✏️✏️ مراکز مطالعاتی ایرانی عقب مانده اند!! گزارشی تفصیلی از مراکز مطالعاتی در جهان منتشر شده است. در این گزارش بر اساس ارزش گذاری محصولات و نیز ارزیابی هیئت علمی و کادر شاغل، این موسسات ارزیابی و طبقه بندی شده اند. در ایران59 مرکز و در اسرائیل 58 مرکز وجود دارد. در بخش تقسیم بندی مراکز خاورمیانه ده موسسه برتر نیز معرفی شده است. اولین مرکز که به لحاظ کمی و کیفی مقام اول را به خود اختصاص داده است مرکز بررسی های استراتژیک کشور اردن است. مقام دوم به مرکز الاهرام مصر اختصاص دارد که در سالهای دور همیشه محل تجمع اساتید چپ گرا و نیز پان عربیست مصر بوده است. مقام سوم متعلق به مرکز پژوهش های امنیت ملی اسراییل است. در این لیست به جز این مرکز اسراییلی مرکز بگین - سادات نیز در مقام هشتم وجود دارد. به عبارت دیگر در لیست ده مرکز برتر فعال در خاورمیانه نام دو مرکز اسرائیلی وجود دارد. این در حالی است که هیچ مرکز ایرانی نتوانسته است در این لیست حتی مقام های بعد از بیستم را کسب نماید. این نشان می دهد که علیرغم هزینه های بسیاری که در این بخش در حال اتلاف است ما نتوانسته ایم تولید علمی قابل قبولی را ارائه کنیم. تاسف بار تر آنکه در این لیست ده نفره نام دو مرکز قطری در مقام های پنجم و ششم وجود دارد. دو مرکز با نام های مرکز الجزیره للدراسات و نیز مرکز بروکنجز الدوحه توانسته اند خود را در فضای علوم انسانی و به ویژه مطالعات راهبردی مطرح کرده و برای خود جایگاهی مناسب دست و پا کنند. همسایه غربی ما یعنی ترکیه دارای سه مرکز در مقام های هفتم تا دهم در این لیست می باشد. شاخصه تولید دانش در هر کشوری نشان از توسعه یافتگی و یا قرار گرفتن بر روی ریل توسعه است. زمانی که در یک کشور دانش در حوزه علوم انسانی تولید نمی شود به ویژه کشوری مانند ایران و از سوی دیگر در بخش های نظامی برخی توفیقات به دست می اید این عدم توازان را نشان می دهد. دقیقا به مثابه کودکی که در مسیر رشد خود فقط دستان و یا بخشی از صورت ان در حال رشد است و بقیه اعضا ان رشد نمی کنند. این عدم توازن در بلند مدت قطعا به کشور اسیب خواهد زد. هدف کانال مطالعات جهان عرب از انتشار این دست اطلاعات از وضعیت جهان عرب و خاورمیانه صرفا هشدار به برنامه ریزان و متصدیان امور است که نسبت به این مهم در کشور توجه داشته باشند تا در ده سال اینده یک مرتبه با یک عقب ماندگی زیاد با دیگر کشورهای جهان عرب مواجه نشویم. جهان عرب در حوزه علوم انسانی در حال تولید ادبیات و دانش است و به بخش ترجمه نیز اهمیت خاصی می دهد. به روشنی هویداست که کاملا این روند حساب شده و با برنامه در حال طی شدن است. در واقع در حوزه علوم بین رشته ای و نیز مطالعات قرانی و دینی در حال شکل دادن به قطب های علمی هستند که بتوانند مرجعیت دانش و ادبیات را در بخش علوم انسانی در اختیار داشته باشند. به راستی چرا از بین قریب به 60 مرکز ایرانی هیچ کدام جایگاه در خوری در خاورمیانه ندارند؟ کدام علل ساختاری و روشی سبب شده است نتوانیم مرجعیت در دانش را از آن خود کنیم؟ چرا در این حوزه هیچ کالای درخوری نداریم؟ دانش منبع قدرت است و بدون دانش نمی توان هیچ مرزی را فتح کرد حتی اگر برترین سلاح های جهان را در اختیار داشته باشیم.
منبع: محمد جواد خلیلی کانال مطالعات جهان عرب
با سپاس فراوان از همراه گرامی، جناب آقای دکتر محمد سوری بابت ارسال این پست ارزشمند.
منبع: محمد جواد خلیلی کانال مطالعات جهان عرب
با سپاس فراوان از همراه گرامی، جناب آقای دکتر محمد سوری بابت ارسال این پست ارزشمند.
✅✅ منبر سخنرانی به زبان انگلیسی
به اطلاع همراهان عزیز علاقمند به زبان انگلیسی می رساند که جناب آقای دکتر سگالشفر در مجلس سوگواری حسینی به زبان انگلیسی منبر سخنرانی دارند. این سخنرانی تا پایان دهه عاشورا، هر شب راس ساعت ۱۹ آغاز و حدود ساعت ۲۰ به پایان میرسد.
دکتر سگالشفر روحانی شیعه بریتانیایی ایرانی الاصل، متولد منچستر است. در دو شب گذشته موضوع سخنرانی ایشان شفاعت از دیدگاه عارفان شیعی بود.
آدرس مجلس:
قم، خیابان دور شهر، کوچه شماره ۵، دارالزهرا سلام الله علیها
به اطلاع همراهان عزیز علاقمند به زبان انگلیسی می رساند که جناب آقای دکتر سگالشفر در مجلس سوگواری حسینی به زبان انگلیسی منبر سخنرانی دارند. این سخنرانی تا پایان دهه عاشورا، هر شب راس ساعت ۱۹ آغاز و حدود ساعت ۲۰ به پایان میرسد.
دکتر سگالشفر روحانی شیعه بریتانیایی ایرانی الاصل، متولد منچستر است. در دو شب گذشته موضوع سخنرانی ایشان شفاعت از دیدگاه عارفان شیعی بود.
آدرس مجلس:
قم، خیابان دور شهر، کوچه شماره ۵، دارالزهرا سلام الله علیها
🔳اتفاقی به وسعت کل دنیا🌏
📢کریس هیوئر، اسلام شناس مسیحی انگلیسی از امام حسین (ع) و حادثه ی کربلا می گوید...
با سپاس فراوان از همراه گرامی، سرکار خانم فاطمه عسکری بابت ارسال این پست عالی.
👇👇
📢کریس هیوئر، اسلام شناس مسیحی انگلیسی از امام حسین (ع) و حادثه ی کربلا می گوید...
با سپاس فراوان از همراه گرامی، سرکار خانم فاطمه عسکری بابت ارسال این پست عالی.
👇👇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنی دیگر از پروفسور هیوئر
این بار او از نقش و تأثیر امام زمان (ع) در جهان در عصر غیبت سخن می گوید.
این بار او از نقش و تأثیر امام زمان (ع) در جهان در عصر غیبت سخن می گوید.
☘️☘️ابهام آینده و اخلاقی زیستن
🔹در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روانشناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند. در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش میدیدند و زندگی میكردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایشهای مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت. در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعدهها، ۸۰۰گرم غذا میخورد. پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانهروزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیرهبندی شود. شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیرهبندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به 1500گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا میخوردند. دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم میدیدند.
🔹هنگامی كه مركز شبانهروزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف میكردند و نسبت به یكدیگر رابطهای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد. در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.
🔹آتیۀ مبهم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاقی را كاهش میدهد. به طور مثال، در جامعهای كه همۀ افراد با هر تخصصی میتوانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخنچینی، چاپلوسی و.. كمتر است. به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.
🍎مصطفی ملکیان،سخنرانی «اخلاق و آسیبهای اجتماعی» بهمن ماه ۱۳۸۷
@mostafamalekian
🔹در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روانشناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند. در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش میدیدند و زندگی میكردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایشهای مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت. در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعدهها، ۸۰۰گرم غذا میخورد. پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانهروزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیرهبندی شود. شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیرهبندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به 1500گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا میخوردند. دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم میدیدند.
🔹هنگامی كه مركز شبانهروزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف میكردند و نسبت به یكدیگر رابطهای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد. در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.
🔹آتیۀ مبهم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاقی را كاهش میدهد. به طور مثال، در جامعهای كه همۀ افراد با هر تخصصی میتوانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخنچینی، چاپلوسی و.. كمتر است. به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.
🍎مصطفی ملکیان،سخنرانی «اخلاق و آسیبهای اجتماعی» بهمن ماه ۱۳۸۷
@mostafamalekian
انحراف در تحریفستیزی
گفتوگوی علمی دربارۀ عاشورا در ایام عزاداری، برای من چندان خوشایند نیست؛ بهویژه اگر همراه انتقاد از روشها و منشها باشد. اما فرصتها را هم باید غنیمت شمرد.
دربارۀ عاشورا آنچه ذهن بسیاری از محققان و نواندیشان را به خود مشغول کرده است، شیوههای عزاداری و مسئلۀ تحریفات است. از محدث نوری تا امروز، شاید بیش از بیست کتاب و دهها و بل صدها مقالۀ مایهدار و علمی نوشتهاند که موضوعشان تحریفات و انحرافات در فرهنگ عزاداری است. کارنامۀ تحریفشناسی و تحریفزدایی، بسیار پربرگوبار است؛ اما تا امروز نتوانسته است در برابر سیل آسیبها و کژفهمیها بایستد و یا دستکم از شتاب و گسترۀ آن بکاهد. هنوز سرقفلی عاشورا به نام مداحان است و آنان گردن این مثنوی را بستهاند/ میکشند آنجا که خود دانستهاند.
مشکل نه در سود و سودای مداحان است و نه در کمکاری عالمان. مشکل اصلی، آن است که «مشکل اصلی» گم شده است. تحریفستیزان، همۀ وقت و نیروی خود را صرف آن کردهاند که مثلا دروغهای فاضل دربندی را در کتاب اسرار الشهاده یا خطاهای ملاحسین کاشفی را در روضة الشهداء یا گزافهگوییهای برخی مداحان را نشان دهند و تاریخی پاکیزهتر و مستند از نهضت کربلا به گوشها برسانند. غافل از آنکه مشکل در این دروغها و خطاها و گزافهها نیست؛ مشکل در جایی است که این دروغها و خطاها از آنجا سرازیر میشوند. از قضا برخی از همین تحریفستیزان محترم، آب به جوی همان انحراف اصلی میریزند.
آنچه ما به آن مبتلا شدهایم، تنها تحریف در چند واقعه یا چند خبر یا مسائلی همچون قمهزنی و مناسکسازی و مصیبتتراشی نیست؛ مشکل اصلی در شاکله و قالبی است که عاشورای موجود در رهگذر تاریخ پذیرفته و به دست بخشهای سیاستاندیش جامعه، مذهبی جدا و دینی مستقل از اسلام و حتی تشیع اثتیعشری شده است. عاشورای موجود، بخشی از دین و مذهب نیست که در پناه آن از بلای تحریف مصون بماند؛ چنانکه نماز و روزه در پناه دین از تحریف و خرافه مصون ماندهاند؛ بلکه ما از عاشورا دینی مستقل و خودبنیاد ساختهایم. عاشورای شیعه(نه عاشورای سال 61 هجری)، در چرخۀ نیازهای رنگارنگ جامعه و در ادوار مختلف تاریخی، اکنون شکل و شمایلی به خود گرفته است که ارتباط دادن آن به دین و مذهب، جز از طریق پارهای روایات در برخی کتابها ممکن نیست. دربارۀ سند و دلالت این روایات سخنی نمیگویم تا در دام تحریفستیزی انحرافی نیفتم؛ اما میگویم: عاشورای برساختۀ ما گفتمانی جدا از مجموعۀ دین شده است و در فضای «عاشورا برای عاشورا» سیر میکند و تا چنین است، تحریفستیزی، آب در هاون کوبیدن است؛ بلکه دادن نشانی غلط به جامعۀ دینی است.
تحریف بزرگ، این است؛ نه گزافههایی که دربارۀ شمار کشتگان دشمن یا عروسی قاسم بن حسن(ع) در کربلا یا حضور جنیان در روز عاشورا گفتهاند و از مردم اشك گرفتهاند. اگر تحریفستیزان راه به جایی نمیبرند و هر دم آید غمی از نو به مبارکبادشان، از آن رو است که بت بزرگ را نشکستهاند. بت بزرگ، جداسری جزء(عاشورای موجود) از كل(مذهب مادر) است. اگر ما عاشورا را از دین بیرون نیاوردهایم و به آن استقلال ندادهایم، چرا در طبقات مذهبی، محرم عملاً مهمتر از رمضان است و عاشورا مهمتر از بعثت و هجرت، و زیارت محبوبتر از حج، و آن مایه از احساسات و هیجانها و عواطفی که روضهها برمیانگیزند، نیایشها برنمیانگیزند؟ اگر عاشورا را از دین جدا نکردهایم، چرا این همه به عزاداران سفارش میکنند که ظهر عاشورا نماز را فراموش نکنید؟
اگر امروز منبرهای عزا بیشتر از منبرهای اخلاق است، و مجالس عزاداری بیشتر از محافل معنوی، و جستوجو در گذشته بیشتر از گفتوگو دربارۀ آینده، از آن رو است که عاشورای ما دینی است خودبنیاد که در آن، دینداری در حاشیۀ عزاداری است. امام حسین(ع) از مکه به سوی کوفه رفت که همچون عموی بزرگوارش جعفر بن ابیطالب كه به حبشه هجرت كرد، در آزادی و امنیت زندگی کند و آزادی و امنیت را برای بخشی از مسلمانان فراهم آورد؛ نه آنکه مذهبی نو بنیان بگذارد که در آن، روضه مهمتر از مناجات باشد و عزاداری ارجمندتر از دینداری و محرم شورانگیزتر از رمضان و جنگ ممدوحتر از صلح و اصحاب او بلندآوازهتر از پیامبران. آن گریه و آن عزاداری و آن سیاهپوشی و آن سینهزنی که پشتوانۀ آزادی و آزادگی نباشد و خرد حسینی را جایگزین خوی یزیدی نکند، حاصلی جز زخم و زحمت ندارد. ما برای رسیدن محرم و عاشورا لحظهشماری میکنیم؛ اما امام حسین(ع) به استقبال عاشورا نرفت؛ جنگ را بر او تحمیل کردند؛ جنگی که شیعه میتوانست از آن سرمایهای برای صلح ممکن و پایدار بسازد و اعتباری برای عقلانیت؛ نه مذهبی نو که همچون مذاهب دیگر، عقایدی دارد و مناسکی و احکامی و آخرتی که سنگ ترازوی آن برای سنجش اعمال، اشک است.
رضا بابایی
گفتوگوی علمی دربارۀ عاشورا در ایام عزاداری، برای من چندان خوشایند نیست؛ بهویژه اگر همراه انتقاد از روشها و منشها باشد. اما فرصتها را هم باید غنیمت شمرد.
دربارۀ عاشورا آنچه ذهن بسیاری از محققان و نواندیشان را به خود مشغول کرده است، شیوههای عزاداری و مسئلۀ تحریفات است. از محدث نوری تا امروز، شاید بیش از بیست کتاب و دهها و بل صدها مقالۀ مایهدار و علمی نوشتهاند که موضوعشان تحریفات و انحرافات در فرهنگ عزاداری است. کارنامۀ تحریفشناسی و تحریفزدایی، بسیار پربرگوبار است؛ اما تا امروز نتوانسته است در برابر سیل آسیبها و کژفهمیها بایستد و یا دستکم از شتاب و گسترۀ آن بکاهد. هنوز سرقفلی عاشورا به نام مداحان است و آنان گردن این مثنوی را بستهاند/ میکشند آنجا که خود دانستهاند.
مشکل نه در سود و سودای مداحان است و نه در کمکاری عالمان. مشکل اصلی، آن است که «مشکل اصلی» گم شده است. تحریفستیزان، همۀ وقت و نیروی خود را صرف آن کردهاند که مثلا دروغهای فاضل دربندی را در کتاب اسرار الشهاده یا خطاهای ملاحسین کاشفی را در روضة الشهداء یا گزافهگوییهای برخی مداحان را نشان دهند و تاریخی پاکیزهتر و مستند از نهضت کربلا به گوشها برسانند. غافل از آنکه مشکل در این دروغها و خطاها و گزافهها نیست؛ مشکل در جایی است که این دروغها و خطاها از آنجا سرازیر میشوند. از قضا برخی از همین تحریفستیزان محترم، آب به جوی همان انحراف اصلی میریزند.
آنچه ما به آن مبتلا شدهایم، تنها تحریف در چند واقعه یا چند خبر یا مسائلی همچون قمهزنی و مناسکسازی و مصیبتتراشی نیست؛ مشکل اصلی در شاکله و قالبی است که عاشورای موجود در رهگذر تاریخ پذیرفته و به دست بخشهای سیاستاندیش جامعه، مذهبی جدا و دینی مستقل از اسلام و حتی تشیع اثتیعشری شده است. عاشورای موجود، بخشی از دین و مذهب نیست که در پناه آن از بلای تحریف مصون بماند؛ چنانکه نماز و روزه در پناه دین از تحریف و خرافه مصون ماندهاند؛ بلکه ما از عاشورا دینی مستقل و خودبنیاد ساختهایم. عاشورای شیعه(نه عاشورای سال 61 هجری)، در چرخۀ نیازهای رنگارنگ جامعه و در ادوار مختلف تاریخی، اکنون شکل و شمایلی به خود گرفته است که ارتباط دادن آن به دین و مذهب، جز از طریق پارهای روایات در برخی کتابها ممکن نیست. دربارۀ سند و دلالت این روایات سخنی نمیگویم تا در دام تحریفستیزی انحرافی نیفتم؛ اما میگویم: عاشورای برساختۀ ما گفتمانی جدا از مجموعۀ دین شده است و در فضای «عاشورا برای عاشورا» سیر میکند و تا چنین است، تحریفستیزی، آب در هاون کوبیدن است؛ بلکه دادن نشانی غلط به جامعۀ دینی است.
تحریف بزرگ، این است؛ نه گزافههایی که دربارۀ شمار کشتگان دشمن یا عروسی قاسم بن حسن(ع) در کربلا یا حضور جنیان در روز عاشورا گفتهاند و از مردم اشك گرفتهاند. اگر تحریفستیزان راه به جایی نمیبرند و هر دم آید غمی از نو به مبارکبادشان، از آن رو است که بت بزرگ را نشکستهاند. بت بزرگ، جداسری جزء(عاشورای موجود) از كل(مذهب مادر) است. اگر ما عاشورا را از دین بیرون نیاوردهایم و به آن استقلال ندادهایم، چرا در طبقات مذهبی، محرم عملاً مهمتر از رمضان است و عاشورا مهمتر از بعثت و هجرت، و زیارت محبوبتر از حج، و آن مایه از احساسات و هیجانها و عواطفی که روضهها برمیانگیزند، نیایشها برنمیانگیزند؟ اگر عاشورا را از دین جدا نکردهایم، چرا این همه به عزاداران سفارش میکنند که ظهر عاشورا نماز را فراموش نکنید؟
اگر امروز منبرهای عزا بیشتر از منبرهای اخلاق است، و مجالس عزاداری بیشتر از محافل معنوی، و جستوجو در گذشته بیشتر از گفتوگو دربارۀ آینده، از آن رو است که عاشورای ما دینی است خودبنیاد که در آن، دینداری در حاشیۀ عزاداری است. امام حسین(ع) از مکه به سوی کوفه رفت که همچون عموی بزرگوارش جعفر بن ابیطالب كه به حبشه هجرت كرد، در آزادی و امنیت زندگی کند و آزادی و امنیت را برای بخشی از مسلمانان فراهم آورد؛ نه آنکه مذهبی نو بنیان بگذارد که در آن، روضه مهمتر از مناجات باشد و عزاداری ارجمندتر از دینداری و محرم شورانگیزتر از رمضان و جنگ ممدوحتر از صلح و اصحاب او بلندآوازهتر از پیامبران. آن گریه و آن عزاداری و آن سیاهپوشی و آن سینهزنی که پشتوانۀ آزادی و آزادگی نباشد و خرد حسینی را جایگزین خوی یزیدی نکند، حاصلی جز زخم و زحمت ندارد. ما برای رسیدن محرم و عاشورا لحظهشماری میکنیم؛ اما امام حسین(ع) به استقبال عاشورا نرفت؛ جنگ را بر او تحمیل کردند؛ جنگی که شیعه میتوانست از آن سرمایهای برای صلح ممکن و پایدار بسازد و اعتباری برای عقلانیت؛ نه مذهبی نو که همچون مذاهب دیگر، عقایدی دارد و مناسکی و احکامی و آخرتی که سنگ ترازوی آن برای سنجش اعمال، اشک است.
رضا بابایی
👆👆قدیمی ترین نوحه فارسی که گویا اواخر دوره قاجاریه ضبط شده است.
نوحه خوان از پیرغلامان گمنام حضرت ابا عبدالله (ع) است.
شعر از ناصرالدین شاه است!
مضامین شعر بسیار عالی است: اوج خلوص سالار شهیدان به درگاه دوست را در عین عطوفت و مهربانی او نسبت به خاندان خویش به تصویر کشیده است
نوحه خوان از پیرغلامان گمنام حضرت ابا عبدالله (ع) است.
شعر از ناصرالدین شاه است!
مضامین شعر بسیار عالی است: اوج خلوص سالار شهیدان به درگاه دوست را در عین عطوفت و مهربانی او نسبت به خاندان خویش به تصویر کشیده است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Practical ethics
👆👆قدیمی ترین نوحه فارسی که گویا اواخر دوره قاجاریه ضبط شده است. نوحه خوان از پیرغلامان گمنام حضرت ابا عبدالله (ع) است. شعر از ناصرالدین شاه است! مضامین شعر بسیار عالی است: اوج خلوص سالار شهیدان به درگاه دوست را در عین عطوفت و مهربانی او نسبت به خاندان خویش…
🖌🖌🖌 همراهان توجه دارند که این نوحه قدیمی ترین نوحه ضبط شده در ایران است، نه قدیمی ترین نوحه سروده شده در ایران.
متن شعر این نوحه که در دیوان اشعار ناصر الدین شاه قاجار آمده است، تقدیم می شود:
مامور شد ز حضرت دادار، جبرئیل
آمد به یاری شه بی یار ،جبرئیل
وقتی رسید دید حسین را میان خون
گفتا فدای جان تو، صد بار جبرئیل
برگو به پیکری که منش پروریدهام
بیند چه سان جراحت بسیار، جبرئیل
این گفت و سایه بر بدن آن جناب کرد
از شاه پر به دیده خونبار جبرئیل
شاه شهید دیده گشوده به ناله گفت
ای پیک وحی خالق جبار، جبرئیل
بردار سایهات زسرم این دم وصال
حایل مشو میان من و یار، جبرئیل
گر سایه افکنی، به سر اصغرم فکن
آن طفل هست چو گل بیخار، جبرئیل
مادر نداشت شیر و منش هم ندارم آب
لب تشنه گشت کشتهی اشرار، جبرئیل
آن نوجوان شبیه جدش پیغمبر است
کن سایهای به احمد مختار، جبرئیل
اندر کنار علقمه هر لحظه بگذری
کن سایهای به میر علمدار، جبرئیل
عباس آب آور لب تشنگان من
دارد به تن جراحت بسیار جبرئیل
خواهی برادرم حسن از تو رضا شود
کن سایه ای به قاسم افکار جبرئیل
شو سایبان به راس درخشان قاسمم
چون هست آن یتیم دل افکار، جبرئیل
در راه شام چون گذری بر عیال ما
کن سایهای به عابد بیمار، جبرئیل
طفلم سکینه و دختر زارم رقیه را
آنجا زنند سیلی بسیار، جبرئیل
اندر خرابه گر گذرت گشت از وفا
کن سایهای به زینب افکار جبرئیل
گر خدمت حسین و علی بر تو لازم است
کن سایهای به عترت اطهار، جبرئیل
اندر مدینه گر گذری ای برادرم
ده تسلیت به دختر بیمار جبرئیل
پرواز چو کنی، تو به لوح و قلم رسی
کن ثبت شعر ناصر قاجار جبرئیل
متن شعر این نوحه که در دیوان اشعار ناصر الدین شاه قاجار آمده است، تقدیم می شود:
مامور شد ز حضرت دادار، جبرئیل
آمد به یاری شه بی یار ،جبرئیل
وقتی رسید دید حسین را میان خون
گفتا فدای جان تو، صد بار جبرئیل
برگو به پیکری که منش پروریدهام
بیند چه سان جراحت بسیار، جبرئیل
این گفت و سایه بر بدن آن جناب کرد
از شاه پر به دیده خونبار جبرئیل
شاه شهید دیده گشوده به ناله گفت
ای پیک وحی خالق جبار، جبرئیل
بردار سایهات زسرم این دم وصال
حایل مشو میان من و یار، جبرئیل
گر سایه افکنی، به سر اصغرم فکن
آن طفل هست چو گل بیخار، جبرئیل
مادر نداشت شیر و منش هم ندارم آب
لب تشنه گشت کشتهی اشرار، جبرئیل
آن نوجوان شبیه جدش پیغمبر است
کن سایهای به احمد مختار، جبرئیل
اندر کنار علقمه هر لحظه بگذری
کن سایهای به میر علمدار، جبرئیل
عباس آب آور لب تشنگان من
دارد به تن جراحت بسیار جبرئیل
خواهی برادرم حسن از تو رضا شود
کن سایه ای به قاسم افکار جبرئیل
شو سایبان به راس درخشان قاسمم
چون هست آن یتیم دل افکار، جبرئیل
در راه شام چون گذری بر عیال ما
کن سایهای به عابد بیمار، جبرئیل
طفلم سکینه و دختر زارم رقیه را
آنجا زنند سیلی بسیار، جبرئیل
اندر خرابه گر گذرت گشت از وفا
کن سایهای به زینب افکار جبرئیل
گر خدمت حسین و علی بر تو لازم است
کن سایهای به عترت اطهار، جبرئیل
اندر مدینه گر گذری ای برادرم
ده تسلیت به دختر بیمار جبرئیل
پرواز چو کنی، تو به لوح و قلم رسی
کن ثبت شعر ناصر قاجار جبرئیل
♦️ خلاصه ای از سخنان مولوی عبدالحمید درباره قیام امام حسین ع در نمازجمعه دیروز زاهدان:🔻
🔶 امام حسین ع برای اجرای عدالت و مقابله با استبداد و خودکامگی قیام کرد.
🔸ایشان خاطرنشان کردند: امام حسین رضیاللهعنه برای اهداف مقدسی همچون نشر اسلام، اجرای عدالت و خارج کردن حکومت از دست نااهلان قیام کرد.
🔸وقتی مردم کوفه و عراق از ایشان دعوت کردند، بیشتر احساس مسئولیت کرد و قیام کرد
.
🔸مولانا عبدالحمید در ادامه گفتند: امام حسین رضیاللهعنه وقتی نزدیک کوفه رسید، خبر خیانت مردم کوفه و شهادت مسلم بن عقیل به ایشان رسید، از سپاهیان یزید خواست به وی اجازه بازگشت بدهند، اما آنان اجازه ندادند و گفتند باید اسیر شده و نزد یزید برده شود. امام حسین ذلتِ اسارت را نپذیرفت. سپاهیان یزید سنگینترین ظلم را بر فرزندان پیامبر اکرم ص و یاران امام حسین روا داشتند، بهطوریکه آب را بر آنان بستند و آنان را به شهادت رساندند.
🔸این پیشوای مذهبی اهلسنت در ادامه افزودند: حادثه کربلا و قیام امام حسین رضیاللهعنه حاوی درسها و پیامهای آموزندهای بوده و برای تمام مسلمانان نمونه و حجت است.
🔸امام حسین رضیاللهعنه برای اجرای عدالت و مقابله با ظلم در برابر استبداد و خودکامگی قیام کرد و جان مبارکش را در این راه فدا کرد؛ این قیام و جانباختگی برای مسلمانان و تمام انسانهای آزاده درس است.
🔸ایشان در ادامه افزودند: اگر ما در زمان قیام امام حسین میبودیم، به دفاع از ایشان برخاسته و در کنارشان جام شهادت را نوش میکردیم.
🔶شیخالاسلام عبدالحمید در ادامهی سخنانشان به عقیده اهلسنت در مورد «عزاداری» اشاره کردند و گفتند: اگر ما اهلسنت در دهه محرم لباس سیاه نمیپوشیم و مراسم عزاداری برگزار نمیکنیم این هرگز به معنای آن نیست که در قبال این حادثه غمگین نیستیم، بلکه این براساس یک مسئله فقهی است که در عقیده اهلسنت وجود دارد.
🔸ایشان در پایان بر اتباع از سیره امام حسین و سایر صحابه و اهل بیت تأکید کردند و گفتند: آنچه همه ما شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر داریم، اتباع از سیره و عملکرد این بزرگان و پاکان است. باید از عبادت و تقوای آن بزرگان اتباع کنیم و هرکس بر اساس اعتقادش بر دین عمل کند. باید در هر حالی وحدت و اخوت را حفظ کنیم.
🆔@davaok
🔶 امام حسین ع برای اجرای عدالت و مقابله با استبداد و خودکامگی قیام کرد.
🔸ایشان خاطرنشان کردند: امام حسین رضیاللهعنه برای اهداف مقدسی همچون نشر اسلام، اجرای عدالت و خارج کردن حکومت از دست نااهلان قیام کرد.
🔸وقتی مردم کوفه و عراق از ایشان دعوت کردند، بیشتر احساس مسئولیت کرد و قیام کرد
.
🔸مولانا عبدالحمید در ادامه گفتند: امام حسین رضیاللهعنه وقتی نزدیک کوفه رسید، خبر خیانت مردم کوفه و شهادت مسلم بن عقیل به ایشان رسید، از سپاهیان یزید خواست به وی اجازه بازگشت بدهند، اما آنان اجازه ندادند و گفتند باید اسیر شده و نزد یزید برده شود. امام حسین ذلتِ اسارت را نپذیرفت. سپاهیان یزید سنگینترین ظلم را بر فرزندان پیامبر اکرم ص و یاران امام حسین روا داشتند، بهطوریکه آب را بر آنان بستند و آنان را به شهادت رساندند.
🔸این پیشوای مذهبی اهلسنت در ادامه افزودند: حادثه کربلا و قیام امام حسین رضیاللهعنه حاوی درسها و پیامهای آموزندهای بوده و برای تمام مسلمانان نمونه و حجت است.
🔸امام حسین رضیاللهعنه برای اجرای عدالت و مقابله با ظلم در برابر استبداد و خودکامگی قیام کرد و جان مبارکش را در این راه فدا کرد؛ این قیام و جانباختگی برای مسلمانان و تمام انسانهای آزاده درس است.
🔸ایشان در ادامه افزودند: اگر ما در زمان قیام امام حسین میبودیم، به دفاع از ایشان برخاسته و در کنارشان جام شهادت را نوش میکردیم.
🔶شیخالاسلام عبدالحمید در ادامهی سخنانشان به عقیده اهلسنت در مورد «عزاداری» اشاره کردند و گفتند: اگر ما اهلسنت در دهه محرم لباس سیاه نمیپوشیم و مراسم عزاداری برگزار نمیکنیم این هرگز به معنای آن نیست که در قبال این حادثه غمگین نیستیم، بلکه این براساس یک مسئله فقهی است که در عقیده اهلسنت وجود دارد.
🔸ایشان در پایان بر اتباع از سیره امام حسین و سایر صحابه و اهل بیت تأکید کردند و گفتند: آنچه همه ما شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر داریم، اتباع از سیره و عملکرد این بزرگان و پاکان است. باید از عبادت و تقوای آن بزرگان اتباع کنیم و هرکس بر اساس اعتقادش بر دین عمل کند. باید در هر حالی وحدت و اخوت را حفظ کنیم.
🆔@davaok
📝📝 امروز هشتم مهرماه، روز بزرگداشت شخصیت جهانی مولانا جلال الدین محمد بلخی است.
اشعار مولوی حاوی مضامینی است که در مطالعات اخلاق کاربردی بسیار به کار می آیند. به ویژه اگر توجه داشته باشیم که مطابق اندیشه طرفداران نظریه یا رویکرد "اخلاق حکایتی" (Nariative ethics)، اساسا کار استدلال در مسائل اخلاق کاربردی با رجوع به ادبیات و داستان آغاز می شود.
نظریه یا رویکرد " اخلاق حکایتی" را در اثری که در دست تدوین دارم و انشاءالله به زودی (تحت عنوان روششناسی اخلاق کاربردی) منتشر میشود، توضیح داده ام. ولی آنچه فعلا و به مناسبت روز گرامیداشت مولانا گفتنی می دانم این است که: اگر بخواهیم اخلاق کاربردی را به شیوهای بر پایه فرهنگ غنی ایرانی - اسلامی بازنویسی کنیم که توجه جهانیان را به خود جلب کند، حتما گریزی از رجوع به ابیات حضرت مولانا نخواهیم داشت.
اشعار مولوی حاوی مضامینی است که در مطالعات اخلاق کاربردی بسیار به کار می آیند. به ویژه اگر توجه داشته باشیم که مطابق اندیشه طرفداران نظریه یا رویکرد "اخلاق حکایتی" (Nariative ethics)، اساسا کار استدلال در مسائل اخلاق کاربردی با رجوع به ادبیات و داستان آغاز می شود.
نظریه یا رویکرد " اخلاق حکایتی" را در اثری که در دست تدوین دارم و انشاءالله به زودی (تحت عنوان روششناسی اخلاق کاربردی) منتشر میشود، توضیح داده ام. ولی آنچه فعلا و به مناسبت روز گرامیداشت مولانا گفتنی می دانم این است که: اگر بخواهیم اخلاق کاربردی را به شیوهای بر پایه فرهنگ غنی ایرانی - اسلامی بازنویسی کنیم که توجه جهانیان را به خود جلب کند، حتما گریزی از رجوع به ابیات حضرت مولانا نخواهیم داشت.
Forwarded from الهام بهروزی .
🍁
8 مهر روز بزرگداشت مولوی ؛ عارف جهانی گرامی باد.
نامش محمد و لقبش جلالدین است. از عنوان های او خداوندگار و مولانا در زمان حیاتش رواج داشته و مولوی در قرن های بعد در مورد او به کار رفته است.
در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در شهر بلخ متولد شد. نیاکانش همه از مردم خراسان بودند. خود او نیز با اینکه عمرش در قونیه گذشت، همواره از خراسان یاد می کرد و خراسانیان آن سامان را همشهری می خواند.
پدرش ، بهاالدین ولدبن ولد نیز محمد نام داشته و سلطان العلما خوانده می شده است. وی در بلخ می زیسته و بی مال و مکنتی هم نبوده است . در میان مردم بلخ به ولد مشهور بوده است. بها ولد مردی خوش سخن بوده و مجلس می گفته و مردم بلخ به وی ارادت بسیار داشته اند.
دوران کودکی در سایه پدر
بها ولد بین سالهای ۶۱۶_۶۱۸ هجری قمری به قصد زیارت خانه خدا از بلخ بیرون آمد . بر سر راه در نیشابور با فرزند سیزده چهارده ساله اش ، جلال الدین محمد به دیدار عارف و شاعر نسوخته جان ، شیخ فریدین عطار شتافت . جلال الدین محمد، بنا به روایاتی در هجده سالگی ، در شهر لارنده ، به فرمان پدرش با گوهر خاتون ، دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج کرد.
دوران جوانی
پدرش به سال ۶۲۸ در گذشت و جوان بیست و چهار ساله به خواهش مریدان یا بنا به وصیت پدر ، دنباله کار او را گرفت و به وعظ و ارشاد پرداخت. دیری نگذشت که سید برهان الدین محقق ترمذی به سال ۶۲۹ ه.ق به روم آمد و جلال الدین از تعالیم و ارشاد او برخوردار شد.
به تشویق همین برهان الدین یا خود به انگیزه درونی بود که برای تکمیل معلومات از قونیه به حلب رهسپار شد. اقامت او در حلب و دمشق روی هم از هفت سال نگذشت.
پس از آن به قونیه باز گشت و به اشارت سید برهان الدین به ریاضت پرداخت.
پس از مرگ برهان الدین ، نزدیک ۵ سال به تدریس علوم دینی پرداخت و چنانچه نوشته اند تا ۴۰۰ شاگرد به حلقه درس او فراهم می آمدند.
.
پایان زندگی
روز یکشنبه پنجم جمادی الآخره سال ۶۷۲ ه.ق هنگام غروب آفتاب ، مولانا بدرود زندگی گفت. مرگش بر اثر بیماری ناگهانی بود که طبیبان از علاجش درمانده بودند. خردو کلان مردم قونیه در تشییع جنازه او حاضر بودند. مسیحیان و یهودیان نیز در سوگ او زاری و شیون داشتند.
مولانا در مقبره خانوادگی خفته است و جمع بسیاری از افراد خاندانش از جمله پدرش در آنجا مدفون اند.
آثار مولانا
- مثنوی معنوی: مثنوی معنوی که به زبان فارسی می باشد.
- غزلیات شمس: غزلیات شمس غزلیاتی است که مولانا به نام مراد خود شمس سروده است.
- رباعیات: حاصل اندیشههای مولاناست.
- فیه ما فیه: که به نثر میباشد و حاوی تقریرات مولانا است که گاه در پاسخ پرسشی است و زمانی خطاب به شخص معین.
- مکاتیب: حاصل نامههای مولاناست.
- مجالس سبعه: سخنانی است که مولانا در منبر ایراد فرموده است.
🌺🍀🍁🍂
8 مهر روز بزرگداشت مولوی ؛ عارف جهانی گرامی باد.
نامش محمد و لقبش جلالدین است. از عنوان های او خداوندگار و مولانا در زمان حیاتش رواج داشته و مولوی در قرن های بعد در مورد او به کار رفته است.
در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در شهر بلخ متولد شد. نیاکانش همه از مردم خراسان بودند. خود او نیز با اینکه عمرش در قونیه گذشت، همواره از خراسان یاد می کرد و خراسانیان آن سامان را همشهری می خواند.
پدرش ، بهاالدین ولدبن ولد نیز محمد نام داشته و سلطان العلما خوانده می شده است. وی در بلخ می زیسته و بی مال و مکنتی هم نبوده است . در میان مردم بلخ به ولد مشهور بوده است. بها ولد مردی خوش سخن بوده و مجلس می گفته و مردم بلخ به وی ارادت بسیار داشته اند.
دوران کودکی در سایه پدر
بها ولد بین سالهای ۶۱۶_۶۱۸ هجری قمری به قصد زیارت خانه خدا از بلخ بیرون آمد . بر سر راه در نیشابور با فرزند سیزده چهارده ساله اش ، جلال الدین محمد به دیدار عارف و شاعر نسوخته جان ، شیخ فریدین عطار شتافت . جلال الدین محمد، بنا به روایاتی در هجده سالگی ، در شهر لارنده ، به فرمان پدرش با گوهر خاتون ، دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج کرد.
دوران جوانی
پدرش به سال ۶۲۸ در گذشت و جوان بیست و چهار ساله به خواهش مریدان یا بنا به وصیت پدر ، دنباله کار او را گرفت و به وعظ و ارشاد پرداخت. دیری نگذشت که سید برهان الدین محقق ترمذی به سال ۶۲۹ ه.ق به روم آمد و جلال الدین از تعالیم و ارشاد او برخوردار شد.
به تشویق همین برهان الدین یا خود به انگیزه درونی بود که برای تکمیل معلومات از قونیه به حلب رهسپار شد. اقامت او در حلب و دمشق روی هم از هفت سال نگذشت.
پس از آن به قونیه باز گشت و به اشارت سید برهان الدین به ریاضت پرداخت.
پس از مرگ برهان الدین ، نزدیک ۵ سال به تدریس علوم دینی پرداخت و چنانچه نوشته اند تا ۴۰۰ شاگرد به حلقه درس او فراهم می آمدند.
.
پایان زندگی
روز یکشنبه پنجم جمادی الآخره سال ۶۷۲ ه.ق هنگام غروب آفتاب ، مولانا بدرود زندگی گفت. مرگش بر اثر بیماری ناگهانی بود که طبیبان از علاجش درمانده بودند. خردو کلان مردم قونیه در تشییع جنازه او حاضر بودند. مسیحیان و یهودیان نیز در سوگ او زاری و شیون داشتند.
مولانا در مقبره خانوادگی خفته است و جمع بسیاری از افراد خاندانش از جمله پدرش در آنجا مدفون اند.
آثار مولانا
- مثنوی معنوی: مثنوی معنوی که به زبان فارسی می باشد.
- غزلیات شمس: غزلیات شمس غزلیاتی است که مولانا به نام مراد خود شمس سروده است.
- رباعیات: حاصل اندیشههای مولاناست.
- فیه ما فیه: که به نثر میباشد و حاوی تقریرات مولانا است که گاه در پاسخ پرسشی است و زمانی خطاب به شخص معین.
- مکاتیب: حاصل نامههای مولاناست.
- مجالس سبعه: سخنانی است که مولانا در منبر ایراد فرموده است.
🌺🍀🍁🍂
📝 چرا امیر کبیر را در ایران دفن نکردند؟
امیر کبیر صدر اعظم ایران در زمان ناصر الدین شاه که با دسیسه هاى یک سرى وطن فروش در حمام فین کاشان به قتل رسید، در شهر کربلا به خاک سپرده شد.
اینکه چرا او را به کربلا بردند، سوال است و احتمالا براى دور ماندن مردم از مزارش وجلوگیرى از تبدیل آن به میعادگاه مظلومان، او را از ایران و ایرانى پنهان کرده اند.
اما چیزى که بیش از همه مایه شرمندگیست، این است که اکثر قریب به اتفاق ایرانیها نمى دانند مزار این اسطوره تاریخ کجاست!
امروزه با سفرهاى متعدد مردم به عراق و کربلا جاى بسى تاسف است که حتى یکى از کسانی که از عراق بر میگردد نمیداند که امیر کبیر هم در آنجا دفن بوده!
آیا فکر نمى کنید که همین عراقیها به ما خواهند خندید که چطور مردى رو که بسیارى از داشته هاى امروزمان را مدیون اوهستیم فراموش کردیم؟!
۱۶۸ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻭﺍﮐﺴﯿﻨﺎﺳﯿﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ خبر ﺩﺍﺩﻧﺪ بعضی از افراد صاحب نفوذ، ﺩﺭ ﺷﻬﺮﺷﺎﯾﻌﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺯﺩﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﻭﺭﻭﺩ ﺟﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ!
ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺁﺑﻠﻪ ﻧﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ. ﺍﻣﺎ ﻧﻔﻮﺫ ﺳﺨﻦ افراد ﻧﺎ ﺁﮔﺎﻩ در ﻣﺮﺩﻡ ﺑﯿﺷﺘﺮ ﺑﻮﺩ.
ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﻫﺎ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺑﻠﻪﮐﻮﺑﯽ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺯﺩﻧﺪ. ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﭘﻨﻬﺎﻥ می ﺸﺪﻧﺪ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﭼﻨﺪین ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﺑﻠﻪ ﻣﺮﺩند و ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﺴﺘﻦ ﮐﺮﺩ.
ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺁﻗﺎﺧﺎﻥ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ: ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ : ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻧﺎﺩﺍﻧﯿﺸﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ. ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ، جاهلان ﺑﺴﺎﻃﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩﺑﻮﺩﻧﺪ .
این تنها روزی نبود که امیرکبیر گریست؛ ایشان هزار و صد و هشتاد و هشت روز نخست وزیری خود را، هر شب از جهل و خرافات مردم ایران گریست...
امیرکبیر برای انجام تمام اصلاحات خود که در کتاب "امیرکبیر" فریدون آدمیت، که به قول آقای خسرو معتضد بهترین کتاب در باره امیرکبیر است، گریسته است.
آری امیرکبیر و "میجی" امپراتور ژاپن، برنامه اصلاحات خود را همزمان آغاز کردند.
برنامه اصلاحات امیرکبیر بسیار مفصل تر از میجی بود. مردم ژاپن با میجی همراهی کردند، مطالعه کردند، کار کردند، منافع مردم را برمنافع خود برتری دادند، تا امروز ژاپن سومین کشور دنیا از نظر اقتصادی و بهترین کشور دنیا در تمام پارامترهای زندگی باشد.
لکن مردم ایران با جهل و خرافات بسیار عمیق، 1188 روز امیرکبیر را گریاندند.
سالانه 30 میلیون نفر از مردم ژاپن به آرامگاه میجی در توکیو می روند و از اصلاحات او سپاسگزاری می کنند. ولی مردم ایران حتی نمی دانند که آرامگاه امیرکبیر روبروی صحن امام حسین (ع) در کربلاست!
در سال 1393 بیش از 30 میلیون نفر از مردم ایران از کربلا بازدید کرده اند ولی اصلا سری به آرامگاه امیرکبیر که درست در حجره جنوب شرقی روبروی صحن امام حسین (ع) است نزده اند!
به قول مولوی
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زان که بد مرگی است این خواب گران
امیر کبیر صدر اعظم ایران در زمان ناصر الدین شاه که با دسیسه هاى یک سرى وطن فروش در حمام فین کاشان به قتل رسید، در شهر کربلا به خاک سپرده شد.
اینکه چرا او را به کربلا بردند، سوال است و احتمالا براى دور ماندن مردم از مزارش وجلوگیرى از تبدیل آن به میعادگاه مظلومان، او را از ایران و ایرانى پنهان کرده اند.
اما چیزى که بیش از همه مایه شرمندگیست، این است که اکثر قریب به اتفاق ایرانیها نمى دانند مزار این اسطوره تاریخ کجاست!
امروزه با سفرهاى متعدد مردم به عراق و کربلا جاى بسى تاسف است که حتى یکى از کسانی که از عراق بر میگردد نمیداند که امیر کبیر هم در آنجا دفن بوده!
آیا فکر نمى کنید که همین عراقیها به ما خواهند خندید که چطور مردى رو که بسیارى از داشته هاى امروزمان را مدیون اوهستیم فراموش کردیم؟!
۱۶۸ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻭﺍﮐﺴﯿﻨﺎﺳﯿﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ خبر ﺩﺍﺩﻧﺪ بعضی از افراد صاحب نفوذ، ﺩﺭ ﺷﻬﺮﺷﺎﯾﻌﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺯﺩﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﻭﺭﻭﺩ ﺟﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ!
ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺁﺑﻠﻪ ﻧﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ. ﺍﻣﺎ ﻧﻔﻮﺫ ﺳﺨﻦ افراد ﻧﺎ ﺁﮔﺎﻩ در ﻣﺮﺩﻡ ﺑﯿﺷﺘﺮ ﺑﻮﺩ.
ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﻫﺎ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺑﻠﻪﮐﻮﺑﯽ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺯﺩﻧﺪ. ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﭘﻨﻬﺎﻥ می ﺸﺪﻧﺪ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﭼﻨﺪین ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﺑﻠﻪ ﻣﺮﺩند و ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﺴﺘﻦ ﮐﺮﺩ.
ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺁﻗﺎﺧﺎﻥ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ: ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ : ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻧﺎﺩﺍﻧﯿﺸﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ. ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ، جاهلان ﺑﺴﺎﻃﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩﺑﻮﺩﻧﺪ .
این تنها روزی نبود که امیرکبیر گریست؛ ایشان هزار و صد و هشتاد و هشت روز نخست وزیری خود را، هر شب از جهل و خرافات مردم ایران گریست...
امیرکبیر برای انجام تمام اصلاحات خود که در کتاب "امیرکبیر" فریدون آدمیت، که به قول آقای خسرو معتضد بهترین کتاب در باره امیرکبیر است، گریسته است.
آری امیرکبیر و "میجی" امپراتور ژاپن، برنامه اصلاحات خود را همزمان آغاز کردند.
برنامه اصلاحات امیرکبیر بسیار مفصل تر از میجی بود. مردم ژاپن با میجی همراهی کردند، مطالعه کردند، کار کردند، منافع مردم را برمنافع خود برتری دادند، تا امروز ژاپن سومین کشور دنیا از نظر اقتصادی و بهترین کشور دنیا در تمام پارامترهای زندگی باشد.
لکن مردم ایران با جهل و خرافات بسیار عمیق، 1188 روز امیرکبیر را گریاندند.
سالانه 30 میلیون نفر از مردم ژاپن به آرامگاه میجی در توکیو می روند و از اصلاحات او سپاسگزاری می کنند. ولی مردم ایران حتی نمی دانند که آرامگاه امیرکبیر روبروی صحن امام حسین (ع) در کربلاست!
در سال 1393 بیش از 30 میلیون نفر از مردم ایران از کربلا بازدید کرده اند ولی اصلا سری به آرامگاه امیرکبیر که درست در حجره جنوب شرقی روبروی صحن امام حسین (ع) است نزده اند!
به قول مولوی
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زان که بد مرگی است این خواب گران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سایت و نرم افزار پژوهان.
با سپاس فراوان از همکاران بخش فناوری اطلاعات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برای رنج بی دریغ و خالصانه ای که در تدارک این خدمت فرهنگی بزرگ به جان خریده اند.
با سپاس فراوان از همکاران بخش فناوری اطلاعات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برای رنج بی دریغ و خالصانه ای که در تدارک این خدمت فرهنگی بزرگ به جان خریده اند.
✅✅ با درود بر همه همراهان گرامی،
دوستان من در بخش فناوری اطلاعات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی نرم افزاری فوق العاده آسان و در دسترس و ارزان تهیه کرده اند به نام " کتابخوان همراه پژوهان".
با ورود به سایت این نرم افزار به آسانی می توانید آن را دانلود کنید و متون الکترونیک آثار پژوهشگران پژوهشگاه ما را با قیمتی بسیار ارزان تهیه کنید.
نکته بسیار مهم تر از قیمت محصولات، امکانات مطالعاتی و پژوهشی است که در این نرم افزار فراهم آمده است: امکاناتی از قبیل جستجو در داخل متن، های لایت کردن عبارات متن با رنگهای گوناگون و امکان ذخیره سازی و به اشترک گذاشتن متن.
این نرم افزار همچنین، به مناسبت های مختلف، کتابهایی را به رایگان تقدیم می کند.
لینک کانال این نرم افزار:
پژوهان| همراهی همیشه در دسترس
نشر دیجیتال پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
-پشتیبان پژوهان
@pajoohaan
دوستان من در بخش فناوری اطلاعات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی نرم افزاری فوق العاده آسان و در دسترس و ارزان تهیه کرده اند به نام " کتابخوان همراه پژوهان".
با ورود به سایت این نرم افزار به آسانی می توانید آن را دانلود کنید و متون الکترونیک آثار پژوهشگران پژوهشگاه ما را با قیمتی بسیار ارزان تهیه کنید.
نکته بسیار مهم تر از قیمت محصولات، امکانات مطالعاتی و پژوهشی است که در این نرم افزار فراهم آمده است: امکاناتی از قبیل جستجو در داخل متن، های لایت کردن عبارات متن با رنگهای گوناگون و امکان ذخیره سازی و به اشترک گذاشتن متن.
این نرم افزار همچنین، به مناسبت های مختلف، کتابهایی را به رایگان تقدیم می کند.
لینک کانال این نرم افزار:
پژوهان| همراهی همیشه در دسترس
نشر دیجیتال پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
-پشتیبان پژوهان
@pajoohaan
Forwarded from کتابخوان همراه پژوهان
#محرم #نذر_کتاب
📕 قمهزنی؛ آبروداری یا آبروریزی شیعه
رایگان در پژوهان. فقط امروز
دریافت از لینک زیر👇
http://pajoohaan.ir/document/1899
🎁هر روز یک کتاب رایگان؛ به ما بپیوندید👇
@pajoohaan_ir
📕 قمهزنی؛ آبروداری یا آبروریزی شیعه
رایگان در پژوهان. فقط امروز
دریافت از لینک زیر👇
http://pajoohaan.ir/document/1899
🎁هر روز یک کتاب رایگان؛ به ما بپیوندید👇
@pajoohaan_ir