Forwarded from وبسایت الاماره دری
شهدای خود را فراموش نکنید!
نویسنده: ادهم شرقاوی
ترجمه: مصطفی توکلی
در کتاب صیادالقصص، داستان جالبی نقل کردهاند: که جنگ قفقاز در سال ۱۸۱۷ آغاز شد و حدود پنجاه سال به طول انجامید و طی این مدتزمان، صدها هزار نفر از نیروهای "الشرکَس" از طریق دریا فرار کردند. در خلال این فرار از مرگ، هزاران نفر از شرکسها در دریا غرق شدند، چون قایقهایشان فرسوده شده بودند.
آن دسته از چَرکَسهایی که از دم مرگ نجات یافتند، برای صدسال خوردن ماهی را بر خود حرام کرده بودند؛ چون نمیخواستند گوشت برادرانشان را که خوراک ماهیها شده بود را، دوباره خودشان بخورند.
در کتاب صحیح بخاری آمده است:
روزی عبدالرحمن بن عوف -رضیاللهعنه- که روزه داشت، برایش غذا آوردند. حضرت عبدالرحمن گفت: «مصعب بن عمیر -رضیاللهعنه- که از من بهتر بود، به شهادت رسیده است. او را در پارچهای کفن کردند که اگر سرش را میپوشاندند، پاهایش نمایان میشد و اگر پاهایش را میپوشاندند، سرش ظاهر میشد، و حضرت حمزه -رضیاللهعنه- که از من بهتر بود نیز به شهادت رسیده است. بعد از اینهمه اتفاقات، دنیا به روی ما گسترده شده و ما از این میترسیم که پاداش و مزدمان در همین دنیا به ما داده شده باشد». بعد از آن شروع به گریه کرد تا جایی که از غذاخوردن دست برداشت و غذا نخورد.
شهدای خود را فراموش نکنید!
شهدا با مرگشان نمیمیرند؛ بلکه با فراموشکردن آنها و به باد فراموشی سپردن یاد و خاطره آنها، میمیرند و از بین میروند. ما وقتی آنها را فراموش میکنیم، گویا دوباره آنها را کشتهایم، یک بار به دست دشمنشان و بار دیگر به دست خودمان آنها را به قتل رسانیدهایم.
کسی که مقتول (شهید) را فراموش کند، قاتل (دشمنان دین و اسلام) را نیز فراموش میکند و کسی که قاتل را فراموش کند، دیر یا زود خودش هم به دست او به قتل خواهد رسید، و همانطوری که مردگان خفته در خاک فراموش شدند و بر سرشان خاک ریخته شده، انسان فراموشکار نیز چنین میشود و به باد فراموشی سپرده میشود.
علی عزت بیغوفیتش چه زیبا گفته است: «نسلی که قتلعام را فراموش کند، بار دیگر شاهد تکرار آن خواهد بود».
عزیزانم، غزه را فرامش نکنید!
قاتل و مقتول، هر دوتا را فراموش نکنید!
چهره شهدای خود را خوب به خاطر بسپارید و چهرهی قاتلان را نیز به یا داشته باشید. به یاد بیاورید چرا شهید شما کشته شد و برای چه چیزی قاتل دست به قتل زده است؟! به یاد آورید شهدای گذرگاههای عزتمند خود را، گروه صادقی که درحال پاکسازی نجاستها از این دنیای پرفتنه و فساد میباشند.
اینها (حماس و کتائب قسام) کسانی هستند که در حلقات درسی قرآن کریم تربیت شدهاند، در حالی که ما از آنها غافل بودیم. آنها زمین را در حالی تونل کندند که ما به خوشگذرانی خود پرداخته بودیم.
اینها کسانی بودند و هستند که وقتی ما از سوزن گرفته تا موشک را خرید و وارد کورهای خود میکردیم، آنها با دستهای خودشان اسلحههایشان را میساختند.
زنان غزه را به یاد بیاورید که بدنشان توسط گلولههای غرب (آمریکای جنایتکاری) که برای ما در مورد حقوق زنان سخنرانی میکنند، تکهتکه و پارهپاره شدند.
کودکان غزه را به یاد بیاورید که بدنشان با موشکهای غرب تکهپارچه و سلاخی شدهاند؛ اما آمریکای جنایتکار برایمان سخنرانی میکند که برنامههای درسی را تغییر دهیم تا بچههایمان نازدانه تربیت شوند و چنگال نداشته باشند تا طناب بر گردن جنایتکاران بیندازند و آنها را به اعدامگاه و کشتارگاه بکشانند.
خانوادههای گذشتهگان را به یاد بیاورید که چطور تربیت و آموزش دیده بودند.
در حقیقت همهٔ آنها خانواده شما هستند و شما نگهبانان خون و صاحبان انتقام خون و مال آنها هستید.
پس مسئولیت خویش را بشناسید!
https://www.alemarahdari.af/?p=129213
نویسنده: ادهم شرقاوی
ترجمه: مصطفی توکلی
در کتاب صیادالقصص، داستان جالبی نقل کردهاند: که جنگ قفقاز در سال ۱۸۱۷ آغاز شد و حدود پنجاه سال به طول انجامید و طی این مدتزمان، صدها هزار نفر از نیروهای "الشرکَس" از طریق دریا فرار کردند. در خلال این فرار از مرگ، هزاران نفر از شرکسها در دریا غرق شدند، چون قایقهایشان فرسوده شده بودند.
آن دسته از چَرکَسهایی که از دم مرگ نجات یافتند، برای صدسال خوردن ماهی را بر خود حرام کرده بودند؛ چون نمیخواستند گوشت برادرانشان را که خوراک ماهیها شده بود را، دوباره خودشان بخورند.
در کتاب صحیح بخاری آمده است:
روزی عبدالرحمن بن عوف -رضیاللهعنه- که روزه داشت، برایش غذا آوردند. حضرت عبدالرحمن گفت: «مصعب بن عمیر -رضیاللهعنه- که از من بهتر بود، به شهادت رسیده است. او را در پارچهای کفن کردند که اگر سرش را میپوشاندند، پاهایش نمایان میشد و اگر پاهایش را میپوشاندند، سرش ظاهر میشد، و حضرت حمزه -رضیاللهعنه- که از من بهتر بود نیز به شهادت رسیده است. بعد از اینهمه اتفاقات، دنیا به روی ما گسترده شده و ما از این میترسیم که پاداش و مزدمان در همین دنیا به ما داده شده باشد». بعد از آن شروع به گریه کرد تا جایی که از غذاخوردن دست برداشت و غذا نخورد.
شهدای خود را فراموش نکنید!
شهدا با مرگشان نمیمیرند؛ بلکه با فراموشکردن آنها و به باد فراموشی سپردن یاد و خاطره آنها، میمیرند و از بین میروند. ما وقتی آنها را فراموش میکنیم، گویا دوباره آنها را کشتهایم، یک بار به دست دشمنشان و بار دیگر به دست خودمان آنها را به قتل رسانیدهایم.
کسی که مقتول (شهید) را فراموش کند، قاتل (دشمنان دین و اسلام) را نیز فراموش میکند و کسی که قاتل را فراموش کند، دیر یا زود خودش هم به دست او به قتل خواهد رسید، و همانطوری که مردگان خفته در خاک فراموش شدند و بر سرشان خاک ریخته شده، انسان فراموشکار نیز چنین میشود و به باد فراموشی سپرده میشود.
علی عزت بیغوفیتش چه زیبا گفته است: «نسلی که قتلعام را فراموش کند، بار دیگر شاهد تکرار آن خواهد بود».
عزیزانم، غزه را فرامش نکنید!
قاتل و مقتول، هر دوتا را فراموش نکنید!
چهره شهدای خود را خوب به خاطر بسپارید و چهرهی قاتلان را نیز به یا داشته باشید. به یاد بیاورید چرا شهید شما کشته شد و برای چه چیزی قاتل دست به قتل زده است؟! به یاد آورید شهدای گذرگاههای عزتمند خود را، گروه صادقی که درحال پاکسازی نجاستها از این دنیای پرفتنه و فساد میباشند.
اینها (حماس و کتائب قسام) کسانی هستند که در حلقات درسی قرآن کریم تربیت شدهاند، در حالی که ما از آنها غافل بودیم. آنها زمین را در حالی تونل کندند که ما به خوشگذرانی خود پرداخته بودیم.
اینها کسانی بودند و هستند که وقتی ما از سوزن گرفته تا موشک را خرید و وارد کورهای خود میکردیم، آنها با دستهای خودشان اسلحههایشان را میساختند.
زنان غزه را به یاد بیاورید که بدنشان توسط گلولههای غرب (آمریکای جنایتکاری) که برای ما در مورد حقوق زنان سخنرانی میکنند، تکهتکه و پارهپاره شدند.
کودکان غزه را به یاد بیاورید که بدنشان با موشکهای غرب تکهپارچه و سلاخی شدهاند؛ اما آمریکای جنایتکار برایمان سخنرانی میکند که برنامههای درسی را تغییر دهیم تا بچههایمان نازدانه تربیت شوند و چنگال نداشته باشند تا طناب بر گردن جنایتکاران بیندازند و آنها را به اعدامگاه و کشتارگاه بکشانند.
خانوادههای گذشتهگان را به یاد بیاورید که چطور تربیت و آموزش دیده بودند.
در حقیقت همهٔ آنها خانواده شما هستند و شما نگهبانان خون و صاحبان انتقام خون و مال آنها هستید.
پس مسئولیت خویش را بشناسید!
https://www.alemarahdari.af/?p=129213
👍1
Forwarded from شذرات فلسطينية 🇵🇸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعض أبناء قومنا من حزنه على أمريكا
يُشعرك أنه عما قليل سيحمل دلاءَ الماء ويذهب ليُشارك في إطفاء النّار
أمريكا التي تُذبح غزَّة بأسلحتها على مدار اليوم
أمريكا الملوثة يدها في كل دم من دماء المسلمين
اللهُمَّ أدعوك بدعاء عبدك نوح:
"ربِّ لا تذر على الأرض من الكافرين دياراً"
يُشعرك أنه عما قليل سيحمل دلاءَ الماء ويذهب ليُشارك في إطفاء النّار
أمريكا التي تُذبح غزَّة بأسلحتها على مدار اليوم
أمريكا الملوثة يدها في كل دم من دماء المسلمين
اللهُمَّ أدعوك بدعاء عبدك نوح:
"ربِّ لا تذر على الأرض من الكافرين دياراً"
اطلاعیه
دارالعلوم هرات افتخار دارد یازدهمین همایش بزرگ فارغالتحصیلی طلاب دوره حدیث و حافظان قرآنکریم را تجلیل نماید.
به امید آنکه قدمرنجه شود تا دلی شاد شود و دیدهای روشن.
زمان: یکشنبه، ۳۰ جدی ۱۴۰۳ هـ .ش مصادف با ۱۸ رجب ۱۴۴۶ هـ . ق از ساعت ۱ ظهر الی ختم محفل
مکان: هرات، درب قندهار، بلوغهای دلقرار، دارالعلوم هرات.
دارالعلوم هرات افتخار دارد یازدهمین همایش بزرگ فارغالتحصیلی طلاب دوره حدیث و حافظان قرآنکریم را تجلیل نماید.
به امید آنکه قدمرنجه شود تا دلی شاد شود و دیدهای روشن.
زمان: یکشنبه، ۳۰ جدی ۱۴۰۳ هـ .ش مصادف با ۱۸ رجب ۱۴۴۶ هـ . ق از ساعت ۱ ظهر الی ختم محفل
مکان: هرات، درب قندهار، بلوغهای دلقرار، دارالعلوم هرات.
امارت اسلامی سازندهٔ یک افغانستان نوین
✍مصطفی توکلی
سرزمین افغانستان عزیز و مردم نیکنام و متدینش، مردمی که با جهاد و قهرمانی بزرگ شدند، رشادت و شهامت با رگ و خودنشان عجین گشته؛ در طول چهاردههٔ اخیر فراز و نشیبهای متعددی را پشتسر گزرانیدهاند؛ خاطرات تلخ و شرین، روزهای سخت و آسان، قتل و غارت، خون و خونریزی، دین و دین ستیزی، قوم و قومگرایی و... را تجربه کردهاند.
این سرزمین پاک مدت مدیدی مورد تاختوتاز و هجوم دشمنان شرقی و غربی قرارگرفته بود، هرکسوناکس اسب خود را تا آخرین رمق تاخته و به نوبت خود از هیچ نوع جور و جفای بر مردم مظلوم این مرزوبوم دریغ نورزیده و هرآنچه از دستشان میآمد، بر ملت افغان عملی میکردهاند.
اما در مقابل ملت بیدار افغان هم غفلت نورزیده، غیرت و شجاعت افغانیشان را به تحرک آورده و از ناحیه مردان سلحشور و دیندوست این سرزمین چنان ضربههای کاری بر پیکر این جانوران وحشی و نوکران حلقهبگوششان وارد کردهاند که با پیکر خون چکان این سرزمین را ترک کرده و باید سالیان سال درس خودشناسی بخوانند تا دیگر چشم طمع و تجاوز بسوی این سرزمین نبندند.
اما دشمنان دین و وطن با هر بار تعرض و تجاوزشان، دستآوردی خاصی نداشتهاند، بجز از اینکه زمینه جنگ را فراهم کرده و روز به روز آن را شعلهورتر ساخته و نه تنها مانع رشد و توسعه زیرساختها و زیر بناهای این سرزمین شدهاند؛ بلکه زیرساختها و زیربناهای نیمه ساختهٔ آن را به مخروبه کامل مبدل ساختهاند.
دشمنان قسم خوردهٔ اسلام چنان برنامههای دقیق و ساماندهی شدهی را برای به فقر کشانیدن این ملت طراحی کرده بودند که آثار مخرب و ناجور آن تا امروز و شاید هم تا برطرف شدن آن، سالها طول بکشد.
این برنامههای شوم و مخرب خود را راه اندازی کردهاند تا اینکه ملت افغان در فقر، تنگدستی، بیسوادی محض دستوپنجه نرم کرده و کشورشان هم در ردیف کشورهای عقب مانده جهان قرار گیرد و همیشه دست فقر بسوی اینوآن دراز نمایند و هیچگاه سر پای خود ایستاد نشوند.
اینک با بروی کار آمدن امارت اسلامی، افغانستان به دست فرزندان واقعی و اصلی آن واگذار شده، و گلهای پژمردهاش، درحال شگفته و جوانه زدن میباشند، ملتی که با مشکلات عدیدی دسته و پنجه نرم کرده و در این میان چشم و چراغ ملت ما امارت اسلامی است؛ همانطوری که آمریکا را به خاک ذلت کشانده و از کشور بیرون رانده؛ انتظار میرود که افغانستان ویرانه را روزی به گلستان جانانه مبدل سازند!
امارت اسلامی و دولتمردان آن متشکل از مجاهدینسلحشور، علما، دانشمندان، متفکران...جامعه اسلامی و افغانی هستند، این رادمردان بزرگ همانطوری که اسم و نظامشان مسمی به اسلامی است، افکار و ایدهٔشان، قوانین، خط و مششان هم اسلامی هست و ان شاءالله در آینده هم اسلامی خواهند ماند.
یکی از وظایف مهم و سترگ حکومت اسلامی بازسازی، حفظ وطن و رفع نیازهای اولیه آن جامعه و شهروندان آن میباشد.
افغانستانی که قدم به قدم آن، هر کوچه و پس کوچه آن، هر شهر و بازار آن، هر ولسوالی و ولایات آن، نیاز به آبادانی و ترمیمکاری جدی و دقیق دارد، افغانستان که جنگهای طولانیمدت و استفاده انواع اسلحههای مخرب دراین سرزمین تمام زیبایها و درخشش را از ما گرفته و نیاز مبرم به بازسازی نوینی دارد و اینکار فقط و فقط از عهدهٔ دولت مردان و زمامداران امارت اسلامی بر میآید و بس.
البته به یاد داشته باشیم که وظیفه دولت و حاکمیت نه تنها ساخته ساز شهری و زیر ساختهای یک کشور میباشد؛ بلکه وظیفه دولت فراتر از همه اینهاست؛ وظیفه حکومت حفظ و امنیت کشور، حفظ مرزهای کشور، حفظ و حدت مردمی، حفظ دین و عقیده ملت، افزایش صاردات و وارادت تجاری، فراهم سازی زمینهٔ کسبوکار برای شهروندان، مجازات مجرمین و قطاع طریق و...
امید است که نظام امارت اسلامی باردیگر تاریخ گذشتگان امت اسلامی را زنده نموده و دوباره عدالت فاروقی و فقر زدای عمرابن عبدالعزیز رحمهالله را، نه تنها در افغانستان، بلکه در تمام جهان احیا گرداند، تا جایی که گرگومیش یکجا آب بنوشند و کسی یافته نشود که زکات و صدقات مردم را اخذ نماید!
در نتیجه باید گفت، امارت اسلامی تاسیس و بنیاد گذاری شده تا تمام این رویاهای دیرنهٔ ملت غمدیدهٔ افغانستان را به حقیقت مبدل سازد، و از دین و آیین ملت ما پاسداری کرده و برای یک افغانستان آزاد، آباد، مستقل و مقتدیر گامهای دقیق و استوارتری را بردارد!
به امید محقق شدن تمام رویاهای دیرنهٔ افغانها به حقیقت سرمدی!
ڪانال جهادے الْاِمارة الإِسْلامية🏳↓
@alemarahkhabar14
✍مصطفی توکلی
سرزمین افغانستان عزیز و مردم نیکنام و متدینش، مردمی که با جهاد و قهرمانی بزرگ شدند، رشادت و شهامت با رگ و خودنشان عجین گشته؛ در طول چهاردههٔ اخیر فراز و نشیبهای متعددی را پشتسر گزرانیدهاند؛ خاطرات تلخ و شرین، روزهای سخت و آسان، قتل و غارت، خون و خونریزی، دین و دین ستیزی، قوم و قومگرایی و... را تجربه کردهاند.
این سرزمین پاک مدت مدیدی مورد تاختوتاز و هجوم دشمنان شرقی و غربی قرارگرفته بود، هرکسوناکس اسب خود را تا آخرین رمق تاخته و به نوبت خود از هیچ نوع جور و جفای بر مردم مظلوم این مرزوبوم دریغ نورزیده و هرآنچه از دستشان میآمد، بر ملت افغان عملی میکردهاند.
اما در مقابل ملت بیدار افغان هم غفلت نورزیده، غیرت و شجاعت افغانیشان را به تحرک آورده و از ناحیه مردان سلحشور و دیندوست این سرزمین چنان ضربههای کاری بر پیکر این جانوران وحشی و نوکران حلقهبگوششان وارد کردهاند که با پیکر خون چکان این سرزمین را ترک کرده و باید سالیان سال درس خودشناسی بخوانند تا دیگر چشم طمع و تجاوز بسوی این سرزمین نبندند.
اما دشمنان دین و وطن با هر بار تعرض و تجاوزشان، دستآوردی خاصی نداشتهاند، بجز از اینکه زمینه جنگ را فراهم کرده و روز به روز آن را شعلهورتر ساخته و نه تنها مانع رشد و توسعه زیرساختها و زیر بناهای این سرزمین شدهاند؛ بلکه زیرساختها و زیربناهای نیمه ساختهٔ آن را به مخروبه کامل مبدل ساختهاند.
دشمنان قسم خوردهٔ اسلام چنان برنامههای دقیق و ساماندهی شدهی را برای به فقر کشانیدن این ملت طراحی کرده بودند که آثار مخرب و ناجور آن تا امروز و شاید هم تا برطرف شدن آن، سالها طول بکشد.
این برنامههای شوم و مخرب خود را راه اندازی کردهاند تا اینکه ملت افغان در فقر، تنگدستی، بیسوادی محض دستوپنجه نرم کرده و کشورشان هم در ردیف کشورهای عقب مانده جهان قرار گیرد و همیشه دست فقر بسوی اینوآن دراز نمایند و هیچگاه سر پای خود ایستاد نشوند.
اینک با بروی کار آمدن امارت اسلامی، افغانستان به دست فرزندان واقعی و اصلی آن واگذار شده، و گلهای پژمردهاش، درحال شگفته و جوانه زدن میباشند، ملتی که با مشکلات عدیدی دسته و پنجه نرم کرده و در این میان چشم و چراغ ملت ما امارت اسلامی است؛ همانطوری که آمریکا را به خاک ذلت کشانده و از کشور بیرون رانده؛ انتظار میرود که افغانستان ویرانه را روزی به گلستان جانانه مبدل سازند!
امارت اسلامی و دولتمردان آن متشکل از مجاهدینسلحشور، علما، دانشمندان، متفکران...جامعه اسلامی و افغانی هستند، این رادمردان بزرگ همانطوری که اسم و نظامشان مسمی به اسلامی است، افکار و ایدهٔشان، قوانین، خط و مششان هم اسلامی هست و ان شاءالله در آینده هم اسلامی خواهند ماند.
یکی از وظایف مهم و سترگ حکومت اسلامی بازسازی، حفظ وطن و رفع نیازهای اولیه آن جامعه و شهروندان آن میباشد.
افغانستانی که قدم به قدم آن، هر کوچه و پس کوچه آن، هر شهر و بازار آن، هر ولسوالی و ولایات آن، نیاز به آبادانی و ترمیمکاری جدی و دقیق دارد، افغانستان که جنگهای طولانیمدت و استفاده انواع اسلحههای مخرب دراین سرزمین تمام زیبایها و درخشش را از ما گرفته و نیاز مبرم به بازسازی نوینی دارد و اینکار فقط و فقط از عهدهٔ دولت مردان و زمامداران امارت اسلامی بر میآید و بس.
البته به یاد داشته باشیم که وظیفه دولت و حاکمیت نه تنها ساخته ساز شهری و زیر ساختهای یک کشور میباشد؛ بلکه وظیفه دولت فراتر از همه اینهاست؛ وظیفه حکومت حفظ و امنیت کشور، حفظ مرزهای کشور، حفظ و حدت مردمی، حفظ دین و عقیده ملت، افزایش صاردات و وارادت تجاری، فراهم سازی زمینهٔ کسبوکار برای شهروندان، مجازات مجرمین و قطاع طریق و...
امید است که نظام امارت اسلامی باردیگر تاریخ گذشتگان امت اسلامی را زنده نموده و دوباره عدالت فاروقی و فقر زدای عمرابن عبدالعزیز رحمهالله را، نه تنها در افغانستان، بلکه در تمام جهان احیا گرداند، تا جایی که گرگومیش یکجا آب بنوشند و کسی یافته نشود که زکات و صدقات مردم را اخذ نماید!
در نتیجه باید گفت، امارت اسلامی تاسیس و بنیاد گذاری شده تا تمام این رویاهای دیرنهٔ ملت غمدیدهٔ افغانستان را به حقیقت مبدل سازد، و از دین و آیین ملت ما پاسداری کرده و برای یک افغانستان آزاد، آباد، مستقل و مقتدیر گامهای دقیق و استوارتری را بردارد!
به امید محقق شدن تمام رویاهای دیرنهٔ افغانها به حقیقت سرمدی!
ڪانال جهادے الْاِمارة الإِسْلامية🏳↓
@alemarahkhabar14
وبسایت الاماره دری
حقیقت ۶۹.pdf
نوشتهٔ دکتور ادهم شرقاوی با ترجمهٔ مصطفی توکلی، تحت عنوان «بمیر، ولی نگذار صدای حق خاموش شود!» را در مجلهٔ وزین و مشهور "حقیقت" بخوانید!
https://t.me/pkgtryu
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤2
Forwarded from شذرات فلسطينية 🇵🇸
سلامٌ عليكم سجوداً وقِياماً ودُعاءً
سلامٌ عليكم تربيةً وإعداداً
سلامٌ عليكم قتالاً وجهاداً وإثخاناً
سلامٌ عليكم صبراً وبأساً وثباتاً
سلامٌ عليكم أعدتم لنا أمجاداً
سلامٌ عليكم، ورحمة الله ورضوانه وبركاته! 💚
سلامٌ عليكم تربيةً وإعداداً
سلامٌ عليكم قتالاً وجهاداً وإثخاناً
سلامٌ عليكم صبراً وبأساً وثباتاً
سلامٌ عليكم أعدتم لنا أمجاداً
سلامٌ عليكم، ورحمة الله ورضوانه وبركاته! 💚
❤2
Forwarded from وبسایت الاماره دری
از پیروزی غزه تا خسایر وارده بر اسرائیل
نویسنده: احسان الفقیه
مترجم: مصطفی توکلی
پس از اعلام امضای توافق آتشبس، شادی و سرور، سراسر مردم غزه، فلسطین و تمام امت اسلامی را فراگرفته بود، چون این توافق یک پیروزی مهم و تاریخی برای فلسطینیها پنداشته میشود.
حالا اگر شخصی بخواهد تا این شادی را عمداً یا غیر عمدی بر همزده و از بین ببرد، ناخواسته چنین شخصی به تعداد کشتهشدگان و مجروحان و میزان ویرانیهای وارد شده در نوار غزه مرتکب جرم محسوب میشود و چنین فرد، بار دیگر حرکت طوفانالاقصی را محکوم کرده و مقاومت را مسئول این ویرانی میداند. این توافق نباید چنان توصیف شود که برخیها میکنند؛ زیرا این توافق یک پیروزی بزرگ برای فلسطینیها محسوب میشود.
در این شکی نیست که همه من و شما از خسارتهای جانی و مالی که از آغاز نبرد طوفانالاقصی بر غزه وارد شده، دلشکسته هستیم و دلمان بر آن میسوزد؛ اما فردی که با این ایده و باور باشد،(حماس را سبب ویرانی غزه و آتشبس را شکست بخواند) نادان است یا خود را به نادانی زده یا چنین شخصی مفهوم پیروزی و شکست را نادیده میگیرد. پیروزی در تعداد کشته شدگان بین طرفین نیست؛ بلکه پیروزی با دستیابی به اهداف بزرگ حاصل میشود.
رژیم جنایتکار در این نبرد شکست خورده است، گرچه تعداد کشتههایش بسیار کمتر از شهدای اهل غزه است، چون رژیم صهیونیستی به هیچ یکی از اهداف ولایی خود که ماشین ویرانگر خود را علیه نوار غزه به حرکت درآورده بود، نرسیده است.
نتانیاهو قصد داشت اُسرای اسرائیلی را بدون کدام قید و شرط و بدون مذاکره با مقاومت فلسطین آزاد کند، اما نتانیاهو به اهداف شوم خود نرسده و آنها را رها کرده و تسلیم توافق پایان جنگ شد.
هدف دیگرش از بین بردن و انقراض مقاومت بود و با اعلام این هدف از خود واکنشها نشان داد و بیش از یک سال جنگید؛ اما مقاومت اسلامی تا آخرین لحظه با ارتش اسرائیل دست و پنجه نرم کرد و خسارتها متوالی و هنگفتی بر پیکر رژیم صهیونیستی وارد کرد و با تمام قوای خویش نتوانست آن را از بین ببرد.
هدف دیگر نتانیاهو تخلیه و جلاوطن کردن مردم از نوار غزه بود، ولی اکنون با چشم سر میبینیم که جمعهای بزرگِ آوارگان خود را آماده میکنند تا از جنوب که آنجا شلوغ است، به خانههای خود در شمال و مرکز غزه بازگردند.
بیدون شک غزه با ملت ثابت قدم و مقاومت دلاور خود پیروز شده است و پیروزیهای حماس و شکست و خسایر که بر پیکر رژیم غاصب وارد شده است را به اقتضای منابع ذیل خلاصه میکنیم:
اولاً: خنثی سازی و از بین بردن پیمان قرن که در این پیمان به آوارگی فلسطینیها و قدرت گرفتن صهیونیستها از فلسطین منجر میشد؛
دوماً: توقف روند یهودی سازی "الاقصی" که تقریباً قبل از نبرد طوفانالاقصی تکمیل شده بود؛
سوماً: احیای بینالمللی شدن قضیهٔ فلسطین که در مجامع بینالمللی به تاق نسیان سپرده شده بود؛
چهارم: جلب همفکری بینالمللی و آشنایی مردم غرب با قضیهٔ فلسطین که رسانههای غربی آگاهانه حقایق را از مردم آن پنهان میکردند و بعد از حرکت طوفانالاقصی این مردم از اسارت روایتهای کاذبانهٔ و خودساختهٔ اسراییلی نجات یافتند؛
پنجم: به تحرک و آمده باش شدن کتیبههای کرانه باختری، نابلس، جنین و سایر شهرهای فلسطین به سمت گزینه مقاومت که از ابتدا هدف مقاومت در غزه بودند؛
ششم: نابود شدن و از بین رفتن شأن و شوکت اسرائیل که با تخریب منازل بر سر غیرنظامیان به دنبال پیروزی دروغین و تخیلی در غزه افتاده بود؛ اما در نبرد میدانی متحمل خسارتهای سنگینی شد و شکست خود را در نبرد میدانی ثابت کرد؛
هفتم: برهم زدن فضای داخلی اسرائیل و از دست دادن اعتماد تودههای بزرگ اسرائیلی نسبت به دولتِ افراطی که به آنها درد سر خریده؛
هشتم: وارد شدن خسارتهای سنگین به رژیم صهیونیستی. صدها افسر و سرباز رژیم صهیونیستی کشته شده و دهها هزار مجروح و نزدیک به نیمی از این مجروحان دچار آسیبهای روحی و روانی شدهاند و بسیاری از آنها در مؤسسات روانپزشکی تحت مداوا هستند و یا هم ترخیص شدهاند. برخی از مجروحان چنان دچار معلولیتهای دائمی شدهاند که رژیم برای همیشه آنها را از خدمت سربازی محروم کرده و علاوه براین صدها تن از سربازان رژیم خودکشی کردهاند؛
بیش از نیممیلیون اسرائیلی آوره شده و خسارتهای هنگفتی در بخشهای گردشگری و سرمایه گذاری، ازدیاد فقر، فلج شدن در بخشهای ساخت و ساز، بدتر شدن کسری بودجه و افزایش حجم مهاجرت در بین اسرائیلیها ایجاد شده است؛
نهم: در سطح بینالمللی حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و یوآف گالانت وزیر دفاع سابق اسرائیل صادر شده بود
ادامه مقاله:
https://www.alemarahdari.af/?p=129540
نویسنده: احسان الفقیه
مترجم: مصطفی توکلی
پس از اعلام امضای توافق آتشبس، شادی و سرور، سراسر مردم غزه، فلسطین و تمام امت اسلامی را فراگرفته بود، چون این توافق یک پیروزی مهم و تاریخی برای فلسطینیها پنداشته میشود.
حالا اگر شخصی بخواهد تا این شادی را عمداً یا غیر عمدی بر همزده و از بین ببرد، ناخواسته چنین شخصی به تعداد کشتهشدگان و مجروحان و میزان ویرانیهای وارد شده در نوار غزه مرتکب جرم محسوب میشود و چنین فرد، بار دیگر حرکت طوفانالاقصی را محکوم کرده و مقاومت را مسئول این ویرانی میداند. این توافق نباید چنان توصیف شود که برخیها میکنند؛ زیرا این توافق یک پیروزی بزرگ برای فلسطینیها محسوب میشود.
در این شکی نیست که همه من و شما از خسارتهای جانی و مالی که از آغاز نبرد طوفانالاقصی بر غزه وارد شده، دلشکسته هستیم و دلمان بر آن میسوزد؛ اما فردی که با این ایده و باور باشد،(حماس را سبب ویرانی غزه و آتشبس را شکست بخواند) نادان است یا خود را به نادانی زده یا چنین شخصی مفهوم پیروزی و شکست را نادیده میگیرد. پیروزی در تعداد کشته شدگان بین طرفین نیست؛ بلکه پیروزی با دستیابی به اهداف بزرگ حاصل میشود.
رژیم جنایتکار در این نبرد شکست خورده است، گرچه تعداد کشتههایش بسیار کمتر از شهدای اهل غزه است، چون رژیم صهیونیستی به هیچ یکی از اهداف ولایی خود که ماشین ویرانگر خود را علیه نوار غزه به حرکت درآورده بود، نرسیده است.
نتانیاهو قصد داشت اُسرای اسرائیلی را بدون کدام قید و شرط و بدون مذاکره با مقاومت فلسطین آزاد کند، اما نتانیاهو به اهداف شوم خود نرسده و آنها را رها کرده و تسلیم توافق پایان جنگ شد.
هدف دیگرش از بین بردن و انقراض مقاومت بود و با اعلام این هدف از خود واکنشها نشان داد و بیش از یک سال جنگید؛ اما مقاومت اسلامی تا آخرین لحظه با ارتش اسرائیل دست و پنجه نرم کرد و خسارتها متوالی و هنگفتی بر پیکر رژیم صهیونیستی وارد کرد و با تمام قوای خویش نتوانست آن را از بین ببرد.
هدف دیگر نتانیاهو تخلیه و جلاوطن کردن مردم از نوار غزه بود، ولی اکنون با چشم سر میبینیم که جمعهای بزرگِ آوارگان خود را آماده میکنند تا از جنوب که آنجا شلوغ است، به خانههای خود در شمال و مرکز غزه بازگردند.
بیدون شک غزه با ملت ثابت قدم و مقاومت دلاور خود پیروز شده است و پیروزیهای حماس و شکست و خسایر که بر پیکر رژیم غاصب وارد شده است را به اقتضای منابع ذیل خلاصه میکنیم:
اولاً: خنثی سازی و از بین بردن پیمان قرن که در این پیمان به آوارگی فلسطینیها و قدرت گرفتن صهیونیستها از فلسطین منجر میشد؛
دوماً: توقف روند یهودی سازی "الاقصی" که تقریباً قبل از نبرد طوفانالاقصی تکمیل شده بود؛
سوماً: احیای بینالمللی شدن قضیهٔ فلسطین که در مجامع بینالمللی به تاق نسیان سپرده شده بود؛
چهارم: جلب همفکری بینالمللی و آشنایی مردم غرب با قضیهٔ فلسطین که رسانههای غربی آگاهانه حقایق را از مردم آن پنهان میکردند و بعد از حرکت طوفانالاقصی این مردم از اسارت روایتهای کاذبانهٔ و خودساختهٔ اسراییلی نجات یافتند؛
پنجم: به تحرک و آمده باش شدن کتیبههای کرانه باختری، نابلس، جنین و سایر شهرهای فلسطین به سمت گزینه مقاومت که از ابتدا هدف مقاومت در غزه بودند؛
ششم: نابود شدن و از بین رفتن شأن و شوکت اسرائیل که با تخریب منازل بر سر غیرنظامیان به دنبال پیروزی دروغین و تخیلی در غزه افتاده بود؛ اما در نبرد میدانی متحمل خسارتهای سنگینی شد و شکست خود را در نبرد میدانی ثابت کرد؛
هفتم: برهم زدن فضای داخلی اسرائیل و از دست دادن اعتماد تودههای بزرگ اسرائیلی نسبت به دولتِ افراطی که به آنها درد سر خریده؛
هشتم: وارد شدن خسارتهای سنگین به رژیم صهیونیستی. صدها افسر و سرباز رژیم صهیونیستی کشته شده و دهها هزار مجروح و نزدیک به نیمی از این مجروحان دچار آسیبهای روحی و روانی شدهاند و بسیاری از آنها در مؤسسات روانپزشکی تحت مداوا هستند و یا هم ترخیص شدهاند. برخی از مجروحان چنان دچار معلولیتهای دائمی شدهاند که رژیم برای همیشه آنها را از خدمت سربازی محروم کرده و علاوه براین صدها تن از سربازان رژیم خودکشی کردهاند؛
بیش از نیممیلیون اسرائیلی آوره شده و خسارتهای هنگفتی در بخشهای گردشگری و سرمایه گذاری، ازدیاد فقر، فلج شدن در بخشهای ساخت و ساز، بدتر شدن کسری بودجه و افزایش حجم مهاجرت در بین اسرائیلیها ایجاد شده است؛
نهم: در سطح بینالمللی حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و یوآف گالانت وزیر دفاع سابق اسرائیل صادر شده بود
ادامه مقاله:
https://www.alemarahdari.af/?p=129540
❤1
گزارش روز پایانی دورۀ دو روزۀ «رشد شخصیت و توسعۀ فردی»
برنامهریزی یکی از اصول مهم پیشرفت در زندگی است. دانشمندان معاصر این قرن را، قرن ایده و اداره مینامند، زیرا بدون ایده، زندگی معنایی نداشته و اگر به پشت ایده و هدف، برنامهریزیی نباشد، نتیجۀ شکل نمیگیرد و گویی آب در هاون کوبیدن است و زیره به کرمان بردن. کانون علمی و فرهنگی فروغ هم بخاطر اهمیت برنامهریزی در زندگی یک روز از دوره را به این موضوع اختصاص داد، که این مبحثِ زیبا توسط نویسنده و مترجم توانا استاد عبدالرحمن عزام ارایه شد.
استاد در ابتدا به بنیادهای موفقیت در زندگی از نگاه دانشمندان اسلامی پرداخت و سپس ویژگیهای یک برنامهریزی اثربخش را بر شمرد. در ادامه که پرسشهای مشترکین هم رنگِ دیگری به دوره بخشیده بود؛ به انواع و گونههای برنامهریزی، همراه با ارایۀ روشهای کاربردی و راهبردی پرداخت.
برنامه با اهدای تصدیقنامه و بازدید از نمایشگاه کتابِ دوره، و کتابخانۀ فروغ به پایان رفت.
امید داریم دوستانی که در این برنامه شرکت کرده بودند، بهرۀ کافی را برده باشند.
🌐در شبکه های اجتماعی همراه ما باشید:
⭐Facebook⭐Telegram⭐ 🌐Web⭐
برنامهریزی یکی از اصول مهم پیشرفت در زندگی است. دانشمندان معاصر این قرن را، قرن ایده و اداره مینامند، زیرا بدون ایده، زندگی معنایی نداشته و اگر به پشت ایده و هدف، برنامهریزیی نباشد، نتیجۀ شکل نمیگیرد و گویی آب در هاون کوبیدن است و زیره به کرمان بردن. کانون علمی و فرهنگی فروغ هم بخاطر اهمیت برنامهریزی در زندگی یک روز از دوره را به این موضوع اختصاص داد، که این مبحثِ زیبا توسط نویسنده و مترجم توانا استاد عبدالرحمن عزام ارایه شد.
استاد در ابتدا به بنیادهای موفقیت در زندگی از نگاه دانشمندان اسلامی پرداخت و سپس ویژگیهای یک برنامهریزی اثربخش را بر شمرد. در ادامه که پرسشهای مشترکین هم رنگِ دیگری به دوره بخشیده بود؛ به انواع و گونههای برنامهریزی، همراه با ارایۀ روشهای کاربردی و راهبردی پرداخت.
برنامه با اهدای تصدیقنامه و بازدید از نمایشگاه کتابِ دوره، و کتابخانۀ فروغ به پایان رفت.
امید داریم دوستانی که در این برنامه شرکت کرده بودند، بهرۀ کافی را برده باشند.
🌐در شبکه های اجتماعی همراه ما باشید:
⭐Facebook⭐Telegram⭐ 🌐Web⭐
Forwarded from برگهای سبز
در مسیر زندگى هرگز نمى افتد به چاه
با چراغ دین و دانش گر بشر بینا شود
لُف دستار فضیلت و فراغت از دورهٔ حدیث نبوی را برای برادر عزیزمان مولوی صاحب مصطفی توکلی و فراغت از دورهٔ حفظ کلام الله مجید را برای قاری صاحب محمد رفیع جان، از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض میکنم.
انشاءالله که پلههای موفقیت را یکی، پی دیگری بپیمایند و به بلندترین قلههای علم و دانش برسند.
موفق باشید!
#دارالعلوم_هرات
#جشن_فارغ_تحصیلی
#برگهایسبز
https://t.me/barghaysabz0093
با چراغ دین و دانش گر بشر بینا شود
لُف دستار فضیلت و فراغت از دورهٔ حدیث نبوی را برای برادر عزیزمان مولوی صاحب مصطفی توکلی و فراغت از دورهٔ حفظ کلام الله مجید را برای قاری صاحب محمد رفیع جان، از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض میکنم.
انشاءالله که پلههای موفقیت را یکی، پی دیگری بپیمایند و به بلندترین قلههای علم و دانش برسند.
موفق باشید!
#دارالعلوم_هرات
#جشن_فارغ_تحصیلی
#برگهایسبز
https://t.me/barghaysabz0093
❤3👍1
Forwarded from وبسایت الاماره دری
مروری کوتاه بر زندگی شهید نصیرخان "تقبلهالله"
از ولایت شهید پرور غورباستان
نویسنده: مصطفی توکلی
معرفی و پرداختن به تمام زوایایی زندگی شهید نصیرخان تقبلهالله، از عهدهٔ این نوشته کوتاه خارج بوده و معرفی چنین شهدای بزرگ و شخصیتهای از جان و مال گذشته، به گفتهٔ مولانا مثنوی هفتاد من میخواهد، ولی بااین وصف قاصر و کوتاه من، در یک کلام میتوان گفت: این شهید همانند شمعی بود که پروانهوار دور شمع پرواز کرده و مدت زمانی درخشیده و بالاخره از دیدگان مان پنهان گشته است.
تولد و آغاز بهار زندگی
شهیدِ قهرمان، نصیرخان "ابوسهیل" «تقبلهالله» فرزند دولتنظر، باشنده قریه اسپرفِ ولسوالی مرغاب ولایت غور، در سال ۱۳۶۴هجری شمسی در یک خانوادهای متدین و اسلامی دیده به جهان گشود بود.
وی تحصيلات ابتدائیاش را نزد عالِم روستای خود آغاز نمود. اما بعدها بنابر مشکلات اقتصادی و خانوادگی، نتوانست دروسش را ادامه بدهد؛ زیرا وی! تنها نان آورخانواده خود بود.
دوران سیاه جمهوریت و پیوستن به صفوف جهادِ مجاهدین امارت اسلامی
روزگارسیاه و دورانِ جاهلیتِ جمهوریت چنان بر چشمان ملت دیندوستما پردهٔ تاریک انداخته بود که مجاهدین روستای ما در آن زمان به تعداد انگشتان دست هم نمیرسیدند، تا اینکه به برکت تلاش و دعوت مجاهدین، روز به روز به تعداد مجاهدین افزوده میشد که بعد از مدت به صدها نفر رسیدند، اینک این مجاهد نستوه و مبارز هم به دعوت دوستانش، همچون: ملامحمدعظیم بشارت و ملاصبغتالله زاهد به صفوف مجاهدین امارت اسلامی پیوست و دعوت جهاد را لبیک گفت.
خدمات جهادی و مهارتهای نظامی
مسلمانی که در قلبش ذرهٔی از ایمان و اسلام موج میزد و شهامت و شجاعت افغانی در دل میداشت؛ هیچگاه، تحمل و توان تماشای تهاجم و تجاوز اشغالگران کفری و نوکران داخلیشان را نداشت؛ شهید نصیرخان "تقبلهالله" نیز از جمله سلحشورانی بود که همیشه لباس رزم و پیکار را بر تن و اسلحه جهاد را به دوش داشت، موهای سیاه و فرفریاش بر شانههایش بازی میکرد و برای پیوستن به قافله شهدا لحظه شماری میکرد. او یک قهرمان و مبارز قوی در راه جهاد بود، همیشه در تشکیلات حاضر بود؛ خیلی شجاع، دیندار، مخلص، مطیع و مجاهد هوشیار و زیرک بود.
خداوند متعال اخلاق نیکوی و سرشت زیبای به ایشان بخشیده بود، آثار تقوی، شجاعت و اخلاص از دور در پیشانیاش هویدا بود.
ابراز عشق و علاقه به دوستان و همسنگران از ویژگیهای خاص این شهید بود.
ایشان در انواع و اقسام اسلحههای جهادی مهارت کامل داشت و در سلاحهای همانند کلاشینکوف، پیکا، راکت، هشتاد و دو، دهشکه، هاوان و ... حرفهٔ بود.
به زندگی طاقتفرسای سنگر، علاقه شدیدی داشت و سختیها را همواره تحمل مینمود بهویژه زمانیکه عملیات پیروزمندانه در ولسوالی دولتیار شروع شد، بسیار غمگین بود، بهخاطر اینکه آسیبی به دوستان سنگرش نرسد، مشغول نگهبانی و گزمهزدن بود.
تشکیلات که در آنها مشارکت فعّال داشت:
شهید تقبلهالله در جنگهای زیادی شرکت کردند که ازجملهٔ جنگها:
۱- به چندین جنگی که در ولسوالی چهارصدهٔ ولایت غور رخ داده بود، مشارکت فعال داشته و مردانه رزمیدند.
۲ـ به چندین جنگ در ولسوالی دولتیار ولایت غور، که جنگهای این ولسوالی چندین سال ادامه داشت و هر روز حلقه محاصره بر مجاهدین تنگ و تنگتر میشد، تا جایی که مشتبر یخن درگیر میشدند و با صبر و استقامت در کنار همسنگرانش مردانه میجنگیدند.
۳ـ مشارکت در جنگ درزاب/ شبرغان، در مقابل خوارج و دواعش تکفیری که دراین نبرد، ضربهٔ محکم و نابود کنندهٔ خوارج و داعشیهای تکفری وارد کرده بودند.
۴- مشارکت در جنگ ولسوالی دولتیار، (جنگ قلعهای ظریفک، جنگ انتخابات و جنگ پشتهنور) به رهبری مولوی محمد ظریف تائب. این جنگ یک حمله تاکتیکی بود که بالا قرارگاه اربکیها اجرا شده که در نتیجه ۲۰ نفر از اربکیها کشته شده بودند.
۵- باردیگر هم در ولسوالی دولتیار مشارکت نمودند، دراین نبرد، با جنگ رویارویی با دشمن مواجه شدند که در نتیجه، مجاهدین پیروز میدان نبرد شدند و سه تانگ دشمن طعمه ماین شده و تعدادی زیادی از افراد دشمن کشته شدند و قوای مجهز دولت با شکست مفتضحهانهٔ مواجه شده بود.
ادامه مقاله:
https://www.alemarahdari.af/?p=129884
از ولایت شهید پرور غورباستان
نویسنده: مصطفی توکلی
معرفی و پرداختن به تمام زوایایی زندگی شهید نصیرخان تقبلهالله، از عهدهٔ این نوشته کوتاه خارج بوده و معرفی چنین شهدای بزرگ و شخصیتهای از جان و مال گذشته، به گفتهٔ مولانا مثنوی هفتاد من میخواهد، ولی بااین وصف قاصر و کوتاه من، در یک کلام میتوان گفت: این شهید همانند شمعی بود که پروانهوار دور شمع پرواز کرده و مدت زمانی درخشیده و بالاخره از دیدگان مان پنهان گشته است.
تولد و آغاز بهار زندگی
شهیدِ قهرمان، نصیرخان "ابوسهیل" «تقبلهالله» فرزند دولتنظر، باشنده قریه اسپرفِ ولسوالی مرغاب ولایت غور، در سال ۱۳۶۴هجری شمسی در یک خانوادهای متدین و اسلامی دیده به جهان گشود بود.
وی تحصيلات ابتدائیاش را نزد عالِم روستای خود آغاز نمود. اما بعدها بنابر مشکلات اقتصادی و خانوادگی، نتوانست دروسش را ادامه بدهد؛ زیرا وی! تنها نان آورخانواده خود بود.
دوران سیاه جمهوریت و پیوستن به صفوف جهادِ مجاهدین امارت اسلامی
روزگارسیاه و دورانِ جاهلیتِ جمهوریت چنان بر چشمان ملت دیندوستما پردهٔ تاریک انداخته بود که مجاهدین روستای ما در آن زمان به تعداد انگشتان دست هم نمیرسیدند، تا اینکه به برکت تلاش و دعوت مجاهدین، روز به روز به تعداد مجاهدین افزوده میشد که بعد از مدت به صدها نفر رسیدند، اینک این مجاهد نستوه و مبارز هم به دعوت دوستانش، همچون: ملامحمدعظیم بشارت و ملاصبغتالله زاهد به صفوف مجاهدین امارت اسلامی پیوست و دعوت جهاد را لبیک گفت.
خدمات جهادی و مهارتهای نظامی
مسلمانی که در قلبش ذرهٔی از ایمان و اسلام موج میزد و شهامت و شجاعت افغانی در دل میداشت؛ هیچگاه، تحمل و توان تماشای تهاجم و تجاوز اشغالگران کفری و نوکران داخلیشان را نداشت؛ شهید نصیرخان "تقبلهالله" نیز از جمله سلحشورانی بود که همیشه لباس رزم و پیکار را بر تن و اسلحه جهاد را به دوش داشت، موهای سیاه و فرفریاش بر شانههایش بازی میکرد و برای پیوستن به قافله شهدا لحظه شماری میکرد. او یک قهرمان و مبارز قوی در راه جهاد بود، همیشه در تشکیلات حاضر بود؛ خیلی شجاع، دیندار، مخلص، مطیع و مجاهد هوشیار و زیرک بود.
خداوند متعال اخلاق نیکوی و سرشت زیبای به ایشان بخشیده بود، آثار تقوی، شجاعت و اخلاص از دور در پیشانیاش هویدا بود.
ابراز عشق و علاقه به دوستان و همسنگران از ویژگیهای خاص این شهید بود.
ایشان در انواع و اقسام اسلحههای جهادی مهارت کامل داشت و در سلاحهای همانند کلاشینکوف، پیکا، راکت، هشتاد و دو، دهشکه، هاوان و ... حرفهٔ بود.
به زندگی طاقتفرسای سنگر، علاقه شدیدی داشت و سختیها را همواره تحمل مینمود بهویژه زمانیکه عملیات پیروزمندانه در ولسوالی دولتیار شروع شد، بسیار غمگین بود، بهخاطر اینکه آسیبی به دوستان سنگرش نرسد، مشغول نگهبانی و گزمهزدن بود.
تشکیلات که در آنها مشارکت فعّال داشت:
شهید تقبلهالله در جنگهای زیادی شرکت کردند که ازجملهٔ جنگها:
۱- به چندین جنگی که در ولسوالی چهارصدهٔ ولایت غور رخ داده بود، مشارکت فعال داشته و مردانه رزمیدند.
۲ـ به چندین جنگ در ولسوالی دولتیار ولایت غور، که جنگهای این ولسوالی چندین سال ادامه داشت و هر روز حلقه محاصره بر مجاهدین تنگ و تنگتر میشد، تا جایی که مشتبر یخن درگیر میشدند و با صبر و استقامت در کنار همسنگرانش مردانه میجنگیدند.
۳ـ مشارکت در جنگ درزاب/ شبرغان، در مقابل خوارج و دواعش تکفیری که دراین نبرد، ضربهٔ محکم و نابود کنندهٔ خوارج و داعشیهای تکفری وارد کرده بودند.
۴- مشارکت در جنگ ولسوالی دولتیار، (جنگ قلعهای ظریفک، جنگ انتخابات و جنگ پشتهنور) به رهبری مولوی محمد ظریف تائب. این جنگ یک حمله تاکتیکی بود که بالا قرارگاه اربکیها اجرا شده که در نتیجه ۲۰ نفر از اربکیها کشته شده بودند.
۵- باردیگر هم در ولسوالی دولتیار مشارکت نمودند، دراین نبرد، با جنگ رویارویی با دشمن مواجه شدند که در نتیجه، مجاهدین پیروز میدان نبرد شدند و سه تانگ دشمن طعمه ماین شده و تعدادی زیادی از افراد دشمن کشته شدند و قوای مجهز دولت با شکست مفتضحهانهٔ مواجه شده بود.
ادامه مقاله:
https://www.alemarahdari.af/?p=129884
❤2
غزهٔ سربلند!
نویسنده: دکتورعلی صلابی
متـرجـم: مصطفـی توکلــی
بر ما لازم است تا صدای حق را بلند نماییم، چون سکوت دربرابر ظلم رسوایی بیش نیست.
چطور انسان از خانهاش طرد شود، زمینهایش غصب و وطنش ویران شود و بعد از آن به خیمههای دشت و بیابان رانده شود؟ گویا زندگی چنین انسانی اصلاً هیچ اهمیت و ارزشی ندارد؟
-کدام جرم سختتر و بالاتر از این است؟
-مگر این مردم مرتکب کدام جرم و جنایت شدهاند؟
ترد و کوچانیدن اهل غزه از سرزمینشان، ظلمی بالاتر از تصور انسانهاست و ستمی است که خشم و غضب الله را به دنبال دارد.
و این از عدالت فرسخها بدور است که اهل سرزمینی را قتل عام کنی، و بعد از آن هیچ حساب و کتابی باز ندهی و این هم از شأن انسانیت بدور است که ما در برابر ظلمِ ظالمان سکوت نماییم.
اللهم انصر إخواننا في غزة،
وسخّر لهم من جندك ما يهزم عدوك وعدونا، فأنت القوي العزيز.
The voice of truth must be heard because staying silent in the face of injustice is a betrayal. How can a person be forced out of their home, their land stolen, their country destroyed, and then be thrown into refugee camps as if their life means nothing?
What crime could be worse than this?
This is unimaginable oppression, a great injustice that brings the anger of God. It is not fair for the rightful owners of the land to be killed while the criminals go unpunished. And it is not human to reward the oppressor with our silence.
O Allah, grant victory to our brothers and sisters in Gaza.
Send them Your soldiers to defeat our enemy and Yours,
for You are the Almighty, the Most Powerful.
(این متن به زبان انگلیسی هم ترجمه شده تا به تمام ملتهای بیدار برسد...)
https://t.me/pkgtryu
نویسنده: دکتورعلی صلابی
متـرجـم: مصطفـی توکلــی
بر ما لازم است تا صدای حق را بلند نماییم، چون سکوت دربرابر ظلم رسوایی بیش نیست.
چطور انسان از خانهاش طرد شود، زمینهایش غصب و وطنش ویران شود و بعد از آن به خیمههای دشت و بیابان رانده شود؟ گویا زندگی چنین انسانی اصلاً هیچ اهمیت و ارزشی ندارد؟
-کدام جرم سختتر و بالاتر از این است؟
-مگر این مردم مرتکب کدام جرم و جنایت شدهاند؟
ترد و کوچانیدن اهل غزه از سرزمینشان، ظلمی بالاتر از تصور انسانهاست و ستمی است که خشم و غضب الله را به دنبال دارد.
و این از عدالت فرسخها بدور است که اهل سرزمینی را قتل عام کنی، و بعد از آن هیچ حساب و کتابی باز ندهی و این هم از شأن انسانیت بدور است که ما در برابر ظلمِ ظالمان سکوت نماییم.
اللهم انصر إخواننا في غزة،
وسخّر لهم من جندك ما يهزم عدوك وعدونا، فأنت القوي العزيز.
The voice of truth must be heard because staying silent in the face of injustice is a betrayal. How can a person be forced out of their home, their land stolen, their country destroyed, and then be thrown into refugee camps as if their life means nothing?
What crime could be worse than this?
This is unimaginable oppression, a great injustice that brings the anger of God. It is not fair for the rightful owners of the land to be killed while the criminals go unpunished. And it is not human to reward the oppressor with our silence.
O Allah, grant victory to our brothers and sisters in Gaza.
Send them Your soldiers to defeat our enemy and Yours,
for You are the Almighty, the Most Powerful.
(این متن به زبان انگلیسی هم ترجمه شده تا به تمام ملتهای بیدار برسد...)
https://t.me/pkgtryu
👍2