با سلام و تحیت به محضر با سعادت همه دوستان عزیز!
ازین پس مطالب خود را از طریق این کانال در معرض نقد و نظر شما قرار می دهم.
رفقا می توانند بر حقیر منت نهاده نکات خود را از طریق لینک یا صفحه شخصی ارسال فرمایند.
ازین پس مطالب خود را از طریق این کانال در معرض نقد و نظر شما قرار می دهم.
رفقا می توانند بر حقیر منت نهاده نکات خود را از طریق لینک یا صفحه شخصی ارسال فرمایند.
Forwarded from محمدتقی اسلامی
☝☝ تصویر مربوط است به خاطره دیدار من و دوست فرهیخته ام، جناب آقای دکتر مهدی علیزاده با پروفسور لئونارد سوئیدلر در دانشگاه تمپل در بهار 2011.
پروفسور لئونارد سوئیدلر، فیلسوف، متکلم و عالم اخلاق مسیحی کاتولیک است. او همکار پروفسور هانس کونگ، مبدع نظریـه اخلاق جهانی است. دومین اعلامیه اخلاق جهانی توسط ایشان نگارش و انتشار یافته است. در حالی که پیش از او هانس کونگ اولین اعلامیه را منتشر کرده بود.
سوئیدلر همچنین مرکزی در در دانشگاه تمپل در ایالت فیلادلفیا تأسیس کرده است که به مرکز گفتگوی سه جانبه میان سه دین اسلام، مسیحیت و یهودیت موسوم است. عکس یادگاری از دیدار با ایشان در اتاق دفتر همان مرکز است.
پروفسور لئونارد سوئیدلر، فیلسوف، متکلم و عالم اخلاق مسیحی کاتولیک است. او همکار پروفسور هانس کونگ، مبدع نظریـه اخلاق جهانی است. دومین اعلامیه اخلاق جهانی توسط ایشان نگارش و انتشار یافته است. در حالی که پیش از او هانس کونگ اولین اعلامیه را منتشر کرده بود.
سوئیدلر همچنین مرکزی در در دانشگاه تمپل در ایالت فیلادلفیا تأسیس کرده است که به مرکز گفتگوی سه جانبه میان سه دین اسلام، مسیحیت و یهودیت موسوم است. عکس یادگاری از دیدار با ایشان در اتاق دفتر همان مرکز است.
Forwarded from محمدتقی اسلامی
کتاب جدید پروفسور لئونارد سوئیدلر (همکار هانس کونگ، مبدع نظریة اخلاق جهانی) با عنوان دین برای باورمندان ناخرسند: Religion for Reluctant Believers کمتر از ده روز پیش منتشر شد.
سوئیدلر در این کتاب کم حجم (۱۴۲ صفحه) به این ایده پرداخته است که دینداری در عصر مدرنیته با جوی مواجه است که بسیاری از باورمندان تحصیلکرده را با چالشهایی مواجه میکند. این چالش¬ها آنان را نسبت به بسیاری از عناصر و ارکان دین ناراضی و ناخرسند میسازد. روزگار مدرنیته به چهار امر بسیار ارج مینهد:
1. آزادی به عنوان هستة مرکزی انسانیت انسان؛
2. تفکر انتقادی و استدلال مبتنی بر آن به مثابه داور و حکم در تصدیق و عدم تصدیق باورها؛
3. تاریخی¬گرایی، فرایندگرایی و پویاییطلبی در دل زندگی فردی و اجتماعی؛
4. گفتگو با کسانی که متفاوت میاندیشند و در عین حال حس میکنند که بعدی عمیق یا معنوی وجود دارد که با تجربیات روزمره به دست نمیآید؛ بعدی که در ادبیات سنتی «دین» نامیده میشد.
غلبة این چهار امر بر ذهن و اندیشة انسان مدرن سبب شده است که بر اساس تحقیقات آماری جمعیت کسانی که به کلیسا میروند رو به کاهش گذارده، در مقابل، جمعیت کسانی که به معنویت باور دارند رو به افزایش باشد. متکلمان و فیلسوفان دین بایستی آموزههای سنتی دینی را بر اساس تفکر و روحیه انسان مدرن بازخوانی کنند و تقریری ارائه دهند که در عین اینکه با آموزههای سنتی در تضاد نباشد، جمعیت باورمندان ناراضی را اقناع کند.
لینک معرفی این کتاب:
https://www.amazon.com/giveaway/host/setup/ref=aga_h_su_dp?_encoding=UTF8&asin=B0733X24RX
سوئیدلر در این کتاب کم حجم (۱۴۲ صفحه) به این ایده پرداخته است که دینداری در عصر مدرنیته با جوی مواجه است که بسیاری از باورمندان تحصیلکرده را با چالشهایی مواجه میکند. این چالش¬ها آنان را نسبت به بسیاری از عناصر و ارکان دین ناراضی و ناخرسند میسازد. روزگار مدرنیته به چهار امر بسیار ارج مینهد:
1. آزادی به عنوان هستة مرکزی انسانیت انسان؛
2. تفکر انتقادی و استدلال مبتنی بر آن به مثابه داور و حکم در تصدیق و عدم تصدیق باورها؛
3. تاریخی¬گرایی، فرایندگرایی و پویاییطلبی در دل زندگی فردی و اجتماعی؛
4. گفتگو با کسانی که متفاوت میاندیشند و در عین حال حس میکنند که بعدی عمیق یا معنوی وجود دارد که با تجربیات روزمره به دست نمیآید؛ بعدی که در ادبیات سنتی «دین» نامیده میشد.
غلبة این چهار امر بر ذهن و اندیشة انسان مدرن سبب شده است که بر اساس تحقیقات آماری جمعیت کسانی که به کلیسا میروند رو به کاهش گذارده، در مقابل، جمعیت کسانی که به معنویت باور دارند رو به افزایش باشد. متکلمان و فیلسوفان دین بایستی آموزههای سنتی دینی را بر اساس تفکر و روحیه انسان مدرن بازخوانی کنند و تقریری ارائه دهند که در عین اینکه با آموزههای سنتی در تضاد نباشد، جمعیت باورمندان ناراضی را اقناع کند.
لینک معرفی این کتاب:
https://www.amazon.com/giveaway/host/setup/ref=aga_h_su_dp?_encoding=UTF8&asin=B0733X24RX
پرسش: چرا ما اصطلاحpractical ethics را به عنوان نام کانال انتخاب کردهایم، در حالی که ادبیات علمی رایج، اصطلاح applied ethics را برای دلالت بر پژوهشهای اخلاق کاربردی به رسمیت شناخته است؟
پاسخ: به چند دلیل:
1. در منابع و آثار لاتین دو اصطلاح practical ethics و applied ethics به یک معنا به کار رفته، مترادف هستند. بسیاری از این منابع و آثار، اصطلاح اوّل را تیتر و عنوان خود قرار دادهاند. انتخاب این نام برای کانال میتواند مانع غفلت از این ترادف شود. باشد که دانشجویان و پژوهشگران ایرانی به هنگام جستجو از منابع از جستجو با کلید واژة practical ethics نیز بهره ببرند.
2. اصطلاح practical ethics از لحاظ تاریخی بر اصطلاح applied ethics مقدم بوده است. نخستین آثار اخلاق کاربردی با رویکردی که به دنیای معاصر تعلق دارد، به حوالی قرن هفدهم میلادی باز میگردد. چارلز داونانت Davenant C. و پیش از او دیوید فوردیس Fordyce D. اولین اندیشمندانی بودند که در آن قرن برای اولین بار مباحث اخلاق کاربردی را با عنوان و اصطلاح practical ethics عرضه کردند.
3. از نقطه نظر فقه لغت، به نظر میرسد تفاوت ظریفی میان این دو اصطلاح وجود دارد؛ هر چند گویا عالمان و صاحبان آثار اخلاق کاربردی در روزگار ما از این تفاوت صرف نظر کردهاند. آن تفاوت این است که واژة practice که در جزء اول عبارت practical ethics نهفته است، متضمن معنای تمرین و ممارست عملی است. از این تضمن میتوان برداشت کرد که نه تنها چالشهای اخلاقی مربوط به مقام کاربست اصول و ارزشهای اخلاقی، بلکه چالشهایی که در مقام تمرین و تکرار و ممارست این اصول و ارزشها پدید میآیند نیز قابل مطالعه و بررسی هستند. چرا که برای اخلاقی شدن و اخلاقی بودن انسان، صرف کاربست سطحی و مقطعی اخلاقیات کفایت نمیکند؛ تکرار و تمرین هم ضرورت دارد. این در حالی است که این معنای ضمنی بسیار پرمغز و پراهمیت در اصطلاح applied ethics وجود ندارد.
پاسخ: به چند دلیل:
1. در منابع و آثار لاتین دو اصطلاح practical ethics و applied ethics به یک معنا به کار رفته، مترادف هستند. بسیاری از این منابع و آثار، اصطلاح اوّل را تیتر و عنوان خود قرار دادهاند. انتخاب این نام برای کانال میتواند مانع غفلت از این ترادف شود. باشد که دانشجویان و پژوهشگران ایرانی به هنگام جستجو از منابع از جستجو با کلید واژة practical ethics نیز بهره ببرند.
2. اصطلاح practical ethics از لحاظ تاریخی بر اصطلاح applied ethics مقدم بوده است. نخستین آثار اخلاق کاربردی با رویکردی که به دنیای معاصر تعلق دارد، به حوالی قرن هفدهم میلادی باز میگردد. چارلز داونانت Davenant C. و پیش از او دیوید فوردیس Fordyce D. اولین اندیشمندانی بودند که در آن قرن برای اولین بار مباحث اخلاق کاربردی را با عنوان و اصطلاح practical ethics عرضه کردند.
3. از نقطه نظر فقه لغت، به نظر میرسد تفاوت ظریفی میان این دو اصطلاح وجود دارد؛ هر چند گویا عالمان و صاحبان آثار اخلاق کاربردی در روزگار ما از این تفاوت صرف نظر کردهاند. آن تفاوت این است که واژة practice که در جزء اول عبارت practical ethics نهفته است، متضمن معنای تمرین و ممارست عملی است. از این تضمن میتوان برداشت کرد که نه تنها چالشهای اخلاقی مربوط به مقام کاربست اصول و ارزشهای اخلاقی، بلکه چالشهایی که در مقام تمرین و تکرار و ممارست این اصول و ارزشها پدید میآیند نیز قابل مطالعه و بررسی هستند. چرا که برای اخلاقی شدن و اخلاقی بودن انسان، صرف کاربست سطحی و مقطعی اخلاقیات کفایت نمیکند؛ تکرار و تمرین هم ضرورت دارد. این در حالی است که این معنای ضمنی بسیار پرمغز و پراهمیت در اصطلاح applied ethics وجود ندارد.
☝☝ ماجرای قدیسه برنادت سوبیرو که پیکرش پس از 127 سال از زمان درگذشت او، سالم مانده بود و تا امروز در معرض دید بازدیدکنندگان از کلیسای محل خدمت اوست. این ماجرا می تواند زمینه جالبی را برای بحث های مربوط به اخلاق دینداری ایجاد کند. اخلاق دینداری یکی از پروژه های مهم پژوهشکده ما است که اندیشمندانی را به خود مشغول داشته است.
Forwarded from Return to Authenticity; theory and practice
درگذشت خانم مريم ميرزاخاني را تسليت مي گويم. در ارتباط با زندگي علمي ايشان و موفقيت هاي منحصر به فردشان مطلبي به نظرم رسيد كه شايد مفيد باشد.
دستاوردهاي علمي ايشان بر كسي پوشيده نيست و حتما نشان از استعداد، هوش و توانمندي هاي ذهني ايشان دارد. اين دستاوردها هم اكنون افتخاري براي همه انسان هایی است كه مي خواهند شاهد دستاوردهاي بشري بزرگتر و با ارزش تري باشند. طبیعی است که ایرانیان نیز به جایگاه علمی ایشان افتخار کنند.
اما آيا به راستي همه اين موفقيت ها نتيجه هوش ریاضی بالا بوده است؟ امروز مطلبي خواندم كه مطرح كرده بود كه ايشان از مطرح شدن در رسانه ها تا حد امکان پرهيز مي كردند و بي سر و صدا مشغول تلاش تحقیقاتی و علمي خود بوده و تاكيد بر استمرار و صبر در تحقيقات خود داشته اند. وجود انسان وجودي یکپارچه است كه در آن هوش و انگيزه ها با يكديگر در آميخته هستند. گر چه ممکن است هوشمندی تا حدی باعث شود که انسان به سمت انگیزه هایی اساسی تمایل بیشتری پیدا کند، اما افراد هوشمند زیادی نیز هستند که در دام انگیزه هایی سطحی می افتند و رشد استعدادهای خود را هدر می دهند. تمركز و لذت بردن دروني از تلاش خود و اهميت ندادن به رقابت ها، اول شدن ها و ديده شدن ها خود عامل ديگري براي موفقيت و استمرار موفقیت ها است. به واقع علاوه بر هوشمندی، باید متمرکز بر کار اصلی و متکی بر انگیزه های پایدار و عمیق انسانی بود تا بتوان با گذشت زمان دستاوردهای بالایی داشت و زندگی خود را نیز با کیفیت بالایی رقم زد. دنبال ادعای برتر بودن و ميل شديد براي مطرح شدن كه خيلي ها حتي با استعدادها و عملكردهايي متوسط از آن دريغ نمي كنند، انگيزه ها را كوچك كرده و حتي افرادی هوشمند و با استعدادهايي بالا را در بلندمدت تبديل به افرادي با عملكرد متوسط و ضعيف مي كند. شايد علاوه بر هوش بالا، تمرکز بر انگيزه هايي متعالي و ذاتي باعث تلاش مستمر و عملكردهايی درخشان هم مي شود. همچنين شايد افراد زیادی با استعدادهايی خوب وجود داشته باشند که البته در حد نبوغ ایشان نباشند، اما اگر بر روی انگیزه هایی پایدار به جای خودنمایی و رقابت منفی متمرکز شوند بتوانند نتایج و ارزش آفرینی های بسیار بالاتری از آنچه هست داشته باشند.
چه بسا استعدادهای بسیاری در اطراف ما باشند که به دلیل ترویج انگیزه هایی کم ارزش و مقطعی در محیط پیرامونی، در دام موفقیت ها و معروف شدن های کوتاه مدت بیفتند و موفقیت های بلندمدت خود و لذت زندگی فردی و اجتماعی اصیل را از خود دریغ کنند. از اینرو شاید افرادی در سطح هوش خانم میرزاخانی اندک باشند، اما شاید افرادی با هوش خوب فراوان باشند که اگر از خانم میرزاخانی درس تلاش مستمر و تاکید بر انگیزه ها و لذت درونی و تمرکز بالا را بیاموزند، بتوانند دستاوردهای بسیار ارزشمندی در بلند مدت برای خود و دیگران داشته باشند. خداوند ایشان را رحمت کند.
#انگیزه_ذاتی
#مریم_میرزاخانی
دستاوردهاي علمي ايشان بر كسي پوشيده نيست و حتما نشان از استعداد، هوش و توانمندي هاي ذهني ايشان دارد. اين دستاوردها هم اكنون افتخاري براي همه انسان هایی است كه مي خواهند شاهد دستاوردهاي بشري بزرگتر و با ارزش تري باشند. طبیعی است که ایرانیان نیز به جایگاه علمی ایشان افتخار کنند.
اما آيا به راستي همه اين موفقيت ها نتيجه هوش ریاضی بالا بوده است؟ امروز مطلبي خواندم كه مطرح كرده بود كه ايشان از مطرح شدن در رسانه ها تا حد امکان پرهيز مي كردند و بي سر و صدا مشغول تلاش تحقیقاتی و علمي خود بوده و تاكيد بر استمرار و صبر در تحقيقات خود داشته اند. وجود انسان وجودي یکپارچه است كه در آن هوش و انگيزه ها با يكديگر در آميخته هستند. گر چه ممکن است هوشمندی تا حدی باعث شود که انسان به سمت انگیزه هایی اساسی تمایل بیشتری پیدا کند، اما افراد هوشمند زیادی نیز هستند که در دام انگیزه هایی سطحی می افتند و رشد استعدادهای خود را هدر می دهند. تمركز و لذت بردن دروني از تلاش خود و اهميت ندادن به رقابت ها، اول شدن ها و ديده شدن ها خود عامل ديگري براي موفقيت و استمرار موفقیت ها است. به واقع علاوه بر هوشمندی، باید متمرکز بر کار اصلی و متکی بر انگیزه های پایدار و عمیق انسانی بود تا بتوان با گذشت زمان دستاوردهای بالایی داشت و زندگی خود را نیز با کیفیت بالایی رقم زد. دنبال ادعای برتر بودن و ميل شديد براي مطرح شدن كه خيلي ها حتي با استعدادها و عملكردهايي متوسط از آن دريغ نمي كنند، انگيزه ها را كوچك كرده و حتي افرادی هوشمند و با استعدادهايي بالا را در بلندمدت تبديل به افرادي با عملكرد متوسط و ضعيف مي كند. شايد علاوه بر هوش بالا، تمرکز بر انگيزه هايي متعالي و ذاتي باعث تلاش مستمر و عملكردهايی درخشان هم مي شود. همچنين شايد افراد زیادی با استعدادهايی خوب وجود داشته باشند که البته در حد نبوغ ایشان نباشند، اما اگر بر روی انگیزه هایی پایدار به جای خودنمایی و رقابت منفی متمرکز شوند بتوانند نتایج و ارزش آفرینی های بسیار بالاتری از آنچه هست داشته باشند.
چه بسا استعدادهای بسیاری در اطراف ما باشند که به دلیل ترویج انگیزه هایی کم ارزش و مقطعی در محیط پیرامونی، در دام موفقیت ها و معروف شدن های کوتاه مدت بیفتند و موفقیت های بلندمدت خود و لذت زندگی فردی و اجتماعی اصیل را از خود دریغ کنند. از اینرو شاید افرادی در سطح هوش خانم میرزاخانی اندک باشند، اما شاید افرادی با هوش خوب فراوان باشند که اگر از خانم میرزاخانی درس تلاش مستمر و تاکید بر انگیزه ها و لذت درونی و تمرکز بالا را بیاموزند، بتوانند دستاوردهای بسیار ارزشمندی در بلند مدت برای خود و دیگران داشته باشند. خداوند ایشان را رحمت کند.
#انگیزه_ذاتی
#مریم_میرزاخانی
👆پستی که استاد، دکتر سید بابک علوی در کانال وزین علمی خود به مناسبت درگذشت استاد مریم میرزاخانی گذاشته اند.
چون حاوی نکته اخلاقی ارزشمندی بود، تقدیم همراهان شد. با بهانه تسلیت به مناسبت ضایعه درگذشت آن فرزانه روزگار!
چون حاوی نکته اخلاقی ارزشمندی بود، تقدیم همراهان شد. با بهانه تسلیت به مناسبت ضایعه درگذشت آن فرزانه روزگار!
سالروز شهادت ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت را خدمت همه اساتید معظم، فرهیختگان ارجمند و همراهان گرامی تسلیت عرض می¬کنم و به این مناسبت چند حدیث را تقدیم می¬کنم که در منابع معتبر از آن حضرت نقل شده است:
1. مردی از یاران امام صادق(ع) شنیده بود که امام(ع) نخلستانی در نزدیکی مدینه دارد که هنگام برداشت محصول آن، پیش از اینکه به فکر سودآوری باشد، در اندیشۀ رساندن خیر آن به دیگران است. در فرصتی که یافت از امام(ع) در این باره پرسش کرد. امام(ع) فرمود: «هنگامی که خرماها میرسند، دستور میدهم که بخشی از دیوارهای نخلستان را بردارند، تا مردم بتوانند وارد شوند و از خرماها بخورند. و میگویم ده سکو بسازند، که روی هر یک ده نفر بتوانند بنشینند (و با آسودگی خرما بخورند)، و هر ده نفری که خوردند و رفتند ده نفر دیگر بیایند، و برای هر نفر یک وعده رطب بگذارند. و میگویم برای همه همسایگان – از پیرمردان و پیرزنان و بیماران و کودکان و زنان و هر کس که نمیتواند بیاید– برای هر کدام به اندازه یک وعده خرما ببرند.و چون زمان جمعآوری محصول تمام شد، به همه کارگران و وکیلان خود و اشخاصی که کمک کردهاند مزد کاملی میدهم. باقیماندۀ خرماها را به مدینه میآورم، و در مدینه نیز برای خانوادههای مستحق، دو بار و سه بارِ خرما و کمتر و بیشتر ( هر کس به اندازه نیاز و استحقاقش) میفرستم. در نتیجه، برای خودم (و خرج خانوادهام در سال) چهارصد دینار میماند، با اینکه اصل درآمد نخلستان چهار هزار دینار است.» (الحیاه، ج۶، ص ۲۵)
2. علي بن محمد بن عبد الله عن ابراهيم بن اسحاق الاحمر عن محمد بن سليمان الديلمي عن ابيه قال : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فُلاَنٌ مِنْ عِبَادَتِهِ وَ دِينِهِ وَ فَضْلِهِ فَقَالَ كَيْفَ عَقْلُهُ قُلْتُ لاَ أَدْرِي فَقَالَ إِنَّ اَلثَّوَابَ عَلَى قَدْرِ اَلْعَقْلِ.
(الكافي، ج1،كِتَابُ الْعَقْلِ وَ الْجَهْل)
على بن محمد بن عبداللَّه، از ابراهيم بن اسحاق احمر، از محمد بن سليمان ديلمى، از پدرش روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه فلان شخص از بندگى و فضيلت و دينى كه دارد، به مرتبه بلندى رسيده، آن حضرت فرمود: «عقلش چگونه است؟ عرض كردم: نمىدانم. فرمود: همانا كه ثواب به اندازه عقل است.
3. لا دِينَ لمَن لا مُرُوَّةَ لَهُ ، و لا مُرُوَّةَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ
(بحارالانوار، ج1، ص141)
کسی که مروت ندارد، دین ندارد و کسی که عقل ندارد مروت ندارد.
4. اکمل الناس عقلاً احسنهم خلقاً
(اصول کافی ج1 ص 27)
کامل¬ترین مردم در عقل نیکوترین آنان در اخلاق است.
نکته: از این دست احادیث گونه¬ای از تقدم برای اخلاق نسبت به دین استفاده می¬شود. لیکن دربارۀ اینکه این تقدم از قبیل تقدم رتبی است یا عملی یا از قبیل دیگر، جای بحث وجود دارد که بایستی پژوهشگران در پروژه اخلاق دینداری به آن بپردازند. در عین حال لازم است توجه نمود که چنین احادیثی ناظر به کفایت اخلاق از دین نیستند. دست¬کم می¬توان اذعان نمود که دینداران نمی¬توانند اخلاق بدون دین را کافی بدانند؛ چنین باوری با سایر اضلاع معرفتی در شبکۀ باور مؤمنانه هماهنگ نیست.
1. مردی از یاران امام صادق(ع) شنیده بود که امام(ع) نخلستانی در نزدیکی مدینه دارد که هنگام برداشت محصول آن، پیش از اینکه به فکر سودآوری باشد، در اندیشۀ رساندن خیر آن به دیگران است. در فرصتی که یافت از امام(ع) در این باره پرسش کرد. امام(ع) فرمود: «هنگامی که خرماها میرسند، دستور میدهم که بخشی از دیوارهای نخلستان را بردارند، تا مردم بتوانند وارد شوند و از خرماها بخورند. و میگویم ده سکو بسازند، که روی هر یک ده نفر بتوانند بنشینند (و با آسودگی خرما بخورند)، و هر ده نفری که خوردند و رفتند ده نفر دیگر بیایند، و برای هر نفر یک وعده رطب بگذارند. و میگویم برای همه همسایگان – از پیرمردان و پیرزنان و بیماران و کودکان و زنان و هر کس که نمیتواند بیاید– برای هر کدام به اندازه یک وعده خرما ببرند.و چون زمان جمعآوری محصول تمام شد، به همه کارگران و وکیلان خود و اشخاصی که کمک کردهاند مزد کاملی میدهم. باقیماندۀ خرماها را به مدینه میآورم، و در مدینه نیز برای خانوادههای مستحق، دو بار و سه بارِ خرما و کمتر و بیشتر ( هر کس به اندازه نیاز و استحقاقش) میفرستم. در نتیجه، برای خودم (و خرج خانوادهام در سال) چهارصد دینار میماند، با اینکه اصل درآمد نخلستان چهار هزار دینار است.» (الحیاه، ج۶، ص ۲۵)
2. علي بن محمد بن عبد الله عن ابراهيم بن اسحاق الاحمر عن محمد بن سليمان الديلمي عن ابيه قال : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فُلاَنٌ مِنْ عِبَادَتِهِ وَ دِينِهِ وَ فَضْلِهِ فَقَالَ كَيْفَ عَقْلُهُ قُلْتُ لاَ أَدْرِي فَقَالَ إِنَّ اَلثَّوَابَ عَلَى قَدْرِ اَلْعَقْلِ.
(الكافي، ج1،كِتَابُ الْعَقْلِ وَ الْجَهْل)
على بن محمد بن عبداللَّه، از ابراهيم بن اسحاق احمر، از محمد بن سليمان ديلمى، از پدرش روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه فلان شخص از بندگى و فضيلت و دينى كه دارد، به مرتبه بلندى رسيده، آن حضرت فرمود: «عقلش چگونه است؟ عرض كردم: نمىدانم. فرمود: همانا كه ثواب به اندازه عقل است.
3. لا دِينَ لمَن لا مُرُوَّةَ لَهُ ، و لا مُرُوَّةَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ
(بحارالانوار، ج1، ص141)
کسی که مروت ندارد، دین ندارد و کسی که عقل ندارد مروت ندارد.
4. اکمل الناس عقلاً احسنهم خلقاً
(اصول کافی ج1 ص 27)
کامل¬ترین مردم در عقل نیکوترین آنان در اخلاق است.
نکته: از این دست احادیث گونه¬ای از تقدم برای اخلاق نسبت به دین استفاده می¬شود. لیکن دربارۀ اینکه این تقدم از قبیل تقدم رتبی است یا عملی یا از قبیل دیگر، جای بحث وجود دارد که بایستی پژوهشگران در پروژه اخلاق دینداری به آن بپردازند. در عین حال لازم است توجه نمود که چنین احادیثی ناظر به کفایت اخلاق از دین نیستند. دست¬کم می¬توان اذعان نمود که دینداران نمی¬توانند اخلاق بدون دین را کافی بدانند؛ چنین باوری با سایر اضلاع معرفتی در شبکۀ باور مؤمنانه هماهنگ نیست.
Forwarded from Deleted Account
🔘هر نوع بی احترامی در مکتب امام صادق ممنوع است🔘
🔷در مکتب امام صادق احترام به مخالفین مطرح است. در کجا امام صادق به مخالفین و آنهایی که ضد خدا بودند جسارت می کرد؟
اگر امام جسارت می کرد که نمی آمدند با حضرت بحث کنند. وقتی که شاگردانش به بحث می پرداختند امام همیشه سفارش می کرد که باید احترام گذاشت.
🔹در قرآن می فرماید: «فَقولا لَه قَولاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرَ أو یَخشیٰ» [با فرعون با نرمی سخن بگوئید، شاید که متذکّر شود یا خشیّت یابد.] به فرعون هم نباید بد گفت و سبّ و فحش داد.
🔹این مکتب قرآن است. این مکتب امام صادق است. آن وقت ما دهانمان را باز می کنیم و هر چه از دهانمان در می آید نسبت می دهیم.
مکتب امام صادق مکتب ادب و احترام و تعظیم است. مکتب شرف است. امام صادق با مکتب خودش در دل همه مردم دنیا اعم از مشرک و مومن نفوذ کرده است ... .
🔹آنهایی که راجع به امام صادق کتاب نوشتند به ادب، حرّیت و آزادگی در مباحث علمیِ امام نگاه کردند.
📒. استاد مطهری؛ متن جلسات شرح حکمت متعالیه، ج 23، ص 38.
🌺🌺🌺
🔷در مکتب امام صادق احترام به مخالفین مطرح است. در کجا امام صادق به مخالفین و آنهایی که ضد خدا بودند جسارت می کرد؟
اگر امام جسارت می کرد که نمی آمدند با حضرت بحث کنند. وقتی که شاگردانش به بحث می پرداختند امام همیشه سفارش می کرد که باید احترام گذاشت.
🔹در قرآن می فرماید: «فَقولا لَه قَولاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرَ أو یَخشیٰ» [با فرعون با نرمی سخن بگوئید، شاید که متذکّر شود یا خشیّت یابد.] به فرعون هم نباید بد گفت و سبّ و فحش داد.
🔹این مکتب قرآن است. این مکتب امام صادق است. آن وقت ما دهانمان را باز می کنیم و هر چه از دهانمان در می آید نسبت می دهیم.
مکتب امام صادق مکتب ادب و احترام و تعظیم است. مکتب شرف است. امام صادق با مکتب خودش در دل همه مردم دنیا اعم از مشرک و مومن نفوذ کرده است ... .
🔹آنهایی که راجع به امام صادق کتاب نوشتند به ادب، حرّیت و آزادگی در مباحث علمیِ امام نگاه کردند.
📒. استاد مطهری؛ متن جلسات شرح حکمت متعالیه، ج 23، ص 38.
🌺🌺🌺
Practical ethics
سالروز شهادت ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت را خدمت همه اساتید معظم، فرهیختگان ارجمند و همراهان گرامی تسلیت عرض می¬کنم و به این مناسبت چند حدیث را تقدیم می¬کنم که در منابع معتبر از آن حضرت نقل شده است: 1. مردی از یاران امام صادق(ع) شنیده بود که…
کامنت اندیشمندانه استاد، دکتر سید بابک علوی بر این پست، ذیلا تقدیم می شود. با تشکر از لطف استاد.
Forwarded from Return to Authenticity; theory and practice
یادداشت فوق از پژوهشگر گرامی جناب آقای دکتر اسلامی است که دغدغه های پژوهشی رابطه دین و اخلاق از منظر کاربردی دارند.
درباره این متن آموزنده و قابل تامل، نکات و سوالاتی مرتبط با اهداف کانال اصالت به نظرم رسید که انشاا... به زودی به اشتراک خواهم گذاشت.
درباره این متن آموزنده و قابل تامل، نکات و سوالاتی مرتبط با اهداف کانال اصالت به نظرم رسید که انشاا... به زودی به اشتراک خواهم گذاشت.
Forwarded from Return to Authenticity; theory and practice
همانطوركه در بالا عرض كرده بودم، در حد بضاعت اندك خود انديشه هايي درباره احاديث ذكر شده مرتبط با اهداف اين كانال به نظرم رسيد كه به شرح زير تقديم مي كنم:
در حديث اول، رويكرد امام (ع) در استفاده از آن باغ، الگويي در ترويج اهميت و اصالت "كار" بر "كسب" است. كار و كسبي كه متكي بر ارزش هاي متعالي است تا اينكه صرفا مسيري براي رفاه طلبي بي انتهاي فردي باشد. در عين حال كه اين كار خود منبعي براي تامين رزق فردي است.
شايد يك موضوع قابل تامل در اينجا اين باشد كه اگر بخواهيم چنين باغ يا باغ هايي را بزرگتر و بيشتر كنيم تا بركات بيشتري براي مردم داشته باشند، آنگاه افراد بيشتري بايد چنين نگاهي به اصالت كار بر كسب داشته باشند تا بتوانند در هنگام مواجهه با دستمزدهاي بسيار بيشتر احتمالي باغ هاي ديگر، استقامت خود را حفظ كرده و در مقابل آن دستمزدهاي خيلي بالا مقاومت كنند. البته اين كار با اجبار و بخشنامه انجام شدني نيست، بلكه بايد افراد با انتخاب خود چنين رويكردي را در ترجيح اصالت كار بر كسب و خيرخواهي براي ديگر انسان ها برگزينند. در غير اينصورت ممكن است مواجه با افراد يا باغباناني شويم كه در كنار كارهايي به ظاهر خير، در خفا مقداري از خرما را هم براي خود كنار بگذارند! لذا ترويج اصالت كار بر كسب و شكل دادن اصالت و انگيزه هاي دروني متعالي براي كار، نياز به كار فرهنگي و وجود الگوهاي عملي واقعي در جامعه مي تواند داشته باشد. همانطور كه امام (ع) چنين الگويي را در عمل با خيرخواه "بودن" نشان دادند.
در احاديث بعدي، تاكيد بر مفهوم "ثواب به اندازه عقل"، و يا اينكه "كسي كه عقل ندارد مروت ندارد"، شايد اشاره به جنبه اهميت اختيار دروني و بروز رفتار اخلاقي مبتني بر انتخاب داشته باشد كه از اجزاي فلسفي و روانشناختي اصالت است. يك پيشنهاد اينست كه ممكن است تعبير "عقل" در اينجا اشاره به اهميت قدرت تشخيص و انتخاب آگاهانه براي فعل اخلاقي داشته باشد. به عبارت ديگر شايد اين احاديث اشاره به اهميت رفتار اخلاقي و ديني اصيل داشته باشند. اينكه فاعل يك رفتار اخلاقي وقتي فعليتش اخلاقي است كه بر اساس انتخاب آگاهانه رفتارش بروز كرده باشد، موضوع مهمي است. صحت چنين تعبيري از اين احاديث البته نياز به بررسي و تحقيق بيشتر دارد.
#اصالت
#اخلاق
#انگيزه_دروني
#كار_و_كسب
#حديث
در حديث اول، رويكرد امام (ع) در استفاده از آن باغ، الگويي در ترويج اهميت و اصالت "كار" بر "كسب" است. كار و كسبي كه متكي بر ارزش هاي متعالي است تا اينكه صرفا مسيري براي رفاه طلبي بي انتهاي فردي باشد. در عين حال كه اين كار خود منبعي براي تامين رزق فردي است.
شايد يك موضوع قابل تامل در اينجا اين باشد كه اگر بخواهيم چنين باغ يا باغ هايي را بزرگتر و بيشتر كنيم تا بركات بيشتري براي مردم داشته باشند، آنگاه افراد بيشتري بايد چنين نگاهي به اصالت كار بر كسب داشته باشند تا بتوانند در هنگام مواجهه با دستمزدهاي بسيار بيشتر احتمالي باغ هاي ديگر، استقامت خود را حفظ كرده و در مقابل آن دستمزدهاي خيلي بالا مقاومت كنند. البته اين كار با اجبار و بخشنامه انجام شدني نيست، بلكه بايد افراد با انتخاب خود چنين رويكردي را در ترجيح اصالت كار بر كسب و خيرخواهي براي ديگر انسان ها برگزينند. در غير اينصورت ممكن است مواجه با افراد يا باغباناني شويم كه در كنار كارهايي به ظاهر خير، در خفا مقداري از خرما را هم براي خود كنار بگذارند! لذا ترويج اصالت كار بر كسب و شكل دادن اصالت و انگيزه هاي دروني متعالي براي كار، نياز به كار فرهنگي و وجود الگوهاي عملي واقعي در جامعه مي تواند داشته باشد. همانطور كه امام (ع) چنين الگويي را در عمل با خيرخواه "بودن" نشان دادند.
در احاديث بعدي، تاكيد بر مفهوم "ثواب به اندازه عقل"، و يا اينكه "كسي كه عقل ندارد مروت ندارد"، شايد اشاره به جنبه اهميت اختيار دروني و بروز رفتار اخلاقي مبتني بر انتخاب داشته باشد كه از اجزاي فلسفي و روانشناختي اصالت است. يك پيشنهاد اينست كه ممكن است تعبير "عقل" در اينجا اشاره به اهميت قدرت تشخيص و انتخاب آگاهانه براي فعل اخلاقي داشته باشد. به عبارت ديگر شايد اين احاديث اشاره به اهميت رفتار اخلاقي و ديني اصيل داشته باشند. اينكه فاعل يك رفتار اخلاقي وقتي فعليتش اخلاقي است كه بر اساس انتخاب آگاهانه رفتارش بروز كرده باشد، موضوع مهمي است. صحت چنين تعبيري از اين احاديث البته نياز به بررسي و تحقيق بيشتر دارد.
#اصالت
#اخلاق
#انگيزه_دروني
#كار_و_كسب
#حديث
با سپاس و قدردانی بسیار از همراهان عزیزی که با کامنتهای اندیشمندانه خود، عنایت و لطف خود را به پستهای کانال ابراز میفرمایند.
تأخیر در تهیه و انتشار پستهای تازه، به دلیل لزوم دقت در علمیت مطالب است. هر چند هیچگاه نکات و مطالبی را که تصمیم به انتشار آنها میگیرم، نهایی تلقی نمیکنم و در انتظار نقدها و پیشنهادات دوستان هستم. رواج نقد علمی، نشانه رونق بازار علم است و رونق بازار علم به ایجاد و استحکام اندیشه ورزی در فرهنگ ملی یک جامعه کمک میکند.