The forbidden touch on the heart
انسان، آمیزهای لرزان از عشق و تفکر است؛ موجودی که خالق، ذرهای از روحِ عشق را در او دمید تا بداند ضعف واقعی چیست.
شاید همین است که میگویند: هرکه عشق را در جان نداشته باشد، از حیوان نیز کمتر است! چراکه بیعشق، انسان تنها پوستهای تهیست...
و اما عشق… مردابیست که حتی سردترین انسانها نیز دیر یا زود در آن غوطهور میشوند، بیآنکه بفهمند لحظه سقوط چه زمانی آغاز شد.
اولین دیدارمان را اتفاق مینامند، اما من میدانم هیچ چیز در این جهان بینقشه نیست.
گویی دستی پنهان، لحظه را در میان صفحات زمان متوقف کرد تا آن نگاه شکل بگیرد! نگاهی که نه گرم بود و نه آرام...چیزی میان کابوس و بیداری.
آن لرزش قلب… مردمان سادهدل آن را «عشق در نگاه اول» میخوانند، اما برای من شبیه زنگ خطری بود که از آیندهای مشکوک سخن میگفت.. هشداری برای آنکه در دامِ شیفتگی اسیر نشوم.
این تپش قلب، ندای عشق نیست؛ وحشت است.
سایهای ناشناس که از اعماق وجودم برمیخیزد و مرا از چیزی که هنوز نام ندارد میترساند.
هرچه باشد، میخواهم از آن بگریزم. نمیخواهم در قفسی که از جنس فکر اوست گرفتار شوم؛ قفسی بیصدا که آهسته دور ذهنم بسته میشود، بیآنکه فرصتی برای فرار باقی بگذارد......
انسان، آمیزهای لرزان از عشق و تفکر است؛ موجودی که خالق، ذرهای از روحِ عشق را در او دمید تا بداند ضعف واقعی چیست.
شاید همین است که میگویند: هرکه عشق را در جان نداشته باشد، از حیوان نیز کمتر است! چراکه بیعشق، انسان تنها پوستهای تهیست...
و اما عشق… مردابیست که حتی سردترین انسانها نیز دیر یا زود در آن غوطهور میشوند، بیآنکه بفهمند لحظه سقوط چه زمانی آغاز شد.
اولین دیدارمان را اتفاق مینامند، اما من میدانم هیچ چیز در این جهان بینقشه نیست.
گویی دستی پنهان، لحظه را در میان صفحات زمان متوقف کرد تا آن نگاه شکل بگیرد! نگاهی که نه گرم بود و نه آرام...چیزی میان کابوس و بیداری.
آن لرزش قلب… مردمان سادهدل آن را «عشق در نگاه اول» میخوانند، اما برای من شبیه زنگ خطری بود که از آیندهای مشکوک سخن میگفت.. هشداری برای آنکه در دامِ شیفتگی اسیر نشوم.
این تپش قلب، ندای عشق نیست؛ وحشت است.
سایهای ناشناس که از اعماق وجودم برمیخیزد و مرا از چیزی که هنوز نام ندارد میترساند.
هرچه باشد، میخواهم از آن بگریزم. نمیخواهم در قفسی که از جنس فکر اوست گرفتار شوم؛ قفسی بیصدا که آهسته دور ذهنم بسته میشود، بیآنکه فرصتی برای فرار باقی بگذارد......
🕊3
این نظریه از هاوکینگ که آخرین نظریه ی اون بوده
وبیان داشته که تاریخ جهان از گذشته به آینده نوشته نشده ، بلکه از حال ما به گذشته تعریف میشه (یعنی مشاهده ی ما خودش واقعیت را میسازد! )
وبیان داشته که تاریخ جهان از گذشته به آینده نوشته نشده ، بلکه از حال ما به گذشته تعریف میشه (یعنی مشاهده ی ما خودش واقعیت را میسازد! )
Pond Whispers
این نظریه از هاوکینگ که آخرین نظریه ی اون بوده وبیان داشته که تاریخ جهان از گذشته به آینده نوشته نشده ، بلکه از حال ما به گذشته تعریف میشه (یعنی مشاهده ی ما خودش واقعیت را میسازد! )
ما در دنیایی زندگی میکنیم که خودش داره به سمت نابودی میره و بشر هم یک کاتالیزور است و سرعت نابودی رو زیاد میکنه !
اینام pain زیاد و fact قوی بودند بنظرم
کسی میتواند به جامعه آزادی دهد که از آزادی خود بگذرد..شدیدترین استبداد از افراطی ترین نوع آزادی پدید میان..
[سقراط]
Hawking redaction:
"Even black holes aren't completely black "
"Even black holes aren't completely black "
مرگ هم در فیزیک مطلق نیست !
"شما فکر میکنید که در حال فکر کردن هستید، اما درواقع شما فکر هارا انتخاب میکنید! "
Forwarded from On the shore (Kafka)
از کلاهت برای ما سرزمینی بیرون بیاور
برای ما، مادرانی که بیمار نشوند بیرون بیاور
و دوستانی که مهاجرت نکنند...
خانههایی را بیرون بیاور
که جنگ نشانیشان را نمیداند
ای شعبدهباز، به ستوه آمدهایم از خرگوشها!
برای ما، مادرانی که بیمار نشوند بیرون بیاور
و دوستانی که مهاجرت نکنند...
خانههایی را بیرون بیاور
که جنگ نشانیشان را نمیداند
ای شعبدهباز، به ستوه آمدهایم از خرگوشها!
-كاتيا راسم-
آفتابگردون ها زمانی که بقیه گلها از نور ناامید میشن به راه نور نگاه میکنند و امیدوارن..
🍓3🍾1
فکر اینکه بعد مرگمون
هنوز خورشید طلوع خواهد کرد و باد خواهد وزید و گنجشک آواز همیشگیش را خواهد خواند و زندگی جریان خواهد داشت و انگار بود و نبود ما هیچ فرقی براش نداشته...شاید باید بگم دنیا بیرحمانه بدون ما ادامه خواهد داد ...گویی مایی وجود نداشته--
واقعا عذابم میده ...
هنوز خورشید طلوع خواهد کرد و باد خواهد وزید و گنجشک آواز همیشگیش را خواهد خواند و زندگی جریان خواهد داشت و انگار بود و نبود ما هیچ فرقی براش نداشته...شاید باید بگم دنیا بیرحمانه بدون ما ادامه خواهد داد ...گویی مایی وجود نداشته--
واقعا عذابم میده ...
🕊3
Pond Whispers
تازه با استوری تلگرام گذاشتن فهمیدم چقدر آدم میشناختم که دیگه نمیشناسم--
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM