پلاکارد کم آوردیم.
2.67K subscribers
1.66K photos
188 videos
30 files
1.1K links
«انقدر کشتید که پلاکارد کم آوردیم»

ژن، ژیان، ئازادی • 🍉🏳️‍⚧️
Download Telegram
پلاکارد کم آوردیم.
رسانه‌ی Collective for Black Iranians (مجمع برای ایرانیان بلک و آفروایرانی‌ها) به این لیست اضافه شد. لینک به صفحه‌ی سازنده‌اش هم اضافه شد.
من پارسال تابستان طی صحبتی با دوستانی متوجه شدم که خیلی از ما حتی از وجود افراد بلک و آفروایرانی‌ها خبر هم نداریم و خب متأسفانه رسانه‌ی چندانی هم نیست. از همون موقع دنبال رسانه و یا حتی یک فرد بلک یا آفروایرانی هستم و جز این فرد و این مجمع چیزی پیدا نکرده‌ام، اگر شما فرد یا رسانه‌ای می‌شناسید ممنون می‌شم برام بفرستید:

@pieulerbot
👍244
پلاکارد کم آوردیم.
من شرمنده‌ام و معذرت می‌خوام اگر این پیامم قراره ناراحتتون کنه امّا باید بگم. ببینید عزیزان، می‌دونم که جمهوری اسلامی کاری کرده که از فلسطین و فلسطینی بیزار باشیم، امّا این‌که می‌آیید عکس یکی از کشته‌شدگان این چندوقت رو می‌گذارید و می‌گید «اگر فلسطینی بودی…
حس می‌کنم باید این پیام رو یادآوری کنم با توجه به چیزهایی که در رابطه با تفکرات ضداسرائیل کسی که مسئول کمیته‌ی حقیقت‌یاب شده داره نوشته می‌شه.

هرکسی که به حقوق بشر و حقوق انسانی معتقد باشه می‌دونه و می‌فهمه که اسرائیل مجرمه و ناقض حقوق بشر، همونطور که جمهوری‌اسلامی قاتل، جانی و ناقض حقوق بشره. کسی که ضداسرائیل باشه به صورت اتوماتیک معنی‌اش این نیست که طرفدار جمهوری‌اسلامیه.

هرانسان‌ عاقلی متوجهه که دشمن دشمنش دوستش نیست. همچنین، ضداسرائیل بودن مساوی با ضدیهود بودن نیست، کلی خیریه و کمیته وجود داره که توسط یهودیان برای مقابله با اسرائیل ساخته شده.
👍117
پلاکارد کم آوردیم.
متحد در خشم، مقاومت و انقلاب. feminists4jina.uk
طالبان ورود زنان به دانشگاه‌‌ها رو کاملاً ممنوع کرد [منبع]. «ژن، ژیان، ئازادی» تنها راه نجاته.
💔109👍321
امشب سعید ماسوری یلدای بیست و چهارم، زینب جلالیان یلدای پانزدهم و مریم اکبری منفرد یلدای سیزدهم را در زندان و بدون حتی یک روز مرخصی سپری می‌کنند.

🔗 Atena Daemi
💔7428👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کودک ‏نامش "یسنا" است، پدرش #هیمن_حمزه بە دست نیروهای رژیم جانباخت. او امروز در چهلم پدرش این‌چنین فریاد سر داد:
«پدر من قهرمان است، شهید کوردستان است».

هیمن حمزه فرزند احمد اهل روستای "بیوران" از توابع سردشت روز جمعه ۲۰ آبان‌ماه ١۴٠١ در پی شلیک نیروهای نظامی حکومت ایران جان خود را از دست داد.

چهارشنبه ۳۰ آذرماه ١۴٠١
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#اعتراضات_سراسری
70💔18
«تنها شرط هر ائتلافی پذیرش

‏زن، زندگی، آزادی(Liberty) است.

‏در خودش دموکراسی، حقوق‌بشر، سکولاریسم و پذیرش حداکثر آزادی‌ها و حقوق فردی رو داره.

‏نیازی به کپی‌برداری از اصطلاحات یک قرن پیش نیست، این شعار اینقدر مترقیه که مفاهیم قبلی جلوش کوچکند.»
پس فریاد کنیم، زن زندگی آزادی، به هر زبانی که بلدیم.
50👍8
مانیفست.pdf
432.5 KB
بیانیه‌ی جمعی از کنش‌گران کوئیرفمنیست، ترنس‌ فمنیست و اعضای جامعه‌ی +LGBTQIA در ایران، کوردستان و افغانستان.

کوئیر، ترنس، رهایی.
93👍2💔1
یادداشت حامد اسماعیلیون در سومین سالروزی که همسر و دخترش خانه را به قصد ایران ترک کردند.
بخش‌هایی از متن:
...
پریسا جانم،
فردا درست سه سال از رفتن تو و ری‌را از این خانه می‌گذرد...

بسیاری چشم بر قتل شما بستند. شکایتی از بسیاری ندارم. جای من نبودند. خوب بود اگر همراه می‌شدند اما نشدند.
همین اشتباه را خیلی‌ها در دهه‌های گذشته کرده بودند. خودم را هم مقصر می‌دانم. در سال‌هایی که گذشته بود از قتل‌ها و کشتارها و تبعیض‌ها نوشته بودم اما خشمم هم‌سنگ خشم بازماندگان دیگر نبود. من هم درمیان کسانی قرار می‌گرفتم که بعد از شنیدن فریادها به زندگی برگشته بودند.
...
می‌دانستم اگر بخواهند پرونده‌سازی کنند نقطه‌ضعف‌ها را در کجا می‌جویند. نگذاشتم ذهنم از انتقام لبریز شود. نگذاشتم مثل آن‌ها بشوم. نگذاشتم خوی آدم‌کشی سایه‌ی تاریکی بر روحم بیندازند. همیشه گفتم دادگاه. همیشه گفتم دادرسی عادلانه. شوخی که نداریم. وقتی خیلی سال پیش به اسید ریختن در چشم اسیدپاش اعتراض کرده بودم یکی در وبلاگم نوشته بود قربانی دختر خودت نیست که این‌طور نظر می‌دهی. تا همسر و دختر خودم را کور که نه، با ترکش‌های داغ تکه‌تکه کردند و باز گفتم دادگاه. باز گفتم هیئت منصفه، باز گفتم دادگاه بین‌المللی، باز گفتم دادخواهی. نمی‌شود شبیه قاتلان شما شد. اما می‌شود رسوای‌شان کرد...
...

پریسا جانم،
آخر تابستان بود و از یکی از این سفرها تازه برگشته بودم که در ایران غوغایی در گرفت. انقلابی که به همه‌ی ما زندگی دوباره بخشید. صد روز گذشته است...
نسل جوان... یک باره طغیان کردند. انقلاب شده بود. انقلاب شده است. چاره‌ای نیست. روسری‌ها را از سر انداختند، با مشت‌های گره‌کرده جلوی دیکتاتور ایستادند، ترانه ساختند،‌ ساچمه خوردند، باتون خوردند، زندانی شدند، از بلندی پرت‌شان کردند، تیر خلاص به پیشانی‌شان زدند، از پشت به رگبارشان بستند اما خاموش نماندند. مغازه بستند، اعتصاب کردند، تحریم کردند، از نان شب خودشان گذشتند اما سکوت نکردند. باید بتوانند آن‌طور که می‌خواهند بپوشند، بخورند، راه بروند، برقصند، عاشق بشوند، کار کنند....

گمان کنم سال چهارمِ رفتن تو، سال سقوطشان باشد. طولانی و جانکاه است اما شدنی است....
hamed.esmaeilion

📡 @VahidOnline
101💔47👍5