مانیفست.pdf
432.5 KB
بیانیهی جمعی از کنشگران کوئیرفمنیست، ترنس فمنیست و اعضای جامعهی +LGBTQIA در ایران، کوردستان و افغانستان.
کوئیر، ترنس، رهایی.
کوئیر، ترنس، رهایی.
❤93👍2💔1
Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین
یادداشت حامد اسماعیلیون در سومین سالروزی که همسر و دخترش خانه را به قصد ایران ترک کردند.
بخشهایی از متن:
...
پریسا جانم،
فردا درست سه سال از رفتن تو و ریرا از این خانه میگذرد...
بسیاری چشم بر قتل شما بستند. شکایتی از بسیاری ندارم. جای من نبودند. خوب بود اگر همراه میشدند اما نشدند.
همین اشتباه را خیلیها در دهههای گذشته کرده بودند. خودم را هم مقصر میدانم. در سالهایی که گذشته بود از قتلها و کشتارها و تبعیضها نوشته بودم اما خشمم همسنگ خشم بازماندگان دیگر نبود. من هم درمیان کسانی قرار میگرفتم که بعد از شنیدن فریادها به زندگی برگشته بودند.
...
میدانستم اگر بخواهند پروندهسازی کنند نقطهضعفها را در کجا میجویند. نگذاشتم ذهنم از انتقام لبریز شود. نگذاشتم مثل آنها بشوم. نگذاشتم خوی آدمکشی سایهی تاریکی بر روحم بیندازند. همیشه گفتم دادگاه. همیشه گفتم دادرسی عادلانه. شوخی که نداریم. وقتی خیلی سال پیش به اسید ریختن در چشم اسیدپاش اعتراض کرده بودم یکی در وبلاگم نوشته بود قربانی دختر خودت نیست که اینطور نظر میدهی. تا همسر و دختر خودم را کور که نه، با ترکشهای داغ تکهتکه کردند و باز گفتم دادگاه. باز گفتم هیئت منصفه، باز گفتم دادگاه بینالمللی، باز گفتم دادخواهی. نمیشود شبیه قاتلان شما شد. اما میشود رسوایشان کرد...
...
پریسا جانم،
آخر تابستان بود و از یکی از این سفرها تازه برگشته بودم که در ایران غوغایی در گرفت. انقلابی که به همهی ما زندگی دوباره بخشید. صد روز گذشته است...
نسل جوان... یک باره طغیان کردند. انقلاب شده بود. انقلاب شده است. چارهای نیست. روسریها را از سر انداختند، با مشتهای گرهکرده جلوی دیکتاتور ایستادند، ترانه ساختند، ساچمه خوردند، باتون خوردند، زندانی شدند، از بلندی پرتشان کردند، تیر خلاص به پیشانیشان زدند، از پشت به رگبارشان بستند اما خاموش نماندند. مغازه بستند، اعتصاب کردند، تحریم کردند، از نان شب خودشان گذشتند اما سکوت نکردند. باید بتوانند آنطور که میخواهند بپوشند، بخورند، راه بروند، برقصند، عاشق بشوند، کار کنند....
گمان کنم سال چهارمِ رفتن تو، سال سقوطشان باشد. طولانی و جانکاه است اما شدنی است....
hamed.esmaeilion
📡 @VahidOnline
بخشهایی از متن:
...
پریسا جانم،
فردا درست سه سال از رفتن تو و ریرا از این خانه میگذرد...
بسیاری چشم بر قتل شما بستند. شکایتی از بسیاری ندارم. جای من نبودند. خوب بود اگر همراه میشدند اما نشدند.
همین اشتباه را خیلیها در دهههای گذشته کرده بودند. خودم را هم مقصر میدانم. در سالهایی که گذشته بود از قتلها و کشتارها و تبعیضها نوشته بودم اما خشمم همسنگ خشم بازماندگان دیگر نبود. من هم درمیان کسانی قرار میگرفتم که بعد از شنیدن فریادها به زندگی برگشته بودند.
...
میدانستم اگر بخواهند پروندهسازی کنند نقطهضعفها را در کجا میجویند. نگذاشتم ذهنم از انتقام لبریز شود. نگذاشتم مثل آنها بشوم. نگذاشتم خوی آدمکشی سایهی تاریکی بر روحم بیندازند. همیشه گفتم دادگاه. همیشه گفتم دادرسی عادلانه. شوخی که نداریم. وقتی خیلی سال پیش به اسید ریختن در چشم اسیدپاش اعتراض کرده بودم یکی در وبلاگم نوشته بود قربانی دختر خودت نیست که اینطور نظر میدهی. تا همسر و دختر خودم را کور که نه، با ترکشهای داغ تکهتکه کردند و باز گفتم دادگاه. باز گفتم هیئت منصفه، باز گفتم دادگاه بینالمللی، باز گفتم دادخواهی. نمیشود شبیه قاتلان شما شد. اما میشود رسوایشان کرد...
...
پریسا جانم،
آخر تابستان بود و از یکی از این سفرها تازه برگشته بودم که در ایران غوغایی در گرفت. انقلابی که به همهی ما زندگی دوباره بخشید. صد روز گذشته است...
نسل جوان... یک باره طغیان کردند. انقلاب شده بود. انقلاب شده است. چارهای نیست. روسریها را از سر انداختند، با مشتهای گرهکرده جلوی دیکتاتور ایستادند، ترانه ساختند، ساچمه خوردند، باتون خوردند، زندانی شدند، از بلندی پرتشان کردند، تیر خلاص به پیشانیشان زدند، از پشت به رگبارشان بستند اما خاموش نماندند. مغازه بستند، اعتصاب کردند، تحریم کردند، از نان شب خودشان گذشتند اما سکوت نکردند. باید بتوانند آنطور که میخواهند بپوشند، بخورند، راه بروند، برقصند، عاشق بشوند، کار کنند....
گمان کنم سال چهارمِ رفتن تو، سال سقوطشان باشد. طولانی و جانکاه است اما شدنی است....
hamed.esmaeilion
📡 @VahidOnline
❤101💔47👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آواز دو زن افغانستانی در اعتراض به منع ورود دختران و زنان به اماکن آموزشی (از دبستان تا دانشگاه) توسط طالبان.
«ای آه تو سوزاندهتر از آه زمانَه
رزم تو قشنگ است به فریاد زنانَه»
زن، زندگی، آزادی.
منبع ویدئو:
🔗 Shabnam Nasimi
«ای آه تو سوزاندهتر از آه زمانَه
رزم تو قشنگ است به فریاد زنانَه»
زن، زندگی، آزادی.
منبع ویدئو:
🔗 Shabnam Nasimi
💔137❤25👍4
Forwarded from pathétique
همسر فواد محمدی، از کشتهشدگان انقلاب در کامیارایان، میگوید: فواد مخالف سیستم طبقاتی بود. مخالف استثمار کارگر بود. میگفت ما خانهها را میسازیم اما خودمان خانه نداریم...
💔103❤11
pathétique
همسر فواد محمدی، از کشتهشدگان انقلاب در کامیارایان، میگوید: فواد مخالف سیستم طبقاتی بود. مخالف استثمار کارگر بود. میگفت ما خانهها را میسازیم اما خودمان خانه نداریم...
همسر فواد محمدی همچنین گفت «فواد میگفت تا زن آزاد نشه، جامعه آزاد نمیشه». حقیقتاً که ژن، ژیان، ئازادی.
❤116👍3
Forwarded from Email & Petition Rev
خانم Clara Anne Bünger، کفیل سیاسی محمد قبادلو طی توییتی از ما خواسته این پتیشن رو برای نجات جان محمد امضا کنیم.
👍28
Forwarded from pathétique
ئەوەی هەرگیز پێتان ناکرێ سڕینەوەی ئازادییە لە ڕۆحمانا!
«آنچه هرگز نمیتوانید انجام دهید زدودن آزادی از روح ماست»
امروز، بهشت محمدی سنندج مراسم چهلم #آرام_حبیبی و #زانیار_الله_مرادی
• منبع
«آنچه هرگز نمیتوانید انجام دهید زدودن آزادی از روح ماست»
امروز، بهشت محمدی سنندج مراسم چهلم #آرام_حبیبی و #زانیار_الله_مرادی
• منبع
❤55👍3
Forwarded from pathétique
«هدف من از این خودکشی کشوندن توجه اروپاییان، کشورای اروپایی و مردم غربی به مسئله ایرانه. امیدوارم مرگ من توجه دستکم بخشی از رسانه ها در خارج از کشور را جلب کنه و امیدوارم این پیامی باشه برای مردم ایران که فکر نکنند ایرانیان خارج از کشور در غم آنها شریک نیستند و اگر پیش بیاد نخوان جانشون رو فدای اونا کنن. جان من هزار بار فدای، قربانِ ایران و مردم ایران بشه. بنابراین جانم را در این راه فدا میکنم. شما پیروز هستید. غمگین نباشید و شادی کنید که روز پیروزی نزدیک است.»
— محمد مرادی، دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه لیون فرانسه، دیروز عصر در عملی حماسی خودش رو در رودخانه رن غرق کرد.
— محمد مرادی، دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه لیون فرانسه، دیروز عصر در عملی حماسی خودش رو در رودخانه رن غرق کرد.
💔189❤7👍1
«همه چیزو نباید قضاوت کرد. همه چیز رو نمیشه درست/غلط یا خوب/بد دونست. حتی بعضی چیزا بینابینی هم نیست؛ فراتر از ارزشهای متعارفه. گاهی باید تحتتاثیر قرار گرفت. مثل تماشای یک اثر هنری.»
حماسهای که محمد مرادی خلق کرد در تاریخ میمونه.
امیدوارم منجر به توجه رسانههای خارجی به ایران بشه و چه بسا تا همین الان هم پوشش خوبی دریافت کرده.
با این وجود، چیزی نیست که تکرارش منجر به پوشش خبری شه دوباره. اونموقع میشه سوژه تکراری برای خبرگزاریها و ازش رد میشن. خودکشی واگیرداره و گاهی اوقات به صورت اپیدمیک بروز پیدا میکنه و به دنبال شوکی که بعد از خودکشی یک نفر به وجود میاد، زنجیروار این روند ادامه پیدا میکنه. من نگران همچین پیامدی هستم الان. برای همین میخوام تاکید کنم که این یک کارتی بود که یک بار بازی شد و ازین به بعد دیگه منجر به جلب شدن توجهها به ایران و چرخیدن سرها نخواهد شد. تکرارش بیشتر لوثش میکنه. متاسفم که انقدر رک میگم اما حقیقت امر همینه که در نهایت جان ادمها برای رسانههای بزرگ اهمیتی نداره اگر این جان به نحوی که براشون کلیک و لایک و ویو بخره از دست نرفته باشه. و بار دوم و سوم و چهارمی اگر این اتفاق بیفته، قطعا کلیک و لایک به دنبالش نخواهد داشت.
برای پوشش خبری، از خلاقیتتون هزینه کنید نه جان عزیزتون.
امیدوارم کسی تحت تاثیر این ماجرا زندگیش رو قمار نکنه.
پس یک، شما زندهتون برای انقلاب مفیده.
(یک و نیم، خیلی هم نگران پوشش خبری نباشید. اون رو به صورت ارگانیک تا حد خوبی دریافت کردیم و گروههایی هم شکل گرفته که به زبانهای مخالف تولید محتوا میکنن. اولویت الآن نهاد و جریانسازیه)
دو، اصلا حتی اگه مردهتون برای انقلاب مفیدتر بود هم، کی گفته آدمها باید فدا شن برای انقلاب و آرمانها؟ هیچ چیزی مقدس نیست مگر جانهایی که معالاسف دارن پر پر میشن. پس زنده بمونید.
کاملا حق دارید اگر برای خودتون بیرون این انقلاب هم زندگیای متصور میشید و حاضر نیستید ازش بگذرید، کسی هم حق نداره بهتون خرده بگیره. نمیشه با آدمها مثل گوشت جلوی توپ برخورد کرد. این با انقلاب «ژن، ژیان، ئازادی» (زن، زندگی، آزادی) منافات داره.
و این ارج نهادن زندگی هم یکی از هزاران فرقهای ما با جماعتی هستش که با اینکه میدونستن عملیات لو رفته، غواصها رو فرستادن جلو که کشته بشن.
سه، هدف زدن آسیب حداکثری به دشمن با کمترین هزینه از سمت خودمونه، اینکه بریم زندان یا کشته بشیم نیست. این رو فراموش نکنیم:
«به نظرم چند ماه پیش رو سختترین زمانه. وقتی اشتیاق اولیه خوابیده و مقصد هم هنوز در چند قدمی دیده نمیشه. مهمه که روحیه و توان مدیریت بشه. مهمه که به مغزتون استراحت بدید و تجدید قوا کنید بدون اینکه کلا با قضیه خداحافظی کنید. نذارید عذاب وجدان یا حرف آدمهای دیگه روان شما رو بخوره.
یادتون باشه: هدف اصلی نابودی آخونده، نه نابودی شما. سختی و ریسکی که شما تحمل میکنید «هدف» نیست. هزینهایه که برای هدف دیگری میدیم. اگر میبینید در شرایطی هستید که خروجی و هزینهای که میدید به هم نمیخوره حداقلش اینه که با اطرافیان خیرخواهتون مشورت کنید برای بهینه کردنش.
در اون جمله «هر کس هر جا یک قدم بیاد جلوتر» همونقدر که دلالتش بر سر جای قبلی نایستادن مهمه، اینش هم مهمه که اگر صد قدم جلوتر نیستید احساس عذاب وجدان نکنید.»
🔗 رامین
انقلابیترین کاری که می تونید بکنید اینه که زنده بمونید.
#ادمین_ثانی
حماسهای که محمد مرادی خلق کرد در تاریخ میمونه.
امیدوارم منجر به توجه رسانههای خارجی به ایران بشه و چه بسا تا همین الان هم پوشش خوبی دریافت کرده.
با این وجود، چیزی نیست که تکرارش منجر به پوشش خبری شه دوباره. اونموقع میشه سوژه تکراری برای خبرگزاریها و ازش رد میشن. خودکشی واگیرداره و گاهی اوقات به صورت اپیدمیک بروز پیدا میکنه و به دنبال شوکی که بعد از خودکشی یک نفر به وجود میاد، زنجیروار این روند ادامه پیدا میکنه. من نگران همچین پیامدی هستم الان. برای همین میخوام تاکید کنم که این یک کارتی بود که یک بار بازی شد و ازین به بعد دیگه منجر به جلب شدن توجهها به ایران و چرخیدن سرها نخواهد شد. تکرارش بیشتر لوثش میکنه. متاسفم که انقدر رک میگم اما حقیقت امر همینه که در نهایت جان ادمها برای رسانههای بزرگ اهمیتی نداره اگر این جان به نحوی که براشون کلیک و لایک و ویو بخره از دست نرفته باشه. و بار دوم و سوم و چهارمی اگر این اتفاق بیفته، قطعا کلیک و لایک به دنبالش نخواهد داشت.
برای پوشش خبری، از خلاقیتتون هزینه کنید نه جان عزیزتون.
امیدوارم کسی تحت تاثیر این ماجرا زندگیش رو قمار نکنه.
پس یک، شما زندهتون برای انقلاب مفیده.
(یک و نیم، خیلی هم نگران پوشش خبری نباشید. اون رو به صورت ارگانیک تا حد خوبی دریافت کردیم و گروههایی هم شکل گرفته که به زبانهای مخالف تولید محتوا میکنن. اولویت الآن نهاد و جریانسازیه)
دو، اصلا حتی اگه مردهتون برای انقلاب مفیدتر بود هم، کی گفته آدمها باید فدا شن برای انقلاب و آرمانها؟ هیچ چیزی مقدس نیست مگر جانهایی که معالاسف دارن پر پر میشن. پس زنده بمونید.
کاملا حق دارید اگر برای خودتون بیرون این انقلاب هم زندگیای متصور میشید و حاضر نیستید ازش بگذرید، کسی هم حق نداره بهتون خرده بگیره. نمیشه با آدمها مثل گوشت جلوی توپ برخورد کرد. این با انقلاب «ژن، ژیان، ئازادی» (زن، زندگی، آزادی) منافات داره.
و این ارج نهادن زندگی هم یکی از هزاران فرقهای ما با جماعتی هستش که با اینکه میدونستن عملیات لو رفته، غواصها رو فرستادن جلو که کشته بشن.
سه، هدف زدن آسیب حداکثری به دشمن با کمترین هزینه از سمت خودمونه، اینکه بریم زندان یا کشته بشیم نیست. این رو فراموش نکنیم:
«به نظرم چند ماه پیش رو سختترین زمانه. وقتی اشتیاق اولیه خوابیده و مقصد هم هنوز در چند قدمی دیده نمیشه. مهمه که روحیه و توان مدیریت بشه. مهمه که به مغزتون استراحت بدید و تجدید قوا کنید بدون اینکه کلا با قضیه خداحافظی کنید. نذارید عذاب وجدان یا حرف آدمهای دیگه روان شما رو بخوره.
یادتون باشه: هدف اصلی نابودی آخونده، نه نابودی شما. سختی و ریسکی که شما تحمل میکنید «هدف» نیست. هزینهایه که برای هدف دیگری میدیم. اگر میبینید در شرایطی هستید که خروجی و هزینهای که میدید به هم نمیخوره حداقلش اینه که با اطرافیان خیرخواهتون مشورت کنید برای بهینه کردنش.
در اون جمله «هر کس هر جا یک قدم بیاد جلوتر» همونقدر که دلالتش بر سر جای قبلی نایستادن مهمه، اینش هم مهمه که اگر صد قدم جلوتر نیستید احساس عذاب وجدان نکنید.»
🔗 رامین
انقلابیترین کاری که می تونید بکنید اینه که زنده بمونید.
#ادمین_ثانی
👍106❤27
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز سالمرگ امیرحسین زارعزادهست، جان عزیزی که در آبان ۹۸ گرفته شد و با دستخطش او را میشناسیم*.
قاطعیت مادرش در پاسخ به تهدید مامور امنیتی در راستای برگزاری مراسم سالگرد امیرحسین، من رو یاد ویدئوی «آبان ادامه دارد» مادر پژمان قلیپور و سخنرانی مادر کیان پیرافلک در مراسمش انداخت، اونجایی که بر سر مزدوری که تلاش داشت میکروفون رو ازش بگیره فریاد میکشید «بگذار بخونم».
«اجازه دست منه، نه دست شماها. نگاه کن بچههای ما رو کشتید، چی میخواهید از جون ما؟ الآن هزارتا مأمور بیایید بایستید دور من، از قاب عکس بچهی منم میترسید؟ از مزار بچهی من میترسید؟ من یه مادرم، یه پدر. من یه بنر بزرگ زدم با بچههای آبان! من میزنم، چون اونا هم بچههای خودم بودند. جلوگیری؟ میخوای منو ببری بکشی؟ میخوای شما من رو ببرید بکشید؟ بکشید من رو؟ من راضیام الآن توی راه امیرحسینم که بیگناه کشته شده بمیرم. من خودم راضیام توی راه امیرحسین کشته بشم. من میرم مراسم میگیرم، اصلاً به اجازهی کسی هم احتیاج ندارم که بیاد به من اجازه بده مراسم پسرتو بگیر.»
همونطور که سعید افکاری گفت «دیر نیست روزی که ضجههای مادران ایران، خنجری در گلویتان شود و راه نفستان را برای همیشه ببندد»، این مادران فقط ضجه نمیزنند، ضجههاشون رو فعالانه خنجر میکنند تا در گلوی شما فرو کنند. همین زنان و مادران و افراد متولدشده با بدن منتسب به زنان (AFAB) شدن کابوستون و نابودتون خواهند کرد.
*امیرحسین زارعزاده در آبان ۹۸ به دست مزدوران جمهوری کودککش اسلامی در جادهی ملارد زخمی شد و ۴۲ روز بعد، در تاریخ ۷ دی ۱۳۹۸ به دلیل نارسایی ریوی ناشی از زخمهای گلوله از دنیا رفت. سوران منصورنیا (برادر برهان منصورنیا از دیگر کشتهشدگان آبان ۹۸) اینجا با جزئیات بیشتری از امیرحسین و سرگذشتش گفته.
🔗 منبع ویدئو
پینوشت: این ویدئو متعلق به امسال نیست.
قاطعیت مادرش در پاسخ به تهدید مامور امنیتی در راستای برگزاری مراسم سالگرد امیرحسین، من رو یاد ویدئوی «آبان ادامه دارد» مادر پژمان قلیپور و سخنرانی مادر کیان پیرافلک در مراسمش انداخت، اونجایی که بر سر مزدوری که تلاش داشت میکروفون رو ازش بگیره فریاد میکشید «بگذار بخونم».
«اجازه دست منه، نه دست شماها. نگاه کن بچههای ما رو کشتید، چی میخواهید از جون ما؟ الآن هزارتا مأمور بیایید بایستید دور من، از قاب عکس بچهی منم میترسید؟ از مزار بچهی من میترسید؟ من یه مادرم، یه پدر. من یه بنر بزرگ زدم با بچههای آبان! من میزنم، چون اونا هم بچههای خودم بودند. جلوگیری؟ میخوای منو ببری بکشی؟ میخوای شما من رو ببرید بکشید؟ بکشید من رو؟ من راضیام الآن توی راه امیرحسینم که بیگناه کشته شده بمیرم. من خودم راضیام توی راه امیرحسین کشته بشم. من میرم مراسم میگیرم، اصلاً به اجازهی کسی هم احتیاج ندارم که بیاد به من اجازه بده مراسم پسرتو بگیر.»
همونطور که سعید افکاری گفت «دیر نیست روزی که ضجههای مادران ایران، خنجری در گلویتان شود و راه نفستان را برای همیشه ببندد»، این مادران فقط ضجه نمیزنند، ضجههاشون رو فعالانه خنجر میکنند تا در گلوی شما فرو کنند. همین زنان و مادران و افراد متولدشده با بدن منتسب به زنان (AFAB) شدن کابوستون و نابودتون خواهند کرد.
*امیرحسین زارعزاده در آبان ۹۸ به دست مزدوران جمهوری کودککش اسلامی در جادهی ملارد زخمی شد و ۴۲ روز بعد، در تاریخ ۷ دی ۱۳۹۸ به دلیل نارسایی ریوی ناشی از زخمهای گلوله از دنیا رفت. سوران منصورنیا (برادر برهان منصورنیا از دیگر کشتهشدگان آبان ۹۸) اینجا با جزئیات بیشتری از امیرحسین و سرگذشتش گفته.
🔗 منبع ویدئو
پینوشت: این ویدئو متعلق به امسال نیست.
👍22❤7💔4
پلاکارد کم آوردیم.
۲۶ آذر ۱۴۰۱، هفتاد و ششمین سالگرد کتابسوزان. «کتابسوزان» که در سال ۱۳۲۵ شمسی و چندروز پس از سرکوب خونین دولت ملی آذربایجان (۱) توسط رژیم پهلوی انجام شد به واقعهای اشاره دارد که در آن در شهرهای مختلف ترک/آذریزبان کودکان دبستانی را به صف کرده و آنان را…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رضا پهلوی در این ویدئو میگه «برای من تجزیهطلب هیچ تفاوتی با یه سرباز متهاجم به خاک "کشورم" نداره»، که درواقع بیان غیرمستقیم اینه که «با "تجزیهطلب" میجنگیم و اون رو میکشیم».
—
«نحوهی تشخیص "تجزیەطلب" از نا "تجزیەطلب" چیست؟ بە طور حتم تمام غیرفارسها باالقوه "تجزیەطلب" هستن، مگر اینکە خلافش ثابت بشە کە ثابت شدنش هم مکانیسمی کاملاً مبهم دارد. مثلا اگر بنویس «ژینا امینی» هستی، بە همین سادگی»
🔗 Goran Bahrami
—
«نحوهی تشخیص "تجزیەطلب" از نا "تجزیەطلب" چیست؟ بە طور حتم تمام غیرفارسها باالقوه "تجزیەطلب" هستن، مگر اینکە خلافش ثابت بشە کە ثابت شدنش هم مکانیسمی کاملاً مبهم دارد. مثلا اگر بنویس «ژینا امینی» هستی، بە همین سادگی»
🔗 Goran Bahrami
👍73❤5