پلاکارد کم آوردیم.
و چطور میتوانیم در مبارزهای که یک قطبش اسلامگراها و قطب دیگرش ارتش و حامیانشان هستند منتظر پایان خوش باشیم؟ سلام رفیق، چشمانم را محکمتر میبندم تا بیش از این توسط واقعیت شوکه نشوم. خودم را در خلاء پیدا میکنم - و در ذهنم - و با خانوادهی کوچکم مکالمات…
عشق پیروز میشود و صلح شایع.
سلام رفیق،
روی دیوار سلولی انفرادی نوشتهای پیدا کردم (سما الارباویه، بیعدالتی ممنوع است، ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۱).
دنبال ابزاری بودم که نام خودم را [روی دیوار] همیشگی کنم و کنارش بنویسم (سارة حجازی، عشق پیروز میشود و صلح شایع، ۲ اکتبر ۲۰۱۱) امّا چیزی پیدا نکردم.
کنار دیوار نشستم، گیر افتادم، میلرزیدم، گریه نکردم، عنکبوتی از کنارم رد شد و نکشتمش! برای چه بکشمش، همراه؟
[این عنکبوت] همسلولیام شدهست، دقیقاً همانطور که تو در حین این تجربهی آسیبزننده و پردرد همدمم شدهای.
امیدوارم با اینکه به یک حشره در زندان القناطر تشبیهت کردم مشکلی نداشته باشی! من هم یک حشره هستم، تمام افراد شبیه ما حشره هستند، هرکسی که با گله فرق کند حشرهست. از نگاه آنها ما حشره هستیم، همراه- همه با تحقیر و نفرت به ما نگاه میکنند. دقیقاً همانطور که به حشرات نگاه میکنند. این دقیقاً چیزیست که کافکا در کتابش (مسخ) توصیف کرد؛ آنهایی که با گله متفاوتند، چه از لحاظ سیاسی، چه از لحاظ ایدئولوژیکی، چه از لحاظ [گرایش] جنسی!
در کشورهای ما، این تفاوت در قانون جرمانگاری شدهست.
آنها تو را در زندان میندازند، همراه، آنها تو را در سلول [انفرادی] میندازند، همراه، آنها به تو یک پتوی بدبو و یک سطل میدهند! نان اینجا بیمزه و بیبوست. اعتراف میکنند که قصد مجازاتت را دارند، امّا مجازات برای چه، رفیق؟
جرم ما چیست؟ خواستن احترام و آزادی- جرم؟ خواستن صلح و عشق برای همه- جرم؟
به آنها بگو، دوست من، آنها گذرا هستند، ماییم که ماندگاریم.
سارة حجازی،
در بند،
دوم اکتبر ۲۰۱۷.
سلام رفیق،
روی دیوار سلولی انفرادی نوشتهای پیدا کردم (سما الارباویه، بیعدالتی ممنوع است، ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۱).
دنبال ابزاری بودم که نام خودم را [روی دیوار] همیشگی کنم و کنارش بنویسم (سارة حجازی، عشق پیروز میشود و صلح شایع، ۲ اکتبر ۲۰۱۱) امّا چیزی پیدا نکردم.
کنار دیوار نشستم، گیر افتادم، میلرزیدم، گریه نکردم، عنکبوتی از کنارم رد شد و نکشتمش! برای چه بکشمش، همراه؟
[این عنکبوت] همسلولیام شدهست، دقیقاً همانطور که تو در حین این تجربهی آسیبزننده و پردرد همدمم شدهای.
امیدوارم با اینکه به یک حشره در زندان القناطر تشبیهت کردم مشکلی نداشته باشی! من هم یک حشره هستم، تمام افراد شبیه ما حشره هستند، هرکسی که با گله فرق کند حشرهست. از نگاه آنها ما حشره هستیم، همراه- همه با تحقیر و نفرت به ما نگاه میکنند. دقیقاً همانطور که به حشرات نگاه میکنند. این دقیقاً چیزیست که کافکا در کتابش (مسخ) توصیف کرد؛ آنهایی که با گله متفاوتند، چه از لحاظ سیاسی، چه از لحاظ ایدئولوژیکی، چه از لحاظ [گرایش] جنسی!
در کشورهای ما، این تفاوت در قانون جرمانگاری شدهست.
آنها تو را در زندان میندازند، همراه، آنها تو را در سلول [انفرادی] میندازند، همراه، آنها به تو یک پتوی بدبو و یک سطل میدهند! نان اینجا بیمزه و بیبوست. اعتراف میکنند که قصد مجازاتت را دارند، امّا مجازات برای چه، رفیق؟
جرم ما چیست؟ خواستن احترام و آزادی- جرم؟ خواستن صلح و عشق برای همه- جرم؟
به آنها بگو، دوست من، آنها گذرا هستند، ماییم که ماندگاریم.
سارة حجازی،
در بند،
دوم اکتبر ۲۰۱۷.
💔45❤5👍5
پلاکارد کم آوردیم.
سه سال پیش، امروز (۱۴ ژوئن ۲۰۲۰) سارة حجازی، جان خودش را در تبعید اجباری گرفت. سارة، متولد ۱۹۸۹، کنشگر مصری سوسیالیست، لزبین و فعال حقوق کوئیر بود که در سال ۲۰۱۷ به جرم تکان دادن پرچم رنگینکمان در کنسرت مشروع لیلا در قاهره توسط دولت این کشور دستگیر و به…
باورم نمیشه که این رو باید بگم، امّا واکنش انسانی به صحبت از زندانی و شکنجه شدن یک انسان، «کمونیست بوده» نیست.
اولاً که هیچچیزی، مطلقاً هیچچیزی، اعدام (علیه اعدام مطلق و بلاشرط) و شکنجه و تجاوز رو توجیه نمیکنه.
دوماً که، توی همین ایران، چه زمان پهلوی، چه زمان جمهوریاسلامی، کنشگران چپ (سوسیالیست، کمونیست، آنارشیست و غیره) زیادی به جرم «عقیده داشتن» زندانی و اعدام شدهاند. تمام دیکتاتوریهای جهان سرمایهداران خوبی هم هستند، چون بدون اون سرمایه قدرت سرکوب چندانی براشون باقی نمیمونه؛ از کرهی شمالی بگیرید، تا چین و روسیه و جمهوریاسلامی، همهجا گروه سرکوبگر و دیکتاتور همون گروهیه که بیشترین سرمایه رو در اختیار داره و این سرمایه رو تبدیل به ابزار سرکوب بیشتر میکنه.
زیاد سرتون رو درد نمیآرم، صرفاً اینکه بیهیچ سواد و اطلاعی از تاریخ و بدون ذرهای همدلی و به صرف پذیرش چیزی که برخی رسانهها میخوان ما باور کنیم، به کسی سودی نمیرسونه و جلوی رشد فردیمون رو هم میگیره.
اولاً که هیچچیزی، مطلقاً هیچچیزی، اعدام (علیه اعدام مطلق و بلاشرط) و شکنجه و تجاوز رو توجیه نمیکنه.
دوماً که، توی همین ایران، چه زمان پهلوی، چه زمان جمهوریاسلامی، کنشگران چپ (سوسیالیست، کمونیست، آنارشیست و غیره) زیادی به جرم «عقیده داشتن» زندانی و اعدام شدهاند. تمام دیکتاتوریهای جهان سرمایهداران خوبی هم هستند، چون بدون اون سرمایه قدرت سرکوب چندانی براشون باقی نمیمونه؛ از کرهی شمالی بگیرید، تا چین و روسیه و جمهوریاسلامی، همهجا گروه سرکوبگر و دیکتاتور همون گروهیه که بیشترین سرمایه رو در اختیار داره و این سرمایه رو تبدیل به ابزار سرکوب بیشتر میکنه.
زیاد سرتون رو درد نمیآرم، صرفاً اینکه بیهیچ سواد و اطلاعی از تاریخ و بدون ذرهای همدلی و به صرف پذیرش چیزی که برخی رسانهها میخوان ما باور کنیم، به کسی سودی نمیرسونه و جلوی رشد فردیمون رو هم میگیره.
👍95
روایاتی از بستنشینی ۲۴ خرداد دانشجویان دانشگاه هنر در اعتراض به اجباری شدن مقنعه.
💔115
Forwarded from شوراهای صنفی دانشجویان کشور
#خبر_فوری
⛔️بازداشت دانشجویان دانشگاه هنر توسط مامورین لباس شخصی
بنا بر گزاشهای واصله، در مقابل پردیس باغ ملی دانشگاه هنر تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه هنر توسط نیروهای لباس شخصی ربوده و به درون ونی بینام و نشان منتقل شدهاند و از محل خارج شدهاند. گفته میشود پلیس نیروی انتظامی و یگان ویژه نیز در محل مستقر است.
از وضعیت فعلی این دانشجویان اطلاع دقیقی در دست نیست.
#سرکوب_فراگیر
#دانشگاه_هنر
4⃣8⃣7⃣9⃣
🆔@senfi_uni_iran
⛔️بازداشت دانشجویان دانشگاه هنر توسط مامورین لباس شخصی
بنا بر گزاشهای واصله، در مقابل پردیس باغ ملی دانشگاه هنر تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه هنر توسط نیروهای لباس شخصی ربوده و به درون ونی بینام و نشان منتقل شدهاند و از محل خارج شدهاند. گفته میشود پلیس نیروی انتظامی و یگان ویژه نیز در محل مستقر است.
از وضعیت فعلی این دانشجویان اطلاع دقیقی در دست نیست.
#سرکوب_فراگیر
#دانشگاه_هنر
4⃣8⃣7⃣9⃣
🆔@senfi_uni_iran
💔44
ماه آگاهیرسانی در رابطه با معلولیت مبارک.
در جهان از هر ۷ نفر ۱ نفر با معلولیت زندگی میکنه و ۸۰٪ این معلولیتها پنهان هستند، این یعنی ۱ میلیارد نفر!
در حالی که برخی از ما دارای معلولیتهای آشکار هستیم، خیلی از ما اختلال یا شرایط ناآشکار (پنهان) داریم. این اختلالات و معلولیتها درجا قابل مشاهده نیستند و میتونن فیزیکی، روانی و یا عصبی باشن؛ شامل اتیسم، اختلالات یادگیری، بینایی، ناشنوایی و غیره میشن (امّا محدود به اینها نیستن). آنها همچنین اختلالات تنفسی مثل آسم و بیماریهای مزمن مثل دیابت رو هم دربرمیگیرن. گاهی افراد ترکیبی از معلولیتهای آشکار و پنهان رو تجربه میکنن.
چون شما نمیبینیدش به این معنی که وجود نداره نیست!
این ماه برای این نیست که خودمون رو مجبور کنیم تا درد و معلولستیزیای که متحمل میشیم رو دوست داشته باشیم، بلکه به وجود آمده تا آگاهیرسانی بیشتر بشه و به خودمون یادآوری کنیم که لیاقت و ارزش دوست داشته شدن رو داریم در دنیایی که باعث میشه فکر کنیم نداریم.
در جهان از هر ۷ نفر ۱ نفر با معلولیت زندگی میکنه و ۸۰٪ این معلولیتها پنهان هستند، این یعنی ۱ میلیارد نفر!
در حالی که برخی از ما دارای معلولیتهای آشکار هستیم، خیلی از ما اختلال یا شرایط ناآشکار (پنهان) داریم. این اختلالات و معلولیتها درجا قابل مشاهده نیستند و میتونن فیزیکی، روانی و یا عصبی باشن؛ شامل اتیسم، اختلالات یادگیری، بینایی، ناشنوایی و غیره میشن (امّا محدود به اینها نیستن). آنها همچنین اختلالات تنفسی مثل آسم و بیماریهای مزمن مثل دیابت رو هم دربرمیگیرن. گاهی افراد ترکیبی از معلولیتهای آشکار و پنهان رو تجربه میکنن.
چون شما نمیبینیدش به این معنی که وجود نداره نیست!
این ماه برای این نیست که خودمون رو مجبور کنیم تا درد و معلولستیزیای که متحمل میشیم رو دوست داشته باشیم، بلکه به وجود آمده تا آگاهیرسانی بیشتر بشه و به خودمون یادآوری کنیم که لیاقت و ارزش دوست داشته شدن رو داریم در دنیایی که باعث میشه فکر کنیم نداریم.
❤79👍3
پلاکارد کم آوردیم.
در بهمن ماه سال گذشته (۱۴۰۱) جمهوریاسلامی در کنار افزایش بودجههای "امنیتی" و تبلیغاتی، ردیف بودجهی حمایت از معلولان رو به طور کلی حذف کرد.
جدای از معلولستیزی ساختاری جمهوریاسلامی، فرهنگ و ادبیات ایران هم بسیار معلولستیز هستند، اکثر کلمات ناسزا اگر زنستیز و کوئیرستیز و نژادپرست نباشند، معلولستیز هستند، اکثر مردم معلولیتهای پنهان رو به رسمیت نمیشناسن و نگاه بالا به پایین به معلولیتهای آشکار (اکثراً فیزیکی و گاهی ذهنی) دارند.
👍79
I Am Equally Human.pdf
545.5 KB
گزارش مؤسسهی Human Rights Watch از وضعیت افراد معلول/دارای معلولیت در ایران، سال ۲۰۱۸.
فایل بالا به زبان انگلیسیست و فایل پایین به زبان فارسی.
فایل بالا به زبان انگلیسیست و فایل پایین به زبان فارسی.
👍26❤5
به دنبال خشونت پلیس اخیر در فرانسه و به قتل رسیدن نوجوان ۱۷ سالهی فرانسوی (اصالتاً الجزایری-مراکشی) تاریخ کوتاهی از فلسفهی ضدپلیس:
ACAB: All Coppers/Cops Are Bastards
نگاهی کوتاه بر تاریخچهی مدرن فلسفهی ضدپلیس و شعار معروف «تمام پلیسها حرامزاده (۱) هستند».
با وجود نامشخص بودن ریشهی دقیق این شعار، اکثراً باور دارند که برای اولین در دههی ۱۹۴۰ میلادی و در انگلستان طی اعتصابات سراسری کارگری استفاده شدهست امّا تا دههی ۱۹۷۰ و شیوع فرهنگ پانک (Punk) در بریتانیا معنای امروزیاش را به خود نگرفتهست.
هدف اصلی این شعار انتقاد و مخالفت با ساختار پلیسست و قصد دارد به مخاطب یادآوری کند که مشکل «چند پلیس بد» نیست و برای تغییر واقعی سیستم باید تغییر کند.
مهرههای اصلی موج پانک اعضای گروههای بهحاشیهراندهشده (افراد بلک، طبقهی کارگر، افراد کوئیر*) بودند که قصد حمایت از نسل ویندراش (Windrush Generation) را داشتند [اطلاعات بیشتر در این رابطه: فارسی و انگلیسی]. این شعار از همان ابتدا توسط کسانی استفاده میشد که قربانی خشونت پلیس میشدند (و میشوند) و تمرکز اصلی آن روی نقش تک تک اعضای پلیس در کنترل و خشونت علیه گروههای بهحاشیهراندهشدهی نژادی، جنسیتی و اجتماعیست.
چندروز پیش (۲۸ ژوئن) سالگرد شروع قیام استونوال (Stonewall Uprising) بود که ۶ روز به طول انجامید و درنهایت منجر به وجود آمدن ماه افتخار (Pride Month) شد. این قیام هم از اساس علیه خشونت و تعرض پلیس علیه افراد کوئیر* و ترنس بود. در طول تاریخ و خصوصاً در دهههای اخیر، تعداد بیشماری قیام اینچنینی علیه پلیس و خشونت سیستماتیکش در سراسر جهان اتفاق افتاده و در اکثر موارد در بهترین حالت، یک عضو از این جامعهی خشن (پلیس) انتخاب شده تا صدای معترضین را خفه کند؛ از مجازات قاتل جورج فلوید تا نکوهش این قتل اخیر در فرانسه توسط سیاستمداران، همه و همه راهحلهای موقتی برای خفه کردن معترضین و خوب نشان دادن سیستم و هیولاسازی از «یک نفر، یک دندان پوسیده» هستند.
از همان سالهای ابتدایی (اولین خشونت پلیس ثبتشده در تاریخ به سال ۱۸۷۷ و اعتصابات کارگری در آمریکا برمیگردد) پایهگذاری پلیس مدرن هدف چیزی نبود جز کنترل مردم و اجرای قوانین نفرتمحوری که دولتها علیه گروههای بهحاشیهراندهشده وضع میکنند. اولین گروههای پلیس مدرن در قرن هجدهم میلادی به وجود آمدند و هدفشان نگهبانی و نظارت بر بردهها بود (Slave Patrol). نقش پلیس برقراری نظم و امنیت برای مردم نیست، بلکه برقراری نظم برای دولتها و آسان کردن به وجود آمدن دیکتاتوریهاست. حکومتهای فاشیست بدون سربازهای خود (پلیس) سرپا نمیمانند.
(۱) متوجه ریشههای زنستیزانه «حرامزاده» هستیم و اینجا صرفاً ترجمهی تحتالفظی bastard را به کار بردهایم.
ACAB: All Coppers/Cops Are Bastards
نگاهی کوتاه بر تاریخچهی مدرن فلسفهی ضدپلیس و شعار معروف «تمام پلیسها حرامزاده (۱) هستند».
با وجود نامشخص بودن ریشهی دقیق این شعار، اکثراً باور دارند که برای اولین در دههی ۱۹۴۰ میلادی و در انگلستان طی اعتصابات سراسری کارگری استفاده شدهست امّا تا دههی ۱۹۷۰ و شیوع فرهنگ پانک (Punk) در بریتانیا معنای امروزیاش را به خود نگرفتهست.
هدف اصلی این شعار انتقاد و مخالفت با ساختار پلیسست و قصد دارد به مخاطب یادآوری کند که مشکل «چند پلیس بد» نیست و برای تغییر واقعی سیستم باید تغییر کند.
مهرههای اصلی موج پانک اعضای گروههای بهحاشیهراندهشده (افراد بلک، طبقهی کارگر، افراد کوئیر*) بودند که قصد حمایت از نسل ویندراش (Windrush Generation) را داشتند [اطلاعات بیشتر در این رابطه: فارسی و انگلیسی]. این شعار از همان ابتدا توسط کسانی استفاده میشد که قربانی خشونت پلیس میشدند (و میشوند) و تمرکز اصلی آن روی نقش تک تک اعضای پلیس در کنترل و خشونت علیه گروههای بهحاشیهراندهشدهی نژادی، جنسیتی و اجتماعیست.
چندروز پیش (۲۸ ژوئن) سالگرد شروع قیام استونوال (Stonewall Uprising) بود که ۶ روز به طول انجامید و درنهایت منجر به وجود آمدن ماه افتخار (Pride Month) شد. این قیام هم از اساس علیه خشونت و تعرض پلیس علیه افراد کوئیر* و ترنس بود. در طول تاریخ و خصوصاً در دهههای اخیر، تعداد بیشماری قیام اینچنینی علیه پلیس و خشونت سیستماتیکش در سراسر جهان اتفاق افتاده و در اکثر موارد در بهترین حالت، یک عضو از این جامعهی خشن (پلیس) انتخاب شده تا صدای معترضین را خفه کند؛ از مجازات قاتل جورج فلوید تا نکوهش این قتل اخیر در فرانسه توسط سیاستمداران، همه و همه راهحلهای موقتی برای خفه کردن معترضین و خوب نشان دادن سیستم و هیولاسازی از «یک نفر، یک دندان پوسیده» هستند.
از همان سالهای ابتدایی (اولین خشونت پلیس ثبتشده در تاریخ به سال ۱۸۷۷ و اعتصابات کارگری در آمریکا برمیگردد) پایهگذاری پلیس مدرن هدف چیزی نبود جز کنترل مردم و اجرای قوانین نفرتمحوری که دولتها علیه گروههای بهحاشیهراندهشده وضع میکنند. اولین گروههای پلیس مدرن در قرن هجدهم میلادی به وجود آمدند و هدفشان نگهبانی و نظارت بر بردهها بود (Slave Patrol). نقش پلیس برقراری نظم و امنیت برای مردم نیست، بلکه برقراری نظم برای دولتها و آسان کردن به وجود آمدن دیکتاتوریهاست. حکومتهای فاشیست بدون سربازهای خود (پلیس) سرپا نمیمانند.
(۱) متوجه ریشههای زنستیزانه «حرامزاده» هستیم و اینجا صرفاً ترجمهی تحتالفظی bastard را به کار بردهایم.
👍43
عزیزان، بسته بودن کامنتهای این کانال و محدود بودن ریاکشنهاش، خلاف آزادی بیان نیست. هرکسی که میخواد میتونه کانال خودش در تلگرام بزنه و آزادانه نظراتش رو بیان کنه. ما با بسته نگه داشتن کامنتها هیچکدوم از باورهای خودمون رو نقض نکردهایم. راه ارتباطی هست، فوروارد هم بازه، هرکسی مختاره تا نظر بده و مخالفت کنه؛ موافق آزادی بیان بودن به این معنی نیست که همه به شما گوششون رو بدهکارن، به این معنی هم نیست که هرحرفی دلتون بخواد میتونید بزنید. کامنت باز کردن هم مشکل امنیتی ایجاد میکنه، هم وقت زیادی میبره چون هیچکدوم از ما وقت مانیتور کردن کامنتها ۲۴/۷ رو نداریم.
❤58👍46
Forwarded from Aty'z Plaza
بچه ها سلام وقتتون بخیر.
راستش ما میخوایم به یکی از دوستامون کمک کنیم،
که متاسفانه مبتلا به سرطانه، اما نمیتونه جلسات درمان شو ادامه بده و شرایطش وخیم میشه.
میخوایم پول حداقل یکی دو ماه از جلسات شیمی درمانی شو جور کنیم و بهش کمک کنیم تا زمانی که حال خودش بهتر شه و بتونه خودش از پس این مخارج بر بیاد.
هزینه تقریبی که نیازه ۲۰ تومنه که حدود ۳ تومنش رو خودمون جور کردیم و دیدیم که برای بقیه ش مجبوریم کمک بگیریم.
اگه دوست دارین کمک کنین، هرچقدر که باشه، خیلی مارو خوشحال میکنین.💙
اگه به خیرین یا خیریه ای در این مورد دسترسی دارین، خوشحال میشیم مارو بهشون وصل کنین...
و اگه کسی رو میشناسین که میخواد کمک کنه، خوشحال میشیم این پست رو براشون بفرستین.
لطفا و تا حد امکان اگه میشه این پست رو شیر کنید شاید کسانی که بخوان کمک کنن پست رو ببینن... پیشاپیش خیلی ممنون از کمک تون.
خودم به عنوان واسطه قرار شده کمک کنم پس نگران اعتماد کردن نباشین🤦🏻♀
6037997528622666
آیدی جهت اطلاعات بیشتر: @ablurrymind
راستش ما میخوایم به یکی از دوستامون کمک کنیم،
که متاسفانه مبتلا به سرطانه، اما نمیتونه جلسات درمان شو ادامه بده و شرایطش وخیم میشه.
میخوایم پول حداقل یکی دو ماه از جلسات شیمی درمانی شو جور کنیم و بهش کمک کنیم تا زمانی که حال خودش بهتر شه و بتونه خودش از پس این مخارج بر بیاد.
هزینه تقریبی که نیازه ۲۰ تومنه که حدود ۳ تومنش رو خودمون جور کردیم و دیدیم که برای بقیه ش مجبوریم کمک بگیریم.
اگه دوست دارین کمک کنین، هرچقدر که باشه، خیلی مارو خوشحال میکنین.💙
اگه به خیرین یا خیریه ای در این مورد دسترسی دارین، خوشحال میشیم مارو بهشون وصل کنین...
و اگه کسی رو میشناسین که میخواد کمک کنه، خوشحال میشیم این پست رو براشون بفرستین.
لطفا و تا حد امکان اگه میشه این پست رو شیر کنید شاید کسانی که بخوان کمک کنن پست رو ببینن... پیشاپیش خیلی ممنون از کمک تون.
خودم به عنوان واسطه قرار شده کمک کنم پس نگران اعتماد کردن نباشین🤦🏻♀
6037997528622666
آیدی جهت اطلاعات بیشتر: @ablurrymind
💔10❤3👍1
Forwarded from خرمالوی سیاه
بگذارید قصهی شعر " از خون جوانان وطن لاله دمیده" را که در هیئت معروف یزد خواندهاند با هم مرور کنیم.
مرد خانواده با حکومت مشکل دارد ولی زن و دخترش ناموس او هستند.
مرد خانواده با خرافات مخالف است، اما دخترش حق سکس خارج از ازدواج ندارد.
مرد خانواده معتقد به آزادی بیان است و دخترش را بهزور شوهر میدهد.
مرد خانواده در عید نوروز بالای منبر میرود و درباره سیاست حرف میزند، اما زنش باید پذیرایی کند و در سخنان بزرگان شریک نشود.
مرد خانواده مخالف قتل ناموسی است، اما آنقدر آزار روحی میرساند که دخترش به قرصهای اضطراب و افسردگی معتاد میشود.
مرد خانواده دلش برای جوانان وطن میسوزد اما فقط جوانان مردم.
مرد خانواده با حکومت مشکل دارد اما چادر اجباری زن و بچه آبروی اوست.
مرد خانواده نوحه میخواند و بلند بلند فریاد میزند: " از خون جوانان وطن لاله دمیده!"
اما همان موقع زن و دختر او در پستو و در آرامش عزاداری میکنند.
دخترش باید حجاب کند چون شهر مذهبی است.
زنش باید آسه برود و بیاید چون ازدواج یک سنت است و سنت و مذهب و در پستو ماندن بخشی از فرهنگ.
مردان یزدی فریاد میزنند از خون جوانان وطن لاله دمیده و زنان همان شهر به خاطر فرهنگ نباید بدون روسری قدم در گوشهگوشه شهر مذهبی یزد بگذارند و دخترانش حق ندارند برای تحصیل جای دیگر بروند.
مردان مذهبی شهر رفتار اعتراضی سیاسی میکنند و سیاست مردسالارانه را در خانه اجرا میکنند.
خوب است که نوحهها به یاد جوانان مردهاند. اما امان از قربانیان زنده که آرام آرام میمیرند.
مرد خانواده با حکومت مشکل دارد ولی زن و دخترش ناموس او هستند.
مرد خانواده با خرافات مخالف است، اما دخترش حق سکس خارج از ازدواج ندارد.
مرد خانواده معتقد به آزادی بیان است و دخترش را بهزور شوهر میدهد.
مرد خانواده در عید نوروز بالای منبر میرود و درباره سیاست حرف میزند، اما زنش باید پذیرایی کند و در سخنان بزرگان شریک نشود.
مرد خانواده مخالف قتل ناموسی است، اما آنقدر آزار روحی میرساند که دخترش به قرصهای اضطراب و افسردگی معتاد میشود.
مرد خانواده دلش برای جوانان وطن میسوزد اما فقط جوانان مردم.
مرد خانواده با حکومت مشکل دارد اما چادر اجباری زن و بچه آبروی اوست.
مرد خانواده نوحه میخواند و بلند بلند فریاد میزند: " از خون جوانان وطن لاله دمیده!"
اما همان موقع زن و دختر او در پستو و در آرامش عزاداری میکنند.
دخترش باید حجاب کند چون شهر مذهبی است.
زنش باید آسه برود و بیاید چون ازدواج یک سنت است و سنت و مذهب و در پستو ماندن بخشی از فرهنگ.
مردان یزدی فریاد میزنند از خون جوانان وطن لاله دمیده و زنان همان شهر به خاطر فرهنگ نباید بدون روسری قدم در گوشهگوشه شهر مذهبی یزد بگذارند و دخترانش حق ندارند برای تحصیل جای دیگر بروند.
مردان مذهبی شهر رفتار اعتراضی سیاسی میکنند و سیاست مردسالارانه را در خانه اجرا میکنند.
خوب است که نوحهها به یاد جوانان مردهاند. اما امان از قربانیان زنده که آرام آرام میمیرند.
👍159💔16❤2
Forwarded from بهمن دارالشفایی
اگر کتاب کنکور انسانی دارید، به درد این بچهها میخورد:
شرمین نادری:
«دوستان
با توجه به لیست درخواستی هر دست کتاب کنکور انسانی لااقل ۵میلیون تومن هزینه داره، از اونجایی که نمیتونیم برای تکتک بچهها کتاب بخریم، کتابهای دست دوم و یک دست کتاب نو برای کتابخونههای روستایی میفرستیم و هرچه پولمون بیشتر باشه هم برای روستاهای بیشتری میفرستیم.
۰۲۱۸۸۸۹۹۲۶۵»
.
شرمین نادری:
«دوستان
با توجه به لیست درخواستی هر دست کتاب کنکور انسانی لااقل ۵میلیون تومن هزینه داره، از اونجایی که نمیتونیم برای تکتک بچهها کتاب بخریم، کتابهای دست دوم و یک دست کتاب نو برای کتابخونههای روستایی میفرستیم و هرچه پولمون بیشتر باشه هم برای روستاهای بیشتری میفرستیم.
۰۲۱۸۸۸۹۹۲۶۵»
.
👍13
سلام و وقت بهخیر؛
احتمالاً تا به حال متوجه سکوت طولانیمدت این کانال شدید. بعد از قیام ژینا و تمرکز محتوا روی مسائلی که به توجه فوری نیاز داشتند، برگشتن به خط سابق -که متمرکز بر مسائل نه چندان حساس امّا مهم و لازم، مثل مسائل جامعهی LGBTQ+, زنان، محیطزیست و گروههای بهحاشیهراندهشده بود- راحت نبود و احساس میکردیم اگر چیزی مستقیماً به شرایط حاضر ایران مربوط نمیشه، انتشارش درست نیست.
حالا با گذشت نزدیک به یک سال، فکر میکنیم فرصت خوبی باشه که به روند سابق این کانال برگردیم و راجع به چیزهایی صحبت کنیم که شاید به طور مستقیم به شرایط فعلی ربطی نداشته باشند امّا در فرهنگسازی نقش مهمی دارند؛ چرا که مبارزه در خیابان خلاصه نمیشه و بالا بردن دانش فردی و اجتماعی (چیزی که جمهوریاسلامی همیشه چه آشکارا و چه پنهانی بر علیهش تلاش کرده) از مهمترین ارکان هرانقلاب و جنبشیه. دیکتاتوریها با تفرقهافکنی بین گروههای مختلف جامعه (زنستیزی و کوئیرستیزی و نژادپرستی و غیره) به حکومت ادامه میدهند و دانش یکی از اصلیترین سلاحهاییه که هرکسی میتونه داشته باشه و این دانش و دوری از تفکرات پوسیدهست که پلی میشه بین گروههای مختلف جامعه و مبارزات رو معنادارتر میکنه. و حتی اگر کسی تصمیم گرفته باشه که دیگه در مبارزهای شرکت نکنه و یا اصلاً نتونه که شرکت کنه هم، این دانش به بهتر شدن خودش کمک میکنه.
در همین راستا، اگر مسئلهای هست که دوست دارید دربارهاش صحبت بشه/سؤالی دارید؛ میتونید توی بات برامون بفرستید:
@pieulerbot
پینوشت: پاسخگویی به خیلی از این سؤالها ممکنه نیاز به مثالهایی از غرب داشته باشه، یا برای آموزش خیلی از چیزها ممکنه به کشورهایی غیر از ایران و حکومتهایی غیر از جمهوریاسلامی نگاه کنیم، این به این معنا که دشمن اصلی رو از یاد بردیم نیست.
پینوشت دوم: این مدل محتوا به خودمونیتر شدن این کانال و نزدیکتر شدنش به چیزی که قبلاً بود هم کمک میکنه که فکر میکنم برای همه بهتره.
احتمالاً تا به حال متوجه سکوت طولانیمدت این کانال شدید. بعد از قیام ژینا و تمرکز محتوا روی مسائلی که به توجه فوری نیاز داشتند، برگشتن به خط سابق -که متمرکز بر مسائل نه چندان حساس امّا مهم و لازم، مثل مسائل جامعهی LGBTQ+, زنان، محیطزیست و گروههای بهحاشیهراندهشده بود- راحت نبود و احساس میکردیم اگر چیزی مستقیماً به شرایط حاضر ایران مربوط نمیشه، انتشارش درست نیست.
حالا با گذشت نزدیک به یک سال، فکر میکنیم فرصت خوبی باشه که به روند سابق این کانال برگردیم و راجع به چیزهایی صحبت کنیم که شاید به طور مستقیم به شرایط فعلی ربطی نداشته باشند امّا در فرهنگسازی نقش مهمی دارند؛ چرا که مبارزه در خیابان خلاصه نمیشه و بالا بردن دانش فردی و اجتماعی (چیزی که جمهوریاسلامی همیشه چه آشکارا و چه پنهانی بر علیهش تلاش کرده) از مهمترین ارکان هرانقلاب و جنبشیه. دیکتاتوریها با تفرقهافکنی بین گروههای مختلف جامعه (زنستیزی و کوئیرستیزی و نژادپرستی و غیره) به حکومت ادامه میدهند و دانش یکی از اصلیترین سلاحهاییه که هرکسی میتونه داشته باشه و این دانش و دوری از تفکرات پوسیدهست که پلی میشه بین گروههای مختلف جامعه و مبارزات رو معنادارتر میکنه. و حتی اگر کسی تصمیم گرفته باشه که دیگه در مبارزهای شرکت نکنه و یا اصلاً نتونه که شرکت کنه هم، این دانش به بهتر شدن خودش کمک میکنه.
در همین راستا، اگر مسئلهای هست که دوست دارید دربارهاش صحبت بشه/سؤالی دارید؛ میتونید توی بات برامون بفرستید:
@pieulerbot
پینوشت: پاسخگویی به خیلی از این سؤالها ممکنه نیاز به مثالهایی از غرب داشته باشه، یا برای آموزش خیلی از چیزها ممکنه به کشورهایی غیر از ایران و حکومتهایی غیر از جمهوریاسلامی نگاه کنیم، این به این معنا که دشمن اصلی رو از یاد بردیم نیست.
پینوشت دوم: این مدل محتوا به خودمونیتر شدن این کانال و نزدیکتر شدنش به چیزی که قبلاً بود هم کمک میکنه که فکر میکنم برای همه بهتره.
❤102👍26
پلاکارد کم آوردیم. pinned «سلام و وقت بهخیر؛ احتمالاً تا به حال متوجه سکوت طولانیمدت این کانال شدید. بعد از قیام ژینا و تمرکز محتوا روی مسائلی که به توجه فوری نیاز داشتند، برگشتن به خط سابق -که متمرکز بر مسائل نه چندان حساس امّا مهم و لازم، مثل مسائل جامعهی LGBTQ+, زنان، محیطزیست…»
به مناسبت آخرین روز ماه آگاهیرسانی در رابطه با معلولیت (Disability Pride Month).
اخلاقیسازی خروج از خانه، معلولستیزی و سرمایهداری: نگاهی کوتاه.
ما، به عنوان یه جامعه، عادت داریم تا به خروج از خونه ارزش مثبت نسبت بدیم؛ قضاوت اخلاقیای که ریشه در دیدگاههای سرمایهدارانه نسبت به «کار کردن» و علاقهی شدید سرمایهداری با «قدرت» داره.
سرمایهداری کارگران رو مجبور میکنه تا حضور در محل کار و سودمندیشون (در محل کار) رو مستقیماً به ارزش فردیشون پیوند بدن و باعث این باور میشه که کارگرانی که زمان کمتری در محیطهایی که در کنترل سرمایهداری هستن میگذرونن، ارزش کمتری دارن. این تفکر به ارزش اخلاقیای که جامعه به خروج از خونه و حضور فعال در سرمایهداری داده شدت میبخشه.
نگاه کردن به خروج از خونه به عنوان چیز «برتر» با نیاز سرمایهداری به خروج مصرفکنندگان از خونه و در نتیجه «شرکت فعال داشتن در اقتصاد» بیشتر میشه و در نتیجه خونه تبدیل به «زندانی» میشه که فقط به واسطهی رفتن به محل کار و یا دیگر مکانهای سرمایهدار میتونیم ازش خارج بشیم. این تفکر در نتیجه باعث میشه تا افراد معلولی که با معلولیتهای جسمی و یا روانی زندگی میکنند و به واسطهی این معلولیتها نمیتونن از خونه خارج شن (که خود این خارج نشدن هم گردن جامعهایه که برای حضور افراد معلول ساخته نشده) و تعامل کمتری با سرمایهداری دارن رو «ذاتاً کمتر» ببینیم.
افراد معلول (خصوصاً افرادی که معلولیتهای پنهان دارن)، بر اساس این تفکر غلط که «انتخاب» میکنن تا خونه بمونن قضاوت میشن. این قضاوت روی افراد معلول تأثیرات شخصی و اجتماعی داره. مثالهایی از تأثیرات شخصی (که البته به همینها ختم نمیشن) شامل: ناراحتی دوستان از اینکه دوستانشون به «اندازهی کافی» باهاشون زمان نمیگذرونن، قضاوت دوستان معلول برای کنسلی برنامهها، قضاوت دوستان معلول به خاطر میزانی که از خونه خارج میشن، قضاوت به خاطر کار کردن از خانه (این مورد بعد از پاندمی کووید کمی بهتر شده) و این نگاه که معلولیت «بهانه»ست. مثالهای سوگیریهای اجتماعی/ساختاری شامل (امّا نه محدود به): تنبیه دانشآموزانی که از محل آموزش غیبت میکنند و «تنبل» دونستنشون، اخراج از محل کار به خاطر نیاز داشتن به چیزهایی که شاید افراد غیرمعلول به آنها نیاز نداشته باشن و غیره.
معلولستیزی مدرن محصول مستقیم سرمایهداریست.
سرمایهداری ما رو مجبور میکنه تا انسانها رو بر اساس قدرت مالی فعلی یا باالقوهشون ارزشگذاری کنیم. به این معنی که، فاکتورهای تعیینکنندهی کیفیت زندگی به طور مستقیم به کار و سودمندی گره خوردن و با وجود اینکه همهی ما میدونیم که این سیستم برای زندگی انسانها هیچ ارزشی قائل نیست، واضحه که با وجود این قوانین و ارزشگذاریها، ارزش زندگی افراد معلول و نورودایورجنت حتی از معادلهای غیرمعلول و نوروتیپیکالشون هم کمتره.
اخلاقیسازی خروج از خانه، معلولستیزی و سرمایهداری: نگاهی کوتاه.
ما، به عنوان یه جامعه، عادت داریم تا به خروج از خونه ارزش مثبت نسبت بدیم؛ قضاوت اخلاقیای که ریشه در دیدگاههای سرمایهدارانه نسبت به «کار کردن» و علاقهی شدید سرمایهداری با «قدرت» داره.
سرمایهداری کارگران رو مجبور میکنه تا حضور در محل کار و سودمندیشون (در محل کار) رو مستقیماً به ارزش فردیشون پیوند بدن و باعث این باور میشه که کارگرانی که زمان کمتری در محیطهایی که در کنترل سرمایهداری هستن میگذرونن، ارزش کمتری دارن. این تفکر به ارزش اخلاقیای که جامعه به خروج از خونه و حضور فعال در سرمایهداری داده شدت میبخشه.
نگاه کردن به خروج از خونه به عنوان چیز «برتر» با نیاز سرمایهداری به خروج مصرفکنندگان از خونه و در نتیجه «شرکت فعال داشتن در اقتصاد» بیشتر میشه و در نتیجه خونه تبدیل به «زندانی» میشه که فقط به واسطهی رفتن به محل کار و یا دیگر مکانهای سرمایهدار میتونیم ازش خارج بشیم. این تفکر در نتیجه باعث میشه تا افراد معلولی که با معلولیتهای جسمی و یا روانی زندگی میکنند و به واسطهی این معلولیتها نمیتونن از خونه خارج شن (که خود این خارج نشدن هم گردن جامعهایه که برای حضور افراد معلول ساخته نشده) و تعامل کمتری با سرمایهداری دارن رو «ذاتاً کمتر» ببینیم.
افراد معلول (خصوصاً افرادی که معلولیتهای پنهان دارن)، بر اساس این تفکر غلط که «انتخاب» میکنن تا خونه بمونن قضاوت میشن. این قضاوت روی افراد معلول تأثیرات شخصی و اجتماعی داره. مثالهایی از تأثیرات شخصی (که البته به همینها ختم نمیشن) شامل: ناراحتی دوستان از اینکه دوستانشون به «اندازهی کافی» باهاشون زمان نمیگذرونن، قضاوت دوستان معلول برای کنسلی برنامهها، قضاوت دوستان معلول به خاطر میزانی که از خونه خارج میشن، قضاوت به خاطر کار کردن از خانه (این مورد بعد از پاندمی کووید کمی بهتر شده) و این نگاه که معلولیت «بهانه»ست. مثالهای سوگیریهای اجتماعی/ساختاری شامل (امّا نه محدود به): تنبیه دانشآموزانی که از محل آموزش غیبت میکنند و «تنبل» دونستنشون، اخراج از محل کار به خاطر نیاز داشتن به چیزهایی که شاید افراد غیرمعلول به آنها نیاز نداشته باشن و غیره.
معلولستیزی مدرن محصول مستقیم سرمایهداریست.
سرمایهداری ما رو مجبور میکنه تا انسانها رو بر اساس قدرت مالی فعلی یا باالقوهشون ارزشگذاری کنیم. به این معنی که، فاکتورهای تعیینکنندهی کیفیت زندگی به طور مستقیم به کار و سودمندی گره خوردن و با وجود اینکه همهی ما میدونیم که این سیستم برای زندگی انسانها هیچ ارزشی قائل نیست، واضحه که با وجود این قوانین و ارزشگذاریها، ارزش زندگی افراد معلول و نورودایورجنت حتی از معادلهای غیرمعلول و نوروتیپیکالشون هم کمتره.
❤24👍16💔1
«این چند وقته یه سری حاشیه ها برای یه سری ادم های رده بالا داره درست میشه که صرفا دوست دارم یاداوری کنم موقع بازتاب اخبار لو رفته از رابطه فلان مقام کشور با یه مرد دیگه به ادبیاتتون دقت کنید.
تلخی خبر از جنس اینکه دولتی که به شدید ترین نحو افراد کوییر رو قتل عام و سرکوب میکنه خودش در بالاترین سطوحش افراد کوییر حضور دارن حتی درکش هم سخته
اما بازتابی که در حتی ادبیات ادم های اطراف خودمون هم میبینیم از جنس تحقیر و توهینیه که کل جامعه کوییر رو هدف قرار میده
وقتی میگی فلانی هم "لواطکار " درومد بعد یه قطار فحش پشتش ردیف میکنی حقیقتا فلانی رو خطاب قرار ندادی یک جامعه تحت شدید ترین سرکوب رو خطاب قرار دادی
من جزئی از جامعه کوییر نیستم و نمیدونم هم چقد تونستم منظورم رو خوب بیان کنم چون نوشتن ازش سخته واقعا اما جدی بگیرید اینو. این ادبیات و بازتاب این خبر ها واقعا مهمه که چه جوری باهاشون برخورد میکنید . سطحی ازش نگذرید و به ادم ها هم بگید که چرا نباید این شکلی این خبر رو بازتاب بدن. پیچیدگی خبر رو بررسی کنید. خیلی پیچیده تر از یه sex scandal در سطوح بالای دولتیه این خبر»
#ماهگذر
تلخی خبر از جنس اینکه دولتی که به شدید ترین نحو افراد کوییر رو قتل عام و سرکوب میکنه خودش در بالاترین سطوحش افراد کوییر حضور دارن حتی درکش هم سخته
اما بازتابی که در حتی ادبیات ادم های اطراف خودمون هم میبینیم از جنس تحقیر و توهینیه که کل جامعه کوییر رو هدف قرار میده
وقتی میگی فلانی هم "
من جزئی از جامعه کوییر نیستم و نمیدونم هم چقد تونستم منظورم رو خوب بیان کنم چون نوشتن ازش سخته واقعا اما جدی بگیرید اینو. این ادبیات و بازتاب این خبر ها واقعا مهمه که چه جوری باهاشون برخورد میکنید . سطحی ازش نگذرید و به ادم ها هم بگید که چرا نباید این شکلی این خبر رو بازتاب بدن. پیچیدگی خبر رو بررسی کنید. خیلی پیچیده تر از یه sex scandal در سطوح بالای دولتیه این خبر»
#ماهگذر
👍85❤7