پلاکارد کم آوردیم.
2.67K subscribers
1.66K photos
188 videos
30 files
1.11K links
«انقدر کشتید که پلاکارد کم آوردیم»

ژن، ژیان، ئازادی • 🍉🏳️‍⚧️
Download Telegram
👍72
https://t.me/shariftoday/18366

https://t.me/senfi_uni_iran/8907

https://t.me/mamlekate/76778

سرکوب دانشگاه‌ شدت گرفته.

ورود به سامانه دانشگاه شریف از امروز مشروط به تعهد دادن تمام دانشجوهاست، دانشگاه شهید بهشتی (ملی) تعداد بسیار زیادی از دانشجویانی که در تظاهرات دانشگاه حاضر بودن یا «بد حجاب» یا بی‌حجاب بودن رو در روز انتخاب واحد منع از تحصیل کرده و بدون اطلاع و هیچ‌گونه هشدار قبلی به اونها اجازه انتخاب واحد نداده، دانشگاه گیلان هم بطرزی گسترده‌تر تعهد و احضار دانشجویان رو آغاز کرده.

#ادمین_ثانی
👍9
کاش می‌شد برم از دونه دونه آدمایی که پرواز به/از ایران دارن امشب و فردا خواهش کنم که از پروازشون جا بمونن. کنسل کنن. هرکاری. شاید منطقی نباشه ولی من توان اینکه این جانی‌ها ازین موقعیت استفاده کنن برای اینکه دوباره از ما انتقام سختشون رو بگیرن ندارم.
#ادمین_ثانی
👍115💔173
راجع به جوانان محلات ایران اینترنشنال (تهران) و دوستاشون فقط اینو می‌تونم بگم واقعا:

واقعا اگه امروز (۱۰ بهمن جشن سده) نتونستید توی خیابونا تجمع ایجاد کنید. دیگه حرف نزنید. ۱ ماهه دارید هی فراخوان فلان، بهمان و سالگرد خروج شاه و جشن سده و کوفت می‌دید بیرون. هیچکی هم آدم حسابتون نمی کنه بخاطرتون بیاد بیرون. زبونتون هم مثل چی دراز!

تو یه دونه از این فراخوان‌ها هم براتون مهم نیست امروز ایران چه خبره. از تقویم تخیلی‌تون بیاید بیرون. یه چهلم رو فراخوان ندادید. یه فراخوان برای حمایت از کارگرا و بازنشسته‌ها ندادید ( اون صندوق کذایی کمک به اعتصابات چی شد؟)

یه فراخوان برای همبستگی با مردم ⁧ #بلوچستان⁩ روز جمعه ندادید!
‏هیچیتون مردمی نیست. هیچیتون به واقعیت ایران ربط نداره.
‏همش سرتون توی یه تقویمیه که وجود خارجی نداره.
‏ما گاز نداریم داریم یخ می زنیم فراخوان جشن دادن جای اعتراض.
‏کل پروسه فراخوان دادن رو به گه کشیدید زبونتون هم درازه.

🔗DaiKatuo

#ادمین_ثانی
👍90
پلاکارد کم آوردیم.
راجع به جوانان محلات ایران اینترنشنال (تهران) و دوستاشون فقط اینو می‌تونم بگم واقعا: واقعا اگه امروز (۱۰ بهمن جشن سده) نتونستید توی خیابونا تجمع ایجاد کنید. دیگه حرف نزنید. ۱ ماهه دارید هی فراخوان فلان، بهمان و سالگرد خروج شاه و جشن سده و کوفت می‌دید بیرون.…
این گروه ارگانیک بالا نیومده و مردمی نیست. ایران اینترنشنال پیوسته promote شون کرده و اولین بار هم توسط رسانه فشل و ناتوان و مرکزگرای ایران اینترنشنال معرفی شدن. بعد هم خانم سیما ثابت در کمال وقاحت ادعا کرد که اون روزی که مردم ریختن دم زندان رجایی شهر کرج برای محمد قبادلو و محمد بروغنی، به دنبال فراخوان جوانان محلات بود! و سعی کردن باهاش برای خودشون اعتبار بخرن. در حالی که اون روز مردم به اعتبار ۱۵۰۰ تصویر، آتنا دائمی و … که در این باره اطلاع‌رسانی کرده بودن اومدن بیرون.
هر روز ۱۲ شب قبل از فراخوانشون توی پیج توییترشون می‌گفتن فردا بریزید بیرون انگار مردم مسخره اونان. حتی به خودشون زحمت نمی‌دادن یکم زودتر بگن. هیچ‌وقت با فراخوانای اونا اتفاقی نیفتاده و اگر خبری بوده در روزهایی بوده که اون روز در تقویم نانوشته مشترک معاصر ایرانی‌ها خودش معنایی داشته. مثل ۱۶ آذر و ۱۸ دی و ۲۴ آبان. این گروه به جز اینکه با هر روز هر روز و سه روز سه روز فراخوان دادن (این فراخوانای سه روزه واقعا اشتباه بود) کل ماجرا رو بی‌اعتبار کردن مطلقا هیچ کاری برای این جنبش نکردن. واقعا چه کار کردن؟ مطلقا هیچی. «هر کسی» می‌تونه یه صفحه توییتر بزنه و با نازل‌ترین استعداد در فتوشاپ یه سری روزهای رندم در ماه رو انتخاب کنه و روی پس زمینه یکی از عکسای اعتراضات چاپ کنه و بعد توییتش کنه بگه بریزید بیرون. ولی خب «هر کسی» توسط ایران اینترنشنال به جنبش تحمیل نمی‌شه.
این گروه‌ای که کاملا برنامه‌ریزی شده به جنبش تزریق شد نه تنها هیچ فایده‌ای نداشت، بلکه خطرات جدی‌ای هم ایجاد کرد. مردم بعد اینکه دیدن چقدر این‌ها الکی گنده شدن، تصمیم گرفتن از روشون الگو برداری کنن و «جوانان محلات» شهرهای دیگه هم بالا اومد ولی برخلاف جوانان محلات تهران اینا ریشه مردمی داشتن. اما هرگز توسط جوانان محلات ایران اینترنشنال پروموت نشدن و نتونستن رشد کنن، و الان هم کمیته پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان اعلام کرده که ۲۶ نفر از جمله یک دختر ۱۵ ساله در ارتباط با پرونده «جوانان محلات ارومیه» بازداشت شدن، در حالی که هیچگونه ارتباطی با این صفحه نداشتن و بعد از دستگیریشون هم این صفحه به فعالیت خودش ادامه داده.
فقط انرژی گرفتن از جنبش و توجه‌ها رو جلب کردن به سمت خودشون، توجه‌هایی که می‌تونست جلب صدها رسانه با پایگاه مردمی بشه.
چه ساختارهای مافیایی‌ای که مثل زالو به این جنبش نچسبیدن و از اعتبار انقلاب خرج خودشون نکردن ( در حالی که باید کاملا برعکس باشه.)

🔗بیشتر راجع به فراخوان‌های غیرمنطقی

#ادمین_ثانی
👍512
وکیل تعیینی آرمیتا عباسی، معترض بازداشتی در خیزش سراسری درباره جزییات دادگاه آرمیتا در روز ۹ بهمن ۱۴۰۱، گفت: «کوچکترین اتهاماتی که الان در پرونده آرمیتا عباسی وجود دارد، تبلیغ علیه نظام و اجتماعی و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت است. در مجموع در پرونده آرمیتا ۳ عنوان اتهامی وجود دارد که ترجیح می‌دهم عنوان اتهامی سوم را تا زمان صدور رای دادگاه بدوی اعلام نکنم.»

شهلا اروجی در گفتگو با شبکه شرق تصریح کرد: «تمامی دفاعیات ما درباره پرونده آرمیتا عباسی دیروز شنیده شد. قاضی پرونده تمام صفحات پرونده را می‌خواند و ما از موکل دفاع می‌کردیم. پیش از دفاع شفاهی در جلسه دادگاه، لایحه دفاعیه را به صورت کتبی به قاضی پرونده تقدیم کرده بودیم. با در نظرگیری همه این موارد، ارزیابی من آن است که می‌توان گفت جلسه خوبی بود ولی اینکه نتیجه هم به اندازه جلسه برگزار شده خوب است یا خیر، به نظر قاضی بستگی دارد و من نمی‌توانم درباره‌اش اظهارنظر کنم ولی حدسم آن است که نتیجه می‌تواند مثبت باشد، البته این فقط فرض من است.»

او در بخش دیگری از اظهاراتش به احتمال آزادی آرمیتا عباسی با قرار وثیقه اشاره کرد و گفت: «دیروز و در پایان جلسه رسیدگی به اتهامات آرمیتا عباسی با قاضی پرونده درباره آزادی موکلم به قید وثیقه صحبت کردم منتهی قاضی گفت که "چون من قصد صدور رای دارم، برو بعد از اینکه رای دادم، بیا!"»

تماس مستقیم با وکیل در واتس‌اپ 
  +905510332575
 
ادمین  
@Dadban_Admin

ایمیل | وبسایت | اینستاگرام | توئیتر  | یوتیوب | کست‌باکس
 
#دادبان #مهسا_امینی #ژینا_امینی

@DaadBaan2021
💔39👍54
Forwarded from برای ایران
• «ما» بُردیم.
👍4622💔1
Forwarded from • رایمون
شنیدن اعطای جایزه‌ی گرَمی به شروین، اون‌قدر که برام ناراحت‌کننده و عذاب‌آور بود، خوشحال‌کننده و غرورآفرین نبود. نمی‌دونم. شاید دارم زیادی قضیه رو دارک و تراژیک می‌کنم. ولی هنوز به حرف الیاس علوی معتقدم که توی بخشی از شعرش می‌گه: ما می‌میریم تا عکاس «تایمز» جایزه بگیرد.
53👍9💔5
• رایمون
شنیدن اعطای جایزه‌ی گرَمی به شروین، اون‌قدر که برام ناراحت‌کننده و عذاب‌آور بود، خوشحال‌کننده و غرورآفرین نبود. نمی‌دونم. شاید دارم زیادی قضیه رو دارک و تراژیک می‌کنم. ولی هنوز به حرف الیاس علوی معتقدم که توی بخشی از شعرش می‌گه: ما می‌میریم تا عکاس «تایمز»…
شروین حاجی‌پور خیلی با عکاس تایمز فرق داره و این قیاس غلطه. به چند دلیل:
تفاوت اول، شروین یک ادم عادی مثل ماست در ایران که یه کاری بدون اینکه انتظار داشته باشه انقدر ماجرا گنده شه انجام داده و بعد هم دست‌گیرش کردن و طبعا به شدت تحت فشار بوده. هنوز هم حکم دادگاهش رو نمی‌دونیم. عکاس تایمز با برنامه‌ریزی قبلی، با تابعیت و‌ در کشوری که خودش از گزند ماجرا در امان خواهد بود، از خیزش مردمی و یا بلایای طبیعی و … ای که اثراتش ملموس شده و مدتیه که پیامدهاش مشخصه، به سان زالو تغذیه می‌کنه. و این تفاوت دومشون رو هم یادآور می‌شه:
زمانی که شروین این آهنگ رو ساخت اصلا پوشش خبری بین‌المللی تظاهرات هنوز اونقدری جدی نشده بود و خیلیا فکر می‌کردن یه چیز کوتاه مدته و بعد جو می‌خوابه. هنوز اول ماجرا بود و شروین نمی‌تونسته پیش‌بینی کنه که قراره ادامه‌دار شه و با ساخت یک آهنگ در آینده جنبش برای اعتبار خودش سرمایه‌گذاری کنه، چون اصلا معلوم نبوده که جنبش آینده‌ای داره یا نه، و اگه داره به چه سمت و سویی می‌ره. تغییرات اجتماعی وقتی انقدر نو هستن و در بطنشون هستیم، سیری که طی می‌کنن قابل پیش‌بینی نیست، و «عکاس تایمز» معمولا پس از ماجرا یا وقتی که مطمئنه اون رنج به‌خصوص ارزش خبری داره و پوشش بین‌المللی کافی خواهد گرفت و در نتیجه براش پول‌ساز خواهد بود، تازه به محل وقوع حادثه می‌رسه.
بنظر من کاملا یک چیز بداهه و دلی بوده و با نیت خوب.
تفاوت سوم:
عکاس تایمز بیرون گوده. از فاصله‌ای ایمن نگاه می‌کنه، یا بهتره بگم زل می‌زنه، خیره می‌شه به رنجِ دیگری و اون رو تبدیل می‌کنه به یک محصولِ قابل خریداری و قابل هضم برای آدم‌هایی که امتیاز اینکه درگیر فاجعه نباشن رو داشتن. محتوا به‌گونه‌ای محافظه‌کارانه تولید می‌شه، که اونقدری ناراحت‌کننده نباشه که انسان سفیدپوست غربی رو با امتیازات و نقش غیرمستقیم و بعضا مستقیمش در رنج دیگری مواجه کنه و روزش رو خراب کنه، ولی اونقدری بار احساسی داشته باشه که بتونه وقتی همراه قهوه صبحش روزنامه رو ورق می‌زنه و عکس رو می‌بینه، نچ نچ کنه و خیالش راحت بشه که هنوز انسانیت داره و قلبش برای فرودستان می‌تپه و امان از این خاورمیانه‌ای‌های شترسوار و تروریست و از آن‌هاست که بر آن‌هاست.
آهنگ شروین به هیچ وجهه درگیر این محاسبات سود و زیان نبود و برای مصرفِ انسان غربی هم تولید نشده بود. به علت شرایط و جو حاکم، بطرزی غیرقابل‌پیش‌بینی و خارج از کنترل شروین، آهنگ به گوش انسان غربی هم رسید. ولی واضحا هدف، ابتذال رنج انسان خاورمیانه‌ای و راحت‌الحلقوم شدنش برای غرب نبوده. یک پسر جوون و خلاق و مثل همه ما ناراحت و نگران و در سوگ، توی اتاقش با امکانات حداقلی و متواضعانه، اثری خلق کرده که بعد موندگار شد. عکاس تایمز با دوربین ساده گوشیش عکس نمی‌گیره. کلی بند و بساط و دفتر و دستک داره، کمترینش هم می‌شه ویزا و بلیط هواپیمایی که می‌گیره که خودش رو از لس آنجلس برسونه سوریه، ایران، عراق، افغانستان و … .
این هم از تفاوت چهارم.
شروین خودش وسط ماجرا بود. مشاهده‌گر صرف جنبش نبود، در اون نقش‌آفرینی کرد و هزینه داد و خواهد داد(یادآوری: حکم دادگاهش رو هنوز نمی‌دونیم.). «عکاس تایمز» قبل از اینکه کوچکترین خطری تهدیدش کنه با اولین پرواز برمی‌گرده به کشور امن و باثباتش.
شروین در جایگاه تماشاچی نبود. در پیشبرد جنبش و ادامه‌اش موثر بود. (بگذریم که خیلی عکاس‌ها هم همین نقش رو دارن، مثل عکسی که نیلوفر حامدی از والدین ژینا امینی در بیمارستان کسری گرفت، یا مثل عکسی که ملکوم براون از تیش کوانگ دوک راهب بودایی در حال خودسوزی گرفت. بنابراین هر عکاس و مستند‌سازی در زمره آنچه الیاس علوی در این شعر «عکاس تایمز» خطاب کرده قرار نمی‌گیره.)
تفاوت پنجم،
در محتوایی که «عکاس تایمز» تولید می‌کنه، افرادی که بیشترین آسیب رو می‌بینن و بیشترین هزینه‌ها رو می‌دن کوچکترین عاملیتی ندارن. عکس از اونها و حقیقتِ دردناک زندگیشون در یک موقعیتی که بیهوش بودن، یا بدتر، مردن، یا گلوله خوردن و … ثبت شده بدون اینکه بتونن مخالفتی کنن و یا نظر خودشون حداقل در کادربندی و … دخیل باشه. اما این آهنگ کاملا برعکسه. صرفا اثر شروین نیست. اصلا دلیل اصلی توجهی که گرفته اینه که متن آهنگ رو عملا مردم سرودن. تک تک جملات ترانه یا مستقیما یا با کمی تغییر، نقل قول از کاربرهای عادی فضای مجازیه که به هزار زحمت و با امتحان کردن چندین فیلترشکن تونستن یک لحظه وصل شن که بیان بنویسن «برای ولیعصر و درختای فرسوده». «برای دختری که آرزو داشت پسر بود» رو یا فردی نوشته با بدنی منتسب به زنان، که این رنج رو دست اول تجربه کرده یا فردی با بدن منتسب به مردان، که رنج زنان اطرافش رو دیده و اصلا نتونسته راجع بهش ننویسه. این ترانه از دل تجربه‌های روزمره افرادی که سوژه سرکوب جمهوری اسلامی بودن در اومده. همه با هم نوشتیمش.
👍13010
• رایمون
شنیدن اعطای جایزه‌ی گرَمی به شروین، اون‌قدر که برام ناراحت‌کننده و عذاب‌آور بود، خوشحال‌کننده و غرورآفرین نبود. نمی‌دونم. شاید دارم زیادی قضیه رو دارک و تراژیک می‌کنم. ولی هنوز به حرف الیاس علوی معتقدم که توی بخشی از شعرش می‌گه: ما می‌میریم تا عکاس «تایمز»…
همکاری هنری ناخودآگاه یک کشوره. ما اینجا عاملیت داشتیم، شعر خودمون رو سرودیم. «عکاس تایمز» کارش هرچیزی هست جز این.
حتی خود شروین هم توییت زد که «ما بردیم». چرا؟ چون ترانه رو هم «ما» سرودیم.
با این آهنگ نماد خلق شد. صدای ما از پشت بوم خونه‌ها و اسپیکر ماشینا و مغازه‌ها و در تظاهرات خارج و داخل و حتی فشن شو‌ها شنیده شد. نقدها بهش وارده. برای مثال همون قسمت «برای مرد میهن آبادی» یا «افغانی» خطاب کردن کودک افعانستانی. ما هم بارها به همین نقص‌‌ها اینجا اشاره کردیم.
ولی اولا این قیاس دور از انصافه، ثانیا می‌شه موقعیت‌ها و روزهای دیگری رو برای نقد انتخاب کرد نه روزی که یک شانس کوچکی برای خوشحالی داشتیم و یکی از اندک موفقیت‌های جنبشه که شاید اندازه‌گیریش و اشاره بهش راحت‌تر باشه،* و ما این روزها به شدت به همچین چیزی نیاز داریم.
بنظرم برای روحیه‌ی خودمون اصلا بهتره که مقاومت نکنیم و مشارکت کنیم در این شادی (تشخیص کوچیک و بزرگش با خودتون) ملی که برخواسته از یک تراژدیه ملیه.
لازم نیست خط‌کش بگذاریم و هر بروز شادی‌ای رو متر کنیم، بگذاریم توی ترازو که مطمئن شیم یک‌وقت از وزنه‌های اخلاقی و معیارهای ارزش‌گذاری شخصی ما برای هنر و … سبک‌تر نباشه. من ترجیح می‌دم همراه عموم شم. به نبض جامعه گوش بدم و سعی کنم تپش قلب خودم رو باهاش هماهنگ کنم، و همراه دوستای شروین توی ویدیویی که از واکنشش به برنده شدن گرمی گرفتن، هورا بکشم.
👍961
پی‌نوشت‌ها و رفع سوتفاهمات، چون وقتی مخاطبینت از یک تعدادی بیشتر می‌شن چاره‌ای جز این کار نداری:
*این جنبش خیلی موفقیت‌ها داشته. ولی اکثرا شاید با عدد و آمار قابل بیان نباشن یا نشه به یه چیزی به عنوان مدرک اشاره کرد گفت بیا، ایناهاش. زیرپوستی‌تر (و در عین حال جامع‌تر) از این حرفان. مثل تغییر نگرش عمومی نسبت به حق زن و مسئله حجاب. خب فعلا به جز نشر و بازخوانی روایت‌های افراد راه دیگه‌ای برای انعکاس این موفقیت اجتماعی نداریم. ولی چیزهایی مثل جایزه گرمی به پشتوانه ده‌ها هزار رای مردمی و اخراج جمهوری اسلامی از کمیسیون ملموس‌ترن و برای حفظ روحیه لازم.

*بدیهیه که نه هر عکاس مجله تایمزی لزوما مثل کرکس از جنازه‌ی مردم رنج‌دیده تغذیه می‌کنه و نه هر عکاسی که توی تایمز کار نمی‌کنه دیگه سوژه این شعر الیاس علوی نیست. «عکاس تایمز» اینجا مجاز از یک گروه به‌خصوصه. برای عکاسِ تایمز شعر الیاس علوی بودن، نه لازمه آدم عکاس باشه نه برای مجله تایمز کار کنه. برای همین در متن، این عبارت رو در « » گذاشتم.

*این متن به هیچ‌وجهه با نیت «حمله» به کسی که این پیام رو ازش فوروارد کردم نیست. چندین نفر دیگه هم دیدم که به هر صورت ناراحت بودن ازین ماجرا و نقدهای دیگه‌ای با مضامین دیگه‌ای مثل «این اهنگ که اصلا خوب نیست » و «لیاقت گرمی نداشت» و «از لحاظ موسیقیایی خیلی ضعیفه» و … کردن، و صرفا حرف ایشون رو فرصتی دونستم برای اینکه در جمع‌بندی متنم، نظرم رو راجع به همه این واکنش‌ها و وجه اشتراکشون بیان کنم.

*این متن قضاوت شخصیت شروین نیست. من اصلا این ادم رو نمی‌شناسم و شنیده‌هام هم جالب نیستن. قضاوت بقیه آثارش هم نیست. فقط و فقط راجع به همین یک آهنگه.

#ادمین_ثانی
👍86
زندانی‌ها برای گذران زندگی مجبور هستن در بدترین شرایط در زندان و با وجود بازجویی‌های پیاپی و تحت فشار، کار کنن و پول دربیارن.

پیج dastsaazevin در اینستاگرام که توسط چند تن از اعضای خانواده‌های زندانیان بند زنان اوین راه‌اندازی شده، برای فروش دست‌سازه‌های زندانی‌ها راه‌اندازی شده.
با خرید ازشون می‌تونید این زنان رو حمایت کنید.

https://instagram.com/dastsaazevin

https://t.me/dastsaz_evin

پ.ن: شاید ازینکه ادمها باید اینجا در زندان هم کار کنن تعجب کرده باشید. مگه اونجا بهشون غذا نمی‌دن؟

می‌دن ولی ماجرا به این سادگی نیست.
از حسین شنبه‌زاده نقل می‌کنم:
«ببین رفیق، زندان موظفه بهت غذا برسونه و می‌رسونه؛ اما غذاش، از ۱۴ وعده در هفتۀ ناهار و شام، شاید فقط چهار پنج وعده‌ش واقعاً قابل خوردن باشه. میوه هم رایگان نیست - میوه شامل سیب‌زمینی و گوجه و پیاز هم می‌شه. خرج سیگار هم برای سیگاریا هست.
‏بنابراین این مخارج با خودمونه.»

خواب راحت هم به سختی می‌شه در زندان داشت. بعضا کسایی که شکنجه می‌کنن رو که اصلا اجازه نمی‌‌دن بخوابن و مرتبا بیدارشون می‌کنن که مجبور باشن هوشیار باشن و درد و کوفتگی کتک‌هایی که خوردن رو کاملا حس کنن. بی‌خوابی طولانی مدت دادن هم یکی از تکنیک‌های شکنجه‌‌ست و اعتراف اجباری گرفتن رو از زندانی راحت‌تر می‌کنه. صدای اذان و قرآن رو هم بلند پخش می‌کنن که زندانی‌ها نتونن بخوابن.
برای کسایی که دارن حبس راحت‌تری رو می‌گذرونن و در اون مرحله بازجویی نیستن دیگه و حکمشون اومده هم البته مشکل خواب هست و سر و صدا توی زندان خیلیه و به سختی می‌شه خوابید.
حسین نوشته بود که تا قبل از ساعت ۲ شب و بعد از ۱۰ صبح خوابیدن عملا غیرممکنه. برای همین بعضی از زندانی‌ها قرص خواب هم لازمشون می‌شه و اون هم توی زندان گرونه و البته غیرقانونی رد و بدل می‌شه.

راه‌های رایج درآمدزایی هم باز به نقل از حسین، این‌هاست:

کار خلاف: توزیع و پخش مواد و قرص (از مرخصی یا ملاقات بیاری).
‏کار اخلاقی: ساخت معرق و منبت و تسبیح و دستبند، بافتنی بافتن و …. کارای دیگه‌اي مثل خدمات سالن و شهرداری اتاقای مختلف و آشپزی برای اتاقای دیگه هم درآمدکي دارن.

حتما شال‌گردن‌های بافتنی قرمز لیلا حسین‌زاده رو یادتونه. ایشون هم اگر اشتباه نکنم برای تامین مخارجش در زندان شروع کرده بود به این کار.

در همین راستا، فائزه عبدی‌پور چند روز پیش این رو نوشت:

«زندانی بی ملاقاتی چیزی لازم داشته باشه از بیرون باید چیکار کنه؟ چهار تا دونه کاموا بردم در زندان واسه این دختر، میگن باید فامیل درجه یک باشه. میگم شما که می‌دونید ملاقات کننده نداره. میگه به ما ربطی نداره. آخرم نگرفتن کامواهاش رو. بعد کار نکنه خرجش رو در نیاره چیکار کنه؟»

#ادمین_ثانی
👍2911
سلام و عرض ادب
ممنون از استقبالتون .
دوستان عزیز در حال حاضر فقط جاسوییچی چرم موجوده .هفته آینده یه‌سری از سفارشهاتون و چند مورد جدید به دستمون میرسه.
ظرفیت کارگاه چرم تکمیل شده و تا زمانی که سفارشهارو آماده کنن سفارش جدید قبول نمیکنند.
این روزها زیاد می‌‌شنوم که می‌گن ادما دارن اعدام می‌شن شما فکر دعوای چپ و راستید؟
هنوز جمهوری اسلامی نرفته شما راجع به اینکه بعدا کی قراره بیاد و می‌خواید چه گروهی سر کار باشن حرف می‌زنید؟

و متوجه نیستن که این دو تا اتفاقا در راستای همدیگه‌ن. ما فکر دعوای چپ و راستیم چون جریان‌سازی، فعالیت حزبی و سازمان‌یافتگی رو راه نجات ایران و کشته شدن ادم‌های کمتر می‌دونیم، نه چون برامون اهمیتی نداره.

«سیاست یعنی دعوا و بحث و گفت‌و‌گو بین اندیشه‌ها. از دل همین جدل و حرف‌هاست که تفکر رشد می‌کند و نواقص خود را می‌یابد و اصلاح می‌‌شود. اینکه همگان ساکت بمانند و فقط خودشان را به واکنش و غم و خشم بی‌هدف محدود کنند اتفاقا باعث خواهد شد جان‌های بی‌گناه بیشتری فدا شوند. ما باید حرف بزنیم، بی‌تعارغ بگوییم اگر در شرایط فعلی ایران، زبان نقد بریده شود، در فردای ایران زبان اسلحه و آتش بلند خواهد شد. جمهوری اسلامی بیشتر از هرچیز دیگری از اندیشه‌ورزی و گفتمان‌محوری می‌هراسد چون سرکوب‌شدنی نیست. و این تفکر انتقادی جز از دل روبه‌رو شدن اندیشه‌های متفاوت بیرون نخواهد آمد.»

#ادمین_ثانی
👍65💔2
پلاکارد کم آوردیم.
رسانه‌ها و فعالین بلوچ: •حال وش https://twitter.com/haalvsh https://t.me/haalvsh •کمپین فعالین بلوچستان https://t.me/balochcampaign •جنبش زنان بلوچ https://t.me/BalochWomenMovement https://instagram.com/balochwomenmovementt?igshid=NTdlMDg3MTY= •دسگوهاراں:…
صفحه Baluchestan.official در توییتر خوشبختانه کلا توی این لیست نبوده، ولی یک رسانه بلوچه که سابقه پخش فیک‌نیوزی که یا عمدا یا از سر ناآگاهی پرونده‌سازی محسوب می‌شد، داره. اگه از اونجا اخبار رو دنبال می‌کنید با علم به این موضوع باشه.
👍12
Forwarded from مملکته
فراخوان دوستان و نزدیکان #برهان_الیاسی
مراسم چهلم برهان عزیز بعد از ظهر پنجشنبه ۲۰م بهمن بر مزار این جانباخته راه آزادی در آرامستان "حسن گایر" جوانرود برگزار خواهد شد. از همه‌ی مردم ایران دعوت می‌کنیم که در این مراسم حضور داشته باشند.
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی

Soranmansournia
@mamlekate
💔262👍2
Forwarded from pathétique
آرمیتا عباسی، به نقل از پیج پدرش، آزاد شده. واقعاً از صمیم قلبم خوشحالم، برای مدت کوتاهیم شده خوشحالم.
116
Forwarded from برای ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟢 آرمیتا عباسی بعد از آزادی🎉
102👍2
Forwarded from برای ایران
🟢 آرمیتا جان، آزادیت مبارک🎉
172