فصل جدید زندگی
زندگی مراحلی مختلفی دارد، چون تولد؛ جوانی و نوجوانی، آموزش و ازدواج و...، رمضان هم فصل و مرحلی جدیدی در زندگی انسانهاست.
همانطوری که یک سال دارای فصلها، ماهها و روزهاست و در بین این فصول و شهور، ماهی به اسم بهار است و این ماه فصل رویدن، تراویدن و شادابی است، به همینمنوال در میان این دوازده ماه، ماهی به اسم "رمضان" است که این ماه هم ماه تراوش و تراویح، ماه رحمت و مغفرت، ماه بذر و بزر، ماه کشتوکار میباشد.
پس در این فصل جدید و فرصت بیبدیل، ایمان خود را تکمیل و سرنوشت خویش را تعین کنید!
✍مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
زندگی مراحلی مختلفی دارد، چون تولد؛ جوانی و نوجوانی، آموزش و ازدواج و...، رمضان هم فصل و مرحلی جدیدی در زندگی انسانهاست.
همانطوری که یک سال دارای فصلها، ماهها و روزهاست و در بین این فصول و شهور، ماهی به اسم بهار است و این ماه فصل رویدن، تراویدن و شادابی است، به همینمنوال در میان این دوازده ماه، ماهی به اسم "رمضان" است که این ماه هم ماه تراوش و تراویح، ماه رحمت و مغفرت، ماه بذر و بزر، ماه کشتوکار میباشد.
پس در این فصل جدید و فرصت بیبدیل، ایمان خود را تکمیل و سرنوشت خویش را تعین کنید!
✍مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤2
چهاردهمین شماره دوهفته نامه طلوع دانش منتشر شد!https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
👍3
✍مصطفی توکلی
چرا مواظب گفتارمان نیستم؟
آنچه که میگویم و مواظب آن نیستم، علتهای متعددی میتوان داشته باشد:
۱ـ عدم تربیت درست خانوادگی؛
۲ـ عدم آموزش و پرورش درست از آموزگار و مدرسه؛
۳ـ عدم آگاهی کامل از دستورات ناب اسلام و عمل نکردن به آنها؛
۴ـ عدم معرفت خدا و عدم ناظر و گواه دانستن وی در همه جا و همه امور؛
۵ـ عدم مطالعه دقیق و برسی اخلاق سلف صالح و بزرگان دین؛
۶ـ عدم تمایل به فراگیری آداب و اخلاق اسلامی که ما را به گفتار و رفتار با دیگران راهنمایی کند؛
۷ـ عدم معرفت مقام انسانیت؛ چون وقتی به مقامی میرسیم، همه کس و همه چیز را فراموش کرده و دیگران را تحقیر میکنیم؛
۸ـ عدم شناخت حقوق همسایگی و شهروندی؛
۹ـ عدم انسان شناسی و روان شناسی؛
۱٠ـ عدم حس بشر دوستی و انسان دوستی...
https://t.me/pkgtryu
چرا مواظب گفتارمان نیستم؟
آنچه که میگویم و مواظب آن نیستم، علتهای متعددی میتوان داشته باشد:
۱ـ عدم تربیت درست خانوادگی؛
۲ـ عدم آموزش و پرورش درست از آموزگار و مدرسه؛
۳ـ عدم آگاهی کامل از دستورات ناب اسلام و عمل نکردن به آنها؛
۴ـ عدم معرفت خدا و عدم ناظر و گواه دانستن وی در همه جا و همه امور؛
۵ـ عدم مطالعه دقیق و برسی اخلاق سلف صالح و بزرگان دین؛
۶ـ عدم تمایل به فراگیری آداب و اخلاق اسلامی که ما را به گفتار و رفتار با دیگران راهنمایی کند؛
۷ـ عدم معرفت مقام انسانیت؛ چون وقتی به مقامی میرسیم، همه کس و همه چیز را فراموش کرده و دیگران را تحقیر میکنیم؛
۸ـ عدم شناخت حقوق همسایگی و شهروندی؛
۹ـ عدم انسان شناسی و روان شناسی؛
۱٠ـ عدم حس بشر دوستی و انسان دوستی...
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤3
فراخوان همکاری با دوهفتهنامه طلوعدانش
کوتاهنویسی، زیبانویسی و شادنویسی، هدف ماست!
دوهفتهنامهٔ دینی، فرهنگی و آموزشی طلوعدانش در آستانهٔ انتشار شماره جدید خود (شمارهٔ پانزده هم)، از شما پژوهشگران، دانشجویان، طلاب و اهل قلم، درخواست همکاری دارد.
"ویژهٔ رمضان"
مهلت ارسال نوشتهها↘️
تا روز شنبه هفته آینده، نوشتههای خود را اینجا بفرستید!👇
@Tawakuli
@BahirAfgh👇https://t.me/pkgtryu
کوتاهنویسی، زیبانویسی و شادنویسی، هدف ماست!
دوهفتهنامهٔ دینی، فرهنگی و آموزشی طلوعدانش در آستانهٔ انتشار شماره جدید خود (شمارهٔ پانزده هم)، از شما پژوهشگران، دانشجویان، طلاب و اهل قلم، درخواست همکاری دارد.
"ویژهٔ رمضان"
مهلت ارسال نوشتهها↘️
تا روز شنبه هفته آینده، نوشتههای خود را اینجا بفرستید!👇
@Tawakuli
@BahirAfgh👇https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
#سالنو
این سال گذشت و سال دیگری آمد.
این سال هم میگذرد و سالهای دیگری میآیند، ولی مهم این است که در این سال چه بودی و چه شدی، از کجا بکجارسیدی؟!
بهار بودی زمستان شدی یا زمستان بودی بهار؟
پس دنبال تغییر باش نه دنبال: «سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت.» خیلی از افراد، بنابر عدم معلومات دینی و اسلامی، در این روزها به دنبال "عیدی" بنام نوروز هستتند که این عید ریشهٔ در اسلام ندارد.
بنابراین بهار و سال جدید، فرصتیست برای آغاز دوباره، برای تغییر سرنوشت.
✍مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
این سال گذشت و سال دیگری آمد.
این سال هم میگذرد و سالهای دیگری میآیند، ولی مهم این است که در این سال چه بودی و چه شدی، از کجا بکجارسیدی؟!
بهار بودی زمستان شدی یا زمستان بودی بهار؟
پس دنبال تغییر باش نه دنبال: «سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت.» خیلی از افراد، بنابر عدم معلومات دینی و اسلامی، در این روزها به دنبال "عیدی" بنام نوروز هستتند که این عید ریشهٔ در اسلام ندارد.
بنابراین بهار و سال جدید، فرصتیست برای آغاز دوباره، برای تغییر سرنوشت.
✍مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤2
رمضان و تحولات
رمضان، سمبلی از عبادتهاست.
با صداهای ملکوتی قرآنی ، دلها آرام مییابد. با سجدهای خاشعانۀ نیمهٔشبی، انسان عروج میکند و با اِحیای شبهای ویژۀ فیضانی، به ثواب عبادات چندین هزارساله نایل میشود.
در رمضان، شیاطین به غول و زنجیر کشیده میشوند و نفس امارۀ انسانی، شکسته میشود.
رمضان فرصتی است برای تزیین نفس به نفیسههای اخلاق حسنه و تودیعش از خسیسههای اخلاق سیئه.
رمضان فرصتی است برای تخلیه شدن از چرکینهای معصیت و تحلیه شدن به مرواریدهای طاعت.
رمضان فرصتی است برای صعود به بلندای کمال و دست یافتن به درجۀ وصال.
رمضان فرصتی است برای تجدید بیعت با خدا و رحمتی است برای تنظیف زنگار دلها.
وقتی بوی عطرآگین رمضان به مشام میرسد، نسیم باد صبایش میوزد و باران رحمتش میچکد، وجود انسانی تروتازه گشته گلهای معنویتش شکوفا میشود.
✍بدرالدین متقی
#ارسالی از اعضای کانال
https://t.me/pkgtryu
رمضان، سمبلی از عبادتهاست.
با صداهای ملکوتی قرآنی ، دلها آرام مییابد. با سجدهای خاشعانۀ نیمهٔشبی، انسان عروج میکند و با اِحیای شبهای ویژۀ فیضانی، به ثواب عبادات چندین هزارساله نایل میشود.
در رمضان، شیاطین به غول و زنجیر کشیده میشوند و نفس امارۀ انسانی، شکسته میشود.
رمضان فرصتی است برای تزیین نفس به نفیسههای اخلاق حسنه و تودیعش از خسیسههای اخلاق سیئه.
رمضان فرصتی است برای تخلیه شدن از چرکینهای معصیت و تحلیه شدن به مرواریدهای طاعت.
رمضان فرصتی است برای صعود به بلندای کمال و دست یافتن به درجۀ وصال.
رمضان فرصتی است برای تجدید بیعت با خدا و رحمتی است برای تنظیف زنگار دلها.
وقتی بوی عطرآگین رمضان به مشام میرسد، نسیم باد صبایش میوزد و باران رحمتش میچکد، وجود انسانی تروتازه گشته گلهای معنویتش شکوفا میشود.
✍بدرالدین متقی
#ارسالی از اعضای کانال
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
👍3
✍️ حقیقت دیانت اخلاق است.
اگر شما خدا را به هزار زبان اثبات کنید، ولی وجودتان شیطانی باشد فایده ندارد.
دین یعنی پاکیزگی اخلاقی.
خلاصه دین این است:
مجاهده با نفس و شفقت بر دیگران.
👤 عبدالكريم سروش
https://t.me/pkgtryu
اگر شما خدا را به هزار زبان اثبات کنید، ولی وجودتان شیطانی باشد فایده ندارد.
دین یعنی پاکیزگی اخلاقی.
خلاصه دین این است:
مجاهده با نفس و شفقت بر دیگران.
👤 عبدالكريم سروش
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤3😱2
در عصر کنونی راه درست که کتاب و مطالعه باشد ترک شده و به بیراهه که همان دنیای مجازی است، به سرعت آخر در حال روان هستیم.
شاید کتاب به زبان بیزبانیش، بار بار ما را ندا سر دهد: که بیایید مرا بخوانید، بیایید گمشدهٔتان را در لابلای اوراق من جستجو کنید، چرا دنبال چزی میگردید که جز نقصان دنوی و حسرت اخروی فایدهٔ دیگری در پی ندارد؟!
کتاب اگر زبان میداشت ما را با این وضعیت فعلیمان روز چند بار تنبه میکرد.
بیایید کتاب را دست کم نگیریم، چون که چرخش هستی با مطالعه و کتاب است و بس!
✍مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
شاید کتاب به زبان بیزبانیش، بار بار ما را ندا سر دهد: که بیایید مرا بخوانید، بیایید گمشدهٔتان را در لابلای اوراق من جستجو کنید، چرا دنبال چزی میگردید که جز نقصان دنوی و حسرت اخروی فایدهٔ دیگری در پی ندارد؟!
کتاب اگر زبان میداشت ما را با این وضعیت فعلیمان روز چند بار تنبه میکرد.
بیایید کتاب را دست کم نگیریم، چون که چرخش هستی با مطالعه و کتاب است و بس!
✍مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤2
از مدرسه تا مدرسه
#داستانک
✍️مصطفی توکلی
امروز از خواب بیدارشدم، ساعت را نگاهکردم که ده دقیقه از وقت شروع کلاس درس گذشته بود، با شتاب از مدرسه به سوی مدرسه حرکت کردم، هنگام که جلو درب مدرسه رسیدم، در را به رویم بسته و قفل، و نگهبان را خواب یافتم. هوا بارانی و باد شدید هم در حال وزیدن بود.
در تحیر بودم که آیا نگهبان را بیدار کنم یا خیر.
با خود گفتم، بگذار بنده خدا خواب است. انسان آزاری مکن!
فکر بدی به ذهنم خطور کرد که حالا باید از بالا دروازه پریده و خود را زودتر به درسگاه رساند.
از دروازهٔ که ارتفاعش بیش از دومتر میرسد بالا رفتم، لحظهٔ که خواستم که به بیرون بپرم، از قضا پایم به آهنی گیر میکند و از بالا به زمین میافتم و کاملا زخمی و گلالود میشوم.
با این سروضع، از شرم اینکه همسایهها متوجه نوشوند و طلاب این وضعیت بد مرا نبینند، ساکت شدم و هیچ داد و بیدادی نکردم و شروع کردم به تنبه کردن خود که چرا از اول فکری درستی نکردی؟! خب حالا که کار از کار گذشته، تنبه چه سود؟!
تا اینکه دوباره سروسامان گرفته و لباس عوض میکنم، اینک کار که چند دقیقه انجامش میدادم، از دقیقهها به ساعتها انجامید. با خود نجوا میکردم: که، دست از طلب ندارم، تا کام من برآید/ یا جان رسد بجانان، یا جان زتن در آید.
با زمین خوردن نباید درس را ترک کرد،
«من جد و جد؛ جوینده یابنده است» گرچه به زمین خوردم و خسته شدم، ولی بازهم تلاشم بیهیچ نبود.
تمرین قصه نویسی، کارگاه آموزشی استاد عبدالرحمن عزام تیموری.
https://t.me/pkgtryu
#داستانک
✍️مصطفی توکلی
امروز از خواب بیدارشدم، ساعت را نگاهکردم که ده دقیقه از وقت شروع کلاس درس گذشته بود، با شتاب از مدرسه به سوی مدرسه حرکت کردم، هنگام که جلو درب مدرسه رسیدم، در را به رویم بسته و قفل، و نگهبان را خواب یافتم. هوا بارانی و باد شدید هم در حال وزیدن بود.
در تحیر بودم که آیا نگهبان را بیدار کنم یا خیر.
با خود گفتم، بگذار بنده خدا خواب است. انسان آزاری مکن!
فکر بدی به ذهنم خطور کرد که حالا باید از بالا دروازه پریده و خود را زودتر به درسگاه رساند.
از دروازهٔ که ارتفاعش بیش از دومتر میرسد بالا رفتم، لحظهٔ که خواستم که به بیرون بپرم، از قضا پایم به آهنی گیر میکند و از بالا به زمین میافتم و کاملا زخمی و گلالود میشوم.
با این سروضع، از شرم اینکه همسایهها متوجه نوشوند و طلاب این وضعیت بد مرا نبینند، ساکت شدم و هیچ داد و بیدادی نکردم و شروع کردم به تنبه کردن خود که چرا از اول فکری درستی نکردی؟! خب حالا که کار از کار گذشته، تنبه چه سود؟!
تا اینکه دوباره سروسامان گرفته و لباس عوض میکنم، اینک کار که چند دقیقه انجامش میدادم، از دقیقهها به ساعتها انجامید. با خود نجوا میکردم: که، دست از طلب ندارم، تا کام من برآید/ یا جان رسد بجانان، یا جان زتن در آید.
با زمین خوردن نباید درس را ترک کرد،
«من جد و جد؛ جوینده یابنده است» گرچه به زمین خوردم و خسته شدم، ولی بازهم تلاشم بیهیچ نبود.
تمرین قصه نویسی، کارگاه آموزشی استاد عبدالرحمن عزام تیموری.
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤2🥰1😁1
فراخوان همکاری با دوهفتهنامه طلوعدانش
کوتاهنویسی، زیبانویسی و شادنویسی، هدف ماست!
دوهفتهنامهٔ دینی، فرهنگی و آموزشی طلوعدانش در آستانهٔ انتشار شماره جدید خود (شمارهٔ پانزده هم)، از شما پژوهشگران، دانشجویان، طلاب و اهل قلم، درخواست همکاری دارد.
مهلت ارسال نوشتهها↘️
تا روز شنبه هفته آینده، نوشتههای خود را اینجا بفرستید!👇
@Tawakuli
@BahirAfgh👇https://t.me/pkgtryu
کوتاهنویسی، زیبانویسی و شادنویسی، هدف ماست!
دوهفتهنامهٔ دینی، فرهنگی و آموزشی طلوعدانش در آستانهٔ انتشار شماره جدید خود (شمارهٔ پانزده هم)، از شما پژوهشگران، دانشجویان، طلاب و اهل قلم، درخواست همکاری دارد.
مهلت ارسال نوشتهها↘️
تا روز شنبه هفته آینده، نوشتههای خود را اینجا بفرستید!👇
@Tawakuli
@BahirAfgh👇https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
👍1
هرگز دستت را نگیرم
جوانی در مسجد نماز میخواند، فکرم شد در سجده بینیاش به زمین نمیخورد، منتظر نشستم تا نمازش را به اتمان برساند و آگاهش کنم، -تا ثوابی انجام داده باشم-!
نزدیکش نشستم و به آرامی سلام دادم و احوالش را جویا شدم و با چند تملق و چاپلوسی جلو حرفم را باز کردم و گفتم: «ماشاءالله، عالی نماز میخواندید، ولی شاید فکرتان نشده در سجده بینیتان اندکی از زمین بالا قرار گرفته بود!»
جوان، بدون وقفه جواب داد: «بله! میدانم، دوازده سال پیش این مسئله را از عالمی پرسان کرده بودم، از آن به بعد بینی ام را به زمین میچسپانم!» گفتم: «خوب، شاید فکرتان ن ...» وسط حرفم پرید و گفت: «فکرم است از من خطا نمیرود!»
دیگر نمیدانستم چه کاری کنم! «آمدم ثواب کنم، کباب شدم» گفتم: «خا البته از من سوء تفاهم شده است! الله مددگار شما، وقت خوش!»
ای بیانصاف! این چه کاری بود که کردی؟ «گنه کردی بگو کردم، ای دوست!» تو با این کارَت، قسمی دلم را از ثواب، سیاه کردی که اگر بار دیگر تو را به سوی مشرق، سر نماز ببینم، ارشادت نکنم! چون میترسم در آن وقت بگویی: «داشتم ورزش میکردم و ...»
اگر چشمبسته در یک قدمی چاه ببینم هرگز از دستت نگیرم! گرچه میدانم گناه داری، به قول لاادری: «اگر دیدی که نابینا و چاه است، اگر آرام بنشینی گناه است» ولی میترسم، مبادا مشتی بر سرم بکوبی و بگویی: مگم من کورم! اینجا آمدم تا رویم را در آبِ چاه ببینم!
✍️بدرالدین متقی
https://t.me/pkgtryu
جوانی در مسجد نماز میخواند، فکرم شد در سجده بینیاش به زمین نمیخورد، منتظر نشستم تا نمازش را به اتمان برساند و آگاهش کنم، -تا ثوابی انجام داده باشم-!
نزدیکش نشستم و به آرامی سلام دادم و احوالش را جویا شدم و با چند تملق و چاپلوسی جلو حرفم را باز کردم و گفتم: «ماشاءالله، عالی نماز میخواندید، ولی شاید فکرتان نشده در سجده بینیتان اندکی از زمین بالا قرار گرفته بود!»
جوان، بدون وقفه جواب داد: «بله! میدانم، دوازده سال پیش این مسئله را از عالمی پرسان کرده بودم، از آن به بعد بینی ام را به زمین میچسپانم!» گفتم: «خوب، شاید فکرتان ن ...» وسط حرفم پرید و گفت: «فکرم است از من خطا نمیرود!»
دیگر نمیدانستم چه کاری کنم! «آمدم ثواب کنم، کباب شدم» گفتم: «خا البته از من سوء تفاهم شده است! الله مددگار شما، وقت خوش!»
ای بیانصاف! این چه کاری بود که کردی؟ «گنه کردی بگو کردم، ای دوست!» تو با این کارَت، قسمی دلم را از ثواب، سیاه کردی که اگر بار دیگر تو را به سوی مشرق، سر نماز ببینم، ارشادت نکنم! چون میترسم در آن وقت بگویی: «داشتم ورزش میکردم و ...»
اگر چشمبسته در یک قدمی چاه ببینم هرگز از دستت نگیرم! گرچه میدانم گناه داری، به قول لاادری: «اگر دیدی که نابینا و چاه است، اگر آرام بنشینی گناه است» ولی میترسم، مبادا مشتی بر سرم بکوبی و بگویی: مگم من کورم! اینجا آمدم تا رویم را در آبِ چاه ببینم!
✍️بدرالدین متقی
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤1👍1😢1
به همین سادگی
عید را به تمام شما عزیزان
از صمیم قلب
تبریک عرض میدارم🥀
اخوکم؛ مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
عید را به تمام شما عزیزان
از صمیم قلب
تبریک عرض میدارم🥀
اخوکم؛ مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤6
فراخوان همکاری با دوهفتهنامه طلوعدانش
کوتاهنویسی، زیبانویسی و شادنویسی، هدف ماست!
دوهفتهنامهٔ دینی، فرهنگی و آموزشی طلوعدانش در آستانهٔ انتشار شماره جدید خود (شمارهٔ هفدهم)، از شما پژوهشگران، دانشجویان، طلاب و اهل قلم، درخواست همکاری دارد.
مهلت ارسال نوشتهها↘️
تا روز شنبه هفته آینده، نوشتههای خود را اینجا بفرستید!👇
@Tawakuli
@BahirAfgh👇https://t.me/pkgtryu
کوتاهنویسی، زیبانویسی و شادنویسی، هدف ماست!
دوهفتهنامهٔ دینی، فرهنگی و آموزشی طلوعدانش در آستانهٔ انتشار شماره جدید خود (شمارهٔ هفدهم)، از شما پژوهشگران، دانشجویان، طلاب و اهل قلم، درخواست همکاری دارد.
مهلت ارسال نوشتهها↘️
تا روز شنبه هفته آینده، نوشتههای خود را اینجا بفرستید!👇
@Tawakuli
@BahirAfgh👇https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
Forwarded from کانال رسمی طلوع دانش (احمدالله مهاجر)
شماره_شانزدهم_دوهفتهنامه_طلوع_دانش.pdf
1.6 MB
کانال رسمی طلوع دانش
شماره_شانزدهم_دوهفتهنامه_طلوع_دانش.pdf
شانزدهمین شماره دوهفته نامه طلوع دانش منتشر شد!
از امنیت کشور تا رضایت مردم
✍مصطفی توکلی
کشور عزیزمان افغانستان، از دیربازیست که در جنگهای داخلی، قومی، نیابتی، قبیلیهی میسوخت، والحمدلله با روی کار آمدن حاکمیت نظام ناب امارت اسلامی تمام این جنگها بهخواموش گرویدهاند. تاریخ چهلواندی سال افغانستان را برسی کردهام، در این مدت زمان طولانی، هیچگاه نشده که افغانستان بطوری کلی در امن باشد و تحت یک قیادت و یک امر، امیر بوده باشد، ولی امروز به فضل الهی این نعمتبزرگ به چشم می خورد که تمام نقاط کشور، زیر سلطهٔ امارت اسلامی، زیر یک پرچم و یک امر امیر اداره میشود.
تمام کشور در امن و امان بوده و مردم زندگی خود را بطوری عادی ادامه میدهند. شایدگمان کنید که این سخن بدور از حقیقت باشد، ولی عین حقیقت و واقعیت است، برگذاری عیدپرشکوه امسال، بدون هیچ رویداد امنیتی، گواه این مدعاست. مردم عزیز ما برای اولین بار است، چنین اعیادی را در طول چهل سال سپری میکنند. من خیلی کنجکاو هستم و میخواهم بدانم که آیا نظریهٔ مردم در این موضوع و در باره این دولت و دولتداری و امنیت چیست؟ولی تمام نظریات را مثبت یافتهام! امّا انسانهای مفسد و کسانی که خون این ملت را همانند زالو سالیان متمادی مکیدند و بر شاهرگ مردم پا گذاشته بودند، امروز جیبهای آنها خالی شده و در خارج از وطن ارزش به اندازه یک حیوان را هم ندارند، هر روزه تبلیغات منفی را بر علیه این کشور به راه اندخته و اذهان عامه را مشوش میکنند که در افغانستان چنینچنان شده حالا که این پندار آنها: خیال است و محال است و جنون. آنها یکمشت انسانهای خود خواه، بیدین، لائیک، سیکولاریست، دموکراسیخواه، خود فروخته، که نمی خواهند این کشور در امن و امنیت باشد و مردم این مرزوبوم نفس راحت بکشند؛ هر روز پورپاگنهای را به راه می اندازند.
نکته؛ این را بدانید که ملت افغان دیگر به بلوغ فکری خود رسیده و فریب هرکسوناکس را نمیخورد.
ملت عزیز! صاحبان خانه را بشناسید و به افواه دشمنان دین و وطن گوش فرا ندهید!
https://t.me/pkgtryu
✍مصطفی توکلی
کشور عزیزمان افغانستان، از دیربازیست که در جنگهای داخلی، قومی، نیابتی، قبیلیهی میسوخت، والحمدلله با روی کار آمدن حاکمیت نظام ناب امارت اسلامی تمام این جنگها بهخواموش گرویدهاند. تاریخ چهلواندی سال افغانستان را برسی کردهام، در این مدت زمان طولانی، هیچگاه نشده که افغانستان بطوری کلی در امن باشد و تحت یک قیادت و یک امر، امیر بوده باشد، ولی امروز به فضل الهی این نعمتبزرگ به چشم می خورد که تمام نقاط کشور، زیر سلطهٔ امارت اسلامی، زیر یک پرچم و یک امر امیر اداره میشود.
تمام کشور در امن و امان بوده و مردم زندگی خود را بطوری عادی ادامه میدهند. شایدگمان کنید که این سخن بدور از حقیقت باشد، ولی عین حقیقت و واقعیت است، برگذاری عیدپرشکوه امسال، بدون هیچ رویداد امنیتی، گواه این مدعاست. مردم عزیز ما برای اولین بار است، چنین اعیادی را در طول چهل سال سپری میکنند. من خیلی کنجکاو هستم و میخواهم بدانم که آیا نظریهٔ مردم در این موضوع و در باره این دولت و دولتداری و امنیت چیست؟ولی تمام نظریات را مثبت یافتهام! امّا انسانهای مفسد و کسانی که خون این ملت را همانند زالو سالیان متمادی مکیدند و بر شاهرگ مردم پا گذاشته بودند، امروز جیبهای آنها خالی شده و در خارج از وطن ارزش به اندازه یک حیوان را هم ندارند، هر روزه تبلیغات منفی را بر علیه این کشور به راه اندخته و اذهان عامه را مشوش میکنند که در افغانستان چنینچنان شده حالا که این پندار آنها: خیال است و محال است و جنون. آنها یکمشت انسانهای خود خواه، بیدین، لائیک، سیکولاریست، دموکراسیخواه، خود فروخته، که نمی خواهند این کشور در امن و امنیت باشد و مردم این مرزوبوم نفس راحت بکشند؛ هر روز پورپاگنهای را به راه می اندازند.
نکته؛ این را بدانید که ملت افغان دیگر به بلوغ فکری خود رسیده و فریب هرکسوناکس را نمیخورد.
ملت عزیز! صاحبان خانه را بشناسید و به افواه دشمنان دین و وطن گوش فرا ندهید!
https://t.me/pkgtryu
👍3❤2
غزهام! از درد ویرانیات من سخت، سوخـــتم
غزهام! از کودکان پرپرت من سخت، سوخــتم
غزهام! باران غم در قلب من سخت باریدنگرفت
از سکوت حاکمان مسلمین، من سخت، سوختم!
✍️مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
غزهام! از کودکان پرپرت من سخت، سوخــتم
غزهام! باران غم در قلب من سخت باریدنگرفت
از سکوت حاکمان مسلمین، من سخت، سوختم!
✍️مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
😢2❤1
بغض قلبم در وجودم شُعلهها افروخته
شعلهٔ افروخته را باران میباید، خموش
شعلهها از دردهای خواب این امت است
امت خوابـیده تا کــی میباید خموش؟
✍️مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
شعلهٔ افروخته را باران میباید، خموش
شعلهها از دردهای خواب این امت است
امت خوابـیده تا کــی میباید خموش؟
✍️مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
👍2