به رییس شرکتمون گفتم:" ماشین جدیدتون مبارک, خیلی قشنگه"
رییس هم گفت :
اگه برای خودت اهداف بزرگتری رو مشخص کنی و تمام سعی ات رو برای رسیدن به اونها انجام بدی, بیشتر کار کنی و کارتو بهتر انجام بدی,
سال دیگه میتونم بهترشو بخرم 😐😂😅☝️😂😂😂😂
هیچی دیگـه دارم تلاشمو میکنم😐
رییس هم گفت :
اگه برای خودت اهداف بزرگتری رو مشخص کنی و تمام سعی ات رو برای رسیدن به اونها انجام بدی, بیشتر کار کنی و کارتو بهتر انجام بدی,
سال دیگه میتونم بهترشو بخرم 😐😂😅☝️😂😂😂😂
هیچی دیگـه دارم تلاشمو میکنم😐
گاهی اوقات
ناگهان بخودت می آیی و درگیر سکوت میشوی.
نگاه به دور و بر،
به آسمان،
و هرجا که چشمت بیفتد میکنی؛ به هرچی چیزی فکر میکنی.
به فصل ها، سال ها، روز ها، دقایق؛ به زمانی که میگذرانی و گذراندی فکر میکنی که... که دقیقا چه بر سر خودت آوردی !؟ چگونه گذراندی و نفس کشیدی..!؟
به همه چیز آنقدر فکر میکنی تا کلافه شوی..
حتی حوصله خودت را هم نداشته باشی چه برسد به شخص دیگری!!
این خود حس کسالت است یا کسالت بار است را نمیدانم اما بی حس میشوی،
درون خودت گم میشوی
کشیده، مچاله، له و...
انگار زمان برایت متوقف شده..!
همه چیز ثابت است!
دنیا از حرکت ایستاده!
و تو پیر میشوی نظاره میکنی،
گذشت زمانی که نمیگذرد...
هرروز اتفاق های تکراری
از مغازه های اطراف تا دور دست تر و از هرچیز که از چشم و فکر میگذرد..!
«زمان ثابت است و هیچ چیز جدیدی نیست که حالت را خوب کند.»
دیگران را نمیدانم اما دنیای من اینطوری شده..
هرروز از من میپرسد پوستت کلفت شده یا عقلت زایل گشته؟؟!
و من فقط نگاهش میکنم، که هرروز چین و چروک هایش بیشتر میشود و پیر تر میشود...
خیلی دلم میخواهد به او بگویم اگر دیوانه نبودم با خودم حرف نمیزدم که در آینه در چشمانم خیره شود و سوال پیچم کند.!
آری عقلم زایل گشته..
حالا تو جوابم را بده..!
«تو تنها تصویر منی یا خود منی ؟؟؟»
👤علیرضا غفورى
@poster
ناگهان بخودت می آیی و درگیر سکوت میشوی.
نگاه به دور و بر،
به آسمان،
و هرجا که چشمت بیفتد میکنی؛ به هرچی چیزی فکر میکنی.
به فصل ها، سال ها، روز ها، دقایق؛ به زمانی که میگذرانی و گذراندی فکر میکنی که... که دقیقا چه بر سر خودت آوردی !؟ چگونه گذراندی و نفس کشیدی..!؟
به همه چیز آنقدر فکر میکنی تا کلافه شوی..
حتی حوصله خودت را هم نداشته باشی چه برسد به شخص دیگری!!
این خود حس کسالت است یا کسالت بار است را نمیدانم اما بی حس میشوی،
درون خودت گم میشوی
کشیده، مچاله، له و...
انگار زمان برایت متوقف شده..!
همه چیز ثابت است!
دنیا از حرکت ایستاده!
و تو پیر میشوی نظاره میکنی،
گذشت زمانی که نمیگذرد...
هرروز اتفاق های تکراری
از مغازه های اطراف تا دور دست تر و از هرچیز که از چشم و فکر میگذرد..!
«زمان ثابت است و هیچ چیز جدیدی نیست که حالت را خوب کند.»
دیگران را نمیدانم اما دنیای من اینطوری شده..
هرروز از من میپرسد پوستت کلفت شده یا عقلت زایل گشته؟؟!
و من فقط نگاهش میکنم، که هرروز چین و چروک هایش بیشتر میشود و پیر تر میشود...
خیلی دلم میخواهد به او بگویم اگر دیوانه نبودم با خودم حرف نمیزدم که در آینه در چشمانم خیره شود و سوال پیچم کند.!
آری عقلم زایل گشته..
حالا تو جوابم را بده..!
«تو تنها تصویر منی یا خود منی ؟؟؟»
👤علیرضا غفورى
@poster