Forwarded from Tweet & Comment Rev
🔴 توییت بزنید:
جان ایوب ریگی و عاصف شهبخش در خطر است. آنها با اتهام قتل به اعدام محکوم شده و به انفرادی منتقل شدهاند...
صدایشان باشیم.
🔻 ریتوییت
• توییت۱
• توییت۲
• توییت۳
• توییت۴
🔻 توییت
• توییت۱
• توییت۲
• توییت۳
• توییت۴
• متن توییتها
• نمایندگان پارلمان آلمان را تگ کنید.
• اکانتهای مهم رو تگ کنید و براشون کامنت بذارید.
• از تصویر برای بیشتر دیدهشدن توییتها استفاده کنید.
• هشتگها:
#AyoubRigi
#AsefShahbakhsh
#MohammadMehdiKarami
جان ایوب ریگی و عاصف شهبخش در خطر است. آنها با اتهام قتل به اعدام محکوم شده و به انفرادی منتقل شدهاند...
صدایشان باشیم.
🔻 ریتوییت
• توییت۱
• توییت۲
• توییت۳
• توییت۴
🔻 توییت
• توییت۱
• توییت۲
• توییت۳
• توییت۴
• متن توییتها
• نمایندگان پارلمان آلمان را تگ کنید.
• اکانتهای مهم رو تگ کنید و براشون کامنت بذارید.
• از تصویر برای بیشتر دیدهشدن توییتها استفاده کنید.
• هشتگها:
#AyoubRigi
#AsefShahbakhsh
#MohammadMehdiKarami
💔16
Forwarded from رهاکین برای رهایی (Lili)
#امیرحسین_آتش دو ماهه که بازداشت و بلاتکلیفه. شاعر و معلم و دانشجو هست ،وثیقۀ چند میلیاردی گرفتن اما آزادش نکردن. هر چی طولانیتر بشه بازداشت، شرایط سختتره. خوب میدونیم گمنام نبودن کمکش میکنه تا آزاد بشه.
هم میتونین ریت کنین
هم خودتون توییت بزارین
کپی کنین یا فور بزنین
و از هر محفل بزرگی که دارین این خبر رو پخش کنین..
انگلیسی۱
انگلیسی۲
فارسی
متن توییت برای امیرحسین آتش
هم میتونین ریت کنین
هم خودتون توییت بزارین
کپی کنین یا فور بزنین
و از هر محفل بزرگی که دارین این خبر رو پخش کنین..
انگلیسی۱
انگلیسی۲
فارسی
متن توییت برای امیرحسین آتش
❤35👍4
زینب جلالیان، قدیمیترین و تنها زندانی سیاسی زن با حکم حبس ابد است. وی به جرم(!) همکاری با پ.ک.ک و پژاک، ابتدا به اعدام و پس از تخفیف در حکم با «عفو رهبری» به حبس ابد محکوم شد.
پیشنهاد این عفو توسط کمیسیون عفو و بخشودگی کرمانشاه مطرح شد، پس ازینکه اداره اطلاعات استان گزارش اولیه خود مبنی بر فعالیت مسلحانه زینب جلالیان را پس گرفت. با وجود پس گرفتن این گزارش، حکم او صرفا به حبس ابد تخفیف یافت و وضعیت او در زندان چندان تفاوتی با قبل ندارد و حال در خطر از دست دادن بیناییاش است. [۱] مصطفی نیلی و امیرسالار داودی از وکلای او بودند و حال هردو زندانی هستند. در تماسهای تلفنی و ملاقاتهایی* که در حضور ماموران زندان و بازداشتگاه صورت میگیرد، جلالیان اجازه ندارد به کردی با خانوادهاش حرف بزند درحالی که مادرش اصلا فارسی نمیداند.
این مصداقی است از سرکوب اتنیکی جمهوری اسلامی که سالهاست آموزشِ زبان مادری و آموزش به زبان مادری را به خونینترین وجه سرکوب میکند.
جلوهی دیگری از این، بازداشت فاطمه تمیمی، فعال فرهنگی عرب است. فاطمه که لالاییها، قصهها و ترانههای عربی را جهت ثبت تاریخ فرهنگی از روستا به روستا جمعآوری میکرد، در سال ۱۳۹۹ در منزلش بازداشت شد.
اما مقاومت ادامه دارد، و مادران، کودکانِ هراسان از صدای تیراندازی و حیدر حیدر شبانهی وحوش جمهوری اسلامی را با لالاییهای کردی خواب میکنند، چرا که ما رهرو راه معلم اعدامیای هستیم که نوشت:
«کاش میشد دوباره و دزدکی دور از چشمان ناظم اخموی مدرسه الفبای کردیمان را دوره میکردیم و برای هم با زبان مادری شعر میسرودیم و آواز میخواندیم و بعد دست در دست هم میرقصیدیم و میرقصیدیم و میرقصیدیم»
ما هنوز میرقصیم آقای معلم. سر مزار کشتههایمان میرقصیم، دورِ آتش، با روسری در دست میرقصیم، میرقصیم، میرقصیم. دور از چشمان گشتاپوی جمهوری اسلامی، الفبای مقاومتمان را دوره میکنیم.
*در جریانیم که زینب جلالیان از شروع بازداشتش تا حداقل اسفند ۱۴۰۰، فقط یک بار با مادرش ملاقات داشته است برای همین اصطلاح «ملاقاتها» چندان بهجا نیست. از این تاریخ به بعد، گزارش معتبری پیدا نکردم که بدانم ملاقات دومی هم بوده یا نه.
بازنشر نامهای از زینب جلالیان با صدای این زندانی+متن
گزارشی از فرزاد صیفیکاران از آغاز چهاردهمین سال حبس زینب جلالیان
در سال ۹۹، دنیز جلالیان از اینکه خواهرش برای اعتراف اجباری تحت فشار است خبر داد.
زینب جلالیان، برای سوی چشمها و مقاومتش
نامه دیگری از زینب جلالیان به مناسبت ۸ مارس
(او سالهاست که «ژن ژیان ئازادی» را در نامهها و سلولهای زندانهای متعددی که بین آنها با دستبند و پابند جابهجا شده، فریاد میکند.)
نامهای از زینب جلالیان به زانیار مرادی
[«کوههای سرسخت ماکو برایم یادآور شیرین علمهولی، دوست نازنین دوران کودکیام است و کوههای بلند هورامان یادآور رفیق گرانقدرم، فرزاد کمانگر، و آبیدر مهمانواز یادآور فرهاد وکیلی پدر هورام، هوراز و هنگامه.»]
پ.ن: نتوانستم بفهمم که زینب جلالیان بیناییاش را کامل از دست داده یا نه.
#ادمین_ثانی
پیشنهاد این عفو توسط کمیسیون عفو و بخشودگی کرمانشاه مطرح شد، پس ازینکه اداره اطلاعات استان گزارش اولیه خود مبنی بر فعالیت مسلحانه زینب جلالیان را پس گرفت. با وجود پس گرفتن این گزارش، حکم او صرفا به حبس ابد تخفیف یافت و وضعیت او در زندان چندان تفاوتی با قبل ندارد و حال در خطر از دست دادن بیناییاش است. [۱] مصطفی نیلی و امیرسالار داودی از وکلای او بودند و حال هردو زندانی هستند. در تماسهای تلفنی و ملاقاتهایی* که در حضور ماموران زندان و بازداشتگاه صورت میگیرد، جلالیان اجازه ندارد به کردی با خانوادهاش حرف بزند درحالی که مادرش اصلا فارسی نمیداند.
این مصداقی است از سرکوب اتنیکی جمهوری اسلامی که سالهاست آموزشِ زبان مادری و آموزش به زبان مادری را به خونینترین وجه سرکوب میکند.
جلوهی دیگری از این، بازداشت فاطمه تمیمی، فعال فرهنگی عرب است. فاطمه که لالاییها، قصهها و ترانههای عربی را جهت ثبت تاریخ فرهنگی از روستا به روستا جمعآوری میکرد، در سال ۱۳۹۹ در منزلش بازداشت شد.
اما مقاومت ادامه دارد، و مادران، کودکانِ هراسان از صدای تیراندازی و حیدر حیدر شبانهی وحوش جمهوری اسلامی را با لالاییهای کردی خواب میکنند، چرا که ما رهرو راه معلم اعدامیای هستیم که نوشت:
«کاش میشد دوباره و دزدکی دور از چشمان ناظم اخموی مدرسه الفبای کردیمان را دوره میکردیم و برای هم با زبان مادری شعر میسرودیم و آواز میخواندیم و بعد دست در دست هم میرقصیدیم و میرقصیدیم و میرقصیدیم»
ما هنوز میرقصیم آقای معلم. سر مزار کشتههایمان میرقصیم، دورِ آتش، با روسری در دست میرقصیم، میرقصیم، میرقصیم. دور از چشمان گشتاپوی جمهوری اسلامی، الفبای مقاومتمان را دوره میکنیم.
*در جریانیم که زینب جلالیان از شروع بازداشتش تا حداقل اسفند ۱۴۰۰، فقط یک بار با مادرش ملاقات داشته است برای همین اصطلاح «ملاقاتها» چندان بهجا نیست. از این تاریخ به بعد، گزارش معتبری پیدا نکردم که بدانم ملاقات دومی هم بوده یا نه.
بازنشر نامهای از زینب جلالیان با صدای این زندانی+متن
گزارشی از فرزاد صیفیکاران از آغاز چهاردهمین سال حبس زینب جلالیان
در سال ۹۹، دنیز جلالیان از اینکه خواهرش برای اعتراف اجباری تحت فشار است خبر داد.
زینب جلالیان، برای سوی چشمها و مقاومتش
نامه دیگری از زینب جلالیان به مناسبت ۸ مارس
(او سالهاست که «ژن ژیان ئازادی» را در نامهها و سلولهای زندانهای متعددی که بین آنها با دستبند و پابند جابهجا شده، فریاد میکند.)
نامهای از زینب جلالیان به زانیار مرادی
[«کوههای سرسخت ماکو برایم یادآور شیرین علمهولی، دوست نازنین دوران کودکیام است و کوههای بلند هورامان یادآور رفیق گرانقدرم، فرزاد کمانگر، و آبیدر مهمانواز یادآور فرهاد وکیلی پدر هورام، هوراز و هنگامه.»]
پ.ن: نتوانستم بفهمم که زینب جلالیان بیناییاش را کامل از دست داده یا نه.
#ادمین_ثانی
BBC News فارسی
زینب جلالیان در پانزدهمین سال زندان؛ از حکم اعدام تا امید به آزادی
چوب خطهای روی دیوار زندان پنج هزار و صد و دهمین روز را پر کردهاند و در روزهای پایانی سال ۱۴۰۰ شمسی، زینب جلالیان وارد پانزدهمین سال حبس خود میشود. چوب خطهایی که در اسفند ۱۳۸۶ از دیوار سلول انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات کرمانشاه شروع شد و در امتداد…
💔27❤4👍4
پلاکارد کم آوردیم.
رسانهها و فعالین بلوچ: •حال وش https://twitter.com/haalvsh https://t.me/haalvsh •کمپین فعالین بلوچستان https://t.me/balochcampaign •جنبش زنان بلوچ https://t.me/BalochWomenMovement https://instagram.com/balochwomenmovementt?igshid=NTdlMDg3MTY= •دسگوهاراں:…
رسانهی Collective for Black Iranians (مجمع برای ایرانیان بلک و آفروایرانیها) به این لیست اضافه شد.
لینک به صفحهی سازندهاش هم اضافه شد.
لینک به صفحهی سازندهاش هم اضافه شد.
👍19❤3
پلاکارد کم آوردیم.
رسانهی Collective for Black Iranians (مجمع برای ایرانیان بلک و آفروایرانیها) به این لیست اضافه شد. لینک به صفحهی سازندهاش هم اضافه شد.
من پارسال تابستان طی صحبتی با دوستانی متوجه شدم که خیلی از ما حتی از وجود افراد بلک و آفروایرانیها خبر هم نداریم و خب متأسفانه رسانهی چندانی هم نیست. از همون موقع دنبال رسانه و یا حتی یک فرد بلک یا آفروایرانی هستم و جز این فرد و این مجمع چیزی پیدا نکردهام، اگر شما فرد یا رسانهای میشناسید ممنون میشم برام بفرستید:
@pieulerbot
@pieulerbot
👍24❤4
پلاکارد کم آوردیم.
من شرمندهام و معذرت میخوام اگر این پیامم قراره ناراحتتون کنه امّا باید بگم. ببینید عزیزان، میدونم که جمهوری اسلامی کاری کرده که از فلسطین و فلسطینی بیزار باشیم، امّا اینکه میآیید عکس یکی از کشتهشدگان این چندوقت رو میگذارید و میگید «اگر فلسطینی بودی…
حس میکنم باید این پیام رو یادآوری کنم با توجه به چیزهایی که در رابطه با تفکرات ضداسرائیل کسی که مسئول کمیتهی حقیقتیاب شده داره نوشته میشه.
هرکسی که به حقوق بشر و حقوق انسانی معتقد باشه میدونه و میفهمه که اسرائیل مجرمه و ناقض حقوق بشر، همونطور که جمهوریاسلامی قاتل، جانی و ناقض حقوق بشره. کسی که ضداسرائیل باشه به صورت اتوماتیک معنیاش این نیست که طرفدار جمهوریاسلامیه.
هرانسان عاقلی متوجهه که دشمن دشمنش دوستش نیست. همچنین، ضداسرائیل بودن مساوی با ضدیهود بودن نیست، کلی خیریه و کمیته وجود داره که توسط یهودیان برای مقابله با اسرائیل ساخته شده.
هرکسی که به حقوق بشر و حقوق انسانی معتقد باشه میدونه و میفهمه که اسرائیل مجرمه و ناقض حقوق بشر، همونطور که جمهوریاسلامی قاتل، جانی و ناقض حقوق بشره. کسی که ضداسرائیل باشه به صورت اتوماتیک معنیاش این نیست که طرفدار جمهوریاسلامیه.
هرانسان عاقلی متوجهه که دشمن دشمنش دوستش نیست. همچنین، ضداسرائیل بودن مساوی با ضدیهود بودن نیست، کلی خیریه و کمیته وجود داره که توسط یهودیان برای مقابله با اسرائیل ساخته شده.
👍117
پلاکارد کم آوردیم.
متحد در خشم، مقاومت و انقلاب. feminists4jina.uk
طالبان ورود زنان به دانشگاهها رو کاملاً ممنوع کرد [منبع]. «ژن، ژیان، ئازادی» تنها راه نجاته.
💔109👍32❤1
امشب سعید ماسوری یلدای بیست و چهارم، زینب جلالیان یلدای پانزدهم و مریم اکبری منفرد یلدای سیزدهم را در زندان و بدون حتی یک روز مرخصی سپری میکنند.
🔗 Atena Daemi
🔗 Atena Daemi
💔74❤28👍2
Forwarded from کولبرنیوز | Kolbarnews
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کودک نامش "یسنا" است، پدرش #هیمن_حمزه بە دست نیروهای رژیم جانباخت. او امروز در چهلم پدرش اینچنین فریاد سر داد:
«پدر من قهرمان است، شهید کوردستان است».
هیمن حمزه فرزند احمد اهل روستای "بیوران" از توابع سردشت روز جمعه ۲۰ آبانماه ١۴٠١ در پی شلیک نیروهای نظامی حکومت ایران جان خود را از دست داد.
چهارشنبه ۳۰ آذرماه ١۴٠١
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#اعتراضات_سراسری
«پدر من قهرمان است، شهید کوردستان است».
هیمن حمزه فرزند احمد اهل روستای "بیوران" از توابع سردشت روز جمعه ۲۰ آبانماه ١۴٠١ در پی شلیک نیروهای نظامی حکومت ایران جان خود را از دست داد.
چهارشنبه ۳۰ آذرماه ١۴٠١
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#اعتراضات_سراسری
❤70💔18
کولبرنیوز | Kolbarnews
این کودک نامش "یسنا" است، پدرش #هیمن_حمزه بە دست نیروهای رژیم جانباخت. او امروز در چهلم پدرش اینچنین فریاد سر داد: «پدر من قهرمان است، شهید کوردستان است». هیمن حمزه فرزند احمد اهل روستای "بیوران" از توابع سردشت روز جمعه ۲۰ آبانماه ١۴٠١ در پی شلیک نیروهای…
یسنا گیان، هم پدرت قهرمانه، هم خودت؛ امّا ای کاش قهرمان نبودی چون انصاف نیست، تو باید مشغول کودکی کردن باشی، نه قهرمانی. ❤️
❤123💔14
Blackfishvoice (BFV)
#رها_آجودانی زن ترنسِ ۱۹ ساله از تاریخ ۲۶ آذر توسط سرکوبگران ربوده و به کانون اصلاح و تربیت منتقل شده است. #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد #زن_زندگی_آزادی @Blackfishvoice1
۵ روز از بازداشت رها آجودانی گذشت؛ زن ترنسی که در زندان مردان اسیره.
💔155❤1👍1
«تنها شرط هر ائتلافی پذیرش
زن، زندگی، آزادی(Liberty) است.
در خودش دموکراسی، حقوقبشر، سکولاریسم و پذیرش حداکثر آزادیها و حقوق فردی رو داره.
نیازی به کپیبرداری از اصطلاحات یک قرن پیش نیست، این شعار اینقدر مترقیه که مفاهیم قبلی جلوش کوچکند.»
پس فریاد کنیم، زن زندگی آزادی، به هر زبانی که بلدیم.
زن، زندگی، آزادی(Liberty) است.
در خودش دموکراسی، حقوقبشر، سکولاریسم و پذیرش حداکثر آزادیها و حقوق فردی رو داره.
نیازی به کپیبرداری از اصطلاحات یک قرن پیش نیست، این شعار اینقدر مترقیه که مفاهیم قبلی جلوش کوچکند.»
پس فریاد کنیم، زن زندگی آزادی، به هر زبانی که بلدیم.
Telegram
پلاکارد کم آوردیم.
به نام ژن، ژیان، ئازادی.
برای اینکه «تا جایی که میتونید، به هرزبانی که بلدید، چه در دنیای واقعی، چه در دنیای مجازی، «زن، زندگی، آزادی» رو فریاد کنید»، بیش از ۳۵ ترجمه برای «ژن، ژیان، ئازادی»:
کردی:
ژن، ژیان، ئازادی
Jin, Jîyan, Azadî
فارسی:
زن، زندگی،…
برای اینکه «تا جایی که میتونید، به هرزبانی که بلدید، چه در دنیای واقعی، چه در دنیای مجازی، «زن، زندگی، آزادی» رو فریاد کنید»، بیش از ۳۵ ترجمه برای «ژن، ژیان، ئازادی»:
کردی:
ژن، ژیان، ئازادی
Jin, Jîyan, Azadî
فارسی:
زن، زندگی،…
❤50👍8
مانیفست.pdf
432.5 KB
بیانیهی جمعی از کنشگران کوئیرفمنیست، ترنس فمنیست و اعضای جامعهی +LGBTQIA در ایران، کوردستان و افغانستان.
کوئیر، ترنس، رهایی.
کوئیر، ترنس، رهایی.
❤93👍2💔1
Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین
یادداشت حامد اسماعیلیون در سومین سالروزی که همسر و دخترش خانه را به قصد ایران ترک کردند.
بخشهایی از متن:
...
پریسا جانم،
فردا درست سه سال از رفتن تو و ریرا از این خانه میگذرد...
بسیاری چشم بر قتل شما بستند. شکایتی از بسیاری ندارم. جای من نبودند. خوب بود اگر همراه میشدند اما نشدند.
همین اشتباه را خیلیها در دهههای گذشته کرده بودند. خودم را هم مقصر میدانم. در سالهایی که گذشته بود از قتلها و کشتارها و تبعیضها نوشته بودم اما خشمم همسنگ خشم بازماندگان دیگر نبود. من هم درمیان کسانی قرار میگرفتم که بعد از شنیدن فریادها به زندگی برگشته بودند.
...
میدانستم اگر بخواهند پروندهسازی کنند نقطهضعفها را در کجا میجویند. نگذاشتم ذهنم از انتقام لبریز شود. نگذاشتم مثل آنها بشوم. نگذاشتم خوی آدمکشی سایهی تاریکی بر روحم بیندازند. همیشه گفتم دادگاه. همیشه گفتم دادرسی عادلانه. شوخی که نداریم. وقتی خیلی سال پیش به اسید ریختن در چشم اسیدپاش اعتراض کرده بودم یکی در وبلاگم نوشته بود قربانی دختر خودت نیست که اینطور نظر میدهی. تا همسر و دختر خودم را کور که نه، با ترکشهای داغ تکهتکه کردند و باز گفتم دادگاه. باز گفتم هیئت منصفه، باز گفتم دادگاه بینالمللی، باز گفتم دادخواهی. نمیشود شبیه قاتلان شما شد. اما میشود رسوایشان کرد...
...
پریسا جانم،
آخر تابستان بود و از یکی از این سفرها تازه برگشته بودم که در ایران غوغایی در گرفت. انقلابی که به همهی ما زندگی دوباره بخشید. صد روز گذشته است...
نسل جوان... یک باره طغیان کردند. انقلاب شده بود. انقلاب شده است. چارهای نیست. روسریها را از سر انداختند، با مشتهای گرهکرده جلوی دیکتاتور ایستادند، ترانه ساختند، ساچمه خوردند، باتون خوردند، زندانی شدند، از بلندی پرتشان کردند، تیر خلاص به پیشانیشان زدند، از پشت به رگبارشان بستند اما خاموش نماندند. مغازه بستند، اعتصاب کردند، تحریم کردند، از نان شب خودشان گذشتند اما سکوت نکردند. باید بتوانند آنطور که میخواهند بپوشند، بخورند، راه بروند، برقصند، عاشق بشوند، کار کنند....
گمان کنم سال چهارمِ رفتن تو، سال سقوطشان باشد. طولانی و جانکاه است اما شدنی است....
hamed.esmaeilion
📡 @VahidOnline
بخشهایی از متن:
...
پریسا جانم،
فردا درست سه سال از رفتن تو و ریرا از این خانه میگذرد...
بسیاری چشم بر قتل شما بستند. شکایتی از بسیاری ندارم. جای من نبودند. خوب بود اگر همراه میشدند اما نشدند.
همین اشتباه را خیلیها در دهههای گذشته کرده بودند. خودم را هم مقصر میدانم. در سالهایی که گذشته بود از قتلها و کشتارها و تبعیضها نوشته بودم اما خشمم همسنگ خشم بازماندگان دیگر نبود. من هم درمیان کسانی قرار میگرفتم که بعد از شنیدن فریادها به زندگی برگشته بودند.
...
میدانستم اگر بخواهند پروندهسازی کنند نقطهضعفها را در کجا میجویند. نگذاشتم ذهنم از انتقام لبریز شود. نگذاشتم مثل آنها بشوم. نگذاشتم خوی آدمکشی سایهی تاریکی بر روحم بیندازند. همیشه گفتم دادگاه. همیشه گفتم دادرسی عادلانه. شوخی که نداریم. وقتی خیلی سال پیش به اسید ریختن در چشم اسیدپاش اعتراض کرده بودم یکی در وبلاگم نوشته بود قربانی دختر خودت نیست که اینطور نظر میدهی. تا همسر و دختر خودم را کور که نه، با ترکشهای داغ تکهتکه کردند و باز گفتم دادگاه. باز گفتم هیئت منصفه، باز گفتم دادگاه بینالمللی، باز گفتم دادخواهی. نمیشود شبیه قاتلان شما شد. اما میشود رسوایشان کرد...
...
پریسا جانم،
آخر تابستان بود و از یکی از این سفرها تازه برگشته بودم که در ایران غوغایی در گرفت. انقلابی که به همهی ما زندگی دوباره بخشید. صد روز گذشته است...
نسل جوان... یک باره طغیان کردند. انقلاب شده بود. انقلاب شده است. چارهای نیست. روسریها را از سر انداختند، با مشتهای گرهکرده جلوی دیکتاتور ایستادند، ترانه ساختند، ساچمه خوردند، باتون خوردند، زندانی شدند، از بلندی پرتشان کردند، تیر خلاص به پیشانیشان زدند، از پشت به رگبارشان بستند اما خاموش نماندند. مغازه بستند، اعتصاب کردند، تحریم کردند، از نان شب خودشان گذشتند اما سکوت نکردند. باید بتوانند آنطور که میخواهند بپوشند، بخورند، راه بروند، برقصند، عاشق بشوند، کار کنند....
گمان کنم سال چهارمِ رفتن تو، سال سقوطشان باشد. طولانی و جانکاه است اما شدنی است....
hamed.esmaeilion
📡 @VahidOnline
❤101💔47👍5