👆👆 فهرست مطالب و مقدمه کتاب مدلهای اخلاق کاربردی (پژوهشی روششناختی)
👇👇👇
👇👇👇
Forwarded from کانال رسمی محمد مطهری
✅ «عمامهبرداری» در خیابان؛
چگونه به اینجا رسیدیم و چه باید کرد؟
۱۴۰۱/۸/۲۳
محمد مطهری
نکات اصلی یادداشت
🔹 دشمن دشمن است و از هیچ تلاشی برای ترویج عمامهبرداری در خیابان دریغ نمیکند؛ باید دید دوستان چه کردهاند که برخی جوانان ولو اندک به چنین اقدامی دست میزنند.
🔸 برای مقابله با این پدیده، یک ذهن امنیتی بیش از یک راه نمیبیند: دستگیری و ترساندن این افراد، اظهار پشیمانی در مقابل دوربین و احیانا محکومیت سنگین. اما به نظر میرسد راه حل دیگری وجود دارد و آن اینکه اجازه داده شود تصویری واقعی درباره روحانیت و آنچه در عالم روحانیون میگذرد به مردم ارائه شود.
🔹در تصویرگری رسانه ملی از روحانیت، روحانی «منتقد نظام» (و نه معاند) اساسا وجود خارجی ندارد. روحانی کسی است که نسبت به عملکرد نظام صرفا «ثناگو»ست، در برابر هر ظلمی که به نحوی به نظام برگردد «ساکت» است و مواضعش «کپی - پیست» مواضع رسمی نظام است. این است که برای جوان امروزی لباس روحانیت معنایی جز «یونیفورم حکومتی» پیدا نکرده است.
🔸 چون روحانیت مساوی نظام تعریف شده، نه از روحانیون منتقد - که علاقه و دغدغه آنان به حفظ نظام اگر از انقلابیون بیشتر نباشد کمتر نیست - در رسانه ملی خبری هست و نه از در معرض نقد گرفتن روحانیت ولو همراه با پاسخ.
🔹 چقدر جای استاد مطهری این روزها خالی «نیست». خوشا به حال او که رفت و ندید. از همان روزهای اول فریاد برآورد که روحانیت در نظام اسلامی، درست مانند پیش از انقلاب، باید در کنار مردم بوده و نقش ناظر و منتقد را داشته باشد و پست اجرایی نگیرد مگر به ضرورت.
🔸 امروز به جایی رسیدهایم که اگر کسی از نظریه شهید مطهری در لزوم استقلال حوزه و روحانیت دفاع کند «سکولار» خوانده شده و عامدانه و رذیلانه مخالف رهبری قلمداد میشود و به جای «جذب حداکثری» با ناجوانمردی مشمول «لجنمالی حداکثری» میشود. عمامهپرانان واقعی همین کسانی هستند که با تفکر امنیتی، رسالت روحانیت را تملقگویی از نظام دانسته و با این بدعت، حیثیث روحانیت را به هوا میپرانند، نه آن جوان غافلی که گستاخانه عمامه سفید و سیاه را میرباید.
🔹 قبلا در یادداشت «آبان ۱۴۰۰، نقطه عطفی در روحانیت پس از انقلاب؟» توضیح دادهام که استقلال روحانیت هرگز به معنای تقابل با نظام نیست. روحانیت مستقل چون در مقابل هیچ ظلم حکومتی سکوت نمیکند در دل مردم جای میگیرد. این نوع روحانیت است که میتواند همواره در معترضان نفوذ داشته باشد و از به انحراف رفتن اعتراضات جلوگیری کند (بحث در آشوبگران نیست).
🔸 این امر که نباید تفکر امنیتی در غیر جای خود به کار گرفته شود و افراد امنیتی نباید در «امور غیرامنیتی» سیاستگذار و تصمیمگیر اصلی باشند، بر خلاف تهمت مشهور و پرتکرار، به معنای قدرناشناسی از زحمات نیروهای امنیتی نیست تا متلک بیندازند که بله، ای نمکنشناس! اگر آنها نبودند الان ناموست چنین و چنان بود.
مغالطه نکنیم؛ اینکه کسی حق حیات بر کسی داشته باشد یک مسئله است و سپردن همه چیز به دست او مسئلهای دیگر. اگر زحمت جراح قلب نبود بیماری به نام آقای الف اکنون در دیار باقی بود. اما از این امر نباید نتیجه گرفت که بنابراین تصمیمگیری در همه امور فرهنگی و اقتصادی و خانوادگی و صنفی آن بیمار تا آخر عمر باید با رویکرد پزشکی و با تصویب آن پزشک انجام شود. از بزرگترین خدمتها به نظام، جلوگیری از دخالت تفکر امنیتی در امور غیرامنیتی است.
🔸 یک راهکار فوری و غیرامنیتی برای کاهش پدیده عمامهبرداری، گفتگوی رسانه ملی با برخی روحانیونی است که به دلیل مواضع سیاسی از کرسی تدریس یا تبلیغ محروم شده و یا از محل کار اخراج شدهاند. البته گاهی از محکومیت به حبس و شلاق نیز بینصیب نبودهاند (یکی از این افراد اخیرا در یادداشتی خطاب به «عمامهپرانان»، از سرگذشت خود گفته است). اگر مصاحبه با این افراد از محالات امنیتی است، حداقل ارائه آماری از تعداد، نوع اتهام و مجازات در چنین برخوردهایی از طرف دستگاههای قضایی و امنیتی، کمترین کمکی است که میتوان نسبت به طلاب بیپناه در خیابان انجام داد.
🔹 طلبهای که تنها در خیابان راه میرود معمولا نه اهل قدرت است و نه ثروت، و چه بسا هزینه اسنپ هم ندارد. تنها جرمش این است که ترجیح داده به جای تحصیل مکانیک، جامعهشناسی یا هنر در دانشگاه، از طریق فراگیری علوم اسلامی به جامعه خدمت کند. بیشک او به ویژه در این ایام، مصداق «وَ أُوذُوا فی سَبيلی» است که خداوند با چنان لحن لطیفی آنان را در آیه ۱۹۵ سوره آلعمران مورد خطاب قرار داده است.
متن کامل را میتوانید با لمس INSTANT VIEW در انتهای این پست بخوانید.
http://shorturl.at/bcV13
یا در دو پست بعدی در همین کانال
🔻کانال محمد مطهری در تلگرام و ایتا:
http://t.me/m_motahari
http://eitaa.com/m_motahari
چگونه به اینجا رسیدیم و چه باید کرد؟
۱۴۰۱/۸/۲۳
محمد مطهری
نکات اصلی یادداشت
🔹 دشمن دشمن است و از هیچ تلاشی برای ترویج عمامهبرداری در خیابان دریغ نمیکند؛ باید دید دوستان چه کردهاند که برخی جوانان ولو اندک به چنین اقدامی دست میزنند.
🔸 برای مقابله با این پدیده، یک ذهن امنیتی بیش از یک راه نمیبیند: دستگیری و ترساندن این افراد، اظهار پشیمانی در مقابل دوربین و احیانا محکومیت سنگین. اما به نظر میرسد راه حل دیگری وجود دارد و آن اینکه اجازه داده شود تصویری واقعی درباره روحانیت و آنچه در عالم روحانیون میگذرد به مردم ارائه شود.
🔹در تصویرگری رسانه ملی از روحانیت، روحانی «منتقد نظام» (و نه معاند) اساسا وجود خارجی ندارد. روحانی کسی است که نسبت به عملکرد نظام صرفا «ثناگو»ست، در برابر هر ظلمی که به نحوی به نظام برگردد «ساکت» است و مواضعش «کپی - پیست» مواضع رسمی نظام است. این است که برای جوان امروزی لباس روحانیت معنایی جز «یونیفورم حکومتی» پیدا نکرده است.
🔸 چون روحانیت مساوی نظام تعریف شده، نه از روحانیون منتقد - که علاقه و دغدغه آنان به حفظ نظام اگر از انقلابیون بیشتر نباشد کمتر نیست - در رسانه ملی خبری هست و نه از در معرض نقد گرفتن روحانیت ولو همراه با پاسخ.
🔹 چقدر جای استاد مطهری این روزها خالی «نیست». خوشا به حال او که رفت و ندید. از همان روزهای اول فریاد برآورد که روحانیت در نظام اسلامی، درست مانند پیش از انقلاب، باید در کنار مردم بوده و نقش ناظر و منتقد را داشته باشد و پست اجرایی نگیرد مگر به ضرورت.
🔸 امروز به جایی رسیدهایم که اگر کسی از نظریه شهید مطهری در لزوم استقلال حوزه و روحانیت دفاع کند «سکولار» خوانده شده و عامدانه و رذیلانه مخالف رهبری قلمداد میشود و به جای «جذب حداکثری» با ناجوانمردی مشمول «لجنمالی حداکثری» میشود. عمامهپرانان واقعی همین کسانی هستند که با تفکر امنیتی، رسالت روحانیت را تملقگویی از نظام دانسته و با این بدعت، حیثیث روحانیت را به هوا میپرانند، نه آن جوان غافلی که گستاخانه عمامه سفید و سیاه را میرباید.
🔹 قبلا در یادداشت «آبان ۱۴۰۰، نقطه عطفی در روحانیت پس از انقلاب؟» توضیح دادهام که استقلال روحانیت هرگز به معنای تقابل با نظام نیست. روحانیت مستقل چون در مقابل هیچ ظلم حکومتی سکوت نمیکند در دل مردم جای میگیرد. این نوع روحانیت است که میتواند همواره در معترضان نفوذ داشته باشد و از به انحراف رفتن اعتراضات جلوگیری کند (بحث در آشوبگران نیست).
🔸 این امر که نباید تفکر امنیتی در غیر جای خود به کار گرفته شود و افراد امنیتی نباید در «امور غیرامنیتی» سیاستگذار و تصمیمگیر اصلی باشند، بر خلاف تهمت مشهور و پرتکرار، به معنای قدرناشناسی از زحمات نیروهای امنیتی نیست تا متلک بیندازند که بله، ای نمکنشناس! اگر آنها نبودند الان ناموست چنین و چنان بود.
مغالطه نکنیم؛ اینکه کسی حق حیات بر کسی داشته باشد یک مسئله است و سپردن همه چیز به دست او مسئلهای دیگر. اگر زحمت جراح قلب نبود بیماری به نام آقای الف اکنون در دیار باقی بود. اما از این امر نباید نتیجه گرفت که بنابراین تصمیمگیری در همه امور فرهنگی و اقتصادی و خانوادگی و صنفی آن بیمار تا آخر عمر باید با رویکرد پزشکی و با تصویب آن پزشک انجام شود. از بزرگترین خدمتها به نظام، جلوگیری از دخالت تفکر امنیتی در امور غیرامنیتی است.
🔸 یک راهکار فوری و غیرامنیتی برای کاهش پدیده عمامهبرداری، گفتگوی رسانه ملی با برخی روحانیونی است که به دلیل مواضع سیاسی از کرسی تدریس یا تبلیغ محروم شده و یا از محل کار اخراج شدهاند. البته گاهی از محکومیت به حبس و شلاق نیز بینصیب نبودهاند (یکی از این افراد اخیرا در یادداشتی خطاب به «عمامهپرانان»، از سرگذشت خود گفته است). اگر مصاحبه با این افراد از محالات امنیتی است، حداقل ارائه آماری از تعداد، نوع اتهام و مجازات در چنین برخوردهایی از طرف دستگاههای قضایی و امنیتی، کمترین کمکی است که میتوان نسبت به طلاب بیپناه در خیابان انجام داد.
🔹 طلبهای که تنها در خیابان راه میرود معمولا نه اهل قدرت است و نه ثروت، و چه بسا هزینه اسنپ هم ندارد. تنها جرمش این است که ترجیح داده به جای تحصیل مکانیک، جامعهشناسی یا هنر در دانشگاه، از طریق فراگیری علوم اسلامی به جامعه خدمت کند. بیشک او به ویژه در این ایام، مصداق «وَ أُوذُوا فی سَبيلی» است که خداوند با چنان لحن لطیفی آنان را در آیه ۱۹۵ سوره آلعمران مورد خطاب قرار داده است.
متن کامل را میتوانید با لمس INSTANT VIEW در انتهای این پست بخوانید.
http://shorturl.at/bcV13
یا در دو پست بعدی در همین کانال
🔻کانال محمد مطهری در تلگرام و ایتا:
http://t.me/m_motahari
http://eitaa.com/m_motahari
Forwarded from خبرنیوز | khbar_news [FAKE]
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from محمدتقی اسلامی
🔸کتاب مدیریت و اخلاق؛ تالیف دکتر محمدتقی اسلامی، در 326 صفحۀ رقعی و توسط انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به تازگی چاپ شده و در دسترس علاقهمندان به ویژه اندیشمندان عرصۀ مدیریت و کسب و کار قرار دارد.
🔴«مدیریت و اخلاق»🔴
🔸کتاب «مدیریت و اخلاق؛ درنگی در شناسایی و کاربست هنجارهای اخلاقی در مدیریت کسب و کار با رویکرد اسلامی"
این کتاب که حاصل کاری پنجساله بر روی پروژۀ «اخلاق مدیریت» است پاسخ به پرسشهای ذیل را دنبال میکند:
آیا چارچوب یگانه و پایداری برای تعریف و تعیین هنجارهای اخلاقی در مدیریت و کسب و کار وجود دارد که هدایتگر تصمیمهای مدیریتی باشد؟ اگر آری، این چارچوب کدام هنجارهای اخلاقی را تعیین میکند؟ این هنجارها از منظر اخلاق اسلامی چگونه ارزیابی میشوند؟ اخلاق اسلامی چه نقدها و افزودههایی میتواند بر این هنجارها داشته باشد؟ مدیران در سازمانهای کسب و کار با چه مسائلی اخلاقی روبهرو هستند؟ آنان چگونه باید با این مسائل رویارویی داشته باشند؟ راهحل بیتفاوتی مدیران نسبت به مسائل اخلاقی در سازمانها چیست؟
ادامه 👇👇
🔸کتاب «مدیریت و اخلاق؛ درنگی در شناسایی و کاربست هنجارهای اخلاقی در مدیریت کسب و کار با رویکرد اسلامی"
این کتاب که حاصل کاری پنجساله بر روی پروژۀ «اخلاق مدیریت» است پاسخ به پرسشهای ذیل را دنبال میکند:
آیا چارچوب یگانه و پایداری برای تعریف و تعیین هنجارهای اخلاقی در مدیریت و کسب و کار وجود دارد که هدایتگر تصمیمهای مدیریتی باشد؟ اگر آری، این چارچوب کدام هنجارهای اخلاقی را تعیین میکند؟ این هنجارها از منظر اخلاق اسلامی چگونه ارزیابی میشوند؟ اخلاق اسلامی چه نقدها و افزودههایی میتواند بر این هنجارها داشته باشد؟ مدیران در سازمانهای کسب و کار با چه مسائلی اخلاقی روبهرو هستند؟ آنان چگونه باید با این مسائل رویارویی داشته باشند؟ راهحل بیتفاوتی مدیران نسبت به مسائل اخلاقی در سازمانها چیست؟
ادامه 👇👇
🔸فصل نخست این کتاب به کلیات، مفاهیم و به اصطلاح، ترسیم ادبیات بحث میپردازد.
🔸فصل دوم از چگونگی تشخیص صحت و خطای اخلاقی منشها، رفتارها و تصمیمات در سازمانهای کسب و کار سخن میگوید و به این منظور هنجارهایی را تعریف و تعیین کرده، با ارزیابی آنها از نظر اخلاق اسلامی به افزودههایی میرسد که اخلاق اسلامی بر آن هنجارها دارد.
🔸فصل سوم تحت عنوان به سوی کاربست، با مرور بر نوع مسائلی اخلاقی که مدیران در سازمانهای کسب و کار ممکن است با آنها مواجه شوند، از شیوۀ درست رویارویی با آن مسائل بحث میکند و در ادامۀ این بحث، راهحل بیتفاوتی مدیران به مسائل اخلاقی در سازمان را جویا میشود.
🔸در پایان هر فصل پرسشهایی برای گفتوگو و درنگ آمده است. این پرسشها علاوه بر اینکه تلاش فکری خواننده را برای تثبیت مطالب خواندهشده در فصل برمیانگیزد، نظر او را دربارۀ مطالب جویا میشود و نشاندهندۀ بیپایانی درنگ و تأمل در عرصۀ تفکر اخلاقی است.
🔸فصل دوم از چگونگی تشخیص صحت و خطای اخلاقی منشها، رفتارها و تصمیمات در سازمانهای کسب و کار سخن میگوید و به این منظور هنجارهایی را تعریف و تعیین کرده، با ارزیابی آنها از نظر اخلاق اسلامی به افزودههایی میرسد که اخلاق اسلامی بر آن هنجارها دارد.
🔸فصل سوم تحت عنوان به سوی کاربست، با مرور بر نوع مسائلی اخلاقی که مدیران در سازمانهای کسب و کار ممکن است با آنها مواجه شوند، از شیوۀ درست رویارویی با آن مسائل بحث میکند و در ادامۀ این بحث، راهحل بیتفاوتی مدیران به مسائل اخلاقی در سازمان را جویا میشود.
🔸در پایان هر فصل پرسشهایی برای گفتوگو و درنگ آمده است. این پرسشها علاوه بر اینکه تلاش فکری خواننده را برای تثبیت مطالب خواندهشده در فصل برمیانگیزد، نظر او را دربارۀ مطالب جویا میشود و نشاندهندۀ بیپایانی درنگ و تأمل در عرصۀ تفکر اخلاقی است.
✍🏼به خودتان بپردازید!
سالهایی که دو فرزندم دوران نوجوانیشان را سپری میکردندچالشهای زیادی با آنها داشتم. واقعاً متحیر بودم، نمیدانستم آیا آنها مرا آزار میدهند یا من راه تعامل با آنها را بلد نیستم. خلاصه روزگار سختی بود.
به فکرم رسید از بزرگی راهنمایی بخواهم؛ اما از که؟! چالشهایم از نظر خودم چنان پیچیده بودند که نمیتوانستم آنها را برای کسی جز خداوند بازگو کنم.
تا اینکه شبی در حالی که خیلی مضطرب بودم به خواب رفتم و در عالم رؤیا مرحوم آیت الله العظمی محمدتقی بهجت را دیدم که جمعیت زیادی اطرافش را گرفتهاند و از او راهنمایی میخواهند. گفتم چه خوب است من هم مشکلاتم را با ایشان در میان بگذارم، اما جمعیت به قدری بود که نمیتوانستم به ایشان نزدیک شوم. داشتم نقشه میکشیدم چگونه از لابلای جمعیت به ایشان برسم که دیدم با لبخندی گرم به من نگاه میکند.
فرصت را غنیمت شمردم و با صدای بلند، بی آنکه یادم باشد ابتدا سلام کنم، گفتم: آقا! این بچهها اذیتم میکنند، با اینها چه کنم؟!!
ایشان قدری چهره درهم کشید و گفت:
به خودتان بپردازید!!
پ.ن: چندان اعتقادی به خواب ندارم. ولی این از کمشمار رؤیاهایی بود که واقعاً معنی داشت!
سالهایی که دو فرزندم دوران نوجوانیشان را سپری میکردندچالشهای زیادی با آنها داشتم. واقعاً متحیر بودم، نمیدانستم آیا آنها مرا آزار میدهند یا من راه تعامل با آنها را بلد نیستم. خلاصه روزگار سختی بود.
به فکرم رسید از بزرگی راهنمایی بخواهم؛ اما از که؟! چالشهایم از نظر خودم چنان پیچیده بودند که نمیتوانستم آنها را برای کسی جز خداوند بازگو کنم.
تا اینکه شبی در حالی که خیلی مضطرب بودم به خواب رفتم و در عالم رؤیا مرحوم آیت الله العظمی محمدتقی بهجت را دیدم که جمعیت زیادی اطرافش را گرفتهاند و از او راهنمایی میخواهند. گفتم چه خوب است من هم مشکلاتم را با ایشان در میان بگذارم، اما جمعیت به قدری بود که نمیتوانستم به ایشان نزدیک شوم. داشتم نقشه میکشیدم چگونه از لابلای جمعیت به ایشان برسم که دیدم با لبخندی گرم به من نگاه میکند.
فرصت را غنیمت شمردم و با صدای بلند، بی آنکه یادم باشد ابتدا سلام کنم، گفتم: آقا! این بچهها اذیتم میکنند، با اینها چه کنم؟!!
ایشان قدری چهره درهم کشید و گفت:
به خودتان بپردازید!!
پ.ن: چندان اعتقادی به خواب ندارم. ولی این از کمشمار رؤیاهایی بود که واقعاً معنی داشت!
Forwarded from خانه اخلاقپژوهان جوان
#رویداد
#اطلاع_رسانی
ثبت نام مدرسه زمستانه خانه اخلاق شروع شد
۱۰ و ۱۱ اسفندماه؛
حضوری و مجازی
🔹دیباچهای به اخلاقآموزی
📍مکان برگزاری: قم، خیابان ساحلی (مصلی)، بین کوچه ۲۰ و ۲۲، پلاک ۲۲۱
در پایان دوره به شرکتکنندگاه گواهی حضور در دوره داده میشود.
با توجه به محدود بودن ظرفیت، حضور تنها برای افرادی که ثبت نام کنند امکان پذیر است.
همین حالا از طریق سایت ما ثبت نام کنید.
اینجا چراغی روشن است...!
به کانال خانۀ اخلاقپژوهان جوان بپیوندید:
@EthicsHouse
#اطلاع_رسانی
ثبت نام مدرسه زمستانه خانه اخلاق شروع شد
۱۰ و ۱۱ اسفندماه؛
حضوری و مجازی
🔹دیباچهای به اخلاقآموزی
📍مکان برگزاری: قم، خیابان ساحلی (مصلی)، بین کوچه ۲۰ و ۲۲، پلاک ۲۲۱
در پایان دوره به شرکتکنندگاه گواهی حضور در دوره داده میشود.
با توجه به محدود بودن ظرفیت، حضور تنها برای افرادی که ثبت نام کنند امکان پذیر است.
همین حالا از طریق سایت ما ثبت نام کنید.
اینجا چراغی روشن است...!
به کانال خانۀ اخلاقپژوهان جوان بپیوندید:
@EthicsHouse
در دبیرستانی در شیراز که آقای دکتر "مهدی حمیدی" دبیر ادبیات آن بود ثبت نام کرده بودم. اولین انشا را با این مضمون دادند:
دیوان حافظ بهتر است یا مولوی ؟
برداشتم نوشتم: من یک بچه قشقایی از عشایر هستم.
بهتر است از بنده بپرسید:
میش چند ماهه می زاید؟
اسب بیشتر بار می برد یا خر؟
تا برای من کاملا روشن باشد. ...
و تقریبا شرح مفصلی از حیوانات که جز لاینفک زندگی عشایر بود، ارائه دادم و قلمفرسایی کردم و در پایان نوشتم
من دیوان حافظ و مولوی را بیشتر در ویترین کتاب فروشی ها دیده ام.چگونه می توانم راجع به فرق و برتری این با آن انشا بنویسم؟
وقتی شروع به خواندن انشا کردم، خنده بچه ها گوش فلک ر ا پر کرد؛ ولی آقای حمیدی فکورانه به آن گوش کرد و به من نمره بیست داد.
در کمال تعجب و ناباوری گفت: اتفاقا این جوان، نویسنده بزرگی خواهد شد. ...
✍️(محمد بهمن بیگی
پایه گذار آموزش عشایر ایران
نویسنده کتاب ایل من بخارای من
برنده جوایز یونسکو)
@practicalethics
دیوان حافظ بهتر است یا مولوی ؟
برداشتم نوشتم: من یک بچه قشقایی از عشایر هستم.
بهتر است از بنده بپرسید:
میش چند ماهه می زاید؟
اسب بیشتر بار می برد یا خر؟
تا برای من کاملا روشن باشد. ...
و تقریبا شرح مفصلی از حیوانات که جز لاینفک زندگی عشایر بود، ارائه دادم و قلمفرسایی کردم و در پایان نوشتم
من دیوان حافظ و مولوی را بیشتر در ویترین کتاب فروشی ها دیده ام.چگونه می توانم راجع به فرق و برتری این با آن انشا بنویسم؟
وقتی شروع به خواندن انشا کردم، خنده بچه ها گوش فلک ر ا پر کرد؛ ولی آقای حمیدی فکورانه به آن گوش کرد و به من نمره بیست داد.
در کمال تعجب و ناباوری گفت: اتفاقا این جوان، نویسنده بزرگی خواهد شد. ...
✍️(محمد بهمن بیگی
پایه گذار آموزش عشایر ایران
نویسنده کتاب ایل من بخارای من
برنده جوایز یونسکو)
@practicalethics
غلط ننویسیم وغلط تلفظ نکنیم*
تلفظ درستِ کلمات ومعنی درست آنهارا یادبگیریم:
❌غلط: خواب زَن چپه
✅درست: خواب ظن چپه
👈-ظن: شک و گمان
(منظورازخواب ظن بدین معناست که با شک وگمان به چیزی خوابیده باشی و خواب دیده باشی،نه خواب زن!!)
❌غلط: گرگ باران دیده
✅درست: گرگ بالان دیده
👈-بالان:تلهای که برای گرفتن ویا کشتن جانوران ازآن استفاده میشود
(گرگی که ازتلههای مرگبارزیادی،جان سالم بدر برده باشد)
❌غلط: بَعضِ شما نباشه
✅درست: به از شما نباشه
👈-بِه: بهتر، برتر
❌غلط: پیار سال
✅درست: پیرار سال
👈- پیرار: دو سال قبل!
❌غلط: تخمه ژاپنی
✅درست: تخمه جابانی
👈-جابان:منطقهای دردماوندست که در گذشته این محصول راتولید میکرد!بدین دلیل درزمانهای قدیم،این محصول به عنوان"تخمه جابانی"شناخته میشدکه بدلیل عدم آگاهی هموطنان،کمکم تلفظ آن ازتخمه جابانی به تخمه ژاپنی تغییریافت
❌غلط: پهباد
✅درست: پهپاد
👈👇- پ: پرنده
- ه: هدایت
- پ: پذیر
- ا: از
- د: دور
👆مخفف پرنده هدایتپذیرازدور👆
❌غلط: تیلیت (آبگوشت و آبدوغ)
✅درست: تِرید
❌غلط: ضربالعجل
✅درست: ضربالاجل
❌غلط: طاق زدن
✅درست: تاخت زدن
👈- تاخت: معاوضه کردن
❌غلط: پارس کردن سگ
- هرگز،هیچ کجاودرهیچ زمانی نگویید: این سگ پارس میکند،چراکه ریشه و اصالت ایرانی،کلمه"پارس"میباشدواز قدیم ایرانی به اسم"پارسی"شناخته میشد.
✅✅درست: پاس کردن سگ
✅👈- پاس: نگهبانی، پاسبانی
👈✅سگ پاس میکند،یعنی مشغول پاس ونگهبانی ست.لذاهروقت بگوییم "سگ پاس میکند"یعنی داردباصدایش، پاسبانی میکندونگهبانی میدهد.
❌غلط : ارج و قرب
✅درست: اجر و قرب
❌غلط: فلاکس چای
✅درست: فلاسک چای
❌غلط: جد و آباد
✅درست: جد و آباء
👈-جد: پدر آباء: پدران
❌غلط: ظرص قاطع
✅درست: ضرس قاطع
👈- ضرس: دندان.
ضرس قاطع تشبیه ازفردیست که با فشردن دندانهایش روی هم،هنگام صحبت،اطمینان ازدرستی کلامش رابه مخاطب القا میکند.
❌غلط: راجبِ
✅درست: راجع به
❌غلط: پیشِ قاضی و مَلَقبازی
✅درست: پیشِ غازی و معلقبازی
👈-غازی: بندباز، آکروباتباز
👈✅پیش آدم آکروباتباز، معلقبازی نکن.
@practicalethics
تلفظ درستِ کلمات ومعنی درست آنهارا یادبگیریم:
❌غلط: خواب زَن چپه
✅درست: خواب ظن چپه
👈-ظن: شک و گمان
(منظورازخواب ظن بدین معناست که با شک وگمان به چیزی خوابیده باشی و خواب دیده باشی،نه خواب زن!!)
❌غلط: گرگ باران دیده
✅درست: گرگ بالان دیده
👈-بالان:تلهای که برای گرفتن ویا کشتن جانوران ازآن استفاده میشود
(گرگی که ازتلههای مرگبارزیادی،جان سالم بدر برده باشد)
❌غلط: بَعضِ شما نباشه
✅درست: به از شما نباشه
👈-بِه: بهتر، برتر
❌غلط: پیار سال
✅درست: پیرار سال
👈- پیرار: دو سال قبل!
❌غلط: تخمه ژاپنی
✅درست: تخمه جابانی
👈-جابان:منطقهای دردماوندست که در گذشته این محصول راتولید میکرد!بدین دلیل درزمانهای قدیم،این محصول به عنوان"تخمه جابانی"شناخته میشدکه بدلیل عدم آگاهی هموطنان،کمکم تلفظ آن ازتخمه جابانی به تخمه ژاپنی تغییریافت
❌غلط: پهباد
✅درست: پهپاد
👈👇- پ: پرنده
- ه: هدایت
- پ: پذیر
- ا: از
- د: دور
👆مخفف پرنده هدایتپذیرازدور👆
❌غلط: تیلیت (آبگوشت و آبدوغ)
✅درست: تِرید
❌غلط: ضربالعجل
✅درست: ضربالاجل
❌غلط: طاق زدن
✅درست: تاخت زدن
👈- تاخت: معاوضه کردن
❌غلط: پارس کردن سگ
- هرگز،هیچ کجاودرهیچ زمانی نگویید: این سگ پارس میکند،چراکه ریشه و اصالت ایرانی،کلمه"پارس"میباشدواز قدیم ایرانی به اسم"پارسی"شناخته میشد.
✅✅درست: پاس کردن سگ
✅👈- پاس: نگهبانی، پاسبانی
👈✅سگ پاس میکند،یعنی مشغول پاس ونگهبانی ست.لذاهروقت بگوییم "سگ پاس میکند"یعنی داردباصدایش، پاسبانی میکندونگهبانی میدهد.
❌غلط : ارج و قرب
✅درست: اجر و قرب
❌غلط: فلاکس چای
✅درست: فلاسک چای
❌غلط: جد و آباد
✅درست: جد و آباء
👈-جد: پدر آباء: پدران
❌غلط: ظرص قاطع
✅درست: ضرس قاطع
👈- ضرس: دندان.
ضرس قاطع تشبیه ازفردیست که با فشردن دندانهایش روی هم،هنگام صحبت،اطمینان ازدرستی کلامش رابه مخاطب القا میکند.
❌غلط: راجبِ
✅درست: راجع به
❌غلط: پیشِ قاضی و مَلَقبازی
✅درست: پیشِ غازی و معلقبازی
👈-غازی: بندباز، آکروباتباز
👈✅پیش آدم آکروباتباز، معلقبازی نکن.
@practicalethics
زنده یاد ایرج افشار:
خانهای که من در آن زاده شدم و روزگار کودکیام در آن گذشت، باغی بود پوشیده از درختان میوه و کاجهای بلند کهنسال. این باغ در ضلع شمال غربی چهارراهی بود که یک سوی آن راهی بود که به سردر سنگی میرسید و از سوی دیگر به چهارراه آقا شیخ هادی؛ یعنی در تقاطع خیابان پهلوی ـ خیابان قنات بود...
باغ ما یکسره از درختان میوه پوشیده بود. در آن روزگاران مرسوم نبود که درخت تزیینی (بهجز چند تا شمشاد و گلسرخ و گل چایی) بکارند و زمین ثمرآور را به گیاه بیثمر هدر بدهند.
سیب و گلابی و انگور و زردآلو و هلو و آلبالو و خرمالو، هریک به فصل خود، میرسید و چون زیاد بود، سینی میکردند و پدرم برای دوستان میفرستاد.
مزهٔ انجیر ممتاز آنجا هنوز زیر دندانم است. درختهای انجیر را در باغهای قدیم کنار دیوارهای سمت مغرب میکاشتند که آفتابگیر و از سوز زمستان در پناه باشد.
انجیرهای باغ ما سر از دیوار چینهای برون کرده بودند و مقداری از آنها را دستچین میکردند.
#ایرج افشار. خانه و خانواده. در: بخارا، ش ۸۱، خرداد و تیر ۱۳۹۰، ص ۴۱ و ۴۵)
@practicalethics
خانهای که من در آن زاده شدم و روزگار کودکیام در آن گذشت، باغی بود پوشیده از درختان میوه و کاجهای بلند کهنسال. این باغ در ضلع شمال غربی چهارراهی بود که یک سوی آن راهی بود که به سردر سنگی میرسید و از سوی دیگر به چهارراه آقا شیخ هادی؛ یعنی در تقاطع خیابان پهلوی ـ خیابان قنات بود...
باغ ما یکسره از درختان میوه پوشیده بود. در آن روزگاران مرسوم نبود که درخت تزیینی (بهجز چند تا شمشاد و گلسرخ و گل چایی) بکارند و زمین ثمرآور را به گیاه بیثمر هدر بدهند.
سیب و گلابی و انگور و زردآلو و هلو و آلبالو و خرمالو، هریک به فصل خود، میرسید و چون زیاد بود، سینی میکردند و پدرم برای دوستان میفرستاد.
مزهٔ انجیر ممتاز آنجا هنوز زیر دندانم است. درختهای انجیر را در باغهای قدیم کنار دیوارهای سمت مغرب میکاشتند که آفتابگیر و از سوز زمستان در پناه باشد.
انجیرهای باغ ما سر از دیوار چینهای برون کرده بودند و مقداری از آنها را دستچین میکردند.
#ایرج افشار. خانه و خانواده. در: بخارا، ش ۸۱، خرداد و تیر ۱۳۹۰، ص ۴۱ و ۴۵)
@practicalethics