Forwarded from خانه اخلاقپژوهان جوان
#رویداد
#اطلاع_رسانی
ثبت نام مدرسه زمستانه خانه اخلاق شروع شد
۱۰ و ۱۱ اسفندماه؛
حضوری و مجازی
🔹دیباچهای به اخلاقآموزی
📍مکان برگزاری: قم، خیابان ساحلی (مصلی)، بین کوچه ۲۰ و ۲۲، پلاک ۲۲۱
در پایان دوره به شرکتکنندگاه گواهی حضور در دوره داده میشود.
با توجه به محدود بودن ظرفیت، حضور تنها برای افرادی که ثبت نام کنند امکان پذیر است.
همین حالا از طریق سایت ما ثبت نام کنید.
اینجا چراغی روشن است...!
به کانال خانۀ اخلاقپژوهان جوان بپیوندید:
@EthicsHouse
#اطلاع_رسانی
ثبت نام مدرسه زمستانه خانه اخلاق شروع شد
۱۰ و ۱۱ اسفندماه؛
حضوری و مجازی
🔹دیباچهای به اخلاقآموزی
📍مکان برگزاری: قم، خیابان ساحلی (مصلی)، بین کوچه ۲۰ و ۲۲، پلاک ۲۲۱
در پایان دوره به شرکتکنندگاه گواهی حضور در دوره داده میشود.
با توجه به محدود بودن ظرفیت، حضور تنها برای افرادی که ثبت نام کنند امکان پذیر است.
همین حالا از طریق سایت ما ثبت نام کنید.
اینجا چراغی روشن است...!
به کانال خانۀ اخلاقپژوهان جوان بپیوندید:
@EthicsHouse
در دبیرستانی در شیراز که آقای دکتر "مهدی حمیدی" دبیر ادبیات آن بود ثبت نام کرده بودم. اولین انشا را با این مضمون دادند:
دیوان حافظ بهتر است یا مولوی ؟
برداشتم نوشتم: من یک بچه قشقایی از عشایر هستم.
بهتر است از بنده بپرسید:
میش چند ماهه می زاید؟
اسب بیشتر بار می برد یا خر؟
تا برای من کاملا روشن باشد. ...
و تقریبا شرح مفصلی از حیوانات که جز لاینفک زندگی عشایر بود، ارائه دادم و قلمفرسایی کردم و در پایان نوشتم
من دیوان حافظ و مولوی را بیشتر در ویترین کتاب فروشی ها دیده ام.چگونه می توانم راجع به فرق و برتری این با آن انشا بنویسم؟
وقتی شروع به خواندن انشا کردم، خنده بچه ها گوش فلک ر ا پر کرد؛ ولی آقای حمیدی فکورانه به آن گوش کرد و به من نمره بیست داد.
در کمال تعجب و ناباوری گفت: اتفاقا این جوان، نویسنده بزرگی خواهد شد. ...
✍️(محمد بهمن بیگی
پایه گذار آموزش عشایر ایران
نویسنده کتاب ایل من بخارای من
برنده جوایز یونسکو)
@practicalethics
دیوان حافظ بهتر است یا مولوی ؟
برداشتم نوشتم: من یک بچه قشقایی از عشایر هستم.
بهتر است از بنده بپرسید:
میش چند ماهه می زاید؟
اسب بیشتر بار می برد یا خر؟
تا برای من کاملا روشن باشد. ...
و تقریبا شرح مفصلی از حیوانات که جز لاینفک زندگی عشایر بود، ارائه دادم و قلمفرسایی کردم و در پایان نوشتم
من دیوان حافظ و مولوی را بیشتر در ویترین کتاب فروشی ها دیده ام.چگونه می توانم راجع به فرق و برتری این با آن انشا بنویسم؟
وقتی شروع به خواندن انشا کردم، خنده بچه ها گوش فلک ر ا پر کرد؛ ولی آقای حمیدی فکورانه به آن گوش کرد و به من نمره بیست داد.
در کمال تعجب و ناباوری گفت: اتفاقا این جوان، نویسنده بزرگی خواهد شد. ...
✍️(محمد بهمن بیگی
پایه گذار آموزش عشایر ایران
نویسنده کتاب ایل من بخارای من
برنده جوایز یونسکو)
@practicalethics
غلط ننویسیم وغلط تلفظ نکنیم*
تلفظ درستِ کلمات ومعنی درست آنهارا یادبگیریم:
❌غلط: خواب زَن چپه
✅درست: خواب ظن چپه
👈-ظن: شک و گمان
(منظورازخواب ظن بدین معناست که با شک وگمان به چیزی خوابیده باشی و خواب دیده باشی،نه خواب زن!!)
❌غلط: گرگ باران دیده
✅درست: گرگ بالان دیده
👈-بالان:تلهای که برای گرفتن ویا کشتن جانوران ازآن استفاده میشود
(گرگی که ازتلههای مرگبارزیادی،جان سالم بدر برده باشد)
❌غلط: بَعضِ شما نباشه
✅درست: به از شما نباشه
👈-بِه: بهتر، برتر
❌غلط: پیار سال
✅درست: پیرار سال
👈- پیرار: دو سال قبل!
❌غلط: تخمه ژاپنی
✅درست: تخمه جابانی
👈-جابان:منطقهای دردماوندست که در گذشته این محصول راتولید میکرد!بدین دلیل درزمانهای قدیم،این محصول به عنوان"تخمه جابانی"شناخته میشدکه بدلیل عدم آگاهی هموطنان،کمکم تلفظ آن ازتخمه جابانی به تخمه ژاپنی تغییریافت
❌غلط: پهباد
✅درست: پهپاد
👈👇- پ: پرنده
- ه: هدایت
- پ: پذیر
- ا: از
- د: دور
👆مخفف پرنده هدایتپذیرازدور👆
❌غلط: تیلیت (آبگوشت و آبدوغ)
✅درست: تِرید
❌غلط: ضربالعجل
✅درست: ضربالاجل
❌غلط: طاق زدن
✅درست: تاخت زدن
👈- تاخت: معاوضه کردن
❌غلط: پارس کردن سگ
- هرگز،هیچ کجاودرهیچ زمانی نگویید: این سگ پارس میکند،چراکه ریشه و اصالت ایرانی،کلمه"پارس"میباشدواز قدیم ایرانی به اسم"پارسی"شناخته میشد.
✅✅درست: پاس کردن سگ
✅👈- پاس: نگهبانی، پاسبانی
👈✅سگ پاس میکند،یعنی مشغول پاس ونگهبانی ست.لذاهروقت بگوییم "سگ پاس میکند"یعنی داردباصدایش، پاسبانی میکندونگهبانی میدهد.
❌غلط : ارج و قرب
✅درست: اجر و قرب
❌غلط: فلاکس چای
✅درست: فلاسک چای
❌غلط: جد و آباد
✅درست: جد و آباء
👈-جد: پدر آباء: پدران
❌غلط: ظرص قاطع
✅درست: ضرس قاطع
👈- ضرس: دندان.
ضرس قاطع تشبیه ازفردیست که با فشردن دندانهایش روی هم،هنگام صحبت،اطمینان ازدرستی کلامش رابه مخاطب القا میکند.
❌غلط: راجبِ
✅درست: راجع به
❌غلط: پیشِ قاضی و مَلَقبازی
✅درست: پیشِ غازی و معلقبازی
👈-غازی: بندباز، آکروباتباز
👈✅پیش آدم آکروباتباز، معلقبازی نکن.
@practicalethics
تلفظ درستِ کلمات ومعنی درست آنهارا یادبگیریم:
❌غلط: خواب زَن چپه
✅درست: خواب ظن چپه
👈-ظن: شک و گمان
(منظورازخواب ظن بدین معناست که با شک وگمان به چیزی خوابیده باشی و خواب دیده باشی،نه خواب زن!!)
❌غلط: گرگ باران دیده
✅درست: گرگ بالان دیده
👈-بالان:تلهای که برای گرفتن ویا کشتن جانوران ازآن استفاده میشود
(گرگی که ازتلههای مرگبارزیادی،جان سالم بدر برده باشد)
❌غلط: بَعضِ شما نباشه
✅درست: به از شما نباشه
👈-بِه: بهتر، برتر
❌غلط: پیار سال
✅درست: پیرار سال
👈- پیرار: دو سال قبل!
❌غلط: تخمه ژاپنی
✅درست: تخمه جابانی
👈-جابان:منطقهای دردماوندست که در گذشته این محصول راتولید میکرد!بدین دلیل درزمانهای قدیم،این محصول به عنوان"تخمه جابانی"شناخته میشدکه بدلیل عدم آگاهی هموطنان،کمکم تلفظ آن ازتخمه جابانی به تخمه ژاپنی تغییریافت
❌غلط: پهباد
✅درست: پهپاد
👈👇- پ: پرنده
- ه: هدایت
- پ: پذیر
- ا: از
- د: دور
👆مخفف پرنده هدایتپذیرازدور👆
❌غلط: تیلیت (آبگوشت و آبدوغ)
✅درست: تِرید
❌غلط: ضربالعجل
✅درست: ضربالاجل
❌غلط: طاق زدن
✅درست: تاخت زدن
👈- تاخت: معاوضه کردن
❌غلط: پارس کردن سگ
- هرگز،هیچ کجاودرهیچ زمانی نگویید: این سگ پارس میکند،چراکه ریشه و اصالت ایرانی،کلمه"پارس"میباشدواز قدیم ایرانی به اسم"پارسی"شناخته میشد.
✅✅درست: پاس کردن سگ
✅👈- پاس: نگهبانی، پاسبانی
👈✅سگ پاس میکند،یعنی مشغول پاس ونگهبانی ست.لذاهروقت بگوییم "سگ پاس میکند"یعنی داردباصدایش، پاسبانی میکندونگهبانی میدهد.
❌غلط : ارج و قرب
✅درست: اجر و قرب
❌غلط: فلاکس چای
✅درست: فلاسک چای
❌غلط: جد و آباد
✅درست: جد و آباء
👈-جد: پدر آباء: پدران
❌غلط: ظرص قاطع
✅درست: ضرس قاطع
👈- ضرس: دندان.
ضرس قاطع تشبیه ازفردیست که با فشردن دندانهایش روی هم،هنگام صحبت،اطمینان ازدرستی کلامش رابه مخاطب القا میکند.
❌غلط: راجبِ
✅درست: راجع به
❌غلط: پیشِ قاضی و مَلَقبازی
✅درست: پیشِ غازی و معلقبازی
👈-غازی: بندباز، آکروباتباز
👈✅پیش آدم آکروباتباز، معلقبازی نکن.
@practicalethics
زنده یاد ایرج افشار:
خانهای که من در آن زاده شدم و روزگار کودکیام در آن گذشت، باغی بود پوشیده از درختان میوه و کاجهای بلند کهنسال. این باغ در ضلع شمال غربی چهارراهی بود که یک سوی آن راهی بود که به سردر سنگی میرسید و از سوی دیگر به چهارراه آقا شیخ هادی؛ یعنی در تقاطع خیابان پهلوی ـ خیابان قنات بود...
باغ ما یکسره از درختان میوه پوشیده بود. در آن روزگاران مرسوم نبود که درخت تزیینی (بهجز چند تا شمشاد و گلسرخ و گل چایی) بکارند و زمین ثمرآور را به گیاه بیثمر هدر بدهند.
سیب و گلابی و انگور و زردآلو و هلو و آلبالو و خرمالو، هریک به فصل خود، میرسید و چون زیاد بود، سینی میکردند و پدرم برای دوستان میفرستاد.
مزهٔ انجیر ممتاز آنجا هنوز زیر دندانم است. درختهای انجیر را در باغهای قدیم کنار دیوارهای سمت مغرب میکاشتند که آفتابگیر و از سوز زمستان در پناه باشد.
انجیرهای باغ ما سر از دیوار چینهای برون کرده بودند و مقداری از آنها را دستچین میکردند.
#ایرج افشار. خانه و خانواده. در: بخارا، ش ۸۱، خرداد و تیر ۱۳۹۰، ص ۴۱ و ۴۵)
@practicalethics
خانهای که من در آن زاده شدم و روزگار کودکیام در آن گذشت، باغی بود پوشیده از درختان میوه و کاجهای بلند کهنسال. این باغ در ضلع شمال غربی چهارراهی بود که یک سوی آن راهی بود که به سردر سنگی میرسید و از سوی دیگر به چهارراه آقا شیخ هادی؛ یعنی در تقاطع خیابان پهلوی ـ خیابان قنات بود...
باغ ما یکسره از درختان میوه پوشیده بود. در آن روزگاران مرسوم نبود که درخت تزیینی (بهجز چند تا شمشاد و گلسرخ و گل چایی) بکارند و زمین ثمرآور را به گیاه بیثمر هدر بدهند.
سیب و گلابی و انگور و زردآلو و هلو و آلبالو و خرمالو، هریک به فصل خود، میرسید و چون زیاد بود، سینی میکردند و پدرم برای دوستان میفرستاد.
مزهٔ انجیر ممتاز آنجا هنوز زیر دندانم است. درختهای انجیر را در باغهای قدیم کنار دیوارهای سمت مغرب میکاشتند که آفتابگیر و از سوز زمستان در پناه باشد.
انجیرهای باغ ما سر از دیوار چینهای برون کرده بودند و مقداری از آنها را دستچین میکردند.
#ایرج افشار. خانه و خانواده. در: بخارا، ش ۸۱، خرداد و تیر ۱۳۹۰، ص ۴۱ و ۴۵)
@practicalethics
محمدتقی اسلامی:
بخشی از سخن سردبیری من بر شماره 14 حیات معنوی:
وقت آن رسیده که همکاری اندیشمندان اخلاق حرفهای با مدیران نقشآفرین در حوزههای علمیه اصلاح ساختارهای معیوب اخلاقی را رقم زند. از جمله این ساختارهای معیوب که لازم است اصلاح شوند:
1. فقدان استقلال اقتصادی و مدیریتی حوزه؛
2. مبانی جزماندیشانه و غیرمحقق پرور در نظام تعلیم و تعلم روحانیت؛
3. ساختارهای خودشیفتهپرور در تهذیب فردی و خودکامهپرور در اخلاق اجتماعی طلاب؛
4. پراکندگی بیقاعده مراکز تولید دانش در حوزه؛
5. سیاستزدگی محصولات علمی و تبلیغی؛
6. حضور غیرضابطهمند روحانیون در عرصههای مدیریتی کشور؛
مطالعات اخلاق حرفهای در سازمان روحانیت میتواند نشان دهد چگونه چنین ساختارهایی ممکن است بسترساز ناهنجاریها و نابسامانیهای اخلاقی در نهاد روحانیت شوند. افزون بر اینکه گستردگی جمعیت طلاب، پیچیدگی روزافزون زندگی اخلاقی آنان به دلیل مواجهه با دنیایی پر از تحولات و مسائل نو به نو و پیدایش دستگاههایی که به موازات روحانیت مشغول دخالتهای نابجا در انجام وظایف این نهاد هستند، نگاه صرفا موعظهای به اخلاق را به شدت زیر سؤال برده است.
@practicalethics
بخشی از سخن سردبیری من بر شماره 14 حیات معنوی:
وقت آن رسیده که همکاری اندیشمندان اخلاق حرفهای با مدیران نقشآفرین در حوزههای علمیه اصلاح ساختارهای معیوب اخلاقی را رقم زند. از جمله این ساختارهای معیوب که لازم است اصلاح شوند:
1. فقدان استقلال اقتصادی و مدیریتی حوزه؛
2. مبانی جزماندیشانه و غیرمحقق پرور در نظام تعلیم و تعلم روحانیت؛
3. ساختارهای خودشیفتهپرور در تهذیب فردی و خودکامهپرور در اخلاق اجتماعی طلاب؛
4. پراکندگی بیقاعده مراکز تولید دانش در حوزه؛
5. سیاستزدگی محصولات علمی و تبلیغی؛
6. حضور غیرضابطهمند روحانیون در عرصههای مدیریتی کشور؛
مطالعات اخلاق حرفهای در سازمان روحانیت میتواند نشان دهد چگونه چنین ساختارهایی ممکن است بسترساز ناهنجاریها و نابسامانیهای اخلاقی در نهاد روحانیت شوند. افزون بر اینکه گستردگی جمعیت طلاب، پیچیدگی روزافزون زندگی اخلاقی آنان به دلیل مواجهه با دنیایی پر از تحولات و مسائل نو به نو و پیدایش دستگاههایی که به موازات روحانیت مشغول دخالتهای نابجا در انجام وظایف این نهاد هستند، نگاه صرفا موعظهای به اخلاق را به شدت زیر سؤال برده است.
@practicalethics
نوروز سنت نیست فرهنگ است. فریدون مجلسی در یادداشتی که در روزنامه اعتماد منتشر شده نوشته است : نوروز سُنت نیست، فرهنگ است! نوروز نقاشی و رنگآمیزی است، هنر است. نوروز موسیقی و تازگی و جوانی و عشق و دوستی است. نوروز نماد پیروزی نیکی بر بدی است. تعادل بهاری است، کنار گذاشتن کینهها و پاس داشتن دوستیها و خویشیها است، پرورنده صلح و آشتی است. نوروز خانهتکانی و دور کردن پلشتی و آلودگی از آشیانه و از خویشتن است. نوروز زمان تازگی و شادی و لبخند است. نوروز بالاتر از سُنت است.
ادامه 👇
ادامه 👇
بوداییان برای رسیدن به عبادتگاهشان رنج و درد بسیار بر خود روا میدارند، راهی دراز و دشوار را بر سینه میخزند تا مگر نذرشان برآورده شود. هندوان پسانداز سالانه خود را صرف سفر به بنارس میکنند تا در آب گنگ، همان جا که خاکستر و پس مانده مردگانشان را میریزند، خود را در آن آب گل آلود بشویند تا مگر روانشان پاک شود و آرامش یابند. اینها سُنتهایی است بر جای مانده از گذشته، از زمانهایی که خرد و دانش انسانها اندک و دامنه توهم گسترده بود. رنج بردن را بهایی میانگاشتند تا نیاز خود را به آن سودا کنند. گویی خدای مهربان فقط رنج و درد را میپذیرد تا راضی شود.
نوروز چنین نیست. بر سر آن سودا نمیشود. نه نازایان را بارور میکند، نه دوزخیان را نوید بهشت میدهد و نه رنج و دردی به امیدی واهی روا میدارد. بر سنتها خردهها میگیرند که گذشته و باورهای گذشتگان را با مناسک و رنجهای نامفهوم بر مدعیان دانش و فرزانگی امروز چیره میکند. اما نوروز همچون موسیقی و هنرهای دیگر است. مانند کتاب و گزارشی از خوبیها و فرزانگیهای پیشینیان است، نه بازتاب چالشها و خشمها. رنج و زیانی در کار آن نیست، هفتسین رنگارنگ نمادینش نیز جز شادی و امید و خرمی پیامی ندارد.
دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن میگوید: «گستره مرزهای فرهنگی ایران تا آنجایی است که نوروز را پاس میدارند.» نوروز آرش کمانگیر فرهنگ ایرانی است. ایران نماد گسترهای فرهنگی است فراتر از مرزهای سیاسی. در درازای تاریخ بارها شده است که فرمانروایان گوناگون، ایرانی و غیر ایرانی، در یک زمان بر گوشه و کنار ایران فرهنگی حاکم بودهاند اما بر مردمانی حکم میراندهاند که ایرانی بودند. خواه ترک و تورانی و عرب، خواه تاجیک و ازبک و سیستانی، خواه فارس و گیلک و کرد و کرمانی. ایران آنان را جذب و مجذوب خود کرده است. از نیکولای اُولجایتو، نوه هولاکوخان و نبیره چنگیز که تکرار نامهایشان رعشهآور است، سلطان محمد خدابنده را میسازد و آن گنبد و بارگاه مجلل سلطانیه را به یادگار بر جای مینهد. کیمیای این استحاله و تبدیل، پروراندن این ملایمت از آن خشونت، بر آوردن این گُل از آن مرداب، این معجزه و شاهکاری است که از سیاست و شمشیر برنمیآید. از فرهنگی پیر، غنی، لطیف، گسترده و اثرگذار برمیآید که فرهنگ ایرانی نام دارد و نوروز تجلی بی زیان و امید بخش آن است.
اگر صدها میلیون ساکنان این گستره فرهنگی از غرب چین تا شرق اروپا خواهان آنند که نوروز به نمادی جهانی تبدیل شود برای این است که میخواهند آیینی که فقط نماد و پرورنده پاکی و دوستی و نرمش و آشتی و سازگاری و اعتدال و زیبایی و نیکی است و با هیچ دین و مسلکی سر ناسازگاری و ستیز ندارد جهانی و جهانگیر باشد. تا همگان آن را ارج نهند تا نیکی و دوستی و مهر و آشتی را پاس دارند. باشد که ستیزهجویان نوروزاندیش شوند. نوروزتان نوید صلح و آسایش دهد و پیروز باد!»
نوروز چنین نیست. بر سر آن سودا نمیشود. نه نازایان را بارور میکند، نه دوزخیان را نوید بهشت میدهد و نه رنج و دردی به امیدی واهی روا میدارد. بر سنتها خردهها میگیرند که گذشته و باورهای گذشتگان را با مناسک و رنجهای نامفهوم بر مدعیان دانش و فرزانگی امروز چیره میکند. اما نوروز همچون موسیقی و هنرهای دیگر است. مانند کتاب و گزارشی از خوبیها و فرزانگیهای پیشینیان است، نه بازتاب چالشها و خشمها. رنج و زیانی در کار آن نیست، هفتسین رنگارنگ نمادینش نیز جز شادی و امید و خرمی پیامی ندارد.
دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن میگوید: «گستره مرزهای فرهنگی ایران تا آنجایی است که نوروز را پاس میدارند.» نوروز آرش کمانگیر فرهنگ ایرانی است. ایران نماد گسترهای فرهنگی است فراتر از مرزهای سیاسی. در درازای تاریخ بارها شده است که فرمانروایان گوناگون، ایرانی و غیر ایرانی، در یک زمان بر گوشه و کنار ایران فرهنگی حاکم بودهاند اما بر مردمانی حکم میراندهاند که ایرانی بودند. خواه ترک و تورانی و عرب، خواه تاجیک و ازبک و سیستانی، خواه فارس و گیلک و کرد و کرمانی. ایران آنان را جذب و مجذوب خود کرده است. از نیکولای اُولجایتو، نوه هولاکوخان و نبیره چنگیز که تکرار نامهایشان رعشهآور است، سلطان محمد خدابنده را میسازد و آن گنبد و بارگاه مجلل سلطانیه را به یادگار بر جای مینهد. کیمیای این استحاله و تبدیل، پروراندن این ملایمت از آن خشونت، بر آوردن این گُل از آن مرداب، این معجزه و شاهکاری است که از سیاست و شمشیر برنمیآید. از فرهنگی پیر، غنی، لطیف، گسترده و اثرگذار برمیآید که فرهنگ ایرانی نام دارد و نوروز تجلی بی زیان و امید بخش آن است.
اگر صدها میلیون ساکنان این گستره فرهنگی از غرب چین تا شرق اروپا خواهان آنند که نوروز به نمادی جهانی تبدیل شود برای این است که میخواهند آیینی که فقط نماد و پرورنده پاکی و دوستی و نرمش و آشتی و سازگاری و اعتدال و زیبایی و نیکی است و با هیچ دین و مسلکی سر ناسازگاری و ستیز ندارد جهانی و جهانگیر باشد. تا همگان آن را ارج نهند تا نیکی و دوستی و مهر و آشتی را پاس دارند. باشد که ستیزهجویان نوروزاندیش شوند. نوروزتان نوید صلح و آسایش دهد و پیروز باد!»
👆انا لله و انا الیه راجعون
عماد افروغ، جامعه شناس و تحلیلگر سیاسی اجتماعی سحرگاه بیست و سوم رمضان به دیار باقی شتافت!
درگذشت این جامعه شناس ارزشمند را به جامعه علمی کشور تسلیت عرض می کنم.
عماد افروغ را شخصیتی اندیشمند و جستجوگری عطشناک در یافتن راه حل هایی برای معضلات سیاسی اجتماعی ایران می دانستم. اندیشه های او، همچون اندیشه های هر فرزانه دیگری به دور از نقد نبود؛ ولی تعهدی که به حقیقت داشت و شفقتی که نسبت به حل مشکلات ایران داشت، حقا و انصافا ستودنی بود.
روحش شاد و با صاحب لیله القدر همنشین باد!
اخلاق پژوه: محمدتقی اسلامی
عماد افروغ، جامعه شناس و تحلیلگر سیاسی اجتماعی سحرگاه بیست و سوم رمضان به دیار باقی شتافت!
درگذشت این جامعه شناس ارزشمند را به جامعه علمی کشور تسلیت عرض می کنم.
عماد افروغ را شخصیتی اندیشمند و جستجوگری عطشناک در یافتن راه حل هایی برای معضلات سیاسی اجتماعی ایران می دانستم. اندیشه های او، همچون اندیشه های هر فرزانه دیگری به دور از نقد نبود؛ ولی تعهدی که به حقیقت داشت و شفقتی که نسبت به حل مشکلات ایران داشت، حقا و انصافا ستودنی بود.
روحش شاد و با صاحب لیله القدر همنشین باد!
اخلاق پژوه: محمدتقی اسلامی
Forwarded from محمدرضا یوسفی
انا لله و انا الیه راجعون
خبر درگذشت جناب دکتر عماد افروغ تلخ و ناگوار بود.
افروغ مردی آزاده بود. بر محور حق و حقیقت و درکی که از آن داشت، می چرخید. به آرمانهای اول انقلاب وفادار ماند گرچه تلقی خویش را نسبت به آن انگاره ها در طول زمان، تکامل بخشید و از ساده انگاری های ابتدایی فاصله گرفت.
پس از ورود به مجلس، مناسبات قدرت و روابط پیچیده درون حاکمیت را به خوبی فهمید و دانست که او و امثال او در این مناسبات، تزیین مجالسند و تاثیر چندانی در روند تغییرات نخواهند داشت. از این رو در هیچ انتخابات دیگری کاندیدا نشد و سعی کرد در نقش یک نظریه پرداز و ناصحی امین به آسیب شناسی بپردازد و توصیه هایی برای بهبود داشته باشد. او با این انتخاب، آگاهانه به منافع خویش پشت پا زد و حقیقت را بر مصلحت شخصی مقدم داشت.
افروغ در موضع گیری هایش، رضای خدا را در نظر داشت و آنچه را درست می پنداشت به صراحت و صداقت بیان می داشت. هر چند در این راه از طعن و ملامت دوستان قدیمی و همراهان جناحی سابقش در امان نماند، اما او انتخابش را کرده بود.
بیماریش مایه پاکی بیشتر روحش شد. و در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان از میان ما پر کشید.
افروغ یک الگوی رفتاری برای سیاست ورزان و حجتی بر آنان در روز حسابرسی خواهد بود. صداقت، صراحت، ترجیح حقیقت بر مصلحت و اندیشه ورزی از ویژگی های بارز او بود.
درود خداوند بر او و تمامی کسانی که مانند اویند.
@yousefimohamadreza
خبر درگذشت جناب دکتر عماد افروغ تلخ و ناگوار بود.
افروغ مردی آزاده بود. بر محور حق و حقیقت و درکی که از آن داشت، می چرخید. به آرمانهای اول انقلاب وفادار ماند گرچه تلقی خویش را نسبت به آن انگاره ها در طول زمان، تکامل بخشید و از ساده انگاری های ابتدایی فاصله گرفت.
پس از ورود به مجلس، مناسبات قدرت و روابط پیچیده درون حاکمیت را به خوبی فهمید و دانست که او و امثال او در این مناسبات، تزیین مجالسند و تاثیر چندانی در روند تغییرات نخواهند داشت. از این رو در هیچ انتخابات دیگری کاندیدا نشد و سعی کرد در نقش یک نظریه پرداز و ناصحی امین به آسیب شناسی بپردازد و توصیه هایی برای بهبود داشته باشد. او با این انتخاب، آگاهانه به منافع خویش پشت پا زد و حقیقت را بر مصلحت شخصی مقدم داشت.
افروغ در موضع گیری هایش، رضای خدا را در نظر داشت و آنچه را درست می پنداشت به صراحت و صداقت بیان می داشت. هر چند در این راه از طعن و ملامت دوستان قدیمی و همراهان جناحی سابقش در امان نماند، اما او انتخابش را کرده بود.
بیماریش مایه پاکی بیشتر روحش شد. و در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان از میان ما پر کشید.
افروغ یک الگوی رفتاری برای سیاست ورزان و حجتی بر آنان در روز حسابرسی خواهد بود. صداقت، صراحت، ترجیح حقیقت بر مصلحت و اندیشه ورزی از ویژگی های بارز او بود.
درود خداوند بر او و تمامی کسانی که مانند اویند.
@yousefimohamadreza
« پیامبران در جهان بیش از بانگی درنینداختند. آنها هرگز کسی را مجبور به کاری نکردند. خداوند در قرآن به پیامبر می فرماید فذکر انما انت مذکر. لست علیهم بمصیطر.
تنها کار تو ای پیامبر این است که پیام را به گوش مردم برسانی و دعوت حق را ابلاغ کنی و آنها را به اموری که در نفوسشان مرکوز است، متوجه سازی. آدمی دارای دو طبیعت حیوانی و انسانی است. پیامبران طالب آن اند که آدمی حیوانیت خود را صورت انسانی ببخشد و شیطان طالب آن است که آدمی انسانیت خود را صورت حیوانی ببخشد... این دو بانگ همواره در جهان بلند بوده است: یک بانگ ، بانگ صالحان و رسولان خدا و بانگ دیگر بانگ اشقیا و ناپاکان. مهم این است که اینها بانگ اند، نه تازیانه و نه زنجیر. نه به جبر می رانند و نه جبر می بندند. کارشان دلربایی است؛ تا دل ربودۀ کدام شود.»
تنها کار تو ای پیامبر این است که پیام را به گوش مردم برسانی و دعوت حق را ابلاغ کنی و آنها را به اموری که در نفوسشان مرکوز است، متوجه سازی. آدمی دارای دو طبیعت حیوانی و انسانی است. پیامبران طالب آن اند که آدمی حیوانیت خود را صورت انسانی ببخشد و شیطان طالب آن است که آدمی انسانیت خود را صورت حیوانی ببخشد... این دو بانگ همواره در جهان بلند بوده است: یک بانگ ، بانگ صالحان و رسولان خدا و بانگ دیگر بانگ اشقیا و ناپاکان. مهم این است که اینها بانگ اند، نه تازیانه و نه زنجیر. نه به جبر می رانند و نه جبر می بندند. کارشان دلربایی است؛ تا دل ربودۀ کدام شود.»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ثواب المیزانم را با این بیت از شعر ایرجمیرزا عوض میکنم...
ماجرای اشک و تأثر زیاد علامهطباطبایی با یک بیت از شعر ایرجمیرزا | نقل خاطره از آیتالله علوی بروجردی
بعد از پسر، دل پدر آماج تیر شد
آتش زدند لانهٔ مرغ پریده را
«کسیکه این شعر را برای علیاکبرِ امام حسین ‹ع› میسراید، من نمیتوانم توهم این معنا را داشته باشم که آقا سیدالشهدا فردای قیامت نسبت بهاو بیتفاوت باشد.»
©️ @Practicalethics
📺 ثواب المیزانم را با این بیت از شعر ایرجمیرزا عوض میکنم...
ماجرای اشک و تأثر زیاد علامهطباطبایی با یک بیت از شعر ایرجمیرزا | نقل خاطره از آیتالله علوی بروجردی
بعد از پسر، دل پدر آماج تیر شد
آتش زدند لانهٔ مرغ پریده را
«کسیکه این شعر را برای علیاکبرِ امام حسین ‹ع› میسراید، من نمیتوانم توهم این معنا را داشته باشم که آقا سیدالشهدا فردای قیامت نسبت بهاو بیتفاوت باشد.»
©️ @Practicalethics
مناسبت ولادت پيامبر اكرم ص
سروش _ شجريان
غزل مولوی درباره پیامبر اکرم(ص) با دکلمه دکتر سروش و آواز استاد شجریان
تو مگو همه به جنگند و ز صلحِ من چه آید
تو یکی نِهای، هزاری، تو چراغِ خود برافروز🌱
▪️جنگ بههرشکل آن، منشأ شرور است. شُروری که دامنهٔ آن از گسترهٔ زمانیِ خودِ جنگ بسی فراتر میرود.
▪️کودکی که زندگینچشیده مرگ را ملاقات میکند؛
▪️مادری که از گرمای خانواده به داغ خانوادهاش مینشیند؛
▪️پدری که به تماشای تباهی رنجهایش مینشیند
▪️و آبادانیهایی که در قعر ویرانی، هیچ میشوند.
تو یکی نِهای، هزاری، تو چراغِ خود برافروز🌱
▪️جنگ بههرشکل آن، منشأ شرور است. شُروری که دامنهٔ آن از گسترهٔ زمانیِ خودِ جنگ بسی فراتر میرود.
▪️کودکی که زندگینچشیده مرگ را ملاقات میکند؛
▪️مادری که از گرمای خانواده به داغ خانوادهاش مینشیند؛
▪️پدری که به تماشای تباهی رنجهایش مینشیند
▪️و آبادانیهایی که در قعر ویرانی، هیچ میشوند.
Forwarded from رسانه المیزان | Almizan (علی یحیی پور)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 «این را هم نمیتوانند برای من ببینند!»
ماجرای فشار بعضیها برای تعطیلی حلقهٔ بحثِ علامه طباطبایی با پروفسور کربن
«به عنوان شخصی که در گوشهای نشستهام و چیز مینویسم، تنها راه من به جهان و تفکر جهانی و اینکه در جهان چه میگذرد، این یک جلسه است. این را هم نمیتوانند برای من ببینند!»
📓سرشتوسرنوشت، ص۲۴۹
🌐 ۲۴ آبان؛ سالروز بزرگداشت مرحــوم
علامه سید محمد حسین طباطبایی ‹ره›
رسانه المیزان
©️ @AlmizanMedia
📺 «این را هم نمیتوانند برای من ببینند!»
ماجرای فشار بعضیها برای تعطیلی حلقهٔ بحثِ علامه طباطبایی با پروفسور کربن
«به عنوان شخصی که در گوشهای نشستهام و چیز مینویسم، تنها راه من به جهان و تفکر جهانی و اینکه در جهان چه میگذرد، این یک جلسه است. این را هم نمیتوانند برای من ببینند!»
📓سرشتوسرنوشت، ص۲۴۹
🌐 ۲۴ آبان؛ سالروز بزرگداشت مرحــوم
علامه سید محمد حسین طباطبایی ‹ره›
رسانه المیزان
©️ @AlmizanMedia