اهل نوشتن
185 subscribers
112 photos
9 videos
37 files
428 links
تاملات و یادداشت‌ها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشته‌های خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
Download Telegram
✍️ حقیقت دیانت اخلاق است.
اگر شما خدا را به هزار زبان اثبات کنید، ولی وجودتان شیطانی باشد فایده ندارد.
دین یعنی پاکیزگی اخلاقی.

خلاصه دین این است:
مجاهده با نفس و شفقت بر دیگران.

👤 عبدالكريم سروش

https://t.me/pkgtryu
3😱2
در عصر کنونی راه درست که کتاب و مطالعه باشد ترک شده و به بیراهه که همان دنیای مجازی است، به سرعت آخر در حال روان هستیم.

شاید کتاب به زبان بی‌زبانیش، بار بار ما را ندا سر دهد: که بیایید مرا بخوانید، بیایید گمشدهٔ‌تان را در لابلای اوراق من جستجو کنید، چرا دنبال چزی می‌گردید که جز نقصان دنوی و حسرت اخروی فایدهٔ دیگری در پی ندارد؟!

کتاب اگر زبان می‌داشت ما را با این وضعیت فعلی‌مان روز چند بار تنبه می‌کرد.

بیایید کتاب را دست کم نگیریم، چون که چرخش هستی با مطالعه و کتاب است و بس!

مصطفی توکلی


https://t.me/pkgtryu
2
از مدرسه تا مدرسه

#داستانک

✍️مصطفی توکلی

امروز از خواب بیدارشدم، ساعت را نگاه‌کردم که ده دقیقه از وقت شروع کلاس درس گذشته بود، با شتاب از مدرسه به سوی مدرسه حرکت کردم، هنگام که جلو درب مدرسه رسیدم، در را به رویم بسته و قفل، و نگهبان را خواب یافتم. هوا بارانی و باد شدید هم در حال وزیدن بود.
در تحیر بودم که آیا نگهبان را بیدار کنم یا خیر.
با خود گفتم، بگذار بنده خدا خواب است. انسان آزاری مکن!
فکر بدی به ذهنم خطور کرد که حالا باید از بالا دروازه پریده و خود را زودتر به درسگاه رساند.
از دروازهٔ که ارتفاعش بیش از دومتر می‌رسد بالا رفتم، لحظهٔ که خواستم که به بیرون بپرم، از قضا پایم به آهنی گیر می‌کند و از بالا به زمین می‌افتم و کاملا زخمی و گل‌الود می‌شوم.
با این سروضع، از شرم اینکه همسایه‌ها متوجه نوشوند و طلاب این وضعیت بد مرا نبینند، ساکت شدم و هیچ داد و بیدادی نکردم و شروع کردم به تنبه کردن خود که چرا از اول فکری درستی نکردی؟! خب حالا که کار از کار گذشته، تنبه چه سود؟!
تا اینکه دوباره سروسامان گرفته و لباس عوض می‌کنم، اینک کار که چند دقیقه انجامش می‌دادم، از دقیقه‌ها به ساعت‌ها انجامید. با خود نجوا می‌کردم: که، دست از طلب ندارم، تا کام من برآید/ یا جان رسد بجانان، یا جان زتن در آید.
با زمین خوردن نباید درس را ترک کرد،
«من جد و جد؛ جوینده یابنده است» گرچه به زمین خوردم و خسته شدم، ولی بازهم تلاشم بی‌هیچ نبود.

تمرین قصه نویسی، کارگاه آموزشی استاد عبدالرحمن عزام تیموری.

https://t.me/pkgtryu
2🥰1😁1
Forwarded from Deleted Account
2.pdf
3.2 MB
فراخوان همکاری با دوهفته‌نامه طلوع‌دانش

کوتاه‌نویسی، زیبا‌نویسی و شاد‌نویسی، هدف ماست!

دوهفته‌نامهٔ دینی، فرهنگی و آموزشی طلوع‌دانش در آستانهٔ انتشار شماره جدید خود (شمارهٔ پانزده هم)، از شما پژوهشگران، دانشجویان، طلاب و اهل قلم، درخواست همکاری دارد.

مهلت ارسال نوشته‌ها↘️
تا روز شنبه هفته آینده، نوشته‌های خود را اینجا بفرستید!👇
@Tawakuli
@BahirAfgh👇https://t.me/pkgtryu
👍1
هرگز دستت را نگیرم

جوانی در مسجد نماز می‌خواند، فکرم شد در سجده بینی‌اش به زمین نمی‌خورد، منتظر نشستم تا نمازش را به اتمان برساند و آگاهش کنم، -تا ثوابی انجام داده باشم-!
نزدیکش نشستم و به آرامی سلام دادم و احوالش را جویا شدم و با چند تملق و چاپلوسی جلو حرفم را باز کردم و گفتم: «ماشاءالله، عالی نماز می‌خواندید، ولی شاید فکرتان نشده در سجده بینی‌تان اندکی از زمین بالا قرار گرفته بود!»
جوان، بدون وقفه جواب داد: «بله! می‌دانم، دوازده سال پیش این مسئله را از عالمی پرسان کرده بودم، از آن به بعد بینی ام را به زمین می‌چسپانم!» گفتم: «خوب، شاید فکرتان ن ...» وسط حرفم پرید و گفت: «فکرم است از من خطا نمی‌رود!»
دیگر نمی‌دانستم چه کاری کنم! «آمدم ثواب کنم، کباب شدم» گفتم: «خا البته از من سوء تفاهم شده است! الله مددگار شما، وقت‌ خوش!»
ای بی‌انصاف! این چه کاری بود که کردی؟ «گنه کردی بگو کردم، ای دوست!» تو با این کارَت، قسمی دلم را از ثواب، سیاه کردی که اگر بار دیگر تو را به سوی مشرق، سر نماز ببینم، ارشادت نکنم! چون می‌ترسم در آن وقت بگویی: «داشتم ورزش می‌کردم و ...»
اگر چشم‌بسته در یک قدمی چاه ببینم هرگز از دستت نگیرم! گرچه می‌دانم گناه داری، به قول لاادری: «اگر دیدی که نابینا و چاه‌ است، اگر آرام بنشینی گناه است» ولی می‌ترسم، مبادا مشتی بر سرم بکوبی و بگویی: مگم من کورم! اینجا آمدم تا رویم را در آبِ چاه ببینم!

✍️بدرالدین متقی


https://t.me/pkgtryu
1👍1😢1
به همین سادگی
عید را به تمام شما عزیزان
از صمیم قلب
تبریک عرض می‌دارم🥀

اخوکم؛ مصطفی توکلی


https://t.me/pkgtryu
6
فراخوان همکاری با دوهفته‌نامه طلوع‌دانش

کوتاه‌نویسی، زیبا‌نویسی و شاد‌نویسی، هدف ماست!

دوهفته‌نامهٔ دینی، فرهنگی و آموزشی طلوع‌دانش در آستانهٔ انتشار شماره جدید خود (شمارهٔ هفدهم)، از شما پژوهشگران، دانشجویان، طلاب و اهل قلم، درخواست همکاری دارد.

مهلت ارسال نوشته‌ها↘️
تا روز شنبه هفته آینده، نوشته‌های خود را اینجا بفرستید!👇
@Tawakuli
@BahirAfgh👇https://t.me/pkgtryu
کانال رسمی طلوع دانش
شماره_شانزدهم_دوهفته‌نامه_طلوع_دانش.pdf
شانزدهمین شماره دوهفته نامه طلوع دانش منتشر شد!
از امنیت کشور تا رضایت مردم

مصطفی توکلی

کشور عزیزمان افغانستان، از دیربازیست که در جنگ‌های داخلی، قومی، نیابتی، قبیلیه‌ی می‌سوخت، والحمدلله با روی کار آمدن حاکمیت نظام ناب امارت اسلامی تمام این جنگ‌ها به‌خواموش گرویده‌اند. تاریخ چهل‌واندی سال افغانستان را برسی کرده‌ام، در این مدت زمان طولانی، هیچگاه نشده که افغانستان بطوری کلی در امن باشد و تحت یک قیادت و یک امر، امیر بوده باشد، ولی امروز به فضل الهی این نعمت‌بزرگ به چشم می خورد که تمام نقاط کشور، زیر سلطهٔ امارت اسلامی، زیر یک پرچم و یک امر امیر اداره می‌شود.
تمام کشور در امن و امان بوده و مردم زندگی خود را بطوری عادی ادامه می‌دهند. شایدگمان کنید که این سخن بدور از حقیقت باشد، ولی عین حقیقت و واقعیت است، برگذاری عیدپرشکوه امسال، بدون هیچ رویداد امنیتی، گواه این مدعاست. مردم عزیز ما برای اولین بار است، چنین اعیادی را در طول چهل سال سپری می‌کنند. من خیلی کنجکاو هستم و می‌خواهم بدانم که آیا نظریهٔ مردم در این موضوع و در باره این دولت و دولت‌داری و امنیت چیست؟ولی تمام نظریات را مثبت یافته‌ام! امّا انسان‌های مفسد و کسانی که خون این ملت را همانند زالو سالیان متمادی مکیدند و بر شاه‌رگ مردم پا گذاشته بودند، امروز جیب‌های آنها خالی شده و در خارج از وطن ارزش به اندازه یک حیوان را هم ندارند، هر روزه تبلیغات منفی را بر علیه این کشور به راه اندخته و اذهان عامه را مشوش می‌کنند که در افغانستان چنین‌چنان شده حالا که این پندار آنها: خیال است و محال است و جنون. آنها یک‌مشت انسانهای خود خواه، بی‌دین، لائیک، سیکولاریست، دموکراسی‌خواه، خود فروخته، که نمی خواهند این کشور در امن و امنیت باشد و مردم این مرزوبوم نفس راحت بکشند؛ هر روز پورپاگن‌های را به راه می اندازند.
نکته؛ این را بدانید که ملت افغان دیگر به بلوغ فکری خود رسیده و فریب هرکس‌وناکس را نمی‌خورد.
ملت عزیز! صاحبان خانه را بشناسید و به افواه دشمنان دین و وطن گوش فرا ندهید!


https://t.me/pkgtryu
👍32
غزه‌ام! از درد ویرانی‌ات من سخت، سوخـــتم
غزه‌ام! از کودکان پرپرت من سخت، سوخــتم
غزه‌ام! باران غم در قلب من سخت باریدن‌گرفت
از سکوت حاکمان مسلمین، من سخت، سوختم!

✍️مصطفی توکلی

https://t.me/pkgtryu
😢21
بغض قلبم در وجودم شُعله‌‌ها افروخته
شعلهٔ افروخته را باران می‌باید، خموش
شعله‌ها از دردهای خواب این امت است
امت خوابـیده تا کــی می‌باید خموش؟

✍️مصطفی توکلی

https://t.me/pkgtryu
👍2
کانال رسمی طلوع دانش
شماره هفدهم طلوع دانش.pdf
هفدهمین شماره دوهفته نامه طلوع دانش منتشر شد!
فروش؛ اما نه همه چیز فروش!

در عصر تکنولوژی و فناوری هرکس دنبال فروشات است؛ یکی زمین می‌فروشد و دیگری زمان، یکی دین می‌فروشد و دیگری دنیا. یکی تن می‌فروشد و دیگری وجدان.
خیلی چیزی‌ها را می‌باید فروخت؛ ولی نباید همه چیز را فروخت؛ بعضی موارد فروششان لکهٔ‌ننگ و عار برای انسان است، همانند دین، وطن، غیرت....


مصطفی توکلی

https://t.me/pkgtryu
2
قرآن بخوان تا که مسرور شوی
از غم رها گشته و مخمور شوی
قرآن صفا سینه‌های مضطرب
ز نور و صفایش آرام سرور شوی

مصطفی توکلی

https://t.me/pkgtryu
باشیم چنان که هستیم!

در طول زندگی، با انسان‌های گوناگونی در اخلاق و عادات روبرو می‌شویم. برخورد همه‌ای‌ انسان‌ها دل‌پذیر و خوش‌آیند نخواهد بود، شاید بعضی‌شان صاحب دلِ پُرکین و چرکین باشند، بعضی‌شان از کمالات و ترقیات ما، سخت غمگین و رنجیده‌خاطر شوند، ممکن است بعضی خفّاش‌گونه‌ها از تابیدنِ خورشیدِ سعادت در زندگانی ما خودشان را ببازند، «رنجیده شود ز ضیا، خفاش» و شاید کسانی را که دوست‌شان داریم، ما را ترک کنند و تب‌و‌تاب صحبت و نشست با ما را گم کنند؛ اما ما باید برخوردمان را تغییر ندهیم، «باشیم چنان‌‌که هستیم». مصیبت، چه از آدرس دوست‌نماها می‌آید یا از آدرس دشمنان، ما باید از اندیشه‌های اساسی‌مان دور نشویم.

اگر زمین هم خوردیم، با گفتن «بازگشت به سوی عزت از دست‌رفته» برخیزیم! آغوش‌مان را همیشه به روی آنها بگشاییم و به هرکس گلدسته‌های محبت اهدا کنیم.
ما باید در لطف و مهرورزی چون خورشید باشیم. در نهفتن عیب دیگران چون شب باشیم. در خشم و کین چون مرده باشیم. در تحمل دیگران چون دریا باشیم. در فروتنی و افتادگی چون خاک باشیم.
در بهاران کی شود سرسبز سنگ
خاک شو تا گل برویی رنگ رنگ
در مقابل کسانی که به ما تیر می‌اندازند، گل بیندازیم و دنیای آنان را گل‌باران کنیم. شاید چشم‌ بصیرت‌شان باز هم نتواند خوبی‌های ما را ببیند؛ اما به مصداق
تو نیکی کن و در دجله انداز/که ایزد در بیابانت دهد باز
نتیجه‌ای کار را به ایزد منان بسپاریم و با سرایش «کار ما کوشیدن است و بس، مابقی کار ما نیست»، خودمان را تسلی دهیم!
گر مسیرشان را تغییر دهند، چشم‌شان روشن، در غیر این صورت بگذاریم در آتش حسادت‌شان بسوزند، بمیرند و نابود شوند! این جزا، قطعاً سزای کجروی‌‌ها و انحراف‌های‌شان خواهد بود!

بدرالدین متقی

https://t.me/pkgtryu
3
گزیدهٔ از افتتاحیهٔ مدرسه علوم دینی دارالعوم هرات، سال تحصیلی۱۴۴۵هـ ق.

این محفل علمی با تلاوت قرآن کریم آغاز شد و بعد از آن حضرت مفتی سرور رسولی (مدیر و بانی این مدرسه) به سخن پرداختند.
ایشان بعد از حمد و ثنای خداوند متعال سخنان خود را این‌گونه آغاز کرد: امروز گام های شما در مسیر حرکت می‌کند که انبیا حرکت کردند، صحابه و تابعین در این مسیر حرکت کرده‌اند، مسیری که امام ابوحنیفه و شافعی و مالکی و احمد، حرکت کرده‌‌اند.

این مسیریست که هرچه در باره آن بگویم و بشنویم باز هم کم است؛ چون رسول پاک(صلی‌الله‌علیه‌وسلم) این مسیر را تعریف کرده و گفته: «پا های شما بر بال‌های فرشتگان گذاشته می‌شود.» انتخاب این مسیر بر شما مبارک باشه!
نکات مهم برای کسانی که در این مسیر قدم می گذارند: اخلاص و للهیت. این حدیث بخاری را تلاوت کردند: «انما الاعمال بنیات»، نیت‌های خود را درست کنید!
و از طلاب سوال کردند که چرا این راه (مدرسه) را انتخاب کردید؟
خودشان پاسخ دادند: برای معرفت این که: «من خلقنی و لماذا خلقنی». برای معرفت و شناخت خدا به‌یگانگی و راه‌های ارتباطی با خدا را باید شناخت و کسب کرد. ما آمده‌ایم تا خدا را بشناسیم وهدف خلقت خویش را بشناسیم.
بله طلاب عزیز! این مسیر خیلی مبارک‌ایست به شرطی که اخلاص داشته باشیم.

چند نکته:
۱- شما دعا کنید که خدایا ما را از بین این جامعه انتخاب کردی، ما را توفیق خدمت و قبولیت نصیب بفرما.

۲- ما بر تعهدی که کردیم «موقع ثبت نام» بر آن پایبند باشیم. نظام و قانون مدرسه را رعایت کنیم.

۳- مردم هزینه شخصی خود را سرمایه شما کردند که شما علوم قرآن و حدیث...می آموزید، بر شما لازم است، تصمیم بگیرید که هیچ آسیبی به مال مدرسه نرسانید.

۴- این فضا و مکان مقدسی است، پس قداسیت وحرمت آن را حفاظت کنید، خیلی‌ها از بی ادبی از همین مکان رفتند ولی امروز کارهای همچون دکان داری و دام داری....مشغول‌اند وکاری برای دین انجام نمی دهند.

۵- رعایت ادب اساتید، این علم از زبان پاک و به جای پاک جا می‌گیرد. بزرگان دین حتی پای خود را به سوی خانه استاد دارز نمی‌کردند.
هرچه ما می‌آموزیم از همین اساتید است. نه تنها ادب اساتید، بلکه رعایت ادب کتب درسی و...

۶- رابطهٔ مستحکم با رب العلمین، پابندی به اذکار و اوراد ماثوره، نماز تهجد و حریص بودن بر عبادت باشید.
تلاوت مستمر، یک قرآن شخصی داشته باشید.
مناجات مقبول را حتما روزانه یک منزل بخوانید!

۷- شکل و شمایل خود را مطابق سنت و یک طلبه واقیعی بگردانید. لباس سفید و عمامه را حتما بپوشید، عمامه که حتی لباس رسمی افغانی ما و شما است.

۸- در دعای خود مردم و خیرین را فراموش نکنید. برای کم و کاستی های مدرسه دعا کنید.
برای امت اسلامی و برای پدر و مادر و برای حفظ و بقای نظام اسلامی دعا کنید. برای آبادی این سرزمین دعاکنید.

✍🏻مصطفی توکلی

https://t.me/pkgtryu
2👍2