Forwarded from وبسایت الاماره دری
جوانان، سرمایه و ستون فقرات جامعه
ترک مهاجرت، آبادی وطن
نویسنده: مصطفی توکلی
افغانستان و مردم نجیب آن از دیربازییست که مورد تاختوتاز، تعرض و تجاوز بیگانهگان، خیانت داخلییان و بیمهری همسایگان قرار گرفته بودند و با رویکار آمدن نظام امارت اسلامی، کمابیش از این معضلات و مشکلات کاسته شده و خیلی از جوانان بیکار صاحب کار و کسبه شده و خیلیها هم در شُرف پیوستن به شغل و اشتغال جدید هستند؛ اما با این وصف مشکلات کشور ما تا هنوز ریشهکن نشده و هنوز هم زمینهکار برای خیلیها فراهم نشده است؛ البته به یاد داشته باشیم که هیچکشوری به مدت دوسال یا سهسال نتوانسته و نمیتواند، دراین زمان کم و کوتاه مشکلات چهل سالهٔ یک کشور را از صفر به صد و از ویرانهٔ کامل به آبادانی صددرصدی برساند، گرچه برای بر طرف شدن معضلات و بحرانهای کشورمان قدمهای استواری برداشته میشود وبزرگان امارت اسلامی شبانهروز در تلاشاند و تدریجا رو به بهتر شدن است، ولی تا به هدف رسیدن، صبری میباید.
هجرت و مهاجرت
مدتی مدیدییست که ملّت افغان و علیالخصوص قشر جوان ما بخاطر فرار از مشکلات و یا به دنبال لقمهٔ نانی، آواره و پناهجو به کشورهای همسایهگان و بیگانگان گشتهاند و این معضل تا به امروز حل نشده و تا هنوز ادامه دارد.
هجرت و مهاجرت تنها دغدغهٔ امروز و دیروز امت اسلامی و ملت افغان نبوده و نیست؛ بلکه این پدیده ریشهٔ بس دیرنهٔ در تاریخ اسلام و حتی قبل از اسلام دارد.
علت ترک وطن و مهاجرت افغانها
آری! تمام این ناهنجاریها و ترک وطن از آنجایی سرچشمهمیگیرد که دشمنان دین و وطن، با توطئههای متوالی و طرحهای خطرناک، در چهار دههٔی اخیر فضای کشور ما را ناامن ساخته و در این گیرودار، از آبِ گلآلود ماهی خود را صید کرده و هرروزه سبب نگرانی و سلب آسایش هم وطنان ما شدهاند. از اینرو مردم متدین و دین دوست افغان، چشم بهکشورهای بیگانهگان دوخته و هر روزه وارد خاک اجنبیها شده و میشوند.
دشمنان دین و وطن، ذهن و فکری جوانان ما را همچون یک فرد معتاد شستشو کردهاند که هانند یک بیگانه نسبت به و طن و آبادانی آن مینگرند و از وطن و آزادی و آبادی آن بیزار اند. تمام دغدغه، ذهن و فکر جوانان ما، خارج شدن و پناه بردند به آغوش کشورهای بیگانه است.
مشکلات و اتفاقات که مهاجرین با آنها در خارج از کشور با مواجه میشوند:
امروز مهاجرین و کسانی که وطن خویش را ترک میکنند با اتفاقات و حوادثی دلخراش و طاقتفرسایی روبهرو میشوند، حوادثی همچون: قتل، غرق، تصادف، بیحرمتی، تجاوز و تعرض، گرسنگی و تشنگی، بیکاری و فقر... مواجه میگردند. و این اتفاقات کار امروز و دیروز، یکبار و دوبار مهاجرین افغان نبوده و نیست، هر سال، هر ماه و بلکه همهروزه تکرار میشود، ولی با وجود این همه سختیها و دشواریها بازهم جوانان ما به سوی کشورهای بیگانه چشم دوخته و درحال فرار و ترک وطن میباشند؛ گرچه بعد از رویکار آمدن نظام امارت اسلامی موج مهاجرت و ترک وطن، نسبتاً کمتر شده و هر روزه رو به کاهش میباشد و امید میرود که به همین منوال ادامه یابد و کموکمتر شده و روزی فرارسد که تمام هموطنان ما بتوانند در کشور خود مشغول اشتغال و آبادانی کشورمان شوند و هیچ نیازی به کشورهای بیگانهگان نداشته باشیم.
آیا کشورهای میزبان از ما پذیرایی میکنند؟
اما طرف مقابل و کشوری که ما آنرا به عنوان پناهگاه یا به عنوان میزبان برای خود انتخاب میکنیم و میپنداریم و به آن سفر میکنیم؛ آن هم از ما پذیرایی که بجای خود؛ بلکه همانند یک انسان هم با ما رفتار نمیکنند.
مهاجرینی که باید از آنها استقبال و نوازش صورت گیرد، مهاجرین که باید با آنها دلجوی و دلگرمیشود؛ اما واکنش بعضی از همسایگان و کشورها، غیر متنظره است، برخوردهای غیر اخلاقی و غیر انسانی و... قلمداد میشود. بر خوردهای چون قتل، بیحرمتی و بیعزتی...
مهاجرین ما گرچه بنابر مشکلاتی بدون مدرک و غیری قانونی وارد کشور همسایگان شدهاند و این خلاف اصول بینالمللیست، ولی چنین انتظاری را از همسایگان نداریم و ما خواهان برقراری روابط انسانی و اسلامی در چهار چوب اسلامی هستیم.
هجرت و مهاجرت، پناه و پناهندگی، نسبت به هم نوعانخود، اعتماد کردن و به آغوش یکدیگر پناه بردن و از آنها اُمیدی داشتن، رسم و رواج امروزی امت اسلامی نبوده و نیست، این جریان ریشهٔ عمیق و بنیادی در تاریخ اسلام داشته و دارد.
ادامه مقاله:
https://www.alemarahdari.af/?p=128843
ترک مهاجرت، آبادی وطن
نویسنده: مصطفی توکلی
افغانستان و مردم نجیب آن از دیربازییست که مورد تاختوتاز، تعرض و تجاوز بیگانهگان، خیانت داخلییان و بیمهری همسایگان قرار گرفته بودند و با رویکار آمدن نظام امارت اسلامی، کمابیش از این معضلات و مشکلات کاسته شده و خیلی از جوانان بیکار صاحب کار و کسبه شده و خیلیها هم در شُرف پیوستن به شغل و اشتغال جدید هستند؛ اما با این وصف مشکلات کشور ما تا هنوز ریشهکن نشده و هنوز هم زمینهکار برای خیلیها فراهم نشده است؛ البته به یاد داشته باشیم که هیچکشوری به مدت دوسال یا سهسال نتوانسته و نمیتواند، دراین زمان کم و کوتاه مشکلات چهل سالهٔ یک کشور را از صفر به صد و از ویرانهٔ کامل به آبادانی صددرصدی برساند، گرچه برای بر طرف شدن معضلات و بحرانهای کشورمان قدمهای استواری برداشته میشود وبزرگان امارت اسلامی شبانهروز در تلاشاند و تدریجا رو به بهتر شدن است، ولی تا به هدف رسیدن، صبری میباید.
هجرت و مهاجرت
مدتی مدیدییست که ملّت افغان و علیالخصوص قشر جوان ما بخاطر فرار از مشکلات و یا به دنبال لقمهٔ نانی، آواره و پناهجو به کشورهای همسایهگان و بیگانگان گشتهاند و این معضل تا به امروز حل نشده و تا هنوز ادامه دارد.
هجرت و مهاجرت تنها دغدغهٔ امروز و دیروز امت اسلامی و ملت افغان نبوده و نیست؛ بلکه این پدیده ریشهٔ بس دیرنهٔ در تاریخ اسلام و حتی قبل از اسلام دارد.
علت ترک وطن و مهاجرت افغانها
آری! تمام این ناهنجاریها و ترک وطن از آنجایی سرچشمهمیگیرد که دشمنان دین و وطن، با توطئههای متوالی و طرحهای خطرناک، در چهار دههٔی اخیر فضای کشور ما را ناامن ساخته و در این گیرودار، از آبِ گلآلود ماهی خود را صید کرده و هرروزه سبب نگرانی و سلب آسایش هم وطنان ما شدهاند. از اینرو مردم متدین و دین دوست افغان، چشم بهکشورهای بیگانهگان دوخته و هر روزه وارد خاک اجنبیها شده و میشوند.
دشمنان دین و وطن، ذهن و فکری جوانان ما را همچون یک فرد معتاد شستشو کردهاند که هانند یک بیگانه نسبت به و طن و آبادانی آن مینگرند و از وطن و آزادی و آبادی آن بیزار اند. تمام دغدغه، ذهن و فکر جوانان ما، خارج شدن و پناه بردند به آغوش کشورهای بیگانه است.
مشکلات و اتفاقات که مهاجرین با آنها در خارج از کشور با مواجه میشوند:
امروز مهاجرین و کسانی که وطن خویش را ترک میکنند با اتفاقات و حوادثی دلخراش و طاقتفرسایی روبهرو میشوند، حوادثی همچون: قتل، غرق، تصادف، بیحرمتی، تجاوز و تعرض، گرسنگی و تشنگی، بیکاری و فقر... مواجه میگردند. و این اتفاقات کار امروز و دیروز، یکبار و دوبار مهاجرین افغان نبوده و نیست، هر سال، هر ماه و بلکه همهروزه تکرار میشود، ولی با وجود این همه سختیها و دشواریها بازهم جوانان ما به سوی کشورهای بیگانه چشم دوخته و درحال فرار و ترک وطن میباشند؛ گرچه بعد از رویکار آمدن نظام امارت اسلامی موج مهاجرت و ترک وطن، نسبتاً کمتر شده و هر روزه رو به کاهش میباشد و امید میرود که به همین منوال ادامه یابد و کموکمتر شده و روزی فرارسد که تمام هموطنان ما بتوانند در کشور خود مشغول اشتغال و آبادانی کشورمان شوند و هیچ نیازی به کشورهای بیگانهگان نداشته باشیم.
آیا کشورهای میزبان از ما پذیرایی میکنند؟
اما طرف مقابل و کشوری که ما آنرا به عنوان پناهگاه یا به عنوان میزبان برای خود انتخاب میکنیم و میپنداریم و به آن سفر میکنیم؛ آن هم از ما پذیرایی که بجای خود؛ بلکه همانند یک انسان هم با ما رفتار نمیکنند.
مهاجرینی که باید از آنها استقبال و نوازش صورت گیرد، مهاجرین که باید با آنها دلجوی و دلگرمیشود؛ اما واکنش بعضی از همسایگان و کشورها، غیر متنظره است، برخوردهای غیر اخلاقی و غیر انسانی و... قلمداد میشود. بر خوردهای چون قتل، بیحرمتی و بیعزتی...
مهاجرین ما گرچه بنابر مشکلاتی بدون مدرک و غیری قانونی وارد کشور همسایگان شدهاند و این خلاف اصول بینالمللیست، ولی چنین انتظاری را از همسایگان نداریم و ما خواهان برقراری روابط انسانی و اسلامی در چهار چوب اسلامی هستیم.
هجرت و مهاجرت، پناه و پناهندگی، نسبت به هم نوعانخود، اعتماد کردن و به آغوش یکدیگر پناه بردن و از آنها اُمیدی داشتن، رسم و رواج امروزی امت اسلامی نبوده و نیست، این جریان ریشهٔ عمیق و بنیادی در تاریخ اسلام داشته و دارد.
ادامه مقاله:
https://www.alemarahdari.af/?p=128843
امارت اسلامی افغانستان، Islamic Emirate of Afghanistan
جوانان، سرمایه و ستون فقرات جامعه – امارت اسلامی افغانستان، Islamic Emirate of Afghanistan
ترک مهاجرت، آبادی وطن افغانستان و مردم نجیب آن از دیربازییست که مورد تاختوتاز، تعرض و تجاوز بیگانهگان، خیانت داخلییان و بیمهری همسایگان قرار گرفته بودند
فراموش نکنید...
شما در خانههای خود به راحتی نشستهاید، بالا سرتان سقفی است که شما را از باران محفوظ نگهمیدارد و در کنارتان بخاری است که از سرما شما را محفوظ میدارد، و در کنار شما فرزندان و خانوادهٔتان در سلامتی و عافیت به سر میبرند...
عزیزانم، خدا را زیاد شکر کنید، با وجود فراهم بودن این همه نعمتها، فراموش نکنید که شما هم دور و اطراف خود (غزه...) برادرانِ مسلمانی دارید که فرشی غیر از زمین و سقفی بجز از آسمان ندارند. کسانی که فرزندانشان از برف و باران، از گرسنگی و بیسرپناهی میمرند... پس شاکر باشید و دست از نصرت و طلب دعا برای آنها بر مدارید!
برگردان: مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤2
Forwarded from وبسایت الاماره دری
امارت اسلامی تحت امر یک امیر و یک پرچم
نویسنده: مصطفی توکلی
هر مکانی از خود وصفی دارد و وصف افغانستان از قلم قاصر من این است که: هر چیز از خود قلبی دارد و قلب تپندهٔ کنونی جهان اسلام، افغانستان باستان میباشد. افغانستان قلب قارهٔ آسیا، قلب تپندهٔ جهان اسلام، بوده و میباشد.
خیلیها میپرسند که اوضاع افغانستان را چطور میبینید و مییابید؟ و تحلیل میکنند که وضعیت افغانستان خوب نیست، اختلاف است و فلان است و فلان و...؟!
در جواب این عده افراد باید گفت: الحمدلله، افغانستان فعلاً «فیاحسن الحال» است. وضعیت افغانستانِ، امروزی از هر لحاظی که برسی شود، بهتر از گذشته است و هر روز درحال بهتر شدن و رو به ترقی و تعالی میباشد.
افغانستان کنونی از شمال تا جنوب از شرق تا غرب، تحت امر یک امیر(امیرالمومنین شیخ هبةالله حفظهالله) و زیر چتر یک پرچم (لا اله الا الله محمد رسوللله) و یک دستور اداره میشود و هیچ اختلاف و افتراقی در بین افغانها و سران نظام ناب اسلامی ما وجود ندارد.
افغانها بعد از سالهای اشغال، جنگ و کشتار، خون و خونریزی، ظلم و استبداد، اینک به طبل آزادی و آبادی، وحدت و اتحاد، میکوبند و همه با هم دست بر دست هم داده و چنین میسرایند:
نه افغان و نه ترک و نه تتارییم
چمن زاریم و از یک شاخصارییم
تمیز و رنگ و بو بر ما حرام است
که ما پروردهای یک نو بهارییم
این بر ما (افغانها) حرام است که بگویم؛ فلانی پشتون است و فلانی تاجیک و فلانی ازبیک... و فلانی سیاه است و فلانی سفید...
آری، افغانها همانند یک ریسمانی که از موهای متعددی تشکیل و ساخته شده؛ اجتماع و نظامشان از اقوام مختلف و متعددی ساخته و تشکیل شده است.
ملت نجیب افغان از قندهار تا بدخشان، از بلخ تا پکتکا و پکتیا، همه با هم یک جسم و یک جان، داری یک ملت و یک رهبر هستیم!
امروز دشمنان اسلام و دشمنان افغانستان، دستشان از سر خاک و ملت ما کوتاه شده و دیگر دسترسی به این مرز و بوم را ندارند؛ لذا از صداها کیلومتر دورتر خاکباد میکنند و این خاکبادشان فقط و فقط به چشم خود این بیچارگان میرود و بس.
ملت ما فرزندان و خادمان واقعی خویش را شناخته و دیگر فریب تبلیغات رسانههای دروغین دشمنان و خود فروختگان شرق و غرب را نمیخورند!
رسانههای لجام گسیخته و دروغپرداز، از این بیشتر زحمت نکشند؛ چون
امروز تمام سرزمین افغانستان عزیزمان، آزاد و زیر چتر امارت اسلامی حفاظت و حراست میشود و هیچگروهی، حتی در دورترین نقطهای مرزی افغانستان فعالیت خلاف نظام امارت اسلامی را کرده نمیتواند و اگر دست به چنین عملکردی بزند، به زودترین فرصت نابود و محو خواهد شد.
آری، دشمنان متوجه باشند که، اگر گُلی از گلشن و گلستان ما، از افغانستان باستان و جانجانانِ ما برچیده شود و پر بکشد، بجای آن گلها میروید و خلیهای که در گلستانِ افغانستان پیش آمده است، را دوباره پر میکند، طوری که هیچ احساسی کمی و کاستی نمیشود.
دشمنان اسلام در طول تاریخ کوشش و تلاش ورزیدن تا این سرزمین را زیر اشغال و سلطه خود ببرند؛ اما این آرمان را بگور برده و میبرند. کسانی که خواب و خیال اشغال افغانستان را به سر میپرورانند، کسانی که نمیخواهند افغانستان در امن و امان باشد؛ بروند تاریخ اشغالگران و وطن فروشان را کمی مطالعه و تحقیق نمایند!
هر کسی که به این سرزمین مقدس چشمِ طمع دوخته و میخواست که این سرزمین را اشغال کند، جایش فراتر و بالاتر از زبالهدان تاریخ نرفته است.
https://www.alemarahdari.af/?p=128902
نویسنده: مصطفی توکلی
هر مکانی از خود وصفی دارد و وصف افغانستان از قلم قاصر من این است که: هر چیز از خود قلبی دارد و قلب تپندهٔ کنونی جهان اسلام، افغانستان باستان میباشد. افغانستان قلب قارهٔ آسیا، قلب تپندهٔ جهان اسلام، بوده و میباشد.
خیلیها میپرسند که اوضاع افغانستان را چطور میبینید و مییابید؟ و تحلیل میکنند که وضعیت افغانستان خوب نیست، اختلاف است و فلان است و فلان و...؟!
در جواب این عده افراد باید گفت: الحمدلله، افغانستان فعلاً «فیاحسن الحال» است. وضعیت افغانستانِ، امروزی از هر لحاظی که برسی شود، بهتر از گذشته است و هر روز درحال بهتر شدن و رو به ترقی و تعالی میباشد.
افغانستان کنونی از شمال تا جنوب از شرق تا غرب، تحت امر یک امیر(امیرالمومنین شیخ هبةالله حفظهالله) و زیر چتر یک پرچم (لا اله الا الله محمد رسوللله) و یک دستور اداره میشود و هیچ اختلاف و افتراقی در بین افغانها و سران نظام ناب اسلامی ما وجود ندارد.
افغانها بعد از سالهای اشغال، جنگ و کشتار، خون و خونریزی، ظلم و استبداد، اینک به طبل آزادی و آبادی، وحدت و اتحاد، میکوبند و همه با هم دست بر دست هم داده و چنین میسرایند:
نه افغان و نه ترک و نه تتارییم
چمن زاریم و از یک شاخصارییم
تمیز و رنگ و بو بر ما حرام است
که ما پروردهای یک نو بهارییم
این بر ما (افغانها) حرام است که بگویم؛ فلانی پشتون است و فلانی تاجیک و فلانی ازبیک... و فلانی سیاه است و فلانی سفید...
آری، افغانها همانند یک ریسمانی که از موهای متعددی تشکیل و ساخته شده؛ اجتماع و نظامشان از اقوام مختلف و متعددی ساخته و تشکیل شده است.
ملت نجیب افغان از قندهار تا بدخشان، از بلخ تا پکتکا و پکتیا، همه با هم یک جسم و یک جان، داری یک ملت و یک رهبر هستیم!
امروز دشمنان اسلام و دشمنان افغانستان، دستشان از سر خاک و ملت ما کوتاه شده و دیگر دسترسی به این مرز و بوم را ندارند؛ لذا از صداها کیلومتر دورتر خاکباد میکنند و این خاکبادشان فقط و فقط به چشم خود این بیچارگان میرود و بس.
ملت ما فرزندان و خادمان واقعی خویش را شناخته و دیگر فریب تبلیغات رسانههای دروغین دشمنان و خود فروختگان شرق و غرب را نمیخورند!
رسانههای لجام گسیخته و دروغپرداز، از این بیشتر زحمت نکشند؛ چون
امروز تمام سرزمین افغانستان عزیزمان، آزاد و زیر چتر امارت اسلامی حفاظت و حراست میشود و هیچگروهی، حتی در دورترین نقطهای مرزی افغانستان فعالیت خلاف نظام امارت اسلامی را کرده نمیتواند و اگر دست به چنین عملکردی بزند، به زودترین فرصت نابود و محو خواهد شد.
آری، دشمنان متوجه باشند که، اگر گُلی از گلشن و گلستان ما، از افغانستان باستان و جانجانانِ ما برچیده شود و پر بکشد، بجای آن گلها میروید و خلیهای که در گلستانِ افغانستان پیش آمده است، را دوباره پر میکند، طوری که هیچ احساسی کمی و کاستی نمیشود.
دشمنان اسلام در طول تاریخ کوشش و تلاش ورزیدن تا این سرزمین را زیر اشغال و سلطه خود ببرند؛ اما این آرمان را بگور برده و میبرند. کسانی که خواب و خیال اشغال افغانستان را به سر میپرورانند، کسانی که نمیخواهند افغانستان در امن و امان باشد؛ بروند تاریخ اشغالگران و وطن فروشان را کمی مطالعه و تحقیق نمایند!
هر کسی که به این سرزمین مقدس چشمِ طمع دوخته و میخواست که این سرزمین را اشغال کند، جایش فراتر و بالاتر از زبالهدان تاریخ نرفته است.
https://www.alemarahdari.af/?p=128902
امارت اسلامی افغانستان، Islamic Emirate of Afghanistan
امارت اسلامی تحت امر یک امیر و یک پرچم – امارت اسلامی افغانستان، Islamic Emirate of Afghanistan
هر مکانی از خود وصفی دارد و وصف افغانستان از قلم قاصر من این است که: هر چیز از خود قلبی دارد و قلب تپندهٔ کنونی جهان اسلام، افغانستان باستان میباشد. افغانستان
بگذار هرچی میگویند، بگویند!
به آنچه که نسبت به تو میگویند و در وجود تو نیست؛ اصلاً توجه نکن!
تو گذشتگان (سلف صالح) را سرمشق زندگی خود قرار بده؛ چون آنها از تو بهتر بودهاند!
به سخنان هر کسوناکس توجه نکن؛ چون پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم را نیز ساحر، مجنون و کذاب گفتهاند!
حضرت یوسف علیهالسلام را متهم به سرقت کرده بودند!
حضرت مریم بطول را متهم به زنا کرده بودند!
پس این سخن را آوازهٔ گوشت قرار بده که: هرچقدر صالح و مصلح باشی، از نیشزبان مردم، جانی سلامت نمیبری!
در کتاب حلیة الاولیاء قصهٔ جالبی ذکر میکنند: که حضرت موسی پیش خداوند عرض کرد: خدایا از تو میخواهم که مرا در زندگی، هیچکسی بجز از خیر و نیکی، یاد نکنند!
خداوند متعال در جواب موسی گفت: ای موسی! چیزی درخواست کردی که حتی خودم برای خودم قرار ندادهام، آیا میخواهی آن را به تو بدهم؟
خداوند گفت: مردم برای من زن و فرزند قرار دادهاند، آیا تو میخواهی که از شر آنها در امان بمانید؟!
برگردان: مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤2
از بهترین کلمات و جملاتی که دراین آواخر میشنویم و میخوانیم، این است که: «امروز، روز افغانستان (امارت اسلامی افغانستان ...) و طوفان (حماس و نبرد طوفانالاقصی...) و ردع العداون (حرکت تحریرالشام) است».
برگردان: مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
برگردان: مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤2👍1🥰1
مردم کشوری عزیز ما، خیلی بدعت دوست هستند و از رسم و رسومات غیر اسلامی و جاهلی تا جایی که توان دارند؛ استقبال میکنند.
امشب تمام شهر هرات را گشتم تا لباس و وسایلی گرمایش زمستانی بخرم؛ متاسفانه گیرم نیامد و از صفر تا صدِ مردم، موهجات و خوارکی میفروختند؛ پرسیدم که امشب چه خبر است که همه میوه میفروشند، البته(میوههای که در طول سال به چشم ندیده بودم، ولی امشب در بازار مشاهده کردم) گفتند: مگر نمیدانی که امشب، شب یلداست؟
گفتم: نه.
✍️مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
امشب تمام شهر هرات را گشتم تا لباس و وسایلی گرمایش زمستانی بخرم؛ متاسفانه گیرم نیامد و از صفر تا صدِ مردم، موهجات و خوارکی میفروختند؛ پرسیدم که امشب چه خبر است که همه میوه میفروشند، البته(میوههای که در طول سال به چشم ندیده بودم، ولی امشب در بازار مشاهده کردم) گفتند: مگر نمیدانی که امشب، شب یلداست؟
گفتم: نه.
پ ن: در دین اسلام شبی به نام یلدا نداریم!
✍️مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
👍2❤1👏1
Forwarded from شذرات فلسطينية 🇵🇸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"ونحن نُحِبُّ الحياة إذا ما استطعنا إليها سبيلاً" ❤️
❤3👍2🥰1
امروز اگر از شما سؤال کنند که قدرتمندترین نیرو و قدرتِ دنیا، در اختیار کیست؟ فورا نیرو و قدرت "آمریکا" در ذهن شما خطور میکند..
و اگر از شما سؤال کنند که ثروتمندترین ملت در جهان کدام ملت است؟ فوراً ذهن شما به(خلیجفارس) خلیجنشینان فارس معطوف میگردد.
اما شما واقعیت را نمیدانید، واقعیت چیست؟ واقعیت این است که بزرگترین قدرتی که شما از او سخن میگوید و او را ابرقدرت دنیا میشمارید؛ زیر پای لشکر طالبان (امارت اسلامی) لگدمال شده است. و
ثروتمندترین ملت، ملت فلسطین هستند، ملتی که مدتی مدیدی است، دست نیاز و دراز را از مردم برداشته و آن را به سوی خدا دراز کردهاند.
#_فالله هو الناصر وهو المُغنِي
برگردان: مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
👍2
از سخنان زیبا و دلپذیریی که ابن خلدون، درسال ۸٠۸هـ بیان کردند، نکاتی کلیدی که باید با آب طلا نگاشته شوند:
میفرماید: اگر مرا در زوال و انقراض دو قشر (زوال الطغاة و زوال العبید) مخیر قرار بدهید؛ البته که من گزینهٔ نابودی بردگان را انتخاب میکنم؛ چون بردگان هستند که طواغیت را ساخته و به وجود میآورند.
https://t.me/pkgtryu
میفرماید: اگر مرا در زوال و انقراض دو قشر (زوال الطغاة و زوال العبید) مخیر قرار بدهید؛ البته که من گزینهٔ نابودی بردگان را انتخاب میکنم؛ چون بردگان هستند که طواغیت را ساخته و به وجود میآورند.
برگردان: مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
👍1
Forwarded from وبسایت الاماره دری
زمستان؛ فصل شهادت برای اهل غزه
نویسنده: احسان الفقیه
مترجم: مصطفی توکلی
زمستان امسال در غزه، مثل هیچ زمستانی سخت و طاقتفرسا نیست. این فصل (زمستان) چهرهٔ واقعی درد و رنج را نمایان میکند و عمق مصیبت و فاجعه را آشکار مینماید. در حالی که خیلیها از زیباییها و ویژگیهای زمستان میسرایند و آن را الهامبخش شعر و ادب میدانند و مینامند؛ اما زمستان در غزه چهرهای دیگر دارد؛ چهرهٔ سرد، سخت و مملو از فقر و محرومیت.
برف و باران برای خیلیها شادیآور و سبب سرور و شادی آنهاست.
در شبهای طولانی زمستان، شاعران به شعر، و داستانسرایان به داستانسرایی میپردازند، و در روزهای زمستانی عابدان خوشحالاند، چون روزه و سپریشدن روز برایشان نعمت و شبهای طولانی هم برای عبادتشان فرصت بیبدیلی است؛ اما زمستان غزه داستان دیگری دارد، زمستان امروز در غزه چون کابوسی گشته است. چادرهای کهنه و فرسوده نمیتوانند در برابر باران و سرمای سوزان و کشنده تاب بیاورند. مرگ به راحتی جان کودکان و بزرگسالان را میگیرد، البته این مرگ نه با بمباردمان، بلکه با یخزدن خون در رگهاست. آری این مصیبتها و رنجها، موقتی یا گذرا نیست؛ بلکه هر روز و هر لحظه با سرما و نبود امکانات و پناهگاه نامناسب همراه است.
شگفتآور است که مردم غزه با وجود تلخی بمباردمان و حملات وحشیانهٔ دشمنان، به نوعی به آن عادت کردهاند، چرا که مرگ در این حالت احتمالی است؛ اما مرگی که با زمستان میآید، هیچ گزینهای باقی نمیگذارد. این مرگ، یقینی و حاضر در هر شب سرد و هر روز بارانی است.
دو میلیون آواره در چادرهایی فرسوده و پوسیده زندگی میکنند که حتی ابتداییترین نیازهای زندگی را ندارند. غذایشان کم بوده، سوخت آنچنانیای وجود ندارد و لباس و پتوها برای گرمایش خانه و بدن کافی نیستند. اگرچه جامعه جهانی اخبار رنجهای مردم غزه را منتشر میکند؛ اما تنها به محکومیت و حرفهای بیعمل بسنده میکند، در حالی که درد و رنج همچنان زیر نگاه دنیا ادامه دارد.
دردناکتر از سرمای غزه، سکوت مسلمانان در برابر ظلم و استبداد دشمنان اسلام است؛ سکوتی که فقط این صحنهها را تماشا میکند؛ اما ناتوان از کمک است. پتوها و کمکهای مردمی پشت مرزها مانده و منتظر تأیید دشمن برای ورود به غزهاند. این در حالی است که امت میلیاردی حتی نمیتواند وسایل گرمایشی برای نجات جان بیگناهان فراهم کند.
زمستان در غزه فقط یک فصل نیست، بلکه داستان مرگِ طولانی است که به دفترچهٔ رنجهای بیپایان افزوده میشود. این نوشته، دعوتی است برای وجدانهای بیدار، برای حرکت بهسوی بیداری، حتی با یک کلمه یا یک عمل کوچک، پیش از آنکه سرما به قاتلی بیرحم تبدیل شود که هیچکس را امان نمیدهد.
نوشتن این سطور برایم خیلی دشوار به نظر میرسد؛ چون نویسنده نباید تنها به توصیف و بیان مشکل اکتفا کند؛ بلکه نویسنده راهحلهایی را هم باید ارائه دهد؛ اما من از ابراز هر راهحلی عاجزم. من چه راهحلی را میتوانم ارائه دهم، در حالی که کلیدهای غزه در دستان دشمنان اسلام است؛ دشمنی که درها را بر روی آن بسته و غزه مظلوم را حصار کشیده است. دشمنان با اطمینان و آسودگی خاطر به جنایات و وحشیگری خود ادامه میدهند، آنها میدانند که مسلمانان همت و حمیت خود را از دست داده، خاضع، ضعیف و پراکنده شده و قادر به انجام هیچ کاری نیستند.
اما با این وصف، قلبم از دیدن این اوضاع در هم آمیخته به تنگ آمده و نتوانستم این تصاویر و صحنههایی را که ذهنم را آشفته کردهاند؛ تحمل کنم، بدون اینکه قلمم را به حرکت در بیاورم. اگر کاری از دستم بر نمیآید، حداقل میتوانم احساسات را برانگیزم و کسانی را که فراموش کردهاند یا خود را به فراموشی زدهاند، متذکر شوم. این کار بهتر و آسانتر از مرگ وجدانهای خفته است.
عزیزانم، دربارهٔ غزه بنویسید و صحبت کنید. درباره رنجها و مصیبتهای مردم ما در غزه و از فصل زمستان و سرمای کشندهٔ آن بگویید و بنویسید. دردهایشان را نادیده نگیرید. اگر این کار، هیچ تأثیری بر دولتها و حکومتها هم نداشته باشد؛ حداقل پیام شما به برادران و خواهرانتان در غزه خواهد رسید. آنها خواهند دانست که شما نیز تحت فشار و پیگیری هستید؛ اما به خاطر مصیبت آنها رنج میکشید. شاید این همان چیزی باشد که تابعی بزرگ؛ اویس قرنی -رحمهالله- گفت: «اللهم إني أعتذر إليك من كل كبد جائعة، ومن كل جسد عارٍ، فليس لي إلا بما على ظهري وفي بطني؛ خدایا، من از هر شکم گرسنه و از هر جسم عریان از تو عذرخواهی میکنم؛ زیرا من جز آنچه بر پشت و در شکمم دارم، چیز دیگری ندارم».
والله غالب على أمره ولكن أكثر الناس لا يعلمون؛ و خداوند بر کار خود چیره است، ولی بیشتر مردم نمیدانند.
https://www.alemarahdari.af/?p=129166
نویسنده: احسان الفقیه
مترجم: مصطفی توکلی
زمستان امسال در غزه، مثل هیچ زمستانی سخت و طاقتفرسا نیست. این فصل (زمستان) چهرهٔ واقعی درد و رنج را نمایان میکند و عمق مصیبت و فاجعه را آشکار مینماید. در حالی که خیلیها از زیباییها و ویژگیهای زمستان میسرایند و آن را الهامبخش شعر و ادب میدانند و مینامند؛ اما زمستان در غزه چهرهای دیگر دارد؛ چهرهٔ سرد، سخت و مملو از فقر و محرومیت.
برف و باران برای خیلیها شادیآور و سبب سرور و شادی آنهاست.
در شبهای طولانی زمستان، شاعران به شعر، و داستانسرایان به داستانسرایی میپردازند، و در روزهای زمستانی عابدان خوشحالاند، چون روزه و سپریشدن روز برایشان نعمت و شبهای طولانی هم برای عبادتشان فرصت بیبدیلی است؛ اما زمستان غزه داستان دیگری دارد، زمستان امروز در غزه چون کابوسی گشته است. چادرهای کهنه و فرسوده نمیتوانند در برابر باران و سرمای سوزان و کشنده تاب بیاورند. مرگ به راحتی جان کودکان و بزرگسالان را میگیرد، البته این مرگ نه با بمباردمان، بلکه با یخزدن خون در رگهاست. آری این مصیبتها و رنجها، موقتی یا گذرا نیست؛ بلکه هر روز و هر لحظه با سرما و نبود امکانات و پناهگاه نامناسب همراه است.
شگفتآور است که مردم غزه با وجود تلخی بمباردمان و حملات وحشیانهٔ دشمنان، به نوعی به آن عادت کردهاند، چرا که مرگ در این حالت احتمالی است؛ اما مرگی که با زمستان میآید، هیچ گزینهای باقی نمیگذارد. این مرگ، یقینی و حاضر در هر شب سرد و هر روز بارانی است.
دو میلیون آواره در چادرهایی فرسوده و پوسیده زندگی میکنند که حتی ابتداییترین نیازهای زندگی را ندارند. غذایشان کم بوده، سوخت آنچنانیای وجود ندارد و لباس و پتوها برای گرمایش خانه و بدن کافی نیستند. اگرچه جامعه جهانی اخبار رنجهای مردم غزه را منتشر میکند؛ اما تنها به محکومیت و حرفهای بیعمل بسنده میکند، در حالی که درد و رنج همچنان زیر نگاه دنیا ادامه دارد.
دردناکتر از سرمای غزه، سکوت مسلمانان در برابر ظلم و استبداد دشمنان اسلام است؛ سکوتی که فقط این صحنهها را تماشا میکند؛ اما ناتوان از کمک است. پتوها و کمکهای مردمی پشت مرزها مانده و منتظر تأیید دشمن برای ورود به غزهاند. این در حالی است که امت میلیاردی حتی نمیتواند وسایل گرمایشی برای نجات جان بیگناهان فراهم کند.
زمستان در غزه فقط یک فصل نیست، بلکه داستان مرگِ طولانی است که به دفترچهٔ رنجهای بیپایان افزوده میشود. این نوشته، دعوتی است برای وجدانهای بیدار، برای حرکت بهسوی بیداری، حتی با یک کلمه یا یک عمل کوچک، پیش از آنکه سرما به قاتلی بیرحم تبدیل شود که هیچکس را امان نمیدهد.
نوشتن این سطور برایم خیلی دشوار به نظر میرسد؛ چون نویسنده نباید تنها به توصیف و بیان مشکل اکتفا کند؛ بلکه نویسنده راهحلهایی را هم باید ارائه دهد؛ اما من از ابراز هر راهحلی عاجزم. من چه راهحلی را میتوانم ارائه دهم، در حالی که کلیدهای غزه در دستان دشمنان اسلام است؛ دشمنی که درها را بر روی آن بسته و غزه مظلوم را حصار کشیده است. دشمنان با اطمینان و آسودگی خاطر به جنایات و وحشیگری خود ادامه میدهند، آنها میدانند که مسلمانان همت و حمیت خود را از دست داده، خاضع، ضعیف و پراکنده شده و قادر به انجام هیچ کاری نیستند.
اما با این وصف، قلبم از دیدن این اوضاع در هم آمیخته به تنگ آمده و نتوانستم این تصاویر و صحنههایی را که ذهنم را آشفته کردهاند؛ تحمل کنم، بدون اینکه قلمم را به حرکت در بیاورم. اگر کاری از دستم بر نمیآید، حداقل میتوانم احساسات را برانگیزم و کسانی را که فراموش کردهاند یا خود را به فراموشی زدهاند، متذکر شوم. این کار بهتر و آسانتر از مرگ وجدانهای خفته است.
عزیزانم، دربارهٔ غزه بنویسید و صحبت کنید. درباره رنجها و مصیبتهای مردم ما در غزه و از فصل زمستان و سرمای کشندهٔ آن بگویید و بنویسید. دردهایشان را نادیده نگیرید. اگر این کار، هیچ تأثیری بر دولتها و حکومتها هم نداشته باشد؛ حداقل پیام شما به برادران و خواهرانتان در غزه خواهد رسید. آنها خواهند دانست که شما نیز تحت فشار و پیگیری هستید؛ اما به خاطر مصیبت آنها رنج میکشید. شاید این همان چیزی باشد که تابعی بزرگ؛ اویس قرنی -رحمهالله- گفت: «اللهم إني أعتذر إليك من كل كبد جائعة، ومن كل جسد عارٍ، فليس لي إلا بما على ظهري وفي بطني؛ خدایا، من از هر شکم گرسنه و از هر جسم عریان از تو عذرخواهی میکنم؛ زیرا من جز آنچه بر پشت و در شکمم دارم، چیز دیگری ندارم».
والله غالب على أمره ولكن أكثر الناس لا يعلمون؛ و خداوند بر کار خود چیره است، ولی بیشتر مردم نمیدانند.
https://www.alemarahdari.af/?p=129166
😢4
رک بگویم... از همه رنجیده ام!
از غریب و آشنا ترسیده ام
با مرام و معرفت بیگانه اند
من به هر ساز ی که شد رقصیده ام
در زمستانِِ سکوتم بارها...
با نگاه سردتان لرزیده ام
رد پای مهربانی نیست...نیست
من تمام کوچه را گردیده ام
سالها از بس که خوش بین بوده ام...
هر کلاغی را کبوتر دیده ام
وزن احساس شما را بارها...
با ترازوی خودم سنجیده ام
بی خیال سردی آغوشها...
من به آغوش خودم چسبیده ام
من شما را بارها و بارها...
لا به لای هر دعا بخشیده ام
✍"فریدون مشیری"
https://t.me/pkgtryu
از غریب و آشنا ترسیده ام
با مرام و معرفت بیگانه اند
من به هر ساز ی که شد رقصیده ام
در زمستانِِ سکوتم بارها...
با نگاه سردتان لرزیده ام
رد پای مهربانی نیست...نیست
من تمام کوچه را گردیده ام
سالها از بس که خوش بین بوده ام...
هر کلاغی را کبوتر دیده ام
وزن احساس شما را بارها...
با ترازوی خودم سنجیده ام
بی خیال سردی آغوشها...
من به آغوش خودم چسبیده ام
من شما را بارها و بارها...
لا به لای هر دعا بخشیده ام
✍"فریدون مشیری"
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤1👍1
Forwarded from وبسایت الاماره دری
شهدای خود را فراموش نکنید!
نویسنده: ادهم شرقاوی
ترجمه: مصطفی توکلی
در کتاب صیادالقصص، داستان جالبی نقل کردهاند: که جنگ قفقاز در سال ۱۸۱۷ آغاز شد و حدود پنجاه سال به طول انجامید و طی این مدتزمان، صدها هزار نفر از نیروهای "الشرکَس" از طریق دریا فرار کردند. در خلال این فرار از مرگ، هزاران نفر از شرکسها در دریا غرق شدند، چون قایقهایشان فرسوده شده بودند.
آن دسته از چَرکَسهایی که از دم مرگ نجات یافتند، برای صدسال خوردن ماهی را بر خود حرام کرده بودند؛ چون نمیخواستند گوشت برادرانشان را که خوراک ماهیها شده بود را، دوباره خودشان بخورند.
در کتاب صحیح بخاری آمده است:
روزی عبدالرحمن بن عوف -رضیاللهعنه- که روزه داشت، برایش غذا آوردند. حضرت عبدالرحمن گفت: «مصعب بن عمیر -رضیاللهعنه- که از من بهتر بود، به شهادت رسیده است. او را در پارچهای کفن کردند که اگر سرش را میپوشاندند، پاهایش نمایان میشد و اگر پاهایش را میپوشاندند، سرش ظاهر میشد، و حضرت حمزه -رضیاللهعنه- که از من بهتر بود نیز به شهادت رسیده است. بعد از اینهمه اتفاقات، دنیا به روی ما گسترده شده و ما از این میترسیم که پاداش و مزدمان در همین دنیا به ما داده شده باشد». بعد از آن شروع به گریه کرد تا جایی که از غذاخوردن دست برداشت و غذا نخورد.
شهدای خود را فراموش نکنید!
شهدا با مرگشان نمیمیرند؛ بلکه با فراموشکردن آنها و به باد فراموشی سپردن یاد و خاطره آنها، میمیرند و از بین میروند. ما وقتی آنها را فراموش میکنیم، گویا دوباره آنها را کشتهایم، یک بار به دست دشمنشان و بار دیگر به دست خودمان آنها را به قتل رسانیدهایم.
کسی که مقتول (شهید) را فراموش کند، قاتل (دشمنان دین و اسلام) را نیز فراموش میکند و کسی که قاتل را فراموش کند، دیر یا زود خودش هم به دست او به قتل خواهد رسید، و همانطوری که مردگان خفته در خاک فراموش شدند و بر سرشان خاک ریخته شده، انسان فراموشکار نیز چنین میشود و به باد فراموشی سپرده میشود.
علی عزت بیغوفیتش چه زیبا گفته است: «نسلی که قتلعام را فراموش کند، بار دیگر شاهد تکرار آن خواهد بود».
عزیزانم، غزه را فرامش نکنید!
قاتل و مقتول، هر دوتا را فراموش نکنید!
چهره شهدای خود را خوب به خاطر بسپارید و چهرهی قاتلان را نیز به یا داشته باشید. به یاد بیاورید چرا شهید شما کشته شد و برای چه چیزی قاتل دست به قتل زده است؟! به یاد آورید شهدای گذرگاههای عزتمند خود را، گروه صادقی که درحال پاکسازی نجاستها از این دنیای پرفتنه و فساد میباشند.
اینها (حماس و کتائب قسام) کسانی هستند که در حلقات درسی قرآن کریم تربیت شدهاند، در حالی که ما از آنها غافل بودیم. آنها زمین را در حالی تونل کندند که ما به خوشگذرانی خود پرداخته بودیم.
اینها کسانی بودند و هستند که وقتی ما از سوزن گرفته تا موشک را خرید و وارد کورهای خود میکردیم، آنها با دستهای خودشان اسلحههایشان را میساختند.
زنان غزه را به یاد بیاورید که بدنشان توسط گلولههای غرب (آمریکای جنایتکاری) که برای ما در مورد حقوق زنان سخنرانی میکنند، تکهتکه و پارهپاره شدند.
کودکان غزه را به یاد بیاورید که بدنشان با موشکهای غرب تکهپارچه و سلاخی شدهاند؛ اما آمریکای جنایتکار برایمان سخنرانی میکند که برنامههای درسی را تغییر دهیم تا بچههایمان نازدانه تربیت شوند و چنگال نداشته باشند تا طناب بر گردن جنایتکاران بیندازند و آنها را به اعدامگاه و کشتارگاه بکشانند.
خانوادههای گذشتهگان را به یاد بیاورید که چطور تربیت و آموزش دیده بودند.
در حقیقت همهٔ آنها خانواده شما هستند و شما نگهبانان خون و صاحبان انتقام خون و مال آنها هستید.
پس مسئولیت خویش را بشناسید!
https://www.alemarahdari.af/?p=129213
نویسنده: ادهم شرقاوی
ترجمه: مصطفی توکلی
در کتاب صیادالقصص، داستان جالبی نقل کردهاند: که جنگ قفقاز در سال ۱۸۱۷ آغاز شد و حدود پنجاه سال به طول انجامید و طی این مدتزمان، صدها هزار نفر از نیروهای "الشرکَس" از طریق دریا فرار کردند. در خلال این فرار از مرگ، هزاران نفر از شرکسها در دریا غرق شدند، چون قایقهایشان فرسوده شده بودند.
آن دسته از چَرکَسهایی که از دم مرگ نجات یافتند، برای صدسال خوردن ماهی را بر خود حرام کرده بودند؛ چون نمیخواستند گوشت برادرانشان را که خوراک ماهیها شده بود را، دوباره خودشان بخورند.
در کتاب صحیح بخاری آمده است:
روزی عبدالرحمن بن عوف -رضیاللهعنه- که روزه داشت، برایش غذا آوردند. حضرت عبدالرحمن گفت: «مصعب بن عمیر -رضیاللهعنه- که از من بهتر بود، به شهادت رسیده است. او را در پارچهای کفن کردند که اگر سرش را میپوشاندند، پاهایش نمایان میشد و اگر پاهایش را میپوشاندند، سرش ظاهر میشد، و حضرت حمزه -رضیاللهعنه- که از من بهتر بود نیز به شهادت رسیده است. بعد از اینهمه اتفاقات، دنیا به روی ما گسترده شده و ما از این میترسیم که پاداش و مزدمان در همین دنیا به ما داده شده باشد». بعد از آن شروع به گریه کرد تا جایی که از غذاخوردن دست برداشت و غذا نخورد.
شهدای خود را فراموش نکنید!
شهدا با مرگشان نمیمیرند؛ بلکه با فراموشکردن آنها و به باد فراموشی سپردن یاد و خاطره آنها، میمیرند و از بین میروند. ما وقتی آنها را فراموش میکنیم، گویا دوباره آنها را کشتهایم، یک بار به دست دشمنشان و بار دیگر به دست خودمان آنها را به قتل رسانیدهایم.
کسی که مقتول (شهید) را فراموش کند، قاتل (دشمنان دین و اسلام) را نیز فراموش میکند و کسی که قاتل را فراموش کند، دیر یا زود خودش هم به دست او به قتل خواهد رسید، و همانطوری که مردگان خفته در خاک فراموش شدند و بر سرشان خاک ریخته شده، انسان فراموشکار نیز چنین میشود و به باد فراموشی سپرده میشود.
علی عزت بیغوفیتش چه زیبا گفته است: «نسلی که قتلعام را فراموش کند، بار دیگر شاهد تکرار آن خواهد بود».
عزیزانم، غزه را فرامش نکنید!
قاتل و مقتول، هر دوتا را فراموش نکنید!
چهره شهدای خود را خوب به خاطر بسپارید و چهرهی قاتلان را نیز به یا داشته باشید. به یاد بیاورید چرا شهید شما کشته شد و برای چه چیزی قاتل دست به قتل زده است؟! به یاد آورید شهدای گذرگاههای عزتمند خود را، گروه صادقی که درحال پاکسازی نجاستها از این دنیای پرفتنه و فساد میباشند.
اینها (حماس و کتائب قسام) کسانی هستند که در حلقات درسی قرآن کریم تربیت شدهاند، در حالی که ما از آنها غافل بودیم. آنها زمین را در حالی تونل کندند که ما به خوشگذرانی خود پرداخته بودیم.
اینها کسانی بودند و هستند که وقتی ما از سوزن گرفته تا موشک را خرید و وارد کورهای خود میکردیم، آنها با دستهای خودشان اسلحههایشان را میساختند.
زنان غزه را به یاد بیاورید که بدنشان توسط گلولههای غرب (آمریکای جنایتکاری) که برای ما در مورد حقوق زنان سخنرانی میکنند، تکهتکه و پارهپاره شدند.
کودکان غزه را به یاد بیاورید که بدنشان با موشکهای غرب تکهپارچه و سلاخی شدهاند؛ اما آمریکای جنایتکار برایمان سخنرانی میکند که برنامههای درسی را تغییر دهیم تا بچههایمان نازدانه تربیت شوند و چنگال نداشته باشند تا طناب بر گردن جنایتکاران بیندازند و آنها را به اعدامگاه و کشتارگاه بکشانند.
خانوادههای گذشتهگان را به یاد بیاورید که چطور تربیت و آموزش دیده بودند.
در حقیقت همهٔ آنها خانواده شما هستند و شما نگهبانان خون و صاحبان انتقام خون و مال آنها هستید.
پس مسئولیت خویش را بشناسید!
https://www.alemarahdari.af/?p=129213
👍1
Forwarded from شذرات فلسطينية 🇵🇸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعض أبناء قومنا من حزنه على أمريكا
يُشعرك أنه عما قليل سيحمل دلاءَ الماء ويذهب ليُشارك في إطفاء النّار
أمريكا التي تُذبح غزَّة بأسلحتها على مدار اليوم
أمريكا الملوثة يدها في كل دم من دماء المسلمين
اللهُمَّ أدعوك بدعاء عبدك نوح:
"ربِّ لا تذر على الأرض من الكافرين دياراً"
يُشعرك أنه عما قليل سيحمل دلاءَ الماء ويذهب ليُشارك في إطفاء النّار
أمريكا التي تُذبح غزَّة بأسلحتها على مدار اليوم
أمريكا الملوثة يدها في كل دم من دماء المسلمين
اللهُمَّ أدعوك بدعاء عبدك نوح:
"ربِّ لا تذر على الأرض من الكافرين دياراً"
اطلاعیه
دارالعلوم هرات افتخار دارد یازدهمین همایش بزرگ فارغالتحصیلی طلاب دوره حدیث و حافظان قرآنکریم را تجلیل نماید.
به امید آنکه قدمرنجه شود تا دلی شاد شود و دیدهای روشن.
زمان: یکشنبه، ۳۰ جدی ۱۴۰۳ هـ .ش مصادف با ۱۸ رجب ۱۴۴۶ هـ . ق از ساعت ۱ ظهر الی ختم محفل
مکان: هرات، درب قندهار، بلوغهای دلقرار، دارالعلوم هرات.
دارالعلوم هرات افتخار دارد یازدهمین همایش بزرگ فارغالتحصیلی طلاب دوره حدیث و حافظان قرآنکریم را تجلیل نماید.
به امید آنکه قدمرنجه شود تا دلی شاد شود و دیدهای روشن.
زمان: یکشنبه، ۳۰ جدی ۱۴۰۳ هـ .ش مصادف با ۱۸ رجب ۱۴۴۶ هـ . ق از ساعت ۱ ظهر الی ختم محفل
مکان: هرات، درب قندهار، بلوغهای دلقرار، دارالعلوم هرات.
امارت اسلامی سازندهٔ یک افغانستان نوین
✍مصطفی توکلی
سرزمین افغانستان عزیز و مردم نیکنام و متدینش، مردمی که با جهاد و قهرمانی بزرگ شدند، رشادت و شهامت با رگ و خودنشان عجین گشته؛ در طول چهاردههٔ اخیر فراز و نشیبهای متعددی را پشتسر گزرانیدهاند؛ خاطرات تلخ و شرین، روزهای سخت و آسان، قتل و غارت، خون و خونریزی، دین و دین ستیزی، قوم و قومگرایی و... را تجربه کردهاند.
این سرزمین پاک مدت مدیدی مورد تاختوتاز و هجوم دشمنان شرقی و غربی قرارگرفته بود، هرکسوناکس اسب خود را تا آخرین رمق تاخته و به نوبت خود از هیچ نوع جور و جفای بر مردم مظلوم این مرزوبوم دریغ نورزیده و هرآنچه از دستشان میآمد، بر ملت افغان عملی میکردهاند.
اما در مقابل ملت بیدار افغان هم غفلت نورزیده، غیرت و شجاعت افغانیشان را به تحرک آورده و از ناحیه مردان سلحشور و دیندوست این سرزمین چنان ضربههای کاری بر پیکر این جانوران وحشی و نوکران حلقهبگوششان وارد کردهاند که با پیکر خون چکان این سرزمین را ترک کرده و باید سالیان سال درس خودشناسی بخوانند تا دیگر چشم طمع و تجاوز بسوی این سرزمین نبندند.
اما دشمنان دین و وطن با هر بار تعرض و تجاوزشان، دستآوردی خاصی نداشتهاند، بجز از اینکه زمینه جنگ را فراهم کرده و روز به روز آن را شعلهورتر ساخته و نه تنها مانع رشد و توسعه زیرساختها و زیر بناهای این سرزمین شدهاند؛ بلکه زیرساختها و زیربناهای نیمه ساختهٔ آن را به مخروبه کامل مبدل ساختهاند.
دشمنان قسم خوردهٔ اسلام چنان برنامههای دقیق و ساماندهی شدهی را برای به فقر کشانیدن این ملت طراحی کرده بودند که آثار مخرب و ناجور آن تا امروز و شاید هم تا برطرف شدن آن، سالها طول بکشد.
این برنامههای شوم و مخرب خود را راه اندازی کردهاند تا اینکه ملت افغان در فقر، تنگدستی، بیسوادی محض دستوپنجه نرم کرده و کشورشان هم در ردیف کشورهای عقب مانده جهان قرار گیرد و همیشه دست فقر بسوی اینوآن دراز نمایند و هیچگاه سر پای خود ایستاد نشوند.
اینک با بروی کار آمدن امارت اسلامی، افغانستان به دست فرزندان واقعی و اصلی آن واگذار شده، و گلهای پژمردهاش، درحال شگفته و جوانه زدن میباشند، ملتی که با مشکلات عدیدی دسته و پنجه نرم کرده و در این میان چشم و چراغ ملت ما امارت اسلامی است؛ همانطوری که آمریکا را به خاک ذلت کشانده و از کشور بیرون رانده؛ انتظار میرود که افغانستان ویرانه را روزی به گلستان جانانه مبدل سازند!
امارت اسلامی و دولتمردان آن متشکل از مجاهدینسلحشور، علما، دانشمندان، متفکران...جامعه اسلامی و افغانی هستند، این رادمردان بزرگ همانطوری که اسم و نظامشان مسمی به اسلامی است، افکار و ایدهٔشان، قوانین، خط و مششان هم اسلامی هست و ان شاءالله در آینده هم اسلامی خواهند ماند.
یکی از وظایف مهم و سترگ حکومت اسلامی بازسازی، حفظ وطن و رفع نیازهای اولیه آن جامعه و شهروندان آن میباشد.
افغانستانی که قدم به قدم آن، هر کوچه و پس کوچه آن، هر شهر و بازار آن، هر ولسوالی و ولایات آن، نیاز به آبادانی و ترمیمکاری جدی و دقیق دارد، افغانستان که جنگهای طولانیمدت و استفاده انواع اسلحههای مخرب دراین سرزمین تمام زیبایها و درخشش را از ما گرفته و نیاز مبرم به بازسازی نوینی دارد و اینکار فقط و فقط از عهدهٔ دولت مردان و زمامداران امارت اسلامی بر میآید و بس.
البته به یاد داشته باشیم که وظیفه دولت و حاکمیت نه تنها ساخته ساز شهری و زیر ساختهای یک کشور میباشد؛ بلکه وظیفه دولت فراتر از همه اینهاست؛ وظیفه حکومت حفظ و امنیت کشور، حفظ مرزهای کشور، حفظ و حدت مردمی، حفظ دین و عقیده ملت، افزایش صاردات و وارادت تجاری، فراهم سازی زمینهٔ کسبوکار برای شهروندان، مجازات مجرمین و قطاع طریق و...
امید است که نظام امارت اسلامی باردیگر تاریخ گذشتگان امت اسلامی را زنده نموده و دوباره عدالت فاروقی و فقر زدای عمرابن عبدالعزیز رحمهالله را، نه تنها در افغانستان، بلکه در تمام جهان احیا گرداند، تا جایی که گرگومیش یکجا آب بنوشند و کسی یافته نشود که زکات و صدقات مردم را اخذ نماید!
در نتیجه باید گفت، امارت اسلامی تاسیس و بنیاد گذاری شده تا تمام این رویاهای دیرنهٔ ملت غمدیدهٔ افغانستان را به حقیقت مبدل سازد، و از دین و آیین ملت ما پاسداری کرده و برای یک افغانستان آزاد، آباد، مستقل و مقتدیر گامهای دقیق و استوارتری را بردارد!
به امید محقق شدن تمام رویاهای دیرنهٔ افغانها به حقیقت سرمدی!
ڪانال جهادے الْاِمارة الإِسْلامية🏳↓
@alemarahkhabar14
✍مصطفی توکلی
سرزمین افغانستان عزیز و مردم نیکنام و متدینش، مردمی که با جهاد و قهرمانی بزرگ شدند، رشادت و شهامت با رگ و خودنشان عجین گشته؛ در طول چهاردههٔ اخیر فراز و نشیبهای متعددی را پشتسر گزرانیدهاند؛ خاطرات تلخ و شرین، روزهای سخت و آسان، قتل و غارت، خون و خونریزی، دین و دین ستیزی، قوم و قومگرایی و... را تجربه کردهاند.
این سرزمین پاک مدت مدیدی مورد تاختوتاز و هجوم دشمنان شرقی و غربی قرارگرفته بود، هرکسوناکس اسب خود را تا آخرین رمق تاخته و به نوبت خود از هیچ نوع جور و جفای بر مردم مظلوم این مرزوبوم دریغ نورزیده و هرآنچه از دستشان میآمد، بر ملت افغان عملی میکردهاند.
اما در مقابل ملت بیدار افغان هم غفلت نورزیده، غیرت و شجاعت افغانیشان را به تحرک آورده و از ناحیه مردان سلحشور و دیندوست این سرزمین چنان ضربههای کاری بر پیکر این جانوران وحشی و نوکران حلقهبگوششان وارد کردهاند که با پیکر خون چکان این سرزمین را ترک کرده و باید سالیان سال درس خودشناسی بخوانند تا دیگر چشم طمع و تجاوز بسوی این سرزمین نبندند.
اما دشمنان دین و وطن با هر بار تعرض و تجاوزشان، دستآوردی خاصی نداشتهاند، بجز از اینکه زمینه جنگ را فراهم کرده و روز به روز آن را شعلهورتر ساخته و نه تنها مانع رشد و توسعه زیرساختها و زیر بناهای این سرزمین شدهاند؛ بلکه زیرساختها و زیربناهای نیمه ساختهٔ آن را به مخروبه کامل مبدل ساختهاند.
دشمنان قسم خوردهٔ اسلام چنان برنامههای دقیق و ساماندهی شدهی را برای به فقر کشانیدن این ملت طراحی کرده بودند که آثار مخرب و ناجور آن تا امروز و شاید هم تا برطرف شدن آن، سالها طول بکشد.
این برنامههای شوم و مخرب خود را راه اندازی کردهاند تا اینکه ملت افغان در فقر، تنگدستی، بیسوادی محض دستوپنجه نرم کرده و کشورشان هم در ردیف کشورهای عقب مانده جهان قرار گیرد و همیشه دست فقر بسوی اینوآن دراز نمایند و هیچگاه سر پای خود ایستاد نشوند.
اینک با بروی کار آمدن امارت اسلامی، افغانستان به دست فرزندان واقعی و اصلی آن واگذار شده، و گلهای پژمردهاش، درحال شگفته و جوانه زدن میباشند، ملتی که با مشکلات عدیدی دسته و پنجه نرم کرده و در این میان چشم و چراغ ملت ما امارت اسلامی است؛ همانطوری که آمریکا را به خاک ذلت کشانده و از کشور بیرون رانده؛ انتظار میرود که افغانستان ویرانه را روزی به گلستان جانانه مبدل سازند!
امارت اسلامی و دولتمردان آن متشکل از مجاهدینسلحشور، علما، دانشمندان، متفکران...جامعه اسلامی و افغانی هستند، این رادمردان بزرگ همانطوری که اسم و نظامشان مسمی به اسلامی است، افکار و ایدهٔشان، قوانین، خط و مششان هم اسلامی هست و ان شاءالله در آینده هم اسلامی خواهند ماند.
یکی از وظایف مهم و سترگ حکومت اسلامی بازسازی، حفظ وطن و رفع نیازهای اولیه آن جامعه و شهروندان آن میباشد.
افغانستانی که قدم به قدم آن، هر کوچه و پس کوچه آن، هر شهر و بازار آن، هر ولسوالی و ولایات آن، نیاز به آبادانی و ترمیمکاری جدی و دقیق دارد، افغانستان که جنگهای طولانیمدت و استفاده انواع اسلحههای مخرب دراین سرزمین تمام زیبایها و درخشش را از ما گرفته و نیاز مبرم به بازسازی نوینی دارد و اینکار فقط و فقط از عهدهٔ دولت مردان و زمامداران امارت اسلامی بر میآید و بس.
البته به یاد داشته باشیم که وظیفه دولت و حاکمیت نه تنها ساخته ساز شهری و زیر ساختهای یک کشور میباشد؛ بلکه وظیفه دولت فراتر از همه اینهاست؛ وظیفه حکومت حفظ و امنیت کشور، حفظ مرزهای کشور، حفظ و حدت مردمی، حفظ دین و عقیده ملت، افزایش صاردات و وارادت تجاری، فراهم سازی زمینهٔ کسبوکار برای شهروندان، مجازات مجرمین و قطاع طریق و...
امید است که نظام امارت اسلامی باردیگر تاریخ گذشتگان امت اسلامی را زنده نموده و دوباره عدالت فاروقی و فقر زدای عمرابن عبدالعزیز رحمهالله را، نه تنها در افغانستان، بلکه در تمام جهان احیا گرداند، تا جایی که گرگومیش یکجا آب بنوشند و کسی یافته نشود که زکات و صدقات مردم را اخذ نماید!
در نتیجه باید گفت، امارت اسلامی تاسیس و بنیاد گذاری شده تا تمام این رویاهای دیرنهٔ ملت غمدیدهٔ افغانستان را به حقیقت مبدل سازد، و از دین و آیین ملت ما پاسداری کرده و برای یک افغانستان آزاد، آباد، مستقل و مقتدیر گامهای دقیق و استوارتری را بردارد!
به امید محقق شدن تمام رویاهای دیرنهٔ افغانها به حقیقت سرمدی!
ڪانال جهادے الْاِمارة الإِسْلامية🏳↓
@alemarahkhabar14
وبسایت الاماره دری
حقیقت ۶۹.pdf
نوشتهٔ دکتور ادهم شرقاوی با ترجمهٔ مصطفی توکلی، تحت عنوان «بمیر، ولی نگذار صدای حق خاموش شود!» را در مجلهٔ وزین و مشهور "حقیقت" بخوانید!
https://t.me/pkgtryu
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤2
Forwarded from شذرات فلسطينية 🇵🇸
سلامٌ عليكم سجوداً وقِياماً ودُعاءً
سلامٌ عليكم تربيةً وإعداداً
سلامٌ عليكم قتالاً وجهاداً وإثخاناً
سلامٌ عليكم صبراً وبأساً وثباتاً
سلامٌ عليكم أعدتم لنا أمجاداً
سلامٌ عليكم، ورحمة الله ورضوانه وبركاته! 💚
سلامٌ عليكم تربيةً وإعداداً
سلامٌ عليكم قتالاً وجهاداً وإثخاناً
سلامٌ عليكم صبراً وبأساً وثباتاً
سلامٌ عليكم أعدتم لنا أمجاداً
سلامٌ عليكم، ورحمة الله ورضوانه وبركاته! 💚
❤2