تحلیلگران جیرهخور یا بردگان اینوآن
انسانهای بظاهر روشن فکر و تحلیلگر، امّا در حقیقت؛ مغرض و دستنشاندهٔ اینوآن که خود را برسی کننده مسایل روز و منطقه دانسته و بر خلاف قوانین و اصول کشور جفنگ میزنند.
اینها نه دردی را برای ملت دوا کرده و نه مشکلی را حل کردهاند؛ بلکه اینها چون غدهٔ سرطانی بر پیکر جامعه انسانی بوده که روز به روز به دردهای مردم این مرز بوم افزودند.
ملت مظلوم افغانستان، دیربازی است که از ظلم وستمهای حاکمان داخلی و خارجی رنج میبرد؛ امروز با روی کار آمدن حاکیمت امارت اسلامی، می خواهند نفس راحتی بکشد؛ اما تحلیلگران جیره خور ورسانههای مغرض، خواهان امنیت و آرمش مردم ما نیستند، و به جای اینکه مرحم برای دردهای این ملت باشند؛ درد بیشتر نبودهاند و نیستند. هروز از کاهکوه می سازند و به خورد رسانه های غرب و شرق میهند و بر درد های ملت نمک میپاشند.
رسانههای لجمام گسیختهٔ که بجای بم افکن های دیروز جاخوش کردهاند و اخبار را طوری وارانه میکنند که اذهان عامهٔ مردم را مشوش می سازند .
همانکاری که دیروز جنایتکاران وحشی«آمریکا...» می کردند؛ امروز جانشینان آنها «تحلیلگران سیاسی و رسانههای دستنشاندهایشان» آنجام می دهند.
اری! بیایید از این بیشتر خون این ملت را ممکید، بیایید برای این ملت درد نباشید، این ملت خیلی درد و رنج دیده، بیایید، مرحمی برای دردهای دیرنهٔشان باشید!!!
اکثر رسانهها و تحلیلگران صدای ملت نیستد؛ بلکه ساخته و پرداختهٔ دشمنان دین وطن هستند که نمی خواهند کشور رو به بهبودی برود و امن باشد.
از این افراد به عنوان آله و ابزار علیه نظام اسلامی وطن استفاده میشود.
تحلیلگر واقعی کسانی هستند که از ارزشهای دینی و ملی دفاع نمایید.
رسانهٔ که صدای دین و ملت نباشد اون رسانه و صدای ملت نیست، بلکه شیطان است.
✍🏻مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
انسانهای بظاهر روشن فکر و تحلیلگر، امّا در حقیقت؛ مغرض و دستنشاندهٔ اینوآن که خود را برسی کننده مسایل روز و منطقه دانسته و بر خلاف قوانین و اصول کشور جفنگ میزنند.
اینها نه دردی را برای ملت دوا کرده و نه مشکلی را حل کردهاند؛ بلکه اینها چون غدهٔ سرطانی بر پیکر جامعه انسانی بوده که روز به روز به دردهای مردم این مرز بوم افزودند.
ملت مظلوم افغانستان، دیربازی است که از ظلم وستمهای حاکمان داخلی و خارجی رنج میبرد؛ امروز با روی کار آمدن حاکیمت امارت اسلامی، می خواهند نفس راحتی بکشد؛ اما تحلیلگران جیره خور ورسانههای مغرض، خواهان امنیت و آرمش مردم ما نیستند، و به جای اینکه مرحم برای دردهای این ملت باشند؛ درد بیشتر نبودهاند و نیستند. هروز از کاهکوه می سازند و به خورد رسانه های غرب و شرق میهند و بر درد های ملت نمک میپاشند.
رسانههای لجمام گسیختهٔ که بجای بم افکن های دیروز جاخوش کردهاند و اخبار را طوری وارانه میکنند که اذهان عامهٔ مردم را مشوش می سازند .
همانکاری که دیروز جنایتکاران وحشی«آمریکا...» می کردند؛ امروز جانشینان آنها «تحلیلگران سیاسی و رسانههای دستنشاندهایشان» آنجام می دهند.
اری! بیایید از این بیشتر خون این ملت را ممکید، بیایید برای این ملت درد نباشید، این ملت خیلی درد و رنج دیده، بیایید، مرحمی برای دردهای دیرنهٔشان باشید!!!
اکثر رسانهها و تحلیلگران صدای ملت نیستد؛ بلکه ساخته و پرداختهٔ دشمنان دین وطن هستند که نمی خواهند کشور رو به بهبودی برود و امن باشد.
از این افراد به عنوان آله و ابزار علیه نظام اسلامی وطن استفاده میشود.
تحلیلگر واقعی کسانی هستند که از ارزشهای دینی و ملی دفاع نمایید.
رسانهٔ که صدای دین و ملت نباشد اون رسانه و صدای ملت نیست، بلکه شیطان است.
✍🏻مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
آیا وضعیت ایران بهتر از این است؟
کشوری که دم از تقدم، تقدس، تکنولوژی و پیشرفت می زند، حال روز ملتش بهتر از این نیست.
تصویر فوق شرح حال مردم ایران زمین را به ما نشان می دهد.
✍مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
کشوری که دم از تقدم، تقدس، تکنولوژی و پیشرفت می زند، حال روز ملتش بهتر از این نیست.
تصویر فوق شرح حال مردم ایران زمین را به ما نشان می دهد.
✍مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
#طنز
بازرگانی زنی زیباروی بنام زهره داشت.
روزی بازرگان عزم سفر کرد. بر تن زن لباسی سفید پوشاند و کاسه ای پر از رنگ نیل به غلام خود داد و گفت:
"هر وقت زن مرتکب کاری ناشایست یا خیانتی شد، بدون آنکه بفهمد یک انگشت را با نیل رنگی کن و بر لباس او بزن تا وقتی آمدم بدانم چقدر کار ناشایست انجام داده است." و بعد به سفر رفت.
پس از مدتی بازرگان به غلام نامه نوشت که:
کاری نکند زهره که ننگی باشد
بر جامه او ز نیل رنگی باشد
غلام هم در جواب نوشت:
گر ز آمدن خواجه درنگی باشد
چون باز آید زهره پلنگی باشد😂
#عبید_زاکانی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
بازرگانی زنی زیباروی بنام زهره داشت.
روزی بازرگان عزم سفر کرد. بر تن زن لباسی سفید پوشاند و کاسه ای پر از رنگ نیل به غلام خود داد و گفت:
"هر وقت زن مرتکب کاری ناشایست یا خیانتی شد، بدون آنکه بفهمد یک انگشت را با نیل رنگی کن و بر لباس او بزن تا وقتی آمدم بدانم چقدر کار ناشایست انجام داده است." و بعد به سفر رفت.
پس از مدتی بازرگان به غلام نامه نوشت که:
کاری نکند زهره که ننگی باشد
بر جامه او ز نیل رنگی باشد
غلام هم در جواب نوشت:
گر ز آمدن خواجه درنگی باشد
چون باز آید زهره پلنگی باشد😂
#عبید_زاکانی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
😁2
پول اسم های مختلفی دارد:
در مدرسه و دانشگاه (شهریه) نامیده می شود
در ازدواج (مهریه) نامیده می شود
در طلاق به آن (نفقه) گفته می شود
و وقتی به کسی امانت بدهی ( قرض) گفته میشود
و هنگامی که شما به دولت پرداخت می کنید (مالیات) گفته میشود
و در دادگاه (جریمه) گفته میشود
به کارمندان بازنشسته (معاش و مستمری) گفته مي شود
و کارمندان رسمی (حقوق ) گفته مي شود
و به کارگران (دستمزد) گفته مي شود
و وقتی در معاملات تجاری به واسطه ها پرداخت می شود (پورسانت)گفته مي شود
و هنگام پرداخت هزینه خدمات حرفه ای (هزینه ها)
و هنگامی که به یک پروژه تجاری اختصاص می یابد (سرمایه گذاری)
و وقتی از بانک قرض می گیرید (وام)
وقتی به عنوان هزینه وام به بانک پرداخت می شود (نرخ بهره)
و وقتی آن را در بانک واریز می کنید (سپرده)
و هنگامی که به خانواده شخص مرده پرداخت می شود (دیه)
و هنگامی که پس از پایان خدمت (پاداش) ارائه می شود
و آدم رباها آن را (عوض) صدا می کنند
و وقتی آن را غیرقانونی به نام خدمت معرفی میکنید (رشوه)
وقتی میخواهید کارتان راه بیفتد و حفظ ظاهر هم شده باشد ( شیرینی_ شیتیل)
وقتی او آن را به فقیر و نیازمند تقدیم می کند، آن را (خیرات) می خوانند
وقتی به عنوان پیش خرید استفاده میشود(بیعانه)
و وقتی به عنوان کمک به یک خانواده یا دوست پرداخت می شود(هدیه)
و هنگامی که او برای اجاره یک ملک پرداخت می کند(اجاره)
و هنگامی که توسط بزرگ پرداخت می شود(شریف)
و در دین (خمس و زکات)
رباخوران به آن "نزول" می گویند
دولت به آن "یارانه" می گوید
و هنگامی که برای پاکسازی گناهان هزینه می شود(کفاره)
و وقتی به عنوان هدیه تعطیلات پرداخت می شود(عیدی)
و هنگامی که آن را پیدا نمی کنی (چرک کف دست).
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
در مدرسه و دانشگاه (شهریه) نامیده می شود
در ازدواج (مهریه) نامیده می شود
در طلاق به آن (نفقه) گفته می شود
و وقتی به کسی امانت بدهی ( قرض) گفته میشود
و هنگامی که شما به دولت پرداخت می کنید (مالیات) گفته میشود
و در دادگاه (جریمه) گفته میشود
به کارمندان بازنشسته (معاش و مستمری) گفته مي شود
و کارمندان رسمی (حقوق ) گفته مي شود
و به کارگران (دستمزد) گفته مي شود
و وقتی در معاملات تجاری به واسطه ها پرداخت می شود (پورسانت)گفته مي شود
و هنگام پرداخت هزینه خدمات حرفه ای (هزینه ها)
و هنگامی که به یک پروژه تجاری اختصاص می یابد (سرمایه گذاری)
و وقتی از بانک قرض می گیرید (وام)
وقتی به عنوان هزینه وام به بانک پرداخت می شود (نرخ بهره)
و وقتی آن را در بانک واریز می کنید (سپرده)
و هنگامی که به خانواده شخص مرده پرداخت می شود (دیه)
و هنگامی که پس از پایان خدمت (پاداش) ارائه می شود
و آدم رباها آن را (عوض) صدا می کنند
و وقتی آن را غیرقانونی به نام خدمت معرفی میکنید (رشوه)
وقتی میخواهید کارتان راه بیفتد و حفظ ظاهر هم شده باشد ( شیرینی_ شیتیل)
وقتی او آن را به فقیر و نیازمند تقدیم می کند، آن را (خیرات) می خوانند
وقتی به عنوان پیش خرید استفاده میشود(بیعانه)
و وقتی به عنوان کمک به یک خانواده یا دوست پرداخت می شود(هدیه)
و هنگامی که او برای اجاره یک ملک پرداخت می کند(اجاره)
و هنگامی که توسط بزرگ پرداخت می شود(شریف)
و در دین (خمس و زکات)
رباخوران به آن "نزول" می گویند
دولت به آن "یارانه" می گوید
و هنگامی که برای پاکسازی گناهان هزینه می شود(کفاره)
و وقتی به عنوان هدیه تعطیلات پرداخت می شود(عیدی)
و هنگامی که آن را پیدا نمی کنی (چرک کف دست).
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
👍4
هذه الأبيات للإمام الشافعي رحمه الله
بِقَدرِ الكدِّ تُكتَسَبُ المَعالي
وَمَن طَلبَ العُلا سَهرَ اللَّيالي
وَمَن رامَ العُلا مِن غَيرِ كَدٍ
أضاعَ العُمرَ في طَلَبِ المُحالِ
تَرومُ العِزَّ ثم تَنامُ لَيلًا
يَغوصُ البحر من طلبِ اللآلي
عُلوُّ القدرِ بالهمم العَوالي
وعزٌّ المَرءِ في سَهرِ الليالي
تركت النوم ربي في الليالي
لأجل رضاك يامولى الموالي
فوفقني إلى تحصيل علم
وبلغني إلى أقصى المعالي
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
بِقَدرِ الكدِّ تُكتَسَبُ المَعالي
وَمَن طَلبَ العُلا سَهرَ اللَّيالي
وَمَن رامَ العُلا مِن غَيرِ كَدٍ
أضاعَ العُمرَ في طَلَبِ المُحالِ
تَرومُ العِزَّ ثم تَنامُ لَيلًا
يَغوصُ البحر من طلبِ اللآلي
عُلوُّ القدرِ بالهمم العَوالي
وعزٌّ المَرءِ في سَهرِ الليالي
تركت النوم ربي في الليالي
لأجل رضاك يامولى الموالي
فوفقني إلى تحصيل علم
وبلغني إلى أقصى المعالي
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
دوستان عزیز به علت شروع درسها، در حوزه علمیه، ایام درسی استفاده از گوشی مجاز نیست.
بنابراین اگر فعالیت هم بشود؛ فقط در ایام پنجشنبه و جمعه می شود.
با تشکر از صبوری شما خوبان!
بنابراین اگر فعالیت هم بشود؛ فقط در ایام پنجشنبه و جمعه می شود.
با تشکر از صبوری شما خوبان!
❤3
📚 سی ویژگی کسانی که کتاب نمی خوانند:
1-خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات قرار می گیرند؛
2-حرف های تکراری می زنند؛
3-دایره ی واژگان آنها بسیار محدود است؛
4-خود را نمی شناسند؛
5-با هیجان و احساس زندگی می کنند؛
6-بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است؛
7-استعداد پوپولیست شدن را پیدا می کنند؛
8-قوای عقلی آنها پرورش نیافته است؛
9-بر آنچه می گویند خیلی کنترل ندارند؛
10-گوش کردن به دیگران را نمی آموزند؛
11-مستعد پذیرش شایعات هستند؛
12-اهمیت متفاوت بودن انسانها را کشف نمی کنند؛
13-مغز، حالت سولفاته پیدا می کند؛
14-غلظت یادگیری آنها به شدت کاهش می یابد؛
15-فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می دهند؛
16-با واژه «انتقاد» بیگانه اند؛
17-زمینه های تداوم اقتدارگرایی را فراهم می آورند؛
18-حرف های نسنجیده زیاد می زنند؛
19-منافع خود را به خوبی تشخیص نمی دهند؛
20-با واژه «مشورت» ناآشنا هستند؛
21-حکومت ها را خوشحال می کنند؛
22-باعث می شوند که نظام حزبی در یک کشور شکل نگیرد؛
23-زود عصبانی می شوند؛
24-از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستند؛
25-برای رشد فکری و شخصیتی، احساس نیاز نمی کنند؛
26-در همه زمینه ها، اظهار نظر می کنند؛
27-راحت بر دیگران القاب می گذارند؛
28-تفاوت بین توهم و غیرتوهم را نمی دانند؛
29-تعریفشان در خصوص زندگی، از غرایز انسانی فراتر نمی رود.
30-فرار را بر قرار ترجیح دادن
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
1-خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات قرار می گیرند؛
2-حرف های تکراری می زنند؛
3-دایره ی واژگان آنها بسیار محدود است؛
4-خود را نمی شناسند؛
5-با هیجان و احساس زندگی می کنند؛
6-بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است؛
7-استعداد پوپولیست شدن را پیدا می کنند؛
8-قوای عقلی آنها پرورش نیافته است؛
9-بر آنچه می گویند خیلی کنترل ندارند؛
10-گوش کردن به دیگران را نمی آموزند؛
11-مستعد پذیرش شایعات هستند؛
12-اهمیت متفاوت بودن انسانها را کشف نمی کنند؛
13-مغز، حالت سولفاته پیدا می کند؛
14-غلظت یادگیری آنها به شدت کاهش می یابد؛
15-فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می دهند؛
16-با واژه «انتقاد» بیگانه اند؛
17-زمینه های تداوم اقتدارگرایی را فراهم می آورند؛
18-حرف های نسنجیده زیاد می زنند؛
19-منافع خود را به خوبی تشخیص نمی دهند؛
20-با واژه «مشورت» ناآشنا هستند؛
21-حکومت ها را خوشحال می کنند؛
22-باعث می شوند که نظام حزبی در یک کشور شکل نگیرد؛
23-زود عصبانی می شوند؛
24-از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستند؛
25-برای رشد فکری و شخصیتی، احساس نیاز نمی کنند؛
26-در همه زمینه ها، اظهار نظر می کنند؛
27-راحت بر دیگران القاب می گذارند؛
28-تفاوت بین توهم و غیرتوهم را نمی دانند؛
29-تعریفشان در خصوص زندگی، از غرایز انسانی فراتر نمی رود.
30-فرار را بر قرار ترجیح دادن
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
حماسهٔ قلــ✍ــم
دوهفته نامه طلوع دانش.pdf
اولین شماره دوهفته نامهٔ طلوع دانش
دوهفته نامهٔ طلوع دانش، تحریر طلاب مدرسه مولانا عبدالعزیز «رحمهالله» بود.
سال قبل در زاهدان فعالیت خود را آغاز کرده، اما بعد از برگشت به وطن، فعلا در داخل کشور عزیزمان راه اندازی شده است.
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
دوهفته نامهٔ طلوع دانش، تحریر طلاب مدرسه مولانا عبدالعزیز «رحمهالله» بود.
سال قبل در زاهدان فعالیت خود را آغاز کرده، اما بعد از برگشت به وطن، فعلا در داخل کشور عزیزمان راه اندازی شده است.
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
Forwarded from حماسهٔ قلــ✍ــم
دوهفته نامه طلوع دانش2-2.pdf
377.9 KB
دوهفته نامه ادبی- فرهنگی- آموزشی طلوع دانش2-2.pdf
تحریر طلاب مهاجرین مدرسه مولاناعبدالعزیز «رحمهالله»
https://t.me/+c0OInSyn5yw1MzE0
تحریر طلاب مهاجرین مدرسه مولاناعبدالعزیز «رحمهالله»
https://t.me/+c0OInSyn5yw1MzE0
مهمانان بنگالی
روز دوشنبه ۱۴۴۴/۱۱/۲۴هـ ق، شاهد تشریففرمایی مهمانی از کشور بنگلادش در مدرسه هرات بودیم.
این افراد که متشکل از یک گروه جماعت تبلیغ بودند، به شهر هرات برای «دعوت و تبلیغ» آمده بودند. برای دید وباز دید سری به مدرسه دارالعلوم هرات هم زدند. یکی آنها به اسم «دکتر اکرامالحسن» بود، ایشان بعد از نماز عصر برای طلاب به سخنرانی پرداختند. در چند دقیقه که صحبت کردند، علت آمدنشان، به افغانستان را بیان داشتند.
جناب دکتر، در لابلای سخنانش اظهار داشت: «وقتی که در بنگالدش بودیم و تاهنوز عازم افغانستان نشده بودیم، به ما خبر رسید که رخ جماعت شما به سوی افغانستان است؛ چنان خوشحال و خرم گشتهبودیم که هر فردی از ما، دو صد رکعت نماز شکرانه خواندییم؛ به خاطر اینکه ما به سوی کشور اسلامی و حکومت اسلامی عزم سفر می بندییم.
در ادامه سخنانش فرمود: من در کشورهای متعددی همچون مکه... سفر کردم و آنجا قبور اصحاب پیامبر را مشاهده کردم، در کابل که آمدم هم قبور اصحاب را دیدم، ولی آنقدر که من از دیدن مقابر صحابه در کابل متأثر شدم، در مکه نشدهبودم؛ چون مکه سر زمین و وطن اصلی آنها بود، ولی وقت که در کابل آنها را دیدم، متوجه شدم که آنها برای دعوت و تبلیغ در گوشهگوشهٔ دنیا سفر کردند.
در ادامه خاطر نشان کردند که در بنگلادش جماعت تبلیغ زیاد است، در هر سال ۳۰۰گروه جماعت تبلیغ در کشور های جهان تشکیل می شود. ولی کار که در افغانستان شده از لحاظ دین و دینداری، دوصد سال دیگر هم اگر در بنگلادش کار شود، تا به اینجا نمی رسد.
شما باید شاکر نظام اسلامی باشید و امید این است که این نظام اسلامی در سراسر دنیا حکمفرما شده و جهان زیر سایه حکومت اسلامی زندگی نماید.
نکته: ایشان خیلی اظهار خوشحالی از نظام اسلامی کردند. چنان خوشحال بود که به پوست نمیگنجید. ولی با تاسف خیلی از افغانهای ما هستند که این نعمت بزرگ را قدر دانی نمیکنند.
✍🏻مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
روز دوشنبه ۱۴۴۴/۱۱/۲۴هـ ق، شاهد تشریففرمایی مهمانی از کشور بنگلادش در مدرسه هرات بودیم.
این افراد که متشکل از یک گروه جماعت تبلیغ بودند، به شهر هرات برای «دعوت و تبلیغ» آمده بودند. برای دید وباز دید سری به مدرسه دارالعلوم هرات هم زدند. یکی آنها به اسم «دکتر اکرامالحسن» بود، ایشان بعد از نماز عصر برای طلاب به سخنرانی پرداختند. در چند دقیقه که صحبت کردند، علت آمدنشان، به افغانستان را بیان داشتند.
جناب دکتر، در لابلای سخنانش اظهار داشت: «وقتی که در بنگالدش بودیم و تاهنوز عازم افغانستان نشده بودیم، به ما خبر رسید که رخ جماعت شما به سوی افغانستان است؛ چنان خوشحال و خرم گشتهبودیم که هر فردی از ما، دو صد رکعت نماز شکرانه خواندییم؛ به خاطر اینکه ما به سوی کشور اسلامی و حکومت اسلامی عزم سفر می بندییم.
در ادامه سخنانش فرمود: من در کشورهای متعددی همچون مکه... سفر کردم و آنجا قبور اصحاب پیامبر را مشاهده کردم، در کابل که آمدم هم قبور اصحاب را دیدم، ولی آنقدر که من از دیدن مقابر صحابه در کابل متأثر شدم، در مکه نشدهبودم؛ چون مکه سر زمین و وطن اصلی آنها بود، ولی وقت که در کابل آنها را دیدم، متوجه شدم که آنها برای دعوت و تبلیغ در گوشهگوشهٔ دنیا سفر کردند.
در ادامه خاطر نشان کردند که در بنگلادش جماعت تبلیغ زیاد است، در هر سال ۳۰۰گروه جماعت تبلیغ در کشور های جهان تشکیل می شود. ولی کار که در افغانستان شده از لحاظ دین و دینداری، دوصد سال دیگر هم اگر در بنگلادش کار شود، تا به اینجا نمی رسد.
شما باید شاکر نظام اسلامی باشید و امید این است که این نظام اسلامی در سراسر دنیا حکمفرما شده و جهان زیر سایه حکومت اسلامی زندگی نماید.
نکته: ایشان خیلی اظهار خوشحالی از نظام اسلامی کردند. چنان خوشحال بود که به پوست نمیگنجید. ولی با تاسف خیلی از افغانهای ما هستند که این نعمت بزرگ را قدر دانی نمیکنند.
✍🏻مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤3
گرگ در پوستین میش
از بدو خلقت ابوالبشر (آدم علیهالسلام) تا امروز؛ بلکه تا قیامت، نبرد میان حق و باطل ادامه داشته و دارد.
گاهی با طل با همان هئت اصلیاش به میدان آمده وگاهی با لباس اسلامی، بر پیکر اسلام ضربه وارد کرده است.
یکی از این فتنهانگیزان که همچون «گرگ در لباس میش ظاهر شده، گروه خوارج بود، که امروز به نام داعش اسم عوض کرده و مسیر خود را ادامه می دهد. داعش امروز، همان خوارج دیروز است، هیچ تغییری در آنها به وجود نیامده، به قول معروف: «خر همان خر است ولیکن پالانش عوض شده.»
شاید اکثر شما با افکار کفری گروه خوارج آشنایی داشته باشید، که همخوان و هماهنگ با تفکرات گروه داعش می باشند. از هر لحاظی که برسی نماییم، در می یابیم که با هم تفاوت ندارند.
خوارج چه کسانی بودند؟ خوارج همان کسانی بودند که پیامبر خدا را به عدم عدالت متهم کرده بودند.
خوارج چه کسانی بودند؟ کسانی بودند که خلافای راشدین را متهم به ارتداد کرده و دست به قتل آنها زدند و اموالشان را به غنیمت بردند. داستان حضرت عثمان و علی گواه این مدعاست.
با یقین می توان گفت، امروز اگر پیامبری یا صحابهٔ هم می بود؛ اولین کسانی که به قتل آنها اقدام میکرد؛ همین گروه داعش بود.
همان کاری که خوارج در حقشان کرده بود، اینگروهک، همان کار را میکردند. چنانچه قتل علما... را با دست اینها با چشم سر مشاهده میکنیم. تکفیر و تفسیق گروههای اسلامی و جهادی -غیر از اینکه خودشان را اسلام و مسلمان می دانند و بقی را کافر- از زبان اینها می شنویم.
ایده و تفکر اینگروه مبنی بر تیشه زدن بر ریشهی و اساس اسلام است وبس.
از اغاز حرکت این گروه تا امروز خنجرشان بر پیکر اسلام واردشده. شاید این سخن برای شما تعجب آور باشه، ولی به شما می گویم، بروید زندگی خلفای راشدین را برسی نمایید. بروید تاریخ این افراطیها را برسی نمایند که چه جور و جفای را در حق اسلام و امت اسلامی روا دشتهاند.
✍🏻مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
از بدو خلقت ابوالبشر (آدم علیهالسلام) تا امروز؛ بلکه تا قیامت، نبرد میان حق و باطل ادامه داشته و دارد.
گاهی با طل با همان هئت اصلیاش به میدان آمده وگاهی با لباس اسلامی، بر پیکر اسلام ضربه وارد کرده است.
یکی از این فتنهانگیزان که همچون «گرگ در لباس میش ظاهر شده، گروه خوارج بود، که امروز به نام داعش اسم عوض کرده و مسیر خود را ادامه می دهد. داعش امروز، همان خوارج دیروز است، هیچ تغییری در آنها به وجود نیامده، به قول معروف: «خر همان خر است ولیکن پالانش عوض شده.»
شاید اکثر شما با افکار کفری گروه خوارج آشنایی داشته باشید، که همخوان و هماهنگ با تفکرات گروه داعش می باشند. از هر لحاظی که برسی نماییم، در می یابیم که با هم تفاوت ندارند.
خوارج چه کسانی بودند؟ خوارج همان کسانی بودند که پیامبر خدا را به عدم عدالت متهم کرده بودند.
خوارج چه کسانی بودند؟ کسانی بودند که خلافای راشدین را متهم به ارتداد کرده و دست به قتل آنها زدند و اموالشان را به غنیمت بردند. داستان حضرت عثمان و علی گواه این مدعاست.
با یقین می توان گفت، امروز اگر پیامبری یا صحابهٔ هم می بود؛ اولین کسانی که به قتل آنها اقدام میکرد؛ همین گروه داعش بود.
همان کاری که خوارج در حقشان کرده بود، اینگروهک، همان کار را میکردند. چنانچه قتل علما... را با دست اینها با چشم سر مشاهده میکنیم. تکفیر و تفسیق گروههای اسلامی و جهادی -غیر از اینکه خودشان را اسلام و مسلمان می دانند و بقی را کافر- از زبان اینها می شنویم.
ایده و تفکر اینگروه مبنی بر تیشه زدن بر ریشهی و اساس اسلام است وبس.
از اغاز حرکت این گروه تا امروز خنجرشان بر پیکر اسلام واردشده. شاید این سخن برای شما تعجب آور باشه، ولی به شما می گویم، بروید زندگی خلفای راشدین را برسی نمایید. بروید تاریخ این افراطیها را برسی نمایند که چه جور و جفای را در حق اسلام و امت اسلامی روا دشتهاند.
✍🏻مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
🛤️ سفر به سرزمین بلوچستان
✍🏻 محمدصفا توکلی
ساعت ۸ صبح است. دوستانم به جهت سفر اینجانب به یکی از شهرهای استان سسیتان و بلوچستان از بنده خدا حافظی میکنند. چند لحظه بعد زاهدان را به مقصد بلوچستان ترک میکنم؛ در مسیر راه، کویرخشک درختان بومی و علفهای سوخته مرا در اندیشه فرو میبرد. با نمایان شدن کوه (تفتان) احساسم دگرگون میشود. در این لحظه به یاد کوههای سر به فلککشیدهی وطنم ( فیروزکوه، سفیدکوه و سیاهکوه) میافتم، فکر رودخانههای زلال( رودخانه مرغاب و هریرود) برایم زنده میشود. دشتهایی چه فراخ!
کوههایی چه بلند! در گلستانه چه بوی علفی میآمد! من در این جا پی چیزی دیگرم، پی نور ... لبخندی ...
وقت اذان عصر به ورودی شهر ایرانشهر میرسیم، نماز عصر را همراه با جماعت در یکی از مساجد ادا کردیم، از مسجد که بیرون شدیم، احساس کردم که «آتش می بارد». گرمای سوزانی که تا کنون بهمانند آن را تجربه نکرده بودم. دو باره به مسیر خود ادامه دادیم تا آنکه با تحمل همهی سختیها ساعت هشت و نیم شب به مقصد اصلیمان
( اسفند) رسیدیم؛ اسفند اسم منطقهی بزرگی است که دارای روستاهای متعددی میباشد.
یکی از این روستاها (گردنان) نام دارد.
روستای گردنان از روستاهای دیدنی و خوشآب و هوای منطقهی اسفند است که به دلیل آب وهوای کوهستانی این منطقه و زمینهای حاصلخیزی، بستری مناسب برای انواع کشاورزی و باغداری است. اهالی این مناطق بیشتر روی نخل و هندوانه و گندم فعالیت دارند. خرمای این مناطق در تمام ایران معروف است و نیازی به معرفی ندارد.
همچنین منطقهی اسفند به دلیل وجود باغها، سرسبزیها، کوههای مرتفع و آبشارها، از مناطق پربازدید شهر ایرانشهر به حساب میآید.
دو سال پیاپی به مناطق سیستان و بلوچستان سفر کردم، آنچه در شهرها و روستاهای مختلف آن دیدم آمیزهای از مهربانی بی حد وحصر، فقرِ آزار دهنده، محرومیت از مساجد، مکاتب، مدارس، خدمات آموزشی و بهداشتی، صمیمیت، امنیت و... بود. بیتوجهی دولتمردان شگاف آورده است، به گونهای که جایی را گلستان وجایی را گورستان کردهاند.
آنچه که قابل ذکر است و البته شوربختانه، دوری و فاصلهی مردم از احکام دینی و آموزههای شریعت اسلام می باشد. در بعض روستاها حتی مسجد وجود نداشت ....
دعوت به الحاد و بیدینی در این مناطق بیداد میکند. عدم حضور جماعت دعوت و تبلیغ، علما و دعوتگران کاربلد در این مناطق به شدت احساس میشود. تقاضای بنده این است که علما به این مناطق سفر کنند و وضعیت دینی مردم را از نزدیک مشاهده کنند ...
این چند سطر را نوشتم تا توجهی دلسوزان جامعه را به برخی از مسائل
موجود در این منطقه جلب نموده و روزی از روزها اگر دفترخاطراتم را باز گشایم، در لابهلای اوراق زرین آن یاد و خاطره این روزها برای من زنده شود.
نوشته شده در تاریخ 3شوال1442
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
✍🏻 محمدصفا توکلی
ساعت ۸ صبح است. دوستانم به جهت سفر اینجانب به یکی از شهرهای استان سسیتان و بلوچستان از بنده خدا حافظی میکنند. چند لحظه بعد زاهدان را به مقصد بلوچستان ترک میکنم؛ در مسیر راه، کویرخشک درختان بومی و علفهای سوخته مرا در اندیشه فرو میبرد. با نمایان شدن کوه (تفتان) احساسم دگرگون میشود. در این لحظه به یاد کوههای سر به فلککشیدهی وطنم ( فیروزکوه، سفیدکوه و سیاهکوه) میافتم، فکر رودخانههای زلال( رودخانه مرغاب و هریرود) برایم زنده میشود. دشتهایی چه فراخ!
کوههایی چه بلند! در گلستانه چه بوی علفی میآمد! من در این جا پی چیزی دیگرم، پی نور ... لبخندی ...
وقت اذان عصر به ورودی شهر ایرانشهر میرسیم، نماز عصر را همراه با جماعت در یکی از مساجد ادا کردیم، از مسجد که بیرون شدیم، احساس کردم که «آتش می بارد». گرمای سوزانی که تا کنون بهمانند آن را تجربه نکرده بودم. دو باره به مسیر خود ادامه دادیم تا آنکه با تحمل همهی سختیها ساعت هشت و نیم شب به مقصد اصلیمان
( اسفند) رسیدیم؛ اسفند اسم منطقهی بزرگی است که دارای روستاهای متعددی میباشد.
یکی از این روستاها (گردنان) نام دارد.
روستای گردنان از روستاهای دیدنی و خوشآب و هوای منطقهی اسفند است که به دلیل آب وهوای کوهستانی این منطقه و زمینهای حاصلخیزی، بستری مناسب برای انواع کشاورزی و باغداری است. اهالی این مناطق بیشتر روی نخل و هندوانه و گندم فعالیت دارند. خرمای این مناطق در تمام ایران معروف است و نیازی به معرفی ندارد.
همچنین منطقهی اسفند به دلیل وجود باغها، سرسبزیها، کوههای مرتفع و آبشارها، از مناطق پربازدید شهر ایرانشهر به حساب میآید.
دو سال پیاپی به مناطق سیستان و بلوچستان سفر کردم، آنچه در شهرها و روستاهای مختلف آن دیدم آمیزهای از مهربانی بی حد وحصر، فقرِ آزار دهنده، محرومیت از مساجد، مکاتب، مدارس، خدمات آموزشی و بهداشتی، صمیمیت، امنیت و... بود. بیتوجهی دولتمردان شگاف آورده است، به گونهای که جایی را گلستان وجایی را گورستان کردهاند.
آنچه که قابل ذکر است و البته شوربختانه، دوری و فاصلهی مردم از احکام دینی و آموزههای شریعت اسلام می باشد. در بعض روستاها حتی مسجد وجود نداشت ....
دعوت به الحاد و بیدینی در این مناطق بیداد میکند. عدم حضور جماعت دعوت و تبلیغ، علما و دعوتگران کاربلد در این مناطق به شدت احساس میشود. تقاضای بنده این است که علما به این مناطق سفر کنند و وضعیت دینی مردم را از نزدیک مشاهده کنند ...
این چند سطر را نوشتم تا توجهی دلسوزان جامعه را به برخی از مسائل
موجود در این منطقه جلب نموده و روزی از روزها اگر دفترخاطراتم را باز گشایم، در لابهلای اوراق زرین آن یاد و خاطره این روزها برای من زنده شود.
نوشته شده در تاریخ 3شوال1442
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
آرزوهای قلم
✍️ مصطفی توکلی
قلم بردستگیرم حرف حق نویسم
هرآنچه نتوان گفت بر دفترنویسم
امروز قلم و آموزهای آن ذهنم را به گذشت هزار وچهار صدسال قبل کشاندهاست، آنجاکه خداوند خطاب به پیغمبر خود، فرمود: {... الذی علم بالقلم} به وسیلۀ قلم، به «رسولش»علم آموخت.
اگر قلم و یاد داشت های پرمحتوای آن نمیبود؛ ما از هیچ چیز آگاهینداشتیم.
عصر کنون که دم از تکنولوژی و پیشرفت میزند، بدون قلم و نوشتن؛ برنامههایش اجرا نمیشود.
تمام رسانههای مدرن امروزه نیاز به قلم دارند.
قلم اسلحیست که با دشمنان اسلام می توان باآن به نبرد پرداخت و از کیاناسلام دفاع کرد.
پس بیایید، قلم را ارج نهیم ونگذاریم آرزوهایقلم بربادشوند.
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
✍️ مصطفی توکلی
قلم بردستگیرم حرف حق نویسم
هرآنچه نتوان گفت بر دفترنویسم
امروز قلم و آموزهای آن ذهنم را به گذشت هزار وچهار صدسال قبل کشاندهاست، آنجاکه خداوند خطاب به پیغمبر خود، فرمود: {... الذی علم بالقلم} به وسیلۀ قلم، به «رسولش»علم آموخت.
اگر قلم و یاد داشت های پرمحتوای آن نمیبود؛ ما از هیچ چیز آگاهینداشتیم.
عصر کنون که دم از تکنولوژی و پیشرفت میزند، بدون قلم و نوشتن؛ برنامههایش اجرا نمیشود.
تمام رسانههای مدرن امروزه نیاز به قلم دارند.
قلم اسلحیست که با دشمنان اسلام می توان باآن به نبرد پرداخت و از کیاناسلام دفاع کرد.
پس بیایید، قلم را ارج نهیم ونگذاریم آرزوهایقلم بربادشوند.
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
❤2
پدر تکیهگاه بی بدیل
✍🏻مصطفی توکلی
از کدام صفت نیک و از کدام مهنت ورنجهای بی دریغ پدر و دستان پر مهر مادر بنویسم؟
واژهها از وصف این دو فرشته قاصر است.
آری! پدر و مادر دو خورشیدیاند که تنها در زندگی یک بار طلوع میکنند.
قدر این گوهران گران قیمت را بدانید و همیشه اینگونه نجوا کنید: «رب اغفرلی ولوالدی...»
خیلی متاسفم از آنهای که از مهر پاک پدر و مادر محروماند و دعای پدر و مادر بر علیه آنهاست.
#گر پدر تاج سر است
سلطان غمها مادر است
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
✍🏻مصطفی توکلی
از کدام صفت نیک و از کدام مهنت ورنجهای بی دریغ پدر و دستان پر مهر مادر بنویسم؟
واژهها از وصف این دو فرشته قاصر است.
آری! پدر و مادر دو خورشیدیاند که تنها در زندگی یک بار طلوع میکنند.
قدر این گوهران گران قیمت را بدانید و همیشه اینگونه نجوا کنید: «رب اغفرلی ولوالدی...»
خیلی متاسفم از آنهای که از مهر پاک پدر و مادر محروماند و دعای پدر و مادر بر علیه آنهاست.
#گر پدر تاج سر است
سلطان غمها مادر است
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤2
السلام علیکم ورحمةالله وبرکاته
کل عام و انتم بخیر
تقبلالله منا ومنکم صالحالاعمال
عیدکم مبارک، طاعاتکم مقبول، ایامکم مسرور
اخوکم؛ مصطفی توکلی.
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
کل عام و انتم بخیر
تقبلالله منا ومنکم صالحالاعمال
عیدکم مبارک، طاعاتکم مقبول، ایامکم مسرور
اخوکم؛ مصطفی توکلی.
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
#روستا نوشت
✍مصطفی توکلی
شب است و تاریکی همه جا را پرده پوشانیده است.
دلم هوای نگاه کردن به آسمان پرستارهٔ روستا را میکند. از جایم در اتاق بلند شده، به چهارچوب در تکیه زدم.
دیدگان را به آسمان دوختم:
-سبحان الله! چقدر زیباست خلقت صانعِ حکیم!
دوستم گفت: بیا یک دوری بزنیم و از فضای دلآویز روستا بهرهمند شویم.
-چشم بیا برویم.
بعد از گشتوگذاری کوتاه، برای مدتی در گوشهای تنها شدم.
تماشای ستارگان چشمکزن و نفس کشیدن در هوای معطّر روستا، حس نشاط و شادابی را به روح و روان آدمی هدیه میدهد.
در همین حالِ خوش بودم که ناگه صدای عجیبِ جریق جریق مانندی میشنوم که سکون و آرامشم را به ترس مبدل میکند.
گمان میکنم که چیزی و یا غالبا حیوانی، خُرخُرکنان بهسویم میآید.
هرچه گوشهایم را تیز کرده و دور و برم را میپایم، چیزی نمیبینم.
امّا چنان ترس سراسر وجودم را فرا میگیرد که نزدیک بود داد و هوار راه بیندازم.
ولی با خود میگویم: اگر بقیهٔ دوستانم بشنوند، شاید مرا به باد تمسخر بگیرند و بگویند: چقدر ترسو هستی!؟
بعد از چند لحظه دوستم از راه میرسد و جریان را برایش تعریف میکنم.
-گفت، انسان گاهبیگاه که بترسه همینطوری حس میکنه و اینها به دور از حقیقتاند.
گفتم: اگر باور نمیکنی بیا با من تا نشانت بدهم.
اندکی جلوتر میآید و به صدای وحشتناک جریق جریق گوش میدهد، او نیز همچون من ترس در وجودش رخنه میکند.
هردویمان کنجکاوانه و به ظاهر شجاعانه در جستوجوی منبع صدا پاورچینپاورچین و با احتیاط کامل حرکت میکنیم.
من جلوتر و دوستم پشت سرم، تا اینکه به منبع صدا میرسیم.
شاخه و برگها را کنار زدیم و برای لحظهای خشکمان زد، ولی بعدش هر دویمان زدیم زیر خنده!
نگو صدا، صدای اتصال سیم برق بود و ترسمان وهمی بیش نبود!
در راهِ برگشت به اتاق، به خود و ترسمان میخندیم!
آری! گاهی بیدلیل میترسیم و یا غم و اندوه واهی زندگی را به کاممان تلخ میکند که اگر به پروردگارمان توکل کرده و صبورانه، قدمهای شجاعانهای به جلو برداریم؛ خواهیم دید که واقعیت چیز دیگریست و همه چیز در آینده آرام و زیباست!
زاهدان_روستای سرجنگل
6شوال1443
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
✍مصطفی توکلی
شب است و تاریکی همه جا را پرده پوشانیده است.
دلم هوای نگاه کردن به آسمان پرستارهٔ روستا را میکند. از جایم در اتاق بلند شده، به چهارچوب در تکیه زدم.
دیدگان را به آسمان دوختم:
-سبحان الله! چقدر زیباست خلقت صانعِ حکیم!
دوستم گفت: بیا یک دوری بزنیم و از فضای دلآویز روستا بهرهمند شویم.
-چشم بیا برویم.
بعد از گشتوگذاری کوتاه، برای مدتی در گوشهای تنها شدم.
تماشای ستارگان چشمکزن و نفس کشیدن در هوای معطّر روستا، حس نشاط و شادابی را به روح و روان آدمی هدیه میدهد.
در همین حالِ خوش بودم که ناگه صدای عجیبِ جریق جریق مانندی میشنوم که سکون و آرامشم را به ترس مبدل میکند.
گمان میکنم که چیزی و یا غالبا حیوانی، خُرخُرکنان بهسویم میآید.
هرچه گوشهایم را تیز کرده و دور و برم را میپایم، چیزی نمیبینم.
امّا چنان ترس سراسر وجودم را فرا میگیرد که نزدیک بود داد و هوار راه بیندازم.
ولی با خود میگویم: اگر بقیهٔ دوستانم بشنوند، شاید مرا به باد تمسخر بگیرند و بگویند: چقدر ترسو هستی!؟
بعد از چند لحظه دوستم از راه میرسد و جریان را برایش تعریف میکنم.
-گفت، انسان گاهبیگاه که بترسه همینطوری حس میکنه و اینها به دور از حقیقتاند.
گفتم: اگر باور نمیکنی بیا با من تا نشانت بدهم.
اندکی جلوتر میآید و به صدای وحشتناک جریق جریق گوش میدهد، او نیز همچون من ترس در وجودش رخنه میکند.
هردویمان کنجکاوانه و به ظاهر شجاعانه در جستوجوی منبع صدا پاورچینپاورچین و با احتیاط کامل حرکت میکنیم.
من جلوتر و دوستم پشت سرم، تا اینکه به منبع صدا میرسیم.
شاخه و برگها را کنار زدیم و برای لحظهای خشکمان زد، ولی بعدش هر دویمان زدیم زیر خنده!
نگو صدا، صدای اتصال سیم برق بود و ترسمان وهمی بیش نبود!
در راهِ برگشت به اتاق، به خود و ترسمان میخندیم!
آری! گاهی بیدلیل میترسیم و یا غم و اندوه واهی زندگی را به کاممان تلخ میکند که اگر به پروردگارمان توکل کرده و صبورانه، قدمهای شجاعانهای به جلو برداریم؛ خواهیم دید که واقعیت چیز دیگریست و همه چیز در آینده آرام و زیباست!
زاهدان_روستای سرجنگل
6شوال1443
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
👍2❤1
شکوه قرآنی
از کدام کتاب بنویسم و در وصف چهکتابی؟ آری! از همانکتابی مینویسم که فراموشش کردهایم و با فراموشیاش ذلیل گشتهایم و به علت فراموشیاش از دست هر کسوناکس تو سری خوردهایم و مورد تجاوز و تعرض قرار گرفتهایم.
قرآن با بسیار واضحت و شفاف این مسئله را بیان میدارد: {ومن أعرض عن ذکری فانَّ لهُ معیشةً ضنکاً}؛ «کسی که از پند "قرآن" اعراض نماید، قطعا زندگی بسیار تنگی برایش مقدور خواهدشد».
بله عزیزانم! اگر زندگی کنونی مسلمانان را واقعبینانه بر این آیه محک بزنیم، آیا عرصهٔ معیشت و زندگی برای آنها تنگ نشده؟ آیا در روی زمین امتی همچون امت اسلامی در عصر حاضر، مظلوم واقع شده؟ در جواب خواهید گفت، خیر. پس چرا این همه بدبختی؟
انسان در حیرت می ماند، از اینکه، کتابی همچون قرآنکریم و سخنانی همانند احادیث گوهربار رسول پاک(صلیاللهعلیهوسلم) را در دست داریم؛ اما باز هم اینگونه خوار زبون گشتهایم!؟
آن کتــاب زنده قرآن کــــریــم
حکمت او لایزال است و قدیم
این کتاب زنده و پاینده است، امّا متاسفانه این کتاب به دست کسانی افتاده که اینها، کس نیستند؛ بلکه نا کساند، این کتاب عنقریب است که از دست این قوم دُونهمت به صدا در آید و شکوه کند که: { یٰرب إنّ قومی اتخذوا هذا القرآن محجوراً} این قوم قرآن را محجور و متروک کردهاند.
ای امت اسلام، صدای قرآن را بشنوید و به ندایش لبیک بگوید! واگرنه در روز قیامت از دامن شما میگیرد و نزد خدا شکایت میکند.
پیش خدا چه عذری را می توان عرضه کرد؟
مسلمان تا کی می خواهی بخوابی، کی از این خواب خرگوشگونهات بیدار می شوی، مگر بس نیست؟ عزتت از دست رفت، ناموست از دست رفت، برای مسلمان چیزی باقی نمانده است، حتی قرآن و کلام پاک رب العالمین هم از دست یک مشت خوک صفت به آتش کشیده می شود، آنهم به یک بار قانع نشده و برای بار دوم به این عمل شنیع و پست خود اقدام کردهاند، ولی مسلمانان این صحنه را تماشا میکنند و گویا آبازآب تکان نخورده است.
آنها ایمان و علاقه امت اسلامی را نسبت به قرآن برسی کردهاند، تا وقت که مسلمان به قرآن تعلق و وابستگی داشت یک قدمجلوتر نتوانستند بردارند ولی وقت که دیدند، مسلمانان از محبت و زندگی قرآنی تهی گشتهاند دست به این اقدام غیر انسانی و غیر اسلامی زدند که قلب دوملیارد مسلمان را جریح دار ساختند.
اری! تاریخ اینها را مینویسد و آیندگان نظاره خواهند کرد، که به ارزشها و مقدسات اسلام توهین شد، ولی پاسخ امت اسلامی و سران کشورهای اسلامی جز سکوت، چیزی بیشتر از آن نبود.
✍🏻مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
از کدام کتاب بنویسم و در وصف چهکتابی؟ آری! از همانکتابی مینویسم که فراموشش کردهایم و با فراموشیاش ذلیل گشتهایم و به علت فراموشیاش از دست هر کسوناکس تو سری خوردهایم و مورد تجاوز و تعرض قرار گرفتهایم.
قرآن با بسیار واضحت و شفاف این مسئله را بیان میدارد: {ومن أعرض عن ذکری فانَّ لهُ معیشةً ضنکاً}؛ «کسی که از پند "قرآن" اعراض نماید، قطعا زندگی بسیار تنگی برایش مقدور خواهدشد».
بله عزیزانم! اگر زندگی کنونی مسلمانان را واقعبینانه بر این آیه محک بزنیم، آیا عرصهٔ معیشت و زندگی برای آنها تنگ نشده؟ آیا در روی زمین امتی همچون امت اسلامی در عصر حاضر، مظلوم واقع شده؟ در جواب خواهید گفت، خیر. پس چرا این همه بدبختی؟
انسان در حیرت می ماند، از اینکه، کتابی همچون قرآنکریم و سخنانی همانند احادیث گوهربار رسول پاک(صلیاللهعلیهوسلم) را در دست داریم؛ اما باز هم اینگونه خوار زبون گشتهایم!؟
آن کتــاب زنده قرآن کــــریــم
حکمت او لایزال است و قدیم
این کتاب زنده و پاینده است، امّا متاسفانه این کتاب به دست کسانی افتاده که اینها، کس نیستند؛ بلکه نا کساند، این کتاب عنقریب است که از دست این قوم دُونهمت به صدا در آید و شکوه کند که: { یٰرب إنّ قومی اتخذوا هذا القرآن محجوراً} این قوم قرآن را محجور و متروک کردهاند.
ای امت اسلام، صدای قرآن را بشنوید و به ندایش لبیک بگوید! واگرنه در روز قیامت از دامن شما میگیرد و نزد خدا شکایت میکند.
پیش خدا چه عذری را می توان عرضه کرد؟
مسلمان تا کی می خواهی بخوابی، کی از این خواب خرگوشگونهات بیدار می شوی، مگر بس نیست؟ عزتت از دست رفت، ناموست از دست رفت، برای مسلمان چیزی باقی نمانده است، حتی قرآن و کلام پاک رب العالمین هم از دست یک مشت خوک صفت به آتش کشیده می شود، آنهم به یک بار قانع نشده و برای بار دوم به این عمل شنیع و پست خود اقدام کردهاند، ولی مسلمانان این صحنه را تماشا میکنند و گویا آبازآب تکان نخورده است.
آنها ایمان و علاقه امت اسلامی را نسبت به قرآن برسی کردهاند، تا وقت که مسلمان به قرآن تعلق و وابستگی داشت یک قدمجلوتر نتوانستند بردارند ولی وقت که دیدند، مسلمانان از محبت و زندگی قرآنی تهی گشتهاند دست به این اقدام غیر انسانی و غیر اسلامی زدند که قلب دوملیارد مسلمان را جریح دار ساختند.
اری! تاریخ اینها را مینویسد و آیندگان نظاره خواهند کرد، که به ارزشها و مقدسات اسلام توهین شد، ولی پاسخ امت اسلامی و سران کشورهای اسلامی جز سکوت، چیزی بیشتر از آن نبود.
✍🏻مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
از امنیت کشور تا رضایت مردم
کشور عزیزمان افغانستان، از دیربازیست که در جنگهای داخلی، قومی، نیابتی، قبیلیهی میسوخت، والحمدلله با روی کار آمدن حاکمیت امارت اسلامی تمام این جنگها به خواموش گرویدهاند.
تاریخ چهلواندی سال افغانستان را برسی کردهام، در این مدت مدید، هیچگاه نشده که افغانستان بطوری کلی در امن باشد و تحت یک قیادت و یک امر، امیر بوده باشد، ولی امروز به فضل الهی این نعمتبزرگ به چشم می خورد که تمام نقاط کشور، زیر سلطهٔ امارت اسلامی، زیر یک پرچم و یک امر امیر می باشد.
تمام کشور در امن و امان بوده و مردم زندگی خود را بطوری عادی ادامه می دهند. شایدگمان کنید که این سخن بدور از حقیقت باشد، ولی عین حقیقت و واقعیت است، برگذاری عیدپرشکوه امسال، بدون هیچ رویداد امنیتی، گواه این مدعاست. مردم برای اولین بار، چنین عیدی را در طول چهل سال سپری میکنند.
من خیلی کنجکاو هستم و میخواهم بدانم که آیا نظریهٔ مردم در این موضوع و د باره این دولت و دولت داری و امنیت چیست؟
ولی تمام نظریات را مثبت یافتهام!
اما انسانهای مفسد و کسانی که خون این ملت را همانند زالو سالیان متمادی مکیدند و بر شاهرگ مردم پا گذاشته بودند، امروز جیبهای آنها خالی شده و در خارج از وطن ارزش به اندازه یک حیوان را هم ندارند، هر روز تبلیغات منفی را بر علیه این کشور به راه اندخته و اذهان عامه را مشوش میکنند که در افغانستان چنینچنان شده.
آنها یکمشت انسانهای خود خواه، بیدین، لائیک، سیکولاریست، دموکراسیخواه، خود فروخته، که نمی خواهند این کشور در امن و امنیت باشد و مردم این مرزوبوم نفس راحت بکشند؛ هر روز پورپاگنهای را به راه می اندازند. اما این را بدانید که ملت افغان دیگر به بلوغ فکری خود رسیده و فریب هرکسوناکس را نمیخورد.
ملت عزیز! صاحبان خانه را بشناسید و به افواه دشمنان دین و وطن گوش ندهید!!!
✍🏻مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
کشور عزیزمان افغانستان، از دیربازیست که در جنگهای داخلی، قومی، نیابتی، قبیلیهی میسوخت، والحمدلله با روی کار آمدن حاکمیت امارت اسلامی تمام این جنگها به خواموش گرویدهاند.
تاریخ چهلواندی سال افغانستان را برسی کردهام، در این مدت مدید، هیچگاه نشده که افغانستان بطوری کلی در امن باشد و تحت یک قیادت و یک امر، امیر بوده باشد، ولی امروز به فضل الهی این نعمتبزرگ به چشم می خورد که تمام نقاط کشور، زیر سلطهٔ امارت اسلامی، زیر یک پرچم و یک امر امیر می باشد.
تمام کشور در امن و امان بوده و مردم زندگی خود را بطوری عادی ادامه می دهند. شایدگمان کنید که این سخن بدور از حقیقت باشد، ولی عین حقیقت و واقعیت است، برگذاری عیدپرشکوه امسال، بدون هیچ رویداد امنیتی، گواه این مدعاست. مردم برای اولین بار، چنین عیدی را در طول چهل سال سپری میکنند.
من خیلی کنجکاو هستم و میخواهم بدانم که آیا نظریهٔ مردم در این موضوع و د باره این دولت و دولت داری و امنیت چیست؟
ولی تمام نظریات را مثبت یافتهام!
اما انسانهای مفسد و کسانی که خون این ملت را همانند زالو سالیان متمادی مکیدند و بر شاهرگ مردم پا گذاشته بودند، امروز جیبهای آنها خالی شده و در خارج از وطن ارزش به اندازه یک حیوان را هم ندارند، هر روز تبلیغات منفی را بر علیه این کشور به راه اندخته و اذهان عامه را مشوش میکنند که در افغانستان چنینچنان شده.
آنها یکمشت انسانهای خود خواه، بیدین، لائیک، سیکولاریست، دموکراسیخواه، خود فروخته، که نمی خواهند این کشور در امن و امنیت باشد و مردم این مرزوبوم نفس راحت بکشند؛ هر روز پورپاگنهای را به راه می اندازند. اما این را بدانید که ملت افغان دیگر به بلوغ فکری خود رسیده و فریب هرکسوناکس را نمیخورد.
ملت عزیز! صاحبان خانه را بشناسید و به افواه دشمنان دین و وطن گوش ندهید!!!
✍🏻مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نـه افغان و نـه ترک نـهتتاریــم
چمن زاریم و از یک شاخساریـم
تمیز و رنگ بو بر ما حراما است
که ما پروردهای یک نو بـهاریــم.
ما همه در حقیقت یکتن و یکجان هستم؛ ولی دشمنان دین و وطن، اتحاد ما را از هم گسستند.
به امید یک افغانستان متحد، منسجم، آزاد و آباد و بدور از تعصبات و خود خواهی فردی و اجتماعی!!! 🏳
مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
چمن زاریم و از یک شاخساریـم
تمیز و رنگ بو بر ما حراما است
که ما پروردهای یک نو بـهاریــم.
ما همه در حقیقت یکتن و یکجان هستم؛ ولی دشمنان دین و وطن، اتحاد ما را از هم گسستند.
به امید یک افغانستان متحد، منسجم، آزاد و آباد و بدور از تعصبات و خود خواهی فردی و اجتماعی!!! 🏳
مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
❤4