اهل نوشتن
184 subscribers
112 photos
9 videos
37 files
428 links
تاملات و یادداشت‌ها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشته‌های خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
Download Telegram
قابل توجه خرافه پرستان

در اسنادی، که سالیان پیش در وزارت امور خارجه انگلستان، از حالت محرمانه خارج شد، یک سند واقعاً قابل توجه بود.

موضوع، یک مسئله بسیار مهم برای دولت انگلستان این بود، که آیا مردم ایران به آن سطح از روشنگری رسیده‌اند، که دیگر امکان استعمار و استثمار آنان وجود ندارد یا خیر.
برای یافتن پاسخ این مسئله به سفارت انگلستان در ایران ماموریت داده شد تا تحقیقات و اقدامات لازم را انجام دهد.

سفیر انگلستان تعدادی از کارشناسان زبده‌اش را به مناطق جنوب شهر تهران می‌فرستد تا از مردم آنجا سوال کنند: «آیا حمامی که در آن محله بیماران را شفا می‌دهد می‌شناسند...؟»
پر واضح است که اکثر مردم از وجود چنین حمامی ابراز بی اطلاعی می‌کنند، اما وقتی برای چند هفته متوالی این کارشناسان به این محله رفته و این سوال را تکرارا، مطرح می‌کنند، رفته‌رفته این شایعه در افواه می‌پیچد.

ناگفته نماند که در آن محله یک خزینه قدیمی بوده، که مردم محله می‌گویند، شاید منظور از حمامی که بیماران را شفا می‌دهد همان خزینه باشد.

وقتی در وحله اول چنین ذهنیتی را در مردم ایجاد کردند، نوبت مرحله نهایی کار است.
صبح زود یک روز جمعه، سفیر انگلستان به همراه یکی از کارشناسان سفارت که خود را به نابینایی زده بود به خزینه رفته و می‌گویند، از خارج کشور برای شفا یافتن این فرد نابینا به این خزینه آمده‌اند... برابر سنت موجود، آنان لخت شده و به دور خودشان لنگ پیچیده و وارد خزینه می‌شوند.

فرد نابینا وارد آب شده و بعد از چند لحظه فریاد می‌زند که چشمانش می‌بیند.
با این حیله و خدعه، مردم به سوی آنها هجوم برده و لنگ آن فرد را بعنوان تبرک تکه‌تکه می‌کنند.
سفیر انگلیس و آن فرد کارشناس به خیال آنکه نقشه‌شان لو رفته و هر آن امکان تکه‌تکه کردن خودشان هم فرا می‌رسد، بطور عریان به بیرون از خزینه فرار کرده و با مشقت بسیاری خود را به سفارت انگلستان می‌رسانند.

بعد از چند روز ماموران سفارت به محله مذکور رفته و می‌بینند صف طویلی از بیماران در جلوی خزینه ایستاده‌اند، تا به داخل رفته و شفا بگیرند و از این بدتر آنکه آب خزینه هم به عنوان تبرک به مردم داده می‌شود.

سفارت انگلستان نتیجه این ماموریت را به اینصورت به دولت انگلستان مخابره می‌کند.
هنوز می‌شود از خرافه‌پرستی این مردم نهایت استفاده را کرد و منافع دولت انگلستان را تامین نمود.


و این‌بار شفا در چاه‌جمکران، در پیاده روی اربعین، کربلا، امامزاده‌ها و هرام زاده‌های مختلف و...
نمی دانم این شیّدان خرافه‌پرست، تا کی این ملت را خر خود می‌سازند؟

چقدر سخت است، نجات انسانی‌های که زنجیرهایشان را می پرستند.
«التماس تفکر»

#ارسالی

https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
اهل نوشتن
Photo
برنامه پنجاه ساله

برنامه پنجاه ساله، اسم کتاب لورفتهٔ که جزئی از برنامه‌های ددمنشانهٔ حکومت ولایت فقیه ایران، علیه کشورهای اسلامی می‌باشد، است.
در این کتاب -کم حجم و پرمحتوا- نحوهٔ برنامه‌ریزی و طرح‌های نابودی کشورهای اسلامی توسط حکومت رافضی را می‌خوانید.
آری! جمهوری شیعهٔ ایرانی که جمهوری شیعه هیچگاه اسلامی نمی شود، گرچه زیادی از ساده‌لوحان آن را اسلامی می‌نامند و می‌خوانند، از بدو انقلابش تا به امروز در صدد نابودی کشورهای اسلامی(اهل سنت‌والجماعة) و پیروزی خود، بر تمام ادیان و مذاهب بر آمده است.
یکی از اساسی‌ترین برنامه‌های پنجاه ساله: «ما می دانیم که نگهداری و گرداننده‌ی هر کشور و ملت فقط سه چیز است:
۱- قدرت که دستگاه حاکم قرار دارد؛
۲- علم و دانش که در اندیشهٔ علما و دانشمندان می‌باشد؛
۳- چرخش اقتصاد که در دست سرمایه داران است». از این طریق خواستند اسلام «اهل سنت را ازکشورهای، همچون افغانستان؛ پاکستان؛ عراق؛ ترکیه؛ شام...» از صفحهٔ هستی حذف نمایند و دین شیعه را جایگزین آن نمایند، ولی این نامهٔ محرمانهٔ آنها نقش بر آب شد. آنها خطر حکام سنی مذهب را خطرناکتر از حکام شرق و غرب می دانند.
از جمله برنامه های محرمانهٔ این کتاب:
۱- برنامه‌های حمله و ترور حجاج؛
۲- حمله به بیت‌الله الحرام و مسجدالنبی؛
۳- انواع قتل و ترور اهل سنت...
بیشترین برنامه‌های آنها برای نابودی افغانستان طراحی شده است که می خواستن اهل افغانستان را هم به دین شیعه بگرایند، ولی خطاب به آنها می گویم: ای روافض منفور، این را بدانید که افغانستان توحیدی ما هیچ وقت به شرکستان رافضی مبدل نمی شود.
این شیعیان که ادعا می کنند که ما یاران جان نثار علی هستیم، حضرت علی نسبت به روافض و شیعیان دوربرش اظهار تنفر و انزجار می کند: «اگر شیعیان خودم را جدا کنم، آنان را جز لاف‌زدن، خودستایی نخواهم یافت، و اگر امتحانشان‌ کنم جز مرتدانی نخواهم یافت! واگر غربالشان کنم از هزار نفر یک نفر خالص نخواهم یافت!».

این کتاب را حتما مطالعه بفرمایید!

مصطفی توکلی

https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
👍2
Forwarded from خوارج دیروز دواعش امروز (احمد بهیر مفلح)
1.pdf
1 MB
2
خوارج دیروز دواعش امروز
1.pdf
ششمین شمارهٔ دوهفته نامه طلوع دانش به نشر رسید.
2👍2
🤲🤲🤲🤲🤲
الهی «قُدس» را آزاد گردان
خدایا مسلمین را شاد گردان

خداوندا رژیم صهیونیست را
به حول و قوه ات برباد گردان

الهی لانه ی شیطان بسوزان
تباه و سست و بی بنیاد گردان

الهی روس‌ و امریکا و چین را
چو برگ خشکه یی در باد گردان

خدایا بایدن و پوتین ظالم
تو هر دو را مریض حاد گردان

خداوندا دردِ ناشناسی
نصیب رهبر موساد گردان

الهی مومنان را در میادین
به ضد ظالمان امداد گردان

خداوندا بدست «مهدی» خود
جهانی امن را ایجاد گردان

خدایا شیعیان بدعتی را
بسوی سنتت ارشاد گردان

خدایا یک بلای آسمانی
نصیب بدترین افراد گردان

خداوندا بدست اهل تقوا
جهان را پُر ز عدل و داد گردان

الهی رحمتت از ما مگردان
جمیع مسلمین را شاد گردان

الهی هر که ریزد خون ناحق
تو او را طعمه ی پهپاد گردان

خدایا سرزمین مسلمین را
چو دوران قدیم آباد گردان


https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
5
#روستا نوشت

مصطفی توکلی

شب است و تاریکی همه جا را پرده پوشانیده است.
دلم هوای نگاه کردن به آسمان پرستارهٔ روستا را می‌کند. از جایم در اتاق بلند شده، به چهارچوب در تکیه زدم.
دیدگان به آسمان دوختم:
-سبحان الله! چقدر زیباست خلقت صانعِ حکیم!
دوستم گفت: بیا یک دوری بزنیم و از فضای دل‌آویز روستا بهره‌مند شویم‌.
-چشم بیا برویم.
بعد از گشت‌وگذاری کوتاه، برای مدتی در گوشه‌‌ای تنها شدم.
تماشای ستارگان چشمک‌زن و نفس کشیدن در هوای معطّر روستا حس نشاط و شادابی را به روح و روان آدمی هدیه می‌دهد.
در همین حالِ خوش بودم که ناگه صدای عجیبِ جریق جریق مانندی می‌شنوم که سکون و آرامشم را به ترس مبدل می‌کند.
گمان می‌کنم که چیزی و یا غالبا حیوانی، خُر‌خُرکنان به‌سویم می‌آید.
هرچه گوش‌هایم را تیز کرده و دور و برم را می‌پایم، چیزی نمی‌بینم.
اما چنان ترس سراسر وجودم را فرا می‌گیرد که نزدیک بود داد و هوار راه بیندازم.
اما با خود می‌گویم: اگر بقیهٔ دوستانم بشنوند شاید مرا به تمسخر بگیرند و بگویند: چقدر ترسو هستی!
بعد از چند لحظه دوستم از راه می‌رسد و جریان را برایش تعریف می‌کنم.

گفتم: اگر باور نمی‌کنی بیا با من تا نشانت بدهم.
اندکی جلوتر می‌آید و به صدای وحشتناک جریق جریق گوش می‌دهد او نیز همچون من ترس در وجودش رخنه می‌کند.
هردویمان کنجکاوانه و به ظاهر شجاعانه در جست‌وجوی منبع صدا پاورچین‌پاورچین و با احتیاط کامل حرکت می‌کنیم.
من جلوتر و دوستم پشت سرم، تا اینکه به منبع صدا می‌رسیم.
شاخه و برگ‌ها را کنار زدیم و برای لحظه‌ای خشک‌مان زد، ولی بعدش هر دویمان زدیم زیر خنده!
نگو صدا، صدای اتصال سیم برق بود و ترس‌مان وهمی بیش نبود!

در راهِ برگشت به اتاق، به خود و ترس‌مان می‌خندیم!

آری‌! گاهی بی‌دلیل می‌ترسیم و یا غم و اندوه واهی زندگی را به کاممان تلخ می‌کند که اگر به پروردگارمان توکل کرده و صبورانه، قدم‌های شجاعانه‌‌ای به جلو برداریم؛ خواهیم دید که واقعیت چیز دیگریست و همه چیز در آینده آرام و زیباست!

روستای سرجنگل
6شوال1443

https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
👍3
#جبهٔ_بغاوت_و_تبلیغات_رسانه‌ای

🖋مصطفی توکلی

پس از روی کار آمدن امارت اسلامی، اسلام هراسان (کسانی که بیست سال در آغوش غرب پرورش یافتند) و اکنون یا از کشور متواری شده و یا هم در مغاره‌های کوه‌ها پنهان شده‌اند؛ هر روز به‌نحوی در صدد ضربه زدن بر پیکر اسلام هستند. ولی کور خوانده‌اند؛ این سرزمین، پس از دهه‌ها مبارزه، تازه به‌دست فرزندان اصیل این مرزوبوم افتاده‌است.
این سرزمین، چهل سال رنج کشیده و از هر گوشه و کنار این سرزمین بوی خون پاک شهدا به مشام می‌رسد.
این سرزمین، در عوض خون هزاران شهید آزاد شده‌است.
هر وجب این سرزمین رنگین به خون گلگون شهداست و به هیچ بغاوتگر و شروری اجازهٔ ناامنی در خاک آن داده نمی‌شود.
اینان تعداد اندکی‌‌اند که می خواهند در این مرز و بوم آشوب به‌پا کنند.
یک مشت انسان‌های منافق، مغرض و مزدوری که امروز در جنگ فیزیکی شکست خورده‌ و به جنگی رسانه‌ای رو آورده‌اند.
با نشر فیلم و اخبار دروغین و جعلی، می‌خواهند مردم رنج‌دیدهٔ ما را پریشان خاطر سازند.
من با یقین کامل می‌گویم این‌ها غیر از دروغ چیزی دیگری تحویل مردم نمی‌دهند.
ملت‌ آزادهٔ وطنم، نباید فریب هر اوباش و غرب‌زده‌ای را بخورند.
این‌ها افرادی هستند که از طرف غرب تمویل می‌شوند تا مانع برپایی حکومت اسلامی شوند.
این تبلیغات به اصطلاح امروزی که معروف شده به (مقاومت زیر کمپل) جز همین، چیزی دیگری نیست!
افرادی که این اخبار را پخش و نشر می‌کنند، یا در فرانسه یا در ایران‌اند و هیچکدام این خبرنگاران در داخل کشور حضور ندارد و هر آنچه می‌بافند، ساختهٔ افکار فاسد و شومشان است.
هدف این‌ها نابودی اتحاد و همدلی بین اقوام ملت است و بس.

پس بر ماست تا اهداف دشمنان وطن‌مان را شناخته و با اتحاد و خنثی کردن نقشه‌های پلیدشان، بدان‌ها اجازهٔ تجاوز و تعدّی بر کشور عزیزمان را ندهیم.

#بازنشر

7شوال1443


https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
2👍1
چرا سفر؟


از آنجای که سفر اثر مثبتی بر روح وروان انسان دارد، انسان باید هر ازگاهی، حال و هوا عوض کرده و سری بر مناطق سرسبز و خوش‌طبع‌ بزند.
سفر فوایدی زیادی دارد؛ ازجمله اینکه باسفرکردن می‌توان اماکن زیادی را دیدوبازدید کرد. با فرهنگ‌های مختلف آشناشد. افراد زیادی را مشاهده کرد، تجربه‌های زیادی کسب کرد...
پس برماست که حد اقل سال یک بار از دغ‌دغه‌های روزگار بدورشده وجسم و روح خود را صیقل دهیم!
گرچه سفر برنامۀ هرساله بنده است؛ امّا
یکی از دوستانم خیلی اسرار داشت؛ تااینکه سفری داشته‌باشیم. این‌بار باپافشاری دوستم برای یک سفر عزم و اراده کرده‌ام.
ده‌ روز مانده به شروع ثبت‌نام مدارس، بامشاوره‌اساتید، بر آن‌شدم تا سفری بر سرزمین «سیستان‌وبلوچستان» داشته‌باشم.
صبح روزشنبه‌ است که تلفنم زنگ می‌خورد، دیدم دوستم هست، می‌پرسد آمده نشدی؟ جواب دادم. چرا آمده‌ام.
گفتم شاید شوخی‌کند، اما او جدی بود.
سفرخود را شنبه بعد از ظهر آغازکردیم...

مصطفی توکلی

15شوال 1443
#بازنشر
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
👍2🤩1
از استعمار تا استقلال

افغانستان سرزمین که همانند دژ پلادین در برابر قدرت‌های مستکبر جهانی مستحکم و غیر قابل تسخیر بوده و می باشد. این سرزمین چنان رادمردانی را به دامن خود پرورانیده که قدرت‌های فرعونی عصر را تارومار ساخته و قدرت‌ها مادی در برابر چشمانشان از بال پشه هم پست‌تر و ذلیل‌تر به نظر می‌رسید.
قدرت‌های جهانی با چنان کب‌کبه و دب‌دبه در این خاک پاک قدم گذاشته بودند که به زعم باطل خود این سرزمین برای همیشه زیر سلطهٔ آنها باقی می ماند، اما نتیجهٔ این امر چه شد؟ اری! انگلیس را چنان درس عبرت داده‌اند که تا قیامت آن را فراموش نخواهد کرد؛ روس‌ها را روسیاه ساختند؛ آمریکایی‌ها را به خاک ذلت کشاندند. خلاصه کمر هر قدرت نمای جهانی را شکستند.
آری! امروز، روزی جشن پیروزی حق بر باطل است. امروز روزی است که افغانستان بعد از سالیان متمادی جوروجفا، خون و خون‌ریزی‌، قتل و کشتار، از زیر یوغ استعمارگران و غلامان آنها آزاد شده بود.
شکست دشمنان دین و وطن برای هر فرد مسلمان خوش آیند و قابل استقلال است؛ مگر آن دسته از انسان‌های ملحد و منافق صفت که کفر بر آنها غلبه کرده و دین و آزادی برایشان ارزشی ندارد.
امریکا و تمام همپیمانانش از افغانستان شکست ذلت‌باری خورده‌اند و تازنده‌اند آن را فراموش نمی‌کنند، حتی رئیس جمهور امریکا "بایدن" اعتراف کرده که ما شکست خوردیم، وی می افزاید، «افغانستان گورستان امپراتوری‌های جهان است».
بعضی ساده‌لوحان یا خود فروختگان، این را شکست نمی دانند و خروج امریکا سبب ناراحتی قلبی آنها شده است.
بله! ین را قبول داریم که مردم افغانستان، مردم دین دوست، مجاهد، آزاد،... ولی بازهم در میان افغان‌ها انسان‌های برده و غلام صفت و جود دارد که از آمدن حق هراسان و از رفتن باطل غم زده اند.

«جشن استقلال بسان خاریست بر چشم دشمنان دین و وطن».

✍🏻مصطفی توکلی

https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
3
سخنانی مولوی عبدالرؤف رخشانی در جمع طلاب دارالعلوم هرات
جناب استاد محترم، سخنان خود را با حمد و ثنای خدا آغاز نمود وخیلی خلاصه و فشرده به ایراد سخن پرداختند، گزیدهٔ از سخنان ایشان را می‌خوانیم:
تمام انسان‌ها در این دنیا برای رسیدن به خوشبختی و آرمش یک سری فهرستی را تعین کرده وتلاش می‌کنند تا به
آن اهداف دست یابند.
قرآن و حدیث هم ما را به فوز و فلاح‌ راه نمای می‌کنند و پیامبر هم برای این امر فرستاده شده است. تمام پیامبران امور رسالتشان دستکاری وتحریف شده بود، اما خداوند این امت را با پیامبری نوازش کرد که امور رسالتش محفوظ از تحریف افراط‌گرایان سالم مانده است.
حضرت شاه ولی الله می فرماید: «بعثت این پیامبر را بعثت مقرونه قرارداده است».
امام قرن بیستم امام ابوالحسن ندوی می‌فرماید: مدارس کار خانه‌های آدم‌گری است.
به قول دیگری: مدارس قطب‌نما و نیروی متحرک هر جامعه هستند.
آری! اول خود بیاموزیم و بعد [ و انذر عشیرتک الاقربین]
به قول متفکری دیگری: مدارس دینی همانند بطن مادر است که یک فرزند، به مراحل به پایهٔ تکامل می‌رسد.
ما هم باید در مدارس دینی به پایه‌ی تکامل برسیم و بعد وارد جامعه شویم.
امروز جهان اسلام به اشخاص نیاز دارد از هر لحاظ کامل بوده که در تمام ابعد مهارت داشته و هر جا که استخدام شوند، احساس کمیت نکنند.
خیلی از فارغالتحصیلان ما جلب بازار می شوند و این یک نوع خیانت محسوب می‌شود.
و این افراد دچار سر در گمی می‌شوند، چون در موقع طلبگی برنامهٔ درستی نداشته‌اند. این شخص به‌جای می‌رسد که مقامش از یک فرد معمولی هم پاین‌تر می‌شود.
به طور مثال، انسان اگر از شکم مادر ناسالم متولد شود، برای همیشه به همین صورت باقی می‌ماند، طلاب هم اگر در دوران طلبگی آموزش درست نبینند به همین منوال جلو می روند که برای همیشه به صورت ناقص در جامعه باقی می مانند.
به دروس مدرسه رسیدگی شود ولی ابعاد دیگری زندگی را هم در نظر بگریم، چون در آینده دچار ضعف می‌شویم.
شاید زمینه آموزش تمام ابعاد در هر مدرسه‌ای فراهم نباشد، اما در این مدر سه، تمام امور در نظر گرفته شده است.
دیگر اینکه یک طلبه باید طلب داشته باشد به قول شاعر: تا نگرید طفل، کی نوشد لبن؟ تا نگرید ابر کی روید چمن؟
شما یک رسالت بزرگی را به دوش دارید.
تمام این بندوه و بست، ساخت و ساز این اماکن برای پیش‌رفت شما طلاب مهیا شده است.
برای اینکه به پیایهٔ تکامل برسیم؛ تنها به کوشش مدرسه نمی شود؛ بلکه خودمان احساس مسؤلیت نمایم.
هر فردی در هر بعدی احساس رسالت نماید. تنها به فکر خود نباشیم، "الدین النصیحه" دست به دست هم بدهیم و تا به اهداف والی خود برسیم.
همهٔ تلاش که می‌کنیم، برای به هدف رسیدن است، و این وقت متحقق می شود که فقــط و فقط مطالعه و مطالعه و مطالعه داشته باشیم. اگر این بخش قوی شد در تمام ابعاد قوت می، شویم.

مصطفی توکلی

https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
#چگونه مطالعه کنیم؟

اگر می‌خواهید مطالعهٔ مفید و با تمرکزی داشته باشید، این چهار نکته را در نظر داشته باشید:
۱- زمان مشخص مطالعه ۲- مدت‌زمان مشخص مطالعه ۳- مکان مشخص برای مطالعه ۴- کتاب مشخص برای مطالعه.
این چهار نکته برای تمرکز مطالعه و هم چنین تمرکز بیشتر در نماز و تلاوت هم می‌شود.
م: عبدالرؤف رخشانی

https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
👍2
سفرنوشت (۱)

بسیار سفر باید؛ تا پخته شود خامی

مصطفی توکلی


نماز ظهر را با جماعت ادا کرده و منتظر ناهار هستیم.
بعد از صرف نهار اسباب سفر خود را مهیا می‌کنیم و آمادۀ حرکت می‌شویم.
آهسته‌آهسته از مناره‌های سر به‌ فلک کشیده و زیبای مسجد «جامعهٔ مکی زاهدان» دور شده و خدا‌حافظ می‌کنیم.
با خود چنین نجوا می‌کنم: آه، ای شهر حافظان قرآن! ای شهر علم و عرفان!
آه، ای نور افشان جهانیان! نکند این آخرین وداع من با تو باشد! آیا بار دیگر تو را زیارت می‌کنم؟!
بناگاه در گوش جانم زمزمه می‌کند: بله! تو برمی‌گردی!

همسفرانم بسیار خوش اخلاق و خوش طبع‌اند. سوار ماشین می‌شویم.
چند مسافر از قبل داخل ماشین بودند‌.
دوستِ بلوچم، شروع به تکه انداختن و مزاح به همراهان می‌کند‌.
به یکی می‌گوید: چه موهای قشنگی داری؟!
میشه موهات بدی یک دوری بزنم؟!
به دیگری می‌گوید: نکند عاشق شدی؟ شکست عشقی‌خوردی که دمغی؟!
جوان مسافر چشمانش از حدقه در آمده بود که این پسر بدون اینکه با من معرفتی داشته باشد، اینگونه رک حرف می‌زند.

من فارغ از هیاهوی هستم، داخل ماشین به بیرون می‌نگرم.
کوه‌های سر به فلک کشیده، دشت‌های خشک و بی‌آب و علف و تنهٔ خشکیده و سوختهٔ درختان، من را غرق در زیبایی خلقت خدا کرده که می‌فرماید: «ویخلق ما یشاء».
یکی از دوستان می‌پرسد: چرا همهٔ کوه‌ها خشک و تنه‌های درختا سوخته‌اند؟
می‌گویم: عزیزم، می‌دانی آسمان زاهدان، سقف ندارد؟! تا عرش همین جوری صاف‌وصوف است؟! این‌جا از باران خبری نیست!

با تعجب به‌سوی آسمان خیره می‌شود، باز به من نگاه می‌کند و می‌گوید: نه آسمان که سالمه!

- آخر نمی دانی که من شوخی می‌کنم؟!
کنایه از خشک سالی و عدم باران است!
در همین گفت‌و‌گو هستیم که به منطقهٔ «سرجنگل» رسیده و بعد گذر از چندین روستا، به روستای مقصود می‌رسیم.

شبی پر از خاطرات و به‌یاد ماندنی را در آن روستا سپری می‌کنیم.
صبح زیبای روستا، هوای‌طبیعی و ملایم، چهچهٔ مرغکان، همه‌اش برایم یاد آوری خاطرات فراموش شدۀ چند سال قبل‌ است، (هنگامی ‌که برای اولین‌بار به چنین سفری آمده بودم.)

صبح بعد از طلوع خورشید و صرف صبحانه، مسیر خود را ادامه می‌دهیم.
بعد از فاصلهٔ اندک به دو راهی «کورین» می‌رسیم، این جا چند لحظه منتظر ماشین می‌مانیم.
سوار ماشینی می‌شویم و به‌خواب می‌روم.
ساعتی بعد چشمانم را باز می‌کنم که به شهر خاش/ واش؛ یکی از شهرهای خوش آب و هوا، رسید‌ه‌ایم.
ادامه دارد...

https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
کانال رسمی طلوع دانش
شماره هشتم.pdf
خبری خوش

هشتمین شمارهٔ دوهفته‌نامه طلوع دانش به نشر رسید.
👏3
گزیدهٔ از سخنان مفتی غلام‌سرور رسولی در جمع طلاب دارالعلوم هرات، پنج‌شنبه شب ۸ سنبلهٔ ۱۴۰۲هـ ق.

حضرت استاد بعد از ثناوستایش خداوند و درود بر رسول‌رحمت، سخنان خود را با این جملات آغاز کرد: یکی از عبادات که نیاز به عمل ندارد و بدون سختی و رنج به‌دست می‌آید: آن تفکر و اندیشدن در امور خیر است. تفکر و تدبر در آفرینش خداست.
از اُم درداء (رضی‌الله‌عنه) پرسیدند، که بزرگترین عبادت ابو درداء چه‌بود؟
در جواب فرمود: «تفکر و اندیشدن».
آری! قرآن تنها برای تلاوت نازل نشده؛ بلکه کتاب تفکر و تدبر هم هست. شما روزی یک آیه بخوانید، ولی تفکر کنید!
تفکر در آیات قرآن علم است نوراست وروشنایی...
قرآن بدون تفکر در «سرها»، همانند کدوی توخالی است.
خداوند ما را خطاب قرار داده و می‌فرماید: { ان فی خلق السموات والارض لایات لاوالباب}؛ برای اهل خرد در هر چیزی از مخلوقات الهی پند و اندرزی نهفته است.
ما «ملاها» برای هر چیزی وقت داریم، ولی برای فکر کردن وقت نداریم.
انسان که تفکر و تعمق نمی‌کند، او ناسپاس است.
آیة، {فبای الآء ربکما تکذبان} سی‌مرتبه در قرآن ذکر شده
و این دلالت بر این می‌کند که ما در قرآن فکر کنیم.

از وقت خود چه‌گونه استفاده کنیم؟

عدم استفاده از فکر و اندیشه و درست به‌کار نبردن آنها، سبب ضایع شدن وقت می‌شود.

توجه: امتحان هم نزدیک است وقت خود را ضایع نکنید، به قول معروف: «عند الامتحان یکرم الرجل او یهان»
پس عزت، یا ذلت را ترجیح می‌دهید؟


✍️مصطفی توکلی

https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
اگر انسان به اندازۀ نفَس‌هایش بر رسول‌اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وسلم درود بفرستد، باز هم نمی‌تواند حق ایشان را ادا کند!

امام ابن قیم رحمه‌الله

https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
سرزمین تسخیرناپذیر

✍️ مصطفی توکلی

افغانستان از جایگاه ویژه و استراتژیکی که بر خوردار است؛ در طول تاریخ گلوه‌گاه مهاجمان و کشورگشایان جهان قرار گرفته است.
این کشور کوچک و فقیر چندین بار مورد حمله و تاخت وتاز نظامی ابر قدرت‌های جهانی قرارگرفته‌بود.
برای اولین بار خواب اشغال این سرزمین را انگلیس‌ها در لوح‌‌خیال خویش مشق و تمرین کرده و بر این مرز و بوم تجاوز کردند.
برای بار دوم، روسیه/یاهمان اتحاد جماهرشوری، این کشور را زیر سلطه خود در آوردند.
برای بار سوم، امریکا/شیطان‌بزرگ، به بهانه‌های واهی و دروغین این سرزمین‌ نیمه مخروبه را به خرابه کامل تبدیل کرد.
البته در تمام مراحل اشغال این سرزمین، در میان خود افغان‌ها، افراد وطن فروش و خائین بودند که این سرزمین را به گونه‌های مختلف فروختند و زمینه‌ را برای ورود دشمنان دین و وطن فراهم ساختند.
امّا نتیجهٔ امر چه‌شد؟ این شد که با مقاومت جانانه ملت مسلمان افغان که اسلام در در تارپود آنها ریشه دوانیده بود، چنان درس به این متجاوزین داده‌اند که تا زنده‌اند، تلخی آن را به کام خود احساس می‌کنند.
از ناحیه مردان سلحشور و دین دوست چنان ضربهٔ کاری بر پیکر این جان‌وران وحشی وارد شده که با پیکر خون چکان این سرزمین را ترک کرده‌اند. طبق مقولهٔ معروف: «با مردان خدا هرکس در افتاد، ور افتاد.»
امریکا و غلامان حلقه به‌گوششان بعد از شکست نظامی‌ در این سرزمین، بذر پلیدی را به اسم "داعش" کاشته‌اند که این هم، همانند گذاشته‌گانشان رو به انقراض و نا بودی‌ گرایده است.
افغانستان، قبرستان مستکبران جهانی قرار گرفته و هر مستکبر و سرکش را چنین خواهیم کرد.
پس کسانی که رؤیاهای انگلیس روس... را به سر می‌پروراند؛ از آنها درس عبرت بگیرد.

https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
سفرنوشت (۲)

شهر خاش

دمی با سیاه‌سوار بلوچ

✍️مصطفی توکلی

ساعت پنج بعد از ظهر است که به شهر خوش آب‌وهوای خاش/واش، می‌رسیم.
این‌جا خاش است. خانه‌ها متفاوت‌اند، هم کاخ و هم کوخ به‌چشم می‌خورد.
از شهر زاهدان نسبتا سرسبز و شاداب‌تر به‌نظر می‌رسد. درختان تنومند، هوای سرد و ازدحام و شلوغی‌اش نیز کمتر است.
تا نماز مغرب چندتا از علما و مبلغین را ملاقات می‌کنیم.
دیدار علمای ربانی، لذتی‌دارد، غیرقابل وصف.
بسیار خرسندم که چنین علمایی در هر شهر و دیاری وجود دارند.
با هماهنگی یکی از دوستان، بعد از نماز مغرب وارد کتابخانهٔ بزرگی می‌شویم.
علما و متفکرین زیادی از مناطق مختلف، بخاطر رایزنی و تبادل‌نظر در کتابخانه گردهم آمده بودند.
بعد از سلام، احوالپرسی و اندکی گفت‌وگو به سراغ کتاب‌ها می‌روم.
من نگاهی کنجکاوانه به کتاب‌های هر قفسه می‌اندازم.
تا اینکه کتاب «بلوچ‌وبلوچستان» اثرماندگار قاضی عبدالصمد و ترجمهٔ استاد سلیم آزاد، دیدگانم را می‌رباید.
شیفتهٔ کتاب می‌شوم.
پیشگفتار کتاب را مطالعه کردم.
اصلاً نمی‌شد ازش دل کند.
مقدمه کتاب، سیاهسوار بلوچ را معرفی می‌نماید: سیاهسوار، سپاه امپراطوری ساسانی که متشکل از نجیب‌زادگان بلوچ بود را رهبری می‌کرد. اما در جریان فتح ایران به دست حضرت عمر (رضی‌الله‌عنه) به اسلام گروید...
سیاهسوار در فتح ایران کمک‌های شایان و قابل توجهی را به مسلمانان نمود.

با مطالعهْ کتاب در فکر فرو می‌روم؛ چرا قوم بلوچ با وجود چنین شخصیت‌های‌تاریخی که در فتح ایران دست بالایی داشتند، خدمات عظیمی که انجام داده‌اند، تا این حد، خوار شده و به حاشیه رانده شده‌اند؟!
چرا و به چه علت از کمترین حقوق شهروندی محروم مانده‌اند؟ آن‌هم در خاک خود و با وجود ذخایر و معادن طلا...؟!
و با وجود استعدادها و کادرهای علمی، فرزندان این خطه، از تحصیل و اخذ بهترین مدارک تحصیلی و شغل‌های عالی محروم‌اند، واقعا چرا؟!
یک ساعت می‌گذرد من هم‌چنان در دریای بیکران کتاب غوطه‌ورم که ندانستم چگونه جلسه به پایان رسید.
بناگاه سنگینی‌ دستی را روی شانه‌ام حس نمودم. دوستم بود، گفت: کجایی؟ یک نگاهی به ما هم بینداز! پاشو بریم که امشب مهمان هستیم!

به خودم که می‌آیم، جلسه به اتمام رسیده و باید از علما خداحافظی کنیم و راهی منزل یکی از اساتید مدرسهٔ «امام حسین» شویم.
پذیرایی بی بدیلی کردند، شب را در خانهٔ ایشان سپری کردیم.
ایشان تا پاسی از شب برایمان سخنان شیرینی را بیان می‌کردند.
آن‌طرف‌تر چند تن مشغول گفت‌وگو بودند؛ تعدادی از امارت اسلامی دفاع می‌کنند، و چندتای دیگر مخالف بعضی دستورات امارت اسلامی بودند و
افکارشان شکار تبلیغات سوء رسانه‌ها شده بود.
جروبحث بین برادران شروع می‌شود. هر کس ایده و نظرات خودشان را مطرح می‌کنند.
از طرفی ماهواره اخبار و خدمات مجاهدین امارت اسلامی را پخش می‌کند.
یک گروه شادمانند و لذت می‌برند و گروه دیگر حسرت می‌خورند.
این شب هم مانند دیگر شب‌ها با خاطراتش به پایان می‌رسد و فردا بعد از صرف صبحانه، سفرمان را به‌سوی ایرانشهر ادامه می‌دهیم‌...

https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
۱۱سپتامبر

یازده سپتامبر تنها روز فروریختن برج‌های دوقلوی امریکا نیست؛ بلکه روز فروپاشی قدرت فرعون عصر «امریکای» جانی می‌باشد.
روز تکرار و یاد آوری شکوه و عزت اسلام است که امت اسلامی هم زمانی داری قدرت و نیروی، در برابر مستکبران جهان بودند.
امریکا فراموش نکند و به یادداشته باشد که امت اسلامی، امتی‌ست که هرگز نمی‌مرد، گرچه در ظاهر فراز و نشیب‌های متعددی را متحمل می‌شود، ولی دوباره رشدکرده و جوانه می‌زند.
...تاریخ تکرار می‌شود...
با اسلام‌ هرکس در افتاد؛ ورافتاد.

مصطفی توکلی

https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
طلاق گرفتن همیشه راه حل نیست!

یک زن الجزایری جهت طلب فتوا، با یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای تماس می گیرد و مفتی شیخ عبدالله بن بیه 85 ساله بود.

خانم به او گفت: شیخ، من یک زن الجزایری مسلمان وفادار و مطیع خدا هستم، اما شوهرم مردی است که الکُحول/شراب می نوشد و آخر شب به خانه می آید، یک شب وارد خانه شد و من را در حال خواندن قرآن یافت، قرآن مجید را از دستم گرفت پاره کرد و آن را در تشناب انداخت. ای شیخ حکم شما چیست ، آیا مناسب است که با او زندگی کنم یا خواستار طلاق شوم؟

شیخ گفت: از او فرزند داری؟ خانم گفت: بله، من پنج فرزند دارم.
شیخ گفت: خانواده داری؟ خانم گفت: بله دارم، اما آن‌ها در یک دهکده‌ای بسیار دور افتاده هستند و من در پایتخت زندگی می کنم.
شیخ گفت: آیا اکنون شخصی برای حمایت مالی تو وجود دارد؟ خانم گفت: هیچ کسی نیست و فرزندانم هنوز کوچک و طفل هستند.
شیخ حکیم گفت: از دید من اگر موقعیت خود را حفظ کنی، در خانه اش ثابت بمانی و طلاق نخواهی، با او دعوا نکنی، و درگیری نداشته باشی و صبور باشی بهتر است.
خانم گفت: ای پیر مرد، چگونه فتوا میدهی که صبور باش، آیا چنین امری ممکن است ؟
شیخ گفت: دخترم، اگر او را ترک و عزم سفر نمایی، به جای یک شخص شراب نوش و فاسد شش شخص شراب نوش و توهین کننده به قرآن مجید به میان می آید؛ زیرا او فرزندانش را نیز مطابق سرشت خود تربیت می کند.


آری
فرار و خروج از خانه راه حل نیست، بهترین راه آنست که صبور بوده و از نقش خود آگاه باشی که تو در واقع پُلی برای فرزندانت هستی، فقط می خواهم شما شب نماز بخوانید و برای راهنمایی وی دعا کنید.
خانم گفت: ان شاءالله، سپس روزها ، ماه ها و سال گذشت و همان شیخ در یکی از شبکه های ماهواره‌ای دعوت شده بود، از بین تماس گیرندگان ناگهان و تعجب آور زن الجزایری گفت: سلام بر تو ای شیخ. شیخ فرمود: و درود بر شما ، خوش آمدید.
خانم گفت: من را نمی شناسی ای شیخ؟
شیخ گفت: نه به خدا قسم، می توانی خودت را به من معرفی کنی؟
خانم گفت: من همان زن الجزایری هستم که یک سال پیش در مورد شوهرم که الکحول می نوشید با شما تماس گرفتم.
شیخ گفت: بلی، به خدا سوگند، من تو را شناختم، مژده بده به من دخترم، حالت چگونه است؟
خانم گفت: به خدا سوگند، ای شیخ، اکنون شوهر من کسی است که در نماز بامداد دروازه مسجد را باز می کند، اذان میدهد ، قیام اللیل می کند، قرآن مجید را تلاوت می کند و تمام نمازهای فرض و نوافل را اقامه می دارد. خداوند او را با حق هدایت و راهنمایی کرده است.
ای شیخ ، رحمت خدا شامل حالت باد، و درین حالت زن از شوق و خوشی گریه می کرد؛ زیرا او زن مؤمنی بود به خدا نزدیکتر شد و خداوند پاکی، عفت و صداقت قلب او را دانست، بنابراین دعایش را مستجاب گردانید. بانفسش مجاهده کرد، صبور بود و پاداش دنیوی و اخروی دریافت کرد.
اگر خداوند مردی را به دست شما راهنمایی می کند، برای شما بهتر از شتران سرخ عرب است، و همه این دگرگونی به فضل و لطف الله متعال و به فضل فتوای شیخ مدبر و بزرگوار ما بوده است.
#داستان پند‌آموز

https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1