطرات پرسونا:
خطر زمانی است که نقاب می زنیم ونقشی بازی می کنیم و فراموش می کنیم که نقاب زده ایم.درحقیقت خود را با آن ماسک و نقش یکی می انگاریم.این امر منجر به این می شود که بخشهای بسیاری از شخصیت ما نادیده گرفته شده و رشد لازم را نداشته باشد.یونگ اشاره می کند که : «خطر آنجاست که مردم با نقابِ شخصیتیِ خود یکی می شوند.استاد دانشگاه با کتابِ درسیِ خویش و آوازه خوان با نوعِ صدایِ خویش.با کمی مبالغه می توان گفت نقابِ شخصیتی چیزیست که شخص واقعاً نیست، ولیکن خودِ او و دیگران می پندارند که هست». وقتی ما با نقش هایمان یکی انگاری می کنیم این خطر وجود دارد که با از دست رفتنِ یکی از این نقش ها ساختارِ کلِ شخصیتِ ما از هم بپاشد.شخصی که صرفاً خود را یک مادر می انگارد با از دست دادنِ فرزند ناگهان به یکباره هویتِ از هم می پاشد، حال آنکه مادر بودن تنها یکی از نقش هایی است که او در زندگی به عهده دارد.وقتی کسی خود را یک معلمِ فرزانه می انگارد چنانچه با دانش و آموخته هایش یکی انگاری کند ممکن است گمان کند عقلِ کل است و در هر زمینه ای بهتر از دیگران می فهمد و می اندیشد و بی نهایت انتقاد ناپذیر می شود و یا اینکه شاید بخواهد در رابطۀ عاطفی خویش ، به جایِ همدلی و حمایت از همسرش به او درسِ اخلاق دهد.!
همۀ ما بخش هایِ آسیب پذیری داریم که می بایست از آنها حفاظت و حمایت کنیم نقاب به ما کمک می کند تا در مقابلِ دیگران از خود محافظت کنیم و دایرۀ نفوذ و تاثیرگزاریمان را وسعت بخشیم اما همیشه باید مراقب باشیم که در خلوت و در حضورِ خویشتنِ خویشمان صادق باشیم و مابینِ آنچه به بیرون عرضه می کنیم و خودِ واقعیمان تمایز قائل باشیم صداقت با خویشتن انرژی بالایِ روانی را در فرد ایجاد می کند که از بروزِ بسیاری از روان رنجوری ها و عصبیت ها جلوگیری می کند.
منبع برایِ مطالعۀ بیشتر: کتاب:خاطرات،رویاها،اندیشه ها کارل گوستاو یونگ ناشر معاونت فرهنگی آستانِ قدسِ
پرسونا نقابی است که بازیگرانِ یونان باستان به چهره می زدند و بر اساسِ آنها نقش هایِ متنوع و متفاوتی را بر صحنۀ نمایش ایفا می کردند. کارل گوستاو یونگ از این نام بهره برد تا دربارۀ قسمتی از شخصیت صحبت کند که جایگاهی شبیه به همان نقاب ها ولی در حوزۀ روان را داشت.همۀ ما برایِ تعامل در جهانِ بیرون و برایِ موثر بودنِ تعاملات و روابطِ اجتماعیمان نیازمند به استفاده از ماسک و یا نقاب هستیم.در صحنۀ نمایشِ زندگی گاهی هر کدام از ما مجبور هستیم نقش هایِ متفاوت و متنوعی را عهده دار شویم. گاهیِ شاگرد هستیم و گاهی آموزگار، گاهی پدرومادر هستیم و گاهی فرزند. گاهی مدیر هستیم و گاهی کارمند،گاهی یک همسر هستیم و گاهی دوست... به موازاتِ تنوعِ نقش هایی که در زندگی عهده دارِ انها هستیم ناگزیر هستیم نقاب هایِ مختلفی را به چهره بزنیم تا روابطی موثر و سالمی را در پیش بگیریم.
ما به عنوانِ یک معلم نقشی را بر عهده داریم که نمی توانیم همان نقش را در خانه در نزدِ همسرمان ایفا کنیم. ما به عنوانِ یک مدیر و یا یک دانشجو برایِ موفقیت در جامعه ناگزیر از رفتار ، گفتار و فعالیت هایی هستیم که نمی توانیم همان الگو را در رابطۀ عاطفیمان بازی کنیم.ما در غالبِ یک همسر نقابی را به چهره می زنیم که نمی توانیم با همان نقاب به عنوانِ یک پزشک در جامعه رفتار کنیم.ماسک نمای خارجی است که شخص درانظار عمومی به نمایش می گذارد و باعث می شود توسط جامعه پذیرفته شود.ماسک یا نقاب واسطۀ بینِ ایگو(من) و دنیایِ واقعی است.یونگ در کتابِ خاطرات و رویاها و اندیشه ها تعبیرِ جالبی از پرسونا ارائه می دهد: «نقاب شخصیتی روشِ سازگاریِ فرد با دنیاست یا رفتاری است که فرد در مواجهه با دنیا اتخاد می کند.هر کار و حرفه ای نقابِ شخصیتی خود را دارد»
در واقع وجود پرسونا برای ادامه حیات و بقا و تطابق با جامعه امری ضروری است و این امکان را فراهم می سازد که حتی با اشخاصی که مورد علاقه ما نیستند ارتباط برقرار کنیم. پرسونا آرک تایپ انطباق و همنوایی نیز نامیده می شود.اگر نتوانیم از ماسک به خوبی استفاده کنیم فردی غیراجتماعی و منزوی خواهیم شد.انتخابِ ماسکِ مناسب نشان از هوشِ اجتماعیِ ماست و از ما انسانی سازگار با محیط می سازد .اگر نتوانیم ماسک مناسب بزنیم، نشاندهنده ضعف ماست.هر فرد باید بیش از یک ماسک داشته باشد مانند رابطه با پدر و مادر، دوستان، همکاران، رؤسا و غیره.
خطرات پرسونا:
خطر زمانی است که نقاب می زنیم ونقشی بازی می کنیم و فراموش می کنیم که نقاب زده ایم.درحقیقت خود را با آن ماسک و نقش یکی می انگاریم.این امر منجر به این می شود که بخشهای بسیاری از شخصیت ما نادیده گرفته شده و رشد لازم را نداشته باشد.یونگ اشاره می کند که : «خطر آنجاست که مردم با نقابِ شخصیتیِ خود یکی می شوند.استاد دانشگاه با کتابِ درسیِ خویش و آوازه خوان با نوعِ صدایِ خویش.با کمی مبالغه می توان گفت نقابِ شخصیتی چیزیست که شخص واقعاً نیست، ولیکن خودِ او و دیگران می پندارند که هست». وقتی ما با نقش هایمان یکی انگاری می کنیم این خطر وجود دارد که با از دست رفتنِ یکی از این نقش ها ساختارِ کلِ شخصیتِ ما از هم بپاشد.شخصی که صرفاً خود را یک مادر می انگارد با از دست دادنِ فرزند ناگهان به یکباره هویتِ از هم می پاشد، حال آنکه مادر بودن تنها یکی از نقش هایی است که او در زندگی به عهده دارد.وقتی کسی خود را یک معلمِ فرزانه می انگارد چنانچه با دانش و آموخته هایش یکی انگاری کند ممکن است گمان کند عقلِ کل است و در هر زمینه ای بهتر از دیگران می فهمد و می اندیشد و بی نهایت انتقاد ناپذیر می شود و یا اینکه شاید بخواهد در رابطۀ عاطفی خویش ، به جایِ همدلی و حمایت از همسرش به او درسِ اخلاق دهد.!
همۀ ما بخش هایِ آسیب پذیری داریم که می بایست از آنها حفاظت و حمایت کنیم نقاب به ما کمک می کند تا در مقابلِ دیگران از خود محافظت کنیم و دایرۀ نفوذ و تاثیرگزاریمان را وسعت بخشیم اما همیشه باید مراقب باشیم که در خلوت و در حضورِ خویشتنِ خویشمان صادق باشیم و مابینِ آنچه به بیرون عرضه می کنیم و خودِ واقعیمان تمایز قائل باشیم صداقت با خویشتن انرژی بالایِ روانی را در فرد ایجاد می کند که از بروزِ بسیاری از روان رنجوری ها و عصبیت ها جلوگیری می کند.
منبع برایِ مطالعۀ بیشتر: کتاب:خاطرات،رویاها،اندیشه ها کارل گوستاو یونگ ناشر معاونت فرهنگی آستانِ قدسِ
10 روش برگزیده از پیتر دراکر برای تکنیک های مذاکره
پیتر دراکر اندیشمند و صاحبنظر بزرگ آمریکایی در عرصه مدیریت معتقد است ، هنر متقاعد کردن راز موفقیت انسانها و یا شرکتهای تجاری موفق است.امروزه بسیاری از شرکتها جهت برنده شدن در مناقصات و مزایده ها در عرصه تجارت ، از متخصصین زبده در امر مذاکرات تجاری بهره می گیرند.در اینجا برای شما چند راهکار در مذاکرات تجاری را ذکر می کنیم.که حاصل تجربیات این مشاوران حرفه ای می باشد :
1- هیچگاه اولین پیشنهاد را شما ندهید :
بسیار ساده است، اینطور نیست؟ تا آنجا که می توانید، در هر موقعیتی هم که برای مذاکره قرار دارید، اولین پیشنهاد را شما ندهید. اگر طرف شما با یک پیشنهاد بزرگ جلو آمد، نشان می دهد که ممکن است معامله انجام نشود و آنها راهشان را بکشند و بروند چون سنگ بزرگ همیشه نشانه نزدن است. با رعایت این نکته می توانید از قصد و نیت طرفتان مطلع شوید.
2- همیشه دو خریدار را در کنار هم قرار دهید
کاری که به شما خیلی قدرت عمل می دهد این است که همیشه برای یک جنس مشخص دو خریدار را کنار هم قرار دهید. چه در کار باشد و چه در تجارت، اینکه دو نفر خواستار شما باشند همیشه باعث افزایش قدرت شما می شود.
3- همیشه قیمت بالاتری بدهید
همیشه قیمتی بالاتر از قیمت واقعی خودتان اعلام کنید، اما نه اینقدر بالا که کسی حتی برای نگاه کردن هم جلو نیاید چون با اینکار فقط یک طمعکار جلوه خواهید کرد.
4- هیچگاه خود را مشتاق نشان ندهید
هر چقدر هم که به نظرتان معامله عالی باشد و کلی با آن سود کرده باشید و بسیار خوشحال باشید، هیچوقت چهره خود را شاد و مشتاق به طرف مقابل نشان ندهید. چون با اینکار درونتان را به آنها نشان خواهید داد و این اصلاً خوب نیست. همیشه خونسرد و آرام باشید.
5- همیشه برای ترک مذاکره آماده باشید
اصلاً مهم نیست که چقدر دوست دارید آن معامله انجام شود، باید همیشه خود را برای سر نگرفتن معامله هم آماده نشان دهید. ممکن است این سخت ترین کار در طی یک مذاکره باشد، اما گاهی بسیار به نفع شما خواهد بود. اگر می بینید که مذاکره ای درست نیست و ممکن است سرتان کلاه گذاشته شود، می توانید سریعاً کناره گیری کنید.
6. فکر کنید که طرف معامله به شما نیاز دارد
یکی از سخت ترین قسمت های معامله این است که شما فکر کنید طرف شدیداً به شما نیاز دارد. اگر اینطور فکر نکنید، اعتمد به نفستان پایین خواهد آمد. همیشه در ذهنتان مجسم کنید که طرف معامله عمیقاً خواستار کالای شماست.
7- یاد بگیرید که ساکت بمانید
گاهی اوقات وقتی پیشنهادی به شما ارائه می شود، خیلی مهم است که جوابی نداده و چیزی نگویید. برای 30 دقیقه، 90 دقیقه، یک ساعت، برای هر چقدر که شده دهانتان را باز نکنید.
سکوتی ناراحت کننده ایجاد کنید و طرف مقابل برای شکستن این سکوت جزئیات بیشتری بیان خواهد کرد. شما ساکت بمانید، کناره گیری نکنید اما فقط به آنچه که طرف مقابل بازگو می کند گوش فرا دهید.
8- در مورد همه چیز تحقیق کنید.
چه با دانستن در مورد گذشته طرف معامله تان باشد، چه اتفاقاتی که در جریان مذاکره می افتد یا تحقیق در مورد کالای مورد نظر باشد، همیشه بدانید که در چه مورد می خواهید صحبت کنید.
9- هیچگاه در وسط کار مذاکره را بر هم نزنید
در معاملات همیشه تخفیف و امتیاز دهی صورت می گیرد. مهم نیست که از چقدر می گذرید تا مذاکره را تمام کنید، اما مهم این است که مذاکره نباید بر هم بخورد. هر چند که ممکن است آخر کار اصلاً رضایت زیادی از آن مذاکره نداشته باشید.
10- همیشه مودب باشید
مهم نیست که طرف مقابلتان با شما بد حرف می زند یا کالایتان را تحقیر می کند، شما هیچگاه خونسردی خود را از دست ندهید.
پیتر دراکر اندیشمند و صاحبنظر بزرگ آمریکایی در عرصه مدیریت معتقد است ، هنر متقاعد کردن راز موفقیت انسانها و یا شرکتهای تجاری موفق است.امروزه بسیاری از شرکتها جهت برنده شدن در مناقصات و مزایده ها در عرصه تجارت ، از متخصصین زبده در امر مذاکرات تجاری بهره می گیرند.در اینجا برای شما چند راهکار در مذاکرات تجاری را ذکر می کنیم.که حاصل تجربیات این مشاوران حرفه ای می باشد :
1- هیچگاه اولین پیشنهاد را شما ندهید :
بسیار ساده است، اینطور نیست؟ تا آنجا که می توانید، در هر موقعیتی هم که برای مذاکره قرار دارید، اولین پیشنهاد را شما ندهید. اگر طرف شما با یک پیشنهاد بزرگ جلو آمد، نشان می دهد که ممکن است معامله انجام نشود و آنها راهشان را بکشند و بروند چون سنگ بزرگ همیشه نشانه نزدن است. با رعایت این نکته می توانید از قصد و نیت طرفتان مطلع شوید.
2- همیشه دو خریدار را در کنار هم قرار دهید
کاری که به شما خیلی قدرت عمل می دهد این است که همیشه برای یک جنس مشخص دو خریدار را کنار هم قرار دهید. چه در کار باشد و چه در تجارت، اینکه دو نفر خواستار شما باشند همیشه باعث افزایش قدرت شما می شود.
3- همیشه قیمت بالاتری بدهید
همیشه قیمتی بالاتر از قیمت واقعی خودتان اعلام کنید، اما نه اینقدر بالا که کسی حتی برای نگاه کردن هم جلو نیاید چون با اینکار فقط یک طمعکار جلوه خواهید کرد.
4- هیچگاه خود را مشتاق نشان ندهید
هر چقدر هم که به نظرتان معامله عالی باشد و کلی با آن سود کرده باشید و بسیار خوشحال باشید، هیچوقت چهره خود را شاد و مشتاق به طرف مقابل نشان ندهید. چون با اینکار درونتان را به آنها نشان خواهید داد و این اصلاً خوب نیست. همیشه خونسرد و آرام باشید.
5- همیشه برای ترک مذاکره آماده باشید
اصلاً مهم نیست که چقدر دوست دارید آن معامله انجام شود، باید همیشه خود را برای سر نگرفتن معامله هم آماده نشان دهید. ممکن است این سخت ترین کار در طی یک مذاکره باشد، اما گاهی بسیار به نفع شما خواهد بود. اگر می بینید که مذاکره ای درست نیست و ممکن است سرتان کلاه گذاشته شود، می توانید سریعاً کناره گیری کنید.
6. فکر کنید که طرف معامله به شما نیاز دارد
یکی از سخت ترین قسمت های معامله این است که شما فکر کنید طرف شدیداً به شما نیاز دارد. اگر اینطور فکر نکنید، اعتمد به نفستان پایین خواهد آمد. همیشه در ذهنتان مجسم کنید که طرف معامله عمیقاً خواستار کالای شماست.
7- یاد بگیرید که ساکت بمانید
گاهی اوقات وقتی پیشنهادی به شما ارائه می شود، خیلی مهم است که جوابی نداده و چیزی نگویید. برای 30 دقیقه، 90 دقیقه، یک ساعت، برای هر چقدر که شده دهانتان را باز نکنید.
سکوتی ناراحت کننده ایجاد کنید و طرف مقابل برای شکستن این سکوت جزئیات بیشتری بیان خواهد کرد. شما ساکت بمانید، کناره گیری نکنید اما فقط به آنچه که طرف مقابل بازگو می کند گوش فرا دهید.
8- در مورد همه چیز تحقیق کنید.
چه با دانستن در مورد گذشته طرف معامله تان باشد، چه اتفاقاتی که در جریان مذاکره می افتد یا تحقیق در مورد کالای مورد نظر باشد، همیشه بدانید که در چه مورد می خواهید صحبت کنید.
9- هیچگاه در وسط کار مذاکره را بر هم نزنید
در معاملات همیشه تخفیف و امتیاز دهی صورت می گیرد. مهم نیست که از چقدر می گذرید تا مذاکره را تمام کنید، اما مهم این است که مذاکره نباید بر هم بخورد. هر چند که ممکن است آخر کار اصلاً رضایت زیادی از آن مذاکره نداشته باشید.
10- همیشه مودب باشید
مهم نیست که طرف مقابلتان با شما بد حرف می زند یا کالایتان را تحقیر می کند، شما هیچگاه خونسردی خود را از دست ندهید.
جزییاتی که نظر مخاطب شما را تغییر می دهند:
۱-دستخط
بر اساس مطالعات انجام شده، نحوهی نوشتن و اندازهی دستخط یک شخص میتواند اطلاعاتی در مورد شخصیت آن فرد به ما ارائه دهد. نتایج تحقیقاتی که توسط National Pen Company انجام شد نشان داد افرادی که دست خط ریز دارند خجالتی، وسواسی و سخت کوش هستند؛ در حالی که افرادی که شخصیت دوستانه و اجتماعی دارند دست خط درشتتری دارند.
افرادی که همه چیز را جدی میگیرند فشار بیشتری برای نوشتن به خودکار وارد میکنند، در حالی که افرادی که خودکار را نرمتر میگیرند و در حین نوشتن فشار کمتری به خودکار وارد میکنند حساستر و دلسوزتر هستند.
۲-رنگ
بر اساس مقالهای که در Psychology Today منتشر شد، رنگی که برای لباستان انتخاب میکنید یا رنگی که بیشتر به آن وابسته هستید، چیزهای زیادی در مورد شما میگوید. افرادی که دائماً مشکی را انتخاب میکنند، حساستر هستند، روحیهی هنری دارند و به جزئیات علاقه مندند؛ اما افرادی که رنگ قرمز را دوست دارند از زندگی خود نهایت استفاده را میکنند، با انرژی هستند و با جان و دل برای رسیدن به خواستههایشان تلاش میکنند.
افرادی که رنگ سبز را دوست دارند وفادار و خونگرم هستند و آنهایی که به رنگ سفید علاقهمندند منطقی و منظم هستند. افرادی که رنگ آبی را بیشتر از رنگهای دیگر دوست دارند حساس هستند و به دیگران توجه میکنند.
۳-جویدن ناخن
رفتارهای بدنی تکرارشونده، اطلاعات زیادی دربارهی شخصیت شما به دیگران ارائه میدهد. عکسالعمل بدن شما به موقعیتهای مختلف، مانند کشیدن مو، جویدن ناخن یا زخم کردن پوست نشاندهندهی بیقراری، ناامیدی، خستگی و نارضایتی است.
به عنوان مثال جویدن ناخن را در نظر بگیرید، نتایج یک تحقیق نشان داده است افرادی که ناخنهایشان را میجوند کمالگرا و اغلب عصبی هستند.
۴-کفش
به گفتهی روانشناسان، تنها با نگاهکردن به کفش دیگران میتوانید با اطمینان کامل در مورد شخصیت آنها قضاوت کنید. بر اساس گفتههای پژوهشگری به نام Omri Gillath از دانشگاه کانزاس، فقط با بررسی قیمت، مدل، رنگ و طرح کفش میتوانید تقریباً ۹۰ درصد از ویژگیهای شخصی مالک کفش مانند درآمد، گرایش سیاسی، جنسیت و حتی سن فرد را حدس بزنید.
۵-چشمها
چشمها آینه ای از درون انسانها هستند. چشمهای شما چیزهای زیادی در موردتان میگوید، اینکه به چه فکر میکنید و چه احساسی دارید و اینکه وفادارید یا نه. مطالعات نشان میدهد چشم آبیها در مقایسه با افرادی که چشمان تیرهتری دارند کمتر سازشپذیرند.
راه دیگری که چشمانتان شما را لو میدهد، عدم توانایی در برقراری تماس چشمی مستقیم است. این موضوع نشانگر ارادهی ضعیف و عدم کنترل است.
۶-وقتشناسی
اینکه چقدر دیر یا زود سر قرار ملاقات یا جلسه حاضر شوید، تأثیر مثبت یا منفی بر نگاه دیگران به شخصیت شما دارد. دیر رفتن به جلسه یا یک قرار ملاقات مهم، دیدی منفی در مورد شما ایجاد میکند، در حالی که سر وقت رسیدن به یک جلسه نشان میدهد چقدر برای وقت دیگران ارزش قائلید. هر دوی اینها رفتارهایی درونی و ذهنی هستند.
۷-نحوهی دست دادن
محققان متوجه شدهاند افرادی که محکم دست میدهند، اعتماد به نفس بیشتری دارند و شخصیت محکم و مطمئنی از خود منعکس میکنند. این افراد برونگرا هستند، زود احساسی میشوند و تمایلی به آرام بودن ندارند.
از طرف دیگر، افرادی که آرام دست میدهند از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند و اغلب سادهترین راهها را انتخاب میکنند. تنها با یک دست دادن ساده میتوانید تفاوت بین صمیمیت و سردی فرد را تشخیص داد.
۱-دستخط
بر اساس مطالعات انجام شده، نحوهی نوشتن و اندازهی دستخط یک شخص میتواند اطلاعاتی در مورد شخصیت آن فرد به ما ارائه دهد. نتایج تحقیقاتی که توسط National Pen Company انجام شد نشان داد افرادی که دست خط ریز دارند خجالتی، وسواسی و سخت کوش هستند؛ در حالی که افرادی که شخصیت دوستانه و اجتماعی دارند دست خط درشتتری دارند.
افرادی که همه چیز را جدی میگیرند فشار بیشتری برای نوشتن به خودکار وارد میکنند، در حالی که افرادی که خودکار را نرمتر میگیرند و در حین نوشتن فشار کمتری به خودکار وارد میکنند حساستر و دلسوزتر هستند.
۲-رنگ
بر اساس مقالهای که در Psychology Today منتشر شد، رنگی که برای لباستان انتخاب میکنید یا رنگی که بیشتر به آن وابسته هستید، چیزهای زیادی در مورد شما میگوید. افرادی که دائماً مشکی را انتخاب میکنند، حساستر هستند، روحیهی هنری دارند و به جزئیات علاقه مندند؛ اما افرادی که رنگ قرمز را دوست دارند از زندگی خود نهایت استفاده را میکنند، با انرژی هستند و با جان و دل برای رسیدن به خواستههایشان تلاش میکنند.
افرادی که رنگ سبز را دوست دارند وفادار و خونگرم هستند و آنهایی که به رنگ سفید علاقهمندند منطقی و منظم هستند. افرادی که رنگ آبی را بیشتر از رنگهای دیگر دوست دارند حساس هستند و به دیگران توجه میکنند.
۳-جویدن ناخن
رفتارهای بدنی تکرارشونده، اطلاعات زیادی دربارهی شخصیت شما به دیگران ارائه میدهد. عکسالعمل بدن شما به موقعیتهای مختلف، مانند کشیدن مو، جویدن ناخن یا زخم کردن پوست نشاندهندهی بیقراری، ناامیدی، خستگی و نارضایتی است.
به عنوان مثال جویدن ناخن را در نظر بگیرید، نتایج یک تحقیق نشان داده است افرادی که ناخنهایشان را میجوند کمالگرا و اغلب عصبی هستند.
۴-کفش
به گفتهی روانشناسان، تنها با نگاهکردن به کفش دیگران میتوانید با اطمینان کامل در مورد شخصیت آنها قضاوت کنید. بر اساس گفتههای پژوهشگری به نام Omri Gillath از دانشگاه کانزاس، فقط با بررسی قیمت، مدل، رنگ و طرح کفش میتوانید تقریباً ۹۰ درصد از ویژگیهای شخصی مالک کفش مانند درآمد، گرایش سیاسی، جنسیت و حتی سن فرد را حدس بزنید.
۵-چشمها
چشمها آینه ای از درون انسانها هستند. چشمهای شما چیزهای زیادی در موردتان میگوید، اینکه به چه فکر میکنید و چه احساسی دارید و اینکه وفادارید یا نه. مطالعات نشان میدهد چشم آبیها در مقایسه با افرادی که چشمان تیرهتری دارند کمتر سازشپذیرند.
راه دیگری که چشمانتان شما را لو میدهد، عدم توانایی در برقراری تماس چشمی مستقیم است. این موضوع نشانگر ارادهی ضعیف و عدم کنترل است.
۶-وقتشناسی
اینکه چقدر دیر یا زود سر قرار ملاقات یا جلسه حاضر شوید، تأثیر مثبت یا منفی بر نگاه دیگران به شخصیت شما دارد. دیر رفتن به جلسه یا یک قرار ملاقات مهم، دیدی منفی در مورد شما ایجاد میکند، در حالی که سر وقت رسیدن به یک جلسه نشان میدهد چقدر برای وقت دیگران ارزش قائلید. هر دوی اینها رفتارهایی درونی و ذهنی هستند.
۷-نحوهی دست دادن
محققان متوجه شدهاند افرادی که محکم دست میدهند، اعتماد به نفس بیشتری دارند و شخصیت محکم و مطمئنی از خود منعکس میکنند. این افراد برونگرا هستند، زود احساسی میشوند و تمایلی به آرام بودن ندارند.
از طرف دیگر، افرادی که آرام دست میدهند از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند و اغلب سادهترین راهها را انتخاب میکنند. تنها با یک دست دادن ساده میتوانید تفاوت بین صمیمیت و سردی فرد را تشخیص داد.
Hack your life, equip yourself with the right meaning of literacy. Stay @productive
Forwarded from English Magazines
The Art of Reasoning -David Kelley.pdf
8 MB
Global Marketing Summit, Tehran, #GMSTehran2015. Mads Holmen, CEO of #Bibblio
ذهن آگاهی (مایندفولنس) :
مایندفولنس ریشه در عهد باستان دارد و می توان آن را در فرهنگ های غربی و شرقی یافت.مایندفولنس ترجمه کلمه هندی ساتی است به معنای آگاهی,توجه و یادآوری.
دکتر جان کابات-زین کسی که اولین بار از مایندفولنس با هدف روان درمانی استفاده کرد می گوید :در مایند فولنس توجه معنای خاصی دارد که عبارت است از :توجه در زمان حال و تا حد امکان همراه با سعه صدر بدون بروز واکنش خودکار و بدون جبهه گیری.
تعریف دقیقتر مایندفولنس به صورت زیر است:
📌توجه کردن(Paying attention): برای مایندفول بودن باید توجه کرد ,فرقی نمی کند که موضوع توجه چه باشد.
📌لحظه کنونی(present moment):بودن در زمان حال یعنی باید از ماهیت وجودی هر چیز همان طور که در حال حاضر هست آگاهی داشته باشید.
📌عدم واکنش خودکار(Non-reactivity):معمولا وقتی چیزی را تجربه می کنید به طور ناخودآگاه و براساس آنچه در گذشته یادگرفته اید نسبت به آن واکنش نشان می دهید.مایندفولنس شما را تشویق می کند که به جای واکنش نشان دادن نسبت به افکار به تجربه ها پاسخ دهید.واکنش فرایندی ناخودآگاه است و هیچ حق انتخابی به شما نمی دهد در حالیکه پاسخ فرایندی آگاهانه و حساب شده است.
📌عدم قضاوت اخلاقی(Non-judgement):انسان تمایل دارد تجربه های خود را چه خوب چه بد ,چه آنها را دوست داشته باشد چه نه, مورد قضاوت قرار دهد.رها شدن از این نوع جبهه گیری ها به شما کمک می کند تا هر چیزی را همانگونه که هست ببینید نه از درون فیلتر قضاوت های شخصی خود که برآمده از یادگیریهای پیشینه شماست.
📌سعه صدر (Openheartedly):مایندفولنس تنها یکی از ویژگی های ذهن به شمار نمی آید بلکه یکی از مشخصه های قلب نیز هست.باید احساس مهربانی,همدردی,محبت و دوستی را در تجربه های خود ایجاد کنید تا بتوانید سعه صدر داشته باشيد.
به یاری مایندفولنس در خواهید یافت که چگونه لحظه کنونی را به لحظه ای برای بهتر زیستن تبدیل کنید زیرا زمان حال تنها جایی است که می توانید در آن خلق کنید,تصمیم بگیرید ,گوش فرادهید ,تفکر کنید,لبخند بزنید ,کاری انجام دهید یا زندگی کنید. @productive
مایندفولنس ریشه در عهد باستان دارد و می توان آن را در فرهنگ های غربی و شرقی یافت.مایندفولنس ترجمه کلمه هندی ساتی است به معنای آگاهی,توجه و یادآوری.
دکتر جان کابات-زین کسی که اولین بار از مایندفولنس با هدف روان درمانی استفاده کرد می گوید :در مایند فولنس توجه معنای خاصی دارد که عبارت است از :توجه در زمان حال و تا حد امکان همراه با سعه صدر بدون بروز واکنش خودکار و بدون جبهه گیری.
تعریف دقیقتر مایندفولنس به صورت زیر است:
📌توجه کردن(Paying attention): برای مایندفول بودن باید توجه کرد ,فرقی نمی کند که موضوع توجه چه باشد.
📌لحظه کنونی(present moment):بودن در زمان حال یعنی باید از ماهیت وجودی هر چیز همان طور که در حال حاضر هست آگاهی داشته باشید.
📌عدم واکنش خودکار(Non-reactivity):معمولا وقتی چیزی را تجربه می کنید به طور ناخودآگاه و براساس آنچه در گذشته یادگرفته اید نسبت به آن واکنش نشان می دهید.مایندفولنس شما را تشویق می کند که به جای واکنش نشان دادن نسبت به افکار به تجربه ها پاسخ دهید.واکنش فرایندی ناخودآگاه است و هیچ حق انتخابی به شما نمی دهد در حالیکه پاسخ فرایندی آگاهانه و حساب شده است.
📌عدم قضاوت اخلاقی(Non-judgement):انسان تمایل دارد تجربه های خود را چه خوب چه بد ,چه آنها را دوست داشته باشد چه نه, مورد قضاوت قرار دهد.رها شدن از این نوع جبهه گیری ها به شما کمک می کند تا هر چیزی را همانگونه که هست ببینید نه از درون فیلتر قضاوت های شخصی خود که برآمده از یادگیریهای پیشینه شماست.
📌سعه صدر (Openheartedly):مایندفولنس تنها یکی از ویژگی های ذهن به شمار نمی آید بلکه یکی از مشخصه های قلب نیز هست.باید احساس مهربانی,همدردی,محبت و دوستی را در تجربه های خود ایجاد کنید تا بتوانید سعه صدر داشته باشيد.
به یاری مایندفولنس در خواهید یافت که چگونه لحظه کنونی را به لحظه ای برای بهتر زیستن تبدیل کنید زیرا زمان حال تنها جایی است که می توانید در آن خلق کنید,تصمیم بگیرید ,گوش فرادهید ,تفکر کنید,لبخند بزنید ,کاری انجام دهید یا زندگی کنید. @productive