Forwarded from خانه اخلاقپژوهان جوان
#رویداد
#اطلاع_رسانی
ثبت نام مدرسه زمستانه خانه اخلاق شروع شد
۱۰ و ۱۱ اسفندماه؛
حضوری و مجازی
🔹دیباچهای به اخلاقآموزی
📍مکان برگزاری: قم، خیابان ساحلی (مصلی)، بین کوچه ۲۰ و ۲۲، پلاک ۲۲۱
در پایان دوره به شرکتکنندگاه گواهی حضور در دوره داده میشود.
با توجه به محدود بودن ظرفیت، حضور تنها برای افرادی که ثبت نام کنند امکان پذیر است.
همین حالا از طریق سایت ما ثبت نام کنید.
اینجا چراغی روشن است...!
به کانال خانۀ اخلاقپژوهان جوان بپیوندید:
@EthicsHouse
#اطلاع_رسانی
ثبت نام مدرسه زمستانه خانه اخلاق شروع شد
۱۰ و ۱۱ اسفندماه؛
حضوری و مجازی
🔹دیباچهای به اخلاقآموزی
📍مکان برگزاری: قم، خیابان ساحلی (مصلی)، بین کوچه ۲۰ و ۲۲، پلاک ۲۲۱
در پایان دوره به شرکتکنندگاه گواهی حضور در دوره داده میشود.
با توجه به محدود بودن ظرفیت، حضور تنها برای افرادی که ثبت نام کنند امکان پذیر است.
همین حالا از طریق سایت ما ثبت نام کنید.
اینجا چراغی روشن است...!
به کانال خانۀ اخلاقپژوهان جوان بپیوندید:
@EthicsHouse
در دبیرستانی در شیراز که آقای دکتر "مهدی حمیدی" دبیر ادبیات آن بود ثبت نام کرده بودم. اولین انشا را با این مضمون دادند:
دیوان حافظ بهتر است یا مولوی ؟
برداشتم نوشتم: من یک بچه قشقایی از عشایر هستم.
بهتر است از بنده بپرسید:
میش چند ماهه می زاید؟
اسب بیشتر بار می برد یا خر؟
تا برای من کاملا روشن باشد. ...
و تقریبا شرح مفصلی از حیوانات که جز لاینفک زندگی عشایر بود، ارائه دادم و قلمفرسایی کردم و در پایان نوشتم
من دیوان حافظ و مولوی را بیشتر در ویترین کتاب فروشی ها دیده ام.چگونه می توانم راجع به فرق و برتری این با آن انشا بنویسم؟
وقتی شروع به خواندن انشا کردم، خنده بچه ها گوش فلک ر ا پر کرد؛ ولی آقای حمیدی فکورانه به آن گوش کرد و به من نمره بیست داد.
در کمال تعجب و ناباوری گفت: اتفاقا این جوان، نویسنده بزرگی خواهد شد. ...
✍️(محمد بهمن بیگی
پایه گذار آموزش عشایر ایران
نویسنده کتاب ایل من بخارای من
برنده جوایز یونسکو)
@practicalethics
دیوان حافظ بهتر است یا مولوی ؟
برداشتم نوشتم: من یک بچه قشقایی از عشایر هستم.
بهتر است از بنده بپرسید:
میش چند ماهه می زاید؟
اسب بیشتر بار می برد یا خر؟
تا برای من کاملا روشن باشد. ...
و تقریبا شرح مفصلی از حیوانات که جز لاینفک زندگی عشایر بود، ارائه دادم و قلمفرسایی کردم و در پایان نوشتم
من دیوان حافظ و مولوی را بیشتر در ویترین کتاب فروشی ها دیده ام.چگونه می توانم راجع به فرق و برتری این با آن انشا بنویسم؟
وقتی شروع به خواندن انشا کردم، خنده بچه ها گوش فلک ر ا پر کرد؛ ولی آقای حمیدی فکورانه به آن گوش کرد و به من نمره بیست داد.
در کمال تعجب و ناباوری گفت: اتفاقا این جوان، نویسنده بزرگی خواهد شد. ...
✍️(محمد بهمن بیگی
پایه گذار آموزش عشایر ایران
نویسنده کتاب ایل من بخارای من
برنده جوایز یونسکو)
@practicalethics
غلط ننویسیم وغلط تلفظ نکنیم*
تلفظ درستِ کلمات ومعنی درست آنهارا یادبگیریم:
❌غلط: خواب زَن چپه
✅درست: خواب ظن چپه
👈-ظن: شک و گمان
(منظورازخواب ظن بدین معناست که با شک وگمان به چیزی خوابیده باشی و خواب دیده باشی،نه خواب زن!!)
❌غلط: گرگ باران دیده
✅درست: گرگ بالان دیده
👈-بالان:تلهای که برای گرفتن ویا کشتن جانوران ازآن استفاده میشود
(گرگی که ازتلههای مرگبارزیادی،جان سالم بدر برده باشد)
❌غلط: بَعضِ شما نباشه
✅درست: به از شما نباشه
👈-بِه: بهتر، برتر
❌غلط: پیار سال
✅درست: پیرار سال
👈- پیرار: دو سال قبل!
❌غلط: تخمه ژاپنی
✅درست: تخمه جابانی
👈-جابان:منطقهای دردماوندست که در گذشته این محصول راتولید میکرد!بدین دلیل درزمانهای قدیم،این محصول به عنوان"تخمه جابانی"شناخته میشدکه بدلیل عدم آگاهی هموطنان،کمکم تلفظ آن ازتخمه جابانی به تخمه ژاپنی تغییریافت
❌غلط: پهباد
✅درست: پهپاد
👈👇- پ: پرنده
- ه: هدایت
- پ: پذیر
- ا: از
- د: دور
👆مخفف پرنده هدایتپذیرازدور👆
❌غلط: تیلیت (آبگوشت و آبدوغ)
✅درست: تِرید
❌غلط: ضربالعجل
✅درست: ضربالاجل
❌غلط: طاق زدن
✅درست: تاخت زدن
👈- تاخت: معاوضه کردن
❌غلط: پارس کردن سگ
- هرگز،هیچ کجاودرهیچ زمانی نگویید: این سگ پارس میکند،چراکه ریشه و اصالت ایرانی،کلمه"پارس"میباشدواز قدیم ایرانی به اسم"پارسی"شناخته میشد.
✅✅درست: پاس کردن سگ
✅👈- پاس: نگهبانی، پاسبانی
👈✅سگ پاس میکند،یعنی مشغول پاس ونگهبانی ست.لذاهروقت بگوییم "سگ پاس میکند"یعنی داردباصدایش، پاسبانی میکندونگهبانی میدهد.
❌غلط : ارج و قرب
✅درست: اجر و قرب
❌غلط: فلاکس چای
✅درست: فلاسک چای
❌غلط: جد و آباد
✅درست: جد و آباء
👈-جد: پدر آباء: پدران
❌غلط: ظرص قاطع
✅درست: ضرس قاطع
👈- ضرس: دندان.
ضرس قاطع تشبیه ازفردیست که با فشردن دندانهایش روی هم،هنگام صحبت،اطمینان ازدرستی کلامش رابه مخاطب القا میکند.
❌غلط: راجبِ
✅درست: راجع به
❌غلط: پیشِ قاضی و مَلَقبازی
✅درست: پیشِ غازی و معلقبازی
👈-غازی: بندباز، آکروباتباز
👈✅پیش آدم آکروباتباز، معلقبازی نکن.
@practicalethics
تلفظ درستِ کلمات ومعنی درست آنهارا یادبگیریم:
❌غلط: خواب زَن چپه
✅درست: خواب ظن چپه
👈-ظن: شک و گمان
(منظورازخواب ظن بدین معناست که با شک وگمان به چیزی خوابیده باشی و خواب دیده باشی،نه خواب زن!!)
❌غلط: گرگ باران دیده
✅درست: گرگ بالان دیده
👈-بالان:تلهای که برای گرفتن ویا کشتن جانوران ازآن استفاده میشود
(گرگی که ازتلههای مرگبارزیادی،جان سالم بدر برده باشد)
❌غلط: بَعضِ شما نباشه
✅درست: به از شما نباشه
👈-بِه: بهتر، برتر
❌غلط: پیار سال
✅درست: پیرار سال
👈- پیرار: دو سال قبل!
❌غلط: تخمه ژاپنی
✅درست: تخمه جابانی
👈-جابان:منطقهای دردماوندست که در گذشته این محصول راتولید میکرد!بدین دلیل درزمانهای قدیم،این محصول به عنوان"تخمه جابانی"شناخته میشدکه بدلیل عدم آگاهی هموطنان،کمکم تلفظ آن ازتخمه جابانی به تخمه ژاپنی تغییریافت
❌غلط: پهباد
✅درست: پهپاد
👈👇- پ: پرنده
- ه: هدایت
- پ: پذیر
- ا: از
- د: دور
👆مخفف پرنده هدایتپذیرازدور👆
❌غلط: تیلیت (آبگوشت و آبدوغ)
✅درست: تِرید
❌غلط: ضربالعجل
✅درست: ضربالاجل
❌غلط: طاق زدن
✅درست: تاخت زدن
👈- تاخت: معاوضه کردن
❌غلط: پارس کردن سگ
- هرگز،هیچ کجاودرهیچ زمانی نگویید: این سگ پارس میکند،چراکه ریشه و اصالت ایرانی،کلمه"پارس"میباشدواز قدیم ایرانی به اسم"پارسی"شناخته میشد.
✅✅درست: پاس کردن سگ
✅👈- پاس: نگهبانی، پاسبانی
👈✅سگ پاس میکند،یعنی مشغول پاس ونگهبانی ست.لذاهروقت بگوییم "سگ پاس میکند"یعنی داردباصدایش، پاسبانی میکندونگهبانی میدهد.
❌غلط : ارج و قرب
✅درست: اجر و قرب
❌غلط: فلاکس چای
✅درست: فلاسک چای
❌غلط: جد و آباد
✅درست: جد و آباء
👈-جد: پدر آباء: پدران
❌غلط: ظرص قاطع
✅درست: ضرس قاطع
👈- ضرس: دندان.
ضرس قاطع تشبیه ازفردیست که با فشردن دندانهایش روی هم،هنگام صحبت،اطمینان ازدرستی کلامش رابه مخاطب القا میکند.
❌غلط: راجبِ
✅درست: راجع به
❌غلط: پیشِ قاضی و مَلَقبازی
✅درست: پیشِ غازی و معلقبازی
👈-غازی: بندباز، آکروباتباز
👈✅پیش آدم آکروباتباز، معلقبازی نکن.
@practicalethics
زنده یاد ایرج افشار:
خانهای که من در آن زاده شدم و روزگار کودکیام در آن گذشت، باغی بود پوشیده از درختان میوه و کاجهای بلند کهنسال. این باغ در ضلع شمال غربی چهارراهی بود که یک سوی آن راهی بود که به سردر سنگی میرسید و از سوی دیگر به چهارراه آقا شیخ هادی؛ یعنی در تقاطع خیابان پهلوی ـ خیابان قنات بود...
باغ ما یکسره از درختان میوه پوشیده بود. در آن روزگاران مرسوم نبود که درخت تزیینی (بهجز چند تا شمشاد و گلسرخ و گل چایی) بکارند و زمین ثمرآور را به گیاه بیثمر هدر بدهند.
سیب و گلابی و انگور و زردآلو و هلو و آلبالو و خرمالو، هریک به فصل خود، میرسید و چون زیاد بود، سینی میکردند و پدرم برای دوستان میفرستاد.
مزهٔ انجیر ممتاز آنجا هنوز زیر دندانم است. درختهای انجیر را در باغهای قدیم کنار دیوارهای سمت مغرب میکاشتند که آفتابگیر و از سوز زمستان در پناه باشد.
انجیرهای باغ ما سر از دیوار چینهای برون کرده بودند و مقداری از آنها را دستچین میکردند.
#ایرج افشار. خانه و خانواده. در: بخارا، ش ۸۱، خرداد و تیر ۱۳۹۰، ص ۴۱ و ۴۵)
@practicalethics
خانهای که من در آن زاده شدم و روزگار کودکیام در آن گذشت، باغی بود پوشیده از درختان میوه و کاجهای بلند کهنسال. این باغ در ضلع شمال غربی چهارراهی بود که یک سوی آن راهی بود که به سردر سنگی میرسید و از سوی دیگر به چهارراه آقا شیخ هادی؛ یعنی در تقاطع خیابان پهلوی ـ خیابان قنات بود...
باغ ما یکسره از درختان میوه پوشیده بود. در آن روزگاران مرسوم نبود که درخت تزیینی (بهجز چند تا شمشاد و گلسرخ و گل چایی) بکارند و زمین ثمرآور را به گیاه بیثمر هدر بدهند.
سیب و گلابی و انگور و زردآلو و هلو و آلبالو و خرمالو، هریک به فصل خود، میرسید و چون زیاد بود، سینی میکردند و پدرم برای دوستان میفرستاد.
مزهٔ انجیر ممتاز آنجا هنوز زیر دندانم است. درختهای انجیر را در باغهای قدیم کنار دیوارهای سمت مغرب میکاشتند که آفتابگیر و از سوز زمستان در پناه باشد.
انجیرهای باغ ما سر از دیوار چینهای برون کرده بودند و مقداری از آنها را دستچین میکردند.
#ایرج افشار. خانه و خانواده. در: بخارا، ش ۸۱، خرداد و تیر ۱۳۹۰، ص ۴۱ و ۴۵)
@practicalethics
محمدتقی اسلامی:
بخشی از سخن سردبیری من بر شماره 14 حیات معنوی:
وقت آن رسیده که همکاری اندیشمندان اخلاق حرفهای با مدیران نقشآفرین در حوزههای علمیه اصلاح ساختارهای معیوب اخلاقی را رقم زند. از جمله این ساختارهای معیوب که لازم است اصلاح شوند:
1. فقدان استقلال اقتصادی و مدیریتی حوزه؛
2. مبانی جزماندیشانه و غیرمحقق پرور در نظام تعلیم و تعلم روحانیت؛
3. ساختارهای خودشیفتهپرور در تهذیب فردی و خودکامهپرور در اخلاق اجتماعی طلاب؛
4. پراکندگی بیقاعده مراکز تولید دانش در حوزه؛
5. سیاستزدگی محصولات علمی و تبلیغی؛
6. حضور غیرضابطهمند روحانیون در عرصههای مدیریتی کشور؛
مطالعات اخلاق حرفهای در سازمان روحانیت میتواند نشان دهد چگونه چنین ساختارهایی ممکن است بسترساز ناهنجاریها و نابسامانیهای اخلاقی در نهاد روحانیت شوند. افزون بر اینکه گستردگی جمعیت طلاب، پیچیدگی روزافزون زندگی اخلاقی آنان به دلیل مواجهه با دنیایی پر از تحولات و مسائل نو به نو و پیدایش دستگاههایی که به موازات روحانیت مشغول دخالتهای نابجا در انجام وظایف این نهاد هستند، نگاه صرفا موعظهای به اخلاق را به شدت زیر سؤال برده است.
@practicalethics
بخشی از سخن سردبیری من بر شماره 14 حیات معنوی:
وقت آن رسیده که همکاری اندیشمندان اخلاق حرفهای با مدیران نقشآفرین در حوزههای علمیه اصلاح ساختارهای معیوب اخلاقی را رقم زند. از جمله این ساختارهای معیوب که لازم است اصلاح شوند:
1. فقدان استقلال اقتصادی و مدیریتی حوزه؛
2. مبانی جزماندیشانه و غیرمحقق پرور در نظام تعلیم و تعلم روحانیت؛
3. ساختارهای خودشیفتهپرور در تهذیب فردی و خودکامهپرور در اخلاق اجتماعی طلاب؛
4. پراکندگی بیقاعده مراکز تولید دانش در حوزه؛
5. سیاستزدگی محصولات علمی و تبلیغی؛
6. حضور غیرضابطهمند روحانیون در عرصههای مدیریتی کشور؛
مطالعات اخلاق حرفهای در سازمان روحانیت میتواند نشان دهد چگونه چنین ساختارهایی ممکن است بسترساز ناهنجاریها و نابسامانیهای اخلاقی در نهاد روحانیت شوند. افزون بر اینکه گستردگی جمعیت طلاب، پیچیدگی روزافزون زندگی اخلاقی آنان به دلیل مواجهه با دنیایی پر از تحولات و مسائل نو به نو و پیدایش دستگاههایی که به موازات روحانیت مشغول دخالتهای نابجا در انجام وظایف این نهاد هستند، نگاه صرفا موعظهای به اخلاق را به شدت زیر سؤال برده است.
@practicalethics
نوروز سنت نیست فرهنگ است. فریدون مجلسی در یادداشتی که در روزنامه اعتماد منتشر شده نوشته است : نوروز سُنت نیست، فرهنگ است! نوروز نقاشی و رنگآمیزی است، هنر است. نوروز موسیقی و تازگی و جوانی و عشق و دوستی است. نوروز نماد پیروزی نیکی بر بدی است. تعادل بهاری است، کنار گذاشتن کینهها و پاس داشتن دوستیها و خویشیها است، پرورنده صلح و آشتی است. نوروز خانهتکانی و دور کردن پلشتی و آلودگی از آشیانه و از خویشتن است. نوروز زمان تازگی و شادی و لبخند است. نوروز بالاتر از سُنت است.
ادامه 👇
ادامه 👇
بوداییان برای رسیدن به عبادتگاهشان رنج و درد بسیار بر خود روا میدارند، راهی دراز و دشوار را بر سینه میخزند تا مگر نذرشان برآورده شود. هندوان پسانداز سالانه خود را صرف سفر به بنارس میکنند تا در آب گنگ، همان جا که خاکستر و پس مانده مردگانشان را میریزند، خود را در آن آب گل آلود بشویند تا مگر روانشان پاک شود و آرامش یابند. اینها سُنتهایی است بر جای مانده از گذشته، از زمانهایی که خرد و دانش انسانها اندک و دامنه توهم گسترده بود. رنج بردن را بهایی میانگاشتند تا نیاز خود را به آن سودا کنند. گویی خدای مهربان فقط رنج و درد را میپذیرد تا راضی شود.
نوروز چنین نیست. بر سر آن سودا نمیشود. نه نازایان را بارور میکند، نه دوزخیان را نوید بهشت میدهد و نه رنج و دردی به امیدی واهی روا میدارد. بر سنتها خردهها میگیرند که گذشته و باورهای گذشتگان را با مناسک و رنجهای نامفهوم بر مدعیان دانش و فرزانگی امروز چیره میکند. اما نوروز همچون موسیقی و هنرهای دیگر است. مانند کتاب و گزارشی از خوبیها و فرزانگیهای پیشینیان است، نه بازتاب چالشها و خشمها. رنج و زیانی در کار آن نیست، هفتسین رنگارنگ نمادینش نیز جز شادی و امید و خرمی پیامی ندارد.
دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن میگوید: «گستره مرزهای فرهنگی ایران تا آنجایی است که نوروز را پاس میدارند.» نوروز آرش کمانگیر فرهنگ ایرانی است. ایران نماد گسترهای فرهنگی است فراتر از مرزهای سیاسی. در درازای تاریخ بارها شده است که فرمانروایان گوناگون، ایرانی و غیر ایرانی، در یک زمان بر گوشه و کنار ایران فرهنگی حاکم بودهاند اما بر مردمانی حکم میراندهاند که ایرانی بودند. خواه ترک و تورانی و عرب، خواه تاجیک و ازبک و سیستانی، خواه فارس و گیلک و کرد و کرمانی. ایران آنان را جذب و مجذوب خود کرده است. از نیکولای اُولجایتو، نوه هولاکوخان و نبیره چنگیز که تکرار نامهایشان رعشهآور است، سلطان محمد خدابنده را میسازد و آن گنبد و بارگاه مجلل سلطانیه را به یادگار بر جای مینهد. کیمیای این استحاله و تبدیل، پروراندن این ملایمت از آن خشونت، بر آوردن این گُل از آن مرداب، این معجزه و شاهکاری است که از سیاست و شمشیر برنمیآید. از فرهنگی پیر، غنی، لطیف، گسترده و اثرگذار برمیآید که فرهنگ ایرانی نام دارد و نوروز تجلی بی زیان و امید بخش آن است.
اگر صدها میلیون ساکنان این گستره فرهنگی از غرب چین تا شرق اروپا خواهان آنند که نوروز به نمادی جهانی تبدیل شود برای این است که میخواهند آیینی که فقط نماد و پرورنده پاکی و دوستی و نرمش و آشتی و سازگاری و اعتدال و زیبایی و نیکی است و با هیچ دین و مسلکی سر ناسازگاری و ستیز ندارد جهانی و جهانگیر باشد. تا همگان آن را ارج نهند تا نیکی و دوستی و مهر و آشتی را پاس دارند. باشد که ستیزهجویان نوروزاندیش شوند. نوروزتان نوید صلح و آسایش دهد و پیروز باد!»
نوروز چنین نیست. بر سر آن سودا نمیشود. نه نازایان را بارور میکند، نه دوزخیان را نوید بهشت میدهد و نه رنج و دردی به امیدی واهی روا میدارد. بر سنتها خردهها میگیرند که گذشته و باورهای گذشتگان را با مناسک و رنجهای نامفهوم بر مدعیان دانش و فرزانگی امروز چیره میکند. اما نوروز همچون موسیقی و هنرهای دیگر است. مانند کتاب و گزارشی از خوبیها و فرزانگیهای پیشینیان است، نه بازتاب چالشها و خشمها. رنج و زیانی در کار آن نیست، هفتسین رنگارنگ نمادینش نیز جز شادی و امید و خرمی پیامی ندارد.
دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن میگوید: «گستره مرزهای فرهنگی ایران تا آنجایی است که نوروز را پاس میدارند.» نوروز آرش کمانگیر فرهنگ ایرانی است. ایران نماد گسترهای فرهنگی است فراتر از مرزهای سیاسی. در درازای تاریخ بارها شده است که فرمانروایان گوناگون، ایرانی و غیر ایرانی، در یک زمان بر گوشه و کنار ایران فرهنگی حاکم بودهاند اما بر مردمانی حکم میراندهاند که ایرانی بودند. خواه ترک و تورانی و عرب، خواه تاجیک و ازبک و سیستانی، خواه فارس و گیلک و کرد و کرمانی. ایران آنان را جذب و مجذوب خود کرده است. از نیکولای اُولجایتو، نوه هولاکوخان و نبیره چنگیز که تکرار نامهایشان رعشهآور است، سلطان محمد خدابنده را میسازد و آن گنبد و بارگاه مجلل سلطانیه را به یادگار بر جای مینهد. کیمیای این استحاله و تبدیل، پروراندن این ملایمت از آن خشونت، بر آوردن این گُل از آن مرداب، این معجزه و شاهکاری است که از سیاست و شمشیر برنمیآید. از فرهنگی پیر، غنی، لطیف، گسترده و اثرگذار برمیآید که فرهنگ ایرانی نام دارد و نوروز تجلی بی زیان و امید بخش آن است.
اگر صدها میلیون ساکنان این گستره فرهنگی از غرب چین تا شرق اروپا خواهان آنند که نوروز به نمادی جهانی تبدیل شود برای این است که میخواهند آیینی که فقط نماد و پرورنده پاکی و دوستی و نرمش و آشتی و سازگاری و اعتدال و زیبایی و نیکی است و با هیچ دین و مسلکی سر ناسازگاری و ستیز ندارد جهانی و جهانگیر باشد. تا همگان آن را ارج نهند تا نیکی و دوستی و مهر و آشتی را پاس دارند. باشد که ستیزهجویان نوروزاندیش شوند. نوروزتان نوید صلح و آسایش دهد و پیروز باد!»
👆انا لله و انا الیه راجعون
عماد افروغ، جامعه شناس و تحلیلگر سیاسی اجتماعی سحرگاه بیست و سوم رمضان به دیار باقی شتافت!
درگذشت این جامعه شناس ارزشمند را به جامعه علمی کشور تسلیت عرض می کنم.
عماد افروغ را شخصیتی اندیشمند و جستجوگری عطشناک در یافتن راه حل هایی برای معضلات سیاسی اجتماعی ایران می دانستم. اندیشه های او، همچون اندیشه های هر فرزانه دیگری به دور از نقد نبود؛ ولی تعهدی که به حقیقت داشت و شفقتی که نسبت به حل مشکلات ایران داشت، حقا و انصافا ستودنی بود.
روحش شاد و با صاحب لیله القدر همنشین باد!
اخلاق پژوه: محمدتقی اسلامی
عماد افروغ، جامعه شناس و تحلیلگر سیاسی اجتماعی سحرگاه بیست و سوم رمضان به دیار باقی شتافت!
درگذشت این جامعه شناس ارزشمند را به جامعه علمی کشور تسلیت عرض می کنم.
عماد افروغ را شخصیتی اندیشمند و جستجوگری عطشناک در یافتن راه حل هایی برای معضلات سیاسی اجتماعی ایران می دانستم. اندیشه های او، همچون اندیشه های هر فرزانه دیگری به دور از نقد نبود؛ ولی تعهدی که به حقیقت داشت و شفقتی که نسبت به حل مشکلات ایران داشت، حقا و انصافا ستودنی بود.
روحش شاد و با صاحب لیله القدر همنشین باد!
اخلاق پژوه: محمدتقی اسلامی
Forwarded from محمدرضا یوسفی
انا لله و انا الیه راجعون
خبر درگذشت جناب دکتر عماد افروغ تلخ و ناگوار بود.
افروغ مردی آزاده بود. بر محور حق و حقیقت و درکی که از آن داشت، می چرخید. به آرمانهای اول انقلاب وفادار ماند گرچه تلقی خویش را نسبت به آن انگاره ها در طول زمان، تکامل بخشید و از ساده انگاری های ابتدایی فاصله گرفت.
پس از ورود به مجلس، مناسبات قدرت و روابط پیچیده درون حاکمیت را به خوبی فهمید و دانست که او و امثال او در این مناسبات، تزیین مجالسند و تاثیر چندانی در روند تغییرات نخواهند داشت. از این رو در هیچ انتخابات دیگری کاندیدا نشد و سعی کرد در نقش یک نظریه پرداز و ناصحی امین به آسیب شناسی بپردازد و توصیه هایی برای بهبود داشته باشد. او با این انتخاب، آگاهانه به منافع خویش پشت پا زد و حقیقت را بر مصلحت شخصی مقدم داشت.
افروغ در موضع گیری هایش، رضای خدا را در نظر داشت و آنچه را درست می پنداشت به صراحت و صداقت بیان می داشت. هر چند در این راه از طعن و ملامت دوستان قدیمی و همراهان جناحی سابقش در امان نماند، اما او انتخابش را کرده بود.
بیماریش مایه پاکی بیشتر روحش شد. و در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان از میان ما پر کشید.
افروغ یک الگوی رفتاری برای سیاست ورزان و حجتی بر آنان در روز حسابرسی خواهد بود. صداقت، صراحت، ترجیح حقیقت بر مصلحت و اندیشه ورزی از ویژگی های بارز او بود.
درود خداوند بر او و تمامی کسانی که مانند اویند.
@yousefimohamadreza
خبر درگذشت جناب دکتر عماد افروغ تلخ و ناگوار بود.
افروغ مردی آزاده بود. بر محور حق و حقیقت و درکی که از آن داشت، می چرخید. به آرمانهای اول انقلاب وفادار ماند گرچه تلقی خویش را نسبت به آن انگاره ها در طول زمان، تکامل بخشید و از ساده انگاری های ابتدایی فاصله گرفت.
پس از ورود به مجلس، مناسبات قدرت و روابط پیچیده درون حاکمیت را به خوبی فهمید و دانست که او و امثال او در این مناسبات، تزیین مجالسند و تاثیر چندانی در روند تغییرات نخواهند داشت. از این رو در هیچ انتخابات دیگری کاندیدا نشد و سعی کرد در نقش یک نظریه پرداز و ناصحی امین به آسیب شناسی بپردازد و توصیه هایی برای بهبود داشته باشد. او با این انتخاب، آگاهانه به منافع خویش پشت پا زد و حقیقت را بر مصلحت شخصی مقدم داشت.
افروغ در موضع گیری هایش، رضای خدا را در نظر داشت و آنچه را درست می پنداشت به صراحت و صداقت بیان می داشت. هر چند در این راه از طعن و ملامت دوستان قدیمی و همراهان جناحی سابقش در امان نماند، اما او انتخابش را کرده بود.
بیماریش مایه پاکی بیشتر روحش شد. و در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان از میان ما پر کشید.
افروغ یک الگوی رفتاری برای سیاست ورزان و حجتی بر آنان در روز حسابرسی خواهد بود. صداقت، صراحت، ترجیح حقیقت بر مصلحت و اندیشه ورزی از ویژگی های بارز او بود.
درود خداوند بر او و تمامی کسانی که مانند اویند.
@yousefimohamadreza
« پیامبران در جهان بیش از بانگی درنینداختند. آنها هرگز کسی را مجبور به کاری نکردند. خداوند در قرآن به پیامبر می فرماید فذکر انما انت مذکر. لست علیهم بمصیطر.
تنها کار تو ای پیامبر این است که پیام را به گوش مردم برسانی و دعوت حق را ابلاغ کنی و آنها را به اموری که در نفوسشان مرکوز است، متوجه سازی. آدمی دارای دو طبیعت حیوانی و انسانی است. پیامبران طالب آن اند که آدمی حیوانیت خود را صورت انسانی ببخشد و شیطان طالب آن است که آدمی انسانیت خود را صورت حیوانی ببخشد... این دو بانگ همواره در جهان بلند بوده است: یک بانگ ، بانگ صالحان و رسولان خدا و بانگ دیگر بانگ اشقیا و ناپاکان. مهم این است که اینها بانگ اند، نه تازیانه و نه زنجیر. نه به جبر می رانند و نه جبر می بندند. کارشان دلربایی است؛ تا دل ربودۀ کدام شود.»
تنها کار تو ای پیامبر این است که پیام را به گوش مردم برسانی و دعوت حق را ابلاغ کنی و آنها را به اموری که در نفوسشان مرکوز است، متوجه سازی. آدمی دارای دو طبیعت حیوانی و انسانی است. پیامبران طالب آن اند که آدمی حیوانیت خود را صورت انسانی ببخشد و شیطان طالب آن است که آدمی انسانیت خود را صورت حیوانی ببخشد... این دو بانگ همواره در جهان بلند بوده است: یک بانگ ، بانگ صالحان و رسولان خدا و بانگ دیگر بانگ اشقیا و ناپاکان. مهم این است که اینها بانگ اند، نه تازیانه و نه زنجیر. نه به جبر می رانند و نه جبر می بندند. کارشان دلربایی است؛ تا دل ربودۀ کدام شود.»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ثواب المیزانم را با این بیت از شعر ایرجمیرزا عوض میکنم...
ماجرای اشک و تأثر زیاد علامهطباطبایی با یک بیت از شعر ایرجمیرزا | نقل خاطره از آیتالله علوی بروجردی
بعد از پسر، دل پدر آماج تیر شد
آتش زدند لانهٔ مرغ پریده را
«کسیکه این شعر را برای علیاکبرِ امام حسین ‹ع› میسراید، من نمیتوانم توهم این معنا را داشته باشم که آقا سیدالشهدا فردای قیامت نسبت بهاو بیتفاوت باشد.»
©️ @Practicalethics
📺 ثواب المیزانم را با این بیت از شعر ایرجمیرزا عوض میکنم...
ماجرای اشک و تأثر زیاد علامهطباطبایی با یک بیت از شعر ایرجمیرزا | نقل خاطره از آیتالله علوی بروجردی
بعد از پسر، دل پدر آماج تیر شد
آتش زدند لانهٔ مرغ پریده را
«کسیکه این شعر را برای علیاکبرِ امام حسین ‹ع› میسراید، من نمیتوانم توهم این معنا را داشته باشم که آقا سیدالشهدا فردای قیامت نسبت بهاو بیتفاوت باشد.»
©️ @Practicalethics
مناسبت ولادت پيامبر اكرم ص
سروش _ شجريان
غزل مولوی درباره پیامبر اکرم(ص) با دکلمه دکتر سروش و آواز استاد شجریان
تو مگو همه به جنگند و ز صلحِ من چه آید
تو یکی نِهای، هزاری، تو چراغِ خود برافروز🌱
▪️جنگ بههرشکل آن، منشأ شرور است. شُروری که دامنهٔ آن از گسترهٔ زمانیِ خودِ جنگ بسی فراتر میرود.
▪️کودکی که زندگینچشیده مرگ را ملاقات میکند؛
▪️مادری که از گرمای خانواده به داغ خانوادهاش مینشیند؛
▪️پدری که به تماشای تباهی رنجهایش مینشیند
▪️و آبادانیهایی که در قعر ویرانی، هیچ میشوند.
تو یکی نِهای، هزاری، تو چراغِ خود برافروز🌱
▪️جنگ بههرشکل آن، منشأ شرور است. شُروری که دامنهٔ آن از گسترهٔ زمانیِ خودِ جنگ بسی فراتر میرود.
▪️کودکی که زندگینچشیده مرگ را ملاقات میکند؛
▪️مادری که از گرمای خانواده به داغ خانوادهاش مینشیند؛
▪️پدری که به تماشای تباهی رنجهایش مینشیند
▪️و آبادانیهایی که در قعر ویرانی، هیچ میشوند.
Forwarded from رسانه المیزان | Almizan (علی یحیی پور)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 «این را هم نمیتوانند برای من ببینند!»
ماجرای فشار بعضیها برای تعطیلی حلقهٔ بحثِ علامه طباطبایی با پروفسور کربن
«به عنوان شخصی که در گوشهای نشستهام و چیز مینویسم، تنها راه من به جهان و تفکر جهانی و اینکه در جهان چه میگذرد، این یک جلسه است. این را هم نمیتوانند برای من ببینند!»
📓سرشتوسرنوشت، ص۲۴۹
🌐 ۲۴ آبان؛ سالروز بزرگداشت مرحــوم
علامه سید محمد حسین طباطبایی ‹ره›
رسانه المیزان
©️ @AlmizanMedia
📺 «این را هم نمیتوانند برای من ببینند!»
ماجرای فشار بعضیها برای تعطیلی حلقهٔ بحثِ علامه طباطبایی با پروفسور کربن
«به عنوان شخصی که در گوشهای نشستهام و چیز مینویسم، تنها راه من به جهان و تفکر جهانی و اینکه در جهان چه میگذرد، این یک جلسه است. این را هم نمیتوانند برای من ببینند!»
📓سرشتوسرنوشت، ص۲۴۹
🌐 ۲۴ آبان؛ سالروز بزرگداشت مرحــوم
علامه سید محمد حسین طباطبایی ‹ره›
رسانه المیزان
©️ @AlmizanMedia
Forwarded from سهند ایرانمهر
🔸امروز سالگرد درگذشت علامه طباطبایی است. در بخشی از کتاب«سرشت و سرنوشت» (گفتگوی دکتر ابراهیمی دینانی با کریم فیضی) دکتر دینانی از آشنایی و ارادت دو طرفه هانری کُربن (اسلام شناس و شیعه شناس فرانسوی) و علامه میگوید. دکتر دینانی در این کتاب، از روزی میگوید که هانری کربن، علامه طباطبایی را به تنهایی به منزل خود دعوت کرد:
«من نمی دانم برخورد کربن و همسرش و نحوه پذیرایی آنها یا سخنانی که رد و بدل شد، چگونه بود اما علامه به دفعات از آن جلسه یاد میکرد و تحت تاثیر آن بود. من ندیده بودم ایشان درباره یک زن صحبت کند و از یک خانم تعریف کند ولی بارها از بزرگواری خانم کربن و فرهیختگی او سخن به میان میآورد».
بی تردید این تابوی سخن نگفتن از یک زن و تعریف از او که حتی علامه طباطبایی با آن دید باز عرفانی و اشراقی از آن احتراز داشته، سنت علما و حوزههاست و تنها زمانی توسط علامه شکسته شده که وی برخلاف آن پیش فرض های معمول از نزدیک دیده است که زن برخلاف آن تفسیر و تعبیر ضیق فقهی، هم می تواند فرهیخته باشد و هم موانست و مجالست با اهل علم داشته باشد و هم چنان نفوذ خالی از شائبه ابتذال و وسوسه ای که عالمی چون او را تا مدتها به تحسین در جلوت و خلوت وادارد. بنابراین می توان گفت که حظ وافر در رابطه کربن و طباطبایی یک طرفه نبوده و علامه نیز بهره و فتح باب آفاقی فکری خود را نیز داشته است.
نکته مهمتر در این دیدارها آن بوده که به جز مباحث سنگین و خاص فلسفی و کلامی، علامه طباطبایی به شدت جویای درک خصایص و عادات فردی و اجتماعی شخصیت هانری کربن به عنوان یک غربی بوده است و «غرب» و «زندگی و فکر غربی» چون امروز کراهت شدیده نداشته است. دینانی در این مورد میگوید:
«کربن اشراقی و معنوی بود اما به شکل تیپیکال غربی بود و کاراکتر غربی داشت. میدانستم سوال خصوصی از یک غربی زشت است اما گاهی این کار را میکردم و وقتی سوالی میپرسیدم، علامه گوشش را تیز میکرد تا ببیند من چه سوالی میکنم و پرفسور کربن چه جوابی میدهد!»
اینگونه ارتباطات و تاثیر آن بر علامه طباطبایی آنقدر مثبت بوده است که هنوز، طیف آزاد اندیشی از علما مفتخر به این رابطه و متنعم از بهرههای مکتوب این رابطهاند و طیف دیگر هم اگرچه جوهره اصلی بروز چنین برکاتی را درک نمیکنند اما دست کم در مقام تفاخر، روزی خور آنند و از حقانیت شیعه و اشراف علامه و نیز نقش کربن در گسترش شیعه و معرفی آن در محافل علمی سخن می گویند، با این حال همزمان با وقوع انقلاب، بخش سنتی حوزه خیلی زود نگران این رابطه شد و دینانی در این کتاب شرح میدهد که چگونه از او خواستند علامه طباطبابی را از ادامه آن منع کند.
دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی آن فشارها و نیز لحظه ای که پیام تلخ قشریون و دلواپسان نفوذ غرب را به علامه طباطبایی داد، اینگونه توصیف می کند:
«به من گفتند، بعضی دوستان جلسات شما اینطور و آنطورند و هانری کربن را هم نمیدانیم کیست؟! تشکیل این جلسات از اول هم درست نبود و ما تا حالا تحمل کردیم ولی الان که چیزی به انقلاب نمانده صلاح نیست این جلسات ادامه پیدا کند و شما این را به ایشان منتقل کنید...هروقت یاد آن صحنه میافتم گریهام میگیرد . وقتی به علامه گفتم، ایشان یک دفعه حالش بد شد و رعشهای که معمولا در دست داشت شدت گرفت. لبهایش میلرزید و صورتش قرمز شد. ۵ دقیقه ای سکوت کرد و چند بار گفت: عجب عجب عجب! و بعد از کمی تامل گفت: من شخصی هستم که گوشه ای نشستهام و چیز مینویسم تنها راه من به جهان و تفکر جهانی و اینکه چه میگذرد این جلسات است، این راهم نمیتوانند به من ببینند؟».
✔️ویدیو: دکتر حسین نصر،فیلسوف و متأله سنتگرای ایرانی و استاد علوم اسلامی در دانشگاه جرج واشینگتن و دستخط علامه طباطبایی برای نگارش کتاب «قرآن در اسلام»
@sahandiranmehr
«من نمی دانم برخورد کربن و همسرش و نحوه پذیرایی آنها یا سخنانی که رد و بدل شد، چگونه بود اما علامه به دفعات از آن جلسه یاد میکرد و تحت تاثیر آن بود. من ندیده بودم ایشان درباره یک زن صحبت کند و از یک خانم تعریف کند ولی بارها از بزرگواری خانم کربن و فرهیختگی او سخن به میان میآورد».
بی تردید این تابوی سخن نگفتن از یک زن و تعریف از او که حتی علامه طباطبایی با آن دید باز عرفانی و اشراقی از آن احتراز داشته، سنت علما و حوزههاست و تنها زمانی توسط علامه شکسته شده که وی برخلاف آن پیش فرض های معمول از نزدیک دیده است که زن برخلاف آن تفسیر و تعبیر ضیق فقهی، هم می تواند فرهیخته باشد و هم موانست و مجالست با اهل علم داشته باشد و هم چنان نفوذ خالی از شائبه ابتذال و وسوسه ای که عالمی چون او را تا مدتها به تحسین در جلوت و خلوت وادارد. بنابراین می توان گفت که حظ وافر در رابطه کربن و طباطبایی یک طرفه نبوده و علامه نیز بهره و فتح باب آفاقی فکری خود را نیز داشته است.
نکته مهمتر در این دیدارها آن بوده که به جز مباحث سنگین و خاص فلسفی و کلامی، علامه طباطبایی به شدت جویای درک خصایص و عادات فردی و اجتماعی شخصیت هانری کربن به عنوان یک غربی بوده است و «غرب» و «زندگی و فکر غربی» چون امروز کراهت شدیده نداشته است. دینانی در این مورد میگوید:
«کربن اشراقی و معنوی بود اما به شکل تیپیکال غربی بود و کاراکتر غربی داشت. میدانستم سوال خصوصی از یک غربی زشت است اما گاهی این کار را میکردم و وقتی سوالی میپرسیدم، علامه گوشش را تیز میکرد تا ببیند من چه سوالی میکنم و پرفسور کربن چه جوابی میدهد!»
اینگونه ارتباطات و تاثیر آن بر علامه طباطبایی آنقدر مثبت بوده است که هنوز، طیف آزاد اندیشی از علما مفتخر به این رابطه و متنعم از بهرههای مکتوب این رابطهاند و طیف دیگر هم اگرچه جوهره اصلی بروز چنین برکاتی را درک نمیکنند اما دست کم در مقام تفاخر، روزی خور آنند و از حقانیت شیعه و اشراف علامه و نیز نقش کربن در گسترش شیعه و معرفی آن در محافل علمی سخن می گویند، با این حال همزمان با وقوع انقلاب، بخش سنتی حوزه خیلی زود نگران این رابطه شد و دینانی در این کتاب شرح میدهد که چگونه از او خواستند علامه طباطبابی را از ادامه آن منع کند.
دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی آن فشارها و نیز لحظه ای که پیام تلخ قشریون و دلواپسان نفوذ غرب را به علامه طباطبایی داد، اینگونه توصیف می کند:
«به من گفتند، بعضی دوستان جلسات شما اینطور و آنطورند و هانری کربن را هم نمیدانیم کیست؟! تشکیل این جلسات از اول هم درست نبود و ما تا حالا تحمل کردیم ولی الان که چیزی به انقلاب نمانده صلاح نیست این جلسات ادامه پیدا کند و شما این را به ایشان منتقل کنید...هروقت یاد آن صحنه میافتم گریهام میگیرد . وقتی به علامه گفتم، ایشان یک دفعه حالش بد شد و رعشهای که معمولا در دست داشت شدت گرفت. لبهایش میلرزید و صورتش قرمز شد. ۵ دقیقه ای سکوت کرد و چند بار گفت: عجب عجب عجب! و بعد از کمی تامل گفت: من شخصی هستم که گوشه ای نشستهام و چیز مینویسم تنها راه من به جهان و تفکر جهانی و اینکه چه میگذرد این جلسات است، این راهم نمیتوانند به من ببینند؟».
✔️ویدیو: دکتر حسین نصر،فیلسوف و متأله سنتگرای ایرانی و استاد علوم اسلامی در دانشگاه جرج واشینگتن و دستخط علامه طباطبایی برای نگارش کتاب «قرآن در اسلام»
@sahandiranmehr
Telegram
attach 📎
Forwarded from FactNameh | فکتنامه
🔹 سالهاست رسانههای نزدیک به جمهوری اسلامی ادعای مشابهی را تکرار میکنند. حتی مقالهای آکادمیک تحت عنوان «سجده در نماز عامل تخلیه امواج الکترومغناطیسی بدن» ارائه نمایه شدهاست.
🔹 دستگاه EMFسنج AS1392 اسمارت سنسور، که در دست آدام مرادی دیده میشود، دمای محیط و شدت میدان مغناطیسی را اندازه میگیرد. بازه عملکرد دستگاه ۰ تا ۲۰۰۰ میلی گاوس، در محدوده ۳۰ تا ۳۰۰ هرتز است.
🔹 بنابراین EMFسنج AS1392 قادر به ردیابی امواج موبایل، وایفای و بلوتوث نیست. این دستگاه نمیتواند امواج بلوتوث ایرپاد را ردیابی کند.
🔹 تحقیقات کمیسیون بینالمللی حفاظت از تشعشعات غیریونیزان (ICNIRP) در همکاری با سازمان بهداشت جهانی حاکی است: «هیچ مدرکی مبنی بر ارتباط علائم (درد و رنج و اضطراب) در افراد با قرارگرفتن در معرض امواج رادیویی وجود ندارد.»
🔹 ادعای «استرس و اضطراب ناشی از EMF یا میدان الکترومغناطیسی» (Electromagnetic hypersensitivity) یا به اختصار EHS، شبهعلم است و مدعیان دچار اثر Nocebo هستند.
🔹 امواج رادیویی تقریبا همه اطراف ما را فراگرفتهاند. این امواج از ابتدای تکامل حیات روی زمین وجود داشتهاند و فراگیری آنها منحصر به تمدن بشری نیست.
🔹 اتصال به زمین، برای تخلیه جریان الکتریکی انجام میشود و جریان ناشی از اختلاف پتانسیل است. اما امواج رادیویی، در بدن انسان، اثر حرارتی دارند و باعث بالارفتن دمای بافت میشوند.
🔹 سجده (یا مشابه آن و همانطور که بعضی کاربران در کامنتها اشاره کردهاند؛ یوگا) در بسیاری از مواقع روی فرش یا موکت یا پد ویژه انجام میشود که اصولا اتصال به زمین را برقرار نمیکند.
🔹 بنابراین فکتنامه به این ادعای شبهعلمی آدام مرادی که در شبکه های اجتماعی بسیار دیده شده مبنی بر اینکه «با سجده کردن، امواج مضر EMF را از بدن تخلیه کنید» نشان شاخدار میدهد.
👈 در فکتنامه بخوانید
👈 در تلگرام بخوانید
✅ @Factnameh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
⏹⭕️کشورداری مبتنی بر عدد و عقلانیت، مقایسه ایران و آمریکا
✍️محمدرضا اسلامی؛ استاد دانشگاه ایالتی پلیتکنیک کالیفرنیا
دولت آمریکا هر سال آمار مربوط به صنعت ساختمان و ساخت و ساز در این کشور را منتشر می کند. برای آشنایی با ابعاد این بخش از اقتصاد باید بدانیم که ابعاد بازار ساخت و ساز در بازه یک ساله منتهی به شهریور ماه امسال حدودا ۲۰۰۰ میلیارد دلار بوده که حدودا ده درصد اقتصاد ایالات متحده است. (+)
مهندسین معمار و سازه، متولیان احداث بنا در دنیای مدرن محسوب می شوند ولی دانشِ مهندسین سازه و معمار برای سیاست گذاری در امر مسکن کافی نیست، بلکه تدوین استراتژیهای این حوزه، بحثی چندوجهی/پیچیده است و نیازمند آمار و ارقام روشن و دقیق.
در آمریکا چه تعداد خانه ساخته شد؟ جواب دقیق و روشن است:
در سال گذشته یک میلیون و ۲۲هزار واحد مسکنِ «یک واحدی» و ۳۶۸هزار مسکن «چند واحدی» ساخته شده و پروانه پایان کار دریافت کرده است. یعنی جمعا ظرفیت اقتصاد آمریکا در بخش مسکن، توانِ ساخت ۱ میلیون و ۳۹۰ هزار واحد مسکونی را داشته است. (+)
دقت کنیم! وقتی که یک نفر بگوید ما «به راحتی می توانیم سالی یک میلیون مسکن بسازیم باید بداند درباره چه چیزی صحبت می کند. سردار رستم قاسمی در این زمینه مصاحبه ای کرد و گفت که یک میلیون مسکن در سال «شدنی» است (+) ولی گذر زمان نشان داد اینگونه حرفها بی پشتوانه مبتنی بر عدد، محاسبه و عقلانیت است.
سوال بعدی نوع سازه واحدهای مسکونی «چندواحدی» چه بوده است؟
بر خلاف انتظار ما در میان آن ۳۶۸ هزار مسکن چندواحدی مذکور، وضعیت «سازه» خانه ها به شرح زیر بوده است: ۷۳٪ درصد آنها دارای «سازه چوبی» بوده اند و ۲۷٪ درصد باقیمانده دارای سازه های بتنی و فولادی بوده اند. مطابق آمار رسمی دولت آمریکا، فولاد و سیمان عمدتا در سازه های بلندمرتبه استفاده می شود و مصالح اصلی ساخت و ساز (در مسکنِ غیر بلندمرتبه) چوب است.
نکته کلیدی همین جاست که این آمار نشان دهنده سرانه مصرف انرژی در روند «احداث» ساختمان نیز هست. برای ساخت سازه های بتنی به سیمان و برای ساخت سازه های فولادی به پروفیلهای فولاد نیاز است که هر دوی این ها توسط دو «صنعت انرژی بر» و «آلاینده محیط زیست» تولید می شوند. در کشور آمریکا با وجود قدمتِ صنایع فولاد و سیمان، چوب به عنوان مصالح اصلی در انبوه سازی مورد توجه قرار گرفته و این امر باعث شده تا بخش قابل توجهی از «انرژی کشور» به سمت تولید سیمان و فولاد رهنمون نشود، و محیط زیست هم کمتر دچار آسیب شود. همین رویکرد را ژاپنی ها هم در چندسال اخیر داشته اند و به سمت سازه های چوبی رفته اند (+).
چقدر دی اکسید کربن برای ساخت یک متر مربع مسکن تولید می شود؟
مطالعات پژوهشگران نشان می دهد برای تولید یک تُن سیمان، حدود ۹۰۰ کیلوگرم دی اکسید کربن (CO2) تولید می شود. پروسه تولید سیمان نیاز به انرژی و حرارت بالا (حدود ۱۲۰۰ درجه سانتیگراد) دارد. در بحث تولید فولاد اعداد وحشتناک تر است. برای تولید یک تن فولاد، بیش از یک تن دی اکسید کربن وارد محیط زیست می شود.
بگذارید این را ملموس تر بیان کنم: یک ساختمان 5 طبقه با قاب خمشی فولادی با هزار مترمربع زیربنا را فرض کنیم. مهندسین برای هر متر مربع حدودا ۱۰۰ کیلوگرم فولاد طراحی می کنند. لذا جمعا ۱۰۰ تن فولاد برای ساخت این ساختمان نیاز است که باعث تولید بیش از ۱۰۰ تن دی اکسید کربن می شود.
همچنین هر دوی این صنایع (خصوصا صنعت فولاد) «آب بر» محسوب می شوند. برای تولید یک تن فولاد ۲۳۰هزار لیتر آب مصرف می شود (+,+). یعنی استفاده از سازه چوبی در آمریکا باعث شده علاوه بر تولید کمتر کربن، آب کمتری نیز مصرف شود.
⏹⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
مساله همین جاست: عدد و عقلانیت! عدد پیش نیاز محاسبه است و محاسبه زیربنای عقلانیت. ما در ایران نیاز داریم عدد بفهمیم! تا عدد نباشد و محاسبه نکنیم، تصمیمات ما فضایی و وعده های ما تخیلی خواهد بود برای آنکه از کشورداری فضایی-تخیلی به کشورداری عقلایی-منطقی مهاجرت کنیم ما نیازمند عدد هستم و سپس محاسبه و سپس به چالش کشیدن مفروضات و تصمیمات.
مثلا می شود این سوال را مطرح کرد که آیا بهتر نیست در ایران چوب را وارد کنیم ولی «انرژی و آب کشور» را در تولید فولاد و سیمان به هدر ندهیم؟ آیا دانشگاههای ما در این زمینه مطالعه ای داشته اند؟ امیدوارم که انجام شده باشد! البته امیدوارم! چوب اساسا کالای گران قیمت/سنگینی محسوب نمی شود و با توجه به شرایط بحرانی آب/انرژی و محیط زیست نیازمند مطالعه جدی درباره آنالیز قیمت/انرژی احداث سازه های چوبی در انبوه سازی هستیم.
ارایه آمار با سه ویژگی دقیق، پایدار و شفاف یکی از ضرورتهای کشورداری مدرن است. بدون وجود آمار پایدار، روشن و دقیق، همیشه در حال کلی گویی هستیم و وعده های غیردقیق.
شبکه توسعه
✍️محمدرضا اسلامی؛ استاد دانشگاه ایالتی پلیتکنیک کالیفرنیا
دولت آمریکا هر سال آمار مربوط به صنعت ساختمان و ساخت و ساز در این کشور را منتشر می کند. برای آشنایی با ابعاد این بخش از اقتصاد باید بدانیم که ابعاد بازار ساخت و ساز در بازه یک ساله منتهی به شهریور ماه امسال حدودا ۲۰۰۰ میلیارد دلار بوده که حدودا ده درصد اقتصاد ایالات متحده است. (+)
مهندسین معمار و سازه، متولیان احداث بنا در دنیای مدرن محسوب می شوند ولی دانشِ مهندسین سازه و معمار برای سیاست گذاری در امر مسکن کافی نیست، بلکه تدوین استراتژیهای این حوزه، بحثی چندوجهی/پیچیده است و نیازمند آمار و ارقام روشن و دقیق.
در آمریکا چه تعداد خانه ساخته شد؟ جواب دقیق و روشن است:
در سال گذشته یک میلیون و ۲۲هزار واحد مسکنِ «یک واحدی» و ۳۶۸هزار مسکن «چند واحدی» ساخته شده و پروانه پایان کار دریافت کرده است. یعنی جمعا ظرفیت اقتصاد آمریکا در بخش مسکن، توانِ ساخت ۱ میلیون و ۳۹۰ هزار واحد مسکونی را داشته است. (+)
دقت کنیم! وقتی که یک نفر بگوید ما «به راحتی می توانیم سالی یک میلیون مسکن بسازیم باید بداند درباره چه چیزی صحبت می کند. سردار رستم قاسمی در این زمینه مصاحبه ای کرد و گفت که یک میلیون مسکن در سال «شدنی» است (+) ولی گذر زمان نشان داد اینگونه حرفها بی پشتوانه مبتنی بر عدد، محاسبه و عقلانیت است.
سوال بعدی نوع سازه واحدهای مسکونی «چندواحدی» چه بوده است؟
بر خلاف انتظار ما در میان آن ۳۶۸ هزار مسکن چندواحدی مذکور، وضعیت «سازه» خانه ها به شرح زیر بوده است: ۷۳٪ درصد آنها دارای «سازه چوبی» بوده اند و ۲۷٪ درصد باقیمانده دارای سازه های بتنی و فولادی بوده اند. مطابق آمار رسمی دولت آمریکا، فولاد و سیمان عمدتا در سازه های بلندمرتبه استفاده می شود و مصالح اصلی ساخت و ساز (در مسکنِ غیر بلندمرتبه) چوب است.
نکته کلیدی همین جاست که این آمار نشان دهنده سرانه مصرف انرژی در روند «احداث» ساختمان نیز هست. برای ساخت سازه های بتنی به سیمان و برای ساخت سازه های فولادی به پروفیلهای فولاد نیاز است که هر دوی این ها توسط دو «صنعت انرژی بر» و «آلاینده محیط زیست» تولید می شوند. در کشور آمریکا با وجود قدمتِ صنایع فولاد و سیمان، چوب به عنوان مصالح اصلی در انبوه سازی مورد توجه قرار گرفته و این امر باعث شده تا بخش قابل توجهی از «انرژی کشور» به سمت تولید سیمان و فولاد رهنمون نشود، و محیط زیست هم کمتر دچار آسیب شود. همین رویکرد را ژاپنی ها هم در چندسال اخیر داشته اند و به سمت سازه های چوبی رفته اند (+).
چقدر دی اکسید کربن برای ساخت یک متر مربع مسکن تولید می شود؟
مطالعات پژوهشگران نشان می دهد برای تولید یک تُن سیمان، حدود ۹۰۰ کیلوگرم دی اکسید کربن (CO2) تولید می شود. پروسه تولید سیمان نیاز به انرژی و حرارت بالا (حدود ۱۲۰۰ درجه سانتیگراد) دارد. در بحث تولید فولاد اعداد وحشتناک تر است. برای تولید یک تن فولاد، بیش از یک تن دی اکسید کربن وارد محیط زیست می شود.
بگذارید این را ملموس تر بیان کنم: یک ساختمان 5 طبقه با قاب خمشی فولادی با هزار مترمربع زیربنا را فرض کنیم. مهندسین برای هر متر مربع حدودا ۱۰۰ کیلوگرم فولاد طراحی می کنند. لذا جمعا ۱۰۰ تن فولاد برای ساخت این ساختمان نیاز است که باعث تولید بیش از ۱۰۰ تن دی اکسید کربن می شود.
همچنین هر دوی این صنایع (خصوصا صنعت فولاد) «آب بر» محسوب می شوند. برای تولید یک تن فولاد ۲۳۰هزار لیتر آب مصرف می شود (+,+). یعنی استفاده از سازه چوبی در آمریکا باعث شده علاوه بر تولید کمتر کربن، آب کمتری نیز مصرف شود.
⏹⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
مساله همین جاست: عدد و عقلانیت! عدد پیش نیاز محاسبه است و محاسبه زیربنای عقلانیت. ما در ایران نیاز داریم عدد بفهمیم! تا عدد نباشد و محاسبه نکنیم، تصمیمات ما فضایی و وعده های ما تخیلی خواهد بود برای آنکه از کشورداری فضایی-تخیلی به کشورداری عقلایی-منطقی مهاجرت کنیم ما نیازمند عدد هستم و سپس محاسبه و سپس به چالش کشیدن مفروضات و تصمیمات.
مثلا می شود این سوال را مطرح کرد که آیا بهتر نیست در ایران چوب را وارد کنیم ولی «انرژی و آب کشور» را در تولید فولاد و سیمان به هدر ندهیم؟ آیا دانشگاههای ما در این زمینه مطالعه ای داشته اند؟ امیدوارم که انجام شده باشد! البته امیدوارم! چوب اساسا کالای گران قیمت/سنگینی محسوب نمی شود و با توجه به شرایط بحرانی آب/انرژی و محیط زیست نیازمند مطالعه جدی درباره آنالیز قیمت/انرژی احداث سازه های چوبی در انبوه سازی هستیم.
ارایه آمار با سه ویژگی دقیق، پایدار و شفاف یکی از ضرورتهای کشورداری مدرن است. بدون وجود آمار پایدار، روشن و دقیق، همیشه در حال کلی گویی هستیم و وعده های غیردقیق.
شبکه توسعه
www.census.gov
Press Release