اهل نوشتن
179 subscribers
112 photos
9 videos
37 files
423 links
تاملات و یادداشت‌ها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشته‌های خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
Download Telegram
مردم کشوری عزیز ما، خیلی بدعت دوست هستند و از رسم و رسومات غیر اسلامی و جاهلی تا جایی که توان دارند؛ استقبال می‌کنند.
امشب تمام شهر هرات را گشتم تا لباس و وسایلی گرمایش زمستانی بخرم؛ متاسفانه گیرم نیامد و از صفر تا صدِ مردم، موه‌جات و خوارکی می‌فروختند؛ پرسیدم که امشب چه خبر است که همه میوه می‌فروشند، البته(میوه‌های که در طول سال به چشم ندیده بودم، ولی امشب در بازار مشاهده کردم) گفتند: مگر نمی‌دانی که امشب، شب یلداست؟
گفتم: نه.

پ ن: در دین اسلام شبی به نام یلدا نداریم!


✍️مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
👍21👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"ونحن نُحِبُّ الحياة إذا ما استطعنا إليها سبيلاً" ❤️
3👍2🥰1
امروز اگر از شما سؤال کنند که قدرتمندترین نیرو و قدرتِ دنیا، در اختیار کیست؟ فورا نیرو و قدرت "آمریکا" در ذهن شما خطور می‌کند.
.
و اگر از شما سؤال کنند که ثروتمندترین ملت در جهان کدام ملت است؟ فوراً ذهن شما به(خلیج‌فارس) خلیج‌نشینان فارس معطوف می‌گردد.
اما شما واقعیت را نمی‌دانید، واقعیت چیست؟ واقعیت این است که بزرگترین قدرتی که شما از او سخن می‌گوید و او را ابرقدرت دنیا می‌شمارید؛ زیر پای لشکر طالبان (امارت اسلامی) لگدمال شده است.
و
ثروتمندترین ملت، ملت فلسطین هستند، ملتی که مدتی مدیدی است، دست نیاز و دراز را از مردم برداشته و آن را به سوی خدا دراز کرده‌اند.
#_فالله هو الناصر وهو المُغنِي

برگردان: مصطفی توکلی

https://t.me/pkgtryu
👍2
از سخنان زیبا و دلپذیریی که ابن خلدون، درسال ۸٠۸هـ بیان کردند، نکاتی کلیدی که باید با آب طلا نگاشته شوند:
می‌فرماید: اگر مرا در زوال و انقراض دو قشر (زوال الطغاة و زوال العبید) مخیر قرار بدهید؛ البته که من گزینهٔ نابودی بردگان را انتخاب می‌کنم؛ چون بردگان هستند که طواغیت را ساخته و به وجود می‌آورند.

برگردان: مصطفی توکلی


https://t.me/pkgtryu
👍1
زمستان؛ فصل شهادت برای اهل غزه

نویسنده: احسان الفقیه
مترجم: مصطفی توکلی

زمستان امسال در غزه، مثل هیچ زمستانی سخت و طاقت‌فرسا نیست. این فصل (زمستان) چهرهٔ واقعی درد و رنج را نمایان می‌کند و عمق مصیبت‌ و فاجعه را آشکار می‌نماید. در حالی که خیلی‌ها از زیبایی‌ها و ویژگی‌های زمستان می‌سرایند و آن را الهام‌بخش شعر و ادب می‌دانند و می‌نامند؛ اما زمستان در غزه چهره‌ای دیگر دارد؛ چهرهٔ سرد، سخت و مملو از فقر و محرومیت.

برف و باران برای خیلی‌ها شادی‌آور و سبب سرور و شادی آن‌هاست.

در شب‌های طولانی زمستان، شاعران به شعر، و داستان‌سرایان به داستان‌سرایی می‌پردازند، و در روزهای زمستانی عابدان خوشحال‌اند، چون روزه و سپری‌شدن روز برای‌شان نعمت و شب‌های طولانی هم برای عبادت‌شان فرصت بی‌بدیلی است؛ اما زمستان غزه داستان دیگری دارد، زمستان امروز در غزه چون کابوسی گشته است. چادرهای کهنه و فرسوده نمی‌توانند در برابر باران و سرمای سوزان و کشنده تاب بیاورند. مرگ به راحتی جان کودکان و بزرگ‌سالان را می‌گیرد، البته این مرگ نه با بمباردمان، بلکه با یخ‌زدن خون در رگ‌هاست. آری این مصیبت‌ها و رنج‌ها، موقتی یا گذرا نیست؛ بلکه هر روز و هر لحظه با سرما و نبود امکانات و پناهگاه نامناسب همراه است.

شگفت‌آور است که مردم غزه با وجود تلخی بمباردمان و حملات وحشیانهٔ دشمنان، به نوعی به آن عادت کرده‌اند، چرا که مرگ در این حالت احتمالی است؛ اما مرگی که با زمستان می‌آید، هیچ گزینه‌ای باقی نمی‌گذارد. این مرگ، یقینی و حاضر در هر شب سرد و هر روز بارانی است.

دو میلیون آواره در چادرهایی فرسوده و پوسیده زندگی می‌کنند که حتی ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی را ندارند. غذای‌شان کم بوده، سوخت آن‌چنانی‌ای وجود ندارد و لباس و پتوها برای گرمایش خانه و بدن کافی نیستند. اگرچه جامعه جهانی اخبار رنج‌های مردم غزه را منتشر می‌کند؛ اما تنها به محکومیت و حرف‌های بی‌عمل بسنده می‌کند، در حالی که درد و رنج همچنان زیر نگاه دنیا ادامه دارد.

دردناک‌تر از سرمای غزه، سکوت مسلمانان در برابر ظلم و استبداد دشمنان اسلام است؛ سکوتی که فقط این صحنه‌ها را تماشا می‌کند؛ اما ناتوان از کمک است. پتوها و کمک‌های مردمی پشت مرزها مانده و منتظر تأیید دشمن برای ورود به غزه‌اند. این در حالی است که امت میلیاردی حتی نمی‌تواند وسایل گرمایشی برای نجات جان بی‌گناهان فراهم کند.

زمستان در غزه فقط یک فصل نیست، بلکه داستان مرگِ طولانی است که به دفترچهٔ رنج‌های بی‌پایان افزوده می‌شود. این نوشته، دعوتی است برای وجدان‌های بیدار، برای حرکت به‌سوی بیداری، حتی با یک کلمه یا یک عمل کوچک، پیش از آنکه سرما به قاتلی بی‌رحم تبدیل شود که هیچ‌کس را امان نمی‌دهد.

نوشتن این سطور برایم خیلی دشوار به نظر می‌رسد؛ چون نویسنده نباید تنها به توصیف و بیان مشکل اکتفا کند؛ بلکه نویسنده راه‌حل‌هایی را هم باید ارائه دهد؛ اما من از ابراز هر راه‌حلی عاجزم. من چه راه‌حلی را می‌توانم ارائه دهم، در حالی که کلیدهای غزه در دستان دشمنان اسلام است؛ دشمنی که درها را بر روی آن بسته و غزه مظلوم را حصار کشیده است. دشمنان با اطمینان و آسودگی خاطر به جنایات و وحشی‌گری خود ادامه می‌دهند، آن‌ها می‌دانند که مسلمانان همت و حمیت خود را از دست داده، خاضع، ضعیف و پراکنده شده و قادر به انجام هیچ کاری نیستند.

اما با این وصف، قلبم از دیدن این اوضاع در هم آمیخته به تنگ آمده و نتوانستم این تصاویر و صحنه‌هایی را که ذهنم را آشفته کرده‌اند؛ تحمل کنم، بدون اینکه قلمم را به حرکت در بیاورم. اگر کاری از دستم بر نمی‌آید، حداقل می‌توانم احساسات را برانگیزم و کسانی را که فراموش کرده‌اند یا خود را به فراموشی زده‌اند، متذکر شوم. این کار بهتر و آسان‌تر از مرگ وجدان‌های خفته است.

عزیزانم، دربارهٔ غزه بنویسید و صحبت کنید. درباره رنج‌ها و مصیبت‌های مردم ما در غزه و از فصل زمستان و سرمای کشندهٔ آن بگویید و بنویسید. دردهای‌شان را نادیده نگیرید. اگر این کار، هیچ تأثیری بر دولت‌ها و حکومت‌ها هم نداشته باشد؛ حداقل پیام شما به برادران و خواهران‌تان در غزه خواهد رسید. آن‌ها خواهند دانست که شما نیز تحت فشار و پیگیری هستید؛ اما به خاطر مصیبت آن‌ها رنج می‌کشید. شاید این همان چیزی باشد که تابعی بزرگ؛ اویس قرنی -رحمه‌الله- گفت: «اللهم إني أعتذر إليك من كل كبد جائعة، ومن كل جسد عارٍ، فليس لي إلا بما على ظهري وفي بطني؛ خدایا، من از هر شکم گرسنه و از هر جسم عریان از تو عذرخواهی می‌کنم؛ زیرا من جز آنچه بر پشت و در شکمم دارم، چیز دیگری ندارم».

والله غالب على أمره ولكن أكثر الناس لا يعلمون؛ و خداوند بر کار خود چیره است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.

https://www.alemarahdari.af/?p=129166
😢4
رک بگویم... از همه رنجیده ام!
از غریب و آشنا ترسیده ام

با مرام و معرفت بیگانه اند
من به هر ساز ی که شد رقصیده ام

در زمستانِِ سکوتم بارها...
با نگاه سردتان لرزیده ام

رد پای مهربانی نیست...نیست
من تمام کوچه را گردیده ام

سالها از بس که خوش بین بوده ام...
هر کلاغی را کبوتر دیده ام

وزن احساس شما را بارها...
با ترازوی خودم سنجیده ام

بی خیال سردی آغوشها...
من به آغوش خودم چسبیده ام

من شما را بارها و بارها...
لا به لای هر دعا بخشیده ام

"فریدون مشیری"

https://t.me/pkgtryu
1👍1
شهدای خود را فراموش نکنید!

نویسنده: ادهم شرقاوی
ترجمه: مصطفی توکلی

در کتاب صیاد‌القصص، داستان جالبی نقل کرده‌اند: که جنگ قفقاز در سال ۱۸۱۷ آغاز شد و حدود پنجاه سال به طول انجامید و طی این مدت‌زمان، صدها هزار نفر از نیروهای "الشرکَس‌" از طریق دریا فرار کردند. در خلال این فرار از مرگ، هزاران نفر از شرکس‌ها در دریا غرق شدند، چون قایق‌های‌شان فرسوده شده بودند.

آن دسته از چَرکَس‌هایی که از دم مرگ نجات یافتند، برای صدسال خوردن ماهی را بر خود حرام کرده بودند؛ چون نمی‌خواستند گوشت برادران‌شان را که خوراک ماهی‌ها شده بود را، دوباره خودشان بخورند.

در کتاب صحیح بخاری آمده است:

روزی عبدالرحمن بن عوف -رضی‌الله‌عنه- که روزه داشت، برایش غذا آوردند. حضرت عبدالرحمن گفت: «مصعب بن عمیر -رضی‌الله‌عنه- که از من بهتر بود، به شهادت رسیده است. او را در پارچه‌ای کفن کردند که اگر سرش را می‌پوشاندند، پاهایش نمایان می‌شد و اگر پاهایش را می‌پوشاندند، سرش ظاهر می‌شد، و حضرت حمزه -رضی‌الله‌عنه- که از من بهتر بود نیز به شهادت رسیده است. بعد از این‌همه اتفاقات، دنیا به روی ما گسترده شده و ما از این می‌ترسیم که پاداش و مزدمان در همین دنیا به ما داده شده باشد». بعد از آن شروع به گریه کرد تا جایی که از غذاخوردن دست برداشت و غذا نخورد.

شهدای خود را فراموش نکنید!

شهدا با مرگ‌شان نمی‌میرند؛ بلکه با فراموش‌کردن آن‌ها و به باد فراموشی سپردن یاد و خاطره آن‌ها، می‌میرند و از بین می‌روند. ما وقتی آن‌ها را فراموش می‌کنیم، گویا دوباره آن‌ها را کشته‌ایم، یک بار به دست دشمن‌شان و بار دیگر به دست خودمان آن‌ها را به قتل رسانیده‌ایم.

کسی که مقتول (شهید) را فراموش کند، قاتل (دشمنان دین و اسلام) را نیز فراموش می‌کند و کسی که قاتل را فراموش کند، دیر یا زود خودش هم به دست او به قتل خواهد رسید، و همان‌طوری که مردگان خفته در خاک فراموش شدند و بر سرشان خاک ریخته شده، انسان فراموش‌کار نیز چنین می‌شود و به باد فراموشی سپرده می‌شود.

علی عزت بیغوفیتش چه زیبا گفته است: «نسلی که قتل‌عام را فراموش کند، بار دیگر شاهد تکرار آن خواهد بود».

عزیزانم، غزه را فرامش نکنید!
قاتل و مقتول، هر دوتا را فراموش نکنید!

چهره‌ شهدای خود را خوب به خاطر بسپارید و چهره‌ی قاتلان را نیز به یا داشته باشید. به یاد بیاورید چرا شهید شما کشته شد و برای چه چیزی قاتل دست به قتل زده است؟! به یاد آورید شهدای گذرگاه‌های عزت‌مند خود را، گروه صادقی که درحال پاک‌سازی نجاست‌ها از این دنیای پرفتنه و فساد می‌باشند.

این‌ها (حماس و کتائب قسام) کسانی هستند که در حلقات درسی قرآن کریم تربیت شده‌اند، در حالی که ما از آن‌ها غافل بودیم. آن‌ها زمین را در حالی تونل کندند که ما به خوشگذرانی خود پرداخته بودیم.

این‌ها کسانی بودند و هستند که وقتی ما از سوزن گرفته تا موشک را خرید و وارد کورهای خود می‌کردیم، آنها با دست‌های خودشان اسلحه‌های‌شان را می‌ساختند.

زنان غزه را به یاد بیاورید که بدن‌شان توسط گلوله‌های غرب (آمریکای جنایت‌کاری) که برای ما در مورد حقوق زنان سخنرانی می‌کنند، تکه‌تکه و پاره‌پاره شدند.

کودکان غزه را به یاد بیاورید که بدن‌شان با موشک‌های غرب تکه‌پارچه و سلاخی شده‌اند؛ اما آمریکای جنایت‌کار برای‌مان سخنرانی می‌کند که برنامه‌های درسی را تغییر دهیم تا بچه‌های‌مان نازدانه تربیت شوند و چنگال نداشته باشند تا طناب بر گردن جنایت‌کاران بیندازند و آن‌ها را به اعدام‌گاه و کشتارگاه بکشانند.

خانواده‌های گذشته‌گان را به یاد بیاورید که چطور تربیت و آموزش دیده بودند.

در حقیقت همهٔ آن‌ها خانواده شما هستند و شما نگهبانان خون و صاحبان انتقام خون و مال آن‌ها هستید.

پس مسئولیت خویش را بشناسید!

https://www.alemarahdari.af/?p=129213
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعض أبناء قومنا من حزنه على أمريكا
يُشعرك أنه عما قليل سيحمل دلاءَ الماء ويذهب ليُشارك في إطفاء النّار
أمريكا التي تُذبح غزَّة بأسلحتها على مدار اليوم
أمريكا الملوثة يدها في كل دم من دماء المسلمين
اللهُمَّ أدعوك بدعاء عبدك نوح:
"ربِّ لا تذر على الأرض من الكافرين دياراً"
اطلاعیه

دارالعلوم هرات افتخار دارد یازدهمین همایش بزرگ فارغ‌التحصیلی طلاب دوره حدیث و حافظان قرآن‌کریم را تجلیل نماید.
به امید آنکه قدم‌رنجه شود تا دلی شاد شود و دیده‌ای روشن.

زمان: یکشنبه، ۳۰ جدی ۱۴۰۳ هـ .ش مصادف با ۱۸ رجب ۱۴۴۶ هـ . ق از ساعت ۱ ظهر الی ختم محفل
مکان: هرات، درب قندهار، بلوغ‌های دلقرار، دارالعلوم هرات.
1👍1
امارت اسلامی سازندهٔ یک افغانستان نوین

مصطفی توکلی

سرزمین افغانستان عزیز و مردم نیک‌نام و متدینش، مردمی که با جهاد و قهرمانی بزرگ شدند، رشادت و شهامت با رگ و خودنشان عجین گشته؛ در طول چهاردههٔ اخیر فراز و نشیب‌‌های متعددی را پشت‌سر گزرانیده‌اند؛ خاطرات تلخ و شرین، روزهای سخت و آسان، قتل و غارت، خون و خونریزی، دین و دین ستیزی، قوم و قوم‌گرایی و... را تجربه کرده‌اند.

این سرزمین پاک مدت مدیدی مورد تاخت‌و‌تاز و هجوم دشمنان شرقی و غربی قرارگرفته بود، هرکس‌وناکس اسب خود را تا آخرین رمق تاخته و به نوبت خود از هیچ نوع جور و جفای بر مردم مظلوم این مرزوبوم دریغ نورزیده و هرآنچه از دستشان می‌آمد، بر ملت افغان عملی می‌کرده‌اند.

اما در مقابل ملت بیدار افغان هم غفلت نورزیده، غیرت و شجاعت افغانی‌شان را به تحرک آورده و از ناحیه مردان سلحشور و دین‌دوست این سرزمین چنان ضربه‌های کاری بر پیکر این جان‌وران وحشی و نوکران حلقه‌بگوششان وارد کرده‌اند که با پیکر خون چکان این سرزمین را ترک کرده‌ و باید سالیان سال درس خودشناسی بخوانند تا دیگر چشم طمع و تجاوز بسوی این سرزمین نبندند.

اما دشمنان دین و وطن با هر بار تعرض و تجاوزشان، دست‌آوردی خاصی نداشته‌اند، بجز از اینکه زمینه جنگ را فراهم کرده و روز به روز آن را شعله‌ورتر ساخته و نه تنها مانع رشد و توسعه زیرساخت‌ها و زیر بناهای این سرزمین شده‌اند؛ بلکه زیرساخت‌ها و زیربناهای نیمه ساختهٔ آن را به مخروبه کامل مبدل ساخته‌اند.

دشمنان قسم خوردهٔ اسلام چنان برنامه‌های دقیق و ساماندهی شده‌ی را برای به فقر کشانیدن این ملت طراحی کرده بودند که آثار مخرب و ناجور آن تا امروز و شاید هم تا برطرف شدن آن، سالها طول بکشد.

این برنامه‌های شوم و مخرب خود را راه اندازی کرده‌اند تا اینکه ملت افغان در فقر، تنگدستی، بیسوادی محض دست‌وپنجه نرم کرده و کشورشان هم در ردیف کشورهای عقب مانده جهان قرار گیرد و همیشه دست فقر بسوی این‌وآن دراز نمایند و هیچ‌گاه سر پای خود ایستاد نشوند.

اینک با بروی کار آمدن امارت اسلامی، افغانستان به دست فرزندان واقعی و اصلی‌ آن واگذار شده، و گلهای پژمرده‌اش، درحال شگفته و جوانه زدن می‌باشند، ملتی که با مشکلات عدیدی دسته و پنجه نرم کرده و در این میان چشم و چراغ ملت ما امارت اسلامی است؛ همانطوری که آمریکا را به خاک ذلت کشانده و از کشور بیرون رانده؛ انتظار می‌رود که افغانستان ویرانه را روزی به گلستان جانانه مبدل سازند!

امارت اسلامی و دولت‌مردان آن متشکل از مجاهدین‌سلحشور، علما، دانشمندان، متفکران...جامعه اسلامی و افغانی هستند، این رادمردان بزرگ همانطوری که اسم و نظامشان مسمی به اسلامی است، افکار و ایدهٔ‌شان، قوانین، خط و مش‌شان هم اسلامی هست و ان شاءالله در آینده هم اسلامی خواهند ماند.
یکی از وظایف مهم و سترگ حکومت اسلامی بازسازی، حفظ وطن و رفع نیازهای اولیه آن جامعه و شهروندان آن می‌باشد.
افغانستانی که قدم به قدم آن، هر کوچه‌‌ و پس کوچه آن، هر شهر و بازار آن، هر ولسوالی و ولایات آن، نیاز به آبادانی و ترمیم‌کاری جدی و دقیق دارد، افغانستان که جنگ‌های طولانی‌مدت و استفاده انواع اسلحه‌های مخرب دراین سرزمین تمام زیبای‌ها و درخشش را از ما گرفته و نیاز مبرم به بازسازی نوینی دارد و این‌کار فقط و فقط از عهدهٔ دولت مردان و زمام‌داران امارت اسلامی بر می‌آید و بس.

البته به یاد داشته باشیم که وظیفه دولت و حاکمیت نه تنها ساخته ساز شهری و زیر ساخت‌های یک کشور می‌باشد؛ بلکه وظیفه دولت فراتر از همه این‌هاست؛ وظیفه حکومت حفظ و امنیت کشور، حفظ مرزهای کشور، حفظ و حدت مردمی، حفظ دین و عقیده ملت، افزایش صاردات و وارادت تجاری، فراهم سازی زمینهٔ کسب‌وکار برای شهروندان، مجازات مجرمین و قطاع طریق و...

امید است که نظام امارت اسلامی باردیگر تاریخ گذشتگان امت اسلامی را زنده نموده و دوباره عدالت فاروقی و فقر زدای عمرابن عبدالعزیز رحمه‌الله را، نه تنها در افغانستان، بلکه در تمام جهان احیا گرداند، تا جایی که گرگ‌ومیش یکجا آب بنوشند و کسی یافته نشود که زکات و صدقات مردم را اخذ نماید!

در نتیجه باید گفت، امارت اسلامی تاسیس و بنیاد گذاری شده تا تمام این رویاهای دیرنهٔ ملت غم‌دیدهٔ افغانستان را به حقیقت مبدل سازد، و از دین و آیین ملت ما پاسداری کرده و برای یک افغانستان آزاد، آباد، مستقل و مقتدیر گام‌های دقیق و استوارتری را بردارد!
به امید محقق شدن تمام رویاهای دیرنهٔ افغان‌ها به حقیقت سرمدی!

ڪانال جهادے الْاِمارة الإِسْلامية🏳
@alemarahkhabar14
حقیقت ۶۹.pdf
24.2 MB
مجله حقیقت ۶۹
1
وب‌سایت الاماره دری
حقیقت ۶۹.pdf
نوشتهٔ دکتور ادهم شرقاوی با ترجمهٔ مصطفی توکلی، تحت عنوان «بمیر، ولی نگذار صدای حق خاموش شود!» را در مجلهٔ وزین و مشهور "حقیقت" بخوانید!

https://t.me/pkgtryu
2
سلامٌ عليكم سجوداً وقِياماً ودُعاءً
سلامٌ عليكم تربيةً وإعداداً
سلامٌ عليكم قتالاً وجهاداً وإثخاناً
سلامٌ عليكم صبراً وبأساً وثباتاً
سلامٌ عليكم أعدتم لنا أمجاداً
سلامٌ عليكم، ورحمة الله ورضوانه وبركاته! 💚
2
از پیروزی غزه تا خسایر وارده بر اسرائیل

نویسنده: احسان الفقیه
مترجم: مصطفی توکلی

  پس از اعلام امضای توافق آتش‌بس، شادی و سرور، سراسر مردم غزه، فلسطین و تمام امت اسلامی  را فراگرفته بود، چون این توافق یک پیروزی مهم و تاریخی برای فلسطینی‌ها پنداشته می‌شود.
حالا اگر شخصی بخواهد تا این شادی را عمداً یا غیر عمدی بر هم‌زده و از بین ببرد، ناخواسته چنین شخصی به تعداد کشته‌شدگان و مجروحان و میزان ویرانی‌های وارد شده در نوار غزه مرتکب جرم محسوب می‌شود و چنین فرد، بار دیگر حرکت طوفان‌الاقصی را محکوم کرده و مقاومت را مسئول این ویرانی می‌داند. این توافق نباید چنان توصیف شود که برخی‌ها می‌کنند؛ زیرا این توافق یک پیروزی بزرگ برای فلسطینی‌ها محسوب می‌شود.

در این شکی نیست که همه من و شما از خسارت‌های جانی و مالی که از آغاز نبرد طوفان‌الاقصی بر غزه وارد شده، دلشکسته هستیم و دلمان بر آن می‌سوزد؛ اما فردی که با این ایده و باور باشد،(حماس را سبب ویرانی غزه و آتش‌بس را شکست بخواند) نادان است یا خود را به نادانی  زده یا چنین شخصی مفهوم پیروزی و شکست را نادیده می‌گیرد. پیروزی در تعداد کشته شدگان بین طرفین نیست؛ بلکه پیروزی با دستیابی به اهداف بزرگ حاصل می‌شود.

رژیم جنایت‌کار در این نبرد شکست خورده است، گرچه تعداد کشته‌هایش بسیار کمتر از شهدای اهل غزه است، چون رژیم صهیونیستی به هیچ یکی از اهداف ولایی خود که ماشین ویرانگر خود را علیه نوار غزه به حرکت درآورده بود، نرسیده است.

نتانیاهو قصد داشت اُسرای اسرائیلی را بدون کدام قید و شرط و بدون مذاکره با مقاومت فلسطین آزاد کند، اما نتانیاهو به اهداف شوم خود نرسده و آنها را رها کرده و تسلیم توافق پایان جنگ شد.

هدف دیگرش از بین بردن و انقراض مقاومت بود و با اعلام این هدف از خود واکنش‌ها نشان داد و بیش از یک سال جنگید؛ اما مقاومت اسلامی تا آخرین لحظه با ارتش اسرائیل دست و پنجه نرم کرد و خسارت‌ها متوالی و هنگفتی بر پیکر رژیم صهیونیستی وارد کرد و با تمام قوای خویش نتوانست آن را از بین ببرد.

هدف دیگر نتانیاهو تخلیه و جلاوطن کردن مردم از نوار غزه بود، ولی اکنون با چشم سر می‌بینیم که جمع‌های بزرگِ آوارگان خود را آماده می‌کنند تا از جنوب که آنجا شلوغ است، به خانه‌های خود در شمال و مرکز غزه بازگردند.

بی‌دون شک غزه با ملت ثابت قدم و مقاومت دلاور خود پیروز شده است و پیروزی‌های حماس و شکست و خسایر که بر پیکر رژیم غاصب وارد شده است را به اقتضای منابع ذیل خلاصه می‌کنیم:

اولاً: خنثی سازی و از بین بردن پیمان قرن که در این پیمان به آوارگی فلسطینی‌ها و قدرت گرفتن صهیونیست‌ها از فلسطین منجر می‌شد؛

دوماً: توقف روند یهودی سازی "الاقصی" که تقریباً قبل از نبرد طوفان‌الاقصی تکمیل شده بود؛

سوماً: احیای بین‌المللی شدن قضیهٔ فلسطین که در مجامع بین‌المللی به تاق نسیان سپرده شده بود؛

چهارم: جلب همفکری بین‌المللی و آشنایی مردم غرب با قضیهٔ فلسطین که رسانه‌های غربی آگاهانه حقایق را از مردم آن پنهان می‌کردند و بعد از حرکت طوفان‌الاقصی این مردم از اسارت روایت‌های کاذبانهٔ و خودساختهٔ اسراییلی نجات یافتند؛

پنجم: به تحرک و آمده باش شدن کتیبه‌های کرانه باختری، نابلس، جنین و سایر شهرهای فلسطین به سمت گزینه مقاومت که از ابتدا هدف مقاومت در غزه بودند؛

ششم: نابود شدن و از بین رفتن شأن و شوکت اسرائیل که با تخریب منازل بر سر غیرنظامیان به دنبال پیروزی دروغین و تخیلی در غزه افتاده بود؛ اما در نبرد میدانی متحمل خسارت‌های سنگینی شد و شکست خود را در نبرد میدانی ثابت کرد؛

هفتم: برهم زدن فضای داخلی اسرائیل و از دست دادن اعتماد توده‌های بزرگ اسرائیلی نسبت به دولتِ افراطی که به آنها درد سر خریده؛

هشتم: وارد شدن خسارت‌های سنگین به رژیم صهیونیستی. صدها افسر و سرباز رژیم صهیونیستی کشته شده و ده‌ها هزار مجروح و نزدیک به نیمی از این مجروحان دچار آسیب‌های روحی و روانی شده‌اند و بسیاری از آنها در مؤسسات روانپزشکی تحت مداوا هستند و یا هم ترخیص شده‌اند. برخی از مجروحان چنان دچار معلولیت‌های دائمی شده‌اند که رژیم برای همیشه آنها را از خدمت سربازی محروم کرده و علاوه براین صدها تن از سربازان رژیم خودکشی کرده‌اند؛

بیش از نیم‌میلیون اسرائیلی آوره شده و خسارت‌های هنگفتی در بخش‌های گردشگری و سرمایه گذاری، ازدیاد فقر، فلج شدن در بخش‌های ساخت و ساز، بدتر شدن کسری بودجه و افزایش حجم مهاجرت در بین اسرائیلی‌ها ایجاد شده است؛

نهم: در سطح بین‌المللی حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و یوآف گالانت وزیر دفاع سابق اسرائیل صادر شده بود

ادامه مقاله:
https://www.alemarahdari.af/?p=129540
1
گزارش روز پایانی دورۀ دو روزۀ «رشد شخصیت و توسعۀ فردی»

برنامه‌ریزی یکی از اصول مهم پیشرفت در زندگی است. دانشمندان معاصر این قرن را، قرن ایده و اداره می‌نامند، زیرا بدون ایده، زندگی معنایی نداشته و اگر به پشت ایده و هدف، برنامه‌ریزیی نباشد، نتیجۀ شکل نمی‌گیرد و گویی آب در هاون کوبیدن است و زیره به کرمان بردن. کانون علمی و فرهنگی فروغ هم بخاطر اهمیت برنامه‌ریزی در زندگی یک روز از دوره را به این موضوع اختصاص داد، که این مبحثِ زیبا توسط نویسنده و مترجم توانا استاد عبدالرحمن عزام ارایه شد.

استاد در ابتدا به بنیادهای موفقیت در زندگی از نگاه دانشمندان اسلامی پرداخت و سپس ویژگی‌های یک برنامه‌ریزی اثربخش را بر شمرد. در ادامه که پرسش‌های مشترکین هم رنگِ دیگری به دوره بخشیده بود؛ به انواع و گونه‌های برنامه‌ریزی، همراه با ارایۀ روش‌های کاربردی و راهبردی پرداخت.
برنامه با اهدای تصدیق‌نامه و بازدید از نمایشگاه کتابِ دوره، و کتابخانۀ فروغ به پایان رفت.
امید داریم دوستانی که در این برنامه شرکت کرده بودند، بهرۀ کافی را برده باشند.

🌐در شبکه های اجتماعی همراه ما باشید:

FacebookTelegram 🌐Web