اهل نوشتن
181 subscribers
112 photos
9 videos
37 files
426 links
تاملات و یادداشت‌ها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشته‌های خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
Download Telegram
آخرت را فراموش نکنید

از رسول پاک صلی‌الله علیه‌وسلم روایت است که می‌فرماید: «تمام چشم‌ها در روز قیامت گریه می‌کنند؛ مگر چشمی که از خشیت خدا اشک ریخته و چشمی که فروبستهٔ آن را از محارم الله و چشمی که شب گزرانیده و نگهبانی کرده در راه الله.»

ای بندگان خدا، در فرخنای زندگی خویش، زاد و توشه بفرستید"برای قیامت خود" تا شما را از حول و هراس روز بزرگ حافظت کند.
از واقع شدن در روز بزرگ، از زلزله روز بزرگ، و از عذاب دائمی؛ در حراس باشید؛ چون عمر انسان خیلی کم و وقت بسیار کوتاه، توشه‌را خیلی اندک، هول و حراس زیاد، عذاب دراز مدت، روزهولناک و سنگینی، در انتظار شماست.

ما از خداستیم و بسوی خدا بر می‌گردیم.
پس کسی که رزوگارش را با معصیت سپری کرده و بهشت را به جهنم بدل کرده، بجای سود، زیان کرده و عزت را به ذلت بدل کرده؛[افسوس و حسرتش باد!]

ابن الجوزی|بستان الواعظین
ترجمه: مصطفی توکلی


https://t.me/pkgtryu
2
اهل نوشتن
Photo
ز قصه‌اش شرم می‌آید مرا

قسمت اول

او سراپا غرق در خون بود. لباس‌هایش مندرس و تمام وجودش بوی خون می‌داد. چرک و چروک سر و صورتش را آلوده و گرسنگی کمرش را خم کرده بود. چنان لاغر و نهیف شده بود که رگ‌های جسمش از دور نمایان بود، تو گمان می‌کردی که پیر مردِ هشتاد سالهٔ‌یست، حالا که کودکِ ده سالهٔ‌ بیش نبود، کودکی که هنوز دهانش بوی شیر مادر می‌داد، او آرمان‌های دور و درازی به سر می‌پرورانید،  اما روزگار زندگیش را تیره و تار، ناسازگاریِ زمان، امیدهایش را به نا امیدی مبدل کرده بود.
او دیگر مکتب و مدرسه، آموزش و پرورش را فراموش کرده و چون یوسف‌ گم گشته، کوچه به کوچه دنبال پدر و مادر می‌گشت، آدرس خانه را گم کرده، قوم و قبیله‌اش همه و همه به باد نابودی رفته و هم اکنون هیچ‌کسی را نمی شناسد، خانه‌وکاشانه‌اش به تله‌خاک مبدل گشته، تو با دیدنش به یاد اصحاب کهف می‌افتی و گمان می‌کنی که از قرن‌ها قبل خوابیده و حالا سر از مغاره‌ها  بالا کرده که نه پولی می‌شناسد و نه رسم و رسومِ مردمی را؛  البته مقصر هم نیست؛ چون از هشت ماه بدین‌سو، نه آبی دیده و نه نانی. خوراکش علوفهٔ حیوانات و بوته‌های کوه‌وصحرا بوده، یا هم  به علت غرش گوش خراش توپ و تانک از زمین و آسمان، دلی در دلبندش نگذاشته بود و تماماً حواس باخته شده بود.
او بعد از تفحص و تجسس به دنبال خانواده‌اش، نا امید گشته و کنار دیواری می‌نشیند و حُق‌حُق‌کنان می‌گیرید، من با مشاهدهٔ چنین صحنهٔ "طاقتم تاق گشت" گریه‌های زار زارش، نجوای‌ طفلکانه‌‌اش، همچون بُم در گوشم صدا می‌داد، عرق شرم جبینم را تر کرده و با خود می‌گویم، ای کاش ای کاش، خداوند چنین صحنهٔ غم‌انگیز را به من نشان نمی‌داد و قبل از دیدن چنین صحنهٔ دل‌خراش، جانم را می‌گرفت! دیدن چنین صحنهٔ غم‌انگیز دلِ بس سخت می‌خواهد.
آری! این طفل همان طفلک فلسطینی‌ "غزهٔ"است، همان طفلکی که از ماه‌ها بدینسو آواره‌گشته، این کودک معصوم نه از من و نه از تو؛ بلکه از تمام عالم اسلام شکوه کرده و با خودش چنین زمزمه می‌کرد:
من از بیگانه گان هرگز ننالم
که با من هرچه کرد آن آشناکرد

او علت نابسامانی‌های امت مسلمه و مصیبت‌های پی در پی را، از کب‌کبه‌ و دب‌دبهٔ دشمنان اسلام نمی‌داند؛ و می‌گوید: هر آنچه که امروزه از درد و مصیبت به سر ما مسلمانان می‌آید، مقصر واقعی خود مسلمانان‌اند و همچنان به شکوه خود ادامه می‌دهد و مسلمین خواب رفته و خود فروخته را خطاب قرار می‌دهد:
من از اسرائیل غدار نمی ترسم؛ ولی از نامردی  نامردان، می‌ترسم
ز کافران هراسم نیست؛ ولی از مُسلمِ‌‌خائن
که ما را ترک کرد در میدان، هر بار و هردم، می‌ترسم
فلسطین را می‌‌توان آزاد، ز اشغال صهائین‌کرد
بر آن‌ملت که‌باشد تحتِ‌استثمار نا اهلان، می‌ترسم

هراسم نیست درین‌دنیا اگر آتش‌زنند من‌را
از آن مسلم که‌‌‌ او با من، بُوَد غدار، می‌ترسم

تنم‌سوزد بدن‌سوزد  مرا باکی نیست
ولی سوزد همه سوزد، من از ارتداد خیلی‌ها، می‌ترسم.

این کودک بلندهمت از جسم و تنش، از غم‌های چون کوه بر سرش، از شکم گرسنه‌اش، هراسی ندارد، ولی او به قول رسول پاک: از ایمان و حفظ دین مسلمانان در هراس است...

ادامه دارد...

مصطفی توکلی

https://t.me/pkgtryu
👍2😱1😢1
ز قصه‌اش شرم می‌آید مرا

قسمت دوم

گرچه کودکم؛ اما فکر و ذهنم خوب درک می‌کند که امروز در جهان اسلام و علی‌الخصوص در غزهٔ غم‌زده‌ام چه‌می‌گذرد و وضعیت جهان و غزه را گام‌به‌گام رصد می‌کنم. او با افکارش کلنجار می‌رفت و همانند سلطان صلاح‌الدین ایوبی سکوت را ترجیح داده و ذهن و فکرش گرفتار بود، خنده و شوخی را تا آزادی قدس از زندگیش بدورد گفته بود. چطور خنده و شادی کنم، در حالی که قدس اسیر و مردم مظلوم هر روز قتل عام می‌شوند؟

او با همان طفولیت و افکار بچه‌گانه‌اش، می‌خواهد درسی برای حاکمان و خبرگان این عصر بدهد، و خطاب به آنها می‌گوید: شما به‌مقدار یک طفل درک و احساس ندارید، شما وجدان ندارید، شما که خودفروخته هستید؛ همه چیز را بفروشید ولی نه دین و اسلام را. شمایی که غیرت اسلامی را به باد فراموشی سپرده‌اید؛ چرا مانع جهاد و جان فشانی دیگران می‌شوید؟

چرا و هزار چراهای دیگر، ذهن این طفلک معصوم را به خود درگیر کرده بود، ولی بازهم همانند یک سیاست مدار از سیاستش دست بر نمی‌داشت و مردانه‌وار سخن‌ می‌گفت. او نه تنها حاکمان؛ بلکه تمام اقشار جامعه اسلامی را مقصر دانسته و آنها را به جهاد و بیداری اسلامی فرا می‌خواند.

وی از علمایی که مهر سکوت را بر دهان زده‌اند
و حقایق را واضح بیان نمی‌کنند؛ سخت شکوه می‌کند و علت نا بسامانی‌های کنونی را سکوت علما و حاکمان اسلامی می ‌داند.

او همچنان پا فشاری می‌کند و می‌گوید: آزادی قدس آرمان من است. قدس، مقدس است و ابنای نجس و نا پاک قرده و خنازیر در این سرزمین پاک، جا ندارند. إن الله جمیل، یحب‌الجمال؛ خدا پاک و پاکان را دوست دارد. لذا با مشرک و نجس سازش و مدارا، حرام است.

تا آزادی یک و جب‌خاکم که زیر اشغال نا بخردان باشد؛ بر من حرام است که از جنگ و جهاد دست بر دارم و به زندگی خود ادامه بدهم. سختی‌‌ و دشواری‌های دنیا را بجان می‌خرم؛ اما بردگی و غلامی را هرگز. یک روز آزادانه زندگی کردن، برایم بهتر است از صد سال غلام‌گونه‌ زندگی کردن. یا به تعبیر دیگر، یک روز شیرگونه زندگی کردن، بهتر از صدسال روباه گونه زندگی کردن است.

ادامه دارد...


✍️مصطفی توکلی

https://t.me/pkgtryu
😢2
فراخوان همکاری با دوهفته‌نامه طلوع‌دانش

کوتاه‌نویسی، زیبا‌نویسی و شاد‌نویسی، هدف ماست!

دوهفته‌نامهٔ دینی، فرهنگی و آموزشی طلوع‌دانش در آستانهٔ انتشار شماره جدید خود (شمارهٔ بیست‌دوم)، از شما پژوهشگران، دانشجویان، طلاب و اهل قلم، درخواست همکاری دارد.

نوشته‌های خود را اینجا بفرستید!👇
@Tawakuli
@BahirAfgh

https://t.me/pkgtryu

https://t.me/pkgtryu
مولانا میگه:با قضاوتِ مردم چِه کنم؟
شمس: تو اَگر عاشقی؛
تو را با رَد و قَبول خَلق چِکار..!؟


https://t.me/pkgtryu
5
This media is not supported in the widget
VIEW IN TELEGRAM
2
Forwarded from الفباء
#نشر_الفباء منتشر کرد؛

تاریخ اسلام
(مروری بر تاریخ اسلام از دیروز تا امروز)

نوشته‌ی دکتور محمد ابراهیم شریقی
ترجمه‌ی عبدالرحمن عزام

نشر الفباء/ چاپ اول/ ۴۵۸ صفحه


سر از روز شنبه می‌توانید این کتاب را از آدرس‌های زیر👇در هرات دریافت کنید:

مراکز پخش:

▫️هرات؛ شهرنو، پای‌حصار، کوچه گدام، انتشارات آفاق؛

▫️هرات؛ شهر نو، پای‌حصار، کوچه گدام، نشر محمدی؛

▫️هرات؛ شهر نو، پای‌حصار، کوچه گدام، نشر نون؛

▫️هرات؛ چوک گل‌ها، جنب کتاب‌خانه عامه، انتشارات مؤمنی.

▫️هرات؛ چوک گل‌ها، جنب کتاب‌خانه عامه، انتشارات اقصی.




#تاریخ_اسلام
#کتاب_خوب_بخوانیم
@Alefba99 | الفباء
👍42
جمع همه جمع‌ها در همجا جمع است
جمعیت‌ بدون مصطفی بازهم کم است

جمع‌ها از حد افزون؛
اما جمعی بدون شما گویا هیچ است
جای خالی شما تا امروز؛ بلکه تا قیامت خالی است.
درود و سلام از ما بر منجی عالم بشریت جناب حضرت محمد مصطفی (صلی‌الله‌علیه‌وسلم).


مصطفی توکلی

https://t.me/pkgtryu
3
حجاب عزت زن است

قدیما می‌گفتند، فرق بین کنیز و زن آزاده در اماکن عمومی معلوم میشه؛ به اینصورت که زن آزاده محجبه بود و کنیزک‌ها بدون حجاب و آرایش و مزین شده بودند؛ چون خردید و فروش می‌شدند.
اما کنیزکان امروزه چقدر زیاد شدند؟!

برگردان: مصطفی توکلی

https://t.me/pkgtryu
👏21
امام شافعی رحمه‌الله می‌فرماید:

گوهر و شخصیت هر فرد در سه چیز نهفته است:

۱- مخفی کردن فقر تا جایی که از عفت تو مردم گمان کنند که تو غنی هستی؛

۲-کتمان خشمت تا جایی که مردم گمان کنند که تو راضی هستی؛

۳-و کتمان سختی‌هایت تا جایی که مردم گمان کنند که تو در ناز و نعمت هستی.

برگردان: مصطفی توکلی

https://t.me/pkgtryu
👍3😁1
🥰2
اهل نوشتن
Photo
گزارش دورۀ آموزش روش‌های ترجمه‌

ترجمه تنها انتقال مفاهیم از یک زبان به زبان دیگر نیست؛ بلکه روزنه‌ای است برای انتقالِ اندیشه‌ها، فرهنگ‌ها، روش‌های زیستی، موضع‌گیری‌ها و عملکردهای یک ملت به ملت دیگر. ترجمۀ کتاب در درازای تاریخ بشر یکی از مهم‌ترین گزاره‌های پیشرفت ملت‌ها بوده است، لازم می‌نماید تا ملت عزیز ما هم رو به ترجمۀ کتاب‌های ارزنده بیاورند، کانون علمی و فرهنگی فروغ، برای گسترش فرهنگِ ترجمه، دورۀ سه‌روزۀ آموزش روش‌های ترجمه‌ را با ارایه زیبا، علمی و جذاب استاد عبدالخالق احسان، مترجم مشهور شهر ما، راه‌اندازی نمود، تا جرقۀ باشد برای راهیان این راهِ مبارک.

این دوره که با استقبال گرم مشترکین مواجه شد، عناوینی هم‌چون: اهمیت ترجمه، تاریخ ترجمه، انواع ترجمه، مراحل ترجمه و... در آن تدریس شد و در فرجام با اهدای تصدیق‌نامه این دورۀ ارزشمند را به پایان بردیم.

https://t.me/pkgtryu
3
اهل نوشتن
Photo
فرزند زمان خویش بودن، اقتضا می‌کند که با دگرگونی‌های فکری، ادبی، معنایی و ساختاری زمانِ خویش آگاه باشیم. شعر و ادبیات که در هر زمان و زمینه‌ی آیینه‌وار هویت و ماهیت ملت‌ها را آشکار می‌کند و رسالتِ معنابخشی دارد، متاسفانه گام‌به‌گام از بامِ بلند زندگی پایین می‌خزد و نقش خویش را از دست می‌دهد. برای پاسداری جایگاه شعر و ادبیات، کانون علمی و فرهنگی فروغ در کنار سایر برنامه‌هایش، دست به ایجاد کمیته‌ای زیر عنوان «کمیتۀ ادبی فروغ» زده است، و خوشبختانه امروز بزمِ «شب شعری» را راه‌اندازی نمود که در آن شاعران جوان و رسالت‌مند شهر ما به خوانش شعرهای خویش پرداختند. برنامه با گردانندگی بصیراحمد قاضی‌زاده آغاز و آیات قرآن زینت‌بخش شروع محفل بود.
سپس دکتر بصیراحمد مبصر مسوول کمیته، سخنانی پیرامون اهداف و رویکردهای کمیته به میان آورد و از برنامه‌های گوناگون آن خبر داد. در ادامه شاعر ارزشی‌سرای شهر ما، مولاداد رستمی، روی رسالت شاعران سخنانی ارایه نمود و روند شعرخوانی توسط شاعرانی همچون رامین بهراد، میوند زمانی، قاسم منیر، استاد محیسینی آغاز شد و در فرجام استاد محمد نعیم مروی این بزم خجسته را جمع‌بندی کرد.

https://t.me/pkgtryu
👍3
💢کم بنويس ولی هميشه بنويس

رضابابایی

نوشتن، ورزش ذهن و روح است. يک روز که ننويسی (ولو چند سطر)، همان‌مقدار ذهن و روحت را تنبل کرده‌ای. قاعدۀ «کار نيکو کردن از پر کردن است» را هم که شنيده‌ايد. البته برای نشر نوشته‌ها و ارائۀ عمومی آنها، بايد دست به انتخاب و حذف و اصلاح زد. يکی از درخشان‌ترين تعريف‌ها برای ادبيات، اين جملۀ سارتر است که «ادبيات، يعنی حذف». در ويرايش هم هيچ‌چيز به اندازۀ حذف، نوشته را زنده نمی‌کند؛ از حذف کلمه تا حذف جمله و پاراگراف و گاهی حتی بخشی از مقاله.

۱۴۰۳/۰۴/۱۱
https://t.me/pkgtryu
👍1