پلاکارد کم آوردیم.
2.67K subscribers
1.66K photos
188 videos
30 files
1.11K links
«انقدر کشتید که پلاکارد کم آوردیم»

ژن، ژیان، ئازادی • 🍉🏳️‍⚧️
Download Telegram
کارزار یک‌صد گل، دوره‌ای در سال ۱۹۵۶ در جمهوری خلق چین است، که در طول آن، حزب کمونیست چین، شهروندان این کشور را ترغیب به ابراز آزادانهٔ دیدگاه‌های‌شان دربارهٔ حکومتی کمونیستی این کشور می‌کرد.
اسم این کارزار از کجا می‌آید؟
«سیاست اجازه‌دادن به شکفتن یک‌صد گل و یک‌صد مکتب فکری رقیب، برای ترویج شکوفایی هنرها و پیش‌رفت علم طراحی شده‌است».
پس از دورهٔ کوتاهی از آزادسازی، مائو ناگهان خط‌مشی را تغییر داد. در سال ۱۹۵۷، مائو سرکوب ایدئولوژیک و دست‌گیری افرادی که جسارتِ مخالفت با او در کارزار را داشتند آغاز کرد.
مائو در این زمان خاطرنشان کرد که او «مارها را به خروج از غارهای‌شان اغواء کرده‌بود».
تاک‌تیک مائو توسط بقیه دیکتاتور‌ها هم به کار گرفته شده.
سال ۸۸ در ایران، صفار هرندی را به دانشگاه‌ها می‌فرستادند و به دنبال ورودش به دانشگاه این روال طی می‌شد: دانشجوها تجمع می کنند-> فعالترها و به قولی کله خرترها خودشان را نشان می دهند-> دستگیر یا تعلیق می شوند و بقیه حساب کاردستشان می آید.
به امثال صفار هرندی «اسفنج» هم می‌گویند.
حالا این روزها سخن‌گوی دولت را در نقش اسفنج می‌بینیم که از دانشگاه خواجه نصیر می‌رود به دانشگاه قم و معلوم نیست دانشگاه بعدی هدف کجاست. حضورش دانشجوها را خشمگین می‌کند، شعار می‌دهند، و شناسایی می‌شوند برای سرکوب.
اگر دقت کرده باشید این روزها بسیجی‌های دانشگاه‌ها دائما دعوت به «گفت‌و‌گو» می‌کنند. دانشگاه‌ها تریبون آزاد می‌گذارند و رئیس دانشگاه هم حضور پیدا می‌کند. کارکرد این دعوت‌های به گفت‌و‌گو هم همین است. در دانشگاه شریف بچه‌ها در مراسم «گفت‌و‌گو»ی بسیجی‌های دانشگاه شرکت کردند و فردایش تعدادی دست‌گیر شدند. جالب توجه است که تا جایی که من اطلاع دارم، بچه‌هایی که دست‌گیر شدند حتی در این سیرک «گفت‌و‌گو» مشارکت هم نکرده بودند ولی در آنجا حضور داشتند. مدتی بعد عکسی از مراسم تریبون آزاد دیگری از شریف منتشر شد که با حضور جلیلی، رئیس دانشگاه، برگزار شد. در این عکس دختری که بالای تریبون رفته بی‌حجاب است. آن دختر و حداقل ۳۳ نفر از دانشجویان شریف از جمله محمد ملانوری، بعد از شرکت در این مراسم، ممنوع‌الورود شدند. محمد ملانوری شخصا توسط رئیس دانشگاه ممنوع‌الورود شده بود.
در دانشگاه فردوسی مشهد بسیجی‌ها تریبون گذاشتند و وقتی کسی حاضر نشد با این جانیان سر میز مذاکره بنشیند، با ننه من غریبم بازی برای تریبونشان به معنای کلمه مراسم تدفین برگزار کردند!
در نتیجه علاوه بر پیشبرد عملیات پاک‌سازی، یک امتیاز دیگری که این دعوت‌های به گفت‌و‌گو دارند، این است که بسیجی آگاه به اینکه قرار است فحش بخورد می‌گوید بیایید گفت‌و‌گو کنیم، و بعد وقتی دانشجویان معترض به درستی به جای گفت‌و‌گو می‌شاشند به هیکلشان، شروع می‌کنند به مظلوم‌نمایی و تلاش بر تاثیر بر افکار عمومی و تبدیل «دادخواه» به «اغتشاش‌گر بی‌تمدن» اما خب خیلی وقت است که دیگر کسی فریب این‌ها را نمی‌خورد پس ازین جهت جای نگرانی نیست.
اژه‌ای هم چندی پیش دعوت به «گفت‌و‌گو» کرده بود. اژه‌ای همانی است که در جلسه هیئت نظارت بر مطبوعات عیسی سحرخیز را گاز گرفت.
همچنین دیده شده که بسیجی‌ها در گروه‌های دانشجویی حرف‌هایی برای تحریک و عصبی کردن دانشجویان می‌زنند و وقتی دانشجویان خشمگین پاسخ می‌دهند، بسیجی ذی‌ربط اسکرین‌شات می‌گیرد و پرونده‌سازی می‌کند.
«گفت‌و‌گو» کلمه رمزی بسیجی است برای حرف کشیدن و پرونده سازی.
پیشنهاد می‌شود که با این جماعت اساسا به جز ناسزا دیالوگ نداشته باشید.
امام راحل همین پدرسوخته‌ها، ازش یک کلمه سوال پرسیدند اسلحه‌ از کجا می‌آورید، می‌گفت «نمی‌دانم. » دوباره پرسیدند گفت «نمی‌دانم.» سه‌باره پرسیدند گفت «اطلاعی ندارم.» با جماعت بسیجی باید مثل امام خودشان، برخورد کرد. هرچه خواستند ازتان حرف بکشند و آمار دربیاورند به جای اینکه دهن به دهنشان بگذارید، خمینی‌وار بگویید اطلاعی ندارم. نمی‌دانم.
👍46
پلاکارد کم آوردیم.
کارزار یک‌صد گل، دوره‌ای در سال ۱۹۵۶ در جمهوری خلق چین است، که در طول آن، حزب کمونیست چین، شهروندان این کشور را ترغیب به ابراز آزادانهٔ دیدگاه‌های‌شان دربارهٔ حکومتی کمونیستی این کشور می‌کرد. اسم این کارزار از کجا می‌آید؟ «سیاست اجازه‌دادن به شکفتن یک‌صد…
مراسم‌های تریبون آزاد دانشگاه‌ها واضحا امن نیست. من در جایگاهی نیستم که بگویم مشارکت بکنید یا نکنید. اتفاقا بنظرم در مواردی شاید مشارکت تاثیر مثبتش بیشتر از تاثیر منفی‌اش باشد.
مثلا همین انسان آزاده‌ای که بی‌حجاب جلوی جلیلی ایستاد. این دهن‌کجی‌ها به اقتدار پوشالی این‌ها، باعث تکثیر شجاعت می‌شود و نمادهای ارزشمندی خلق می‌کند. علاوه بر این، الآن خیلی از مردم از این مرحله که با کشتار مرعوب شوند گذر کرده‌اند. هرچه بیشتر می‌کشند خشمگین‌تر می‌شویم و در تعداد بیشتری به خیابان می‌آییم، در حالی که انتظار عکس این را دارند. دانشجوها هم مستثنی نیستند. دانشجویی که تا دیروز کاری نمی‌کرده و زیرپوستی ناراضی بوده، بعد ازینکه دوست خودش را تعلیق می‌کنند، به صف معترضین می‌پیوندد. مگر در همین شریف تیراندازی نکردند؟ اعتصاب کامل شکل گرفت و فقط چند روز بعد، مجدد سرمدار اعتراضات دانشجویی شدند. کشتار برای ج.ا این روزها تیغ دولبه‌ست. بنابراین بنظر من می‌توان این تله تریبون آزاد را علیه خودشان هم به کار گرفت، اما هزینه‌اش سنگین است، و این‌ها را نوشتم که اگر تصمیم داشتید مشارکت کنید، با آگاهی به عواقبش و اینکه این دعوت‌های به گفت‌و‌گو در چه بستر تاریخی‌ای شکل گرفته، انتخاب کنید و فریب پسوند «آزاد»ی که به دنبال «تریبون» می‌آید را نخوریم.
#ادمین_ثانی
👍42
پلاکارد کم آوردیم.
کارزار یک‌صد گل، دوره‌ای در سال ۱۹۵۶ در جمهوری خلق چین است، که در طول آن، حزب کمونیست چین، شهروندان این کشور را ترغیب به ابراز آزادانهٔ دیدگاه‌های‌شان دربارهٔ حکومتی کمونیستی این کشور می‌کرد. اسم این کارزار از کجا می‌آید؟ «سیاست اجازه‌دادن به شکفتن یک‌صد…
👍9
پلاکارد کم آوردیم.
«شعار «مرد٬ میهن٬ آبادی» اتفاقاً خیلی هم گویاست٬ گویای اینکه پدرشاهی و نرسالاری این قدر به خودش نامطمئنه که تحمل حتی دو روز دیده نشدن در شعارها رو نداره. وقتی میگن مرد٬ میهن٬ آبادی من میشنوم پدرشاهی٬ ناسیونالیسم٬ توسعه‌طلبی. که گور پدر هر سه.» 🔗Askhan Bahrani…
این داد زدن شعار «مرد، میهن، آبادی» به سمت جمهوری اسلامی مثل اینه که مثلا برین تو خیابون داد بزنید «نماز، ناهار، سربازی» :))))
‏جمهوری اسلامی هاج و واج نگاهتون میکنه که خب الان به چی اعتراض داشتی دقیقا یا چی میخوای بگی دقیقا؟ یعنی ج.ا حداقل توی رتوریک با این شعار موافقه که خب.

شما وقتی یه شعاری رو میدی، یا داری یه خواسته یا مطالبه‌ای رو بلند مطرح میکنی(مثلا آخوند باید گم بشه. یا فلانی آزاد باید گردد) یا تو مرحله مطالبه نیستی و داری چیزی که حاکمیت باهاش مخالفه رو به عنوان عقیده خودت به سمتش فریاد میزنی(سبزی پلو با ماهی و باقالی پلو با گردن و این حرفا)

بعد یه شعاری مثل زن زندگی آزادی دقیقا جفت این‌هاست. هم خواسته و مطالبه این انقلاب همین سه تاست(حقوق زن، زندگی عادی با تمام مخلفاتش از چیزای به ظاهر سطحی مثل برگزاری کمیک‌کان و اکران فیلمای روز دنیا تا درست شدن وضعیت کل اقتصاد، و آزادی تو تمام ابعادش) و هم دقیقا سه چیزیه که ج.ا

از لحظه پیدایشش به عنوان دشمنای خودش تعریف کنه. خمینی از سال 42 که مخالفتش رو با شاه اعلام کرد، یکی از دلایل اصلی مخالفتش رو دادن حق رای به زن‌ها عنوان کرد و تو این 43 هم ج.ا هرجایی که میتونسته حقوق زنان رو زیر پا گذاشته.
‏برند اصلی تشیع و ج.ا همیشه "مستضعف‌پروری" و ضدیت با هر نشانه و اثری از رفاه، خوشی، تفریح و شادی تحت عنوان چیزایی مثل مبارزه با "اشرافیت" و "غرب‌زدگی" بوده و دشمن زندگی بودن.
‏و همیشه هم دشمنی خودشون با هر صورتی از آزادی، از آزادی بیان، اینترنت و پوشش بگیر تا حتی آزادی فاکینگ آب و غذا خوردن تو یک ماه از سال رو اعلام کردن و نشون دادن.

در مقابلش الان این مرد، میهن، آبادی چیه؟ جمهوری اسلامی از قضا به نظر من دشمن مرد هم هست، ولی نه چون اسپسفیکلی و دقیقا دشمن مرده. چون دشمن انسانه و مرد اون دشمنی رو از انسان به عنوان گونه کلی‌تر ارث‌بری میکنه. چیزی که به طور خاص دشمنشه و روش تمرکز داره همون زنه که تو شعار اصلیه.

جمهوری اسلامی از قضا به نظر من دشمن میهن هم هست. ولی فقط میهن به اون معنی کلاسیکی که شما تعریفش میکنید. وگرنه میهنی که جمهوری اسلامی برای خودش تعریف کنه امت شیعه‌ست و از قضا برای این میهن میجنگه و خون میده و ایران هم جزئی از این میهنشه. ضمن اینکه فایده چسبوندن یه جنبش با حمایتای برون‌مرزی و حتی ذی‌نفع‌های برون‌مرزی از سوریه و عراق تا اکراین و اسرائیل به ناسیونالیسم چیه دقیقا؟
‏و درباره آبادی هم...نمیدونم خیلی طرفدار ده و روستا و آبادی هستن یعنی؟ اون چیزی که احتمالا مد نظرشونه آبادانی بوده که خب دیدن میرینه تو وزن و این آبادی رو انتخاب کردن. ولی حالا به هر حال فرقی نمیکنه ج.ا آبادانی رو همین سدسازیا و برج‌سازیای بی‌وقفه خودش از دوران بابااکبر به بعد تعریف میکنه و میگه از قضا طرفدار این هم هست.
‏حالا میفهمم که میشه آرگیومنت مشابه از اونور هم داشت که مثلا بگن ما هم طرفدار زن، زندگی، آزادی هستیم و تعریفای خودشونو از اون سه تا ارائه بدن که زن یعنی آمنه سادات و زندگی یعنی حیاه اسلامی و آزادی هم یعنی آزادی شرعی. ولی تو اونور ماجرا انقدر تفاوتا از مفهوم عمومی و غالب تو ذهن همه با تعریفای جمهوری اسلامی بولده که حتی نیازی به شفاف‌سازی هم نداره. همه بلافاصله تصویری به ذهنشون میاد که تو ضدیت کامل با تعریفای ج.ا قرار داره. ولی تو این شعار م.م.آ، تصویرا کلی و مبهم و vague هستن، از مرد و میهن به ذهن خیلیا قاسم سلیمانی میاد و از میهن و آبادی به ذهن خیلیا دولت سازندگی هاشمی رفسنجانی میاد. چرا خودمون به دست خودمون باید آب رو اینطوری گل‌آلود کنیم؟ برین داد بزنید نماز ناهار سربازی پس دیگه.
🔗Robot the akhoond butcher

دوست دارم اضافه کنم که بنظر من زن زندگی آزادی، برخلاف م.م.آ که یک شعار بی‌ریشه ست، بخاطر تاریخی که پشتشه و بخاطر اینکه اصل شعار کردیه، مصادره‌ناپذیره برای ج.ا، بخاطر نفرت و ترس زیادی که از کردها دارن، سمت این شعار نمیان.
برای همین تا الان هروقت زن زندگی ازادی رو اومدن بگن، عوضش کردن. یا به نشانه تمسخر گفتن زن زندگی بردگی(!) یا زن زندگی شهادت. جون به جون اخوند کنی حاضر نیست بگه زن زندگی ازادی.

#ادمین_ثانی
👍6710
پلاکارد کم آوردیم.
https://twitter.com/najmevaahedi/status/1584987240169902080?s=46&t=-ilTgjX_c_tETmuQx8tjXQ نجمه واحدی در این رشتو کامل توضیح داده که چرا «مرد میهن آبادی» اشتباهه.
چرا آری به زن زندگی آزادی و نه به پسوند مرد میهن آبادی؟(۱)
«ناگفته پیداست که جایگزین کردن مرد، یا افزودن این واژه به عنوان تکلمه، در بهترین حالت صرفا یک حشو بی‌دلیل است؛ در حالت بدبینانه اما، همچنان خطر بازگشت به دیکتاتوری اکثریت، یا دامن زدن به شکاف‌های نابرابر اجتماعی را به دنبال دارد.»
🔗link
👍378