اهل نوشتن
179 subscribers
112 photos
9 videos
37 files
423 links
تاملات و یادداشت‌ها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشته‌های خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
Download Telegram
شام الحبیب

دوست‌دار سرزمین‌ مبارک: مصطفی توکلی


هزاران خانوده اهل سنت سوریه قتل عام شدند، هزاران تن آواره و بی‌خانه‌مان شدند، هزاران جوان و نوجوان، زنان و کودکان کشته و زخمی و مورد تجاوز و بی‌حرمتی قرار گرفتند، زندان‌ها پر از اهل سنت شدند، هزاران تن اعدام شدند...؛ حالا روزی آن فرارسیده که این داغدیدگان و آوارگان دوباره به سرزمین غصب شدهٔ خود برگردند و انتقام خود را از "بشار اسد" ملعون و منفور بگیرند و تیشه محکم بر ریشهٔ روافض بزنند تا این جرثومه فساد از سرزمین «مبارک شام» برچیده شده و راه فتح بیت‌المقدس از این طریق هموار گردد.
آوارگان و داغدیدگان با چنان خشم و غضبی به دنبال انتقام از حکومت بشار و همپیمانانی کفری‌اش افتاده‌اند که تا جان در تن دارند و خون در بدن؛ از مبارزه و جهاد دست بر نمی‌دارند، برای باز پس‌گری سرزمین مبارک شام همواره تلاش می‌ورزند و از مصالح و مدارا با روافض بیزار و با خود چنین نجوا می‌کنند: ای بشار خبیث! ای روس‌ها و روافض کثیف:
پدركشتى و تخم كين كاشتى
پدركشته را كى بود آشتى

https://t.me/pkgtryu
2
صلاح‌الدین ایوبی می‌فرماید: «از فتح ارگ‌ِ بزرگ خوشحال نشدم، آنچه که از فتح شهر حلب خوشحال شدم»
بخدا قسم هم‌اکنون نزدیک است قلب‌ها از خوشحالی بترکد...؛ چون حلب آزاد شده.

برگردان: مصطفی توکلی

https://t.me/pkgtryu
3
قطار زندگی‌ات را بخاطر یک سواری متردد، متوقف نکن؛ بلکه مسیرت را ادامه بدی.

برگردان: مصطفی توکلی


https://t.me/pkgtryu
آری مادرجان می‌بینمت!

نامهٔ اسیر فلسطینی دربند صهیونیست‌های غاصب؛ نامهٔ پر از اشک و جدایی به مادر مهربانش


📌آری مادرجان؛ می‌بینمت که ساعت‌ها و روزها در باره‌ام می‌اندیشی و برای آزادی‌ام لحظه شماری می‌کنی!

⏹️آری مادرجان؛ می‌بینمت که انتظار بیش از حد خواب را از چشمانت ربوده و جای خواب را انتظار و دیدار دوبارهٔ‌مان فراگرفته است!

⏹️آری مادر عزیزم؛ می‌دانم ثانیه‌ها تبدیل به دقیقه‌ها و دقیقه‌ها تبدیل به ساعت‌ها گشته است و امّا...!

⏹️آری ای گوهرنایابم؛ می‌بینمت که نماز صبح را خوانده‌ی و طبق روال همیشگی به سوی اتوبوس حرکت کرده‌ای. اتوبوس با شما چنان آشنا شده که حتی بخشی از خاطرات واقعی شما گشته است!

⏹️آری ای عمر گران‌قیمتم؛ می‌بینمت که با پا های خسته‌ات جلو یک ایست بازرسی صهیونیستی نگون‌بخت، سربازان جنایت‌کار و بی‌هویت که انسانیت را نمی‌شناسند؛ فقط و فقط در پی قتل و کشتار اند، سربازان که تنها و تنها به عنوان یک اشغالگر و جنایتکار بیش شناخته نمی‌شوند؛ ایستادهٔ!

⏹️آری مادر باوفایم؛ با وجود خستگی‌های بیش‌ از حد، چهره‌ات را خندان می‌بینم! می‌بینم که چشمانت را براین درب بزرگ و سیمهای خارداری پیچ‌درپیچ دوخته و برای دیدار من انتظار می‌کشی!

⏹️آری نور دیدگانم؛ می‌دانم که چقدر مشتاق دیدار همدیگریم، در سالن ملاقات یکی از دیگری سبقت می‌گیریم، تا در این مدت زمان کم و کوتاه روحمان شاد شود؛ قبل از اینکه این دشمن کینه‌توز بین ما فاصله و جدایی بیاورد!

⏹️آری ای در ثمینم؛ می‌دانم گریه‌ و فراق جدایی، سختی وداع، تبسم‌لب‌هایت را پنهان کرده است. همانطوریی که در شهر خود برایم آموختی؛ برایم آموختی تا طبق خواسته‌ات عمل کنم، قوی بمانم و جلو این زندان بانان صهیونیستی کم نیاورم!

⏹️بله مادر داغدیده‌ام؛ گرچه ازم دوری، ولی گویا از نزدیک می‌بینمت و صدایت را می‌شنوم، و تو مادر بخشنده و مهربانی هستی!

⏹️مادر ای گل‌گلستانم؛ اشغال و یورش دشمنان بین من تو جدایی انداخته و مرا از مهر و محبت مادری محروم کردند!

⏹️آری، این گل‌نوبهارم بسوی من شتافته تا سایهٔ سرش را ببیند، تا خندهٔ لبان پسرش را مشاهده کند و بوسه بر رخسار جگر گوشه‌اش بزند!

نویسنده: یحیی‌الجاج‌ حمد
تــرجمه: مصطفی تـــوکلی


🌐در شبکه های اجتماعی همراه ما باشید:

FacebookTelegram 🌐Web
1😢1
این نبرد (حرکت حماس و کتائب قسام) تنها یک جنگی فزیکی نیست؛ بلکه درس برای یک نسل است و کسی می‌تواند دراین نبرد پیروز میدان شود که نسلی را خوب تربیت کند.

📝الشیخ احمد یاسین رحمه‌الله
برگردان: مصطفی توکلی

https://t.me/pkgtryu
2👍1
مــقــولــهٔ مــعــروفــیــ‌اســت ڪــه مــیــ‌فــرمــایــنــد:
«الــمــلــك يبــقــى مــع الــكفــر ولــا يبــقــى مــع الــظــلــمــ»
قــدرت و نــظــام بــا ڪــفــر بــاقــے مــیــ‌مــانــد؛ امــا بــا ظــلــم و اســتــبــداد هرگــز بــاقــے نــمــیــ‌مــانــد.
پ ن: نــظــام بــشــار الــاســد، نــظــامــے ڪــه خــود را همــچــون فــرعــون مــیــ‌پــنــداشــتــ؛ امــا حــالــا همــانــنــد فــرعــون درحــال غــرق شــدن و نــابــود شــدن اســتــ.
مــردم مــظــلــوم ســوریــه و عــلــیــ‌الــخــصــوص اهل ســنــت، ســخــتــ‌تــریــن روزها و بــدتــریــن عــذابــ‌ها را از دســت فــرعــون زمــا (بــشــار اســد) دیــدنــد و چــشــیــدنــد؛ ولــے آخــرالــامــر بــه زبــالــه‌دان تــاریــخ انــداخــتــه شــد!
#الــلــهم مــزقــه (بــشــار و مــن والــه و مــن اعــانــه) ڪــل مــمــزقــ🤲🏻

اخــوڪــم: مــصــطــفــے تــوڪــلــے

https://t.me/pkgtryu
1👍1
قلق خائین

دزد همیشه در هراس است تا مبادا دستگیر شود؛
قاتل همیشه در گریز است تا مبادا جرمش کشف و قصاص شود؛
خائن در انتظار است که چه وقتی پریشانی‌اش بر طرف می‌شود و خود را همانند موشی که پارچه را تکه‌پاره می‌کند و می‌جود؛ خود را می‌خورد و می‌پارد.
عزیزانم! هیچ‌چیزی زیباتر و والاتر از کسب اطمینان و آرامش در زندگی انسان نیست!

#ترجمه_۱

نویسنده: ادهم شرقاوی
مترجم: مصطفی توکلـی

https://t.me/pkgtryu
2
خداوند متعال ذاتی‌ست که:

يدبر الأمر...

ينصر الحق...

يخذل الباطل...

يضل الظالمين...

ينصر المؤمنين...

سبحان من لا ثقة لنا إلا به...

پس همه و همه‌چیز بر مدار خواست و قدرت خداوند می‌چرخد.
https://t.me/pkgtryu
جوانان، سرمایه و ستون فقرات جامعه
ترک مهاجرت، آبادی وطن

نویسنده: مصطفی توکلی

افغانستان و مردم نجیب آن از دیربازیی‌ست که مورد تاخت‌وتاز، تعرض و تجاوز بیگانه‌گان،  خیانت داخلی‌یان و بی‌مهری همسایگان قرار گرفته‌ بودند و با روی‌کار آمدن نظام امارت اسلامی، کمابیش از این معضلات و مشکلات کاسته شده و خیلی از جوانان بی‌کار صاحب کار و کسبه شده و خیلی‌ها هم در شُرف پیوستن به شغل و اشتغال‌ جدید هستند؛ اما با این وصف مشکلات کشور ما تا هنوز ریشه‌کن نشده‌ و هنوز هم زمینه‌کار برای خیلی‌ها فراهم نشده است؛ البته به یاد داشته باشیم که هیچ‌کشوری به مدت دوسال یا سه‌سال نتوانسته و نمی‌تواند، دراین زمان کم و کوتاه مشکلات چهل سالهٔ یک کشور را از صفر به صد و از ویرانهٔ کامل به آبادانی صددرصدی برساند، گرچه برای بر طرف شدن معضلات و بحران‌های کشورمان قدم‌های استواری برداشته می‌شود وبزرگان امارت اسلامی شبانه‌روز در تلاش‌اند و تدریجا رو به بهتر شدن است، ولی تا به هدف رسیدن، صبری می‌باید.

هجرت و مهاجرت

مدتی مدیدیی‌ست که ملّت افغان و علی‌الخصوص قشر جوان ما بخاطر فرار از مشکلات و یا به دنبال لقمهٔ نانی، آواره و پناه‌جو به کشورهای همسایه‌گان و بیگانگان گشته‌اند و این معضل تا به امروز حل نشده و تا هنوز ادامه دارد.

هجرت و مهاجرت تنها دغدغهٔ امروز و دیروز امت اسلامی و ملت افغان نبوده و نیست؛ بلکه این پدیده ریشهٔ بس دیرنهٔ در تاریخ اسلام و حتی قبل از اسلام دارد.

علت ترک وطن و مهاجرت افغان‌ها

آری! تمام این ناهنجاری‌ها و ترک وطن از آن‌جایی سرچشمه‌می‌گیرد که دشمنان دین و وطن، با توطئه‌های متوالی و طرح‌های خطرناک، در چهار دههٔ‌ی اخیر فضای کشور ما را ناامن ساخته و در این گیرودار، از آبِ گل‌آلود ماهی خود را صید کرده و هرروزه سبب نگرانی و سلب آسایش هم وطنان ما شده‌اند. از این‌رو مردم متدین و دین دوست افغان، چشم به‌کشورهای بیگانه‌گان دوخته‌ و هر روزه وارد خاک اجنبی‌ها شده‌ و می‌شوند.

دشمنان دین و وطن، ذهن و فکری جوانان ما را همچون یک فرد معتاد شستشو کرده‌اند که هانند یک بیگانه نسبت به و طن و آبادانی آن می‌نگرند و از وطن و آزادی و آبادی آن بیزار اند. تمام دغدغه، ذهن و فکر جوانان ما، خارج شدن و پناه بردند به آغوش کشورهای بیگانه است.

مشکلات و اتفاقات که مهاجرین با آنها در خارج از کشور با مواجه می‌شوند:

امروز مهاجرین و کسانی که وطن خویش را ترک می‌کنند با اتفاقات و حوادثی دلخراش و طاقت‌فرسایی روبه‌رو می‌شوند، حوادثی همچون: قتل، غرق، تصادف، بی‌حرمتی، تجاوز و تعرض، گرسنگی و تشنگی، بی‌کاری و فقر... مواجه می‌گردند. و این اتفاقات کار امروز و دیروز، یک‌بار و دوبار مهاجرین افغان نبوده و نیست، هر سال‌، هر ماه و بلکه همه‌روزه تکرار می‌شود، ولی با وجود این همه سختی‌ها و دشواری‌ها بازهم جوانان ما به سوی کشورهای بیگانه چشم دوخته و درحال فرار و ترک وطن می‌باشند؛ گرچه بعد از روی‌کار آمدن نظام امارت اسلامی موج مهاجرت و ترک وطن، نسبتاً کمتر شده و هر روزه رو به کاهش می‌باشد و امید می‌رود که به همین منوال ادامه یابد و کم‌وکم‌تر شده و روزی فرارسد که تمام هم‌وطنان ما بتوانند در کشور خود مشغول اشتغال و آبادانی کشورمان شوند و هیچ نیازی به کشورهای بیگانه‌گان نداشته باشیم.

آیا کشورهای میزبان از ما پذیرایی می‌کنند؟

اما طرف مقابل و کشوری که ما آنرا به عنوان پناه‌گاه یا به عنوان میزبان برای خود انتخاب می‌کنیم و می‌پنداریم و به آن سفر می‌کنیم؛ آن هم از ما پذیرایی که بجای خود؛ بلکه همانند یک انسان هم با ما رفتار نمی‌کنند.

مهاجرینی که باید از آنها استقبال و نوازش صورت گیرد، مهاجرین که باید با آنها دلجوی و دلگرمی‌شود؛ اما واکنش بعضی از همسایگان و کشورها، غیر متنظره است، برخوردهای غیر اخلاقی و غیر انسانی و... قلمداد می‌شود. بر خوردهای چون قتل، بی‌حرمتی و بی‌عزتی...

مهاجرین ما گرچه بنابر مشکلاتی بدون مدرک و غیری قانونی وارد کشور همسایگان شده‌اند و این خلاف اصول بین‌المللی‌ست، ولی چنین انتظاری را از همسایگان نداریم و ما خواهان برقراری روابط انسانی و اسلامی در چهار چوب اسلامی هستیم.

هجرت و مهاجرت، پناه و پناهندگی، نسبت به هم نوعان‌خود، اعتماد کردن و به آغوش یک‌دیگر پناه بردن و از آنها اُمیدی داشتن، رسم و رواج امروزی امت اسلامی نبوده و نیست، این جریان ریشهٔ عمیق و بنیادی در تاریخ اسلام داشته و دارد.
ادامه مقاله:
https://www.alemarahdari.af/?p=128843
فراموش نکنید...


شما در خانه‌های خود به راحتی نشسته‌اید، بالا سرتان سقفی است که شما را از باران محفوظ نگه‌می‌دارد و در کنارتان بخاری است که از سرما شما را محفوظ می‌دارد، و در کنار شما فرزندان و خانوادهٔ‌تان در سلامتی و عافیت به سر می‌برند...
عزیزانم، خدا را زیاد شکر کنید، با وجود فراهم بودن این همه نعمت‌ها، فراموش نکنید که شما هم دور و اطراف خود (غزه...) برادرانِ مسلمانی دارید که فرشی غیر از زمین و سقفی بجز از آسمان ندارند. کسانی که فرزندان‌شان از برف و باران، از گرسنگی و بی‌سرپناهی می‌مرند... پس شاکر باشید و دست از نصرت و طلب دعا برای آنها بر مدارید!

برگردان: مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
2
امارت اسلامی تحت امر یک امیر و یک پرچم

نویسنده: مصطفی توکلی


هر مکانی از خود وصفی دارد و وصف افغانستان از قلم قاصر من این است که: هر چیز از خود قلبی دارد و قلب تپندهٔ کنونی جهان اسلام، افغانستان باستان می‌باشد. افغانستان قلب قارهٔ آسیا، قلب تپندهٔ جهان اسلام، بوده و می‌باشد.

خیلی‌ها می‌پرسند که اوضاع افغانستان را چطور می‌بینید و می‌یابید؟ و تحلیل می‌کنند که وضعیت افغانستان خوب نیست، اختلاف است و فلان است و فلان و...؟!

در جواب این عده افراد باید گفت: الحمدلله، افغانستان فعلاً «فی‌احسن الحال» است. وضعیت افغانستانِ، امروزی از هر لحاظی که برسی شود، بهتر از گذشته است و هر روز درحال بهتر شدن و رو به ترقی و تعالی می‌باشد.

افغانستان کنونی از شمال تا جنوب از شرق تا غرب، تحت امر یک امیر(امیرالمومنین شیخ هبة‌الله حفظه‌الله) و زیر چتر یک پرچم (لا اله الا الله محمد رسول‌لله) و یک دستور اداره می‌شود و هیچ اختلاف و افتراقی در بین افغان‌ها و سران نظام ناب اسلامی ما وجود ندارد.

افغان‌ها بعد از سال‌های اشغال، جنگ و کشتار، خون و خونریزی، ظلم و استبداد، اینک به طبل آزادی و آبادی، وحدت و اتحاد، می‌کوبند و همه با هم دست بر دست هم داده و چنین می‌سرایند:

نه افغان و نه ترک و نه تتارییم
چمن‌ زاریم و از یک شاخصارییم
تمیز و رنگ و بو بر ما حرام است
که ما پرورده‌ای یک نو بهارییم

این بر ما (افغان‌ها) حرام است که بگویم؛ فلانی پشتون است و فلانی تاجیک و فلانی ازبیک... و فلانی سیاه است و فلانی سفید...

آری، افغان‌ها همانند یک ریسمانی که از موهای متعددی تشکیل و ساخته شده؛ اجتماع‌ و نظام‌شان از اقوام مختلف و متعددی ساخته و تشکیل شده است.
ملت نجیب افغان از قندهار تا بدخشان، از بلخ تا پکتکا و پکتیا، همه با هم یک جسم و یک جان، داری یک ملت و یک رهبر هستیم!

امروز دشمنان اسلام و دشمنان افغانستان، دستشان از سر خاک و ملت ما کوتاه شده و دیگر دست‌رسی به این مرز و بوم را ندارند؛ لذا از صداها کیلومتر دورتر خاک‌باد می‌کنند و این خاک‌بادشان فقط و فقط به چشم خود این بیچارگان می‌رود و بس.
ملت ما فرزندان و خادمان واقعی خویش را شناخته و دیگر فریب تبلیغات رسانه‌های دروغین دشمنان و خود فروختگان شرق و غرب را نمی‌خورند!

رسانه‌های لجام گسیخته و دروغ‌پرداز، از این بیشتر زحمت نکشند؛ چون
امروز تمام سرزمین افغانستان عزیزمان، آزاد و زیر چتر امارت اسلامی حفاظت و حراست می‌شود و هیچ‌گروهی، حتی در دورترین نقطه‌ای مرزی افغانستان فعالیت خلاف نظام امارت اسلامی را کرده نمی‌تواند و اگر دست به چنین عمل‌کردی بزند، به زودترین فرصت نابود و محو خواهد شد.

آری، دشمنان متوجه باشند که، اگر گُلی از گلشن و گلستان ما، از افغانستان باستان و جان‌جانانِ ما برچیده شود و پر بکشد، بجای آن گلها می‌روید و خلیه‌ای که در گلستانِ افغانستان پیش آمده است، را دوباره پر می‌کند، طوری که هیچ احساسی کمی و کاستی نمی‌شود.

دشمنان اسلام در طول تاریخ کوشش و تلاش ورزیدن تا این سرزمین را زیر اشغال و سلطه خود ببرند؛ اما این آرمان را بگور برده و می‌برند. کسانی که خواب و خیال اشغال افغانستان را به سر می‌پرورانند، کسانی که نمی‌خواهند افغانستان در امن و امان باشد؛ بروند تاریخ اشغال‌گران و وطن فروشان را کمی مطالعه و تحقیق نمایند!

هر کسی که به این سرزمین مقدس چشمِ طمع دوخته و می‌خواست که این سرزمین را اشغال کند، جایش فراتر و بالاتر از زباله‌دان تاریخ نرفته است.

https://www.alemarahdari.af/?p=128902
بگذار هرچی می‌گویند، بگویند!


به آنچه که نسبت به تو می‌گویند و در وجود تو نیست؛ اصلاً توجه نکن!

تو گذشتگان (سلف صالح) را سرمشق زندگی خود قرار بده؛ چون آنها از تو بهتر بوده‌اند!

به سخنان هر کس‌وناکس توجه نکن؛ چون پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم را نیز ساحر، مجنون و کذاب گفته‌اند!

حضرت یوسف علیه‌السلام را متهم به سرقت کرده بودند!
حضرت مریم بطول را متهم به زنا کرده بودند!
پس این سخن را آوازهٔ گوشت قرار بده که: هرچقدر صالح و مصلح باشی، از نیش‌زبان مردم، جانی سلامت نمی‌بری!

در کتاب حلیة الاولیاء قصهٔ جالبی ذکر می‌کنند: که حضرت موسی پیش خداوند عرض کرد: خدایا از تو می‌خواهم که مرا در زندگی، هیچ‌کسی بجز از خیر و نیکی، یاد نکنند!
خداوند متعال در جواب موسی گفت: ای موسی! چیزی درخواست کردی که حتی خودم برای خودم قرار نداده‌ام، آیا می‌خواهی آن را به تو بدهم؟
خداوند گفت: مردم برای من زن و فرزند قرار داده‌اند، آیا تو می‌خواهی که از شر آنها در امان بمانید؟!

برگردان: مصطفی توکلی

https://t.me/pkgtryu
2
از بهترین کلمات و جملاتی که دراین آواخر می‌شنویم و می‌خوانیم، این است که: «امروز، روز افغانستان (امارت اسلامی افغانستان ...) و طوفان (حماس و نبرد طوفان‌الاقصی...) و ردع العداون (حرکت تحریرالشام) است».

برگردان: مصطفی توکلی

https://t.me/pkgtryu
2👍1🥰1
بد مکن از گردش دوران بترس...!

#وحشی_بافقي

https://t.me/pkgtryu
2
مردم کشوری عزیز ما، خیلی بدعت دوست هستند و از رسم و رسومات غیر اسلامی و جاهلی تا جایی که توان دارند؛ استقبال می‌کنند.
امشب تمام شهر هرات را گشتم تا لباس و وسایلی گرمایش زمستانی بخرم؛ متاسفانه گیرم نیامد و از صفر تا صدِ مردم، موه‌جات و خوارکی می‌فروختند؛ پرسیدم که امشب چه خبر است که همه میوه می‌فروشند، البته(میوه‌های که در طول سال به چشم ندیده بودم، ولی امشب در بازار مشاهده کردم) گفتند: مگر نمی‌دانی که امشب، شب یلداست؟
گفتم: نه.

پ ن: در دین اسلام شبی به نام یلدا نداریم!


✍️مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
👍21👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"ونحن نُحِبُّ الحياة إذا ما استطعنا إليها سبيلاً" ❤️
3👍2🥰1
امروز اگر از شما سؤال کنند که قدرتمندترین نیرو و قدرتِ دنیا، در اختیار کیست؟ فورا نیرو و قدرت "آمریکا" در ذهن شما خطور می‌کند.
.
و اگر از شما سؤال کنند که ثروتمندترین ملت در جهان کدام ملت است؟ فوراً ذهن شما به(خلیج‌فارس) خلیج‌نشینان فارس معطوف می‌گردد.
اما شما واقعیت را نمی‌دانید، واقعیت چیست؟ واقعیت این است که بزرگترین قدرتی که شما از او سخن می‌گوید و او را ابرقدرت دنیا می‌شمارید؛ زیر پای لشکر طالبان (امارت اسلامی) لگدمال شده است.
و
ثروتمندترین ملت، ملت فلسطین هستند، ملتی که مدتی مدیدی است، دست نیاز و دراز را از مردم برداشته و آن را به سوی خدا دراز کرده‌اند.
#_فالله هو الناصر وهو المُغنِي

برگردان: مصطفی توکلی

https://t.me/pkgtryu
👍2
از سخنان زیبا و دلپذیریی که ابن خلدون، درسال ۸٠۸هـ بیان کردند، نکاتی کلیدی که باید با آب طلا نگاشته شوند:
می‌فرماید: اگر مرا در زوال و انقراض دو قشر (زوال الطغاة و زوال العبید) مخیر قرار بدهید؛ البته که من گزینهٔ نابودی بردگان را انتخاب می‌کنم؛ چون بردگان هستند که طواغیت را ساخته و به وجود می‌آورند.

برگردان: مصطفی توکلی


https://t.me/pkgtryu
👍1
زمستان؛ فصل شهادت برای اهل غزه

نویسنده: احسان الفقیه
مترجم: مصطفی توکلی

زمستان امسال در غزه، مثل هیچ زمستانی سخت و طاقت‌فرسا نیست. این فصل (زمستان) چهرهٔ واقعی درد و رنج را نمایان می‌کند و عمق مصیبت‌ و فاجعه را آشکار می‌نماید. در حالی که خیلی‌ها از زیبایی‌ها و ویژگی‌های زمستان می‌سرایند و آن را الهام‌بخش شعر و ادب می‌دانند و می‌نامند؛ اما زمستان در غزه چهره‌ای دیگر دارد؛ چهرهٔ سرد، سخت و مملو از فقر و محرومیت.

برف و باران برای خیلی‌ها شادی‌آور و سبب سرور و شادی آن‌هاست.

در شب‌های طولانی زمستان، شاعران به شعر، و داستان‌سرایان به داستان‌سرایی می‌پردازند، و در روزهای زمستانی عابدان خوشحال‌اند، چون روزه و سپری‌شدن روز برای‌شان نعمت و شب‌های طولانی هم برای عبادت‌شان فرصت بی‌بدیلی است؛ اما زمستان غزه داستان دیگری دارد، زمستان امروز در غزه چون کابوسی گشته است. چادرهای کهنه و فرسوده نمی‌توانند در برابر باران و سرمای سوزان و کشنده تاب بیاورند. مرگ به راحتی جان کودکان و بزرگ‌سالان را می‌گیرد، البته این مرگ نه با بمباردمان، بلکه با یخ‌زدن خون در رگ‌هاست. آری این مصیبت‌ها و رنج‌ها، موقتی یا گذرا نیست؛ بلکه هر روز و هر لحظه با سرما و نبود امکانات و پناهگاه نامناسب همراه است.

شگفت‌آور است که مردم غزه با وجود تلخی بمباردمان و حملات وحشیانهٔ دشمنان، به نوعی به آن عادت کرده‌اند، چرا که مرگ در این حالت احتمالی است؛ اما مرگی که با زمستان می‌آید، هیچ گزینه‌ای باقی نمی‌گذارد. این مرگ، یقینی و حاضر در هر شب سرد و هر روز بارانی است.

دو میلیون آواره در چادرهایی فرسوده و پوسیده زندگی می‌کنند که حتی ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی را ندارند. غذای‌شان کم بوده، سوخت آن‌چنانی‌ای وجود ندارد و لباس و پتوها برای گرمایش خانه و بدن کافی نیستند. اگرچه جامعه جهانی اخبار رنج‌های مردم غزه را منتشر می‌کند؛ اما تنها به محکومیت و حرف‌های بی‌عمل بسنده می‌کند، در حالی که درد و رنج همچنان زیر نگاه دنیا ادامه دارد.

دردناک‌تر از سرمای غزه، سکوت مسلمانان در برابر ظلم و استبداد دشمنان اسلام است؛ سکوتی که فقط این صحنه‌ها را تماشا می‌کند؛ اما ناتوان از کمک است. پتوها و کمک‌های مردمی پشت مرزها مانده و منتظر تأیید دشمن برای ورود به غزه‌اند. این در حالی است که امت میلیاردی حتی نمی‌تواند وسایل گرمایشی برای نجات جان بی‌گناهان فراهم کند.

زمستان در غزه فقط یک فصل نیست، بلکه داستان مرگِ طولانی است که به دفترچهٔ رنج‌های بی‌پایان افزوده می‌شود. این نوشته، دعوتی است برای وجدان‌های بیدار، برای حرکت به‌سوی بیداری، حتی با یک کلمه یا یک عمل کوچک، پیش از آنکه سرما به قاتلی بی‌رحم تبدیل شود که هیچ‌کس را امان نمی‌دهد.

نوشتن این سطور برایم خیلی دشوار به نظر می‌رسد؛ چون نویسنده نباید تنها به توصیف و بیان مشکل اکتفا کند؛ بلکه نویسنده راه‌حل‌هایی را هم باید ارائه دهد؛ اما من از ابراز هر راه‌حلی عاجزم. من چه راه‌حلی را می‌توانم ارائه دهم، در حالی که کلیدهای غزه در دستان دشمنان اسلام است؛ دشمنی که درها را بر روی آن بسته و غزه مظلوم را حصار کشیده است. دشمنان با اطمینان و آسودگی خاطر به جنایات و وحشی‌گری خود ادامه می‌دهند، آن‌ها می‌دانند که مسلمانان همت و حمیت خود را از دست داده، خاضع، ضعیف و پراکنده شده و قادر به انجام هیچ کاری نیستند.

اما با این وصف، قلبم از دیدن این اوضاع در هم آمیخته به تنگ آمده و نتوانستم این تصاویر و صحنه‌هایی را که ذهنم را آشفته کرده‌اند؛ تحمل کنم، بدون اینکه قلمم را به حرکت در بیاورم. اگر کاری از دستم بر نمی‌آید، حداقل می‌توانم احساسات را برانگیزم و کسانی را که فراموش کرده‌اند یا خود را به فراموشی زده‌اند، متذکر شوم. این کار بهتر و آسان‌تر از مرگ وجدان‌های خفته است.

عزیزانم، دربارهٔ غزه بنویسید و صحبت کنید. درباره رنج‌ها و مصیبت‌های مردم ما در غزه و از فصل زمستان و سرمای کشندهٔ آن بگویید و بنویسید. دردهای‌شان را نادیده نگیرید. اگر این کار، هیچ تأثیری بر دولت‌ها و حکومت‌ها هم نداشته باشد؛ حداقل پیام شما به برادران و خواهران‌تان در غزه خواهد رسید. آن‌ها خواهند دانست که شما نیز تحت فشار و پیگیری هستید؛ اما به خاطر مصیبت آن‌ها رنج می‌کشید. شاید این همان چیزی باشد که تابعی بزرگ؛ اویس قرنی -رحمه‌الله- گفت: «اللهم إني أعتذر إليك من كل كبد جائعة، ومن كل جسد عارٍ، فليس لي إلا بما على ظهري وفي بطني؛ خدایا، من از هر شکم گرسنه و از هر جسم عریان از تو عذرخواهی می‌کنم؛ زیرا من جز آنچه بر پشت و در شکمم دارم، چیز دیگری ندارم».

والله غالب على أمره ولكن أكثر الناس لا يعلمون؛ و خداوند بر کار خود چیره است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.

https://www.alemarahdari.af/?p=129166
😢4
رک بگویم... از همه رنجیده ام!
از غریب و آشنا ترسیده ام

با مرام و معرفت بیگانه اند
من به هر ساز ی که شد رقصیده ام

در زمستانِِ سکوتم بارها...
با نگاه سردتان لرزیده ام

رد پای مهربانی نیست...نیست
من تمام کوچه را گردیده ام

سالها از بس که خوش بین بوده ام...
هر کلاغی را کبوتر دیده ام

وزن احساس شما را بارها...
با ترازوی خودم سنجیده ام

بی خیال سردی آغوشها...
من به آغوش خودم چسبیده ام

من شما را بارها و بارها...
لا به لای هر دعا بخشیده ام

"فریدون مشیری"

https://t.me/pkgtryu
1👍1