انحراف در تحریفستیزی
گفتوگوی علمی دربارۀ عاشورا در ایام عزاداری، برای من چندان خوشایند نیست؛ بهویژه اگر همراه انتقاد از روشها و منشها باشد. اما فرصتها را هم باید غنیمت شمرد.
دربارۀ عاشورا آنچه ذهن بسیاری از محققان و نواندیشان را به خود مشغول کرده است، شیوههای عزاداری و مسئلۀ تحریفات است. از محدث نوری تا امروز، شاید بیش از بیست کتاب و دهها و بل صدها مقالۀ مایهدار و علمی نوشتهاند که موضوعشان تحریفات و انحرافات در فرهنگ عزاداری است. کارنامۀ تحریفشناسی و تحریفزدایی، بسیار پربرگوبار است؛ اما تا امروز نتوانسته است در برابر سیل آسیبها و کژفهمیها بایستد و یا دستکم از شتاب و گسترۀ آن بکاهد. هنوز سرقفلی عاشورا به نام مداحان است و آنان گردن این مثنوی را بستهاند/ میکشند آنجا که خود دانستهاند.
مشکل نه در سود و سودای مداحان است و نه در کمکاری عالمان. مشکل اصلی، آن است که «مشکل اصلی» گم شده است. تحریفستیزان، همۀ وقت و نیروی خود را صرف آن کردهاند که مثلا دروغهای فاضل دربندی را در کتاب اسرار الشهاده یا خطاهای ملاحسین کاشفی را در روضة الشهداء یا گزافهگوییهای برخی مداحان را نشان دهند و تاریخی پاکیزهتر و مستند از نهضت کربلا به گوشها برسانند. غافل از آنکه مشکل در این دروغها و خطاها و گزافهها نیست؛ مشکل در جایی است که این دروغها و خطاها از آنجا سرازیر میشوند. از قضا برخی از همین تحریفستیزان محترم، آب به جوی همان انحراف اصلی میریزند.
آنچه ما به آن مبتلا شدهایم، تنها تحریف در چند واقعه یا چند خبر یا مسائلی همچون قمهزنی و مناسکسازی و مصیبتتراشی نیست؛ مشکل اصلی در شاکله و قالبی است که عاشورای موجود در رهگذر تاریخ پذیرفته و به دست بخشهای سیاستاندیش جامعه، مذهبی جدا و دینی مستقل از اسلام و حتی تشیع اثتیعشری شده است. عاشورای موجود، بخشی از دین و مذهب نیست که در پناه آن از بلای تحریف مصون بماند؛ چنانکه نماز و روزه در پناه دین از تحریف و خرافه مصون ماندهاند؛ بلکه ما از عاشورا دینی مستقل و خودبنیاد ساختهایم. عاشورای شیعه(نه عاشورای سال 61 هجری)، در چرخۀ نیازهای رنگارنگ جامعه و در ادوار مختلف تاریخی، اکنون شکل و شمایلی به خود گرفته است که ارتباط دادن آن به دین و مذهب، جز از طریق پارهای روایات در برخی کتابها ممکن نیست. دربارۀ سند و دلالت این روایات سخنی نمیگویم تا در دام تحریفستیزی انحرافی نیفتم؛ اما میگویم: عاشورای برساختۀ ما گفتمانی جدا از مجموعۀ دین شده است و در فضای «عاشورا برای عاشورا» سیر میکند و تا چنین است، تحریفستیزی، آب در هاون کوبیدن است؛ بلکه دادن نشانی غلط به جامعۀ دینی است.
تحریف بزرگ، این است؛ نه گزافههایی که دربارۀ شمار کشتگان دشمن یا عروسی قاسم بن حسن(ع) در کربلا یا حضور جنیان در روز عاشورا گفتهاند و از مردم اشك گرفتهاند. اگر تحریفستیزان راه به جایی نمیبرند و هر دم آید غمی از نو به مبارکبادشان، از آن رو است که بت بزرگ را نشکستهاند. بت بزرگ، جداسری جزء(عاشورای موجود) از كل(مذهب مادر) است. اگر ما عاشورا را از دین بیرون نیاوردهایم و به آن استقلال ندادهایم، چرا در طبقات مذهبی، محرم عملاً مهمتر از رمضان است و عاشورا مهمتر از بعثت و هجرت، و زیارت محبوبتر از حج، و آن مایه از احساسات و هیجانها و عواطفی که روضهها برمیانگیزند، نیایشها برنمیانگیزند؟ اگر عاشورا را از دین جدا نکردهایم، چرا این همه به عزاداران سفارش میکنند که ظهر عاشورا نماز را فراموش نکنید؟
اگر امروز منبرهای عزا بیشتر از منبرهای اخلاق است، و مجالس عزاداری بیشتر از محافل معنوی، و جستوجو در گذشته بیشتر از گفتوگو دربارۀ آینده، از آن رو است که عاشورای ما دینی است خودبنیاد که در آن، دینداری در حاشیۀ عزاداری است. امام حسین(ع) از مکه به سوی کوفه رفت که همچون عموی بزرگوارش جعفر بن ابیطالب كه به حبشه هجرت كرد، در آزادی و امنیت زندگی کند و آزادی و امنیت را برای بخشی از مسلمانان فراهم آورد؛ نه آنکه مذهبی نو بنیان بگذارد که در آن، روضه مهمتر از مناجات باشد و عزاداری ارجمندتر از دینداری و محرم شورانگیزتر از رمضان و جنگ ممدوحتر از صلح و اصحاب او بلندآوازهتر از پیامبران. آن گریه و آن عزاداری و آن سیاهپوشی و آن سینهزنی که پشتوانۀ آزادی و آزادگی نباشد و خرد حسینی را جایگزین خوی یزیدی نکند، حاصلی جز زخم و زحمت ندارد. ما برای رسیدن محرم و عاشورا لحظهشماری میکنیم؛ اما امام حسین(ع) به استقبال عاشورا نرفت؛ جنگ را بر او تحمیل کردند؛ جنگی که شیعه میتوانست از آن سرمایهای برای صلح ممکن و پایدار بسازد و اعتباری برای عقلانیت؛ نه مذهبی نو که همچون مذاهب دیگر، عقایدی دارد و مناسکی و احکامی و آخرتی که سنگ ترازوی آن برای سنجش اعمال، اشک است.
رضا بابایی
گفتوگوی علمی دربارۀ عاشورا در ایام عزاداری، برای من چندان خوشایند نیست؛ بهویژه اگر همراه انتقاد از روشها و منشها باشد. اما فرصتها را هم باید غنیمت شمرد.
دربارۀ عاشورا آنچه ذهن بسیاری از محققان و نواندیشان را به خود مشغول کرده است، شیوههای عزاداری و مسئلۀ تحریفات است. از محدث نوری تا امروز، شاید بیش از بیست کتاب و دهها و بل صدها مقالۀ مایهدار و علمی نوشتهاند که موضوعشان تحریفات و انحرافات در فرهنگ عزاداری است. کارنامۀ تحریفشناسی و تحریفزدایی، بسیار پربرگوبار است؛ اما تا امروز نتوانسته است در برابر سیل آسیبها و کژفهمیها بایستد و یا دستکم از شتاب و گسترۀ آن بکاهد. هنوز سرقفلی عاشورا به نام مداحان است و آنان گردن این مثنوی را بستهاند/ میکشند آنجا که خود دانستهاند.
مشکل نه در سود و سودای مداحان است و نه در کمکاری عالمان. مشکل اصلی، آن است که «مشکل اصلی» گم شده است. تحریفستیزان، همۀ وقت و نیروی خود را صرف آن کردهاند که مثلا دروغهای فاضل دربندی را در کتاب اسرار الشهاده یا خطاهای ملاحسین کاشفی را در روضة الشهداء یا گزافهگوییهای برخی مداحان را نشان دهند و تاریخی پاکیزهتر و مستند از نهضت کربلا به گوشها برسانند. غافل از آنکه مشکل در این دروغها و خطاها و گزافهها نیست؛ مشکل در جایی است که این دروغها و خطاها از آنجا سرازیر میشوند. از قضا برخی از همین تحریفستیزان محترم، آب به جوی همان انحراف اصلی میریزند.
آنچه ما به آن مبتلا شدهایم، تنها تحریف در چند واقعه یا چند خبر یا مسائلی همچون قمهزنی و مناسکسازی و مصیبتتراشی نیست؛ مشکل اصلی در شاکله و قالبی است که عاشورای موجود در رهگذر تاریخ پذیرفته و به دست بخشهای سیاستاندیش جامعه، مذهبی جدا و دینی مستقل از اسلام و حتی تشیع اثتیعشری شده است. عاشورای موجود، بخشی از دین و مذهب نیست که در پناه آن از بلای تحریف مصون بماند؛ چنانکه نماز و روزه در پناه دین از تحریف و خرافه مصون ماندهاند؛ بلکه ما از عاشورا دینی مستقل و خودبنیاد ساختهایم. عاشورای شیعه(نه عاشورای سال 61 هجری)، در چرخۀ نیازهای رنگارنگ جامعه و در ادوار مختلف تاریخی، اکنون شکل و شمایلی به خود گرفته است که ارتباط دادن آن به دین و مذهب، جز از طریق پارهای روایات در برخی کتابها ممکن نیست. دربارۀ سند و دلالت این روایات سخنی نمیگویم تا در دام تحریفستیزی انحرافی نیفتم؛ اما میگویم: عاشورای برساختۀ ما گفتمانی جدا از مجموعۀ دین شده است و در فضای «عاشورا برای عاشورا» سیر میکند و تا چنین است، تحریفستیزی، آب در هاون کوبیدن است؛ بلکه دادن نشانی غلط به جامعۀ دینی است.
تحریف بزرگ، این است؛ نه گزافههایی که دربارۀ شمار کشتگان دشمن یا عروسی قاسم بن حسن(ع) در کربلا یا حضور جنیان در روز عاشورا گفتهاند و از مردم اشك گرفتهاند. اگر تحریفستیزان راه به جایی نمیبرند و هر دم آید غمی از نو به مبارکبادشان، از آن رو است که بت بزرگ را نشکستهاند. بت بزرگ، جداسری جزء(عاشورای موجود) از كل(مذهب مادر) است. اگر ما عاشورا را از دین بیرون نیاوردهایم و به آن استقلال ندادهایم، چرا در طبقات مذهبی، محرم عملاً مهمتر از رمضان است و عاشورا مهمتر از بعثت و هجرت، و زیارت محبوبتر از حج، و آن مایه از احساسات و هیجانها و عواطفی که روضهها برمیانگیزند، نیایشها برنمیانگیزند؟ اگر عاشورا را از دین جدا نکردهایم، چرا این همه به عزاداران سفارش میکنند که ظهر عاشورا نماز را فراموش نکنید؟
اگر امروز منبرهای عزا بیشتر از منبرهای اخلاق است، و مجالس عزاداری بیشتر از محافل معنوی، و جستوجو در گذشته بیشتر از گفتوگو دربارۀ آینده، از آن رو است که عاشورای ما دینی است خودبنیاد که در آن، دینداری در حاشیۀ عزاداری است. امام حسین(ع) از مکه به سوی کوفه رفت که همچون عموی بزرگوارش جعفر بن ابیطالب كه به حبشه هجرت كرد، در آزادی و امنیت زندگی کند و آزادی و امنیت را برای بخشی از مسلمانان فراهم آورد؛ نه آنکه مذهبی نو بنیان بگذارد که در آن، روضه مهمتر از مناجات باشد و عزاداری ارجمندتر از دینداری و محرم شورانگیزتر از رمضان و جنگ ممدوحتر از صلح و اصحاب او بلندآوازهتر از پیامبران. آن گریه و آن عزاداری و آن سیاهپوشی و آن سینهزنی که پشتوانۀ آزادی و آزادگی نباشد و خرد حسینی را جایگزین خوی یزیدی نکند، حاصلی جز زخم و زحمت ندارد. ما برای رسیدن محرم و عاشورا لحظهشماری میکنیم؛ اما امام حسین(ع) به استقبال عاشورا نرفت؛ جنگ را بر او تحمیل کردند؛ جنگی که شیعه میتوانست از آن سرمایهای برای صلح ممکن و پایدار بسازد و اعتباری برای عقلانیت؛ نه مذهبی نو که همچون مذاهب دیگر، عقایدی دارد و مناسکی و احکامی و آخرتی که سنگ ترازوی آن برای سنجش اعمال، اشک است.
رضا بابایی
👆👆قدیمی ترین نوحه فارسی که گویا اواخر دوره قاجاریه ضبط شده است.
نوحه خوان از پیرغلامان گمنام حضرت ابا عبدالله (ع) است.
شعر از ناصرالدین شاه است!
مضامین شعر بسیار عالی است: اوج خلوص سالار شهیدان به درگاه دوست را در عین عطوفت و مهربانی او نسبت به خاندان خویش به تصویر کشیده است
نوحه خوان از پیرغلامان گمنام حضرت ابا عبدالله (ع) است.
شعر از ناصرالدین شاه است!
مضامین شعر بسیار عالی است: اوج خلوص سالار شهیدان به درگاه دوست را در عین عطوفت و مهربانی او نسبت به خاندان خویش به تصویر کشیده است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Practical ethics
👆👆قدیمی ترین نوحه فارسی که گویا اواخر دوره قاجاریه ضبط شده است. نوحه خوان از پیرغلامان گمنام حضرت ابا عبدالله (ع) است. شعر از ناصرالدین شاه است! مضامین شعر بسیار عالی است: اوج خلوص سالار شهیدان به درگاه دوست را در عین عطوفت و مهربانی او نسبت به خاندان خویش…
🖌🖌🖌 همراهان توجه دارند که این نوحه قدیمی ترین نوحه ضبط شده در ایران است، نه قدیمی ترین نوحه سروده شده در ایران.
متن شعر این نوحه که در دیوان اشعار ناصر الدین شاه قاجار آمده است، تقدیم می شود:
مامور شد ز حضرت دادار، جبرئیل
آمد به یاری شه بی یار ،جبرئیل
وقتی رسید دید حسین را میان خون
گفتا فدای جان تو، صد بار جبرئیل
برگو به پیکری که منش پروریدهام
بیند چه سان جراحت بسیار، جبرئیل
این گفت و سایه بر بدن آن جناب کرد
از شاه پر به دیده خونبار جبرئیل
شاه شهید دیده گشوده به ناله گفت
ای پیک وحی خالق جبار، جبرئیل
بردار سایهات زسرم این دم وصال
حایل مشو میان من و یار، جبرئیل
گر سایه افکنی، به سر اصغرم فکن
آن طفل هست چو گل بیخار، جبرئیل
مادر نداشت شیر و منش هم ندارم آب
لب تشنه گشت کشتهی اشرار، جبرئیل
آن نوجوان شبیه جدش پیغمبر است
کن سایهای به احمد مختار، جبرئیل
اندر کنار علقمه هر لحظه بگذری
کن سایهای به میر علمدار، جبرئیل
عباس آب آور لب تشنگان من
دارد به تن جراحت بسیار جبرئیل
خواهی برادرم حسن از تو رضا شود
کن سایه ای به قاسم افکار جبرئیل
شو سایبان به راس درخشان قاسمم
چون هست آن یتیم دل افکار، جبرئیل
در راه شام چون گذری بر عیال ما
کن سایهای به عابد بیمار، جبرئیل
طفلم سکینه و دختر زارم رقیه را
آنجا زنند سیلی بسیار، جبرئیل
اندر خرابه گر گذرت گشت از وفا
کن سایهای به زینب افکار جبرئیل
گر خدمت حسین و علی بر تو لازم است
کن سایهای به عترت اطهار، جبرئیل
اندر مدینه گر گذری ای برادرم
ده تسلیت به دختر بیمار جبرئیل
پرواز چو کنی، تو به لوح و قلم رسی
کن ثبت شعر ناصر قاجار جبرئیل
متن شعر این نوحه که در دیوان اشعار ناصر الدین شاه قاجار آمده است، تقدیم می شود:
مامور شد ز حضرت دادار، جبرئیل
آمد به یاری شه بی یار ،جبرئیل
وقتی رسید دید حسین را میان خون
گفتا فدای جان تو، صد بار جبرئیل
برگو به پیکری که منش پروریدهام
بیند چه سان جراحت بسیار، جبرئیل
این گفت و سایه بر بدن آن جناب کرد
از شاه پر به دیده خونبار جبرئیل
شاه شهید دیده گشوده به ناله گفت
ای پیک وحی خالق جبار، جبرئیل
بردار سایهات زسرم این دم وصال
حایل مشو میان من و یار، جبرئیل
گر سایه افکنی، به سر اصغرم فکن
آن طفل هست چو گل بیخار، جبرئیل
مادر نداشت شیر و منش هم ندارم آب
لب تشنه گشت کشتهی اشرار، جبرئیل
آن نوجوان شبیه جدش پیغمبر است
کن سایهای به احمد مختار، جبرئیل
اندر کنار علقمه هر لحظه بگذری
کن سایهای به میر علمدار، جبرئیل
عباس آب آور لب تشنگان من
دارد به تن جراحت بسیار جبرئیل
خواهی برادرم حسن از تو رضا شود
کن سایه ای به قاسم افکار جبرئیل
شو سایبان به راس درخشان قاسمم
چون هست آن یتیم دل افکار، جبرئیل
در راه شام چون گذری بر عیال ما
کن سایهای به عابد بیمار، جبرئیل
طفلم سکینه و دختر زارم رقیه را
آنجا زنند سیلی بسیار، جبرئیل
اندر خرابه گر گذرت گشت از وفا
کن سایهای به زینب افکار جبرئیل
گر خدمت حسین و علی بر تو لازم است
کن سایهای به عترت اطهار، جبرئیل
اندر مدینه گر گذری ای برادرم
ده تسلیت به دختر بیمار جبرئیل
پرواز چو کنی، تو به لوح و قلم رسی
کن ثبت شعر ناصر قاجار جبرئیل
♦️ خلاصه ای از سخنان مولوی عبدالحمید درباره قیام امام حسین ع در نمازجمعه دیروز زاهدان:🔻
🔶 امام حسین ع برای اجرای عدالت و مقابله با استبداد و خودکامگی قیام کرد.
🔸ایشان خاطرنشان کردند: امام حسین رضیاللهعنه برای اهداف مقدسی همچون نشر اسلام، اجرای عدالت و خارج کردن حکومت از دست نااهلان قیام کرد.
🔸وقتی مردم کوفه و عراق از ایشان دعوت کردند، بیشتر احساس مسئولیت کرد و قیام کرد
.
🔸مولانا عبدالحمید در ادامه گفتند: امام حسین رضیاللهعنه وقتی نزدیک کوفه رسید، خبر خیانت مردم کوفه و شهادت مسلم بن عقیل به ایشان رسید، از سپاهیان یزید خواست به وی اجازه بازگشت بدهند، اما آنان اجازه ندادند و گفتند باید اسیر شده و نزد یزید برده شود. امام حسین ذلتِ اسارت را نپذیرفت. سپاهیان یزید سنگینترین ظلم را بر فرزندان پیامبر اکرم ص و یاران امام حسین روا داشتند، بهطوریکه آب را بر آنان بستند و آنان را به شهادت رساندند.
🔸این پیشوای مذهبی اهلسنت در ادامه افزودند: حادثه کربلا و قیام امام حسین رضیاللهعنه حاوی درسها و پیامهای آموزندهای بوده و برای تمام مسلمانان نمونه و حجت است.
🔸امام حسین رضیاللهعنه برای اجرای عدالت و مقابله با ظلم در برابر استبداد و خودکامگی قیام کرد و جان مبارکش را در این راه فدا کرد؛ این قیام و جانباختگی برای مسلمانان و تمام انسانهای آزاده درس است.
🔸ایشان در ادامه افزودند: اگر ما در زمان قیام امام حسین میبودیم، به دفاع از ایشان برخاسته و در کنارشان جام شهادت را نوش میکردیم.
🔶شیخالاسلام عبدالحمید در ادامهی سخنانشان به عقیده اهلسنت در مورد «عزاداری» اشاره کردند و گفتند: اگر ما اهلسنت در دهه محرم لباس سیاه نمیپوشیم و مراسم عزاداری برگزار نمیکنیم این هرگز به معنای آن نیست که در قبال این حادثه غمگین نیستیم، بلکه این براساس یک مسئله فقهی است که در عقیده اهلسنت وجود دارد.
🔸ایشان در پایان بر اتباع از سیره امام حسین و سایر صحابه و اهل بیت تأکید کردند و گفتند: آنچه همه ما شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر داریم، اتباع از سیره و عملکرد این بزرگان و پاکان است. باید از عبادت و تقوای آن بزرگان اتباع کنیم و هرکس بر اساس اعتقادش بر دین عمل کند. باید در هر حالی وحدت و اخوت را حفظ کنیم.
🆔@davaok
🔶 امام حسین ع برای اجرای عدالت و مقابله با استبداد و خودکامگی قیام کرد.
🔸ایشان خاطرنشان کردند: امام حسین رضیاللهعنه برای اهداف مقدسی همچون نشر اسلام، اجرای عدالت و خارج کردن حکومت از دست نااهلان قیام کرد.
🔸وقتی مردم کوفه و عراق از ایشان دعوت کردند، بیشتر احساس مسئولیت کرد و قیام کرد
.
🔸مولانا عبدالحمید در ادامه گفتند: امام حسین رضیاللهعنه وقتی نزدیک کوفه رسید، خبر خیانت مردم کوفه و شهادت مسلم بن عقیل به ایشان رسید، از سپاهیان یزید خواست به وی اجازه بازگشت بدهند، اما آنان اجازه ندادند و گفتند باید اسیر شده و نزد یزید برده شود. امام حسین ذلتِ اسارت را نپذیرفت. سپاهیان یزید سنگینترین ظلم را بر فرزندان پیامبر اکرم ص و یاران امام حسین روا داشتند، بهطوریکه آب را بر آنان بستند و آنان را به شهادت رساندند.
🔸این پیشوای مذهبی اهلسنت در ادامه افزودند: حادثه کربلا و قیام امام حسین رضیاللهعنه حاوی درسها و پیامهای آموزندهای بوده و برای تمام مسلمانان نمونه و حجت است.
🔸امام حسین رضیاللهعنه برای اجرای عدالت و مقابله با ظلم در برابر استبداد و خودکامگی قیام کرد و جان مبارکش را در این راه فدا کرد؛ این قیام و جانباختگی برای مسلمانان و تمام انسانهای آزاده درس است.
🔸ایشان در ادامه افزودند: اگر ما در زمان قیام امام حسین میبودیم، به دفاع از ایشان برخاسته و در کنارشان جام شهادت را نوش میکردیم.
🔶شیخالاسلام عبدالحمید در ادامهی سخنانشان به عقیده اهلسنت در مورد «عزاداری» اشاره کردند و گفتند: اگر ما اهلسنت در دهه محرم لباس سیاه نمیپوشیم و مراسم عزاداری برگزار نمیکنیم این هرگز به معنای آن نیست که در قبال این حادثه غمگین نیستیم، بلکه این براساس یک مسئله فقهی است که در عقیده اهلسنت وجود دارد.
🔸ایشان در پایان بر اتباع از سیره امام حسین و سایر صحابه و اهل بیت تأکید کردند و گفتند: آنچه همه ما شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر داریم، اتباع از سیره و عملکرد این بزرگان و پاکان است. باید از عبادت و تقوای آن بزرگان اتباع کنیم و هرکس بر اساس اعتقادش بر دین عمل کند. باید در هر حالی وحدت و اخوت را حفظ کنیم.
🆔@davaok
📝📝 امروز هشتم مهرماه، روز بزرگداشت شخصیت جهانی مولانا جلال الدین محمد بلخی است.
اشعار مولوی حاوی مضامینی است که در مطالعات اخلاق کاربردی بسیار به کار می آیند. به ویژه اگر توجه داشته باشیم که مطابق اندیشه طرفداران نظریه یا رویکرد "اخلاق حکایتی" (Nariative ethics)، اساسا کار استدلال در مسائل اخلاق کاربردی با رجوع به ادبیات و داستان آغاز می شود.
نظریه یا رویکرد " اخلاق حکایتی" را در اثری که در دست تدوین دارم و انشاءالله به زودی (تحت عنوان روششناسی اخلاق کاربردی) منتشر میشود، توضیح داده ام. ولی آنچه فعلا و به مناسبت روز گرامیداشت مولانا گفتنی می دانم این است که: اگر بخواهیم اخلاق کاربردی را به شیوهای بر پایه فرهنگ غنی ایرانی - اسلامی بازنویسی کنیم که توجه جهانیان را به خود جلب کند، حتما گریزی از رجوع به ابیات حضرت مولانا نخواهیم داشت.
اشعار مولوی حاوی مضامینی است که در مطالعات اخلاق کاربردی بسیار به کار می آیند. به ویژه اگر توجه داشته باشیم که مطابق اندیشه طرفداران نظریه یا رویکرد "اخلاق حکایتی" (Nariative ethics)، اساسا کار استدلال در مسائل اخلاق کاربردی با رجوع به ادبیات و داستان آغاز می شود.
نظریه یا رویکرد " اخلاق حکایتی" را در اثری که در دست تدوین دارم و انشاءالله به زودی (تحت عنوان روششناسی اخلاق کاربردی) منتشر میشود، توضیح داده ام. ولی آنچه فعلا و به مناسبت روز گرامیداشت مولانا گفتنی می دانم این است که: اگر بخواهیم اخلاق کاربردی را به شیوهای بر پایه فرهنگ غنی ایرانی - اسلامی بازنویسی کنیم که توجه جهانیان را به خود جلب کند، حتما گریزی از رجوع به ابیات حضرت مولانا نخواهیم داشت.
Forwarded from الهام بهروزی .
🍁
8 مهر روز بزرگداشت مولوی ؛ عارف جهانی گرامی باد.
نامش محمد و لقبش جلالدین است. از عنوان های او خداوندگار و مولانا در زمان حیاتش رواج داشته و مولوی در قرن های بعد در مورد او به کار رفته است.
در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در شهر بلخ متولد شد. نیاکانش همه از مردم خراسان بودند. خود او نیز با اینکه عمرش در قونیه گذشت، همواره از خراسان یاد می کرد و خراسانیان آن سامان را همشهری می خواند.
پدرش ، بهاالدین ولدبن ولد نیز محمد نام داشته و سلطان العلما خوانده می شده است. وی در بلخ می زیسته و بی مال و مکنتی هم نبوده است . در میان مردم بلخ به ولد مشهور بوده است. بها ولد مردی خوش سخن بوده و مجلس می گفته و مردم بلخ به وی ارادت بسیار داشته اند.
دوران کودکی در سایه پدر
بها ولد بین سالهای ۶۱۶_۶۱۸ هجری قمری به قصد زیارت خانه خدا از بلخ بیرون آمد . بر سر راه در نیشابور با فرزند سیزده چهارده ساله اش ، جلال الدین محمد به دیدار عارف و شاعر نسوخته جان ، شیخ فریدین عطار شتافت . جلال الدین محمد، بنا به روایاتی در هجده سالگی ، در شهر لارنده ، به فرمان پدرش با گوهر خاتون ، دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج کرد.
دوران جوانی
پدرش به سال ۶۲۸ در گذشت و جوان بیست و چهار ساله به خواهش مریدان یا بنا به وصیت پدر ، دنباله کار او را گرفت و به وعظ و ارشاد پرداخت. دیری نگذشت که سید برهان الدین محقق ترمذی به سال ۶۲۹ ه.ق به روم آمد و جلال الدین از تعالیم و ارشاد او برخوردار شد.
به تشویق همین برهان الدین یا خود به انگیزه درونی بود که برای تکمیل معلومات از قونیه به حلب رهسپار شد. اقامت او در حلب و دمشق روی هم از هفت سال نگذشت.
پس از آن به قونیه باز گشت و به اشارت سید برهان الدین به ریاضت پرداخت.
پس از مرگ برهان الدین ، نزدیک ۵ سال به تدریس علوم دینی پرداخت و چنانچه نوشته اند تا ۴۰۰ شاگرد به حلقه درس او فراهم می آمدند.
.
پایان زندگی
روز یکشنبه پنجم جمادی الآخره سال ۶۷۲ ه.ق هنگام غروب آفتاب ، مولانا بدرود زندگی گفت. مرگش بر اثر بیماری ناگهانی بود که طبیبان از علاجش درمانده بودند. خردو کلان مردم قونیه در تشییع جنازه او حاضر بودند. مسیحیان و یهودیان نیز در سوگ او زاری و شیون داشتند.
مولانا در مقبره خانوادگی خفته است و جمع بسیاری از افراد خاندانش از جمله پدرش در آنجا مدفون اند.
آثار مولانا
- مثنوی معنوی: مثنوی معنوی که به زبان فارسی می باشد.
- غزلیات شمس: غزلیات شمس غزلیاتی است که مولانا به نام مراد خود شمس سروده است.
- رباعیات: حاصل اندیشههای مولاناست.
- فیه ما فیه: که به نثر میباشد و حاوی تقریرات مولانا است که گاه در پاسخ پرسشی است و زمانی خطاب به شخص معین.
- مکاتیب: حاصل نامههای مولاناست.
- مجالس سبعه: سخنانی است که مولانا در منبر ایراد فرموده است.
🌺🍀🍁🍂
8 مهر روز بزرگداشت مولوی ؛ عارف جهانی گرامی باد.
نامش محمد و لقبش جلالدین است. از عنوان های او خداوندگار و مولانا در زمان حیاتش رواج داشته و مولوی در قرن های بعد در مورد او به کار رفته است.
در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در شهر بلخ متولد شد. نیاکانش همه از مردم خراسان بودند. خود او نیز با اینکه عمرش در قونیه گذشت، همواره از خراسان یاد می کرد و خراسانیان آن سامان را همشهری می خواند.
پدرش ، بهاالدین ولدبن ولد نیز محمد نام داشته و سلطان العلما خوانده می شده است. وی در بلخ می زیسته و بی مال و مکنتی هم نبوده است . در میان مردم بلخ به ولد مشهور بوده است. بها ولد مردی خوش سخن بوده و مجلس می گفته و مردم بلخ به وی ارادت بسیار داشته اند.
دوران کودکی در سایه پدر
بها ولد بین سالهای ۶۱۶_۶۱۸ هجری قمری به قصد زیارت خانه خدا از بلخ بیرون آمد . بر سر راه در نیشابور با فرزند سیزده چهارده ساله اش ، جلال الدین محمد به دیدار عارف و شاعر نسوخته جان ، شیخ فریدین عطار شتافت . جلال الدین محمد، بنا به روایاتی در هجده سالگی ، در شهر لارنده ، به فرمان پدرش با گوهر خاتون ، دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج کرد.
دوران جوانی
پدرش به سال ۶۲۸ در گذشت و جوان بیست و چهار ساله به خواهش مریدان یا بنا به وصیت پدر ، دنباله کار او را گرفت و به وعظ و ارشاد پرداخت. دیری نگذشت که سید برهان الدین محقق ترمذی به سال ۶۲۹ ه.ق به روم آمد و جلال الدین از تعالیم و ارشاد او برخوردار شد.
به تشویق همین برهان الدین یا خود به انگیزه درونی بود که برای تکمیل معلومات از قونیه به حلب رهسپار شد. اقامت او در حلب و دمشق روی هم از هفت سال نگذشت.
پس از آن به قونیه باز گشت و به اشارت سید برهان الدین به ریاضت پرداخت.
پس از مرگ برهان الدین ، نزدیک ۵ سال به تدریس علوم دینی پرداخت و چنانچه نوشته اند تا ۴۰۰ شاگرد به حلقه درس او فراهم می آمدند.
.
پایان زندگی
روز یکشنبه پنجم جمادی الآخره سال ۶۷۲ ه.ق هنگام غروب آفتاب ، مولانا بدرود زندگی گفت. مرگش بر اثر بیماری ناگهانی بود که طبیبان از علاجش درمانده بودند. خردو کلان مردم قونیه در تشییع جنازه او حاضر بودند. مسیحیان و یهودیان نیز در سوگ او زاری و شیون داشتند.
مولانا در مقبره خانوادگی خفته است و جمع بسیاری از افراد خاندانش از جمله پدرش در آنجا مدفون اند.
آثار مولانا
- مثنوی معنوی: مثنوی معنوی که به زبان فارسی می باشد.
- غزلیات شمس: غزلیات شمس غزلیاتی است که مولانا به نام مراد خود شمس سروده است.
- رباعیات: حاصل اندیشههای مولاناست.
- فیه ما فیه: که به نثر میباشد و حاوی تقریرات مولانا است که گاه در پاسخ پرسشی است و زمانی خطاب به شخص معین.
- مکاتیب: حاصل نامههای مولاناست.
- مجالس سبعه: سخنانی است که مولانا در منبر ایراد فرموده است.
🌺🍀🍁🍂
📝 چرا امیر کبیر را در ایران دفن نکردند؟
امیر کبیر صدر اعظم ایران در زمان ناصر الدین شاه که با دسیسه هاى یک سرى وطن فروش در حمام فین کاشان به قتل رسید، در شهر کربلا به خاک سپرده شد.
اینکه چرا او را به کربلا بردند، سوال است و احتمالا براى دور ماندن مردم از مزارش وجلوگیرى از تبدیل آن به میعادگاه مظلومان، او را از ایران و ایرانى پنهان کرده اند.
اما چیزى که بیش از همه مایه شرمندگیست، این است که اکثر قریب به اتفاق ایرانیها نمى دانند مزار این اسطوره تاریخ کجاست!
امروزه با سفرهاى متعدد مردم به عراق و کربلا جاى بسى تاسف است که حتى یکى از کسانی که از عراق بر میگردد نمیداند که امیر کبیر هم در آنجا دفن بوده!
آیا فکر نمى کنید که همین عراقیها به ما خواهند خندید که چطور مردى رو که بسیارى از داشته هاى امروزمان را مدیون اوهستیم فراموش کردیم؟!
۱۶۸ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻭﺍﮐﺴﯿﻨﺎﺳﯿﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ خبر ﺩﺍﺩﻧﺪ بعضی از افراد صاحب نفوذ، ﺩﺭ ﺷﻬﺮﺷﺎﯾﻌﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺯﺩﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﻭﺭﻭﺩ ﺟﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ!
ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺁﺑﻠﻪ ﻧﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ. ﺍﻣﺎ ﻧﻔﻮﺫ ﺳﺨﻦ افراد ﻧﺎ ﺁﮔﺎﻩ در ﻣﺮﺩﻡ ﺑﯿﺷﺘﺮ ﺑﻮﺩ.
ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﻫﺎ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺑﻠﻪﮐﻮﺑﯽ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺯﺩﻧﺪ. ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﭘﻨﻬﺎﻥ می ﺸﺪﻧﺪ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﭼﻨﺪین ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﺑﻠﻪ ﻣﺮﺩند و ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﺴﺘﻦ ﮐﺮﺩ.
ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺁﻗﺎﺧﺎﻥ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ: ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ : ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻧﺎﺩﺍﻧﯿﺸﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ. ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ، جاهلان ﺑﺴﺎﻃﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩﺑﻮﺩﻧﺪ .
این تنها روزی نبود که امیرکبیر گریست؛ ایشان هزار و صد و هشتاد و هشت روز نخست وزیری خود را، هر شب از جهل و خرافات مردم ایران گریست...
امیرکبیر برای انجام تمام اصلاحات خود که در کتاب "امیرکبیر" فریدون آدمیت، که به قول آقای خسرو معتضد بهترین کتاب در باره امیرکبیر است، گریسته است.
آری امیرکبیر و "میجی" امپراتور ژاپن، برنامه اصلاحات خود را همزمان آغاز کردند.
برنامه اصلاحات امیرکبیر بسیار مفصل تر از میجی بود. مردم ژاپن با میجی همراهی کردند، مطالعه کردند، کار کردند، منافع مردم را برمنافع خود برتری دادند، تا امروز ژاپن سومین کشور دنیا از نظر اقتصادی و بهترین کشور دنیا در تمام پارامترهای زندگی باشد.
لکن مردم ایران با جهل و خرافات بسیار عمیق، 1188 روز امیرکبیر را گریاندند.
سالانه 30 میلیون نفر از مردم ژاپن به آرامگاه میجی در توکیو می روند و از اصلاحات او سپاسگزاری می کنند. ولی مردم ایران حتی نمی دانند که آرامگاه امیرکبیر روبروی صحن امام حسین (ع) در کربلاست!
در سال 1393 بیش از 30 میلیون نفر از مردم ایران از کربلا بازدید کرده اند ولی اصلا سری به آرامگاه امیرکبیر که درست در حجره جنوب شرقی روبروی صحن امام حسین (ع) است نزده اند!
به قول مولوی
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زان که بد مرگی است این خواب گران
امیر کبیر صدر اعظم ایران در زمان ناصر الدین شاه که با دسیسه هاى یک سرى وطن فروش در حمام فین کاشان به قتل رسید، در شهر کربلا به خاک سپرده شد.
اینکه چرا او را به کربلا بردند، سوال است و احتمالا براى دور ماندن مردم از مزارش وجلوگیرى از تبدیل آن به میعادگاه مظلومان، او را از ایران و ایرانى پنهان کرده اند.
اما چیزى که بیش از همه مایه شرمندگیست، این است که اکثر قریب به اتفاق ایرانیها نمى دانند مزار این اسطوره تاریخ کجاست!
امروزه با سفرهاى متعدد مردم به عراق و کربلا جاى بسى تاسف است که حتى یکى از کسانی که از عراق بر میگردد نمیداند که امیر کبیر هم در آنجا دفن بوده!
آیا فکر نمى کنید که همین عراقیها به ما خواهند خندید که چطور مردى رو که بسیارى از داشته هاى امروزمان را مدیون اوهستیم فراموش کردیم؟!
۱۶۸ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻭﺍﮐﺴﯿﻨﺎﺳﯿﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ خبر ﺩﺍﺩﻧﺪ بعضی از افراد صاحب نفوذ، ﺩﺭ ﺷﻬﺮﺷﺎﯾﻌﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺯﺩﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﻭﺭﻭﺩ ﺟﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ!
ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺁﺑﻠﻪ ﻧﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ. ﺍﻣﺎ ﻧﻔﻮﺫ ﺳﺨﻦ افراد ﻧﺎ ﺁﮔﺎﻩ در ﻣﺮﺩﻡ ﺑﯿﺷﺘﺮ ﺑﻮﺩ.
ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﻫﺎ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺑﻠﻪﮐﻮﺑﯽ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺯﺩﻧﺪ. ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﭘﻨﻬﺎﻥ می ﺸﺪﻧﺪ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﭼﻨﺪین ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﺑﻠﻪ ﻣﺮﺩند و ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﺴﺘﻦ ﮐﺮﺩ.
ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺁﻗﺎﺧﺎﻥ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ: ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ : ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻧﺎﺩﺍﻧﯿﺸﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ. ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ، جاهلان ﺑﺴﺎﻃﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩﺑﻮﺩﻧﺪ .
این تنها روزی نبود که امیرکبیر گریست؛ ایشان هزار و صد و هشتاد و هشت روز نخست وزیری خود را، هر شب از جهل و خرافات مردم ایران گریست...
امیرکبیر برای انجام تمام اصلاحات خود که در کتاب "امیرکبیر" فریدون آدمیت، که به قول آقای خسرو معتضد بهترین کتاب در باره امیرکبیر است، گریسته است.
آری امیرکبیر و "میجی" امپراتور ژاپن، برنامه اصلاحات خود را همزمان آغاز کردند.
برنامه اصلاحات امیرکبیر بسیار مفصل تر از میجی بود. مردم ژاپن با میجی همراهی کردند، مطالعه کردند، کار کردند، منافع مردم را برمنافع خود برتری دادند، تا امروز ژاپن سومین کشور دنیا از نظر اقتصادی و بهترین کشور دنیا در تمام پارامترهای زندگی باشد.
لکن مردم ایران با جهل و خرافات بسیار عمیق، 1188 روز امیرکبیر را گریاندند.
سالانه 30 میلیون نفر از مردم ژاپن به آرامگاه میجی در توکیو می روند و از اصلاحات او سپاسگزاری می کنند. ولی مردم ایران حتی نمی دانند که آرامگاه امیرکبیر روبروی صحن امام حسین (ع) در کربلاست!
در سال 1393 بیش از 30 میلیون نفر از مردم ایران از کربلا بازدید کرده اند ولی اصلا سری به آرامگاه امیرکبیر که درست در حجره جنوب شرقی روبروی صحن امام حسین (ع) است نزده اند!
به قول مولوی
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زان که بد مرگی است این خواب گران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سایت و نرم افزار پژوهان.
با سپاس فراوان از همکاران بخش فناوری اطلاعات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برای رنج بی دریغ و خالصانه ای که در تدارک این خدمت فرهنگی بزرگ به جان خریده اند.
با سپاس فراوان از همکاران بخش فناوری اطلاعات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برای رنج بی دریغ و خالصانه ای که در تدارک این خدمت فرهنگی بزرگ به جان خریده اند.
✅✅ با درود بر همه همراهان گرامی،
دوستان من در بخش فناوری اطلاعات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی نرم افزاری فوق العاده آسان و در دسترس و ارزان تهیه کرده اند به نام " کتابخوان همراه پژوهان".
با ورود به سایت این نرم افزار به آسانی می توانید آن را دانلود کنید و متون الکترونیک آثار پژوهشگران پژوهشگاه ما را با قیمتی بسیار ارزان تهیه کنید.
نکته بسیار مهم تر از قیمت محصولات، امکانات مطالعاتی و پژوهشی است که در این نرم افزار فراهم آمده است: امکاناتی از قبیل جستجو در داخل متن، های لایت کردن عبارات متن با رنگهای گوناگون و امکان ذخیره سازی و به اشترک گذاشتن متن.
این نرم افزار همچنین، به مناسبت های مختلف، کتابهایی را به رایگان تقدیم می کند.
لینک کانال این نرم افزار:
پژوهان| همراهی همیشه در دسترس
نشر دیجیتال پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
-پشتیبان پژوهان
@pajoohaan
دوستان من در بخش فناوری اطلاعات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی نرم افزاری فوق العاده آسان و در دسترس و ارزان تهیه کرده اند به نام " کتابخوان همراه پژوهان".
با ورود به سایت این نرم افزار به آسانی می توانید آن را دانلود کنید و متون الکترونیک آثار پژوهشگران پژوهشگاه ما را با قیمتی بسیار ارزان تهیه کنید.
نکته بسیار مهم تر از قیمت محصولات، امکانات مطالعاتی و پژوهشی است که در این نرم افزار فراهم آمده است: امکاناتی از قبیل جستجو در داخل متن، های لایت کردن عبارات متن با رنگهای گوناگون و امکان ذخیره سازی و به اشترک گذاشتن متن.
این نرم افزار همچنین، به مناسبت های مختلف، کتابهایی را به رایگان تقدیم می کند.
لینک کانال این نرم افزار:
پژوهان| همراهی همیشه در دسترس
نشر دیجیتال پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
-پشتیبان پژوهان
@pajoohaan
Forwarded from کتابخوان همراه پژوهان
#محرم #نذر_کتاب
📕 قمهزنی؛ آبروداری یا آبروریزی شیعه
رایگان در پژوهان. فقط امروز
دریافت از لینک زیر👇
http://pajoohaan.ir/document/1899
🎁هر روز یک کتاب رایگان؛ به ما بپیوندید👇
@pajoohaan_ir
📕 قمهزنی؛ آبروداری یا آبروریزی شیعه
رایگان در پژوهان. فقط امروز
دریافت از لینک زیر👇
http://pajoohaan.ir/document/1899
🎁هر روز یک کتاب رایگان؛ به ما بپیوندید👇
@pajoohaan_ir
http://www.aparat.com/v/NEZtX
با درود بر همراهان،
این ویدیو را مشاهده فرمایید.
می تواند سوژهای درباره #اخلاق کار در ایران به دست پژوهشگران اخلاق کاربردی بدهد.
سالها پیش، از یکی از روشنفکران نامی کشور شنیدم که می گفت اخلاق کار در ما ایرانیان خیلی ضعیف است، به گواهی اینکه اگر به هریک از ما مزد مجانی بدهند دیگر هیچکس در ایران کار نخواهد کرد!
این ویدیو میتواند سخن او را تایید کند.
با درود بر همراهان،
این ویدیو را مشاهده فرمایید.
می تواند سوژهای درباره #اخلاق کار در ایران به دست پژوهشگران اخلاق کاربردی بدهد.
سالها پیش، از یکی از روشنفکران نامی کشور شنیدم که می گفت اخلاق کار در ما ایرانیان خیلی ضعیف است، به گواهی اینکه اگر به هریک از ما مزد مجانی بدهند دیگر هیچکس در ایران کار نخواهد کرد!
این ویدیو میتواند سخن او را تایید کند.
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
حقتو از یک ماه فروش نفت بهت بدن، زندگیت چه شکلی میشه؟
چیزی که شمارو شوکه خواهد کرد!
👆👆مناسب برای پروژه اخلاق کار# 👆👆
حتی اگر قدری اغراقآمیز باشد، مخصوصا راجع به رفتاری مثل چک کردن همه روزه خزانه طلای کشور!!
#اخلاق_کار
#Work_Ethics
حتی اگر قدری اغراقآمیز باشد، مخصوصا راجع به رفتاری مثل چک کردن همه روزه خزانه طلای کشور!!
#اخلاق_کار
#Work_Ethics
20مهرماه، روز بزرگداشت حافظ گرامی باد!
صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت
قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند
خواجه شمس الدین محمدبن محمد حافظ شیرازی، از بزرگترین شاعران نغزگوی ادبیات فارسی است. حافظ در اوایل قرن هشتم ه.ق- حدود سال 727- در شیراز دیده به جهان گشود. پدرش بهاءالدین، بازرگان و مادرش اهل كازرون بود. پس از مرگ پدر، شمس الدین كوچك نزد مادرش ماند و در سنین نوجوانی به شغل نانوایی پرداخت. در همین دوران به كسب علم و دانش علاقه مند شد و به درس و مدرسه پرداخت. بعد از تحصیل علوم، زندگی او تغییر كرد و در جرگه طالبان علم درآمد و مجالس درس علمای بزرگ شیراز را درک کرد.
حافظ مردی بود ادیب، عالم به علوم ادبی و شرعی و آگاه از دقایق حكمی و حقایق عرفانی. استعداد خارق العاده او در تلفیق مضامین و آوردن صنایع گوناگون بیانی در غزل او را سرآمد شاعران زمان خویش و حتی تمامی شاعران زبان فارسی كرده است. او بهترین غزلیات مولوی، سعدی، كمال، اوحدی، خواجو و سلمان را استقبال كرده است اما دیوان او به قدری از بیتهای بلند و غزلیات عالی و مضمونهای نو پر است كه این تقلیدها و تأثرها در میان آنها كم و ناچیز می نماید. علاوه بر این، مرتبه والای او در تفكر عالی و حكمی و عرفانی و قدرتی كه در بیان آنها به فصیح ترین و خوش آهنگ ترین عبارات داشته، وی را به عنوان یكی از بزرگترین و تاثیرگذارترین شاعران ایران قرار داده و دیوانش را مورد قبول خاص و عام ساخته است
دیوان كلیات او مركب است از غزلیات، چند قصیده، قطعه، رباعی و دو مثنوی كوتاه با نامهای «آهوی وحشی» و «ساقی نامه».
از نكات قابل توجه درباره دیوان حافظ، رواج "فال گرفتن"- تفأل- از آن است كه سنتی تازه نیست و از دیرباز درمیان آشنایان شعر او متداول بوده است و چون در هر غزلی از دیوان حافظ می توان- به هر تأویل و توجیه- بیتی را حسب حال فال گیرنده یافت، او را « لسان الغیب» لقب داده اند.
حافظ با توان شاعري بسيار داستانهاي قرآني را با اشارههاي ظريف در شعرش بيان ميكند اما به واقع او ناظم شعر نيست كه به بيان روايي داستان بپردازد بلكه شاعري تواناست كه با تخييل و شناخت عميق بسياري از مسايل قرآني و اجتماعي را در قالب شعر ارائه ميدهد.
نگاه حافظ به جهان هستي نگاهي فراگير است به گونهاي كه تمام مسايل مادي و معنوي را با بياني شيرين و محكم و با بكارگيري استعاره و تشبيه، ايهام و مجاز و ساير صناعات ادبي بيان میکند.
.
حافظ شاعري است كه در قرن حاكميت زهد و ريا و خفقان، شعري فراگير و رندانه دارد و از همه مسائل جهان هستي با بياني ظريف و رندانه سخن ميگويد و همواره از تظاهر و تزوير دوري مي جويد و شعر برايش جنبهاي متعالي و آرماني دارد.
اشعار حافـظ شيـرازي بـا الـهـام از تعاليم ناب اسلامي و مفاهيم گرانقدر قرآني سروده شده است و همگـي ايـن اشعـار حـاوي كنايات و استعارات زيبا و بي نظير است.
اين شاعر پرآوازه ايران زمين در سال791 يا 792 هجري قمـري دارفـانـي را وداع گفت.
روحش شاد!
#حافظ
#روز_جهانی_بزرگداشت_حافظ
منبع: سایت بیتوته
صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت
قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند
خواجه شمس الدین محمدبن محمد حافظ شیرازی، از بزرگترین شاعران نغزگوی ادبیات فارسی است. حافظ در اوایل قرن هشتم ه.ق- حدود سال 727- در شیراز دیده به جهان گشود. پدرش بهاءالدین، بازرگان و مادرش اهل كازرون بود. پس از مرگ پدر، شمس الدین كوچك نزد مادرش ماند و در سنین نوجوانی به شغل نانوایی پرداخت. در همین دوران به كسب علم و دانش علاقه مند شد و به درس و مدرسه پرداخت. بعد از تحصیل علوم، زندگی او تغییر كرد و در جرگه طالبان علم درآمد و مجالس درس علمای بزرگ شیراز را درک کرد.
حافظ مردی بود ادیب، عالم به علوم ادبی و شرعی و آگاه از دقایق حكمی و حقایق عرفانی. استعداد خارق العاده او در تلفیق مضامین و آوردن صنایع گوناگون بیانی در غزل او را سرآمد شاعران زمان خویش و حتی تمامی شاعران زبان فارسی كرده است. او بهترین غزلیات مولوی، سعدی، كمال، اوحدی، خواجو و سلمان را استقبال كرده است اما دیوان او به قدری از بیتهای بلند و غزلیات عالی و مضمونهای نو پر است كه این تقلیدها و تأثرها در میان آنها كم و ناچیز می نماید. علاوه بر این، مرتبه والای او در تفكر عالی و حكمی و عرفانی و قدرتی كه در بیان آنها به فصیح ترین و خوش آهنگ ترین عبارات داشته، وی را به عنوان یكی از بزرگترین و تاثیرگذارترین شاعران ایران قرار داده و دیوانش را مورد قبول خاص و عام ساخته است
دیوان كلیات او مركب است از غزلیات، چند قصیده، قطعه، رباعی و دو مثنوی كوتاه با نامهای «آهوی وحشی» و «ساقی نامه».
از نكات قابل توجه درباره دیوان حافظ، رواج "فال گرفتن"- تفأل- از آن است كه سنتی تازه نیست و از دیرباز درمیان آشنایان شعر او متداول بوده است و چون در هر غزلی از دیوان حافظ می توان- به هر تأویل و توجیه- بیتی را حسب حال فال گیرنده یافت، او را « لسان الغیب» لقب داده اند.
حافظ با توان شاعري بسيار داستانهاي قرآني را با اشارههاي ظريف در شعرش بيان ميكند اما به واقع او ناظم شعر نيست كه به بيان روايي داستان بپردازد بلكه شاعري تواناست كه با تخييل و شناخت عميق بسياري از مسايل قرآني و اجتماعي را در قالب شعر ارائه ميدهد.
نگاه حافظ به جهان هستي نگاهي فراگير است به گونهاي كه تمام مسايل مادي و معنوي را با بياني شيرين و محكم و با بكارگيري استعاره و تشبيه، ايهام و مجاز و ساير صناعات ادبي بيان میکند.
.
حافظ شاعري است كه در قرن حاكميت زهد و ريا و خفقان، شعري فراگير و رندانه دارد و از همه مسائل جهان هستي با بياني ظريف و رندانه سخن ميگويد و همواره از تظاهر و تزوير دوري مي جويد و شعر برايش جنبهاي متعالي و آرماني دارد.
اشعار حافـظ شيـرازي بـا الـهـام از تعاليم ناب اسلامي و مفاهيم گرانقدر قرآني سروده شده است و همگـي ايـن اشعـار حـاوي كنايات و استعارات زيبا و بي نظير است.
اين شاعر پرآوازه ايران زمين در سال791 يا 792 هجري قمـري دارفـانـي را وداع گفت.
روحش شاد!
#حافظ
#روز_جهانی_بزرگداشت_حافظ
منبع: سایت بیتوته
Forwarded from 𝄃𝄃𝄂𝄂𝄀𝄁𝄃𝄂𝄂𝄃
💥و ضعیت دین و مسلمانی در آمریکا
✅دکتر سید صادق حقیقت استاد علوم سیاسی دانشگاه مفید قم که یکسال برای فرصت مطالعاتی در آمریکا به سر می برد در گفتگو با شفقنا از مشاهدات خود درباره نگاه به دین و مسلمانان ساکن آمریکا می گوید:🔻
🔹مجموعاً حدود ۳۱۰۰ مسجد و مرکز اسلامی در آمریکا وجود دارد، ۵۲۵ مرکز در ایالت کالیفرنیا، ۵۰۷ مرکز در نیویورک و ۳۰۲ مرکز در تگزاس است بنابراین پراکندگی مراکز اسلامی وابسته به نوع ایالت و پراکندگی مسلمانان در این ایالت هاست، شاید بتوان گفت که حدود ۲/۱ میلیون ایرانی در آمریکا زندگی می کنند که اکثر آنها در ایالت کالیفرنیا هستند و به خاطر این تجمع، مراکز اسلامی در کالیفرنیا بیش از ایالت های دیگر است، ایالت هایی مانند فلوریدا، مسلمانان و ایرانیان کمتری دارد و مراکز اسلامی در آنها کمتر هستند؛ تعداد کل مسلمانان در آمریکا کاملاً مشخص نیست و ادعای دو میلیون تا ۱۰ یا دوازده میلیون شده، ولی اوباما گفته تعداد مسلمانان در آمریکا ۷ میلیون نفر است که می شود ۲ درصد جمعیت آمریکا.
🔹رشد جمعیت مسلمانان در آمریکا و کل غرب بیش از رشد مسیحیان هست، علت آن هم مشخص است که مسلمانان به فرزندآوری اعتقاد دارند، خصوصا کسانی مانند افغانستانی ها و پاکستانی ها چهار تا پنج فرزند می آورند، اما بسیاری از خانواده های غربی فرزند ندارند و بسیاری هم تک فرزند هستند. جامعه آمریکا مذهبی تر از جامعه اروپاست. دینداری در اروپا حدود ۵۰ درصد و در آمریکا حدود ۷۰ درصد است. علاوه بر آن نهاد خانواده در آمریکا قوی تر از اروپاست.
🔹دو مساله متضاد در آمریکا وجود دارد، یک مساله اینکه بی دینی در حال رشد است و روی دیگر سکه این است که دینداری هم در حال رشد است، چطور این دو مساله با هم جمع می شوند، به این صورت که صورت کلی جامعه به شکل بی دینی پیش می رود، مظاهر بی دینی در جهان روبه افزایش است، مانند مساله هم جنس گرایی و حتی مساله عدم اعتقاد به خداوند، ولی در عین حال دینداری هم در بین قشری از مردم روبه افزایش است، من برای این دو ادعا دو مثال می زنم، مثال اول اینکه گروهی با عنوان SBNR منظور این است که Spiritual but not religious آنها گروهی هستند که حتی روی ماشین خود هم این اصطلاح را به صورت مخفف درج می کنند که ما معنویت گرا هستیم، اما مذهبی نیستیم، پدیده ای است در غرب که احساس می کنند می توان معنویت گرا بود، ولی مذهبی نبود؛ همین که امید و عشق به هم نوع خود داشته باشید. کافی است؛ مثال دیگر برای این مساله، رشد همجنس گرایی و عدم توجه به ارزش خانواده است.
🔹از طرف دیگر علاقه مندان به ادیان ابراهیمی و خصوصاً دین اسلام، بسیار زیاد هستند، مثالی که به شکل خاص در مدت زمان ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ در آمریکا با آن برخورد کردم، شخصی بود به نام هـیوستن اسمیت که در همین مدت با فوت او مواجه بودیم، هـیوستن اسمیت استاد دانشگاه MIT، چینی تبار و با سابقه تدریس ۱۵ ساله در این دانشگاه بود، ایشان اصالتاً مسیحی و پروتستان و معتقد به متدیسم بود، هـیوستن اسمیت از اشخاصی است که تمایل بسیاری به مسایل معنوی داشت و به اسلام هم علاقه مند بود، نکته جالب این است که ایشان با زبان عربی آشنا شده و با اینکه مسیحی بود، پنج بار نماز به زبان عربی می خواند؛ و باز نکته جالب اینکه کسی که ترجمه ای از چند پاراگراف کتاب “طوبای محبت” حاج اسماعیل دولابی به ایشان ارایه کرده، می گوید که وقتی ایشان این جمله را شنید، شادی کودکانه ای به او دست داد، او به هر حال مسلمان نشد، ولی به اسلام علاقه مند بود و در سال ۲۰۱۷ فوت کرد، اشخاص دیگری هم مانند ابراهیم گومار هستند که آنها مسلمان شدند و حج به جا آوردند و مثنوی و دیوان حافظ را به انگلیسی ترجمه کردند🔺
🌺کانال فرهنگی؛ اخلاقی دواک🔻
🆔 @davaok
✅دکتر سید صادق حقیقت استاد علوم سیاسی دانشگاه مفید قم که یکسال برای فرصت مطالعاتی در آمریکا به سر می برد در گفتگو با شفقنا از مشاهدات خود درباره نگاه به دین و مسلمانان ساکن آمریکا می گوید:🔻
🔹مجموعاً حدود ۳۱۰۰ مسجد و مرکز اسلامی در آمریکا وجود دارد، ۵۲۵ مرکز در ایالت کالیفرنیا، ۵۰۷ مرکز در نیویورک و ۳۰۲ مرکز در تگزاس است بنابراین پراکندگی مراکز اسلامی وابسته به نوع ایالت و پراکندگی مسلمانان در این ایالت هاست، شاید بتوان گفت که حدود ۲/۱ میلیون ایرانی در آمریکا زندگی می کنند که اکثر آنها در ایالت کالیفرنیا هستند و به خاطر این تجمع، مراکز اسلامی در کالیفرنیا بیش از ایالت های دیگر است، ایالت هایی مانند فلوریدا، مسلمانان و ایرانیان کمتری دارد و مراکز اسلامی در آنها کمتر هستند؛ تعداد کل مسلمانان در آمریکا کاملاً مشخص نیست و ادعای دو میلیون تا ۱۰ یا دوازده میلیون شده، ولی اوباما گفته تعداد مسلمانان در آمریکا ۷ میلیون نفر است که می شود ۲ درصد جمعیت آمریکا.
🔹رشد جمعیت مسلمانان در آمریکا و کل غرب بیش از رشد مسیحیان هست، علت آن هم مشخص است که مسلمانان به فرزندآوری اعتقاد دارند، خصوصا کسانی مانند افغانستانی ها و پاکستانی ها چهار تا پنج فرزند می آورند، اما بسیاری از خانواده های غربی فرزند ندارند و بسیاری هم تک فرزند هستند. جامعه آمریکا مذهبی تر از جامعه اروپاست. دینداری در اروپا حدود ۵۰ درصد و در آمریکا حدود ۷۰ درصد است. علاوه بر آن نهاد خانواده در آمریکا قوی تر از اروپاست.
🔹دو مساله متضاد در آمریکا وجود دارد، یک مساله اینکه بی دینی در حال رشد است و روی دیگر سکه این است که دینداری هم در حال رشد است، چطور این دو مساله با هم جمع می شوند، به این صورت که صورت کلی جامعه به شکل بی دینی پیش می رود، مظاهر بی دینی در جهان روبه افزایش است، مانند مساله هم جنس گرایی و حتی مساله عدم اعتقاد به خداوند، ولی در عین حال دینداری هم در بین قشری از مردم روبه افزایش است، من برای این دو ادعا دو مثال می زنم، مثال اول اینکه گروهی با عنوان SBNR منظور این است که Spiritual but not religious آنها گروهی هستند که حتی روی ماشین خود هم این اصطلاح را به صورت مخفف درج می کنند که ما معنویت گرا هستیم، اما مذهبی نیستیم، پدیده ای است در غرب که احساس می کنند می توان معنویت گرا بود، ولی مذهبی نبود؛ همین که امید و عشق به هم نوع خود داشته باشید. کافی است؛ مثال دیگر برای این مساله، رشد همجنس گرایی و عدم توجه به ارزش خانواده است.
🔹از طرف دیگر علاقه مندان به ادیان ابراهیمی و خصوصاً دین اسلام، بسیار زیاد هستند، مثالی که به شکل خاص در مدت زمان ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ در آمریکا با آن برخورد کردم، شخصی بود به نام هـیوستن اسمیت که در همین مدت با فوت او مواجه بودیم، هـیوستن اسمیت استاد دانشگاه MIT، چینی تبار و با سابقه تدریس ۱۵ ساله در این دانشگاه بود، ایشان اصالتاً مسیحی و پروتستان و معتقد به متدیسم بود، هـیوستن اسمیت از اشخاصی است که تمایل بسیاری به مسایل معنوی داشت و به اسلام هم علاقه مند بود، نکته جالب این است که ایشان با زبان عربی آشنا شده و با اینکه مسیحی بود، پنج بار نماز به زبان عربی می خواند؛ و باز نکته جالب اینکه کسی که ترجمه ای از چند پاراگراف کتاب “طوبای محبت” حاج اسماعیل دولابی به ایشان ارایه کرده، می گوید که وقتی ایشان این جمله را شنید، شادی کودکانه ای به او دست داد، او به هر حال مسلمان نشد، ولی به اسلام علاقه مند بود و در سال ۲۰۱۷ فوت کرد، اشخاص دیگری هم مانند ابراهیم گومار هستند که آنها مسلمان شدند و حج به جا آوردند و مثنوی و دیوان حافظ را به انگلیسی ترجمه کردند🔺
🌺کانال فرهنگی؛ اخلاقی دواک🔻
🆔 @davaok