Deleted Account
طلوع دانش.pdf
دوازدهمین شماره دوهفتهنامه طلوع دانش، با توفیق ایزدمنان، بهنشر رسید.
یادآوری: چند شمارهای این دوهفته نامه، بهطور مجازی نشر میشود و مسئولیت آن، عام و تام بر دوش سردبیر و مدیر مسئول میباشد!
در لابلای این شماره:
1. مسئولیت امت در برابر فلسطین؛
2. دغدغهٔ هجرت و اوضاع نابسامان مهاجران؛
3. اهانت یهود؛
4. هدف هجوم آمریکا بر افغانستان.
خط و مشی
دوهفتهنامۀ طلوعدانش به دنبال نشر متنها و دلنوشتههای شیفتگان قلم میکوشد تا فرهنگ کتابخوانی و انگیزۀ نوشتن و نویسندگی را در جامعه نهادینه سازد.
اطلاعیه
دوهفتهنامۀ طلوعدانش پذیرای نوشتههای زیبایتان در قالب دلنوشته، شعر، داستانک و خاطره، با معیار 250 تا 300 کلمه میباشد.
ارتباط با ما:
شمارۀ مدیرمسئول: 0770651010
شمارۀ سردبیر: 0711500737
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
یادآوری: چند شمارهای این دوهفته نامه، بهطور مجازی نشر میشود و مسئولیت آن، عام و تام بر دوش سردبیر و مدیر مسئول میباشد!
در لابلای این شماره:
1. مسئولیت امت در برابر فلسطین؛
2. دغدغهٔ هجرت و اوضاع نابسامان مهاجران؛
3. اهانت یهود؛
4. هدف هجوم آمریکا بر افغانستان.
خط و مشی
دوهفتهنامۀ طلوعدانش به دنبال نشر متنها و دلنوشتههای شیفتگان قلم میکوشد تا فرهنگ کتابخوانی و انگیزۀ نوشتن و نویسندگی را در جامعه نهادینه سازد.
اطلاعیه
دوهفتهنامۀ طلوعدانش پذیرای نوشتههای زیبایتان در قالب دلنوشته، شعر، داستانک و خاطره، با معیار 250 تا 300 کلمه میباشد.
ارتباط با ما:
شمارۀ مدیرمسئول: 0770651010
شمارۀ سردبیر: 0711500737
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤1
کانال احمداللّٰه مهاجر
نگاه حرام بهسوی پسران (1).pdf
شناسنامه کتاب
نام: نگاه حرام بهسوی پسران
نویسنده: احمداللّٰه مهاجر
تقریظات↘️
الشیخ مولانا رحمتاللّٰه شهبخش؛ مدرس دارالعلوم مولانا عبدالعزیز؛ زاهدان-ایران، الشیخ مفتی محمدنبی المیدانی؛ مدرس دارالعلوم منبعالعلوم؛ کابل-افغانستان، الشیخ مفتی نظیفالله حنیف؛ مدرس و مهتمم دارالعلوم ابیابنکعب؛ کابل-افغانستان.
از متن کتاب↘️
ما شاهد هستیم که با وجود فساد و فساد پیشهها در جامعه، برخی از علما و دعوتگران با صراحت با فساد مبارزه نمیکنند، در حالی که بیان نمودن فسادی که جامعه در آن غرق شده است و به سبب این فساد، هر لحظه جامعه از رحمت خداوند متعال دورتر می شود، نیاز به صراحت داشته و به یقین و صددرصد باید دانست که عدم بیان آن کتمان حق میباشد و میدانیم که کتمان حق و سکوت در برابر فساد رسوایی دنیا و عذاب آخرت را در پی دارد.
و این برای کسانی میباشد که در این راستا مسئول هستند و در مسئولیت خویش کاستی نموده و یا از آن دریغ ورزیده اند. در آیه مبارکهی فوق اللّٰه متعال در مورد یکی از آفات کشنده تهذیب نفس انسانی که همان چشم چرانی و نگاه کردن به محرمات است، ما را بر حذر می دارد.
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
نام: نگاه حرام بهسوی پسران
نویسنده: احمداللّٰه مهاجر
تقریظات↘️
الشیخ مولانا رحمتاللّٰه شهبخش؛ مدرس دارالعلوم مولانا عبدالعزیز؛ زاهدان-ایران، الشیخ مفتی محمدنبی المیدانی؛ مدرس دارالعلوم منبعالعلوم؛ کابل-افغانستان، الشیخ مفتی نظیفالله حنیف؛ مدرس و مهتمم دارالعلوم ابیابنکعب؛ کابل-افغانستان.
از متن کتاب↘️
ما شاهد هستیم که با وجود فساد و فساد پیشهها در جامعه، برخی از علما و دعوتگران با صراحت با فساد مبارزه نمیکنند، در حالی که بیان نمودن فسادی که جامعه در آن غرق شده است و به سبب این فساد، هر لحظه جامعه از رحمت خداوند متعال دورتر می شود، نیاز به صراحت داشته و به یقین و صددرصد باید دانست که عدم بیان آن کتمان حق میباشد و میدانیم که کتمان حق و سکوت در برابر فساد رسوایی دنیا و عذاب آخرت را در پی دارد.
و این برای کسانی میباشد که در این راستا مسئول هستند و در مسئولیت خویش کاستی نموده و یا از آن دریغ ورزیده اند. در آیه مبارکهی فوق اللّٰه متعال در مورد یکی از آفات کشنده تهذیب نفس انسانی که همان چشم چرانی و نگاه کردن به محرمات است، ما را بر حذر می دارد.
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
فراخوان همکاری با دوهفتهنامه طلوعدانش
کوتاهنویسی، زیبانویسی و شادنویسی، هدف ماست!
دوهفتهنامهٔ دینی، فرهنگی و آموزشی طلوعدانش در آستانهٔ انتشار شماره جدید خود، از شما پژوهشگران، داشجویان، طلاب... و اهل درخواست همکاری دارد. مهلت ارسال نوشتهها، ۱۴۰۲/۱۱/۳٠هـ.
نوشتههای خود را اینجا بفرستید!👇
@Tawakuli
@BahirAfghan9
…………………………
لینک کانال تلگرامی دوهفتهنامه طلوعدانش👇
https://t.me/tolodaneshp
کوتاهنویسی، زیبانویسی و شادنویسی، هدف ماست!
دوهفتهنامهٔ دینی، فرهنگی و آموزشی طلوعدانش در آستانهٔ انتشار شماره جدید خود، از شما پژوهشگران، داشجویان، طلاب... و اهل درخواست همکاری دارد. مهلت ارسال نوشتهها، ۱۴۰۲/۱۱/۳٠هـ.
نوشتههای خود را اینجا بفرستید!👇
@Tawakuli
@BahirAfghan9
…………………………
لینک کانال تلگرامی دوهفتهنامه طلوعدانش👇
https://t.me/tolodaneshp
Telegram
کانال رسمی طلوع دانش
کانال رسمی طلوع دانش؛ جایی برای نشر محتوای علمی، ادبی و فرهنگی!
📚 دسترسی به دوهفتهنامه، اثرنامه و سخننامه
✍️ بهترین نوشتهها از کانون نویسندگی
📢 اطلاع از برنامهها و رویدادهای فرهنگی
ما را دنبال کنید و همراه دانش باشید!
آیدی ارتباط:
@BahirAfghan9
📚 دسترسی به دوهفتهنامه، اثرنامه و سخننامه
✍️ بهترین نوشتهها از کانون نویسندگی
📢 اطلاع از برنامهها و رویدادهای فرهنگی
ما را دنبال کنید و همراه دانش باشید!
آیدی ارتباط:
@BahirAfghan9
بچهها چه دلهای پاک و مهرابانی دارند و چقدر با هم مهر میورزند و قدر رفاقت را درک میکنند!!!
این نامه را بچهٔ کوچکی نوشته که بعد از جدا شدن از رفیقش به صورت پنهانی در دفترش چنین نوشته است.
#پن: رفاقت را از کودکان بیاموزییم و در رفاقت و دوستیهای خود همانند کودکان صادقانه و مخلصانه باشییم!!!
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
این نامه را بچهٔ کوچکی نوشته که بعد از جدا شدن از رفیقش به صورت پنهانی در دفترش چنین نوشته است.
#پن: رفاقت را از کودکان بیاموزییم و در رفاقت و دوستیهای خود همانند کودکان صادقانه و مخلصانه باشییم!!!
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
❤3😢1
برای انسانهای با همت، بلندیهای کوها از دشتها صاف هموارتر و بالا رفتن بری آنها برآن آسانتر است.
#کوتاهنوشتها
✍مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
#کوتاهنوشتها
✍مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤2
#ضرب_المثل
#بچه_خمیره_خدات_کریمه
✳️ زنی حامله نمی شد، شوهرش با او شرط کرد که اگر تا سال آینده بچه ای برای من به دنیا نیاوری طلاقت می دهم، زن نیز بسیار ناراحت شد و گفتار شوهر را به مادرش گفت؛ مادر گفت «غصه نخور خدا کریمه، روزی مرد تصمیم گرفت به مسافرت بازرگانی برود و به زن گفت تا مدتی طولانی برنمی گردد
دختر، مادرش را از تصمیم شوهر مطلع کرد مادر به دخترش گفت : روزی که شوهرت عازم سفر شد، به او بگو که حامله ای، بقیه اش با من.
◀️ اعلام خبر بارداری به شوهر
دختر به گفته مادرش عمل کرد و در موقع حرکت شوهر خبر حاملگی اش را به او داد، مرد بسیار خوشحال شد و به او سفارش کرد که مواظب خودش و بچه اش باشد مادر دختر هر روز چیز جدیدی به دخترش می آموخت؛
مثلاً می گفت : مانند زنان حامله بگو ویار دارم، روی شکمت پارچه ببند تا روز به روز بزرگ تر جلوه کند و همه خیال کنند تو حامله ای🤰
دختر نصایح مادر را به کار می گرفت و طوری وانمود می کرد که همه حاملگی اش را باور کردند🤰 پس ار 9 ماه، مادر دختر، آدمکی از خمیر درست کرد و در کاچو قرار داد و دخترش را در رختخواب زایمان بخواباند و به اقوام و خویشان زایمان دخترش را اطلاع داد🤱
مادر مشغول کار شد، اما دختر با اضطراب و دلهره به مادر می گفت : مادر، بچه خمیره، مادر می گفت: غصه نخور خدات کریمه، 😉اتفاقا در این لحظه سگی به منزل وارد شد و از فرصت استفاده کرده و خمیر را برداشت و برد😨
دختر از داخل اتاق فریاد می زد، مادر، سگ بچه را برد، مادر می گفت : غصه نخور خدا کریمه، مادر نزد دخترش آمد و گفت : داد بزن و گریه کن و بگو بچه را سگ برد 🐶و من هم توی کوچه می دوم و همین حرف ها را با صدای بلند به مردم می رسانم.
دختر باز هم به حرف مادرش گوش داد. دختر در منزل و مادر دختر در کوچه داد و فریاد راه انداخته بودند و مردم را به کمک می طلبیدند، مردم همراه با زن جهت پیدا کردن بچه در کوچه می دویدند از قضا به کوچه ای رسیدند که خرابه ای در انتهای آن قرار داشت و از درون آن صدای گریه نوزادی به گوش می رسید👶
مردم به آن جا هجوم بردند و نوزادی را مشاهده کردند و به تصور این که همان بچه است، آن را برداشتند مادر دختر، بچه را در بغل گرفت و شتابان به منزل برد و به دخترش گفت : غصه نخور بچه خمیره ! دیدی خدا کریمه ؟😄
سپس بچه را شست و لباس پوشاند و در رختخواب خواباند و همه مردم حتی شوهر زن که از سفر برگشت فکر کردند این بچه متعلق به همین زن می باشد😍
🕊کاربرد این ضرب المثل
جمله بچه خمیره، خدات کریمه ! به عنوان ضرب المثل گفته می شود زمانی که شخص در بحران مشکلات قرار می گیرد و برای حل آن ها راه چاره ای نمی بیند به عنوان تسلا و دلداری به او می گویند غصه نخور خدات کریمه، مگر قصه بچه خمیره خدات کریمه را فراموش کرده ای؟
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
#بچه_خمیره_خدات_کریمه
✳️ زنی حامله نمی شد، شوهرش با او شرط کرد که اگر تا سال آینده بچه ای برای من به دنیا نیاوری طلاقت می دهم، زن نیز بسیار ناراحت شد و گفتار شوهر را به مادرش گفت؛ مادر گفت «غصه نخور خدا کریمه، روزی مرد تصمیم گرفت به مسافرت بازرگانی برود و به زن گفت تا مدتی طولانی برنمی گردد
دختر، مادرش را از تصمیم شوهر مطلع کرد مادر به دخترش گفت : روزی که شوهرت عازم سفر شد، به او بگو که حامله ای، بقیه اش با من.
◀️ اعلام خبر بارداری به شوهر
دختر به گفته مادرش عمل کرد و در موقع حرکت شوهر خبر حاملگی اش را به او داد، مرد بسیار خوشحال شد و به او سفارش کرد که مواظب خودش و بچه اش باشد مادر دختر هر روز چیز جدیدی به دخترش می آموخت؛
مثلاً می گفت : مانند زنان حامله بگو ویار دارم، روی شکمت پارچه ببند تا روز به روز بزرگ تر جلوه کند و همه خیال کنند تو حامله ای🤰
دختر نصایح مادر را به کار می گرفت و طوری وانمود می کرد که همه حاملگی اش را باور کردند🤰 پس ار 9 ماه، مادر دختر، آدمکی از خمیر درست کرد و در کاچو قرار داد و دخترش را در رختخواب زایمان بخواباند و به اقوام و خویشان زایمان دخترش را اطلاع داد🤱
مادر مشغول کار شد، اما دختر با اضطراب و دلهره به مادر می گفت : مادر، بچه خمیره، مادر می گفت: غصه نخور خدات کریمه، 😉اتفاقا در این لحظه سگی به منزل وارد شد و از فرصت استفاده کرده و خمیر را برداشت و برد😨
دختر از داخل اتاق فریاد می زد، مادر، سگ بچه را برد، مادر می گفت : غصه نخور خدا کریمه، مادر نزد دخترش آمد و گفت : داد بزن و گریه کن و بگو بچه را سگ برد 🐶و من هم توی کوچه می دوم و همین حرف ها را با صدای بلند به مردم می رسانم.
دختر باز هم به حرف مادرش گوش داد. دختر در منزل و مادر دختر در کوچه داد و فریاد راه انداخته بودند و مردم را به کمک می طلبیدند، مردم همراه با زن جهت پیدا کردن بچه در کوچه می دویدند از قضا به کوچه ای رسیدند که خرابه ای در انتهای آن قرار داشت و از درون آن صدای گریه نوزادی به گوش می رسید👶
مردم به آن جا هجوم بردند و نوزادی را مشاهده کردند و به تصور این که همان بچه است، آن را برداشتند مادر دختر، بچه را در بغل گرفت و شتابان به منزل برد و به دخترش گفت : غصه نخور بچه خمیره ! دیدی خدا کریمه ؟😄
سپس بچه را شست و لباس پوشاند و در رختخواب خواباند و همه مردم حتی شوهر زن که از سفر برگشت فکر کردند این بچه متعلق به همین زن می باشد😍
🕊کاربرد این ضرب المثل
جمله بچه خمیره، خدات کریمه ! به عنوان ضرب المثل گفته می شود زمانی که شخص در بحران مشکلات قرار می گیرد و برای حل آن ها راه چاره ای نمی بیند به عنوان تسلا و دلداری به او می گویند غصه نخور خدات کریمه، مگر قصه بچه خمیره خدات کریمه را فراموش کرده ای؟
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤3🥰1
گناه چنان اثر منفی و مخربی دارد که نه تنها سبب سلب توفیق عملِنیک از انسان شده؛ بلکه منجر به محرومیت از عبادت و سرازیر شدن مصیبتها و کمی در رزق و روزی میشود.
#کوتاهنوشتها
✍🏻مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
#کوتاهنوشتها
✍🏻مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤2
بعضی از انسانها چناناند که اگر آنها را به خاطر انسانیت و آدمیتشان، احترام کنی، گمان میکنند که اینفرد از من میترسد و از ترس مرا احترام کرده است.
#کوتاهنوشتها
✍مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
#کوتاهنوشتها
✍مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤2
🌧 باران
باران رحمت پاک الهیست
ولی امروزه بر اثرگناه عباد
این رحمت پاک چنان کمشده
که تمام خزندگان، درنگان،
پرندگان و چرندگان بر عدم آن
رنج میبرند و گهگاهی که باران
میآید همه خوشحال و خرسنداند
*امروز باران میبارد
#کوتاهنوشتها
✍🏻مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
باران رحمت پاک الهیست
ولی امروزه بر اثرگناه عباد
این رحمت پاک چنان کمشده
که تمام خزندگان، درنگان،
پرندگان و چرندگان بر عدم آن
رنج میبرند و گهگاهی که باران
میآید همه خوشحال و خرسنداند
*امروز باران میبارد
#کوتاهنوشتها
✍🏻مصطفی توکلی
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤1👍1
#داستانک
شغالی مرغ پيرزنی را دزديد، پيرزن در عقب او نفرينکنان فرياد زد: «وای! مرغ دو منی (۸ کيلويی) مرا شغال برد.»
شغال از اين مبالغه به شدت غضبناک شد و با نهايت تعجب و غضب به پيرزن دشنام داد.
در اين ميان روباهی به شغال رسيد و گفت: «چرا اين قدر برافروختهای؟»
شغال جواب داد: ببين اين پيرزن چقدر دروغگو و بیانصاف است، مرغی را که يک چارک (۷۵۰ گرم) هم نمیشود، دو من میخواند!
روباه گفت: بده ببينم چقدر سنگين است؟ وقتی مرغ را گرفت، پا به فرار گذاشت و گفت: به پيرزن بگو مرغ را به پای من چهار من حساب کند!!😂😅
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
شغالی مرغ پيرزنی را دزديد، پيرزن در عقب او نفرينکنان فرياد زد: «وای! مرغ دو منی (۸ کيلويی) مرا شغال برد.»
شغال از اين مبالغه به شدت غضبناک شد و با نهايت تعجب و غضب به پيرزن دشنام داد.
در اين ميان روباهی به شغال رسيد و گفت: «چرا اين قدر برافروختهای؟»
شغال جواب داد: ببين اين پيرزن چقدر دروغگو و بیانصاف است، مرغی را که يک چارک (۷۵۰ گرم) هم نمیشود، دو من میخواند!
روباه گفت: بده ببينم چقدر سنگين است؟ وقتی مرغ را گرفت، پا به فرار گذاشت و گفت: به پيرزن بگو مرغ را به پای من چهار من حساب کند!!😂😅
https://t.me/+XZof_P-BWCtkNTI1
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
😁2
فلک کلاهی دارد بس الوان
گردش گردون براین است که گهگاهی میتابد؛ میبارد؛ میطراوت و گاهگهی هم میبُسد و میخشکد.
آری، لشکریان فاتح با الوان سفید فاتحِ کوهودشت، شهروبازار، قریهوقصبات شدند.
پهنهای دامان دلم برف باران میشود
یکسفید خوب سرد را باز مهمان میشود
🌧برف باری در بیشتر از ولایات کشور
#کوتاهنوشتها
✍مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
گردش گردون براین است که گهگاهی میتابد؛ میبارد؛ میطراوت و گاهگهی هم میبُسد و میخشکد.
آری، لشکریان فاتح با الوان سفید فاتحِ کوهودشت، شهروبازار، قریهوقصبات شدند.
پهنهای دامان دلم برف باران میشود
یکسفید خوب سرد را باز مهمان میشود
🌧برف باری در بیشتر از ولایات کشور
#کوتاهنوشتها
✍مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤1👍1
زمستان میگذرد؛ امّا روسیاهی برای ذغال میماند
درحالی قلم بهدست گرفتهام که سرما چنان سوزان است که دندانبدندان میزند.
در این حالوهوای سرد، به یادی مردم مظلوم فلسطین و غزه افتادم و لحظهٔ خود را بجای آنها تصور کردم، که ما اگر دمی از خانه و وسایل گرمایشی دور باشیم، برایمان چقدر سخت و جانکاهاست؛ امّا بالفرض اگر در غزه برف و باران و چنین سرمای سختی که ما با آن دسته پنجه نرم میکنیم، باشد، به نظر شما آنها چطور ایام بکمشان باشد؟ زنان و کودکان، پیران و کهنسالان، حالشان چگونه خواهد بود؟ این را هم نمیدانیم که از آسمان و زمین رحمت(برف و باران) یا عذاب(بم و باروت یا موشک و گلوله) فرو میآید؟
آری! چه سخت و چه آسان؛ همه اینها میگذرد، به قول معروف: «زمستان میگذرد؛ امّا روسیاهی برای ذغال میماند» سختیها و دشواریها یکی پس از دیگر میگذرند، ولی روسیاهی و لکهننگ و شرمساری، برای همیشه بر پیشانی حاکمان و مسؤلین که از دستشانکاری بر میآید و نمیکنند، باقی میماند. ای که دستت میرسد کاری بکن.
ای اهل غزه صبور باشید چون که وعده خدا براین است که: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا؛ از پس ظلمت بسی خورشیدهاست»!
کلبهٔ احزان شود روزی گلستان غم مخور.
#کوتاهنوشتها
✍🏻مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
درحالی قلم بهدست گرفتهام که سرما چنان سوزان است که دندانبدندان میزند.
در این حالوهوای سرد، به یادی مردم مظلوم فلسطین و غزه افتادم و لحظهٔ خود را بجای آنها تصور کردم، که ما اگر دمی از خانه و وسایل گرمایشی دور باشیم، برایمان چقدر سخت و جانکاهاست؛ امّا بالفرض اگر در غزه برف و باران و چنین سرمای سختی که ما با آن دسته پنجه نرم میکنیم، باشد، به نظر شما آنها چطور ایام بکمشان باشد؟ زنان و کودکان، پیران و کهنسالان، حالشان چگونه خواهد بود؟ این را هم نمیدانیم که از آسمان و زمین رحمت(برف و باران) یا عذاب(بم و باروت یا موشک و گلوله) فرو میآید؟
آری! چه سخت و چه آسان؛ همه اینها میگذرد، به قول معروف: «زمستان میگذرد؛ امّا روسیاهی برای ذغال میماند» سختیها و دشواریها یکی پس از دیگر میگذرند، ولی روسیاهی و لکهننگ و شرمساری، برای همیشه بر پیشانی حاکمان و مسؤلین که از دستشانکاری بر میآید و نمیکنند، باقی میماند. ای که دستت میرسد کاری بکن.
ای اهل غزه صبور باشید چون که وعده خدا براین است که: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا؛ از پس ظلمت بسی خورشیدهاست»!
کلبهٔ احزان شود روزی گلستان غم مخور.
#کوتاهنوشتها
✍🏻مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤2👍1😢1
داستان پند آموز☺️
یک روز در پارک نشسته بودم فيسبوك خود را چک میکردم،
یک پسر بچه ۸ یا ۹ ساله آمد و گفت: کاکا یک بسته ساجق میخری ؟ و بوت های خوده رنگ میکنی ؟🥹
گفتم همرای مه پول نیست، ولی اگر میخواهی بنشین کنارم حالا دوستم می آید میخرم.
پسر گفت: خوب است و نشست🥰
بعد از مدتی گفت: کاکا در مبایلت چه را میبینی؟
گفتم در فضای مجازی میگردم
گفت فضای مجازی چیست کاکا؟🧐
خواستم جوابی بدهم که قابل درک یک پسر بچه ی ۸، ۹ ساله باشد
گفتم جان کاکا فضای مجازی جایست که نمیتوانی لمسش کنی ولی تمام رویاهایت را در آنجا میسازی.🫡
گفت کاکا من هم فضای مجازی را دوست دارم، مه هم زیاد میرم🤔
گفتم مگر انترنت داری؟
گفت نی کاکا، پدرم در زندان است، هر وقت دیدنش میروم نمیتوانم لمسش کنم ولی دوستش دارم.🥺
مادرم صبح ساعت ۷ بجه میره سر کار، شب ۱۰ بجه می آید که من میخوابم نمیتوانم ببنمش ولی دوستش دارم.🥺
وقتی برادر خوردم گریه میکند، نان را در آب میریزیم میخوریم فکر میکنیم سوپ است، تا حالی سوپ نخوردم ولی سوپ را دوست دارم.
من دوست دارم درس بخوانم و داکتر شوم ولی نمیتوانم مکتب بروم باید کار کنم، اما مکتب رفتن را دوست دارم🥺
کاکا جان حالا تو بگو این دنیای مجازی نیست؟
اشک هایم را پاک کردم و نتوانستم چیزی بگویم
فقط گفتم بلی جان کاکا، دنیای تو مجازی تر از دنیای من است🫠🥹☺️🥹☺️🫠
#نقل از دیگر
https://t.me/pkgtryu
یک روز در پارک نشسته بودم فيسبوك خود را چک میکردم،
یک پسر بچه ۸ یا ۹ ساله آمد و گفت: کاکا یک بسته ساجق میخری ؟ و بوت های خوده رنگ میکنی ؟🥹
گفتم همرای مه پول نیست، ولی اگر میخواهی بنشین کنارم حالا دوستم می آید میخرم.
پسر گفت: خوب است و نشست🥰
بعد از مدتی گفت: کاکا در مبایلت چه را میبینی؟
گفتم در فضای مجازی میگردم
گفت فضای مجازی چیست کاکا؟🧐
خواستم جوابی بدهم که قابل درک یک پسر بچه ی ۸، ۹ ساله باشد
گفتم جان کاکا فضای مجازی جایست که نمیتوانی لمسش کنی ولی تمام رویاهایت را در آنجا میسازی.🫡
گفت کاکا من هم فضای مجازی را دوست دارم، مه هم زیاد میرم🤔
گفتم مگر انترنت داری؟
گفت نی کاکا، پدرم در زندان است، هر وقت دیدنش میروم نمیتوانم لمسش کنم ولی دوستش دارم.🥺
مادرم صبح ساعت ۷ بجه میره سر کار، شب ۱۰ بجه می آید که من میخوابم نمیتوانم ببنمش ولی دوستش دارم.🥺
وقتی برادر خوردم گریه میکند، نان را در آب میریزیم میخوریم فکر میکنیم سوپ است، تا حالی سوپ نخوردم ولی سوپ را دوست دارم.
من دوست دارم درس بخوانم و داکتر شوم ولی نمیتوانم مکتب بروم باید کار کنم، اما مکتب رفتن را دوست دارم🥺
کاکا جان حالا تو بگو این دنیای مجازی نیست؟
اشک هایم را پاک کردم و نتوانستم چیزی بگویم
فقط گفتم بلی جان کاکا، دنیای تو مجازی تر از دنیای من است🫠🥹☺️🥹☺️🫠
#نقل از دیگر
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
😢5🤔2
Deleted Account
شماره_سیزدهم_دوهفته_نامه_طلوع_دانش_1.pdf
سیزدهمین شماره دوهفتهنامه طلوعدانش منتشر شد.
فراخوان همکاری با دوهفتهنامه طلوعدانش
کوتاهنویسی، زیبانویسی و شادنویسی، هدف ماست!
دوهفتهنامهٔ دینی، فرهنگی و آموزشی طلوعدانش در آستانهٔ انتشار شماره جدید خود (شمارهٔ چهاردهم)، از شما پژوهشگران، دانشجویان، طلاب و اهل قلم، درخواست همکاری دارد.
مهلت ارسال نوشتهها↘️
تا روز پنجشنبه، ۱۴۰۲/۱۲/۱۷ نوشتههای خود را اینجا بفرستید!👇
@Tawakuli
@BahirAfghan9
https://t.me/pkgtryu
کوتاهنویسی، زیبانویسی و شادنویسی، هدف ماست!
دوهفتهنامهٔ دینی، فرهنگی و آموزشی طلوعدانش در آستانهٔ انتشار شماره جدید خود (شمارهٔ چهاردهم)، از شما پژوهشگران، دانشجویان، طلاب و اهل قلم، درخواست همکاری دارد.
مهلت ارسال نوشتهها↘️
تا روز پنجشنبه، ۱۴۰۲/۱۲/۱۷ نوشتههای خود را اینجا بفرستید!👇
@Tawakuli
@BahirAfghan9
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤3
القرآن الذي تعزم علي ختمه في رمضان القادم، هل فتحته اليوم؟
من أحسن الاستعداد في شعبان قرآنا وقيامًا؛ تغنم في رمضان رحمة ومغفرة ورضوانا.
من الآن، اجعل لك نصيب من القرآن والقيام.
#کپی
https://t.me/pkgtryu
من أحسن الاستعداد في شعبان قرآنا وقيامًا؛ تغنم في رمضان رحمة ومغفرة ورضوانا.
من الآن، اجعل لك نصيب من القرآن والقيام.
#کپی
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤2
Forwarded from Elallah
متأسفانه امروز جامعه افغانی ما، بالخصوص مردم که در روستاها زندگی میکنند، بیشتر شان از دانش و علم برخوردار نمی باشند.
پیشنهاد من این است؛ که برای آگاهی بیشتر، کتابخانه های عمومی و جاهایی برای کتابخوانی ساخته شود و اشخاص باسواد تعیین گردد؛ تا کتاب های مفیدی را با برنامهریزی دقیق و طبق نیازجامعه، برای مردم بخوانند!
نظر شما چیست؟
✍️ محمد موسی اشعری.
https://t.me/delnaveshtahaima
پیشنهاد من این است؛ که برای آگاهی بیشتر، کتابخانه های عمومی و جاهایی برای کتابخوانی ساخته شود و اشخاص باسواد تعیین گردد؛ تا کتاب های مفیدی را با برنامهریزی دقیق و طبق نیازجامعه، برای مردم بخوانند!
نظر شما چیست؟
✍️ محمد موسی اشعری.
https://t.me/delnaveshtahaima
👍5
أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
فرق نمیکند چقدر دچار اضطراب و مشکلات شدهٔ، گرچه مصائب و شدائدت، به اندازهٔ برّ و بحر یا کوه دریا باشد؛ ولی این را به یاد داشته باش، که تنها "یاد الله آرامش دل میدهد".
✍مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
فرق نمیکند چقدر دچار اضطراب و مشکلات شدهٔ، گرچه مصائب و شدائدت، به اندازهٔ برّ و بحر یا کوه دریا باشد؛ ولی این را به یاد داشته باش، که تنها "یاد الله آرامش دل میدهد".
✍مصطفی توکلی
https://t.me/pkgtryu
Telegram
اهل نوشتن
تاملات و یادداشتها در حوزه ادبیات و فرهنگ!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
نوشتههای خود را اینجا: https://t.me/Tawakuli بفرستید!
❤2