پلاکارد کم آوردیم.
2.66K subscribers
1.62K photos
186 videos
27 files
1.09K links
«انقدر کشتید که پلاکارد کم آوردیم»
Download Telegram
Long Day's Journey Into Night
سرجدتون من رو اداپت کنین.
:)))))) آخه مشکل اینجاست که فقط می‌گفت، بابام هم می‌گفت، همه می‌گفتن، بعد صدای گریه‌شون شب کل خونه رو برمی‌داشت. مثلا می‌خواستن کوول باشن ما بچه‌ترها ناراحت نشیم.
Forwarded from Long Day's Journey Into Night
ما به دو صورت لوری و ترکی مناسک خودمه تو گِل بپلوکونوم داریم. اصلا گریه کردن سوسول بازیه.
Forwarded from my favs.
موقع فوت پدربزرگم دقیقا اینطور بود که من فهمیدم پدربزرگم مریضه و نیم ساعت بعد مامانم گفت که فوت شده و فرداش هم من و دیگر نوه هارو(😳) بردن سردخونه و چهره بی جونش رو دیدیم و همه داشتند اونجا گریه میکردن و فکر کنم خیلی ترسیده بودم و همه اش بهش فکر میکردم و از مردن هم می ترسیدم. اما الان به دیفالت برگشته ام.
وای یاد مرگ پسرخاله‌ام افتادم.
به به چه شب خوبیه امشب.
Forwarded from my favs.
اخه اصلا سیستم اطلاع رسانی به افراد به نظرم از خود مراسم هم مهم تره.
my favs.
اخه اصلا سیستم اطلاع رسانی به افراد به نظرم از خود مراسم هم مهم تره.
وای من دایی‌ام که فوت کرده بود بابام اومد دنبال من و برادرم (والدینم از شب قبل اونجا بودن و من و برادرم تنها خونه بودیم) بعد من پاشدم لباس پوشیدم گفت به نظرم تیره‌تر بپوش، کاره دیگه. :))))) بعدم توی ماشین هی از خاطرات مرگ اطرافیانش می‌گفت. رسیدیم دم در دیدم پارچه زدن برگشت گفت عه دیدی گفتم بهتره تیره بپوشی؟ :))))))))))))))))))
Forwarded from Long Day's Journey Into Night
بعد رزولوشن خشانت مراسم باب دلشون نباشه، بازماندگان مُرده لیدرلی دعوا راه می‌اندازن. ما هیچکدوم ترکی بلد نیستم. فرزندان بزرگوار سر سال تصمیم گرفتن مداح ترک بیارن. مداح یه کسشری به ترکی گفته بود که فرزندان و نوه‌های مرحوم برن دور قبرش. ما عین دسته هویج ایستادیم.
Long Day's Journey Into Night
بعد رزولوشن خشانت مراسم باب دلشون نباشه، بازماندگان مُرده لیدرلی دعوا راه می‌اندازن. ما هیچکدوم ترکی بلد نیستم. فرزندان بزرگوار سر سال تصمیم گرفتن مداح ترک بیارن. مداح یه کسشری به ترکی گفته بود که فرزندان و نوه‌های مرحوم برن دور قبرش. ما عین دسته هویج ایستادیم.
وای بر من. :))))))))

این ترکا (خودمون رو می‌گم) یه جوری مداحی می‌کنن که همکار مامانم اومده بود مراسم خاله‌ام و نشسته بود مثل ابر بهار گریه می‌کرد، بعد می‌گفتیم تو که نمی‌فهمی چی می‌گه چته؟ می‌گفت سوز داره صداش. :))))))))))
می‌خواستم برم بخوابم که دیدم The Pianist کتاب بوده و من خبر نداشتم و الآن دیگه خوابم نمی‌بره.
من واقعا عاشق سری کلاسیک انتشارات دانشگاه آکسفوردم؛ ارزان و سبک.
فارسی‌اش هم «نشر نی» ترجمه‌ی امیرحسین مهدی‌زاده. عکسی ازش پیدا نکردم.
پیام شناس.

«سلام
گفتی آکسفورد یادم اومد یکی از دوستام از این پیج کتاب تهیه میکرد و بهم معرفیش کرده بود

https://instagram.com/newbooksale?utm_medium=copy_link

چند وقت پیش ممبرات دنبال کتاب زبان اصلی بودن. ایشون چند ساله فعالیت داره.»
وقتی کلا متوجه هدف این پیج‌ها نشدی:
حوصله‌ام سررفته.
وای چون دوباره کِیس‌های کرونا خیلی داره زیاد می‌شه شهرداری شهرمون همه‌ی ۱۸ تا ۲۹ ساله‌ها رو مجبور کرده برن تست بدن. با فکر کردن بهش هم بینی و گلوم درد می‌گیرن. 😭
My Soul I
Anna Leone
And I will work out what it meant
And I will mend you in the end
'Cause I'll do anything to love you
Love you
I'll do anything to love you
Love you.


Spotify.
@pieuler
Rivers and Roads
The Head And The Heart
Nothin' is as it has been
And I miss your face like hell
And I guess it's just as well
But I miss your face like hell.


Spotify.
@pieuler
شما هم هنوز باورتون نشده که ماده‌ی سرّی همبرگرهای آقای خرچنگ باب‌اسفنجی گوشت خرچنگ بود؟