عکسهایی از کتاب
دنیای گستردهٔ نمایش عروسکی
ترجمه و تلخیص بهروز غریبپور
دنیای گستردهٔ نمایش عروسکی
ترجمه و تلخیص بهروز غریبپور
❤4
Audio
امروزهم دربارهی دیالوگنویسی گپ زدیم
و کتاب «نوشتن گفتوگو در ادبیات داستانی» از ویلیام نوبل.
و بخشهایی از «ثریا در اغما از اسماعیل فصیح»
مطالعه کتاب- ۶
و کتاب «نوشتن گفتوگو در ادبیات داستانی» از ویلیام نوبل.
و بخشهایی از «ثریا در اغما از اسماعیل فصیح»
مطالعه کتاب- ۶
🍾2👍1
چند شنبه بود که کنسرو شدم؟
کنسرو کردن، روشیست برای حفظ وضع موجود. به محافظهکارها میگویند کانسرواتیو. هزار و یک دلیل برای کنسروکاری هست. مثلاً حالا راضی هستی و میترسی از تغییرات. شاید چیزی بهتر نشود. شاید چیزی بدتر شود. شاید درد داشته باشد. نمیخاهم دوباره درد بکشم و از این ترسها و خوفها.
بعضی حرفها هست که بعد، دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست. مثلاً دوستت دارم.
دلشکستگیها آنقدر درد دارند که بخاهیم فرار کنیم از تکرارشان. خبر دیگری هم هست. سبک دلبستگی ما میتواند معلوم کند چقدر مستعد هستیم تا در مقابل رخدادهای این جهان عجیب، تروما و PTSD و این مصیبتها را تجربه کنیم.
حالا چرتکه کنید چقدر میصرفد دربارهی بهداشت عاطفهمان آموزش و مشاوره بگیریم. شاید قسمت شود از کنسرو هم در بیاییم و دل سیر زندگی کنیم، تازه تازه.
مابعدالتحریر:
اسمها لوکس هستند. از عمو گوگل که بپرسید مفصل میگوید برایتان.
کنسرو کردن، روشیست برای حفظ وضع موجود. به محافظهکارها میگویند کانسرواتیو. هزار و یک دلیل برای کنسروکاری هست. مثلاً حالا راضی هستی و میترسی از تغییرات. شاید چیزی بهتر نشود. شاید چیزی بدتر شود. شاید درد داشته باشد. نمیخاهم دوباره درد بکشم و از این ترسها و خوفها.
بعضی حرفها هست که بعد، دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست. مثلاً دوستت دارم.
دلشکستگیها آنقدر درد دارند که بخاهیم فرار کنیم از تکرارشان. خبر دیگری هم هست. سبک دلبستگی ما میتواند معلوم کند چقدر مستعد هستیم تا در مقابل رخدادهای این جهان عجیب، تروما و PTSD و این مصیبتها را تجربه کنیم.
حالا چرتکه کنید چقدر میصرفد دربارهی بهداشت عاطفهمان آموزش و مشاوره بگیریم. شاید قسمت شود از کنسرو هم در بیاییم و دل سیر زندگی کنیم، تازه تازه.
مابعدالتحریر:
اسمها لوکس هستند. از عمو گوگل که بپرسید مفصل میگوید برایتان.
❤5💔2🍾2👍1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4
هزار و شصت و شونزده
فهرست مینویسم این بار برای بهار:
تعداد
نمایشهایی که دیدم.
بلیطهایی که خریدم.
بلیطهایی که باطل شد با جنگ.
بازیهایی که دوست نداشتم.
نمایشهایی که پرتم کردند به سرحدات گیجی و جنون .
میگوید آدمها با تئاتر آدمتر میشوند، آدمهای بهتری میشوند. باز میشمارم:
تعداد
آدمهایی که مرا اشتباه گرفتند.
آدمهایی که مرا درست گرفتند.
آدمهایی که آدم بودند با من.
فهرست مینویسم این بار برای بهار:
تعداد
نمایشهایی که دیدم.
بلیطهایی که خریدم.
بلیطهایی که باطل شد با جنگ.
بازیهایی که دوست نداشتم.
نمایشهایی که پرتم کردند به سرحدات گیجی و جنون .
میگوید آدمها با تئاتر آدمتر میشوند، آدمهای بهتری میشوند. باز میشمارم:
تعداد
آدمهایی که مرا اشتباه گرفتند.
آدمهایی که مرا درست گرفتند.
آدمهایی که آدم بودند با من.
❤10👍7🍾3
مشق نکن، جدی بگیر
میگفت کارتان را از همین حالا جدی بگیرید. مشق ننویسید، تکلیف تحویل ندهید. در عوض باور کنید این همان کار است که مردمی لنگ شما هستند تا انجامش دهید این همان کاریست که قرار است چاپ شود، قرار است اجرا برود.
سند حرفهاش هم این بود که به نظرش مکانیک و صافکار در این مملکت نابغه هستند. چرا؟ چون تمرین نمیکنند. از همان زمان شاگردی هم دارند کار میکنند برای مردم و دستمزد میگیرند.
و در مقابل، هنرستان مکانیک هم هست اما مکانیک به درد بخوری ازش در نمیآید. چرا؟ چون هرچه به دستش دادند فقط تمرین و تکلیف بوده. شغلش نبوده، مجبور نبود کار واقعی تحویل مردم بدهد.
میگفت کارتان را از همین حالا جدی بگیرید. مشق ننویسید، تکلیف تحویل ندهید. در عوض باور کنید این همان کار است که مردمی لنگ شما هستند تا انجامش دهید این همان کاریست که قرار است چاپ شود، قرار است اجرا برود.
سند حرفهاش هم این بود که به نظرش مکانیک و صافکار در این مملکت نابغه هستند. چرا؟ چون تمرین نمیکنند. از همان زمان شاگردی هم دارند کار میکنند برای مردم و دستمزد میگیرند.
و در مقابل، هنرستان مکانیک هم هست اما مکانیک به درد بخوری ازش در نمیآید. چرا؟ چون هرچه به دستش دادند فقط تمرین و تکلیف بوده. شغلش نبوده، مجبور نبود کار واقعی تحویل مردم بدهد.
❤10👍3🍾2
Audio
بشنویم از تئاتر 🎙
ادامهی مطالعه کتاب نوشتن گفتوگو در ادبیات داستانی از ویلیام نوبل
مطالعه کتاب- ۷
ادامهی مطالعه کتاب نوشتن گفتوگو در ادبیات داستانی از ویلیام نوبل
مطالعه کتاب- ۷
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍾1
Audio
بشنویم از تئاتر🎙
امروز هم تمریناتی یاد گرفتیم برای صداسازی
امروز هم تمریناتی یاد گرفتیم برای صداسازی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2🍾1
نوبت کیه حرف بزنه؟.pdf
1.5 MB
این نوکتاب شامل ۵۰ تکگویهی یک صفحهییست. بعضی آدمها در چند تکگویه نقش گرفتهاند. باقیشان یکبار با ماجرایی پیدا شدهاند و نوبت بعدیشان بسته به نظر شماست. این کتاب مجالیست برای بلندبلند خاندن در خلوت و اتودی برای علاقهمندان دور و نزدیک تئاتر.
نویسنده در پیام سپاسمندیاش مینویسد:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤20👍4🍾3
بیمار نوشتنم، کمتر بخند
خیال کن مثلاً با لابیمن (مردِ راهرو؟) دعوات شده. جوری بیحرمتی کرده که در این همه سالِ زندگی، ندیدهای. سرشیفت آمده بدتر از خودش. رئیس هیئت مدیره توی تلفن میگوید اینها رفتنیاند، باهاشان حرف نزن. مدیر هم میآید که بگوید شرمنده است و بیست دقیقه نگه داردت تا به بقیه آموزش بدهد که اینجا کارمند هستند و شغلشان همین است و رئیسِ ساکنان نیستند.
خب همینجا تمام فرصتت برای خریدن و شستن و خرد کردن خیارهای آبدوغخیار ناهار از دست رفت.
تلفن به بعدی که فلانی من عجله دارم بیا دم در بستهات را تحویل بگیر تا به بقیهی کارهام برسم و همین یک طبقه پایین آمدن را دریغ کند و حرفهایی روند و آیند که ناخوشی بر ناخوشی. بیفتی توی بزرگراه و پریشان باشی و به خودت بیایی که ماشین را هم به گارد ریل کشیدهای.
هوف! میرسی به رستورانی که پاتوقت. اعتماد داری و غذا را بر میداری که بالاخره پا بگذاری به بهشت. خداوند پیراهن سرمهایش را پوشیده و خودش در رحمت را باز میکند به رویت. دیگر آسودگی. آنجا در بهشت همه اهل نوشتن. مینویسند که بهتر باشند. روز بهتر، حال بهتر، آدم بهتر، اصلاً هر چیزی کمی بهتر.
این روزها که دست به دوربینترم* تازه میفهمم ننوشتن بیمارم میکند. مثلاً همان دعواها که حرمت خودمان را نگه میداریم و فحشهای چارواداری حوالهی طرف نمیکنیم. آنجا که گرم شدن چشمهای خوشرنگ همکلاسی را میبینیم و بغضش را میشنویم و میدانیم کار خوبی نیست به حرف بکشیمش. اینجا که میبینیم این یکی طفلی آمادهی دیداریست و معذب است و سر حوصله نیست برای شوخیهای همیشه. همانجا که با خودمان قرار بستهایم برای عریانی صد در صد مقابل خداوندگار اما خجالت میکشیم که بهش بگوییم چه وقتهایی خجالت میکشیم.
خب اگر اینها را ننویسم که دل و جانم ورم میکند. نوشتن غیر از حرف زدن است. خوشم نیست که دوستداشتنیهام را گرفتار کنم با این انباشتهها.
* گمانم عکاسی و دوربین، عشق قدیمی.
خیال کن مثلاً با لابیمن (مردِ راهرو؟) دعوات شده. جوری بیحرمتی کرده که در این همه سالِ زندگی، ندیدهای. سرشیفت آمده بدتر از خودش. رئیس هیئت مدیره توی تلفن میگوید اینها رفتنیاند، باهاشان حرف نزن. مدیر هم میآید که بگوید شرمنده است و بیست دقیقه نگه داردت تا به بقیه آموزش بدهد که اینجا کارمند هستند و شغلشان همین است و رئیسِ ساکنان نیستند.
خب همینجا تمام فرصتت برای خریدن و شستن و خرد کردن خیارهای آبدوغخیار ناهار از دست رفت.
تلفن به بعدی که فلانی من عجله دارم بیا دم در بستهات را تحویل بگیر تا به بقیهی کارهام برسم و همین یک طبقه پایین آمدن را دریغ کند و حرفهایی روند و آیند که ناخوشی بر ناخوشی. بیفتی توی بزرگراه و پریشان باشی و به خودت بیایی که ماشین را هم به گارد ریل کشیدهای.
هوف! میرسی به رستورانی که پاتوقت. اعتماد داری و غذا را بر میداری که بالاخره پا بگذاری به بهشت. خداوند پیراهن سرمهایش را پوشیده و خودش در رحمت را باز میکند به رویت. دیگر آسودگی. آنجا در بهشت همه اهل نوشتن. مینویسند که بهتر باشند. روز بهتر، حال بهتر، آدم بهتر، اصلاً هر چیزی کمی بهتر.
این روزها که دست به دوربینترم* تازه میفهمم ننوشتن بیمارم میکند. مثلاً همان دعواها که حرمت خودمان را نگه میداریم و فحشهای چارواداری حوالهی طرف نمیکنیم. آنجا که گرم شدن چشمهای خوشرنگ همکلاسی را میبینیم و بغضش را میشنویم و میدانیم کار خوبی نیست به حرف بکشیمش. اینجا که میبینیم این یکی طفلی آمادهی دیداریست و معذب است و سر حوصله نیست برای شوخیهای همیشه. همانجا که با خودمان قرار بستهایم برای عریانی صد در صد مقابل خداوندگار اما خجالت میکشیم که بهش بگوییم چه وقتهایی خجالت میکشیم.
خب اگر اینها را ننویسم که دل و جانم ورم میکند. نوشتن غیر از حرف زدن است. خوشم نیست که دوستداشتنیهام را گرفتار کنم با این انباشتهها.
* گمانم عکاسی و دوربین، عشق قدیمی.
❤4💔2✍1🍾1
Forwarded from اَبری | ساقی نیاکی
🟧کارگاه تکجلسهی حضوری «داستانَقاشی»
🎨✍🏻ترکیبی از داستانسرایی و نقاشی خلاقانه
🔆ویژهی کودکان ۸ تا ۱۲ سال
🔹«داستانَقاشی» فضایی دوستانه و خلاقانه برای رشد تخیل و مهارتهای داستانسرایی و نقاشی کودکان است.
🔹کودکان در «داستانَقاشی» با بازی و تمرینهای مهیج، داستانپردازی و نقاشی را همراه با هم، به شیوهای شیرین و کودکانه میآموزند.
🔹هر کودک، داستان خودش را نقاشی میکند تا در پایان با لبخند بگوید:
💬«این داستان من است.»
🕒زمان:
چهارشنبه ۱ مرداد، ساعت ۱۶ تا ۱۸:۳۰
📋برنامهی کارگاه:
آموزش+داستانسرایی و خلق نقاشی
🎁قیمت با تخفیف ویژه تا ۲۹ تیر: ۱۴۹ هزار تومان
پس از آن: ۳۹۰ هزار تومان
👩🏻🏫مدرسان: زهرا شکری و ساقی نیاکی
📩برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام، پیام دهید به:
@saghii_niaki
🎨✍🏻ترکیبی از داستانسرایی و نقاشی خلاقانه
🔆ویژهی کودکان ۸ تا ۱۲ سال
🔹«داستانَقاشی» فضایی دوستانه و خلاقانه برای رشد تخیل و مهارتهای داستانسرایی و نقاشی کودکان است.
🔹کودکان در «داستانَقاشی» با بازی و تمرینهای مهیج، داستانپردازی و نقاشی را همراه با هم، به شیوهای شیرین و کودکانه میآموزند.
🔹هر کودک، داستان خودش را نقاشی میکند تا در پایان با لبخند بگوید:
💬«این داستان من است.»
🕒زمان:
چهارشنبه ۱ مرداد، ساعت ۱۶ تا ۱۸:۳۰
📋برنامهی کارگاه:
آموزش+داستانسرایی و خلق نقاشی
🎁قیمت با تخفیف ویژه تا ۲۹ تیر: ۱۴۹ هزار تومان
پس از آن: ۳۹۰ هزار تومان
👩🏻🏫مدرسان: زهرا شکری و ساقی نیاکی
📩برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام، پیام دهید به:
@saghii_niaki
❤2
گرامیداشت این کتابه را مفصل بر نگذاردیم. یعنی اصلاً دلمان نمیخاست به روی خودمان بیاوریم که عجب گام بلندی برداشتیم و چه خون دلی خوردند استاد کلانتری و چه خونی کردیم به دل جناب مرتضی عباسی تا بالاخره کتابدار شدیم.
اگر بخانید مهربانی شماست و اگر بازخورد میدهید سخاوتمندید با من.
برایم مینویسید که دوست دارید کدام آدمها را بیشتر بشناسید؟
اگر بخانید مهربانی شماست و اگر بازخورد میدهید سخاوتمندید با من.
برایم مینویسید که دوست دارید کدام آدمها را بیشتر بشناسید؟
❤15🍾4
امروز که تئاتراه نداریم 🥺
چون پیغام داده
همراه گرامی اسکای روم؛
با توجه به مشکلات اینترنتی در یکی از مراکز داده سرویس دهنده به «اسکای روم»، سرویس های اسکای روم دچار قطعی شدند.
ضمن عذرخواهی از شما، همکاران ما در تلاش برای رفع این مشکل هستند.
چون پیغام داده
همراه گرامی اسکای روم؛
با توجه به مشکلات اینترنتی در یکی از مراکز داده سرویس دهنده به «اسکای روم»، سرویس های اسکای روم دچار قطعی شدند.
ضمن عذرخواهی از شما، همکاران ما در تلاش برای رفع این مشکل هستند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3💔3🍾1
Audio
بشنویم از تئاتر 🎙
ادامهی مطالعهی کتاب «نوشتن گفتوگو در ادبیات داستانی»
مطالعه کتاب- ۸
ادامهی مطالعهی کتاب «نوشتن گفتوگو در ادبیات داستانی»
مطالعه کتاب- ۸
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍾2
Forwarded from پاتیل | باده علوی
نوبت کیه حرف بزنه؟.pdf
1.5 MB
این نوکتاب شامل ۵۰ تکگویهی یک صفحهییست. بعضی آدمها در چند تکگویه نقش گرفتهاند. باقیشان یکبار با ماجرایی پیدا شدهاند و نوبت بعدیشان بسته به نظر شماست. این کتاب مجالیست برای بلندبلند خواندن در خلوت و اتودی برای علاقهمندان دور و نزدیک تئاتر.
نویسنده در پیام سپاسمندیاش مینویسد:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤30
معلم، اول مجبورش کرد هر روز یه پاتیل بار بذاره. اینم نخورده مست، از خدا خاسته. بعد مجبورش کرد هر رو یه منولوگ ببافه از جور واجورِ آدمها. اینم که نزده میرقصه. یهو گفت آخه مشتی من که خونه نشینم، اصلن پردهنشینم، آدم بهدورم. چه منولوگی بسازم؟ آدمهام همه از فیلم و کتابها در میان، تکراری. معلم؟ گفت «تو آدمهاتو دههی سی دیدی!»
آشناست دههی سی واسه ما. شنیدی. ۲۸ مرداد ۳۲. عجیب روزگاری بود. چه آدمهایی دیدیم. چه نا آدمهایی. چه رویی از آدمها دیدیم. عجیب روزگار، مردم ناسازگار. «دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد» شنیدی؟ رُمانه. بخون. بخون ببین همین خیالی که نویسندهه بافته عینهوی روزگار واقعی خیلیهاست همون دهه سی. آخ از دههی سی. بعد میرسه ۱۵ خرداد ۴۲، اون خودش یه ماجرای اعلای دیگه.
ولی این نوشتا. سیاهمست و پاتیل نوشت. از دهن تراش روی میزش نوشت تا آخوند سر منبر. از استاد دانشگاه تا شاهپورِ قهوهخونه. ۵۰ تا منولوگ بی چک و چونه.
مابعدالتحریر:
دانلود رایگان اینجا
آشناست دههی سی واسه ما. شنیدی. ۲۸ مرداد ۳۲. عجیب روزگاری بود. چه آدمهایی دیدیم. چه نا آدمهایی. چه رویی از آدمها دیدیم. عجیب روزگار، مردم ناسازگار. «دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد» شنیدی؟ رُمانه. بخون. بخون ببین همین خیالی که نویسندهه بافته عینهوی روزگار واقعی خیلیهاست همون دهه سی. آخ از دههی سی. بعد میرسه ۱۵ خرداد ۴۲، اون خودش یه ماجرای اعلای دیگه.
ولی این نوشتا. سیاهمست و پاتیل نوشت. از دهن تراش روی میزش نوشت تا آخوند سر منبر. از استاد دانشگاه تا شاهپورِ قهوهخونه. ۵۰ تا منولوگ بی چک و چونه.
مابعدالتحریر:
دانلود رایگان اینجا
❤20👍2💔2🍾2