توی این کتابه نوشته بعضی از این مردهای وایت بین خودشون میگن با زنان مسلمان ازدواج کنید چون از نوجوانی بهشون یاد میدن آشپز و خدمتکار باشن و مثل دخترهای اروپایی نیستن. :))
بچهها من همینجوری شانسی اسم اون ترول چند روز پیش رو گوگل کردم و تمام اطلاعاتش از روی سایت قلمچی اومد. :)) کاش آدم بد و بیشعوری بودم و تمام اطلاعاتش (اسم و فامیل و محل تحصیل) رو اینجا منتشر میکردم، چون از اون روز به اینور هرشب دارم خواب اون چیزی که گفت رو میبینم و هی از خواب میپرم.
داریوش ولیزاده یه وبلاگنویس ایرانی-آمریکاییه که معتقده تجاوزی که در ملک خصوصی اتفاق میفته باید قانونی بشه. خداروشکر اسم ایرانیها همهجا میدرخشه.
نیلوفر عکسهای خیلی زیبایی در چنلش گذاشته که واقعا نگاه کردن بهشون خوشحالکنندهست و حس خوبی میده، امّا مشکل اینجاست که داره آدما رو بر اساس ظاهرشون استریوتایپ میکنه و به طور ناخودآگاه این حس رو القا میکنه که اگر قراره پزشکی بخونی باید استایل خاصی داشته باشی، اگر دانشجوی حقوقی استایلت قطعا با دانشجوی مهندسی متفاوته و غیره. یه جورایی مثل اون استریوتایپ قدیمی که آدمهای درسخوان و کتابخوان رو عینکی و بدون زندگی اجتماعی به تصویر میکشه و میگه آدمایی که آرایش میکنن قطعا درسخوان نیستن. خلاصه که میخوام بگم ظاهر و استایل انسان هیچ ربطی به رشتهی تحصیلیاش ندارن.
و اینم اضافه کنم که من با نیلوفر کوچکترین مشکلی ندارم و صرفا دیدن عکسها باعث شد یاد این موضوع بیفتم. عکسها رو هم خودش نساخته که من انتقادم به شخص خودش باشه.
و البته، وقتی فردی در فضای پابلیک مینویسه قطعا آمادهی انتقاد هست و اینکه من نوعی نظرم رو میگم ورود به حریم خصوصی حساب نمیشه، اگر چنل پرایوت بود حرف شما قبول بود.
Forwarded from Recherché
درسته کاملاً قبول دارم.
من خودم دانشجوی ادبیات بودم توی ایران(حجاب هیچوقت استایل من نبود و نیست و مجبور بودم استایل کنمش. )ولی اگر استایلم انتخابی بود توی اون دوره استایل من کاملاً گوتیک و هاردکور میبود.
حالا دانشجوی پزشکی ام و بازم استایل انتخابیم شبیه به این عکسها نیست.
بنظرم دقیقاً همینطوره. آدما استایلهای مخصوص به خودشون رو صرفنظر از رشتهاشون دارن.
من مثلاً همیشه دوست داشتم تتو داشته باشم و حتی توی بیمارستان هم با داکتر مارتنز و تیمبرلند بگردم و ممکنه یکی بگه «دکتر مگه فلانجور لباس میپوشه؟»
ولی خب عکسای خوشگلی بودن و یه زمانهایی برای آدم انگیزه میشه وقتی خودشو توی یه سری قالب تصور کنه.
بعد میتونه قالب خودشو بسازه.
و از قالبهای دیگه الهام بپذیره.
و همین زیباش میکنه.✨
من خودم دانشجوی ادبیات بودم توی ایران(حجاب هیچوقت استایل من نبود و نیست و مجبور بودم استایل کنمش. )ولی اگر استایلم انتخابی بود توی اون دوره استایل من کاملاً گوتیک و هاردکور میبود.
حالا دانشجوی پزشکی ام و بازم استایل انتخابیم شبیه به این عکسها نیست.
بنظرم دقیقاً همینطوره. آدما استایلهای مخصوص به خودشون رو صرفنظر از رشتهاشون دارن.
من مثلاً همیشه دوست داشتم تتو داشته باشم و حتی توی بیمارستان هم با داکتر مارتنز و تیمبرلند بگردم و ممکنه یکی بگه «دکتر مگه فلانجور لباس میپوشه؟»
ولی خب عکسای خوشگلی بودن و یه زمانهایی برای آدم انگیزه میشه وقتی خودشو توی یه سری قالب تصور کنه.
بعد میتونه قالب خودشو بسازه.
و از قالبهای دیگه الهام بپذیره.
و همین زیباش میکنه.✨
Recherché
درسته کاملاً قبول دارم. من خودم دانشجوی ادبیات بودم توی ایران(حجاب هیچوقت استایل من نبود و نیست و مجبور بودم استایل کنمش. )ولی اگر استایلم انتخابی بود توی اون دوره استایل من کاملاً گوتیک و هاردکور میبود. حالا دانشجوی پزشکی ام و بازم استایل انتخابیم شبیه به…
کاملا باهات موافقم. امّا دقیقا همونجایی که میگی بعضی افراد میتونن قالب خودشونو بسازن، بعضی هم نمیتونن خودشون رو ببینن و ناامید میشن و فکر میکنن در دنیای رشتهی مورد علاقهشون جایی ندارن. درکل خیلی بحث پیچیدهایه و خب قطعا نمیشه به کل بیخیال انتشار این عکسها شد، صرفا به نظرم همین که بگیم این عکسها لزوما representative نیستن خوب و کمککننده باشه.
Forwarded from وهمِ سبز
کسایی که تتو دارن هم میتونن خون اهدا کنن بعد از یه زمانی. این افسانههای محلی رو انقدر انتشار ندین.
https://t.me/HollywoodDaily/40056
https://t.me/HollywoodDaily/40056
وهمِ سبز
کسایی که تتو دارن هم میتونن خون اهدا کنن بعد از یه زمانی. این افسانههای محلی رو انقدر انتشار ندین. https://t.me/HollywoodDaily/40056
«فکر کن خون رونالدو توی رگات باشه»
چرا مردمان؟ چرا؟
و بله، بستگی به کشورش داره، توی اروپا چهار ماه بعد از تتو میشه خون اهدا کرد، توی ایران بعد از یک سال.
چرا مردمان؟ چرا؟
و بله، بستگی به کشورش داره، توی اروپا چهار ماه بعد از تتو میشه خون اهدا کرد، توی ایران بعد از یک سال.
پلاکارد کم آوردیم.
داریوش ولیزاده یه وبلاگنویس ایرانی-آمریکاییه که معتقده تجاوزی که در ملک خصوصی اتفاق میفته باید قانونی بشه. خداروشکر اسم ایرانیها همهجا میدرخشه.
با کمی تحقیق بیشتر متوجه شدم تعدادی از کشورهای اروپایی (انگلستان و ایسلند در صدر جدول) ممنوع الورودش کردن. انگلستان بعد از وایرال شدن همین پست وبلاگش که گفتم و ایسلند هم بعد از اینکه یه کتاب (!!) نوشته فقط در تخریب زنان و فمینیستهای ایسلندی (همونطور که احتمالا میدونید ایسلند به بهشت فمینیستها معروفه). این کتاب که نام کاملش Bang Iceland: How to Sleep with Icelandic Women in Iceland هست به گفتهی بزرگترین سازمان فمینیسم ایسلند یک «راهنمای تجاوز» کامله. آدم از شرم آتش میگیره.
عملا راجع به زنان تمام کشورها یه کتاب جدا داره و توش راهکارهایی برای محسور کردن زنان اون کشور رو گفته. البته که محسور کردن نیست و عملا راهنمای تجاوزه.
پلاکارد کم آوردیم.
عملا راجع به زنان تمام کشورها یه کتاب جدا داره و توش راهکارهایی برای محسور کردن زنان اون کشور رو گفته. البته که محسور کردن نیست و عملا راهنمای تجاوزه.
این سری کتب فقط به ایسلند، رومانی و استونی ختم نمیشن و چند جلد دیگه هم دارن. من فقط موندم کی به این حق نشر میده.
پلاکارد کم آوردیم.
این سری کتب فقط به ایسلند، رومانی و استونی ختم نمیشن و چند جلد دیگه هم دارن. من فقط موندم کی به این حق نشر میده.
از آمریکا انتظار بیشتری نمیرفت البته.
خلاصه که برام صبر و تحمل آرزو کنید تا بتونم این کتاب Men Who Hate Women رو تموم کنم و بدون سکتهی قلبی پشت سرش بگذارم.
پلاکارد کم آوردیم.
این هم از پیج اینستاگرامشه، که گویا با وجود اینکه میدونسته ورودش به انگلستان ممنوعه بلیت ترانزیتی گرفته که توی لندن توقف داشته و بعد واضحا به مشکل خورده و ۲۰۰ نفر آدم رو معطل خودش کرده چون هواپیماش رو برگردوندن. بعد هم اومده توی وبلاگ و اینستاگرامش مظلومنمایی…
وای بچهها رفتم توی وبلاگش و پستهای اخیرش رو دیدم، دست از این حرفا برداشته (کمی) و شروع کرده مردم رو به مسیحیت دعوت میکنه و موعضه میکنه.