Forwarded from دانشگاه تهران - دانشجو
🔴تداوم بازداشت و پروندهسازی در سکوت خبری
بر اساس گزارش صنف مستقل بهشتی، #بهداد_پیری، دانشجوی ورودی ۱۳۹۹ رشته زیستشناسی سلولی و مولکولی #دانشگاه_بهشتی، در روز پنجشنبه ۱۸ دیماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. علیرغم گذشتن نزدیک به سه هفته از بازداشت بهداد، همچنان اطلاعی از وضعیت فعلی ایشان در دست نیست.
تداوم بازداشت در سکوت خبری، دست مامورین حکومتی را در سرکوب و پروندهسازی باز میگذارد. توصیه فعالین دانشجویی به خانواده بازداشتشدگان، رسانهای کردن خبر بازداشت است. صدای بازداشتشدگان باشیم.
#بازداشت
منبع:
🆔@motalebe_shorayesenfi
🆔@daneshjo_ut
بر اساس گزارش صنف مستقل بهشتی، #بهداد_پیری، دانشجوی ورودی ۱۳۹۹ رشته زیستشناسی سلولی و مولکولی #دانشگاه_بهشتی، در روز پنجشنبه ۱۸ دیماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. علیرغم گذشتن نزدیک به سه هفته از بازداشت بهداد، همچنان اطلاعی از وضعیت فعلی ایشان در دست نیست.
تداوم بازداشت در سکوت خبری، دست مامورین حکومتی را در سرکوب و پروندهسازی باز میگذارد. توصیه فعالین دانشجویی به خانواده بازداشتشدگان، رسانهای کردن خبر بازداشت است. صدای بازداشتشدگان باشیم.
#بازداشت
منبع:
🆔@motalebe_shorayesenfi
🆔@daneshjo_ut
❤1
Forwarded from pathétique
کماکان پیشنهادِ فعلی من، پیگیری وضع بازداشتیها از کانال کمیتهی پیگیری و استفاده از این نامها که اصولاً تایید شدهتر و راستیآزمایی شده هستن در توییتها و ایمیل به افراد تاثیرگذاره (البته که این متن نباید برای بازداشتیهایی که حکم اعدام نگرفتن استفاده بشه).
Telegram
کمیته پیگیری وضعیت بازداشتشدگان
✅راههای ارتباط با ما:
https://t.me/+46766867429
📤 ایمیل کمیته:
Committee.followupiran@gmail
اینستاگرام: https://instagram.com/followup.iran?igshid=YmMyMTA2M2Y=
توییتر: https://twitter.com/followupiran
https://t.me/+46766867429
📤 ایمیل کمیته:
Committee.followupiran@gmail
اینستاگرام: https://instagram.com/followup.iran?igshid=YmMyMTA2M2Y=
توییتر: https://twitter.com/followupiran
شاید نیازی به شفافسازی نباشه، امّا در مکالماتی با دوستان به این نتیجه رسیدیم که گفتنش بهتر از نگفتنه.
ما سالهاست اینجا با صدای چپ فعالیت داشتهایم و این قراری نیست تغییر کنه و الآن و تا همیشه از روی قاعدهی اخلاقی و سیاسی برعلیه هرگونه دیکتاتوری، چه سلطنت چه رهبری، و برای آزادی و برابری همه خواهیم بود.
امّا همزمان انکار اینکه از جنبشهای قبلی بیشتر به نظر میرسه که مردم* پهلوی رو میخوان (حالا یا برای سلطنت و یا برای دوران گذار) کار درست و اخلاقیای نیست. شما قرار نیست اینجا چیزی در طرفداری از پهلوی ببینید چون شیخ و شاه دو روی یک سکهاند و تا ابد خواهند بود امّا انکار این واقعیت ناراحتکننده که جمهوریاسلامی تیغ رو به جایی رسونده که مردم حاضرند چشم بر اشتباهات پهلوی ببندند رو هم نخواهید دید.
هرحرفی که اینجا زده میشه برای اینه که صدای کسی که پهلوی نمیخواد هم شنیده بشه؛ که خون کشتهشدگان جنبش ژینا که «زن، زندگی، آزادی»گویان** توسط جمهوریاسلامی به قتل رسیدن پایمال نشه؛ که اعدامهای دههی ۶۰ که اکثریتشون همین چپی بودن که پهلویچی امروز براش مرگ میخواد یادمون نره؛ که فراموش نکنیم کوردستان همیشه و تا ابد گورستان فاشیستان خواهد بود؛ که «رضا پهلوی وکیل ما نیست، ما خودمون احزاب داریم بفهمین»ِ بلوچ با سکوت خبری مواجه نشه؛ که فکر نکنیم چون یه سری (اینطور که به نظر میآد بیشتر از همیشه) پهلوی میخوان پس پا گذاشتن روی بقیه درسته و میشه چشم بست روی جنایات ساواک و پهلوی. نه برای اینکه بگیم اصلاً کسی که پهلوی بخواد وجود نداره.
پهلویچیها تا دلشون بخواد پلتفورم دارند امّا چپ نه و شنیدن صدای چپ، چه آنارشیست باشه چه کمونیست چه سوسیالیست، هم مهمه و این پلتفورم کوچک ما هم برای همین وجود داشته، داره و خواهد داشت.
*نگفتیم اکثر چون واقعاً راهی برای صحتسنجی اینکه چنددرصد چی میخوان نیست. همزمان با شعار «جاوید شاه» در خیابان شعارهای ضدسلطنت هم شنیده شدهاند و ویدئوهایی که از بیشتر خبرگزاریها پخش میشن واضحاً سوگیری به سمت راست دارند.
**این خط اشاره به تلاشهای پهلویچیها برای پاک کردن «زن، زندگی، آزادی» از حافظهی تاریخی مردم داره حالا چه با حمله و فحاشی به کسی که پرچمش رو میبره تجمع [مثال] یا با «مرگ بر سه فاسد» به شعار «زن، زندگی، آزادی» جواب دادن. امّا واضحاً جان انسان و شرایط ایران و کشتهشدگان فرای سوگیری سیاسیشون برای ما مهمه و از مقتولین جمهوریاسلامی بدون توجه به باورهاشون خواهیم گفت (برای مثال، مجیدرضا رهنورد که زمان ژینا توسط جمهوریاسلامی اعدام شد و سلطنتطلب بود و ما اینجا قبلاً بارها ازش یاد کردهایم).
ما سالهاست اینجا با صدای چپ فعالیت داشتهایم و این قراری نیست تغییر کنه و الآن و تا همیشه از روی قاعدهی اخلاقی و سیاسی برعلیه هرگونه دیکتاتوری، چه سلطنت چه رهبری، و برای آزادی و برابری همه خواهیم بود.
امّا همزمان انکار اینکه از جنبشهای قبلی بیشتر به نظر میرسه که مردم* پهلوی رو میخوان (حالا یا برای سلطنت و یا برای دوران گذار) کار درست و اخلاقیای نیست. شما قرار نیست اینجا چیزی در طرفداری از پهلوی ببینید چون شیخ و شاه دو روی یک سکهاند و تا ابد خواهند بود امّا انکار این واقعیت ناراحتکننده که جمهوریاسلامی تیغ رو به جایی رسونده که مردم حاضرند چشم بر اشتباهات پهلوی ببندند رو هم نخواهید دید.
هرحرفی که اینجا زده میشه برای اینه که صدای کسی که پهلوی نمیخواد هم شنیده بشه؛ که خون کشتهشدگان جنبش ژینا که «زن، زندگی، آزادی»گویان** توسط جمهوریاسلامی به قتل رسیدن پایمال نشه؛ که اعدامهای دههی ۶۰ که اکثریتشون همین چپی بودن که پهلویچی امروز براش مرگ میخواد یادمون نره؛ که فراموش نکنیم کوردستان همیشه و تا ابد گورستان فاشیستان خواهد بود؛ که «رضا پهلوی وکیل ما نیست، ما خودمون احزاب داریم بفهمین»ِ بلوچ با سکوت خبری مواجه نشه؛ که فکر نکنیم چون یه سری (اینطور که به نظر میآد بیشتر از همیشه) پهلوی میخوان پس پا گذاشتن روی بقیه درسته و میشه چشم بست روی جنایات ساواک و پهلوی. نه برای اینکه بگیم اصلاً کسی که پهلوی بخواد وجود نداره.
پهلویچیها تا دلشون بخواد پلتفورم دارند امّا چپ نه و شنیدن صدای چپ، چه آنارشیست باشه چه کمونیست چه سوسیالیست، هم مهمه و این پلتفورم کوچک ما هم برای همین وجود داشته، داره و خواهد داشت.
*نگفتیم اکثر چون واقعاً راهی برای صحتسنجی اینکه چنددرصد چی میخوان نیست. همزمان با شعار «جاوید شاه» در خیابان شعارهای ضدسلطنت هم شنیده شدهاند و ویدئوهایی که از بیشتر خبرگزاریها پخش میشن واضحاً سوگیری به سمت راست دارند.
**این خط اشاره به تلاشهای پهلویچیها برای پاک کردن «زن، زندگی، آزادی» از حافظهی تاریخی مردم داره حالا چه با حمله و فحاشی به کسی که پرچمش رو میبره تجمع [مثال] یا با «مرگ بر سه فاسد» به شعار «زن، زندگی، آزادی» جواب دادن. امّا واضحاً جان انسان و شرایط ایران و کشتهشدگان فرای سوگیری سیاسیشون برای ما مهمه و از مقتولین جمهوریاسلامی بدون توجه به باورهاشون خواهیم گفت (برای مثال، مجیدرضا رهنورد که زمان ژینا توسط جمهوریاسلامی اعدام شد و سلطنتطلب بود و ما اینجا قبلاً بارها ازش یاد کردهایم).
❤110👍13
دانشگاه تهران - دانشجو
🛑مقاومت، زندگی است نگین ساکن ساری بود و به واسطه شغل پدرش در بندرعباس و اراک نیز سکونت کرده بود. اهل سفر بود، ایران را خوب میشناخت و شیفتهاش بود. ورزش شنا و هنر نقاشی را دنبال میکرد. اهل زندگی بود چنانکه در کانال شخصی تلگرامش یکبار نوشت: «سرتاسر زندگی…
اگر دوست و عزیزی دارید که اخیراً توسط جمهوریاسلامی به قتل رسیده از زندگیاش و انسانی که قبل از مقتول حکومت شدن بود و همچنین از شرایطی که در اون کشته شد به «دانشگاه تهران - دانشجو» بگید:
@UTdaneshjo_ind
روایت زندگی از انسانزدایی از آمار و رمانتیکسازی مرگ جلوگیری میکنه.
@UTdaneshjo_ind
روایت زندگی از انسانزدایی از آمار و رمانتیکسازی مرگ جلوگیری میکنه.
💔35
Forwarded from دوزخ امّا سرد
بهمن دارالشفایی
. بیانیه دادخواهی خانوادههای کشتهشدگان ۱۳ دیماه شهرستان ملکشاهی ایلام از اینجا .
در شهرستانی بیست و چند هزار نفره در یکی از محرومترین استانهای کشور، خانوادگان دادخواه بیانیهای امضا کردند که بدون ارجاع خاصی به مفاهیم دینی و صرفاً با یاری کُلی از خداوند، آن هم به پشتیبانیِ انسانهای آزاده، برای رفتارشان ارجاع دادند به «خرد جمعی» و نه «شرع». برای اجرای عدالت میخواهند به مجامع بینالمللی رجوع کنند، نه به آخوند و ریشسفید شهر و محل یا دفتر ولیفقیه.
این شمهای از «آیندهای» است که میتوان به آن امیدوار بود.
این شمهای از «آیندهای» است که میتوان به آن امیدوار بود.
❤52🫡2
من پیام قبلی در رابطه با فقدان هنر و انبوه مرگ رو پاک کردم چون از هدف بازنشرش سوبرداشت شده بود. از نیت کسی که پیام رو نوشته مطلع نیستم امّا جوری که شخصاً برداشت کردم از این پیام این بود که هیچ چیزی راجع به این رنج «سانتیمانتال» یا «رمانتیک» نیست. امّا از طرفی این واقعیت هم وجود داره که سوگ در ایران به یک حرکت اعتراضی و پرهنر تبدیل شده (برای مثال رقص خانوادهها سر مزار کشتهشدگان) و هنر همبستگی ایجاد میکنه و شاید آواز لیلاهای دومی تولید نشه (شاید هم بشه) امّا این نشان فقدان هنر نیست.
ممنون از دوستی که اینها رو بهم یادآور شد.
ممنون از دوستی که اینها رو بهم یادآور شد.
❤31
دانشگاه تهران - دانشجو
🛑تهدید و ارعاب دانشجویان پیش از شروع نیمسال جدید بر اساس گزارشهای واصله، دهها تن از دانشجویان #دانشگاه_تهران پیش از شروع ترم جدید تحصیلی با تماسهای مکرر از سوی (private number) مواجه شدهاند. این در حالی است که بسیاری از دانشجویان در وضعیت فعلی به علت…
در صورت دریافت تماس از شمارهی خصوصی (private number).
اخبار ایران آزاد 🕊
ملیکا عزیزی، از معترضان بازداشتشده که با خطر صدور حکم اعدام روبهروست، با اعلام عدم حمایت خانوادهاش مواجه شده! بر اساس روایتهای منتشرشده، اون در جلسه دادگاه خطاب به قاضی گفته: «این همه جوان کشته شدن، چطور میتونم سکوت کنم؛ حتی اگر به قیمت جانم تمام بشه.»…
«حالا ملیکا دختر ایران و دختر همهی ماست»
❤21💔1
Forwarded from کمیته پیگیری وضعیت بازداشتشدگان
🔴 کمیته پیگیری با همکاری سه تن از وکلای حقوق بشری خوشنام که سالها در ایران کار دفاع از متهمان با جرایم سیاسی و امنیتی را عهدهدار بودند، سه خط تلفن برای دریافت مشاوره حقوقی رایگان اعلام میکند. این وکلای داوطلب آماده هستند تا راهنماییهای حقوقی لازم را به شما ارائه دهند.
🔴 شما میتوانید از طریق واتساپ، تلگرام و سیگنال با شمارههای تلفن اعلام شده تماس گرفته و مشاوره حقوقی دریافت کنید.
🆔 @Followupiran
🔴 شما میتوانید از طریق واتساپ، تلگرام و سیگنال با شمارههای تلفن اعلام شده تماس گرفته و مشاوره حقوقی دریافت کنید.
🆔 @Followupiran
Forwarded from روزنوشتههای سمیه توحیدلو
چرا «سوژه حقجو» متولد نمیشود؟
۱۹بهمن
🖊سمیه توحیدلو
☑️ در میانهی انباشتِ تروماها، ما با جامعهای روبهرو هستیم که گویی در «سوگ» منجمد شده است. از ۸۸ تا ۱۴۰۴، هر زخم بر روی زخم قبلی نشسته و فرصتِ سوگواریِ سلیم را از ما گرفته است. اما چرا ساختنِ «سوژه فعال» در این وضعیت تا این حد دشوار است؟ حقیقت این است که وقتی سوگ به تروما تبدیل میشود، راه را بر «سیاست» میبندد. ما امروز در مرحله «بازنمایی مظلومیت» گیر کردهایم؛ جایی که تمام کنشگری ما در روایتِ دردهایمان خلاصه شده است. در بازنشر فیلمها و عکسهایی که سراسر رنج است و کنشگری و حتی فعالیت روزمره را نیز مختل میکند.
☑️ این ماندگی در وضعیت سوگ، منجر به نوعی انفعالِ مخرب شده است که خودش را پشت جملاتی انقلابی یا ناامیدانه پنهان میکند: «بزنند راحت شویم»، «جنگ شود تکلیف روشن شود»، «اینها نباشند، هرچه بیاید بهتر است». اینها نه مانیفستِ تغییر، بلکه فریادهای سوژهای است که از فرطِ درد، قدرتِ تخیلِ آینده را از دست داده و به «نیستانگاری» پناه برده است. در این وضعیت، چه رفتار ما اصلاحی باشد، چه مدنی (از نوع جنبشهای زندگی) و چه انقلابی، نقطه عزیمتِ همگی یکی است: بازنمایی رنج، نه بازنمایی حق.
☑️اما گذار به مرحلهی بعد، یعنی حرکت از «مظلومیت» به سمت «ادعای حق»، مستلزم یک جراحیِ دردناک در فهمِ ما از «مردم» است. طبق نظریه نانسی فریزر، ما تا زمانی که نتوانیم خود را به عنوان «طرفِ ذینفع در قرارداد اجتماعی» بازشناسی کنیم، سوژه نخواهیم شد. بخشی از جامعه که «لحظه انقلابی» را برگزیده، بر این باور است که قراردادهای قدیمی فرو ریخته و امکانِ هیچ قرارداد جدیدی با نظمِ موجود وجود ندارد. اما پرسشِ بزرگِ بیپاسخ اینجاست: اگر قرارداد قبلی مرده است، «ما» به عنوان مردم، چگونه امکانِ قراردادِ جدید میان خودمان را تبیین میکنیم؟
☑️ سوژه فعال، سوژهای است که بهجای انتظار برای یک «معجزه» یا «فاجعهی نهایی»، به دنبال نمایندگی واقعی (Representation) میگردد. از سر استیصال و برای «شدن» نمایندگیهای غیر واقعی را دنبال نمیکند. او میپرسد: «چه کسی صدای من است؟» و «من در کجای نقشهی قدرت ایستادهام؟». تغییرات اجتماعی جدید نیازی به نمایندگان واحد ندارد. مهم این است که صدا یا صداهایی بتوانند بخشی از جامعه را نمایندگی بکنند. کنار هم نشستن این صداها جامعه را خواهد ساخت. قرار نیست صدایی که ما میپسندیم مطلوب دیگری باشد. آنچه مهم است هر گروه و صدایی باید نمایندگان خود را بیابند. برای عبور از این انفعالِ پس از سوگ، باید به سراغ «مقاومتهای روزمره» رفت؛ همان چیزی که آصف بیات «سیاستِ زیستن» مینامد.
☑️مقاومت روزمره، یعنی پسگرفتنِ فضاهای خرد از چنگالِ انسداد؛ یعنی اصرار بر پیوندهای اجتماعی در محلات، در گروههای صنفی و در گفتگوهای روادارانهی میانِ خودمان. اگر لحظه انقلابی به معنای بنبستِ قرارداد با «سیستم» است، و یا اگر «لحظه زندگی» به معنای پس گرفتن سیاست از سیستم است؛ سوژهی فعال در شرایط جدید باید بلافاصله به فکرِ بستنِ قرارداد با «جامعه» باشد. ما به جای تحریکِ خشم و سوگ، نیازمندِ ساختنِ «خاطره جمعی از توانستن» هستیم. توانستن جمعی آگاهانه و خشونتپرهیز است. خواستن جمعی مبتنی بر بازشناسی هویتهاست.
☑️ ساختنِ سوژه یعنی عبور از منطقِ «هرچه بادا باد» به منطقِ «چه باید ساخت». این نه یک دعوت به آرامش، بلکه دعوتی است به سختترین نوعِ سیاستورزی: سیاستورزی در آستانه لحظه انقلابی، برای یافتنِ زمینی که بتوان روی آن ایستاد و از «حقِ داشتنِ حق» سخن گفت.
#تاملات
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
۱۹بهمن
🖊سمیه توحیدلو
☑️ در میانهی انباشتِ تروماها، ما با جامعهای روبهرو هستیم که گویی در «سوگ» منجمد شده است. از ۸۸ تا ۱۴۰۴، هر زخم بر روی زخم قبلی نشسته و فرصتِ سوگواریِ سلیم را از ما گرفته است. اما چرا ساختنِ «سوژه فعال» در این وضعیت تا این حد دشوار است؟ حقیقت این است که وقتی سوگ به تروما تبدیل میشود، راه را بر «سیاست» میبندد. ما امروز در مرحله «بازنمایی مظلومیت» گیر کردهایم؛ جایی که تمام کنشگری ما در روایتِ دردهایمان خلاصه شده است. در بازنشر فیلمها و عکسهایی که سراسر رنج است و کنشگری و حتی فعالیت روزمره را نیز مختل میکند.
☑️ این ماندگی در وضعیت سوگ، منجر به نوعی انفعالِ مخرب شده است که خودش را پشت جملاتی انقلابی یا ناامیدانه پنهان میکند: «بزنند راحت شویم»، «جنگ شود تکلیف روشن شود»، «اینها نباشند، هرچه بیاید بهتر است». اینها نه مانیفستِ تغییر، بلکه فریادهای سوژهای است که از فرطِ درد، قدرتِ تخیلِ آینده را از دست داده و به «نیستانگاری» پناه برده است. در این وضعیت، چه رفتار ما اصلاحی باشد، چه مدنی (از نوع جنبشهای زندگی) و چه انقلابی، نقطه عزیمتِ همگی یکی است: بازنمایی رنج، نه بازنمایی حق.
☑️اما گذار به مرحلهی بعد، یعنی حرکت از «مظلومیت» به سمت «ادعای حق»، مستلزم یک جراحیِ دردناک در فهمِ ما از «مردم» است. طبق نظریه نانسی فریزر، ما تا زمانی که نتوانیم خود را به عنوان «طرفِ ذینفع در قرارداد اجتماعی» بازشناسی کنیم، سوژه نخواهیم شد. بخشی از جامعه که «لحظه انقلابی» را برگزیده، بر این باور است که قراردادهای قدیمی فرو ریخته و امکانِ هیچ قرارداد جدیدی با نظمِ موجود وجود ندارد. اما پرسشِ بزرگِ بیپاسخ اینجاست: اگر قرارداد قبلی مرده است، «ما» به عنوان مردم، چگونه امکانِ قراردادِ جدید میان خودمان را تبیین میکنیم؟
☑️ سوژه فعال، سوژهای است که بهجای انتظار برای یک «معجزه» یا «فاجعهی نهایی»، به دنبال نمایندگی واقعی (Representation) میگردد. از سر استیصال و برای «شدن» نمایندگیهای غیر واقعی را دنبال نمیکند. او میپرسد: «چه کسی صدای من است؟» و «من در کجای نقشهی قدرت ایستادهام؟». تغییرات اجتماعی جدید نیازی به نمایندگان واحد ندارد. مهم این است که صدا یا صداهایی بتوانند بخشی از جامعه را نمایندگی بکنند. کنار هم نشستن این صداها جامعه را خواهد ساخت. قرار نیست صدایی که ما میپسندیم مطلوب دیگری باشد. آنچه مهم است هر گروه و صدایی باید نمایندگان خود را بیابند. برای عبور از این انفعالِ پس از سوگ، باید به سراغ «مقاومتهای روزمره» رفت؛ همان چیزی که آصف بیات «سیاستِ زیستن» مینامد.
☑️مقاومت روزمره، یعنی پسگرفتنِ فضاهای خرد از چنگالِ انسداد؛ یعنی اصرار بر پیوندهای اجتماعی در محلات، در گروههای صنفی و در گفتگوهای روادارانهی میانِ خودمان. اگر لحظه انقلابی به معنای بنبستِ قرارداد با «سیستم» است، و یا اگر «لحظه زندگی» به معنای پس گرفتن سیاست از سیستم است؛ سوژهی فعال در شرایط جدید باید بلافاصله به فکرِ بستنِ قرارداد با «جامعه» باشد. ما به جای تحریکِ خشم و سوگ، نیازمندِ ساختنِ «خاطره جمعی از توانستن» هستیم. توانستن جمعی آگاهانه و خشونتپرهیز است. خواستن جمعی مبتنی بر بازشناسی هویتهاست.
☑️ ساختنِ سوژه یعنی عبور از منطقِ «هرچه بادا باد» به منطقِ «چه باید ساخت». این نه یک دعوت به آرامش، بلکه دعوتی است به سختترین نوعِ سیاستورزی: سیاستورزی در آستانه لحظه انقلابی، برای یافتنِ زمینی که بتوان روی آن ایستاد و از «حقِ داشتنِ حق» سخن گفت.
#تاملات
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
👍8
Forwarded from رَشن
⭕️ از محکومیت تا مسئولیت؛
بیانیهی جمهوریخواهان داخل ایران دربارهی کشتار دی ۱۴۰۴ و ضرورت بازسازی آلترناتیو دموکراتیک
ما، جمعی از جمهوریخواهان داخل ایران، کشتار جنایتبار هزاران نفر مردم بیدفاع در اعتراضات دی ۱۴۰۴، بازداشتهای گسترده و ایجاد فضای رعب و وحشت توسط حکومت را به شدیدترین وجه ممکن محکوم میکنیم. مسئولیت مستقیم این خشونت عریان و سازمانیافته، بیتردید بر عهدهی نظام حاکم است و واقعیت جانهای ازدسترفته، خود گویاترین شهادت علیه عاملان این جنایت است.
چنانکه در بیانیهی آغازین چشمانداز جمهوریخواهان داخل ایران تصریح شده بود «تداوم وضعیّت موجود میتواند به سناریوهایی چون جنگ داخلی یا خارجی، بازتولید استبداد فعلی یا برآمدن استبدادی جدید و تعمیق بحرانهای ملّی بینجامد. با اینحال، در برابر این تهدیدات، همچنان چشماندازی بدیل وجود دارد: ایجاد یک جمهوری دموکراتیک سکولار کارآمد، مبتنی بر ارادهی ملّت، حقوق بشر، آزادی، عدالت اجتماعی، مشارکت همگانی، حفظ تمامیت ارضی و نفی تبعیض و فساد سیستماتیک.»
امروز، با اندوهی عمیق و احساس مسئولیتی مضاعف، ناگزیر باید اذعان کرد که جریان مدنی و دموکراسیخواه ملّی، در انجام وظیفهی تاریخی خود یعنی سازماندهی اجتماعی، شکلدهی راهبرد جمعی و مشارکت مؤثر در ساخت بدیلی سیاسی و مسئولانه، دچار کاستی بوده است. این کاستی نه ناشی از کمارزشی فداکاریهای مردم، بلکه حاصل پراکندگی، فردمحوری و غلبهی کنشهای مقطعی و واکنشی بهویژه در فضای مجازی، بر تلاشهای پایدار و سازمانیافته بوده است.
در نتیجهی این وضعیت، میدان سیاست و اعتراض عملاً به گفتمانهایی واگذار شد که با سادهسازی خطرناک واقعیت، وعدههای بیپشتوانه، رادیکالسازی بیمسئولیت و ادبیات خشونت و جنگ، بخشی از جامعه را به مسیرهایی سوق دادند که هزینهی آن را مردم عادی با جان و زندگی خود پرداختند.
در چارچوب همین گفتمانها، چنین تبلیغ میشد که با تشدید کنشهای رادیکال خیابانی، حمایتها و کمکهای نظامی خارجی بهسرعت در دسترس خواهد بود؛ حال آنکه امروز آشکار شده است که بخشی از همان نیروهای خارجی، یا میکوشند خون قربانیان را به اهرم معامله با حکومت بدل کنند، یا آن را دستاویز پیشبرد سناریوهای نظامی منطقهای خود سازند. این رویکرد، نه دفاع از ملت ایران، بلکه مصادرهی رنج آنان در خدمت منافع ژئوپولیتیک دیگران است.
ما بر این باوریم که تداوم این روند، افق گذار دموکراتیک را تیرهتر کرده و هزینههای انسانی، اجتماعی و ملّی جبرانناپذیری بر کشور تحمیل خواهد کرد. ازاینرو، برای عبور مسئولانه از وضعیت کنونی و بازسازی نقش تاریخی نیروهای جمهوریخواه، محورهای عملی زیر پیشنهاد میشود:
۱. تقویت همبستگی اجتماعی از طریق پیوندهای پایدار با جنبشها و کنشگران صنفی، دانشجویی، کارگری، زنان و اقلیتها، بهمنظور تبدیل صداهای پراکنده به خواستهای ملّی مشترک.
۲. بازسازی رسانهی مستقل و جمعی با تقویت شبکههای غیرمتمرکز و کمهزینه، متکی بر همکاری جمعی و پرهیز از رقابتهای فردمحور برای بازتاب صدای مردم و جمهوریخواهان.
۳. تدوین گفتمان ایجابی و آیندهمحور با ارائهی چشماندازی روشن از جمهوری دموکراتیک مطلوب در حوزههای حکمرانی، عدالت اجتماعی، اقتصاد، حقوق شهروندی و سیاست خارجی ملّی و صلحمحور.
۴. ایجاد جبههای منسجم و فراگیر از نیروهای جمهوریخواه، مدنی و دموکراتیک، مبتنی بر اصول مشترک، تصمیمگیری جمعی و پاسخگویی مستمر به جامعه.
ما، جمعی از جمهوریخواهان داخل ایران، بر این باوریم که آیندهی ایران نه از مسیر استبداد میگذرد و نه از دل جنگ، بلکه تنها از راه شکلگیری یک جمهوری دموکراتیک، متکی بر ارادهی ملّت، همبستگی اجتماعی و سازمانیافتگی مدنی ممکن است.
ما خود را متعهد میدانیم که با صداقت، شفافیت و مسئولیتپذیری، برای ساختن بدیلی واقعی، اخلاقی و کارآمد تلاش کنیم؛ بدیلی که نه بر ویرانههای خون، بلکه بر امید، همبستگی و کرامت انسانی بنا شود.
ایران، شایستهی آیندهای آزاد، آباد، دموکراتیک، عادلانه و صلحآمیز است.
۱۹ بهمن ۱۴۰۴
#چشمانداز_ایران_دموکراتیک
#جمهوریخواهان_داخل_ایران
لیست امضاکنندگان آغازین
(در صورت تمایل و سکونت در ایران، نام خود را برای اضافه شدن به لیست امضاکنندگان ارسال نمایید)
بیانیه آغازین چشمانداز ایران دموکراتیک جمهوریخواهان داخل ایران
۲۹تیر ۱۴۰۴
لیست بیانیههای پیشین جمهوریخواهان داخل ایران
@rashn18_iran
بیانیهی جمهوریخواهان داخل ایران دربارهی کشتار دی ۱۴۰۴ و ضرورت بازسازی آلترناتیو دموکراتیک
ما، جمعی از جمهوریخواهان داخل ایران، کشتار جنایتبار هزاران نفر مردم بیدفاع در اعتراضات دی ۱۴۰۴، بازداشتهای گسترده و ایجاد فضای رعب و وحشت توسط حکومت را به شدیدترین وجه ممکن محکوم میکنیم. مسئولیت مستقیم این خشونت عریان و سازمانیافته، بیتردید بر عهدهی نظام حاکم است و واقعیت جانهای ازدسترفته، خود گویاترین شهادت علیه عاملان این جنایت است.
چنانکه در بیانیهی آغازین چشمانداز جمهوریخواهان داخل ایران تصریح شده بود «تداوم وضعیّت موجود میتواند به سناریوهایی چون جنگ داخلی یا خارجی، بازتولید استبداد فعلی یا برآمدن استبدادی جدید و تعمیق بحرانهای ملّی بینجامد. با اینحال، در برابر این تهدیدات، همچنان چشماندازی بدیل وجود دارد: ایجاد یک جمهوری دموکراتیک سکولار کارآمد، مبتنی بر ارادهی ملّت، حقوق بشر، آزادی، عدالت اجتماعی، مشارکت همگانی، حفظ تمامیت ارضی و نفی تبعیض و فساد سیستماتیک.»
امروز، با اندوهی عمیق و احساس مسئولیتی مضاعف، ناگزیر باید اذعان کرد که جریان مدنی و دموکراسیخواه ملّی، در انجام وظیفهی تاریخی خود یعنی سازماندهی اجتماعی، شکلدهی راهبرد جمعی و مشارکت مؤثر در ساخت بدیلی سیاسی و مسئولانه، دچار کاستی بوده است. این کاستی نه ناشی از کمارزشی فداکاریهای مردم، بلکه حاصل پراکندگی، فردمحوری و غلبهی کنشهای مقطعی و واکنشی بهویژه در فضای مجازی، بر تلاشهای پایدار و سازمانیافته بوده است.
در نتیجهی این وضعیت، میدان سیاست و اعتراض عملاً به گفتمانهایی واگذار شد که با سادهسازی خطرناک واقعیت، وعدههای بیپشتوانه، رادیکالسازی بیمسئولیت و ادبیات خشونت و جنگ، بخشی از جامعه را به مسیرهایی سوق دادند که هزینهی آن را مردم عادی با جان و زندگی خود پرداختند.
در چارچوب همین گفتمانها، چنین تبلیغ میشد که با تشدید کنشهای رادیکال خیابانی، حمایتها و کمکهای نظامی خارجی بهسرعت در دسترس خواهد بود؛ حال آنکه امروز آشکار شده است که بخشی از همان نیروهای خارجی، یا میکوشند خون قربانیان را به اهرم معامله با حکومت بدل کنند، یا آن را دستاویز پیشبرد سناریوهای نظامی منطقهای خود سازند. این رویکرد، نه دفاع از ملت ایران، بلکه مصادرهی رنج آنان در خدمت منافع ژئوپولیتیک دیگران است.
ما بر این باوریم که تداوم این روند، افق گذار دموکراتیک را تیرهتر کرده و هزینههای انسانی، اجتماعی و ملّی جبرانناپذیری بر کشور تحمیل خواهد کرد. ازاینرو، برای عبور مسئولانه از وضعیت کنونی و بازسازی نقش تاریخی نیروهای جمهوریخواه، محورهای عملی زیر پیشنهاد میشود:
۱. تقویت همبستگی اجتماعی از طریق پیوندهای پایدار با جنبشها و کنشگران صنفی، دانشجویی، کارگری، زنان و اقلیتها، بهمنظور تبدیل صداهای پراکنده به خواستهای ملّی مشترک.
۲. بازسازی رسانهی مستقل و جمعی با تقویت شبکههای غیرمتمرکز و کمهزینه، متکی بر همکاری جمعی و پرهیز از رقابتهای فردمحور برای بازتاب صدای مردم و جمهوریخواهان.
۳. تدوین گفتمان ایجابی و آیندهمحور با ارائهی چشماندازی روشن از جمهوری دموکراتیک مطلوب در حوزههای حکمرانی، عدالت اجتماعی، اقتصاد، حقوق شهروندی و سیاست خارجی ملّی و صلحمحور.
۴. ایجاد جبههای منسجم و فراگیر از نیروهای جمهوریخواه، مدنی و دموکراتیک، مبتنی بر اصول مشترک، تصمیمگیری جمعی و پاسخگویی مستمر به جامعه.
ما، جمعی از جمهوریخواهان داخل ایران، بر این باوریم که آیندهی ایران نه از مسیر استبداد میگذرد و نه از دل جنگ، بلکه تنها از راه شکلگیری یک جمهوری دموکراتیک، متکی بر ارادهی ملّت، همبستگی اجتماعی و سازمانیافتگی مدنی ممکن است.
ما خود را متعهد میدانیم که با صداقت، شفافیت و مسئولیتپذیری، برای ساختن بدیلی واقعی، اخلاقی و کارآمد تلاش کنیم؛ بدیلی که نه بر ویرانههای خون، بلکه بر امید، همبستگی و کرامت انسانی بنا شود.
ایران، شایستهی آیندهای آزاد، آباد، دموکراتیک، عادلانه و صلحآمیز است.
۱۹ بهمن ۱۴۰۴
#چشمانداز_ایران_دموکراتیک
#جمهوریخواهان_داخل_ایران
لیست امضاکنندگان آغازین
(در صورت تمایل و سکونت در ایران، نام خود را برای اضافه شدن به لیست امضاکنندگان ارسال نمایید)
بیانیه آغازین چشمانداز ایران دموکراتیک جمهوریخواهان داخل ایران
۲۹تیر ۱۴۰۴
لیست بیانیههای پیشین جمهوریخواهان داخل ایران
@rashn18_iran
Telegram
رَشن
⭕️ اسامی امضاکنندگان آغازین بیانیهی جمعی از جمهوریخواهان داخل ایران دربارهی کشتار دی ۱۴۰۴ و ضرورت بازسازی آلترناتیو دموکراتیک
۱. مریم احمدی ۲. سروش افخمی
۳. محمدرضا افخمی ۴. شمس افرازیزاده
۵. شاهین اقدامی ۶. محمدرضا امیری
۷.…
۱. مریم احمدی ۲. سروش افخمی
۳. محمدرضا افخمی ۴. شمس افرازیزاده
۵. شاهین اقدامی ۶. محمدرضا امیری
۷.…
❤12💔1
Forwarded from pathétique
در دو روز ۲۰۰ کودک و نوجوان رو کشتند. ۲۰۰ کودک که تمام زندگیشون درمقابلشون بود. هیچچیزی نمیتونم بنویسم، هیچ نمیتونم بگم. چطور میتونیم این عدد رو اصلاً بفهمیم یا درک کنیم؟ هر کدومشون یک دنیای کامل رو با خودشون حمل میکردن. دویست دنیارو از بین بردن.
Telegram
بهمن دارالشفایی
فهرست کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال کشتهشده ۲۰۰ تایی شد.
محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان:
«دیگر صحبت از «نیمکت» و «کلاس» نیست؛
با رسیدن به عدد ۲۰۰، حالا رسماً یک «مدرسه کامل» را قتلعام کردهاند.
تصور کنید: زنگ مدرسهای را میزنند،…
محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان:
«دیگر صحبت از «نیمکت» و «کلاس» نیست؛
با رسیدن به عدد ۲۰۰، حالا رسماً یک «مدرسه کامل» را قتلعام کردهاند.
تصور کنید: زنگ مدرسهای را میزنند،…
💔9❤1
Forwarded from دوزخ امّا سرد
سیاستمدار تماشاگر نیست. سیاستمدار راجع به راهبرد و تاکتیک مبارزانی خود مسئول است. راجع به وعدههایی که داده مسئول است. راجع به اطرافیان خود مسئول است. راجع به مسیر جنبشی که نام اوست مسئول است. چه مثبت و چه منفی. این ریسک سیاست است. مردم به سیاستمداران «بدهکار» نیستند. کسی «حقی بر گردن ملت» ندارد. طرفداری به دلیل علاقهٔ شخصی به سیاستمداران و منتقد شمارۀ یکشان نبودن، اصلاً به جهت حمایت از پیشرفتشان، مسخره است.
چرخ حقوق انسانی را که قرنها برای ترقیاش زمان صرف شده از ابتدا اختراع نکنیم.
چرخ حقوق انسانی را که قرنها برای ترقیاش زمان صرف شده از ابتدا اختراع نکنیم.
👍26❤4