Archive(Process,Piping)
211 subscribers
130 photos
20 videos
121 files
5 links
این کانال به جمع آوری مجموعه ای از پرسش و پاسخ هایی که در گروههای مهندسی فرآیند و پایپینگ مطرح شده پرداخته است.
Download Telegram
🔹 تاثیر ارایش inline و staggered لوله ها بر ضریب انتقال حرارت و افت فشار در مبدل های حرارتی :

ء👤 @Vahidmozi

✍ اين نوع چيدمان بيشتر در جريانات متقاطع crossflow و بيشتر هم در تجهيزاتي مانند air cooler و boiler مورد توجه قرار ميگيرد.
نوع چيدمان لوله ها در محاسبات مربوط به ضريب انتقال حرارت جابجايي مربوط به دسته تيوب ها مهم مي باشد كه براي اين كار بايد مقدار عدد Nu محاسبه شود كه بصورت
Nu= F.Re^n.Pr^m

است كه در اين رابطه علاوه بر نوع چيدمان، نوع جريان(آرام و درهم) و عدد پرانتل مهم مي باشد. نوع چيدمان در معادلات مختلف بصورت ضريب F كه تابعي چند جمله اي از فاصله ي طولي(longitudinal) مراكز لوله از هم و فاصله ي عرضي(transverse) مراكز لوله ها از هم بيان ميشود.
مقدار انتقال حرارت كل در هر دو چيدمان برابر با رابطه
Q=h(N.3/14.DL)dTlm

كه N تعداد لوله ها و dTlm هم حداقل اختلاف دماي لگاريتمي است.

از جمله پارامترهاي مهم در انتخاب نوع چيدمان "ضريب انتقال حرارت جابجايي" و مقدار "اختلاف فشاري" كه نوع چيدمان در برابر جريان عبوري از دسته تيوب ها ايجاد ميكند، مي باشد. در چيدمان نوع staggered محاسبات نشان ميدهد كه ضريب انتقال حرارت بيشتر و اختلاف فشار بيشتر خواهد شد و برعکس در نوع آرایش in-line لوله ها ضريب انتقال حرارت كمتر و اختلاف فشار كمتر خواهد شد.
در مورد چيدمان خطي براي جبران ضريب انتقال حرارت از fin براي افزايش ضريب استفاده مي شود. در بعضي موارد مثلا در جاهايي كه از دوده خروجي از stack ها براي پيش گرم كردن سيال استفاده ميشود اغلب براي efficiency بيشتر دسته تيوب ها را بصورت تركيبي از چند رديف اول بصورت staggered و رديف هاي اخر را براي جلوگيري از ايجاد "افت فشار" زياد مجموعه ي تيوب ها بصورت in-line قرار ميدهند.
و اينكه اگر اختلاف فشار اين دسته لوله ها درست محاسبه نشود و از چيدمان staggered استفاده شود ممكن است كه دوده به دماي نقطه شبنم خودش برسد و باعث خوردگي و تخريب تيوب ها شود.

ء👤 @amonasi
✍ تعريف pitch (گام ) :
فاصله مركز هر تيوب تا تيوب کناری آن گام يا pitch تعریف میکنند.
اين گامها ميتوانند تحت زواياي مختلفي نسبت به هم قرار بگيرند.
30° , 45 ° , 60 ° , 90 °

اگر اين گامها در زواياي 30 و 45 و 60 قرار بگيرند به فرم نامتقابل يا staggered form شناخته ميشوند و در صورتي كه به فرم 90 درجه باشند فرم خطي يا Inline نامیده میشوند.

مقايسه این آرایش در يك شرايط جريان يكسان :
فرم ٣٠ درجه بيشترين ضريب انتقال حرارت و بالاترين افت فشار را نسبت به بقيه حالات دارد و فرم ٩٠ درجه كمترين ضريب انتقال حرارت و افت فشار را دارد.
و فرم هاي ٤٥ و ٦٠ بين اين دو حالت قرار ميگيرد.
فرم هاي ٤٥ و ٩٠ كمتر در تيوب شيت هاي ثابت مورد استفاده قرار ميگيرند.
مبدل هايي كه بصورت ارايش مثلثي هستند معمولا حجم كمتري دارند و پوسته آنها كوچيكتر است.
اگر افت فشار در سمت پوسته محدوديت داشته باشد و جريان توربولنت باشد، يكي از راه كارها استفاده از ارايش inline است.

📲 @processpiping
🔹 در ساکشن پمپ ها بهتر است چه نوع ولوی استفاده شود؟

ء👤 @afshin445
✍ برای سایزهای 3 اینچ به پایین قیمت ball و gate و butterfly تفاوت چندانی ندارد ولی برای سایز 4 اینچ به بالا تفاوت قیمتها زیاد میشود.
به طور کلی مهمترین پارامتر برای isolation valve در ساکشن پمپ این است که تفاوت حالت باز و بسته شدن آن برای اپراتور کاملا قابل تشخیص باشد تا اشتباها پمپ با ورودی بسته استارت نشود و بنابراین butterfly valve علیرغم ارزانی انتخاب خوبی نیست.
سرعت باز و بسته شدن butterfly valve شبیه ball valve است چون در هر دو شیربرای چرخش از حالت کاملا بسته به باز فقط یک چرخش 90 درجه نیاز است.

ء👤 @amonasi
✍استفاده از ball valve مرسوم تر و بهتر است.
بسته به نوع فرايند ممكن است از SDV براي ايزوليشن استفاده شود كه در اينصورت ball valve گزينه مورد نظر خواهد بود.
Gate valve
رو تا بحال من ورودي و خروجي پمپ به ندرت ديدم. مگر اينكه سيال از لحاظ فرايندي خطرات كمتري داشته باشد. از لحاظ sealing هم ball valve ها ميتوانند گزينه بهتري باشند.
در سايزهاي پايين از لحاظ قيمت تفاوتي چندانی ندارند هر چند كه بخاطر بحث تعميرات ball valve هزينه تعميراتي بالاتري رو خواهد داشت.
از آنجايي كه پمپ با توجه به سيال ميتواند گران باشد استفاده از ولو بدليل صرفه اقتصادي نميتواند گزينه معقول و معتبري باشد.
همواره اولویت عملکرد و کارایی بهتر پمپ است و بايد در شرايط بهتر نگه داري شود .
با اين تفاسير ball valve گزينه بهتر و برتري ميتواند باشد.
📲 @processpiping
👍1
👤ولو های UV چه ولو هایی هستند؟
و XV Valve چیه؟
تفاوت بین این دو چیه؟


ء👤 @Ahassimi

ء✍SDV & ESDV
را به نام شيرهاي قطع و وصل اضطراري ميشناسيم كه فرمان از سيستم
ESD

مي گيرند و در شرایط اضطراری، بسته خواهند شد.
ESDV
يك نامگذاري بر اساس استاندارد خاص براي شير اضطراري نيست ولي مصطلح اين است كه به شيري إطلاق شود كه براي ايزولاسيون يك بخش فرايندي در سطوح Shutdownبالا نظير وقتي آتش سوزي اتفاق مي افتد به كار رود. مثلا در يك سكوي نفتي شيري كه مسير خروجي سكو را مي بندد از اين نوع مي باشد ولي باز هم تكرار ميكنم كه اين استاندارد نيست و ميتوان از همان
SDV
هم براي نامگذاري استفاده كرد.

BDV
هم همان SDV است كه در حالت اضطراري باز مي شود ( بر خلاف SDV).
شير UV به شير قطع و وصلي مي گويند كه از سيستم كنترل معمولي فرمان مي گيرد ( يعني وظيفه قطع اضطراري ندارد) و كارش معمولا
On-off Control
است. اين نامگذاري بر خلاف نامگذاري شيرهاي قطع اضطراري از سيستم نامگذاري
ISA S5
تبعيت ميكنه به اين صورت:
V
كه همان حرف اختصاري براي ولو است

U
و
X
هم طبق استاندارد هر كجا كه از ساير حروف نتوانيم استفاده كنيم به كار مي ايد. خلاصه اينكه
UV
و
XV
هر دو شيرهاي
On-off
هستند كه در كنترل معمولي استفاده مي شوند.

📲 کانال : @processpiping
🔹 درباره Corrosion Coupon و Corrosion Probe :

👤 @amonasi
✍ءElectro Resistance Transmitter:
یا ER Transmitter مقدار و نرخ خوردگی را اندازه گیری و ارسال می کنه . این کار را با استفاده از ER Pobe یا پراب ER انجام میده . این پراب دارای دو سر هست که بین دو سر آن یک المنت قرار گرفته و در سیال قرار ش می دن و از طریق تغییر مقاومت مقدار خوردگی سنس شده و می تونه از طریق ترانسمیتر در سایت منتقل بشه . لزوما همه پراب ها دارای ترانسمیتر نیستند .
Corrosion Coupon :
کوپن های خوردگی که استفاده وسیعی در صنعت دارند . این ها یک قطعه از جنس فلز لوله یا وسل هستند که در سیال قرار می گیرند تا نرخ خوردگی توسط اونها مونیتور بشه .اینها مثل پراب دارای سیم نیستتد و فقط یک تکه فلز هستند و زمانی که می خوان نرخ خوردگی را اندازه گیری کنند اونها را از داخل سیال بیرون میارن و از روی وزن کردنشون یا مشاهده تغییراتی که روی این فلزها انجام شده متوجه مقدار خوردگی داخلی می شن . کوپن ها کاملا شبیه فلز لوله یه وسل هستند وودر نقاط متعددی بخصوص نقلط بحرانی نصب می شوند .

🔹استاندارد نصب Corrosion coupon ها چی هست ؟
✍ء
👤 @Ahassimi

NACE SP0775-2013 (formerly RP0775)

Preparation, Installation, Analysis, and Interpretation of Corrosion Coupons in Oilfield Operations

📲کانال: @processpiping
Forwarded from Deleted Account
Corrosion-Coupons.pdf
347.8 KB
Corrosion coupon

📲کانال @processpiping
👤 Mahmoud Mirzazadeh

🔹 در چه منطقه ای می توان از cooling tower استفاده کرد :

بر اساس داده های هواشناسی منطقه حداکثر دمای حباب مرطوب (wet bulb) منطقه با فراوانی 98 درصد اوقات را استخراج کنید یعنی دمای حباب مرطوبی که در 98 درصد اوقات پایینتر از اون حد باشد

مثلا در 98 درصد ایام سال در بندرعباس دمای حباب مرطوب زیر 32 درجه سانتیگراد هست

حالا اگر در اون منطقه کولینگ تاور نصب کنیم با اختلاف دمای نزدیکی (Approach) 3 درجه سانتیگراد بالاترین دمای آب کولینگ قابل استحصال در آن منطقه میشه دمای حباب مرطوب بعلاوه اختلاف دمای نزدیکی 3 درجه

Maximum Cooling Water Temp=
Wet Bulb + 3 'C

حالا اگر این حداکثر دمای آب کولینگ محاسبه شده از رابطه بالا مناسب برای شبکه مبدل های حرارتی باشد در آن منطقه نصب کولینگ تاور برای تامین آب کولینگ امکان پذیر هست

در مثال بندر عباس
32+3=35

یعنی در 98 درصد اوقات دمای آب خنک تولیدی توسط کولینگ تاور در این منطقه زیر 35 درجه سانتیگراد خواهد بود

حالا اگر در شبکه مبدل های حرارتی طراحی بر اساس آب خنک ورودی 35 درجه و خروجی 45 درجه انجام بشه نصب کولینگ تاور در اون منطقه امکان پذیر هست

جمع بندی:
در هر منطقه ای که در 98 درصد اوقات دمای حباب مرطوب منطقه کوچکتر مساوی 32 درجه باشد نصب کولینگ تاور اقتصادی و میسر هست با 3 درجه اختلاف دمای نزدیکی و با دمای آب خنک 35 در ورودی شبکه مبدل و 45 در برگشت از شبکه

نکته:
اشتباه رایج در محاسبه حداکثر دمای حباب مرطوب این هست که اکثرا میرن حداکثر دمای حباب خشک را و حداکثر درصد رطوبت نسبی منطقه را استخراج میکنن و بعد با این دو عدد دمای حباب مرطوب را استخراج میکنن در حالیکه لزوما در زمانی که حداکثر دمای خشک داشتیم حداکثر رطوبت نسبی نداریم، لذا حتما باید بر اساس داده های هواشناسی تغییرات دمای حباب مرطوب در طول ایام سال استخراج بشه و دمای حباب مرطوبی که در 98 درصد ایام پایینتر از اون قرار داریم استخراج بشه، یعنی مثلا میبینیم در دو درصد مواقع دمای حباب مرطوب 39 درجه هم ثبت شده اما در 98 درصد ایام سال دمای حباب مرطوب زیر 32 درجه بوده، این 32 ملاک طراحی کولینگ تاور هست نه اون 39 که فقط در دو درصد ایام سال وجود داره.

در خیلی از مناطق مثل عسلویه و بندرعباس تصور اولیه این بود به علت شرجی بودن هوا امکان نصب کولینگ تاور نیست اما بررسی های مفصلی که شرکت سازه پردازی ایران روی داده های هواشناسی انجام داد نشون داد در این مناطق در 98-99 درصد اوقات دمای حباب مرطوب کمتر از 32 درجه است ولذا نصب کولینگ تاور امکان پذیر هست و بر همین اساس در طرح توسعه پالایشگاه بندرعباس از کولینگ تاور با میکاپ آب دریا استفاده شد و در پلنت های شمال کریدور فاز دو پتروشیمی در عسلویه نیز کولینگ تاور مبنای تامین آب کولینگ قرار گرفت.

❓این عدد 32 درجه سانتی گراد از کجا آمده؟
معمولا طراحی شبکه مبدل ها بر اساس دمای آب خنک ورودی 35 درجه به مبدل هست که طبیعتا نیاز به دمای حباب مرطوب کوچکتر مساوی 32 درجه داره،( با فرض 3 درجه اختلاف دمای نزدیکی)
لذا هرجا دما حباب مرطوب زیر 32 باشه دمای آب کولینگ 35 با کولینگ تاور قابل تأمین هست
البته اگه دمای طراحی شبکه مبدلها عدد دیگه ای باشه با کسر سه درجه از اون دمای حباب مرطوب مورد نیاز به سادگی قابل محاسبه هست.
اگه در ۹۸ درصد مواقع دمای حباب مرطوب زیر 32 درجه نباشد کولینگ تاور گزینه مناسبی نیست و سایر روشهای کولینگ باید استفاده بشه.

دمای آب برگشتی از مبدل ها 10-15 درجه بالای دمای اب خنک تولیدی در کولینگ تاور هست.

اگه مثلا دمای آب کولینگ 35 باشد دمای آب برگشتی 45-50 درجه هست.

معمولا طراحی کولینگ تاور بر اساس
Range = 10 - 15 'C
Approach= 3 'C

انجام میشه.

📲کانال : @processpiping
👤 @sohrabi6641

🔹تشخیص وضعیت سوختن مناسب شعله:

خام سوزی زمانی رخ می دهد که میزان سوخت وارد شده به مشعل نسبت به اکسیژن وارد شده به آن بیشتر است و بنابراین مشعل موتورخانه دچار کمبود اکسیژن شده و مقداری از سوخت ها به صورت خام مانده و نمی سوزند. خام سوزی علاوه بر این که باعث اتلاف انرژی و سوخت می شود باعث می شود که بوی خام سوزی در موتورخانه ایجاد شود.

چگونه خامسوزی را تشخیص دهیم:

راحت ترین روش پیدا کردن علت خامسوزی مشعل بوی بد آن است. اگر بوی گاز همراه با سوزش بینی همراه باشد به این معنی است که میزان اکسیژن مشعل متناسب با سوخت مشعل نیست. در حالتی که مشعل در حالت خام سوزی است شعله معمولا به صورت زرد رنگ است و به صورت پخش شده است و باعث دوده زدن می شود.

انواع شعله:

مطابق شکل بالا 👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻انواع شعله را مشاهده می کنید که وقتی شعله احیا است خام سوزی رخ می دهد. همچنین شعله اکسید هم برای مشعل مناسب نیست و برای تنظیم مشعل می بایست شعله خنثی باشد.

نحوه رفع خام سوزی مشعل چگونه است:

همان گونه که مشخص است، برای این که بخواهیم خامسوزی مشعل از بین ببریم می بایست دو عامل اکسیژن و سوخت را با یکدیگر متناسب کنیم که دو راه پیش رو داریم:

میزان سوخت را کم کنیم: به وسیله شیر موجود روی مشعل میزان گاز ورودی به آن را کم کرده تا میزان سوخت کمتری وارد مشعل شود.
میزان اکسیژن مشعل را افرایش می دهیم: برای این کار می بایست میزان هوای ورودی را به کمک دمپر مشعل افزایش می دهیم. با توجه به این که دمپر برقی یا دستی باشد پره های آن را چرخانده تا هوای بیشتری وارد مشعل شود.
بنابراین پس از تنظیم این دو پارامتر می بایست ایجاد بوی خام سوزی قطع شود. طول شعله ایجاد شده مشعل می بایست با اندازه ¾ طول دیگ باشد و رنگ شعله به صورت زرد با رگه های آبی باشد. در این صورت می توانیم مطمئن باشیم که مشعل در حالت تنظیم است.

حالتی هم وجود دارد که عکس خام سوزی است. یعنی میزان سوخت پایین است. در این حالت سوزش چشم ها اتفاق می افتد و اصلاحا شعله اکسید است. شعله اکسید کوتاه و تیز است و آبی رنگ می باشد. برای رفع این مشکل می بایست عکس خام سوزی عمل کنیم. یعنی مقدار اکسیژن را کم کرده و شیر گاز شهری را باز کرده تا گاز بیشتری وارد مشعل شود.

📲کانال @processpiping
GS ECP 103(Process sizing criteria).pdf
196.7 KB
ء📒 spec شرکت TOTAL مربوط به سایزینگ خطوط و تجهیزات
Design Pressure
Design Temperature
Design pump
Vessle sizing
Heat exchangers
Pipe sizing

📲کانال : @processpiping
👍1
حل یک مسئله در Aspen HYSYS
👤 @Ahassimi

📲کانال : @processpiping