پلاکارد کم آوردیم.
2.68K subscribers
1.63K photos
188 videos
29 files
1.09K links
«انقدر کشتید که پلاکارد کم آوردیم»

ژن، ژیان، ئازادی. کوئیر، ترنس، رهایی. تا ابد.
Download Telegram
«به مادرم گفتم چسب نداریم و فردا سگم تنهایی از خانه بیرون رفت و با یه بسته چسب نو در دهانش برگشت. هنوز هم شوکه‌ام و راجع بهش صحبت می‌کنم.»
«چهار سال پیش به شدت به دوست‌پسر حال حاضرم علاقه داشتم (اون موقع دوست صمیمی‌ام بود امّا پنهانی دوستش داشتم). متأسفانه با پسر دیگه‌ای در رابطه بودم. با دوست‌پسر وقتم رفتیم مسافرت و خرید درمانی و یه گردن‌بند دیدم که خیلی دوستش داشتم و خیلی زیبا بود امّا نتونستم بخرمش چون از نظر بودجه در مذیقه بودم. وقتی برگشتیم با دوست‌پسر حال حاضرم که اون موقع دوستم بود رفتیم بیرون برای تولدم و دیدم که همون گردن‌بند رو برام خریده. الآن دو سال و نیمه که باهمیم و همیشه این گردن‌بند گردنمه.»
«من اهل مجارستان هستم امّا در بلژیک زندگی می‌کنم، اینجا با یک دختر آلمانی دوست شدم، یک بار متوجه شدیم که یه مرد داره دنبالمون می‌کنه. از دوستم پرسیدم آیا اون رو می‌شناسه چون من این مرد رو در لهستان دیده بودم و بوسیده بودمش. دوستم گفت همین مرد رو در آمریکا دیده و بوسیده. این مرد اهل اتریشه.»
«اسم من لارنه و یه شرکت پیاده‌روی سگ (؟) داشتم. به یه کارمند باالقوه گفتم که ساعت ۱۱ صبح من رو برای مصاحبه توی پارک ملاقات کنه و در توصیف خودم گفتم ۲۰ و خرده‌ای سالمه، بلوندم و سگ Labradoodleام رو همراه خودم می‌آرم. چند دقیقه دیر به پارک رسیدم و دیدم اون مرد داره با یه دختر که سگش همراهشه صحبت می‌کنه. رفتم و ازش پرسیدم که آیا برای مصاحبه اینجایی و خیلی گیج به نظر می‌رسید. اون دختر که اتفاقی اونجا بود هم‌نام و هم‌سن من و بلوند بود و یه سگ هم‌نژاد سگ من داشت و شغلش هم راه بردن سگ‌ها بود. چون دیر کرده بودم کارمند باالقوه رفته بود پیشش و شروع به صحبت کرده بودن و لارن هم فکر کرده بود اون مرد مشتری باالقوه‌ست و برای همین همواره راجع به سگ‌ها سؤال می‌پرسه.»
«توی لندن توی یه هتل کار می‌کردم و دو مهمان بحرینی داشتیم که خیلی مهربان بودن و باهم مکالماتی داشتیم. چندوقت بعد برای سفری که فکر می‌کردم قراره کاری باشه رفتم مصر و نزدیک بود تا توسط یک بیلیونر سعودی دزدیده بشم. روز قبل از رفتن به سعودی رفتیم تا خرید کنیم و من اونجا اون دوتا مهمان بحرینی رو دیدم و باهم حرف زدیم و بیلیونر سعودی خیلی عصبانی شد و گفت نمی‌تونم تحمل کنم و ولم کرد. پس عملا اون دوتا آدم بحرینی من رو نجات دادن.»
بقیه‌اش رو اینجا می‌تونید بخونید خودتون.
منظورم عکس نبود بچه‌ها. =))))))
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
آقااا خیلیییی قشنگ شددده کاور بابالنگ درازت
تو رو خدا بقیه شم بذار:**
ببخشید همچین تحفه‌ای هم نیست، امّا می‌شه جایی استفاده نکنید یا مثلا کپی نکنید؟ ماچ به کله‌ی همه‌تان.
برگشته می‌گه اگر بیمار روانی نبود این همه سال آزار رو تحمل نمی‌کرد.

oh is it?
مجری‌های «سمت نو» را خفه خواهم کرد. نه فوراً، ولی حتما.
وای. :))) برگشته می‌گه مجبور شدم به خاطر یک زندگی عادی و نه حتی نرمال کشورم رو ترک کنم.

Normal means عادی, sis.
She's Gone
STEELHEART
Lady, won't you save me?
My heart belongs to you
Lady, can you forgive me?
For all I've done to you
Lady, oh, lady.


Spotify.
@pieuler
Endless Nights
Diary Of Dreams
The lack of my faith
To the tone that I hear
The serpent may bring
The justice we fear.


Spotify.
@pieuler
The Last Song I'm Wasting on You
Evanescence
Sickened in the sun
You dare tell me you love me
But you held me down and screamed you wanted me to die.


Spotify.
@pieuler
Sacrifice
London After Midnight
I'd sacrifice,
I'd sacrifice myself to you
Right here tonight
Because you know that I love you.


Spotify.
@pieuler
Kiss
London After Midnight, Sean Brennan
I'm on my knees, I beg your mercy
My soul is my loss, I'm well hung from your cross.


Spotify.
@pieuler
در نکوهش rainbow washing.
Forwarded from Deleted Account
مورچه در سال ۹۸ امداد شد ، بسیار کوچک ، زخمی ، تمام بدنش پر از زخم و کهیر بود ، بی مادر ، گرسنه در حال کتک خوردن از ۱۰،۱۲ تا از بچه های کوی جانبازان اهواز !! علی رقم تغییر شرایط زندگیم و اگاهی به اینکه دیگه شرایط امداد نداشتم، نتونستم بی تفاوت از کنار ضجه هاش عبور کنم باور کنید اگر فقط یک ساعت دیر تر رسیده بودم زیر اون بار لگد و چوب پر کشیده بود.
به هر داستان ممکن از اون وضعیت نجاتش دادم ، درمان زخمهای زیاد ، قارچ و کهیرهایی که علتش نامشخص بود با اون وضعیت سو تغذیه و ضعف سیستم ایمنی و سن کم خیلی سخت و زمان بر بود . بعد از حدود سه ماه که درمان تکمیل شد باتوجه به وضعیت خودم و اینکه دیگه از لحاظ مالی هم امکان فکر کردن به گزینه واگذاری خارجی رو نداشتم و هم اینکه همه شما میدونید سگ بومی شانس واگذاری به خانواده در ایران رو نداره در نهایت تصمیم گرفتم رها سازیش کنم.
مورچه ۳ بار رها سازی شد ولی هر بار در کمال تعجب و ناباری ما به خونه برگشت. قلبم از این واقعه به درد اومد و دیگه نتونستم بی تفاوت باشم با مشورت با دوستان دیگه با توجه به اینکه این رفتارش نشون میده چه قدر این بچه استثنایی هست تصمیم گرفتیم برای ارسال خارجه تلاش کنیم . که موضوع کرونا پیش امد و خیلی از پروازها کنسل شدند و برای همه گروه های حمایتی بحران جدیدی خلق شد.
مورچه تا حدود یک سالگی پیش من موند و بعد به دنبال نقل مکان ما، ناچار به نقاهتگاهی در تهران برای نگهداری ارسال شد.
به هر حال همه ما میدونیم که زندگی در شرایط نقاهتگاه برای یک سگ چه قدر زجر اوره به خصوص که به اندازه ی مورچه هم باهوش و حساس باشه.
عزیزان حالا بعد از حدود دو سال شانس به مورچه رو کرده و امید ارسالش به امریکا هست مشروط به اینکه بتونیم پول هزینه های داخلی و باکس سایز ۸ رو تامین کنیم که رقمی حدود ۹ الی ۱۰ میلیون تومان هست. ( من فعلا قیمت دقیق ندارم)
من از تک تک شما تمنا میکنم خواهش میکنم مورچه رو تنها نگذارید . خواهش میکنم
👍1
در منزل ما دو روز متوالی دیرتر از ساعت ۸ بیدار شی انقدر سرکوفت می‌خوری که ترجیح می‌دی کلا بیدار نمی‌شدی.
امروز نه پنج‌شنبه‌ست، نه سوم ماه، نه حتی هوا مثل روزیه که رفتی، امّا قلبم هزار تکه‌ست برات.