Forwarded from شوراهای صنفی دانشجویان کشور
.
🟥در مسیر روشن معلمانِ خود در مکتبخانههای خیابان ایستادهایم
در پس این تاریکی نور امید میدرخشد و ما نه تنها آن را دیدهایم که به واسطهی #قیام_ژینا و در پی تاریخ جمعی مبارزتمان، آن را چشیدهایم. در این میان اما حاکمان تاریکی در تلاشند تا بر سیاهی و تباهی بیافزایند بلکه درخشش این امیدِ جمعی را کمسو کنند.
هنوز نمیدانیم برای آنچه اتفاق میافتد از کدام واژگان استفاده کنیم! «تهاجم_شیمیایی»؟ «مسمومیت_سریالی»؟ «انتقام_شیمیایی»؟ نمیدانیم. آنچه رخ میدهد غیرقابل باور است اما در دل این فاجعه حداقل دو نکته مشخص است:
اول: هدفش زنان است!
دوم: ابعاد فاجعه آنقدر بزرگ است که امکان ندارد دور از چشم سردمداران این سیستم و بدون برنامهریزی و امکانات در حال وقوع باشد!
هدف قرارگرفتن دختران دانشآموز این سرزمین در حالی رخ میدهد که طی روزهای گذشته پای این «عقدهگشایی سمی» به تعدادی از خوابگاههای دخترانه دانشجویی نیز باز شده است.
بدون شک تلاش برای این حذف جنسیتی در تداوم سیاستهای کلی حاکمیت در راستای خانهنشین کردن زنان و حذف آنان از خیابان و دانشگاه و بازار کار و مداخلات سیاسی است.
در این میان نه تنها نقش معلمان به عنوان حلقه اتصال دانشآموزان به جامعه اهمیت دارد بلکه خاصه در مورد نقش آنان به عنوان یکی از معدود گروهایی که به صورت جمعی، تشکیلاتی و دموکراتیک، سپر بلای این جامعه در برابر سیاستگذاری و انتقامجویی حاکمیت شده است اهمیتی غیرقابل انکار و اساسی دارد. به این اعتبار حمایت معلمان و فراخوان تجمع اعتراضی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان نه فقط به معنای حمایت از تمامیت حق آموزش و صیانت از مدرسه و دانشگاه است که به معنای دفاع از نفسِ زندگی، آزادی، رفاه و آبادی در آیندهی رو به پیش ماست.
از سوی دیگر اعتراضات صنفی/معیشتی معلمان برای ما نه مطالباتی معطوف و محدود به صنف خویش که اعتراضی فراگیر در راستای درد و رنجی عمومی است که آن را نمایندگی میکنند و عرصه را برای اعتراضات جمعیتر میگشاید.
شوراهای صنفی دانشجویان از دیرباز و همواره در کنار همسرنوشتان خود در تشکلهای صنفی معلمان ایستاده است و بدین وسیله کانال شوراهای صنفی دانشجویان کشور ضمن اعلام حمایت از فراخوان ۱۶ اسفند شورای هماهنگی معلمان، اعلام میدارد در مسیر روشن معلمانِ خود در مکتبخانههای خیابان ایستادهایم.
#همراه_با_معلمان
#دانشآموزان_تنها_نیستند
4⃣6⃣7⃣2⃣
🆔@senfi_uni_iran
🟥در مسیر روشن معلمانِ خود در مکتبخانههای خیابان ایستادهایم
در پس این تاریکی نور امید میدرخشد و ما نه تنها آن را دیدهایم که به واسطهی #قیام_ژینا و در پی تاریخ جمعی مبارزتمان، آن را چشیدهایم. در این میان اما حاکمان تاریکی در تلاشند تا بر سیاهی و تباهی بیافزایند بلکه درخشش این امیدِ جمعی را کمسو کنند.
هنوز نمیدانیم برای آنچه اتفاق میافتد از کدام واژگان استفاده کنیم! «تهاجم_شیمیایی»؟ «مسمومیت_سریالی»؟ «انتقام_شیمیایی»؟ نمیدانیم. آنچه رخ میدهد غیرقابل باور است اما در دل این فاجعه حداقل دو نکته مشخص است:
اول: هدفش زنان است!
دوم: ابعاد فاجعه آنقدر بزرگ است که امکان ندارد دور از چشم سردمداران این سیستم و بدون برنامهریزی و امکانات در حال وقوع باشد!
هدف قرارگرفتن دختران دانشآموز این سرزمین در حالی رخ میدهد که طی روزهای گذشته پای این «عقدهگشایی سمی» به تعدادی از خوابگاههای دخترانه دانشجویی نیز باز شده است.
بدون شک تلاش برای این حذف جنسیتی در تداوم سیاستهای کلی حاکمیت در راستای خانهنشین کردن زنان و حذف آنان از خیابان و دانشگاه و بازار کار و مداخلات سیاسی است.
در این میان نه تنها نقش معلمان به عنوان حلقه اتصال دانشآموزان به جامعه اهمیت دارد بلکه خاصه در مورد نقش آنان به عنوان یکی از معدود گروهایی که به صورت جمعی، تشکیلاتی و دموکراتیک، سپر بلای این جامعه در برابر سیاستگذاری و انتقامجویی حاکمیت شده است اهمیتی غیرقابل انکار و اساسی دارد. به این اعتبار حمایت معلمان و فراخوان تجمع اعتراضی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان نه فقط به معنای حمایت از تمامیت حق آموزش و صیانت از مدرسه و دانشگاه است که به معنای دفاع از نفسِ زندگی، آزادی، رفاه و آبادی در آیندهی رو به پیش ماست.
از سوی دیگر اعتراضات صنفی/معیشتی معلمان برای ما نه مطالباتی معطوف و محدود به صنف خویش که اعتراضی فراگیر در راستای درد و رنجی عمومی است که آن را نمایندگی میکنند و عرصه را برای اعتراضات جمعیتر میگشاید.
شوراهای صنفی دانشجویان از دیرباز و همواره در کنار همسرنوشتان خود در تشکلهای صنفی معلمان ایستاده است و بدین وسیله کانال شوراهای صنفی دانشجویان کشور ضمن اعلام حمایت از فراخوان ۱۶ اسفند شورای هماهنگی معلمان، اعلام میدارد در مسیر روشن معلمانِ خود در مکتبخانههای خیابان ایستادهایم.
#همراه_با_معلمان
#دانشآموزان_تنها_نیستند
4⃣6⃣7⃣2⃣
🆔@senfi_uni_iran
👍8
روز جهانی زنان مبارک تمام زنان و اقلیتهای جنسیتی که زندگی هرروزهشان مبارزهست و وجودشان لرزه بر تن سیستمهای مردسالار و دیکتاتوریهای سراسر جهان میندازد.
ژن، ژیان، ئازادی.
ژن، ژیان، ئازادی.
❤101
پسر کو ندارد نشان از پدر؟ و مادرانی که به دخترانشان رفتهاند
یک(فرزند):
بعضی فرزندان مبارز بهدنیا میآیند. ابتدا میجنگند که گردن خود را از بند ناف پیچیدهی مادر برهانند و سپس در سالیان بعدی میجنگند که گردن از طناب دار آزاد کنند. نسبت به زمانی که در گهواره بودهاند در روزهای با حکم محاربه پای گور بودنها، گردنشان کلفت شده ولی هنوز گردن کلفت نشدهاند.
در گوششان اذان خواندند و به آنها وعده داده شد که از گهواره تا گور دانش بجویند تا رستگار شوند اما این مرگ بود که از گهواره تا گور آنها را جست.
این فرزندان برای حق زندگی میجنگند. حق زیستن: در رحم مادر تا خاک کشور.
ترور نوآ، کمدین آفریقایی، زندگینامهای تالیف کرده تحت عنوان born a crime. یا «جرم به دنیا آمدن». اینجا واژه «جرم» به کار رفته، چون مادر آفریقایی در دوران آپارتاید، برای به دنیا آوردن فرزند دورگه با پدر سفیدپوست، مجرم محسوب میشد، و فرزندش جرم او بود. اما این فرزندان مبارز در ایران نه تنها جرم، بلکه مجرم هم هستند.
بعضی مادرها اما مبارز میشوند، به دنبال مبارزه فرزندانی که جنگجو زاده شدند.
فرزندان جنگجویی که، سر در مقابل هیچ قانونی خم نمیکنند، حتی تبیین کوچهبازاری قوانین ژنتیک، و این مادرانشان هستند که به آنها «میروند».
برخی مادران دادخواه به دختران آزادهشان میروند، به دخترانی که هرچند جان شیرینشان را در این راه باختهاند ولی اخلاق را بردهاند.
برخی والدین به فرزندانشان میروند. آنقدر [در این مسیر] میروند تا با فرزندشان_در غالب تحقق آرزویی که برایش فدا شدهاند_ باری دیگر ملاقات کنند.
دادخواهی مادران، از خاوران تا آبان، محدود به ایران نیست:
«مادران شنبه گروهی از زناناند که از سال ۱۹۹۵ و به دعوت امینه اوجاک شکل گرفت. امینه که ۵۵ روز در جستجوی پسرش، حسن اوجاک، بود در نهایت جسد شکنجهشدهی او را در گورستان افراد بیهویت یافت. این زنان هر شنبه ظهر، نیم ساعت در میدان گالاتاسرای ترکیه گرد هم میآمدند. این گردهمایی در اعتراض به ناپدیدشدنهای اجباری و قتلهای سیاسی ترکیه در جریان کودتای نظامی دههی ۸۰ و ۹۰ میلادی است. از سال ۲۰۱۹ به دلایل «امنیتی» گردهمایی این زنان در گالاتاسرای ممنوع اعلام شده است.»[۱]
««مادران میدان مایو»» الگویی برای اعتراض در میان ملتهای دیگر شدند. این مادران آرژانتینی از سال ۱۹۷۷ در میدان مایو (پلازا دو مایو) در بوینوس آیرس، مقابل کاخ ریاستجمهوری کاسا روسادا، تجمعهای خود را آغاز کردند. آنها به ناپدید شدن دهها هزار تن در دوران دیکتاتوری نظامی سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۶ اعتراض کردند.
مادران میدان مایو از آن پس به مدت ۲۵ سال هر پنجشنبه در این میدان معروف بوینوس آیرس به شیوهای مسالمتآمیز گرد آمدند. حتی وقتی که نظامیان از قدرت کنارهگیری کردند و در سال ۱۹۸۳ حاکمیت را به حکومت مدنی واگذار کردند، مادران دست از اعتراض برنداشتند و بر درخواست اطلاعات بیشتر دربارۀ عزیزان گمشدۀ خود پافشاری کردند.» [۲]
یک(فرزند):
بعضی فرزندان مبارز بهدنیا میآیند. ابتدا میجنگند که گردن خود را از بند ناف پیچیدهی مادر برهانند و سپس در سالیان بعدی میجنگند که گردن از طناب دار آزاد کنند. نسبت به زمانی که در گهواره بودهاند در روزهای با حکم محاربه پای گور بودنها، گردنشان کلفت شده ولی هنوز گردن کلفت نشدهاند.
در گوششان اذان خواندند و به آنها وعده داده شد که از گهواره تا گور دانش بجویند تا رستگار شوند اما این مرگ بود که از گهواره تا گور آنها را جست.
این فرزندان برای حق زندگی میجنگند. حق زیستن: در رحم مادر تا خاک کشور.
ترور نوآ، کمدین آفریقایی، زندگینامهای تالیف کرده تحت عنوان born a crime. یا «جرم به دنیا آمدن». اینجا واژه «جرم» به کار رفته، چون مادر آفریقایی در دوران آپارتاید، برای به دنیا آوردن فرزند دورگه با پدر سفیدپوست، مجرم محسوب میشد، و فرزندش جرم او بود. اما این فرزندان مبارز در ایران نه تنها جرم، بلکه مجرم هم هستند.
بعضی مادرها اما مبارز میشوند، به دنبال مبارزه فرزندانی که جنگجو زاده شدند.
فرزندان جنگجویی که، سر در مقابل هیچ قانونی خم نمیکنند، حتی تبیین کوچهبازاری قوانین ژنتیک، و این مادرانشان هستند که به آنها «میروند».
برخی مادران دادخواه به دختران آزادهشان میروند، به دخترانی که هرچند جان شیرینشان را در این راه باختهاند ولی اخلاق را بردهاند.
برخی والدین به فرزندانشان میروند. آنقدر [در این مسیر] میروند تا با فرزندشان_در غالب تحقق آرزویی که برایش فدا شدهاند_ باری دیگر ملاقات کنند.
دادخواهی مادران، از خاوران تا آبان، محدود به ایران نیست:
«مادران شنبه گروهی از زناناند که از سال ۱۹۹۵ و به دعوت امینه اوجاک شکل گرفت. امینه که ۵۵ روز در جستجوی پسرش، حسن اوجاک، بود در نهایت جسد شکنجهشدهی او را در گورستان افراد بیهویت یافت. این زنان هر شنبه ظهر، نیم ساعت در میدان گالاتاسرای ترکیه گرد هم میآمدند. این گردهمایی در اعتراض به ناپدیدشدنهای اجباری و قتلهای سیاسی ترکیه در جریان کودتای نظامی دههی ۸۰ و ۹۰ میلادی است. از سال ۲۰۱۹ به دلایل «امنیتی» گردهمایی این زنان در گالاتاسرای ممنوع اعلام شده است.»[۱]
««مادران میدان مایو»» الگویی برای اعتراض در میان ملتهای دیگر شدند. این مادران آرژانتینی از سال ۱۹۷۷ در میدان مایو (پلازا دو مایو) در بوینوس آیرس، مقابل کاخ ریاستجمهوری کاسا روسادا، تجمعهای خود را آغاز کردند. آنها به ناپدید شدن دهها هزار تن در دوران دیکتاتوری نظامی سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۶ اعتراض کردند.
مادران میدان مایو از آن پس به مدت ۲۵ سال هر پنجشنبه در این میدان معروف بوینوس آیرس به شیوهای مسالمتآمیز گرد آمدند. حتی وقتی که نظامیان از قدرت کنارهگیری کردند و در سال ۱۹۸۳ حاکمیت را به حکومت مدنی واگذار کردند، مادران دست از اعتراض برنداشتند و بر درخواست اطلاعات بیشتر دربارۀ عزیزان گمشدۀ خود پافشاری کردند.» [۲]
آسو
مادران شنبه | آسو
سایت آسو یکی از نهادهای وابسته به "بنیاد تسلیمی" است. این بنیاد در زمینههای متعددی از توسعهی اجتماعی و فرهنگی تا آموزش و حفاظت از محیط زیست فعالیت دارد.
👍10❤5
پلاکارد کم آوردیم.
پسر کو ندارد نشان از پدر؟ و مادرانی که به دخترانشان رفتهاند یک(فرزند): بعضی فرزندان مبارز بهدنیا میآیند. ابتدا میجنگند که گردن خود را از بند ناف پیچیدهی مادر برهانند و سپس در سالیان بعدی میجنگند که گردن از طناب دار آزاد کنند. نسبت به زمانی که در گهواره…
دو (مادر):
اکرم، همسر و دختر دو تن از کشتههای دهه ۶۰، در رابطه با اهمیت پرداختن به وقایع تاریخی مشابه و نمونههای دیگر ناپدیدسازیهای قهری، در گفتوگو با رادیو مرز (اپیزود ۴۰، «بازماندگان شصت») میگوید و من نقل به مضمون میکنم:
«من به این فکر میکنم که تنها نیستم، که این درد مال من نیست، یک امر تاریخیه. ینی از زمان اسپارتاکوس تا الان که داریم به هرشکلی در یک گوشهای_زنان سرخپوست، زنان سیاهپوست، مردم پرو_همه بر علیه بردهداری، بر علیه استبداد، بر علیه ظلم، بر علیه فشارها، میجنگیم.
وقتی از غالب خودت میای بیرون، یک امر تاریخی میبینی موضوع رو، اون موقع احساس میکنی که خب یه بخشی از کسایی بودی که شامهشون نسبت به عفونتی که در این جامعه هست تیزتره.»
از مادران شنبه و آبان تا مادران خاوران و میدان مایو، مادران دادخواه، جنایات را در یک زمان(آبان و شنبه)، یا در یک مکان(خاوران، میدان مایو)، محاصره میکنند، و در نتیجه اجازه فرار این جنایات از حافظه تاریخی را نمیدهند.
تاریخ، وزنهایست که وقایع و حوادث را با سرب زمان و مکان سنگین میکند تا بر باد و از یاد نروند. اتفاقات را وصل میکند به یک دوران یا محل خاص. کفایت نمیکند که بگوییم ۱۵۰۰ نفر کشته شدهاند. باید بگوییم که ۲۴،۲۵ و ۲۶ آبان بود و در آن آبان برف سرد سفید مینشست مثل یک پتو روی خون سرخ داغ آنهایی که به خواب ابدی رفتهاند. این مادران هم با گردهمایی در محلهایی نمادین در سالگرد قتلها، جنبه تاریخی این جنایات را یادآوری میکنند.
مادران تقویماند، مادران خود زمان هستند. مادران آبان و شنبه گواه از این میدهند. مادران دادخواه تقویمی دارند که نه شمسی است و نه قمری و میلادی. تقویمی که گذر روزها را از زمان ناپدیدسازی قهری و یا کشتار فرزندشان محاسبه میکند.
زمان، از همه چیز بزرگتر است.
تونلی است که وقایع از آن میگذرند و بر تمام رخدادها محاط میشود. عظمت رنج مادران نیز چنین است: هر چیز دیگری در آن بازتعریف میشود و معنای جدیدی به خود میگیرد: یک قدم به رسیدن به حقی نزدیکتر میشویم و مادر به این فکر میکند که چقدر جای فرزندش در دیدن این روزها خالی است. بوی خورش بادمجان از خانه همسایه میآید و مادر به این فکر میکند که فرزندش چقدر خورش بادمجان دوست داشت. صدای ساز نوازنده دورهگردی میآید و مادر به قطعه موسیقیای که فرزندش در زندان زمزمه میکرد تا خودش را دلداری بدهد فکر میکند.
مادران دادخواه، جانشینان برحق زمانند.
شنبههای آبان، در تقاطع درد بازماندگان خشونت سیستماتیک در ترکیه و ایران، آبستن از درد خاورمیانه است.
توصیف شدن بر اساس نسبت با دیگری، غالبا بیاحترامی است و سلب هویت شخصی. مگر در اقلیمی که دولت سر جنگ با حافظه داشته باشد، و نیاز باشد که هر اسم، ارابهکش اسم دیگری باشد تا در تاریخ گم نشوند.
فکر میکنم علی بندری بود که بعد از دستگیری جادی میرمیرانی، میگفت که هرکداممان اسم یک نفر از بازداشتیها را انتخاب کنیم و آن اسم را به هر نحوی که میتوانیم فریاد بزنیم.
مادران دادخواه، وزن سنگین اسامی فرزندان را با خود حمل میکنند و هل میدهند تا بالای کوه فراموشی. فتحش میکنند.
بخشی از مادر بودن در جهان مردسالار، شامل کارهای ناتمام و ملالآور خانه میشود، کارهایی که تمام نمیشوند.
سیزیف، از خدایان اساطیر یونان بود که محکوم شده بود به اینکه سنگ بزرگی را تا نزدیک قلهای ببرد و قبل از رسیدن به پایان مسیر، شاهد بازغلتیدن آن به اول مسیر باشد؛ و این چرخه تا ابد برای او ادامه داشت.
کارهای منزلی که مادران به جرم زن بودن به آنها محکوم میشوند، غالبا سیزیفوارند: گردگیری خانه تمام شده و داری ظرفها را میشویی. در حال گذاشتن آخرین ظرف در آبچکان بالای سینک هستی که میبینی یک لایه غبار تازه روی میز نهارخوری لم داده و بهت نیشخند میزند.
با این وجود، در دادخواهی برخلاف خانهداری، مادران هر روز با فریاد زدن اسم فرزند این سنگ بزرگ را تا قله میرسانند و خود را از بند کلمات سنگین روایت سیزیف رها میکنند. نام فرزند مبارز جاودان میشود. مادران دادخواه، که فراافسانهای هستند.
اکرم، همسر و دختر دو تن از کشتههای دهه ۶۰، در رابطه با اهمیت پرداختن به وقایع تاریخی مشابه و نمونههای دیگر ناپدیدسازیهای قهری، در گفتوگو با رادیو مرز (اپیزود ۴۰، «بازماندگان شصت») میگوید و من نقل به مضمون میکنم:
«من به این فکر میکنم که تنها نیستم، که این درد مال من نیست، یک امر تاریخیه. ینی از زمان اسپارتاکوس تا الان که داریم به هرشکلی در یک گوشهای_زنان سرخپوست، زنان سیاهپوست، مردم پرو_همه بر علیه بردهداری، بر علیه استبداد، بر علیه ظلم، بر علیه فشارها، میجنگیم.
وقتی از غالب خودت میای بیرون، یک امر تاریخی میبینی موضوع رو، اون موقع احساس میکنی که خب یه بخشی از کسایی بودی که شامهشون نسبت به عفونتی که در این جامعه هست تیزتره.»
از مادران شنبه و آبان تا مادران خاوران و میدان مایو، مادران دادخواه، جنایات را در یک زمان(آبان و شنبه)، یا در یک مکان(خاوران، میدان مایو)، محاصره میکنند، و در نتیجه اجازه فرار این جنایات از حافظه تاریخی را نمیدهند.
تاریخ، وزنهایست که وقایع و حوادث را با سرب زمان و مکان سنگین میکند تا بر باد و از یاد نروند. اتفاقات را وصل میکند به یک دوران یا محل خاص. کفایت نمیکند که بگوییم ۱۵۰۰ نفر کشته شدهاند. باید بگوییم که ۲۴،۲۵ و ۲۶ آبان بود و در آن آبان برف سرد سفید مینشست مثل یک پتو روی خون سرخ داغ آنهایی که به خواب ابدی رفتهاند. این مادران هم با گردهمایی در محلهایی نمادین در سالگرد قتلها، جنبه تاریخی این جنایات را یادآوری میکنند.
مادران تقویماند، مادران خود زمان هستند. مادران آبان و شنبه گواه از این میدهند. مادران دادخواه تقویمی دارند که نه شمسی است و نه قمری و میلادی. تقویمی که گذر روزها را از زمان ناپدیدسازی قهری و یا کشتار فرزندشان محاسبه میکند.
زمان، از همه چیز بزرگتر است.
تونلی است که وقایع از آن میگذرند و بر تمام رخدادها محاط میشود. عظمت رنج مادران نیز چنین است: هر چیز دیگری در آن بازتعریف میشود و معنای جدیدی به خود میگیرد: یک قدم به رسیدن به حقی نزدیکتر میشویم و مادر به این فکر میکند که چقدر جای فرزندش در دیدن این روزها خالی است. بوی خورش بادمجان از خانه همسایه میآید و مادر به این فکر میکند که فرزندش چقدر خورش بادمجان دوست داشت. صدای ساز نوازنده دورهگردی میآید و مادر به قطعه موسیقیای که فرزندش در زندان زمزمه میکرد تا خودش را دلداری بدهد فکر میکند.
مادران دادخواه، جانشینان برحق زمانند.
شنبههای آبان، در تقاطع درد بازماندگان خشونت سیستماتیک در ترکیه و ایران، آبستن از درد خاورمیانه است.
توصیف شدن بر اساس نسبت با دیگری، غالبا بیاحترامی است و سلب هویت شخصی. مگر در اقلیمی که دولت سر جنگ با حافظه داشته باشد، و نیاز باشد که هر اسم، ارابهکش اسم دیگری باشد تا در تاریخ گم نشوند.
فکر میکنم علی بندری بود که بعد از دستگیری جادی میرمیرانی، میگفت که هرکداممان اسم یک نفر از بازداشتیها را انتخاب کنیم و آن اسم را به هر نحوی که میتوانیم فریاد بزنیم.
مادران دادخواه، وزن سنگین اسامی فرزندان را با خود حمل میکنند و هل میدهند تا بالای کوه فراموشی. فتحش میکنند.
بخشی از مادر بودن در جهان مردسالار، شامل کارهای ناتمام و ملالآور خانه میشود، کارهایی که تمام نمیشوند.
سیزیف، از خدایان اساطیر یونان بود که محکوم شده بود به اینکه سنگ بزرگی را تا نزدیک قلهای ببرد و قبل از رسیدن به پایان مسیر، شاهد بازغلتیدن آن به اول مسیر باشد؛ و این چرخه تا ابد برای او ادامه داشت.
کارهای منزلی که مادران به جرم زن بودن به آنها محکوم میشوند، غالبا سیزیفوارند: گردگیری خانه تمام شده و داری ظرفها را میشویی. در حال گذاشتن آخرین ظرف در آبچکان بالای سینک هستی که میبینی یک لایه غبار تازه روی میز نهارخوری لم داده و بهت نیشخند میزند.
با این وجود، در دادخواهی برخلاف خانهداری، مادران هر روز با فریاد زدن اسم فرزند این سنگ بزرگ را تا قله میرسانند و خود را از بند کلمات سنگین روایت سیزیف رها میکنند. نام فرزند مبارز جاودان میشود. مادران دادخواه، که فراافسانهای هستند.
❤10👍10
پلاکارد کم آوردیم.
برای زنان و افراد AFAB: اگر حتی وقتی جمهوری اسلامی رو بیرون کنیم شما بخاطر جمهوری اسلامی توی خونه امیدی به بهتر شدن زندگیتون ندارید، اگر نمیتونید همراه دیگران در خیابان بجنگید چون تمام وقت و انرژیتون رو جنگ با سرکوبگرای توی خونه میگیره، اگر نمیتونید…
«۸ مارس، روز جهانی زنان گرامیباد. درود به زنانی که بدون این که لقب کنشگر سیاسی/مدنی و چهرهی شناختهشده داشته باشن در دیدهنشدنیترین ساحات حوزهی خصوصی برای رهایی میجنگن.
زندهباد جنبش «ژن، ژیان، ئازادی»»
🔗TheMadSophist
زندهباد جنبش «ژن، ژیان، ئازادی»»
🔗TheMadSophist
❤37
پلاکارد کم آوردیم.
روز جهانی زنان مبارک تمام زنان و اقلیتهای جنسیتی که زندگی هرروزهشان مبارزهست و وجودشان لرزه بر تن سیستمهای مردسالار و دیکتاتوریهای سراسر جهان میندازد. ژن، ژیان، ئازادی.
امروز (روز جهانی زنان) چهل و چهارمین سالگرد تظاهرات و اعتصابات باشکوه ۸ مارس ۱۹۷۹ در تهران، قم و چند شهر بزرگ دیگر است.
اوایل اسفند ۱۳۵۷، خمینی قانونی برای 'اسلامیسازی" دفاتر و ادارات دولتی وضع کرد که طبق آن زنان کارمند و مراجع حق حضور در این مراکز بدون حجاب را نداشتند، او زنانی که بدون حجاب در این مراکز حاضر میشدند را «برهنه» خواند. در پی این قانون، زنان و اقلیتهای جنسیتی خارج از محل سکونت خمینی در قم و خارج از دفتر نخستوزیر وقت تجمع کردند و شعارهایی از قبیل «در بهار آزادی، جای حق زن خالی» سر دادند. در پی این تظاهرات خمینی این دستور را موقتاً لغو کرد، این قانون حدود ۲ سال بعد و بعد از اینکه دیکتاتورهای اسلامگرا (جمهوری اسلامی) قدرت کامل به دست آوردند دوباره وضع شد.
از آن تظاهرات یک مستند ۱۲ دقیقهای ساخته شده توسط یک گروه از فمنیستهای فرانسوی که در آن روز در تهران حضور داشتند موجود است.
اوایل اسفند ۱۳۵۷، خمینی قانونی برای 'اسلامیسازی" دفاتر و ادارات دولتی وضع کرد که طبق آن زنان کارمند و مراجع حق حضور در این مراکز بدون حجاب را نداشتند، او زنانی که بدون حجاب در این مراکز حاضر میشدند را «برهنه» خواند. در پی این قانون، زنان و اقلیتهای جنسیتی خارج از محل سکونت خمینی در قم و خارج از دفتر نخستوزیر وقت تجمع کردند و شعارهایی از قبیل «در بهار آزادی، جای حق زن خالی» سر دادند. در پی این تظاهرات خمینی این دستور را موقتاً لغو کرد، این قانون حدود ۲ سال بعد و بعد از اینکه دیکتاتورهای اسلامگرا (جمهوری اسلامی) قدرت کامل به دست آوردند دوباره وضع شد.
از آن تظاهرات یک مستند ۱۲ دقیقهای ساخته شده توسط یک گروه از فمنیستهای فرانسوی که در آن روز در تهران حضور داشتند موجود است.
❤24👍1
پلاکارد کم آوردیم.
امروز (روز جهانی زنان) چهل و چهارمین سالگرد تظاهرات و اعتصابات باشکوه ۸ مارس ۱۹۷۹ در تهران، قم و چند شهر بزرگ دیگر است. اوایل اسفند ۱۳۵۷، خمینی قانونی برای 'اسلامیسازی" دفاتر و ادارات دولتی وضع کرد که طبق آن زنان کارمند و مراجع حق حضور در این مراکز بدون…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Women's March in Tehran (March 8, 1979) against compulsory hijab and discriminating laws.
❤10👍3
Forwarded from pathétique
Jeqne / ژەقنە
اعتراض به بنیادگرایی و دیکتاتوری در تل آویو @jeqnemut
از چپ به راست:
روح الله خمینی، رجب طیب اردوغان، بنیامین نتانیاهو، ولادیمیر پوتین، ویکتور اوربان.
روح الله خمینی، رجب طیب اردوغان، بنیامین نتانیاهو، ولادیمیر پوتین، ویکتور اوربان.
👍43💔3
Forwarded from pathétique
سپیده قلیانِ عزیزِ عزیز آزاد شده. به امید آزادی همهشون و پایان سلطهی ضحاک.
Telegram
Radio Zamaneh
#سپیده_قلیان لحظاتی پس از آزادی مقابل زندان فریاد میزند:
«خامنهای ضحاک میکشیمت زیر خاک»
#ژن_ژیان_ئازادی
#زن_زندگی_آزادی
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
«خامنهای ضحاک میکشیمت زیر خاک»
#ژن_ژیان_ئازادی
#زن_زندگی_آزادی
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
❤44
Forwarded from دانشجویان متحد
⭕️ بامداد پنجشنبه ۲۵ اسفند، نیروهای امنیتی لباس شخصی به خودروی حامل #سپیده_قلیان در جاده قم-اراک در مسیر دزفول حمله کرده و وی را بازداشت کردند.
🆔 @anjmotahed | دانشجویان متحد
🆔 @anjmotahed | دانشجویان متحد
💔40👍4