Forwarded from وبسایت الاماره دری
اوضاع کنونی فلسطین و سکوت حکام مسلمین
✍️مصطفی توکلی
وضعیت کنونی جهان اسلام و علیالخصوص قبله نخست امت مسلمه، بیتالمقدس "فلسطین" چنان بغرنج و ظلمانی به نظر میرسد که «ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا» قرار گرفته است. اسلام و مسلمین از دست ظالمان خون آشام، سفاکان زمان و اوضاع نابسامان حاکم در جامعه اسلامی، دارند خون گریه میکنند، نالهوزجه سر میدهند، با این حال تمام امت اسلامی را به نصرت و یاری میطلبند.
چنان اوضاعی که قلب هر مسلمان بیدار و روشن ضمیر را به درد آورده و به او میآموزد که امروزه در جهان چه جرایان دارد و وظیفه یک مسلمان واقعی و حکام امت اسلامی در این اوضاع درهم شکسته چیست؟!
آیا در این اوضاع نابسامان، سکوت مسؤلین و حکام کشورهای اسلامی خیانت بر اسلام و مسلمانان مظلوم محسوب نمیشود؟ آیا این بهدور از عدل و انصاف نیست که کمتر از نه میلیون یهودی بیجاه و بیمکان، آواره و خانهبدوش؛ دو ملیارد مسلمان را اینگونه خوار و زبون ساخته و هر روز جان تعدادی زیادی از بیکسان را میگیرند؟ مگر آگاه نیستید که امت اسلامی را اینگونه جلو چشمانمان شکار میکند و عزتشان را به تاراج میبرند؟ مگر از وضعیت فعلی فلسطین/غزه آگاهی ندارید؟
آیا قتل عام کودکان و زنان بیگناه را با چشم سر مشاهده نمیکنید، «یا ناله بگوشتان نمیرسد یا اینکه کر هستید» یا منتظر ظهور مهدی موعود هستید؟
مگر طفلان معصوم، جوانان، نوجوانان، زنان، غیر نظامیان؛ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ؛ به کدامین گناه قتل عام میشوند؟
ای حکام عرب و عجم(البته در این میان نظام نوپای امارت اسلامی مستثنیاست که به فرصت و فراهم شدن زمینهاش، آماده هر نوع کمک به مظلومین غزه هست) ای زمام داران کشورهای اسلامی، چقدر دلهای شما سخت شده؛ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً؟!
مگر شما احساس و عاطفهٔ انسانی ندارید، مگر شما زن و فرزند ندارید که دلتان به آنان بسوزد؟ آیا مادّیات شما را چنین کروکور کرده که هیچچیز و هیچکس را نمی بینید، درد و رنج همنواعانتان را فراموش کردهاید؟
مگر نشنیدهاید که سعدی بزرگ علیه انسانهای بی احساس و بی مسؤلیت چه زیبا سروده است:
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگـر عضوها را نماند قــرار
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
وقتی که احساس و درد انسانیت را بر شما حکام دستنشانده نمیبینیم؛ ضایع و بیفایده است که اسم شما را آدم/انسان بگذاریم! مگر حدیث پیامبر صلی الله وسلم را نشنیدهٔاید که می فرماید: «المؤمن لمؤمنِ کالبنیان یشد بعضه بعضا»؟ حدیث دیگر را نشنیدهٔ که «المؤمنین کاجسد واحد، ان اشتکی عینه اشتکی کله و ان اشتکی رسه اشتکی کله»؟ آیا با دیدن صحنههای دلخراش و هولناک قتل دست جمعی مسلمانان درمند نمیشوید؟
چقدر دلهای حکامی امروزی سخت شده که با مشاهده چنین اوضاع آشفته بازهم سکوت کرده و هیچ واکنشی از خود نشان نمیدهند، درحالی که اگر واقع بینانه بنگریم در مییابیم که امت اسلامی همانند درختی هستند که یک شاخهٔ آن بهسوی شرق سرکشیده و دیگری بسوی غرب سرکشیده است، ولی اگر کسی بخواهد ریشه این درخت را قطع نماید؛ هم شاخهٔ شرقی و هم شاخهٔ غربی آن میخشکد.
آری! دشمنان قسم خوردهٔ اسلام، شکست خوردگان بدر و حنین، دیروز خواستند ریشهٔ این درخت تنومند را از سرزمینهای همچون عراق، افغانستان و سوریه...بخشکانند که-این آرمان را بگور ببرند- و امروز دست به دست هم دادهاند و می خواهند ریشه این در خت را از سرزمین پاک و مقدس فلسطین بخشکانند که «این خیال است و محال است و جنون»
ای جوانان سلحشور امت اسلامی! بیایید اختلافات ذات البینی و کینههای که در دلپنهان کردهاید را کنار گذاشته و دست بر دسته هم نهاده و با مشتهای چون گرگه آهنین بر سر دشمنان سفاک بکوبیم و عزت از دست رفتهٔمان را دوباره با فلسفه جهاد و شوقی به شهادت احیا نماییم و دوباره درس جهاد و شجاعت را از لابلای اوراق قرآن و حدیث، در زندگی خود پیاده سازیم!
آری! ما مسلمانا معتقد براین اصل و باور هستیم که عزت و سرفرازی امت اسلامی تنها و تنها در جهاد نهفته است؛ چی پیروز میدان شویم یا هم شهید راه الله شویم، خلاصه ناکامی و ناامیدی در قاموس ما راه ندارد.
اما افسوس و صد افسوس به مردانی که امروز در بین ما نیستند و در نبود آنها اینگونه امت اسلامی زجر میکشد:
یادِ آن ایام که ما مردانِ داشتیم
راد مردان و سلحشوران داشتیم
نه کهتنها مردان سلحشور داشتیم؛
بل زنانِ سمیهگونهها هم داشتیم!
با تأسف فاقد آن راد مردان گشتهٔایم
نه کهمردان، بل فاقدشیر زنان گشتهٔایم
ادامهٔ مقاله را در لینک زیر بخوانید!
https://www.alemarahdari.af/?p=126630
✍️مصطفی توکلی
وضعیت کنونی جهان اسلام و علیالخصوص قبله نخست امت مسلمه، بیتالمقدس "فلسطین" چنان بغرنج و ظلمانی به نظر میرسد که «ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا» قرار گرفته است. اسلام و مسلمین از دست ظالمان خون آشام، سفاکان زمان و اوضاع نابسامان حاکم در جامعه اسلامی، دارند خون گریه میکنند، نالهوزجه سر میدهند، با این حال تمام امت اسلامی را به نصرت و یاری میطلبند.
چنان اوضاعی که قلب هر مسلمان بیدار و روشن ضمیر را به درد آورده و به او میآموزد که امروزه در جهان چه جرایان دارد و وظیفه یک مسلمان واقعی و حکام امت اسلامی در این اوضاع درهم شکسته چیست؟!
آیا در این اوضاع نابسامان، سکوت مسؤلین و حکام کشورهای اسلامی خیانت بر اسلام و مسلمانان مظلوم محسوب نمیشود؟ آیا این بهدور از عدل و انصاف نیست که کمتر از نه میلیون یهودی بیجاه و بیمکان، آواره و خانهبدوش؛ دو ملیارد مسلمان را اینگونه خوار و زبون ساخته و هر روز جان تعدادی زیادی از بیکسان را میگیرند؟ مگر آگاه نیستید که امت اسلامی را اینگونه جلو چشمانمان شکار میکند و عزتشان را به تاراج میبرند؟ مگر از وضعیت فعلی فلسطین/غزه آگاهی ندارید؟
آیا قتل عام کودکان و زنان بیگناه را با چشم سر مشاهده نمیکنید، «یا ناله بگوشتان نمیرسد یا اینکه کر هستید» یا منتظر ظهور مهدی موعود هستید؟
مگر طفلان معصوم، جوانان، نوجوانان، زنان، غیر نظامیان؛ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ؛ به کدامین گناه قتل عام میشوند؟
ای حکام عرب و عجم(البته در این میان نظام نوپای امارت اسلامی مستثنیاست که به فرصت و فراهم شدن زمینهاش، آماده هر نوع کمک به مظلومین غزه هست) ای زمام داران کشورهای اسلامی، چقدر دلهای شما سخت شده؛ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً؟!
مگر شما احساس و عاطفهٔ انسانی ندارید، مگر شما زن و فرزند ندارید که دلتان به آنان بسوزد؟ آیا مادّیات شما را چنین کروکور کرده که هیچچیز و هیچکس را نمی بینید، درد و رنج همنواعانتان را فراموش کردهاید؟
مگر نشنیدهاید که سعدی بزرگ علیه انسانهای بی احساس و بی مسؤلیت چه زیبا سروده است:
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگـر عضوها را نماند قــرار
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
وقتی که احساس و درد انسانیت را بر شما حکام دستنشانده نمیبینیم؛ ضایع و بیفایده است که اسم شما را آدم/انسان بگذاریم! مگر حدیث پیامبر صلی الله وسلم را نشنیدهٔاید که می فرماید: «المؤمن لمؤمنِ کالبنیان یشد بعضه بعضا»؟ حدیث دیگر را نشنیدهٔ که «المؤمنین کاجسد واحد، ان اشتکی عینه اشتکی کله و ان اشتکی رسه اشتکی کله»؟ آیا با دیدن صحنههای دلخراش و هولناک قتل دست جمعی مسلمانان درمند نمیشوید؟
چقدر دلهای حکامی امروزی سخت شده که با مشاهده چنین اوضاع آشفته بازهم سکوت کرده و هیچ واکنشی از خود نشان نمیدهند، درحالی که اگر واقع بینانه بنگریم در مییابیم که امت اسلامی همانند درختی هستند که یک شاخهٔ آن بهسوی شرق سرکشیده و دیگری بسوی غرب سرکشیده است، ولی اگر کسی بخواهد ریشه این درخت را قطع نماید؛ هم شاخهٔ شرقی و هم شاخهٔ غربی آن میخشکد.
آری! دشمنان قسم خوردهٔ اسلام، شکست خوردگان بدر و حنین، دیروز خواستند ریشهٔ این درخت تنومند را از سرزمینهای همچون عراق، افغانستان و سوریه...بخشکانند که-این آرمان را بگور ببرند- و امروز دست به دست هم دادهاند و می خواهند ریشه این در خت را از سرزمین پاک و مقدس فلسطین بخشکانند که «این خیال است و محال است و جنون»
ای جوانان سلحشور امت اسلامی! بیایید اختلافات ذات البینی و کینههای که در دلپنهان کردهاید را کنار گذاشته و دست بر دسته هم نهاده و با مشتهای چون گرگه آهنین بر سر دشمنان سفاک بکوبیم و عزت از دست رفتهٔمان را دوباره با فلسفه جهاد و شوقی به شهادت احیا نماییم و دوباره درس جهاد و شجاعت را از لابلای اوراق قرآن و حدیث، در زندگی خود پیاده سازیم!
آری! ما مسلمانا معتقد براین اصل و باور هستیم که عزت و سرفرازی امت اسلامی تنها و تنها در جهاد نهفته است؛ چی پیروز میدان شویم یا هم شهید راه الله شویم، خلاصه ناکامی و ناامیدی در قاموس ما راه ندارد.
اما افسوس و صد افسوس به مردانی که امروز در بین ما نیستند و در نبود آنها اینگونه امت اسلامی زجر میکشد:
یادِ آن ایام که ما مردانِ داشتیم
راد مردان و سلحشوران داشتیم
نه کهتنها مردان سلحشور داشتیم؛
بل زنانِ سمیهگونهها هم داشتیم!
با تأسف فاقد آن راد مردان گشتهٔایم
نه کهمردان، بل فاقدشیر زنان گشتهٔایم
ادامهٔ مقاله را در لینک زیر بخوانید!
https://www.alemarahdari.af/?p=126630
👍5
امروز چشمم به جمله جالبی خورد که نوشته بود:
نه به امید کسی... و نه انتظار از کسی...!!!
https://t.me/pkgtryu
نه به امید کسی... و نه انتظار از کسی...!!!
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
سخنان مفتی سرور رسولی در جمع طلاب دارالعلوم هرات به مناسبت تعطیلات چهارو نیم ماه
زندگی سراسر امتحان است، در این امتحان فرق نمیکند که امتحان دهنده چه کسی باشد، مؤمن یا کافر. این را به یاد داشته باشیم که اگر در امتحان دنیا ناکام شویم، شاید قابل جبران باشد، ولی در امتحان اخروی اگر ناکام شدیم، دیگر قابل جبران نیست.
دراین دنیا مهمترین امتحان این است که در امتحان دین کامیاب شویم.
طلاب عزیز! شما به مدت یک هفته تعطیل هستید و از این تعطیلات استفاده بهینه را ببرید و برای خود برنامه خوبی داشته باشید و از این فرصت کم، بیشرین فایده را ببرید و کسانی که به خانه میروند برای تمام افراد جامعه برنامه داشته باشند.
در تعطیلات اولین وظیفه شما این است که نماز خود را با جماعت بخوانید و نماز را به دیگران آمـورش بدهید، نماز و قواعد آن را برای خانواده خود یاد بدهیم، چون غالبا در خانههای ما کسانی هستند که نماز و سورههای قرآن را خوب بلد نیستند.
دوم؛ وظیفه وظیفه اخلاقی است: ملاقات با خیشاوندان و اقارب، به مسجد رفتن، ملای مسجد را ملاقات کردن و هدیه دادن، سلام و رفتار خوب با جوانان و تشویق به سوی دین و جماعت تبلیغ کردن.
سوم؛ طلابی که در مدرسه باقی می مانند برای آنها برنامه مطالعه از طرف مدرسه هست و کسانی که میروند هم مطالعه داشته باشند.
چهارم؛ امسال خشک سالی است و از شما تقاضای دعا برای دفع این مصیبت است.
✍مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
زندگی سراسر امتحان است، در این امتحان فرق نمیکند که امتحان دهنده چه کسی باشد، مؤمن یا کافر. این را به یاد داشته باشیم که اگر در امتحان دنیا ناکام شویم، شاید قابل جبران باشد، ولی در امتحان اخروی اگر ناکام شدیم، دیگر قابل جبران نیست.
دراین دنیا مهمترین امتحان این است که در امتحان دین کامیاب شویم.
طلاب عزیز! شما به مدت یک هفته تعطیل هستید و از این تعطیلات استفاده بهینه را ببرید و برای خود برنامه خوبی داشته باشید و از این فرصت کم، بیشرین فایده را ببرید و کسانی که به خانه میروند برای تمام افراد جامعه برنامه داشته باشند.
در تعطیلات اولین وظیفه شما این است که نماز خود را با جماعت بخوانید و نماز را به دیگران آمـورش بدهید، نماز و قواعد آن را برای خانواده خود یاد بدهیم، چون غالبا در خانههای ما کسانی هستند که نماز و سورههای قرآن را خوب بلد نیستند.
دوم؛ وظیفه وظیفه اخلاقی است: ملاقات با خیشاوندان و اقارب، به مسجد رفتن، ملای مسجد را ملاقات کردن و هدیه دادن، سلام و رفتار خوب با جوانان و تشویق به سوی دین و جماعت تبلیغ کردن.
سوم؛ طلابی که در مدرسه باقی می مانند برای آنها برنامه مطالعه از طرف مدرسه هست و کسانی که میروند هم مطالعه داشته باشند.
چهارم؛ امسال خشک سالی است و از شما تقاضای دعا برای دفع این مصیبت است.
✍مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
❤4
ستارهای بدرخشید و نور عالم شد
✍️مصطفی توکلی
در چنین روزی رحمةللعلمین، محمدمصطفی، احمد مجتبی، قدوه دو عالم، شفیع و غمخوار امت چشم به جهان گشودند و دنیایی تاریک را صفا و ضیا بخشیدند، دنیایی که تاریکی سراسر بر آن پرده کشانده بود، دکتر حبیبالله مختار در باره عصر جاهلیت و قبل از بعث پیامر مینویسد: «جهان هنگام بعثت پیامبر گرامی صلّیاللهعلیهوسلّم به دلیل فرورفتن در تاریکیهای ضلالت و گمراهی و غرقشدن در اقیانوس عمیق کفر و معصیت، تلخترین لحظات خود را سپری میکرد و بزرگترین دغدغهاش تامین خوراک و پوشاک و اشباع غریزه جنسی قرار گرفته بود؛ در غفلت و گمراهی از حیوانات نیز گامی فراتر نهاده بود، علائم و نشانههای یکتاپرستی، برادری، همدردی، حیا و غیرت در آن جامعه بهطور کامل محو شده بود. مبارزات و درگیریهای بسیار ویرانگری بهخاطر مسائل بسیار جزئی بپاخاسته و تا مدتهای مدیدی ادامه پیدا میکردند. جز کینه، حسادت و بغض چیز دیگری به دست نمیآمد. فضای ظلم، خودخواهی، سرکشی و باجگیری بر آن جامعه حکمفرما بود.»
آری! دیری نگذشت که در روز دوشنبه ۱۲ ربیعالاول آفتاب عالمتاب بشر طلوع کرد و با تلألأ و درخششنورش، جهان ظلمانی را به روشنایی محض مبدل ساخت و به قول معروف: ستارهای بدرخشید و نور عالم شد.
بله عزیزانم! این نور عالمتاب جهان، همان محمد رسولالله است. همان شخص متواضعی که خودش لباسهایش را میشست و با غلام خود غذا میخورد و مریضان را عیادت میکرد.
خیلی مهربان بود، توصیه میکرد که درختان را قطع نکنید و به حیوانات ظلم نکنید و در باره کوه احد میفرمود: «این کوهیاست که ما را دوست دارد و ما او را دوست داریم.»
او اصحابش را از تعظیم باز میداشت و میگفت: شما در برابر من همانند عجمها در مقابل پادشاهانشان، قیام و تعظیم ننمایید!
این همان محمد اُمی لقبی بود که نه به مکتب رفته و نه به مدرسه، ولی با وجود این، برای جهان درس خودشناسی و خدا شناسی، درس حیات و سرنوشت را، درس طیب و فلسفه و ادبیات... آموزش داد.
این همان محمدی است که امروز بعد از گذشت هزاروچهارصد سال ما به نام و مقامش، افتخار میکنیم و بشر تا قیامت ممنون راهنمودهای ایشان میباشد.
جهان اسلام در عصر حاضر در زمینههای دانش و فرهنگ، سیاست و حکومتداری، اقتصاد و تجارت، صنعت و اختراع، تزکیه و اصلاح و… چنان درگیر مشکلات، موانع و بحرانهای خارجی و داخلی گشته است، که تمام اقشار و طبقات جامعهی اسلامی به تناسب مسئولیت و رابطهشان با جامعه و محیط، از آنها رنج میبرند.
روابطی چون صلح و آرامش، محبت و دوستی، اعتماد و همدلی، عشق و عاطفه، انسجام و اتحاد، اعتماد به نفس و خودباوری، صداقت و راستی، تقوا و پرهیزگاری از جوامع و اقشار مختلف اسلامی حتی از میان اعضای یک خانواده رخت بربسته است. در حقیقت، علّت اصلی مجموعه این بحرانها، دغدغهها و نقاط ضعف جامعهی اسلامی، دوری از آموزهها و گفتههای پیامبر اکرم (صلّیاللهعلیهوسلّم) و عدم اجرای سیرت و سنت ایشان در زندگی روز مرهٔ ما میباشد.
امروز اگر رژیم غاصب اشغالگر یهود و امریکای غدار در سرزمینهای اسلامی مرتکب هر جرم و جنایت که دلشان بخواهد، میشوند و امت اسلامی و حکامی مسلمان خواموش و ساکتاند، یکی از علل این خواموشی و عدم اظهار مسؤلیت، همین است که سنت وسیرت، عشق و محبتمان نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم کمرنگ گشته است، همین است که اقبال پیش خدا شکوه میکند:
شبی پیش خدا بگریستم زار
مسلمانان چرا زارند و خوارند؟
ندا آمد ، نمیدانی که این قوم
دلی دارند و محبوبی ندارند.
https://t.me/pkgtryu
✍️مصطفی توکلی
در چنین روزی رحمةللعلمین، محمدمصطفی، احمد مجتبی، قدوه دو عالم، شفیع و غمخوار امت چشم به جهان گشودند و دنیایی تاریک را صفا و ضیا بخشیدند، دنیایی که تاریکی سراسر بر آن پرده کشانده بود، دکتر حبیبالله مختار در باره عصر جاهلیت و قبل از بعث پیامر مینویسد: «جهان هنگام بعثت پیامبر گرامی صلّیاللهعلیهوسلّم به دلیل فرورفتن در تاریکیهای ضلالت و گمراهی و غرقشدن در اقیانوس عمیق کفر و معصیت، تلخترین لحظات خود را سپری میکرد و بزرگترین دغدغهاش تامین خوراک و پوشاک و اشباع غریزه جنسی قرار گرفته بود؛ در غفلت و گمراهی از حیوانات نیز گامی فراتر نهاده بود، علائم و نشانههای یکتاپرستی، برادری، همدردی، حیا و غیرت در آن جامعه بهطور کامل محو شده بود. مبارزات و درگیریهای بسیار ویرانگری بهخاطر مسائل بسیار جزئی بپاخاسته و تا مدتهای مدیدی ادامه پیدا میکردند. جز کینه، حسادت و بغض چیز دیگری به دست نمیآمد. فضای ظلم، خودخواهی، سرکشی و باجگیری بر آن جامعه حکمفرما بود.»
آری! دیری نگذشت که در روز دوشنبه ۱۲ ربیعالاول آفتاب عالمتاب بشر طلوع کرد و با تلألأ و درخششنورش، جهان ظلمانی را به روشنایی محض مبدل ساخت و به قول معروف: ستارهای بدرخشید و نور عالم شد.
بله عزیزانم! این نور عالمتاب جهان، همان محمد رسولالله است. همان شخص متواضعی که خودش لباسهایش را میشست و با غلام خود غذا میخورد و مریضان را عیادت میکرد.
خیلی مهربان بود، توصیه میکرد که درختان را قطع نکنید و به حیوانات ظلم نکنید و در باره کوه احد میفرمود: «این کوهیاست که ما را دوست دارد و ما او را دوست داریم.»
او اصحابش را از تعظیم باز میداشت و میگفت: شما در برابر من همانند عجمها در مقابل پادشاهانشان، قیام و تعظیم ننمایید!
این همان محمد اُمی لقبی بود که نه به مکتب رفته و نه به مدرسه، ولی با وجود این، برای جهان درس خودشناسی و خدا شناسی، درس حیات و سرنوشت را، درس طیب و فلسفه و ادبیات... آموزش داد.
این همان محمدی است که امروز بعد از گذشت هزاروچهارصد سال ما به نام و مقامش، افتخار میکنیم و بشر تا قیامت ممنون راهنمودهای ایشان میباشد.
جهان اسلام در عصر حاضر در زمینههای دانش و فرهنگ، سیاست و حکومتداری، اقتصاد و تجارت، صنعت و اختراع، تزکیه و اصلاح و… چنان درگیر مشکلات، موانع و بحرانهای خارجی و داخلی گشته است، که تمام اقشار و طبقات جامعهی اسلامی به تناسب مسئولیت و رابطهشان با جامعه و محیط، از آنها رنج میبرند.
روابطی چون صلح و آرامش، محبت و دوستی، اعتماد و همدلی، عشق و عاطفه، انسجام و اتحاد، اعتماد به نفس و خودباوری، صداقت و راستی، تقوا و پرهیزگاری از جوامع و اقشار مختلف اسلامی حتی از میان اعضای یک خانواده رخت بربسته است. در حقیقت، علّت اصلی مجموعه این بحرانها، دغدغهها و نقاط ضعف جامعهی اسلامی، دوری از آموزهها و گفتههای پیامبر اکرم (صلّیاللهعلیهوسلّم) و عدم اجرای سیرت و سنت ایشان در زندگی روز مرهٔ ما میباشد.
امروز اگر رژیم غاصب اشغالگر یهود و امریکای غدار در سرزمینهای اسلامی مرتکب هر جرم و جنایت که دلشان بخواهد، میشوند و امت اسلامی و حکامی مسلمان خواموش و ساکتاند، یکی از علل این خواموشی و عدم اظهار مسؤلیت، همین است که سنت وسیرت، عشق و محبتمان نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم کمرنگ گشته است، همین است که اقبال پیش خدا شکوه میکند:
شبی پیش خدا بگریستم زار
مسلمانان چرا زارند و خوارند؟
ندا آمد ، نمیدانی که این قوم
دلی دارند و محبوبی ندارند.
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤4
Forwarded from اخبار امارت اسلامی (سردار)
افغانستان از سقوط تا صعود
مصطفی توکلی
خیلی از تحلیلگران و کسانی که به زعم خود، خود را سیاستمدار، اقتصاددان، کارشناس، دانشمند و برسیکننده اوضاع کنونی میدانستند و میدانند، بعد از رویکارآمدن نظام امارت اسلامی، براین پندار بودند که افغانستان به زودیزود سقوط میکند و طالبان حکومت کرده نمیتوانند و اقتصاد کشور رو به اضمحلال و رکود میرود.
امّا برخلاف این ایده و زعم باطلشان، بعد از پیروزی و فتح افغانستان، افغانستان عزیز را روزبهروز درحال رشد و ترقی میبینیم، و هرروز شاهد یک افغانستان آزادتر و آبادتر هستیم!
حالا از شما سؤال میکنم: افغانستانی که به مدت بیستسال تمام ذخایر و معادنش، اقتصاد و دارییاش توسط خارجیها و چپاولگران به تاراج رفتهبود، و اقتصادش زیر خط صفر قرار گرفته و تمام نیروی کاریاش از کشور فراری شده بود، و تمام خِبرگان و اهل فنآن مهاجرت کرده بودند، چطور توقع داشتید که امارت اسلامی آن را به مدت سهسال به اینجا برساند؟
چطور توقع دارید و داشتید؛ افغانستانی که به مدت بیستسال زیر چتر جمهوریت و مللکفری زندگی میکرد و همه روزه دم از آبادی و امنیت میزدیید، کجا بود امنیت و کجاست آبادی، اگر بود یا هست به ما هم نشان بدهید؟
بیایید الحق و الانصاف، کارها و زحمتهای سهساله امارت اسلامی را با فعالیتهای بیستسالهٔ جمهوریت مقایسه کنید و بعد ببینید که "تفاوت راه از کجاست تابه کجاست" اما کجاست چشمی که حقایق را ببیند و گوشی که صدای حق را بشنود؟!
کجا هستند آنهایی که میگفتند، افغانستان رو به قهقرا میرود؟ بیایید و ببینید که در افغانستان چه جریانهایی و جود دارد و چه فعالیتهای عمده و پروژهای بزرگی درحال راه اندازی است!
نمیدانم از کجا آغاز و به کجا خاتمه دهم: از کدام پروژه و خدمات و دستآوردهای این سهسال بنویسم؟
از کانال بزرگ قوشتپه تا ترمیم سالنگ و یرانه، یا از بازسازی شاه راهی هرات تا کابل یا از اعمار و بازسازی بندهای آبی منطقه تا راه اندازی پروژه بزرگ تاپی؟!
خدمات و شاهکارهایی که امروزه عملی میشوند و تقدیم ملت و جامعه مظلوم و رنج دیده افغانستان قرار میگردند، تا دیروز (دوران سیاه جمهوریت) فقط و فقط در حد شعارهای توخالی بیش نبودهاند، ولی الحمدلله که آن رویاهای دیرینه افغانستان درحال محقق شدناند!
افغانستانی که تا دیروز بوی باروت، ویرانی و اشغال، گوشها را میآزارید و دلها را آزرده خاطر کرده بود؛ این میهن، اینک درحال تبدیل شدن به گلستانیست، گلستانی که هر افغان از آن میتواند خود را خوشبو و معطر به عطرش کرد و گلی از گلشنش چید. گلستان و باغستانی که مردم ما دردها و رنجهای دیرنه خود را در سایهٔ آن فراموش کرده و آزادانه و آبادانه زندگی کرد.
به امید موفقیتهای روز افزون!
https://t.me/emirateislamic
مصطفی توکلی
خیلی از تحلیلگران و کسانی که به زعم خود، خود را سیاستمدار، اقتصاددان، کارشناس، دانشمند و برسیکننده اوضاع کنونی میدانستند و میدانند، بعد از رویکارآمدن نظام امارت اسلامی، براین پندار بودند که افغانستان به زودیزود سقوط میکند و طالبان حکومت کرده نمیتوانند و اقتصاد کشور رو به اضمحلال و رکود میرود.
امّا برخلاف این ایده و زعم باطلشان، بعد از پیروزی و فتح افغانستان، افغانستان عزیز را روزبهروز درحال رشد و ترقی میبینیم، و هرروز شاهد یک افغانستان آزادتر و آبادتر هستیم!
حالا از شما سؤال میکنم: افغانستانی که به مدت بیستسال تمام ذخایر و معادنش، اقتصاد و دارییاش توسط خارجیها و چپاولگران به تاراج رفتهبود، و اقتصادش زیر خط صفر قرار گرفته و تمام نیروی کاریاش از کشور فراری شده بود، و تمام خِبرگان و اهل فنآن مهاجرت کرده بودند، چطور توقع داشتید که امارت اسلامی آن را به مدت سهسال به اینجا برساند؟
چطور توقع دارید و داشتید؛ افغانستانی که به مدت بیستسال زیر چتر جمهوریت و مللکفری زندگی میکرد و همه روزه دم از آبادی و امنیت میزدیید، کجا بود امنیت و کجاست آبادی، اگر بود یا هست به ما هم نشان بدهید؟
بیایید الحق و الانصاف، کارها و زحمتهای سهساله امارت اسلامی را با فعالیتهای بیستسالهٔ جمهوریت مقایسه کنید و بعد ببینید که "تفاوت راه از کجاست تابه کجاست" اما کجاست چشمی که حقایق را ببیند و گوشی که صدای حق را بشنود؟!
کجا هستند آنهایی که میگفتند، افغانستان رو به قهقرا میرود؟ بیایید و ببینید که در افغانستان چه جریانهایی و جود دارد و چه فعالیتهای عمده و پروژهای بزرگی درحال راه اندازی است!
نمیدانم از کجا آغاز و به کجا خاتمه دهم: از کدام پروژه و خدمات و دستآوردهای این سهسال بنویسم؟
از کانال بزرگ قوشتپه تا ترمیم سالنگ و یرانه، یا از بازسازی شاه راهی هرات تا کابل یا از اعمار و بازسازی بندهای آبی منطقه تا راه اندازی پروژه بزرگ تاپی؟!
خدمات و شاهکارهایی که امروزه عملی میشوند و تقدیم ملت و جامعه مظلوم و رنج دیده افغانستان قرار میگردند، تا دیروز (دوران سیاه جمهوریت) فقط و فقط در حد شعارهای توخالی بیش نبودهاند، ولی الحمدلله که آن رویاهای دیرینه افغانستان درحال محقق شدناند!
افغانستانی که تا دیروز بوی باروت، ویرانی و اشغال، گوشها را میآزارید و دلها را آزرده خاطر کرده بود؛ این میهن، اینک درحال تبدیل شدن به گلستانیست، گلستانی که هر افغان از آن میتواند خود را خوشبو و معطر به عطرش کرد و گلی از گلشنش چید. گلستان و باغستانی که مردم ما دردها و رنجهای دیرنه خود را در سایهٔ آن فراموش کرده و آزادانه و آبادانه زندگی کرد.
به امید موفقیتهای روز افزون!
https://t.me/emirateislamic
👍3❤1😁1
این جا ایرانشهر، نام آشنای یکی از شهری های استان سیستان و بلوچستان است.
سومین شهر پر جمعیت استان است. آب و هوای این شهر گرم و خشک میباشد.
در یک از اماکن این شهر چشمم به جمع غفیر از مردم میافتد. نمایشگاه هفته سلامت برگذار شده است. در این نمایشگاه غرفۀ پزشکان خیلی کم رونق به نظر میرسد؛ ولی مثل همیشه سرازیر شدن سیل از زنان و مردان بلوچ به چشم میخورد.
در این نمایشگاه به مدیریت ورزشکاران و دوچرخه سوران لوحی سپاس اهدا میشود.
در بین دوچرخهسواران دختر و پسر بلوچ و فارس مشاهده میکنم.
چیزی که خیلی برایم ناخوش آیند بود؛ اختلاط زن و مرد، بدون حجاب، خنده و شوخیهای رک و بدون پرده.
به امید تفکر!
✍مصطفی توکلی
7شوال 1443
سومین شهر پر جمعیت استان است. آب و هوای این شهر گرم و خشک میباشد.
در یک از اماکن این شهر چشمم به جمع غفیر از مردم میافتد. نمایشگاه هفته سلامت برگذار شده است. در این نمایشگاه غرفۀ پزشکان خیلی کم رونق به نظر میرسد؛ ولی مثل همیشه سرازیر شدن سیل از زنان و مردان بلوچ به چشم میخورد.
در این نمایشگاه به مدیریت ورزشکاران و دوچرخه سوران لوحی سپاس اهدا میشود.
در بین دوچرخهسواران دختر و پسر بلوچ و فارس مشاهده میکنم.
چیزی که خیلی برایم ناخوش آیند بود؛ اختلاط زن و مرد، بدون حجاب، خنده و شوخیهای رک و بدون پرده.
به امید تفکر!
✍مصطفی توکلی
7شوال 1443
❤1👍1
اهل نوشتن
این جا ایرانشهر، نام آشنای یکی از شهری های استان سیستان و بلوچستان است. سومین شهر پر جمعیت استان است. آب و هوای این شهر گرم و خشک میباشد. در یک از اماکن این شهر چشمم به جمع غفیر از مردم میافتد. نمایشگاه هفته سلامت برگذار شده است. در این نمایشگاه غرفۀ پزشکان…
یاد و خاطرهٔ از سفر سهسال قبلم به شهرهای مختلفی استان سیستان وبلوچستان!
یادش بخیر!
یادش بخیر!
Forwarded from وبسایت الاماره دری
بهار آزادی و شکوفایی میهن
مصطفی توکلی
امنیت، آزادی و آبادی همچون هوای بهاریست که هرکس و هر جامعهای میخواهد در فضای آن آزادانه و آبادانه زندگی کرده و از هر گُل و گلشن آن، از هر زیبایی آن، از هر نقشونمای آن و از هر بوی خوش و معطر آن استشمام کرده و خود را معطر به عطر آن سازد. «چه صفایی دارد بهار آزادی، افسوس نه؛ بلکه صد افسوس گر ندانی قدر و بهای آزادی!».
مفهوم آزادی و استقلال
آزادی همان نعمت و هدیهٔ بزرگ خداوندیست که برای آزاد و آباد زیستن انسانها تقدیمشان گردیده است. ارزش و جایگاه آزادی و امنیت تا آنجاست که حضرت عمر -رضیاللهعنه- میفرماید:
«متى استعبدتم الناسَ وقد ولدتهم أمهاتهم أحراراً؟» از چه زمانی مردمان را به بردگی گرفتهاید، درحالی که آنها آزاده به دنیا آمدهاند؟
آزادی و استقلالطلبی مفهومیست که با تاروپود افغانها گره خورده و تاریخشان مملو از چنین شاهکارها است.
جایگاه امنیت و آزادی برای یک کشور
آزادی و امنیت در یک کشور و سرزمین به مثابهٔ سر برای تن و بهعنوان بدنه برای یک جامعه و حتی برای تمام انسانیت و بشر میباشند. آزادی و امنیت چترش چنان گسترده است که از بهار آن، نه تنها انسانها؛ بلکه خزندگان، پرندگان و درندگان هم لذت برده و احساس آرامش میکنند.
نسیم و باد بهار آزادی به هر سرزمین و کشوری که بوزد، آن سرزمین اگر خارستان هم باشد، تبدیل به گلستان میشود و رنجهای دیرینهٔ ملتش التیام یافته و شفای دل رنجدیدگان وداغدیدگان آن مرزوبوم قرار میگیرد.
بهای آزادی چیست؟
در کشور عزیز ما افغانستان، نسیم بهار آزادی بعد از سالها جوروجفا، اشغال و تجاوز، هرجومرج، ظلم و استبداد، وزیدن گرفته و اکنون درحال شکوفهزدن و تنومندشدن است.
البته آزادی و امنیت هم به آسانی به دست نمیآید، و درختش به ثمر نمیرسد تا زمانی که صاحبش رنج و تکلیف بسیاری نکشد. برای آزادی و برپایی نظام اسلامی باید سالها زحمت کشید، خون داد، جان داد و مال هزینه کرد، تا این نعمت بیبدیل الهی جاری شده و بندگان خدا و تمام انسانیت در زیر چتر آن آزادانه نفس بکشند.
امروز خیلی از ملتها آرزو دارند که مانند ما آزادانه و با امنیت زندگی کنند، اما آزادی را سرابی بیش نمیبینند!
آری! ما هم روزی آرزوی آزادی در سر میپروراندیم و برای آن تلاش میکردیم، تا اینکه این رویای دیرینهٔ ما متحقق شد و به آرزوی خود رسیدیم. پس ما ملت دینپرور افغان هم این را فراموش نکرده و به یاد داشته باشیم که این نعمت بزرگ ربالعالمین، این آزادی و امنیت که اکنون در کشورمان حاکم است، بدون زحمت و به راحتی به دست نیامده و برای حصول آن هزاران شهید تقدیم این راه گردیده، هزاران خانهوکاشانه ویران شده، هزاران زن بیوه و هزاران طفل یتیم گشتهاند.
آزادی و چالشهای فراروی
به فضل خداوند متعال آزادی و امنیت در کشور ما جاری گشته و مردم ما با امنیت تمام به زندگی روزمرهٔ خود ادامه میدهند؛ اما چیزی که باید ما را بیدارتر کند، این است که حفاظت و پاسداری از یک کشور، مهمتر از فتح و آزادی آن است. چه بسا کشورهایی بوده که فتح شدهاند ولی حاکمانشان نتوانستهاند پایههای حکومت را مستحکم و استوار نمایند، بنابراین دیری نگذشته که حکومتشان منحل شده و سرزمین از دستشان رفته است. پس میطلبد که بیشتر و بیشتر روی استقرار و استحکام پایههای اساسی حکومت و حکمرانی خود دقت داشته و برای مبارزه با چالشهای فرارویمان آمادهٔ مبارزه و مقابله باشیم!
وظیفهٔ ما در قبال آزادی وطن
پس به پاس آزادی میهن و امنیت سرتاسری کشور و آبادانی وطن، نه تنها دولت، بلکه هر یکی از هموطنان عزیزمان، در هر موقعیت و جایگاهی که قرار دارد، باید در حد توانش برای بهترشدن وضعیت میهن عزیزمان کوشش و تلاش ورزیده، و وطنمان را که حیثیت خانهٔمان را دارد، آباد نموده، و برای بقای آزادی و آبادی آن از هیچ تلاشی دریغ نکند؛ چون آزادی و امنیت با مشارکت همگانی مثمر ثمر واقع میشود، و یکدست هیچگاه صدا نخواهد داشت.
بیا تا خاک وطـن سرمهٔ چشمان کنیم
آزادی و آبادی را پیشهٔ هر افغان کنیم!
https://www.alemarahdari.af/?p=127046
مصطفی توکلی
امنیت، آزادی و آبادی همچون هوای بهاریست که هرکس و هر جامعهای میخواهد در فضای آن آزادانه و آبادانه زندگی کرده و از هر گُل و گلشن آن، از هر زیبایی آن، از هر نقشونمای آن و از هر بوی خوش و معطر آن استشمام کرده و خود را معطر به عطر آن سازد. «چه صفایی دارد بهار آزادی، افسوس نه؛ بلکه صد افسوس گر ندانی قدر و بهای آزادی!».
مفهوم آزادی و استقلال
آزادی همان نعمت و هدیهٔ بزرگ خداوندیست که برای آزاد و آباد زیستن انسانها تقدیمشان گردیده است. ارزش و جایگاه آزادی و امنیت تا آنجاست که حضرت عمر -رضیاللهعنه- میفرماید:
«متى استعبدتم الناسَ وقد ولدتهم أمهاتهم أحراراً؟» از چه زمانی مردمان را به بردگی گرفتهاید، درحالی که آنها آزاده به دنیا آمدهاند؟
آزادی و استقلالطلبی مفهومیست که با تاروپود افغانها گره خورده و تاریخشان مملو از چنین شاهکارها است.
جایگاه امنیت و آزادی برای یک کشور
آزادی و امنیت در یک کشور و سرزمین به مثابهٔ سر برای تن و بهعنوان بدنه برای یک جامعه و حتی برای تمام انسانیت و بشر میباشند. آزادی و امنیت چترش چنان گسترده است که از بهار آن، نه تنها انسانها؛ بلکه خزندگان، پرندگان و درندگان هم لذت برده و احساس آرامش میکنند.
نسیم و باد بهار آزادی به هر سرزمین و کشوری که بوزد، آن سرزمین اگر خارستان هم باشد، تبدیل به گلستان میشود و رنجهای دیرینهٔ ملتش التیام یافته و شفای دل رنجدیدگان وداغدیدگان آن مرزوبوم قرار میگیرد.
بهای آزادی چیست؟
در کشور عزیز ما افغانستان، نسیم بهار آزادی بعد از سالها جوروجفا، اشغال و تجاوز، هرجومرج، ظلم و استبداد، وزیدن گرفته و اکنون درحال شکوفهزدن و تنومندشدن است.
البته آزادی و امنیت هم به آسانی به دست نمیآید، و درختش به ثمر نمیرسد تا زمانی که صاحبش رنج و تکلیف بسیاری نکشد. برای آزادی و برپایی نظام اسلامی باید سالها زحمت کشید، خون داد، جان داد و مال هزینه کرد، تا این نعمت بیبدیل الهی جاری شده و بندگان خدا و تمام انسانیت در زیر چتر آن آزادانه نفس بکشند.
امروز خیلی از ملتها آرزو دارند که مانند ما آزادانه و با امنیت زندگی کنند، اما آزادی را سرابی بیش نمیبینند!
آری! ما هم روزی آرزوی آزادی در سر میپروراندیم و برای آن تلاش میکردیم، تا اینکه این رویای دیرینهٔ ما متحقق شد و به آرزوی خود رسیدیم. پس ما ملت دینپرور افغان هم این را فراموش نکرده و به یاد داشته باشیم که این نعمت بزرگ ربالعالمین، این آزادی و امنیت که اکنون در کشورمان حاکم است، بدون زحمت و به راحتی به دست نیامده و برای حصول آن هزاران شهید تقدیم این راه گردیده، هزاران خانهوکاشانه ویران شده، هزاران زن بیوه و هزاران طفل یتیم گشتهاند.
آزادی و چالشهای فراروی
به فضل خداوند متعال آزادی و امنیت در کشور ما جاری گشته و مردم ما با امنیت تمام به زندگی روزمرهٔ خود ادامه میدهند؛ اما چیزی که باید ما را بیدارتر کند، این است که حفاظت و پاسداری از یک کشور، مهمتر از فتح و آزادی آن است. چه بسا کشورهایی بوده که فتح شدهاند ولی حاکمانشان نتوانستهاند پایههای حکومت را مستحکم و استوار نمایند، بنابراین دیری نگذشته که حکومتشان منحل شده و سرزمین از دستشان رفته است. پس میطلبد که بیشتر و بیشتر روی استقرار و استحکام پایههای اساسی حکومت و حکمرانی خود دقت داشته و برای مبارزه با چالشهای فرارویمان آمادهٔ مبارزه و مقابله باشیم!
وظیفهٔ ما در قبال آزادی وطن
پس به پاس آزادی میهن و امنیت سرتاسری کشور و آبادانی وطن، نه تنها دولت، بلکه هر یکی از هموطنان عزیزمان، در هر موقعیت و جایگاهی که قرار دارد، باید در حد توانش برای بهترشدن وضعیت میهن عزیزمان کوشش و تلاش ورزیده، و وطنمان را که حیثیت خانهٔمان را دارد، آباد نموده، و برای بقای آزادی و آبادی آن از هیچ تلاشی دریغ نکند؛ چون آزادی و امنیت با مشارکت همگانی مثمر ثمر واقع میشود، و یکدست هیچگاه صدا نخواهد داشت.
بیا تا خاک وطـن سرمهٔ چشمان کنیم
آزادی و آبادی را پیشهٔ هر افغان کنیم!
https://www.alemarahdari.af/?p=127046
امارت اسلامی افغانستان، Islamic Emirate of Afghanistan
بهار آزادی و شکوفایی میهن – امارت اسلامی افغانستان، Islamic Emirate of Afghanistan
امنیت، آزادی و آبادی همچون هوای بهاریست که هرکس و هر جامعهای میخواهد در فضای آن آزادانه و آبادانه زندگی کرده و از هر گُل و گلشن آن، از هر زیبایی آن، از هر نق
❤4
اهل نوشتن
♨️ بنرهایی که در خیابان های طرابلس نصب شدهاند تا کسانی که از جنوب لبنان آواره شدهاند آن را ببینند!! (به شهر سیده عایشه دختر خلیفه پیامبر ﷺ ابوبکر صدیق و همسر پیامبر خدا محمد ﷺ و محبوبترین همسر ایشان خوش آمدید....)
منظور این بنر همان روافض گستاخی است که به حضرت ام المؤمنین بد و بیراه میگفتند.
کانال رسمی طلوع دانش
غزه.pdf
چند نوشته از دکتور ادهم شرقاوی با ترجمه مصطفی توکلی را در این چند برگه بخوانید!
https://t.me/pkgtryu
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
👍3
Forwarded from وبسایت الاماره دری
طلوع صبح سعادت
مصطفی توکلی
قبل از بعثت رسولالله -صلیاللهعلیهوسلم- جهان را تاریکی محض و سرتاسری فرا گرفته بود. انسانیت رو به انحطاط، تنزل و نابودی رفته بود و ارزش و بهای انسانیت به باد نسیان سپرده شده و گامی بیشر تا پرتگاه هلاکتش نمانده بود، بهطوریکه هر اندازه از نور رسالت حضرت عیسی -علیه السلام- فاصله میگرفت، بیشتر در امواج انحراف و گمراهی فرو میرفت، تا اینکه به نقطهای رسید که در تمام مراحل زندگی خویش، خوی و عادت درندگان به خود گرفته بود.
سیرهنگار و اندیشمند معروف جهان اسلام، حضرت علامه ابوالحسن ندوی -رحمهالله- در توصیف چهرهی واقعی جامعهٔ جاهلی مینگارد: «در این قرن انسان خالقش را فراموش کرده بود و در نتیجهی آن، از خویش و سرنوشتش نیز غافل شده بود. قدرت تشخیص خیر و شر را از دست داده بود. مدتها بود که دعوت انبیا -علیهمالسلام- به فراموشی سپرده شده بود، و چراغهایی را که آنان روشن کرده بودند با وزیدن گردبادهای سنگین خاموش شده بودند، و اگر نوری هم باقی مانده بود، چنان ضعیف و کمسو بود که فقط میتوانست برخی از قلبها را روشن نماید؛ نه خانهها و شهرها را». اما چه خوب گفتند: شب برای همیشه شب باقی نمیماند و روزی خورشید طلوع خواهد کرد.
آری دیری نگذشت که در روز دوشنبه، ۱۲ ربیعالاول، آفتاب عالمتاب بشر طلوع کرد و با درخشش نورش، جهان ظلمانی را به روشنایی محض مبدل ساخت و به قول معروف «ستارهای بدرخشید و نور عالم شد» و با الهام و وحی ربالعلمین:
در شبستان حـرا خلوت گزید
قوم و آئین و حکومت آفرید
نبی رحمت و پیامآور رأفت، از همان دوران کودکی، نجابت، صلابت، صداقت و امانتداری در جبینش هویدا بود، و این نمایانگر آن بود که ایشان نه در زمان چندان دور، حامل رسالت و رهبریت تمام جامعهٔ بشریت میشود و چنین هم شد.
در همان دوران طفولیت و نوجوانی با از دستدادن والدین و حامیانش، مصائب و مشکلات سخت و طاقتفرسایی به سراغ ایشان آمد. البته به باید داشته باشیم که این امتحانات و آزمایشات از ویژگیهای انسانهای بزرگ و برگزیدهٔ خداوند هستند، که خداوند متعال میخواهد آنها را برای امر عظیمی چون رسالت و زعامت برگزیند. از این رو خداوند دوستان خود را امتحان میکند، همانطور که در کلام خود میفرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّىٰ نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ» همین امتحان و ابتلاست که خالص را از ناخالص، خوب را از بد، جدا میسازد. از این جهت خداوند متعال، نه تنها رسولالله -صلیاللهعليهوسلم- بلکه بسیاری از انبیا، اولیا و دوستان خود را در تمام ادوار تاریخ آزموده و مورد امتحان قرار داده است.
با اینهمه مشکلات و سختیها، خداوند متعال چنان صفات طیبه و طاهرهای به ایشان عنایت کرده بود و چنان عشق و محبت ایشان در دلهای یارانش جا باز کرده بود که حاضر بودند جان خود را برای رسولالله -صلیاللهعلیهوسلم- فدا نمایند؛ ولی حاضر نبودند اندکترین آسیبی به ایشان برسد. نمونهٔ این عشق و محبت را میتوان در غزوههایی چون، بدر، احد، حنین، احزاب و... مشاهده کرد، و نمونهای از محبتشان را میتوان در اصحابی چون ابوبکر، عمر، عثمان، علی، سعد، سعید، طلحه، زبیر و... دید.
همین است که اقبال عشق و محبت نسبت به پیامبر -صلیاللهعلیهوسلم- را اینگونه وصف میکند:
هـرکــه عشق مصطفی سامان اوست
بــحر و بــر در گوشهٔ دامان اوست
زانکه مــلت را حیات از عشق اوست
بــرگ ساز کــاینات از عشـق اوست
روح را جــــز عـشــق او آرام نیست
عشق او روزی است کو را شام نیست
خدواند نبیش را به رحمت وصف کرده و در رابطه به او چه زیبا میفرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» ای پیامبر! رحمتت مخصوص عمرو و زید نیست؛ بلکه تو رحمت همهٔ جهانیان هستی.
آری! نبی مکرم اسلام دلسوز همگان بود، رحمتش شامل هر شاه و گدا بود، از صفت مذموم و ناپسند کاملا به دور بود، چنان متواضع بود که خانهٔ خود را خود جارو کرده و گوسفندان را میدوشید. از کاخهای مجلل به دور و در کلبههای غریبانه زندگی میکرد.
رسول پاک -صلیاللهعلیهوسلم- در تمام زمینههای زندگی، برای تمام اقشار جامعه، الگو و نمونهٔ جامع و کاملی بوده، و تا قیامت الگویِ بهتماممعنا میباشد، که هرکس سیرت و سنت ایشان را الگوی زندگی خویش قرار بدهد، رستگار دنیا و آخرت میشود.
اقبال دراین عصر پر از فتنه و فساد، دردهای درونی و بیرونی امت را بررسی کرده و درک کرده که سبب انحطاط و سراشیبی امت اسلامی جدایی و دوری از دین است، و صحنه را اینگونه بررسی میکند:
ادامه مقاله را در لینک زیر بخوانید
https://www.alemarahdari.af/?p=126868
مصطفی توکلی
قبل از بعثت رسولالله -صلیاللهعلیهوسلم- جهان را تاریکی محض و سرتاسری فرا گرفته بود. انسانیت رو به انحطاط، تنزل و نابودی رفته بود و ارزش و بهای انسانیت به باد نسیان سپرده شده و گامی بیشر تا پرتگاه هلاکتش نمانده بود، بهطوریکه هر اندازه از نور رسالت حضرت عیسی -علیه السلام- فاصله میگرفت، بیشتر در امواج انحراف و گمراهی فرو میرفت، تا اینکه به نقطهای رسید که در تمام مراحل زندگی خویش، خوی و عادت درندگان به خود گرفته بود.
سیرهنگار و اندیشمند معروف جهان اسلام، حضرت علامه ابوالحسن ندوی -رحمهالله- در توصیف چهرهی واقعی جامعهٔ جاهلی مینگارد: «در این قرن انسان خالقش را فراموش کرده بود و در نتیجهی آن، از خویش و سرنوشتش نیز غافل شده بود. قدرت تشخیص خیر و شر را از دست داده بود. مدتها بود که دعوت انبیا -علیهمالسلام- به فراموشی سپرده شده بود، و چراغهایی را که آنان روشن کرده بودند با وزیدن گردبادهای سنگین خاموش شده بودند، و اگر نوری هم باقی مانده بود، چنان ضعیف و کمسو بود که فقط میتوانست برخی از قلبها را روشن نماید؛ نه خانهها و شهرها را». اما چه خوب گفتند: شب برای همیشه شب باقی نمیماند و روزی خورشید طلوع خواهد کرد.
آری دیری نگذشت که در روز دوشنبه، ۱۲ ربیعالاول، آفتاب عالمتاب بشر طلوع کرد و با درخشش نورش، جهان ظلمانی را به روشنایی محض مبدل ساخت و به قول معروف «ستارهای بدرخشید و نور عالم شد» و با الهام و وحی ربالعلمین:
در شبستان حـرا خلوت گزید
قوم و آئین و حکومت آفرید
نبی رحمت و پیامآور رأفت، از همان دوران کودکی، نجابت، صلابت، صداقت و امانتداری در جبینش هویدا بود، و این نمایانگر آن بود که ایشان نه در زمان چندان دور، حامل رسالت و رهبریت تمام جامعهٔ بشریت میشود و چنین هم شد.
در همان دوران طفولیت و نوجوانی با از دستدادن والدین و حامیانش، مصائب و مشکلات سخت و طاقتفرسایی به سراغ ایشان آمد. البته به باید داشته باشیم که این امتحانات و آزمایشات از ویژگیهای انسانهای بزرگ و برگزیدهٔ خداوند هستند، که خداوند متعال میخواهد آنها را برای امر عظیمی چون رسالت و زعامت برگزیند. از این رو خداوند دوستان خود را امتحان میکند، همانطور که در کلام خود میفرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّىٰ نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ» همین امتحان و ابتلاست که خالص را از ناخالص، خوب را از بد، جدا میسازد. از این جهت خداوند متعال، نه تنها رسولالله -صلیاللهعليهوسلم- بلکه بسیاری از انبیا، اولیا و دوستان خود را در تمام ادوار تاریخ آزموده و مورد امتحان قرار داده است.
با اینهمه مشکلات و سختیها، خداوند متعال چنان صفات طیبه و طاهرهای به ایشان عنایت کرده بود و چنان عشق و محبت ایشان در دلهای یارانش جا باز کرده بود که حاضر بودند جان خود را برای رسولالله -صلیاللهعلیهوسلم- فدا نمایند؛ ولی حاضر نبودند اندکترین آسیبی به ایشان برسد. نمونهٔ این عشق و محبت را میتوان در غزوههایی چون، بدر، احد، حنین، احزاب و... مشاهده کرد، و نمونهای از محبتشان را میتوان در اصحابی چون ابوبکر، عمر، عثمان، علی، سعد، سعید، طلحه، زبیر و... دید.
همین است که اقبال عشق و محبت نسبت به پیامبر -صلیاللهعلیهوسلم- را اینگونه وصف میکند:
هـرکــه عشق مصطفی سامان اوست
بــحر و بــر در گوشهٔ دامان اوست
زانکه مــلت را حیات از عشق اوست
بــرگ ساز کــاینات از عشـق اوست
روح را جــــز عـشــق او آرام نیست
عشق او روزی است کو را شام نیست
خدواند نبیش را به رحمت وصف کرده و در رابطه به او چه زیبا میفرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» ای پیامبر! رحمتت مخصوص عمرو و زید نیست؛ بلکه تو رحمت همهٔ جهانیان هستی.
آری! نبی مکرم اسلام دلسوز همگان بود، رحمتش شامل هر شاه و گدا بود، از صفت مذموم و ناپسند کاملا به دور بود، چنان متواضع بود که خانهٔ خود را خود جارو کرده و گوسفندان را میدوشید. از کاخهای مجلل به دور و در کلبههای غریبانه زندگی میکرد.
رسول پاک -صلیاللهعلیهوسلم- در تمام زمینههای زندگی، برای تمام اقشار جامعه، الگو و نمونهٔ جامع و کاملی بوده، و تا قیامت الگویِ بهتماممعنا میباشد، که هرکس سیرت و سنت ایشان را الگوی زندگی خویش قرار بدهد، رستگار دنیا و آخرت میشود.
اقبال دراین عصر پر از فتنه و فساد، دردهای درونی و بیرونی امت را بررسی کرده و درک کرده که سبب انحطاط و سراشیبی امت اسلامی جدایی و دوری از دین است، و صحنه را اینگونه بررسی میکند:
ادامه مقاله را در لینک زیر بخوانید
https://www.alemarahdari.af/?p=126868
بیوگرافی کوتاه دکتر ادهم شرقاوی
ادهم شرقاوی، نویسندهٔ فلسطینیتبار است، اما تاکنون پای او به وطنش باز نشده است. این درحالی است که خواننده در جایجای تألیفات این نویسنده ردپای وطن را میبیند. شرقاوی متولد و بزرگشدهٔ شهر صورِ لبنان است. این نویسندهٔ زیبانویس مدرک دیپلمِ تربیتِ بدنی را از دانشکده تعلیم و تربیت، و لیسانس و فوق لیسانس ادبیات عرب را از دانشگاه لبنانِ بیروت گرفته است. او برای روزنامهٔ قطری «الوطن» کار میکرد و نوشتن را در تریبون طنز آغاز نمود. سپس اولین کتاب خود را در سال ۲۰۱۲ با عنوان «حدیث الصباح/گفتوگوهای صبح» منتشر کرد. شرقاوی کتابهای خود را با نام مستعار «قسبن ساعده» منتشر میکند. وی هم اکنون در دههٔ سوم زندگی خود بهسر میبرد و متأهل است و یک پسر و سه دختر دارد.
لیست کتابهایش:
۱. عندما التقیت عمر بن الخطاب؛
۲. کش ملك؛
۳. خربشات خارجة عن القانون؛
۴. حدیث الصباح؛
۵. حدیث المساء؛
۶. عن شيء اسمه الحب؛
۷. تأملات قصیرة جدا؛
۸. روایة نبض؛
۹. روایة نطفة؛
۱۰ للرجال فقط؛
۱۱. أضغاث أقلام؛
۱۲. وإذا الصحف نشرت؛
۱۳. مع النبي؛
۱۴. عن وطن من لحم ودم؛
۱۵. وتلك الأیام؛
۱۶. نبأ یقین؛
۱۷. طرائف العرب؛
۱۸. الأم في أدب غسان کنفاني؛
۱۹. یحکی أن «مجموعة قصص قصیرة»؛
۲۰. علی منهاج النبوة؛
۲۱. رسائل من القرآن؛
۲۲. روایة لیطمئن قلبي؛
۲۳. روایة ثاني اثنین؛
۲۴. علی خطی الرسول صلی الله علیه وسلم؛
۲۵. السلام علیکم یا صاحبي؛
۲۶. أنتِ أیضاً صحابیة؛
۲۷. إلي المنکسرة قلوبهم؛
۲۸. وبالحق أنزلناه.
https://t.me/pkgtryu
ادهم شرقاوی، نویسندهٔ فلسطینیتبار است، اما تاکنون پای او به وطنش باز نشده است. این درحالی است که خواننده در جایجای تألیفات این نویسنده ردپای وطن را میبیند. شرقاوی متولد و بزرگشدهٔ شهر صورِ لبنان است. این نویسندهٔ زیبانویس مدرک دیپلمِ تربیتِ بدنی را از دانشکده تعلیم و تربیت، و لیسانس و فوق لیسانس ادبیات عرب را از دانشگاه لبنانِ بیروت گرفته است. او برای روزنامهٔ قطری «الوطن» کار میکرد و نوشتن را در تریبون طنز آغاز نمود. سپس اولین کتاب خود را در سال ۲۰۱۲ با عنوان «حدیث الصباح/گفتوگوهای صبح» منتشر کرد. شرقاوی کتابهای خود را با نام مستعار «قسبن ساعده» منتشر میکند. وی هم اکنون در دههٔ سوم زندگی خود بهسر میبرد و متأهل است و یک پسر و سه دختر دارد.
لیست کتابهایش:
۱. عندما التقیت عمر بن الخطاب؛
۲. کش ملك؛
۳. خربشات خارجة عن القانون؛
۴. حدیث الصباح؛
۵. حدیث المساء؛
۶. عن شيء اسمه الحب؛
۷. تأملات قصیرة جدا؛
۸. روایة نبض؛
۹. روایة نطفة؛
۱۰ للرجال فقط؛
۱۱. أضغاث أقلام؛
۱۲. وإذا الصحف نشرت؛
۱۳. مع النبي؛
۱۴. عن وطن من لحم ودم؛
۱۵. وتلك الأیام؛
۱۶. نبأ یقین؛
۱۷. طرائف العرب؛
۱۸. الأم في أدب غسان کنفاني؛
۱۹. یحکی أن «مجموعة قصص قصیرة»؛
۲۰. علی منهاج النبوة؛
۲۱. رسائل من القرآن؛
۲۲. روایة لیطمئن قلبي؛
۲۳. روایة ثاني اثنین؛
۲۴. علی خطی الرسول صلی الله علیه وسلم؛
۲۵. السلام علیکم یا صاحبي؛
۲۶. أنتِ أیضاً صحابیة؛
۲۷. إلي المنکسرة قلوبهم؛
۲۸. وبالحق أنزلناه.
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤3👍1
فضای مجازی و وضعیت اهل علم
✍مصطفی توکلی
فضای مجازی همانطوری که از اسمش پیداست، فضای باز و آزاد و بدون کدام قید و بندی در اختیار همگان قرار گرفته است.
با تأسف هرکسوناکس براین فضای نامناسب دسترسی پیدا کرده و با سادگی تمام، میتواند تا آخرین رمق اسب خود را تاختوتاز نماید. ای کاش گردشگران و پرسهزنان مجازی ما هم ذرهٔ سواد رسانهٔ و تشخیص میان سیاه و سفید، خوب و بد را میداشتند!
امروز در فضای مجازی قشر تحصیلکرده و به زعم خودشان مفکران و مدبران، خود را به چنان کارهای پیشپا افتاده و برنامههای ناچیز مشغول کردهاند که حتی طفلکان گهواره را از حال بدشان و از برداشتهای مجازیشان خنده میگیرد. البته برخیها مستثنی هستند!
اشتغال، وقت ضایع کردن و تبلیغاتِ برنامههای همچون همستر، نادکوین، سالگرد سالانه و گیمبازی و... تمام اینها برنامهها و طرحها بیفایده و طرح شده و هدفمندانهٔ دشمنان دین، برای مشغولیت جوانان و نوجوانان و باز داشتن آنها از تعلیم و تعلم میباشد و بس.
از چند روز بدینسو "علما وطلاب بزرگ" برنامههای مختلفی را به من فرستاده و تشویق میکنند که «داخل این برنامه شو که پول میده» در جوب برخیها چنین گفتم: این خواب است و خیال است و محال است و جنون!
علما، طلاب و محصلین عزیز: قسم یاد میکنم که وقت و عُمر شما باارزشتر و گرانقیمتتر از تمام آن چیزیهای است که شما در فضای مجازی دنبال آن پرسه میزنید!
نمیدانم!
دراین دنیایــی مرموز مـجازی
نهپیداست که دزد و کهقاضی!
https://t.me/pkgtryu
✍مصطفی توکلی
فضای مجازی همانطوری که از اسمش پیداست، فضای باز و آزاد و بدون کدام قید و بندی در اختیار همگان قرار گرفته است.
با تأسف هرکسوناکس براین فضای نامناسب دسترسی پیدا کرده و با سادگی تمام، میتواند تا آخرین رمق اسب خود را تاختوتاز نماید. ای کاش گردشگران و پرسهزنان مجازی ما هم ذرهٔ سواد رسانهٔ و تشخیص میان سیاه و سفید، خوب و بد را میداشتند!
امروز در فضای مجازی قشر تحصیلکرده و به زعم خودشان مفکران و مدبران، خود را به چنان کارهای پیشپا افتاده و برنامههای ناچیز مشغول کردهاند که حتی طفلکان گهواره را از حال بدشان و از برداشتهای مجازیشان خنده میگیرد. البته برخیها مستثنی هستند!
اشتغال، وقت ضایع کردن و تبلیغاتِ برنامههای همچون همستر، نادکوین، سالگرد سالانه و گیمبازی و... تمام اینها برنامهها و طرحها بیفایده و طرح شده و هدفمندانهٔ دشمنان دین، برای مشغولیت جوانان و نوجوانان و باز داشتن آنها از تعلیم و تعلم میباشد و بس.
از چند روز بدینسو "علما وطلاب بزرگ" برنامههای مختلفی را به من فرستاده و تشویق میکنند که «داخل این برنامه شو که پول میده» در جوب برخیها چنین گفتم: این خواب است و خیال است و محال است و جنون!
علما، طلاب و محصلین عزیز: قسم یاد میکنم که وقت و عُمر شما باارزشتر و گرانقیمتتر از تمام آن چیزیهای است که شما در فضای مجازی دنبال آن پرسه میزنید!
نمیدانم!
دراین دنیایــی مرموز مـجازی
نهپیداست که دزد و کهقاضی!
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤4👍1
Forwarded from کلمات دری
اصول استفاده از فضای مجازی (بخش اول)
مقدمه
دین مبین اسلام به عنوان دینی پویا و جاودان، توجه ویژهای به ابزارهای تبلیغ و استفادهی بهینه از روشهای نوین برای پیشبرد اهداف خود دارد. نبی مکرم اسلام (صلیاللهعلیهوسلم) به عنوان مجری برنامههای آسمانی، از ابزارهای مختلفی برای تحقق اهداف والای دینی بهره بردهاند.
مقالهی حاضر به روش پژوهشی، به بررسی «اصول استفاده از فضای مجازی» میپردازد. در این نوشته تلاش شده است تا نحوهی استفاده از فضای مجازی و چگونگی مدیریت زمان به طور مختصر مورد بررسی قرار گیرد.
مفهوم فضای مجازی
در ابتدا، «فضا» در…
ادامه مقاله⬇️:
https://kalemaat.net/25627-2/
صفحه ایکس (تویتر):
https://m.twitter.com/kalemaat1402
فیسبوک:
https://www.facebook.com/profile.php?id=61554170247336&mibextid=LQQJ4d
تلگرام:
https://t.me/Kalemaat1402
کانال واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029Va9xPNE35fLzxlyDwE0a
یوتیوب:
https://youtube.com/@Kalemat1402
نگارنده: مصطفی توکلی
مقدمه
دین مبین اسلام به عنوان دینی پویا و جاودان، توجه ویژهای به ابزارهای تبلیغ و استفادهی بهینه از روشهای نوین برای پیشبرد اهداف خود دارد. نبی مکرم اسلام (صلیاللهعلیهوسلم) به عنوان مجری برنامههای آسمانی، از ابزارهای مختلفی برای تحقق اهداف والای دینی بهره بردهاند.
مقالهی حاضر به روش پژوهشی، به بررسی «اصول استفاده از فضای مجازی» میپردازد. در این نوشته تلاش شده است تا نحوهی استفاده از فضای مجازی و چگونگی مدیریت زمان به طور مختصر مورد بررسی قرار گیرد.
مفهوم فضای مجازی
در ابتدا، «فضا» در…
ادامه مقاله⬇️:
https://kalemaat.net/25627-2/
صفحه ایکس (تویتر):
https://m.twitter.com/kalemaat1402
فیسبوک:
https://www.facebook.com/profile.php?id=61554170247336&mibextid=LQQJ4d
تلگرام:
https://t.me/Kalemaat1402
کانال واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029Va9xPNE35fLzxlyDwE0a
یوتیوب:
https://youtube.com/@Kalemat1402
❤4
Forwarded from کانال رسمی طلوع دانش (احمدالله مهاجر)
شماره بیست وپنجم دوهفته نامه.pdf
1.6 MB
کانال رسمی طلوع دانش
شماره بیست وپنجم دوهفته نامه.pdf
شماره بیستوپنجم دوهفتهنامه طلوع دانش به توفیق باریتعالی به نشر رسید!
در لابلای این شماره، موضوعات ذیل را فرا خواهید گرفت:
1- سرمقاله: وحدت و انسجام، سبب قوت و قدرت است؛
2- طالبان و حماس؛ سلام بر شما؛
3- زینب غزالی شجاع کی بود؟ آیا او را میشناسید؟؛
4- جوانان و شبکههای اجتماعی؛
5- جوانان و دینستیزی.
دوهفتهنامۀ طلوعدانش پذیرای نوشتههای زیبایتان بوده و شما هم میتوانید در این زمینه سهیم باشید!
ارتباط با:
شمارۀ مدیرمسئول: 0730818104
شمارۀ سردبیر: 0711500737
کانال تلگرام طلوع دانش
https://t.me/tolodaneshp
در لابلای این شماره، موضوعات ذیل را فرا خواهید گرفت:
1- سرمقاله: وحدت و انسجام، سبب قوت و قدرت است؛
2- طالبان و حماس؛ سلام بر شما؛
3- زینب غزالی شجاع کی بود؟ آیا او را میشناسید؟؛
4- جوانان و شبکههای اجتماعی؛
5- جوانان و دینستیزی.
دوهفتهنامۀ طلوعدانش پذیرای نوشتههای زیبایتان بوده و شما هم میتوانید در این زمینه سهیم باشید!
ارتباط با:
شمارۀ مدیرمسئول: 0730818104
شمارۀ سردبیر: 0711500737
کانال تلگرام طلوع دانش
https://t.me/tolodaneshp
Telegram
کانال رسمی طلوع دانش
کانال رسمی طلوع دانش؛ جایی برای نشر محتوای علمی، ادبی و فرهنگی!
📚 دسترسی به دوهفتهنامه، اثرنامه و سخننامه
✍️ بهترین نوشتهها از کانون نویسندگی
📢 اطلاع از برنامهها و رویدادهای فرهنگی
ما را دنبال کنید و همراه دانش باشید!
آیدی ارتباط:
@BahirAfghan9
📚 دسترسی به دوهفتهنامه، اثرنامه و سخننامه
✍️ بهترین نوشتهها از کانون نویسندگی
📢 اطلاع از برنامهها و رویدادهای فرهنگی
ما را دنبال کنید و همراه دانش باشید!
آیدی ارتباط:
@BahirAfghan9