Practical ethics
100 subscribers
272 photos
70 videos
22 files
129 links
این کانال در کنار دلنوشته ها به طرح مباحث علمی و گزارش فعالیت های پژوهشی در موضوع اخلاق کاربردی در ایران و جهان اختصاص دارد. اعضای محترم می توانند نقطه نظرات خود را از طریق لینک زیر ارسال نمایند. محمدتقی اسلامی
@eslami48
Download Telegram
شرح در پست پایین 👇
👆به اين مردِ میانسال👆 نگاه كنيد!
چه می‌بينيد؟ يک کارتن‌خواب؟ يک آدم بی‌سواد كه در خيابان‌ها می‌خوابد؟ يا...

گريگورى پرلمان (Grigori Perelman)، ریاضی‌دان روسی معروف به "گریشا"، از بزرگترين رياضی‌دانان جهان است. این نابغه روسی موفق به حل یکی از مشکل‌ترین معماهای ریاضی تاریخ شد. وی بدلیل اثبات "حدس پوانکاره"، مسئله‌ای که یک قرن ذهن بسیاری از ریاضی‌دانان را به خود مشغول کرده بود، برنده مدال"فیلدز" در سال ۲۰۰۶ شد که عالی‌ترین جایزه در زمینهٔ ریاضیات است. این نابغه بزرگ‌ترین افتخار دنیای ریاضی جهان را کسب کرد، اما از پذیرش این جایزه سر باز زد.🤔

جان بال، رئیس مرکز جهانی ریاضیدانان، شخصا به سنت‌پترزبورگ رفت و ده ساعت با گريگورى صحبت كرد تا وى را قانع كند جوايز مهم جهانى را بپذيرد، ولى گريگورى اهميتى نداد! اما پرلمان به او گفته که: "از آنجایی که خودش را جزو جامعه ریاضیدانان جهانی نمی‌داند و احساس تک‌افتادگی می‌کند این جایزه را نمی‌پذیرد!"
آقای پرلمان به خبرنگار یکی از روزنامه‌های بریتانیا درباره علت نپذیرفتن جایزه موسسه کلی گفت: «من همه‌ی آنچه را که می‌خواهم، در اختیار دارم!»

او برنده جایزه نقدی به ارزش یک میلیون دلار هم شده بود که البته این جایزه در مورد تئوری او در مورد فضای چند بعدی به او تعلق یافته، اما او این جایزه را هم نپذیرفت. در شرایطی این جایزه را قبول نکرد که در خانه‌ای بسیار کوچک در سن‌پترزبورگ زندگی می‌کند!
وی در این زمینه گفته بود: من علاقه ای به پول ندارم و نمی‌خواهم مثل حیوانی که در باغ وحش به نمایش گذاشته می‌شود انگشت‌نما شوم. من قهرمان ریاضیات نیستم و نمی‌خواهم در کانون توجه دیگران باشم!

او با هيچ روزنامه يا رسانه‌اى مصاحبه نمى‌كند! دعوت به تدريس در بهترين دانشگاه‌هاى جهان را رد مى‌كند و همچنان معلم مدرسه است و هر روز از مادرش مراقبت مى‌كند. در روسيه دكترا گرفت و فقط براى دو سال تحصيل بيشتر به آمريكا رفت و بعد از آن مشغول به كار در جهان خودش شد. هر چند وقت مقاله‌اى منتشر مى‌كند و مرزهاى علم را یک قدم جلو مى‌كشد!

تواضع، فروتنى، علم‌دوستى و شخصيت‌اش در دوران مادى ما بى‌همتاست. وقتى مسئله‌ی رياضى "پوينتكر كونجكشن" را كه سال‌ها مغزها و كامپيوترهاى جهان از حل آن عاجز بودند حل كرد، بيشتر مخفى شد! كمتر ظاهر شد! دعوت كاخ سفيد، كاخ اليزه، شماره ده داونينگ استريت و كاخ كرملين را جواب نداد و بعد دعوت‌نامه‌ها را در سطل زباله پيدا كردند! او بزرگ‌ترين دانشمند زنده‌ای است كه بيش از هر كس به افتادگی و تواضع مشهور است.
@Practicalethics
دکتر مرتضی شیخ از پزشکان نامدار ایرانی و مردم‌دار بود. او پولی به عنوان حق ویزیت از مردم نمی گرفت و هرکس هر چه می خواست در صندوقی که کنار میزش بود می انداخت و چون حق ویزیت دکتر پنج ریال تعیین شده بود (خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان) اکثر مواقع بسیاری از بیمارانی که به مطب او مراجعه میکردند به جای پنج ریالی سر فلزی نوشابه داخل صندوق می انداختند تا صدایی شبیه به انداختن سکه شنیده شود…! دختر دکتر مرتضی شیخ تعریف میکرد روزی متوجه شدم پدرم مشغول شستن و ضدعفونی کردن انبوه سرنوشابه های فلزی است با تعجب گفتم: پدر! بازی تان گرفته است؟
چرا سرنوشابه ها را می شویید؟! پدر جوابی داد که اشکم را درآورد… ایشان گفت: دخترم، مردمی که مراجعه میکنند باید از سرنوشابه های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند. این سرنوشابه های تمیز را آخر شب در اطراف مطبم می ریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از این ها که تمیز است استفاده کنند. آخر بعضی ها خجالت می کشند که چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند.
@Practicalethics
دکتر بهزاد قره یاضی عضو هیات علمی پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی ایران و رئیس انجمن ایمنی زیستی بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت.
درگذشت این دانشمند فرزانه را به جامعه علمی کشور تسلیت عرض می کنم.

وی یکی از بیوتکنولوژیست های سرشناس کشور بود و طی سالهای فعالیت خود همواره برای ارتقای سطح علمی و فناوری کشور در حوزه زیست فناوری تلاشهای زیادی کرد.
قره یاضی دارای مدرک فوق دکتری ژنتیک گیاهی از موسسه بین المللی تحقیقات برنج فیلیپین بود و تاسیس پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی، ارائه اولین طبقه بندی علمی برنج های ایرانی با استفاده از نشانگرهای دی ان آ در سطح جهان، ایجاد اولین گیاه تراریخته ایرانی از طریق مهندسی ژنتیک، ثبت دو ژن در بانک های ژن بین المللی به نام جمهوری اسلامی را به عهده داشت.
@Practicalethics
🌱🌱🌱🌱
🍁حکایت 🍁
گویند! درعصر سليمان نبى، پرنده اى براى نوشيدن آب به سمت بركه اى پرواز كرد، اما چند كودك را بر سر بركه ديد، پس آنقدر انتظار كشيد تا كودكان از آن بركه متفرق شدند.

همينكه قصد فرود بسوى بركه را كرد، اينبار مردى را با محاسن بلند و آراسته ديد كه براى نوشيدن آب به آن بركه مراجعه نمود . پرنده با خود انديشيد كه اين مردى باوقار و نيكوست و از سوى او آزارى به من متصور نيست. پس نزديك شد ولی آن مرد سنگى به سويش پرتاب كرد و چشم پرنده معيوب و نابينا شد.

شكايت نزد سليمان برد. پیامبر آن مرد را احضار کرد محاكمه و به قصاص محكوم نمود و دستور به كور كردن چشم داد. آن پرنده به حكم صادره اعتراض كرد و گفت؛ "چشم اين مرد هيچ آزارى به من نرساند، بلكه ريش او بود كه مرا فريب داد! و گمان بردم كه از سوى او ايمنم پس به عدالت نزديكتر است اگر محاسنش را بتراشيد تا ديگران مثل من فريب ريش او را نخورند"

@Practicalethics
🟢
حتما بخونید و لذت ببرید
*۱۰ خاطره زیبا از شهید مظلوم بهشتی*


🔹گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده‌بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.

*

🔹بنی‌صدر که فرار کرد زنش رو گرفتند. زنگ زد که زن بنی‌صدر تخلفی نکرده باید زود آزاد بشه. آزادش نکردند. گفت با اختیارات خودم آزادش می‌کنم. بهشتی می‌گفت: هر یک ثانیه که در زندان باشه گناهش گردن جمهوری اسلامیه.

*

🔸به جمع رو کرد و گفت: قدرت اجرایی و مدیریتی رجوی به درد نخست‌وزیری می‌خوره. حیف که التقاط و نفاق داره، اگر نداشت مناسب بود.

تو بدترین حالت هم، انگشت می‌گذاشت روی نکات مثبت.

*

🔹الآن بهترین موقعیته، برای کمک به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم که نداریم. آمار شهدای ١۵خرداد رو بالا می‌گیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم می‌چسبه!

بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد می‌کنه نه دروغ!

*

🔹همه جمع شده بودند برای جلسه. باهنر رو فرستاده بودند که بهشتی رو بیاره. اومده بود که آماده شید بریم؛ همه منتظر شمایند. بهشتی عذر خواسته بود. گفته بود جمعه متعلق به خانواده است، قرار است برویم گردش.

اخم باهنر رو که دید گفت: بچه‌ها منتظرند، سلام برسونید، بگید فردا در خدمتم

*

🔸به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به مأموریت می‌روی ساک خود را به همراهت می‌دهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی.»

قاضی رو توبیخ کرده بود. حساس بود، مخصوصاً به رفتار قضات…

*

🔹مترجم ترجمه کرد؛ «هیأت کوبایی می‌خواهند با شما عکس یادگاری بگیرند». همه ایستاده بودند تو کادر جز مترجم! پرسید مگه شما نمی‌آیی؟ گفت: همه می‌دونند من توده‌ایم، برای شما بد می‌شود. خندید؛ باید شما هم باشید، دقیقاً کنار من! کادر کامل شد.

*

🔸بهش می‌گفتند انحصارطلب، دیكتاتور، مرفه، پولدار. دوستانش دوستانه گفته بودند چرا جواب نمی‌دهی؟ تا كی سكوت؟ می‌گفت مگر نشنیده‌اید قرآن می‌گوید «ان الله یدافع عن الذین امنوا». یعنی وظیفه من این است كه ایمان بیاورم، كار خدا این است كه از من دفاع كند. دعا كن من وظیفه خودم را خوب انجام بدهم. خدا كارش را خوب بلد است.

*

🔹رفته بودند سخنرانی، منافقین هم آدم آورده‌بودند. جا نبود. بیرون شعار می‌دادند. آخر سر گفتند، حاج آقا از در پشتی بفرمایید که به خلقیها نخورید. گفت: این همه راه آمده‌اند علیه من شعار بدهند. بگذارید چند «مرگ بر بهشتی» هم در حضور من بگویند. از همان در اصلی رفت…

*

🔸با بی‌ادبی بلند شد به توهین کردن به شریعتی. بهشتی سرخ شد و گفت: حق نداری راجع به یک مسلمان اینطور حرف بزنی.

هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند که یعنی بگذریم. گفت: شریعتی که جای خود! غیر مسلمان را هم نباید با بی‌ادبی مورد انتقاد قرار بدیم.

*
منبع: کتاب «صد دقیقه تا بهشت»
@Practicalethics
محمدتقی اسلامی:

یک حکایت اندر باب کدورت و دشمنی با بستگان و خویشاوندان:

عارف سالک، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی می گوید:
" پس از دو سال که در پای درس جمال السالکین شوندی حاضر می شدم، روزی به استاد گفتم: چرا من در سیر خود به جایی نمی رسم؟!
استاد پرسید: نام شما چیست؟
تعجب کردم که شگفتا، مگر مرا نمی شناسد! عرض کردم: من جواد ملکی تبریزی هستم.
استاد گفت: شما با ملکی های تبریز نسبتی دارید؟
در جواب شروع کردم به انتقاد و بدگویی از ملکی های تبریز.
استاد فرمود: هر وقت کفش آنهایی را بدشان می دانی، پیش پایشان جفت کردی، نزد ما بیا!

با این تلنگر استاد فهمیدم که ریشه ناکامی ام کجاست.
به تبریز رفتم و مدتی در مجالسی که ملکی ها حضور داشتند، پایین مجلس می نشستم و کفش آنان را هنگام خروج پیش پایشان جفت می کردم.
این خبر در تبریز پیچید و کدورتها و تیرگیها از بین رفت و ...
پیش استاد بازگشتم تا دستور تازه ای بگیرم.
استاد فرمود: دستور تازه ای نیست، تو باید حالت اصلاح شود."

منبع:
کیهان اندیشه، شماره ۱۴، دوره سوم، مقاله دو سالک عارف، نوشته سید عباس قائم مقامی، ص ۴۸.
@Practicalethics
نامه آیت الله سیدمحمد طباطبایی به مظفرالدین شاه قاجار:

«... اعلیحضرتا! مملکت خراب، رعیت پریشان و گدا ...
این عمارت و مبل‌ها و وجوهات و املاک در اندک زمان از کجا تحصیل شده؟! تمام مال رعیت بیچاره است. این ثروت همان فقرای بی‌مکنت است که اعلیحضرت بر حالشان مطلعید ...
پارسال دخترهای قوچانی را در عوض سه ری گندم که نداشتند بدهند گرفته، به ترکمانها و ارامنه عشق‌آباد به قیمت گزاف فروختند. ده هزار رعیت قوچانی از ظلم به خاک روس فرار کردند. هزارها رعیت ایران از ظلم حکام و مأموران به ممالک خارجه هجرت کرده، به حمالی و فعلگی گذران می‌کنند و در ذلت و خواری می‌میرند. بیان حال مردم از ظلم ظلمه به این مختصر عریضه ممکن نیست. تمام این قضایا را از اعلیحضرت مخفی می‌کنند ... حالت حالیه این مملکت اگر اصلاح نشود، عنقریب این مملکت جزء ممالک خارجه خواهد شد و ...
اعلیحضرتا! ۳۰ کرور نفوس را که اولاد پادشاهند، اسیر استبداد یک نفر نفرمایید. به خاطر یک نفر مستبد، چشم از ۳۰ کرور فرزندان خود نپوشید...».

تاریخ مشروطه ایران، نوشته احمد کسروی، انتشارات امیرکبیر،‌1353، ص 84
@Practicalethics
Forwarded from رسانه المیزان | Almizan (علی یحیی پور)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

📺 « این را هم نمی‌توانند برای من ببینند! »

‌مــاجــرای تعطیلــی حـلقــهٔ بحـثِ
علامه طباطبایی با پروفسور کربن
‌‌
« به عنوان شخصی که در گوشه‌ای نشسته‌ام و چیز می‌نویسم، تنها راه من به جهان و تفکر جهانی و اینکه در جهان چه می‌گذرد، این یک جلسه است. این را هم نمی‌توانند برای من ببینند! »
‌‌
📓سرشت‌وسرنوشت، ص۲۴۹

🌐 ۲۴ آبان؛ سالروز بزرگداشت مرحــوم
علامه سید محمد حسین طباطبایی ‹ره›
‌‌
رسانه المیزان

©️
@AlmizanMedia
۱بهمن سالروزدرگذشت عارف قزوینی
(زاده۱۲۵۹قزوین درگذشته۱بهمن۱۳۱۲ همدان)شاعروآهنگساز
صرف ونحو عربی وفارسی رادر قزوین فراگرفت،مسلط به خط شکسته شدو موسیقی رانیزفراگرفت،در۱۷سالگی به دختری بنام«خانم‌بالا» علاقه‌مندشد وبااوپنهانی ازدواج کرد"تصنیف دیدم صنمی رادروصف وی سرود"امابراثرفشارهای خانواده دختر باوجودعشق بسیاراوراطلاق دادوتا آخرعمرازدواج نکردچون صدای خوشی داشت مظفرالدین‌شاه خواست اورادرزمره فراش خلوتها درآوردامانپذیرفت
وی نیزباغزلهای خودبرای موفقیت مشروطیت کنسرت باشکوهی درتهران ترتیب داداودر۱۳۰۵دربروجردبشدت مریض شدوبکلی صدایش ازبین رفت سرانجام به همدان رفت که بیمارورنج‌‌دیده ومأیوس شدانسانهاراشیطان ودروغگومینامیدزندگی رادرخانه‌ای اجاره‌ای دریک قلعه کوچک دردره مرادبیک بایک کلفت بصورت تبعیدی وخودخواسته سکونت گزیدجیران،کلفتش که اورابعقدخویش درآوردحکایت کرده که عارف درآخرین دم ازاوخواست که وی را نزدیک پنجره ببردتاآفتاب وآسمان میهن را ببیندواوپس ازدیدن آفتاب چنین خواند:
ستایش مرآن ایزدتابناک که پاک آمدم پاک رفتم بخاک
سپس به بستربازگشت ولحظاتی بعد جان سپردودرآرامگاه بوعلی سینا"واقع درهمدان،خیابان بوعلی"بخاک سپرده شد.
شده است خانه کیخسرو آشیانۀ جغد
من خرابه نشین دلخوشم؛ وطن دارم...

عکس: خانه شاعر عارف قزوینی در قزوین!
«تام و جری» برنده‌ 7 بار جایزه‌ اسکار، برگرفته از اثر فاخر و شاهکار عبید زاکانی «موش و گربه» است!
«‏موش و گربه» عبید زاکانی سیاسی ترین منظومه تاریخى ایران است كه قالب طنز دارد. در این منظومه، گربه‌ های کرمان پس از بستن عهد با موشها، عهد خود را میشکنند و جنگ بین موشها و گربه‌ها در بیابان‌های فارس درمی‌گیرد. ابتدا لشکر موشها پیروز شده و شاه گربه‌ها را گرفتار می‌کنند در ادامه گربه ریسمان را با دندان پاره کرده و به‌ موش‌ها حمله‌ور میشود و آنها را شکست می‌دهد..
@Practicalethics
Forwarded from Ketab_shahr
#تازه_های_کتاب
مدارا و ریشه‌های نامدارایی،فرصت‌های هم‌زیستی ادیان و فرهنگ‌ها
ماجد الغرباوی
ترجمه مرتضی رحیمی‌نژاد
نشر نگاه معاصر
چاپ اول۱۴۰۰
قطع رقعی
جلد نرم
۱۷۰صفحه
۴۵۰۰۰تومان
@ketabeshahr578

https://www.instagram.com/ketabeshahr578?r=nametag
Forwarded from شبکه‌های مجازی کرگدن
دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران
۳ تا ۱۰ بهمن ۱۴۰۰
۲۰ درصد تخفیف، ارسال رایگان
لینک دسترسی به صفحۀ خرید کتاب اخلاق در نمایشگاه:
https://book.icfi.ir/book/451474/%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%AB%D8%B1%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87?paginatedParams=page%3D1%26size%3D12%26sort%3Dtitle%26exhibitorId%3D367
عکس آخوند با عمامه و پیراهن یقه‌دار کم‌ نیست، اما اگر تا به حال عکسی از یک آخوند با عمامه و کراوات ندیده بودید این شما و این هم عکس جوانی شیخ محمدجواد شِرّی (۱۹۹۴-۱۹۱۱) روحانی لبنانی تحصیل‌کرده‌ی نجف و مبلغ شیعه در آمریکا. او از جمله کسانی بود که توانست شیخ شلتوت مفتی الازهر را در مصر قانع کند تا مذهب شیعه‌ی جعفری را در کنار مذاهب فقهی اهل سنت به رسمیت بشناسد. شیخ شِرّی نویسنده‌ی کتابی دو جلدی به انگلیسی در زندگی‌نامه‌ی امام علی است. عنوان این کتاب این است: «برادر پیامبر، امام علی»، لینک آمازون: https://www.amazon.com/Brother-Prophet.../dp/B0041NKE26 رضا شاه‌کاظمی دین‌پژوه و استاد محقق در مؤسسه‌ی مطالعات اسماعیلی در مدخل «امام علی» در «دائره المعارف دین» (۲۰۰۵) می‌گوید کتاب محمدجواد شرّی تا کنون به‌ترین تک‌اثر در باب زندگی امام علی به زبان انگلیسی است. بیش‌تر در باب زندگی او: https://fa.wikishia.net/view/محمدجواد_شری برای نسخه‌ی پی‌دی‌اف این اثر بنگرید به این‌جا: https://t.me/YMirdamadi/736
🔴جدیدترین کتاب پژوهشکدۀ اخلاق و معنویت:
«مدل‌های اخلاق کاربردی؛ پژوهشی روش‌شناختی» تالیف دکتر محمدتقی اسلامی.
🔸جدیدترین کتاب گروه اخلاقِ پژوهشکدۀ اخلاق و معنویت با عنوان مدل‌های اخلاق کاربردی؛ پژوهشی روش‌شناختی، تالیف حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمدتقی اسلامی چاپ و روانه بازار نشر شد.
🔸اخلاق کاربردی را به رشته‌ای می‌شناسند که در پی رویارویی روشمند با معضلات، دو‌راهی‌‌ها و مسائل پیچیدۀ اخلاقی در عرصه‌های مختلف زندگی انسانی است و شیوۀ رویارویی با این مسائل، ما را به بحث از روش در اخلاق کاربردی سوق می‌دهد؛ که البتّه این بحث به تعریف موضوع و نیز به هدفی که برای اخلاق کاربردی ترسیم می‌کنیم، وابسته است.
🔸بحث اصلی این کتاب، در باب روش‌های مواجهه با نظریه‌های اخلاقی، به هنگام چالش این نظریه‌ها با معضلات، دو‌راهی‌ها یا معمّاهای اخلاقی است که این روش‌ها به روش‌های توجیه اخلاقی نیز نامیده شده‌اند.
🔸این اثر پژوهشی در 430 صفحه توسط پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی چاپ و منتشر شده است.
👆👆 فهرست مطالب و مقدمه کتاب مدل‌های اخلاق کاربردی (پژوهشی روش‌شناختی)
👇👇👇
1_1691676174.pdf
2.2 MB
«عمامه‌برداری» در خیابان؛
چگونه به اینجا رسیدیم و چه باید کرد؟

۱۴۰۱/۸/۲۳
محمد مطهری

نکات اصلی یادداشت

🔹 دشمن دشمن است و از هیچ تلاشی برای ترویج عمامه‌برداری در خیابان دریغ نمی‌کند؛ باید دید دوستان چه کرده‌اند که برخی جوانان ولو اندک به چنین اقدامی دست می‌زنند.

🔸 برای مقابله با این پدیده، یک ذهن امنیتی بیش از یک راه نمی‏بیند: دستگیری و ترساندن این افراد، اظهار پشیمانی در مقابل دوربین و احیانا محکومیت سنگین. اما به نظر می‌رسد راه حل دیگری وجود دارد و آن اینکه اجازه داده شود تصویری واقعی درباره روحانیت و آنچه در عالم روحانیون می‌گذرد به مردم ارائه شود. 

🔹در تصویرگری رسانه ملی از روحانیت، روحانی «منتقد نظام» (و نه معاند) اساسا وجود خارجی ندارد. روحانی‌ کسی است که نسبت به عملکرد نظام  صرفا «ثناگو»ست، در برابر هر ظلمی که به نحوی به نظام برگردد «ساکت» است و مواضعش «کپی - پیست» مواضع رسمی نظام است. این است که برای جوان امروزی لباس روحانیت معنایی جز «یونیفورم حکومتی» پیدا نکرده است.

🔸 چون روحانیت مساوی نظام تعریف شده، نه از روحانیون منتقد - که علاقه و دغدغه آنان به حفظ نظام اگر از انقلابیون بیشتر نباشد کمتر نیست -  در رسانه ملی خبری هست و نه از در معرض نقد گرفتن روحانیت ولو همراه با پاسخ.
 
 🔹 چقدر جای استاد مطهری این روزها خالی «نیست». خوشا به حال او که رفت و ندید. از همان روزهای اول فریاد برآورد که روحانیت در نظام اسلامی، درست مانند پیش از انقلاب، باید در کنار مردم بوده و نقش ناظر و منتقد را داشته باشد و پست اجرایی نگیرد مگر به ضرورت.

🔸 امروز به جایی رسیده‌ایم که اگر کسی از نظریه شهید مطهری در لزوم استقلال حوزه و روحانیت دفاع کند «سکولار» خوانده شده و عامدانه و رذیلانه مخالف رهبری قلمداد می‌شود و به جای «جذب حداکثری» با ناجوانمردی مشمول «لجن‌مالی حداکثری» می‌شود. عمامه‌پرانان واقعی همین کسانی هستند که با تفکر امنیتی، رسالت روحانیت را تملق‌گویی از نظام دانسته و با این بدعت، حیثیث روحانیت را به هوا می‌پرانند، نه آن جوان غافلی که گستاخانه عمامه سفید و سیاه را می‌رباید.

🔹 قبلا در یادداشت «آبان ۱۴۰۰، نقطه عطفی در روحانیت پس از انقلاب؟» توضیح داده‌ام که استقلال روحانیت هرگز به معنای تقابل با نظام نیست. روحانیت مستقل چون در مقابل هیچ ظلم حکومتی سکوت نمی‌کند در دل مردم جای می‌گیرد. این نوع روحانیت است که می‌تواند همواره در معترضان نفوذ داشته باشد و از به انحراف رفتن اعتراضات جلوگیری کند (بحث در آشوبگران نیست).

🔸 این امر که نباید تفکر امنیتی در غیر جای خود به کار گرفته شود و افراد امنیتی نباید در «امور غیرامنیتی» سیاست‌گذار و تصمیم‌گیر اصلی باشند، بر خلاف تهمت مشهور و پرتکرار، به معنای قدرناشناسی از زحمات نیروهای امنیتی نیست تا متلک بیندازند که بله، ای نمک‌نشناس! اگر آنها نبودند الان ناموست چنین و چنان بود.
مغالطه نکنیم؛ اینکه کسی حق حیات بر کسی داشته باشد یک مسئله است و سپردن همه چیز به دست او مسئله‏ای دیگر. اگر زحمت جراح قلب نبود بیماری به نام آقای الف اکنون در دیار باقی بود. اما از این امر نباید نتیجه گرفت که بنابراین تصمیم‌گیری در همه امور فرهنگی و اقتصادی و خانوادگی و صنفی آن بیمار تا آخر عمر باید با رویکرد پزشکی و با تصویب آن پزشک انجام شود. از بزرگترین خدمت‌ها به نظام، جلوگیری از دخالت تفکر امنیتی در امور غیرامنیتی است.

🔸 یک راهکار فوری و غیرامنیتی برای کاهش پدیده عمامه‌برداری، گفتگوی رسانه ملی با برخی روحانیونی است که به دلیل مواضع‌ سیاسی از کرسی تدریس یا تبلیغ محروم شده و یا از محل کار اخراج شده‌اند. البته گاهی از محکومیت به حبس و شلاق نیز بی‌نصیب نبوده‌اند (یکی از این افراد اخیرا در  یادداشتی خطاب به «عمامه‌پرانان»، از سرگذشت خود گفته است). اگر مصاحبه با این افراد از محالات امنیتی است، حداقل ارائه آماری از تعداد، نوع اتهام و مجازات در چنین برخوردهایی از طرف دستگاه‌های قضایی و امنیتی، کمترین کمکی است که می‌توان نسبت به طلاب بی‌پناه در خیابان انجام داد.

🔹 طلبه‌ای که تنها در خیابان راه می‌رود معمولا نه اهل قدرت است و نه ثروت، و چه بسا هزینه اسنپ هم ندارد. تنها جرمش این است که ترجیح داده به جای تحصیل مکانیک، جامعه‌شناسی یا هنر در دانشگاه، از طریق فراگیری علوم اسلامی به جامعه خدمت کند. بی‌شک او به ویژه در این ایام، مصداق «وَ أُوذُوا فی سَبيلی» است که خداوند با چنان لحن لطیفی آنان را در آیه ۱۹۵ سوره آل‌عمران مورد خطاب قرار داده است.

متن کامل را می‌توانید با لمس INSTANT VIEW در انتهای این پست بخوانید.
http://shorturl.at/bcV13

یا در دو پست بعدی در همین‌ کانال


🔻کانال محمد مطهری در تلگرام‌ و ایتا:

http://t.me/m_motahari
http://eitaa.com/m_motahari
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM