یه چنلی نوشته بود «هیچوقت احساس نکردم جنس دومم یا قربانی یک سیستم مردسالار هستم یا در اقلیتم.» و باعث شد بخوام یادآوری کنم اینکه شما به طور خاص تجربهای رو نداشتهاید دلیل خوبی برای وجود نداشتنش نیست.
Forwarded from برنامه ناشناس
سارا خواستگار من گفته باید دماعمو عمر کنم.
من میدونم توهینه، اما نمیدونم چرا. بقیه هم میگن چیزی نیست که همه زن توشگل میخوان.
میشه در مورد اینکه بقیه نباید ازمون تغییر کردنمونو بخوان و چرا بده حرف بزنی؟
سارا خواستگار من گفته باید دماعمو عمر کنم.
من میدونم توهینه، اما نمیدونم چرا. بقیه هم میگن چیزی نیست که همه زن توشگل میخوان.
میشه در مورد اینکه بقیه نباید ازمون تغییر کردنمونو بخوان و چرا بده حرف بزنی؟
برنامه ناشناس
سارا خواستگار من گفته باید دماعمو عمر کنم. من میدونم توهینه، اما نمیدونم چرا. بقیه هم میگن چیزی نیست که همه زن توشگل میخوان. میشه در مورد اینکه بقیه نباید ازمون تغییر کردنمونو بخوان و چرا بده حرف…
#Feminism
«ما در جامعهی مردسالاری زندگی میکنیم که در آن خواستنی و مطلوب بودن زنان بر هرچیز دیگری اولویت دارد. این یعنی:
زندگی آسانتر است زمانی که ما خود را میآراییم؛
موهای بدنمان را اصلاح میکنیم؛
و آرایش میکنیم.
زندگی آسانتر است زمانی که ما (زنان) برای ظاهرمان تلاش ملموسی میکنیم. زندگی آسانتر است وقتی ما (زنان) بازتاب ایدهآلی از تعریف جامعه از زیبایی هستیم.
سرزنش زنان تنها به این دلیل که به ظاهر خود اهمیت میدهند (و یا نمیدهند) یک نوع دیگر از زنستیزی درونیسازی (internalised misogyny) شدهست. در دنیایی که زیبایی در زنان را به هر صفت دیگری در آنان ترجیح میدهد و به کسانی که با استانداردهای زیبایی اجتماع همخوانی دارند چ، مزیتهای اجتماعی مختلف اهدا میکند، چطور میتوانیم زنانی را که به دنبال محصولات آرایشی، جراحیهای پلاستیک و غیره هستند سرزنش کنیم؟»
نوشتهی بالا بخشی از کتاب Women Don’t You Pretty (زنان به شما زیبایی بدهکار نیستند) نوشتهی Florence Given بود.
حال در پاسخ به ناشناس عزیز؛ حرف و احساس شما کاملا درست است، درخواستی که خواستگار مذکور از شما دارد به هیچ عنوان منطقی، درست و اخلاقی نیست و همانطور که خود اشاره کردید توهین است. حال چرا؟
ما (زنان) هیچ وظیفهای در قبال جامعه و تعاریف نامتعارفی که از زیبایی دارد نداریم و همانطور که هر انسان بالغی مسئول بدن خودش است، مسئول تمام و کمال بدن خود هستیم. اینکه مردی (یا هرکس دیگری فارغ از جنسیت) از ما بخواهد تا ریسک جراحی را به جان بخریم تا با استانداردهای او هماهنگ شویم نه تنها غلط، بلکه توهینآمیز است. هیچکس حق تصمیمگیری برای بدن دیگری را ندارد و همینطور هیچکس وظیفه ندارد تا خود را با استانداردهای زیبایی جامعه هماهنگ کند، چرا که این استانداردها ریشه در منطق ندارند و درست نیستند. همهی این استانداردها توسط مردانی طراحی شدهاند که جز ابزار اجرای مردسالاری بودن وظیفهی دیگری ندارند.
پس، هیچ نیازی ندارد تا ما خودمان را برای پارتنر بالفعل و یا بالقوهمان تغییر دهیم.
امیدوارم متن بالا سؤالت را پاسخ داده باشد.
«ما در جامعهی مردسالاری زندگی میکنیم که در آن خواستنی و مطلوب بودن زنان بر هرچیز دیگری اولویت دارد. این یعنی:
زندگی آسانتر است زمانی که ما خود را میآراییم؛
موهای بدنمان را اصلاح میکنیم؛
و آرایش میکنیم.
زندگی آسانتر است زمانی که ما (زنان) برای ظاهرمان تلاش ملموسی میکنیم. زندگی آسانتر است وقتی ما (زنان) بازتاب ایدهآلی از تعریف جامعه از زیبایی هستیم.
سرزنش زنان تنها به این دلیل که به ظاهر خود اهمیت میدهند (و یا نمیدهند) یک نوع دیگر از زنستیزی درونیسازی (internalised misogyny) شدهست. در دنیایی که زیبایی در زنان را به هر صفت دیگری در آنان ترجیح میدهد و به کسانی که با استانداردهای زیبایی اجتماع همخوانی دارند چ، مزیتهای اجتماعی مختلف اهدا میکند، چطور میتوانیم زنانی را که به دنبال محصولات آرایشی، جراحیهای پلاستیک و غیره هستند سرزنش کنیم؟»
نوشتهی بالا بخشی از کتاب Women Don’t You Pretty (زنان به شما زیبایی بدهکار نیستند) نوشتهی Florence Given بود.
حال در پاسخ به ناشناس عزیز؛ حرف و احساس شما کاملا درست است، درخواستی که خواستگار مذکور از شما دارد به هیچ عنوان منطقی، درست و اخلاقی نیست و همانطور که خود اشاره کردید توهین است. حال چرا؟
ما (زنان) هیچ وظیفهای در قبال جامعه و تعاریف نامتعارفی که از زیبایی دارد نداریم و همانطور که هر انسان بالغی مسئول بدن خودش است، مسئول تمام و کمال بدن خود هستیم. اینکه مردی (یا هرکس دیگری فارغ از جنسیت) از ما بخواهد تا ریسک جراحی را به جان بخریم تا با استانداردهای او هماهنگ شویم نه تنها غلط، بلکه توهینآمیز است. هیچکس حق تصمیمگیری برای بدن دیگری را ندارد و همینطور هیچکس وظیفه ندارد تا خود را با استانداردهای زیبایی جامعه هماهنگ کند، چرا که این استانداردها ریشه در منطق ندارند و درست نیستند. همهی این استانداردها توسط مردانی طراحی شدهاند که جز ابزار اجرای مردسالاری بودن وظیفهی دیگری ندارند.
پس، هیچ نیازی ندارد تا ما خودمان را برای پارتنر بالفعل و یا بالقوهمان تغییر دهیم.
امیدوارم متن بالا سؤالت را پاسخ داده باشد.
پلاکارد کم آوردیم.
#Feminism «ما در جامعهی مردسالاری زندگی میکنیم که در آن خواستنی و مطلوب بودن زنان بر هرچیز دیگری اولویت دارد. این یعنی: زندگی آسانتر است زمانی که ما خود را میآراییم؛ موهای بدنمان را اصلاح میکنیم؛ و آرایش میکنیم. زندگی آسانتر است زمانی که ما (زنان)…
«من هر وقت صحبت سقط جنین میشه استناد میکنم به آمار جرم و جنایت دهه 70 آمریکا منبعش با شرح کامل رو میتونید در کتاب freakonomics بخونید ولی انقدری معروفه که حتی سرچ گوگل هم میارتش
قضیه اینه که جرم و جنایت در دهه 70 جوری بالا میره که اصا غیر قابل کنترل میشه
بعد در اواسط دهه هشتاد یه سری ایالات سقط رو قانونی اعلام میکنن، در دهه نود و اوایل دو هزار در این ایالات کاهش شدید جرم رو داشتیم
نکته ی جذاب اینجاست که افزایش سراسری نیروی پلیس رو در تمام کشور هم داشتیم اما کاهش جرم نشون داده شد که به لحاظ آماری ارتباطی با افزایش نیروهای پلیس نداشته و به این خاطر که مادران فقیر که به سیستم های جلوگیری دسترسی نداشتن، میتونستن سقط انجام بدن در یک محیط امن، بچه هایی که به دنیا نیومده بودن، جرم مرتکب نشدن
نمیخوام بگم اون بچه ها نباید به دنیا میومدن
میخوام بگم برای هیچ مادری سقط یک تصمیم ساده نیست، پس اگر تصمیم گرفته میشه به سقط یه چیزی میدونه مادر، به مادر اعتماد کنید. اگر به اون اعتماد ندارید به داده ها اعتماد کنید اینا دیگه مو لا درزش نمیره»
قضیه اینه که جرم و جنایت در دهه 70 جوری بالا میره که اصا غیر قابل کنترل میشه
بعد در اواسط دهه هشتاد یه سری ایالات سقط رو قانونی اعلام میکنن، در دهه نود و اوایل دو هزار در این ایالات کاهش شدید جرم رو داشتیم
نکته ی جذاب اینجاست که افزایش سراسری نیروی پلیس رو در تمام کشور هم داشتیم اما کاهش جرم نشون داده شد که به لحاظ آماری ارتباطی با افزایش نیروهای پلیس نداشته و به این خاطر که مادران فقیر که به سیستم های جلوگیری دسترسی نداشتن، میتونستن سقط انجام بدن در یک محیط امن، بچه هایی که به دنیا نیومده بودن، جرم مرتکب نشدن
نمیخوام بگم اون بچه ها نباید به دنیا میومدن
میخوام بگم برای هیچ مادری سقط یک تصمیم ساده نیست، پس اگر تصمیم گرفته میشه به سقط یه چیزی میدونه مادر، به مادر اعتماد کنید. اگر به اون اعتماد ندارید به داده ها اعتماد کنید اینا دیگه مو لا درزش نمیره»
پلاکارد کم آوردیم.
O-Zone – Dragostea Din Tei
این آهنگ به زبان رومانیاییه! و اعضای بند اهل کشورهای اسلاویک هستند، ولی فقط یکیشون اهل رومانیه.
حالا چرا اینا رو گفتم؟ چون امروز فرصت همنشینی با تعداد زیادی رومانیایی رو داشتم و عجب انسانهای نازنینی! تازه، نه تنها ایران و عراق رو از هم تشخیص میدادن، بلکه راجع به جنگ هشت ساله هم کلی اطلاعات داشتن. آدمهای آگاه و عزیزی بودند، واقعا.
پلاکارد کم آوردیم.
O-Zone – Dragostea Din Tei
زبان این آهنگ رو هم این عزیزان بهم یاد دادند و معنی بخشی از متنش رو هم گفتند، اونجایی که میگه «نوما نوما» یعنی «حالا که داری میری من رو تنها نگذار و با خودت ببر»، واقعا جالبه که دو کلمه انقدر معنی داره. :))
#ActivismAndSuff
هروقت موضوع پایان خودخواستهی بارداری پیش میآید، سؤالی دارم که ده سال است از افرادی که میگویند «زندگی بدو تشکیل نطفه آغاز میشود و به همین دلیل پایان خودخواستهی بارداری قتل است» میپرسم امّا تا کنون هیچکس پاسخ صادقانهای به سؤالم نداده. سؤالم یک سناریوی سادهست با دو خروجی متفاوت. هیچوقت کسی نمیخواهد پاسخ درست را انتخاب کند، چون نظریهشان را خراب میکند و یک جواب درست وجود دارد که دلیل نفرت حامیان زندگی (pro-life) و مخالفین قانونی شدن پایان خودخواستهی بارداری از این سؤال است.
سؤال من این است:
در یک کلینیک باروری هستید (به هردلیلی)، هشدار آتشسوزی طنینانداز میشود. به سمت درب خروج میدوید. در حال دویدن هستید که صدای جیغهای یک کودک را از پشت دری میشنوید. در را باز میکنید و یک کودک پنج ساله را میبینید که از شما کمک میخواهد. او در یک گوشه از اتاق است و در گوشهی دیگر یک ظرف را میبینید که روی آن نوشته شده «۱۰۰۰ جنین زیستا». شدت دود در حال افزایش است، احساس خفگی میکنید. میدانید که فقط توانایی بلند کردن یکی را دارید و اگر بخواهید هردو را بردارید از شدت دود خفه خواهید شد و هیچکس نجات نخواهد یافت (نه خودتان، نه کودک ۵ ساله و نه ۱۰۰۰ جنین زیستا).
شما الف) کودک ۵ ساله را نجات میدهید، یا ب) ۱۰۰۰ جنین زیستا که در ظرف هستند؟ گزینهی سومی وجود ندارد، گزینهی سوم مساوی با مرگ همهی شماست.
در یک دهه مباحثه در رابطه با معنای زندگی با افرادی که مخالف پایان خودخواستهی بارداری هستند، هیچگاه یک پاسخ رک و بیپرده دریافت نکردم که بگوید الف یا ب. هیچگاه هم دریافت نخواهم کرد. آنها هیچگاه صادقانه پاسخ نخواهند داد، زیرا همهی ما به طور غریزی میدانیم که پاسخ درست گزینهی الف است. ارزش یک کودک (انسان) بیشتر از هزار جنین است. یا ده هزار جنین. یا حتی یک میلیون. زیرا آنان برابر نیستند، نه از لحاط معنوی (morally)، نه از لحاظ اخلاقی (ethically) و نه از لحاظ بیولوژیکی.
این سؤال استدلال آنان را به طور کامل از بین میبرد و توخالی بودنش را نمایان میکند و مقاومت آنان در برابر پاسخگویی نشان میدهد که از درست بودن سؤال و گزینهي الف اطمینان دارند. هیچ فردی روی کرهی زمین واقعا فکر نمیکند که یک جنین (رویان) با یک کودک برابر است. چنین انسانی وجود ندارد، آنان به شما دروغ میگویند. آنان به شما دروغ میگویند تا با قیاسهای معالفارق واکنشهای احساسی شما را تحریک کنند.
هیچکس واقعا فکر نمیکند که زندگی با تشکیل نطفه آغاز میشود. هیچکس فکر نمیکند که جنینها (رویانها) با نوزادان و کودکان برابرند.
آنانی که این ادعا را دارند در تلاشند تا شما را شستوشوی مغزی دهند تا بتوانند زنان را کنترل کنند.
🔗 لینک توییت اصلی
#Feminism
هروقت موضوع پایان خودخواستهی بارداری پیش میآید، سؤالی دارم که ده سال است از افرادی که میگویند «زندگی بدو تشکیل نطفه آغاز میشود و به همین دلیل پایان خودخواستهی بارداری قتل است» میپرسم امّا تا کنون هیچکس پاسخ صادقانهای به سؤالم نداده. سؤالم یک سناریوی سادهست با دو خروجی متفاوت. هیچوقت کسی نمیخواهد پاسخ درست را انتخاب کند، چون نظریهشان را خراب میکند و یک جواب درست وجود دارد که دلیل نفرت حامیان زندگی (pro-life) و مخالفین قانونی شدن پایان خودخواستهی بارداری از این سؤال است.
سؤال من این است:
در یک کلینیک باروری هستید (به هردلیلی)، هشدار آتشسوزی طنینانداز میشود. به سمت درب خروج میدوید. در حال دویدن هستید که صدای جیغهای یک کودک را از پشت دری میشنوید. در را باز میکنید و یک کودک پنج ساله را میبینید که از شما کمک میخواهد. او در یک گوشه از اتاق است و در گوشهی دیگر یک ظرف را میبینید که روی آن نوشته شده «۱۰۰۰ جنین زیستا». شدت دود در حال افزایش است، احساس خفگی میکنید. میدانید که فقط توانایی بلند کردن یکی را دارید و اگر بخواهید هردو را بردارید از شدت دود خفه خواهید شد و هیچکس نجات نخواهد یافت (نه خودتان، نه کودک ۵ ساله و نه ۱۰۰۰ جنین زیستا).
شما الف) کودک ۵ ساله را نجات میدهید، یا ب) ۱۰۰۰ جنین زیستا که در ظرف هستند؟ گزینهی سومی وجود ندارد، گزینهی سوم مساوی با مرگ همهی شماست.
در یک دهه مباحثه در رابطه با معنای زندگی با افرادی که مخالف پایان خودخواستهی بارداری هستند، هیچگاه یک پاسخ رک و بیپرده دریافت نکردم که بگوید الف یا ب. هیچگاه هم دریافت نخواهم کرد. آنها هیچگاه صادقانه پاسخ نخواهند داد، زیرا همهی ما به طور غریزی میدانیم که پاسخ درست گزینهی الف است. ارزش یک کودک (انسان) بیشتر از هزار جنین است. یا ده هزار جنین. یا حتی یک میلیون. زیرا آنان برابر نیستند، نه از لحاط معنوی (morally)، نه از لحاظ اخلاقی (ethically) و نه از لحاظ بیولوژیکی.
این سؤال استدلال آنان را به طور کامل از بین میبرد و توخالی بودنش را نمایان میکند و مقاومت آنان در برابر پاسخگویی نشان میدهد که از درست بودن سؤال و گزینهي الف اطمینان دارند. هیچ فردی روی کرهی زمین واقعا فکر نمیکند که یک جنین (رویان) با یک کودک برابر است. چنین انسانی وجود ندارد، آنان به شما دروغ میگویند. آنان به شما دروغ میگویند تا با قیاسهای معالفارق واکنشهای احساسی شما را تحریک کنند.
هیچکس واقعا فکر نمیکند که زندگی با تشکیل نطفه آغاز میشود. هیچکس فکر نمیکند که جنینها (رویانها) با نوزادان و کودکان برابرند.
آنانی که این ادعا را دارند در تلاشند تا شما را شستوشوی مغزی دهند تا بتوانند زنان را کنترل کنند.
🔗 لینک توییت اصلی
#Feminism
پلاکارد کم آوردیم.
#ActivismAndSuff هروقت موضوع پایان خودخواستهی بارداری پیش میآید، سؤالی دارم که ده سال است از افرادی که میگویند «زندگی بدو تشکیل نطفه آغاز میشود و به همین دلیل پایان خودخواستهی بارداری قتل است» میپرسم امّا تا کنون هیچکس پاسخ صادقانهای به سؤالم نداده.…
اگر دقت کرده باشید در ترجمهی این متن به جای «سقط جنین» از عبارت «پایان خودخواستهی بارداری» استفاده کردهام. چرا؟
چون در زبان انگلیسی miscarriage به معنای از دست دادن جنین به صورت ناخواسته است و نیازی به قانون ندارد. سقط جنین به صورت خود به خود و به دلیل مشکلات جنین و یا مادر اتفاق میفتد. امّا abortion که به معنای «پایان خودخواستهی بارداری» است با ارادهی مادر انجام میشود و نیاز به قانون دارد!
سعی کنیم از ترجمهی درست کلمات و عبارات استفاده کنیم، چرا که این کلمات بار معنایی بسیاری دارند.
#LostInTranslation
چون در زبان انگلیسی miscarriage به معنای از دست دادن جنین به صورت ناخواسته است و نیازی به قانون ندارد. سقط جنین به صورت خود به خود و به دلیل مشکلات جنین و یا مادر اتفاق میفتد. امّا abortion که به معنای «پایان خودخواستهی بارداری» است با ارادهی مادر انجام میشود و نیاز به قانون دارد!
سعی کنیم از ترجمهی درست کلمات و عبارات استفاده کنیم، چرا که این کلمات بار معنایی بسیاری دارند.
#LostInTranslation
همچنین ممکن است متوجه شده باشید که در برخی جملات در کنار کلمهی «جنین» از کلمهی «رویان» هم استفاده کردهام. جنین از لحاظ فیزیولوژیکی نسبت به رویان کاملتر است و به همین دلیل استفاده از کلمهی «رویان» ارجحیت دارد، من به دلیل سادگی فهم متن از کلمهی «جنین» بیشتر استفاده کردم.
Embryo:
رویان
Foetus:
جنین
Baby:
نوزاد (در این متن)
Child:
کودک (در این متن)
#LostInTranslation
Embryo:
رویان
Foetus:
جنین
Baby:
نوزاد (در این متن)
Child:
کودک (در این متن)
#LostInTranslation
اگر دوست داشتید این پیام رو توی چنل پابلیکتون (یا اگر پرایوته مطمئن باشید من توش هستم) فوروارد کنید تا با توجه به وایب چنلتون یه کتاب معرفی کنم! :))
برای پریچهره.
چون موقع خوندن چنلت احساس میکنم یه دفتر خاطرات شخصی رو میخونم.
چون موقع خوندن چنلت احساس میکنم یه دفتر خاطرات شخصی رو میخونم.
برای مهشید.
نمیدونم چرا، صرفا وایب چنل اینه به نظرم. :))) وایب خود مهشید خیلی میکسده، نمیدونم.
نمیدونم چرا، صرفا وایب چنل اینه به نظرم. :))) وایب خود مهشید خیلی میکسده، نمیدونم.
برای تو که اسمت رو نمیدونم امّا گفتی من رو دوست داری و من هم همینطور. 🥺