This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با اینکه هنوز خیلی کوچیکه اما دنیا رو بهتر از اکثرِ بزرگا درک کرده...
او تسلیم شدن رو از ذهن خودش حذف کرده❤️
@poster
او تسلیم شدن رو از ذهن خودش حذف کرده❤️
@poster
زندگی حتی وقتی انکارش میکنی ، حتی وقتی نادیدهاش میگیری ،
حتی وقتی نمیخواهیاش از تو قویتر است .
از هر چیز دیگری قویتر است .
آدمهایی که از بازداشتگاههای اجباری برگشتهاند دوباره زاد و ولد کردند .
مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند ، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانههاشان را دیده بودند ، دوباره به دنبال اتوبوسها دویدند ، به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند.
باور کردنی نیست اما همین گونه است .
زندگی از هر چیز دیگری قویتر است .
👤آنا گاوالدا
📚من او را دوست داشتم
@poster
حتی وقتی نمیخواهیاش از تو قویتر است .
از هر چیز دیگری قویتر است .
آدمهایی که از بازداشتگاههای اجباری برگشتهاند دوباره زاد و ولد کردند .
مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند ، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانههاشان را دیده بودند ، دوباره به دنبال اتوبوسها دویدند ، به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند.
باور کردنی نیست اما همین گونه است .
زندگی از هر چیز دیگری قویتر است .
👤آنا گاوالدا
📚من او را دوست داشتم
@poster
كساني كه از تو متنفرند ،
زماني كه ،
حتي راه رفتن تورا بر روي آب ببينند ،
مي گويند ؛
شنا كردن بلد نيستي ... !
زماني كه ،
حتي راه رفتن تورا بر روي آب ببينند ،
مي گويند ؛
شنا كردن بلد نيستي ... !
مردم اینجا چقدر مهربانند
دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند.
دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند و چون برایم تنگ بود کلاه گشادتری و دیدند هوا گرم شد،
پس کلاهم را برداشتند و چون دیدند لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند و چون از رفتارم فهمیدند که سواد ندارم محبت کردند و حسابم را رسیدند. خواستم در این مهربانکده خانه بسازم، نانم را آجر کردند گفتند کلبه بساز
روزگار جالبی است،مرغمان تخم نمی گذارد ولی هر روز گاومان میزاید!
@poster
دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند.
دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند و چون برایم تنگ بود کلاه گشادتری و دیدند هوا گرم شد،
پس کلاهم را برداشتند و چون دیدند لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند و چون از رفتارم فهمیدند که سواد ندارم محبت کردند و حسابم را رسیدند. خواستم در این مهربانکده خانه بسازم، نانم را آجر کردند گفتند کلبه بساز
روزگار جالبی است،مرغمان تخم نمی گذارد ولی هر روز گاومان میزاید!
@poster