Forwarded from آنا گفت چنل بزن (Helia)
اول میخوام از کلاس خصوصی شروع کنم، اگه تهرانین و میخواین شرکت کنین یا کسی رو میشناسین حتما بهم بگین.
برای کسایی که نمیدونن هم بگم که کیوکوشین کاراته قراره تدریس کنم، کمربند مشکی دان یک دارم و هفته ی دیگه دان دو میگیرم، مقام سوم مسابقات اروپا رو دارم و مقام های اول تا سوم کشوری.
اگه پیامم رو هم فوروارد کنین توی چنل هاتون که کسی خواست ببینه و شرکت کنه ممنون میشم چون یه چند سالی هست منتظر حکم مربیگریمم و الان میخوام هرچی زودتر شروع کنم.❤️
@Everyday_of_my_life_bot
برای کسایی که نمیدونن هم بگم که کیوکوشین کاراته قراره تدریس کنم، کمربند مشکی دان یک دارم و هفته ی دیگه دان دو میگیرم، مقام سوم مسابقات اروپا رو دارم و مقام های اول تا سوم کشوری.
اگه پیامم رو هم فوروارد کنین توی چنل هاتون که کسی خواست ببینه و شرکت کنه ممنون میشم چون یه چند سالی هست منتظر حکم مربیگریمم و الان میخوام هرچی زودتر شروع کنم.❤️
@Everyday_of_my_life_bot
پلاکارد کم آوردیم.
Photo
آبله میمونی (monkeypox) داره مثل دههی ۱۹۸۰ ایدز به عنوان بیماری جنسیای که فقط مردان گی میگیرنش نمایش داده میشه، در صورتی که اینطور نیست. آسیب اینچنینی نمایش دادن بیماریها رو قبلاً در اپیدمیهای ایدز دیدیم، انقدر روی بد جلوه دادن و مقصر دونستن افراد کوییر تمرکز میشه که آموزشهای اساسی انجام نمیشن و کلی جون که با آموزش درست نجات داده میشد، به خطر میفته. این بیماری یک بیماری جنسی نیست و *فقط* از طریق رابطهی جنسی منتقل نمیشه. همچنین، ابتلا بهش هیچ ربطی به گرایش جنسی شما نداره (لیترالی یه ویروسه، نمیتونه تشخیص بده کی گیه، کی استریت). راههای انتقال:
- تماس مستقیم با "جوش"های روی پوست فرد مبتلا.
- تماس با سطحی که پوست فرد مبتلا هم با آن تماس داشته.
- مایعات بدن (اعم از خون، بزاق، مایع منی، ترشحات واژن و غیره).
- مایعات حاضر در هوا (فضای بسته) و یا تنفس نزدیک به هم، مثل بوسیدن.
- افراد باردار هم میتوانند از طریق جفت بیماری را به جنین منتقل کنند.
- از طریق تماس با حیوانات مبتلا (گاز گرفته شدن، خوردن گوشتی که به حد کافی پخته و استریل نشده و غیره).
مراقب خودتون باشید و به خیال اینکه STI یا فقط برای "گیها"ست راحت ننشینید یه گوشه.
- تماس مستقیم با "جوش"های روی پوست فرد مبتلا.
- تماس با سطحی که پوست فرد مبتلا هم با آن تماس داشته.
- مایعات بدن (اعم از خون، بزاق، مایع منی، ترشحات واژن و غیره).
- مایعات حاضر در هوا (فضای بسته) و یا تنفس نزدیک به هم، مثل بوسیدن.
- افراد باردار هم میتوانند از طریق جفت بیماری را به جنین منتقل کنند.
- از طریق تماس با حیوانات مبتلا (گاز گرفته شدن، خوردن گوشتی که به حد کافی پخته و استریل نشده و غیره).
مراقب خودتون باشید و به خیال اینکه STI یا فقط برای "گیها"ست راحت ننشینید یه گوشه.
👍1
Forwarded from corner of the internet.
corner of the internet.
یجوری اینا رو مقابل هم قرار داده انگار اون حالت قبل انتخابات چیز خوبی بوده.
من تصور میکنم اینا قبل از گرفتن این عکس رفتن دختره رو تهدید کردن اگه توی عکس ژست نگیری دادگاهی میشی و تازه وکیلتم خودت نمیتونی انتخاب کنی، اونم از ترس مشارکت کرده و به محض اینکه عکسی که میخواستن رو گرفتن هم گله رو ازش پس گرفتن که ببرن توی عکس بعدی استفاده کنن. احتمالا هم گل رو از گلفروشی نخریدن، رفتن از یک کودک کار گلفروش دزدیدن. ولی خب، شروین حاجیپور نظر دیگری دارد.
Forwarded from corner of the internet.
corner of the internet.
یجوری اینا رو مقابل هم قرار داده انگار اون حالت قبل انتخابات چیز خوبی بوده.
استوری اعتراضیهای کوبنده نوید محمدزاده شرف داره به شامورتیبازیهای این پسره:))))
پلاکارد کم آوردیم.
https://twitter.com/_parnian/status/1550034472380268546?s=21&t=beio8IrjVf292rFIRmonIw
در رابطه با اینکه حجاب چطور به افراد ترنس و نانباینری و افراد غیرنوروتیپیکال (برای مثال اوتیستیک) آسیب میرسونه هم چند مطلب خوب خوندم که لینکش رو براتون میگذارم؛ به نظرم خیلی مهمه که در مکالمات حول محور حجاب اجباری (و به طور کلی حجاب) در کنار فلسفهی زنستیزانهاش، کوییرفوبیا و توانمندگراییش رو هم در نظر بگیریم:
https://www.instagram.com/p/CgMnv8Vu9UO/?igshid=YmMyMTA2M2Y=
https://www.instagram.com/p/CgMnv8Vu9UO/?igshid=YmMyMTA2M2Y=
پلاکارد کم آوردیم.
Photo
Telegram
Hopeless Romantic
یادتونه داشتن آبله میمونی رو مینداختن گردن همجنسگراها؟ حالا دارن ابتلای کودکان بهش رو نسبت میدن به آزار جنسی کودکان توسط همجنسگراها.
آبله میمونی بیماری مقاربتی نیست.
آبله میمونی بیماری مقاربتی نیست.
آبله میمونی بیماری مقاربتی نیست.
آبله میمونی بیماری مقاربتی…
آبله میمونی بیماری مقاربتی نیست.
آبله میمونی بیماری مقاربتی نیست.
آبله میمونی بیماری مقاربتی نیست.
آبله میمونی بیماری مقاربتی…
Forwarded from corner of the internet.
واقعا ملت جنبه مدیریت همین فضاهای کوچک (کوچک در اشل سوشیال مدیا، وگرنه که در دنیای واقعی بزرگه این عددا) ۲-۳ هزار نفری رو هم ندارن. بیاید لطفا تا یکی مهاجرت میکنه بزرگش نکنیم طرف رو که بعد اینجوری شروع نکنن تحقیر بقیه. بابا بیا پایین. خودتون خسته نمیشید ازین نگاه بالا به پایینی که دارید؟ چرا فکر میکنید چون یکاری که سالانه هزاران ایرانی دیگه هم انجام میدن رو انجام دادید (مهاجرت) اونم با هزارجور پریویلج باعث میشه شما بهتر از بقیه ماهایی که هنوز اینجاییم یا کسایی که غیرقانونی مهاجرت کردن باشید و فاز پیغمبری بگیرید و هی فتوا بدید؟ یکی دو تا هم نیستن که.
Forwarded from corner of the internet.
«من در فلان سالگی مستقل شدم و مهاجرت کردم و توی یک کشور غریب از صفر شروع کردم» 🚩🚩🚩🚩🚩🚩🚩
پلاکارد کم آوردیم.
your privileges don’t make you a better person.
from experience, they make you more ignorant and the more you go w/o noticing the more harm you do to the people around you.
اینطور که به نظر میرسه توهمی که داشتن ۲-۳ هزار مخاطب در فضای مجازی به انسان میده از توهم بعضی مواد مخدر خطرناکتره.
پلاکارد کم آوردیم.
اقتباس مدرن شرلاک: خنجری به قلب کاراکترها، داستان و طرفداران؛ بخش دوم و آخر. پردهی سوم: تغییر زاویهی دید داستان (شرلاک). داستانهای اصلی شرلاک که آرتور کانن دویل در قرن ۱۹ نوشت از دیدگاه یک فرد (احتمالا) autistic و به طور کلیتر neurodivergent به ماجرا…
چون اینجا قبلاً از بدیهای شرلاک بیبیسی گفتم، الآن میخوام از خوبیهای یکی دیگه از اقتباسهای این مجموعه داستان بگم، فقط در نظر داشته باشید که این اقتباس ۷ فصله و من فعلاً تا اواسط فصل ۲ دیدم و به مرور ممکنه نظرم تغییر کنه.
Elementary (2012-2019)
برداشت مدرن دیگری از شرلاک هولمز ساختهی شبکهی CBS ئه، در این برداشت شرلاک هولمز یه مرد انگلیسی ساکن نیویورکه که به تازگی از کمپ ترک اعتیاد بیرون اومده و مجبور به همخانگی با Joan Watson میشه، جراحی که طی ماجراهایی پزشکی رو کنار گذاشته و به عنوان sober companion فعالیت میکنه (استخدام میشه تا ۶ هفته با آدمهایی که تازه از کمپ ترک اعتیاد خارج شدن زندگی کنه و مطمئن بشه که به عادتهای قدیمی برنمیگردن).
این اقتباس ظاهراً هیچ شباهتی به داستان اصلی نداره چون اصلیترین جزئیات داستان تغییر کردن امّا هرچه بیشتر پیش میریم بیشتر به شباهتش به داستان اصلی (کتابها) پی میبریم.
دکتر واتسن اینجا یک زن چینی-کاناداییه و نه یک مرد وایت انگلیسی! فندوم شرلاک بیبیسی این حرکت رو "هموفوبیک" دونستن چون به نظرشون هینتهای رابطهی رمانتیک بین شرلاک و جان (در سریال ساختهی بیبیسی) چیزی بیشتر از queerbaiting بود! چنین تفکری (هموفوبیک دونستن زن بودن دکتر واتسن) زنستیزانه و جنسیتزدهست. داستانهای شرلاک هیچوقت راجع به رابطهی رمانتیک بین شرلاک و دکتر واتسن نبودن و نخواهند بود، جنسیت دکتر واتسن دادهی نامربوطه. خلاصه اینکه به نظر من زن بودن دکتر واتسن تغییر جالب و مطلوبی بود و درکل این اقتباس خیلی diverseتر از تمام اقتباسهای قبلی بود و شخصیتهای غیروایت و غیرمرد زیادی داشت. با اینکه من شخصاً مخالف این هستم که شخصیتهایی که همیشه مرد بودن رو یکهو زن کنیم و به نظرم نوشتن داستان اوریجینال با شخصیت اصلی زن خیلی مهمتر و بهتره، این جایگزینی در شرلاک خیلی آروم اتفاق افتاد و اصلاً out of place نبود.
دومین دلیلی که این اقتباس رو برای من دوستداشتنی میکنه، واقعگرایانه بودن داستانه. در اقتباس بیبیسی شرلاک یک آدم با قدرتهای فراطبیعی بود که همهچیز رو توی ذهنش حل میکرد و هیچ هینتی برای مخاطب نبود که خودش هم بتونه ماجرا رو حل کنه (به نظر من چیزی که یک سریال پلیسی/جنایی رو خوب میکنه هینتهایی هستن که مخاطب رو هم درگیر داستان میکنن و بهش شانس حل ماجرا رو میدن). امّا در این اقتباس شرلاک به شرلاک کتابها شباهت بیشتری داشت، همهچیز رو حل میکرد امّا به بقیه هم توضیح میداد و بقیه رو برای نفهمیدن تخریب نمیکرد!
دلیل سوم! شخصیتهای زن داستان بر خلاف اقتباس بیبیسی از اساس به درد نخور و خنگ و شیطانی نبودن! دکتر واتسن یه آدم که هیچی از موضوع نمیفهمید و کورکورانه شرلاک رو دنبال میکرد نبود! بلکه، خودش تئوریهای خودش رو داشت و حتی گاهی وقتی شرلاک اشتباه میکرد، واتسن درست میگفت!
to put it nicely, she had mind of her own.
در کل، خیلی سریال پلیسی/جنایی بهتری نسبت به اقتباس بیبیسی بود.
Elementary (2012-2019)
برداشت مدرن دیگری از شرلاک هولمز ساختهی شبکهی CBS ئه، در این برداشت شرلاک هولمز یه مرد انگلیسی ساکن نیویورکه که به تازگی از کمپ ترک اعتیاد بیرون اومده و مجبور به همخانگی با Joan Watson میشه، جراحی که طی ماجراهایی پزشکی رو کنار گذاشته و به عنوان sober companion فعالیت میکنه (استخدام میشه تا ۶ هفته با آدمهایی که تازه از کمپ ترک اعتیاد خارج شدن زندگی کنه و مطمئن بشه که به عادتهای قدیمی برنمیگردن).
این اقتباس ظاهراً هیچ شباهتی به داستان اصلی نداره چون اصلیترین جزئیات داستان تغییر کردن امّا هرچه بیشتر پیش میریم بیشتر به شباهتش به داستان اصلی (کتابها) پی میبریم.
دکتر واتسن اینجا یک زن چینی-کاناداییه و نه یک مرد وایت انگلیسی! فندوم شرلاک بیبیسی این حرکت رو "هموفوبیک" دونستن چون به نظرشون هینتهای رابطهی رمانتیک بین شرلاک و جان (در سریال ساختهی بیبیسی) چیزی بیشتر از queerbaiting بود! چنین تفکری (هموفوبیک دونستن زن بودن دکتر واتسن) زنستیزانه و جنسیتزدهست. داستانهای شرلاک هیچوقت راجع به رابطهی رمانتیک بین شرلاک و دکتر واتسن نبودن و نخواهند بود، جنسیت دکتر واتسن دادهی نامربوطه. خلاصه اینکه به نظر من زن بودن دکتر واتسن تغییر جالب و مطلوبی بود و درکل این اقتباس خیلی diverseتر از تمام اقتباسهای قبلی بود و شخصیتهای غیروایت و غیرمرد زیادی داشت. با اینکه من شخصاً مخالف این هستم که شخصیتهایی که همیشه مرد بودن رو یکهو زن کنیم و به نظرم نوشتن داستان اوریجینال با شخصیت اصلی زن خیلی مهمتر و بهتره، این جایگزینی در شرلاک خیلی آروم اتفاق افتاد و اصلاً out of place نبود.
دومین دلیلی که این اقتباس رو برای من دوستداشتنی میکنه، واقعگرایانه بودن داستانه. در اقتباس بیبیسی شرلاک یک آدم با قدرتهای فراطبیعی بود که همهچیز رو توی ذهنش حل میکرد و هیچ هینتی برای مخاطب نبود که خودش هم بتونه ماجرا رو حل کنه (به نظر من چیزی که یک سریال پلیسی/جنایی رو خوب میکنه هینتهایی هستن که مخاطب رو هم درگیر داستان میکنن و بهش شانس حل ماجرا رو میدن). امّا در این اقتباس شرلاک به شرلاک کتابها شباهت بیشتری داشت، همهچیز رو حل میکرد امّا به بقیه هم توضیح میداد و بقیه رو برای نفهمیدن تخریب نمیکرد!
دلیل سوم! شخصیتهای زن داستان بر خلاف اقتباس بیبیسی از اساس به درد نخور و خنگ و شیطانی نبودن! دکتر واتسن یه آدم که هیچی از موضوع نمیفهمید و کورکورانه شرلاک رو دنبال میکرد نبود! بلکه، خودش تئوریهای خودش رو داشت و حتی گاهی وقتی شرلاک اشتباه میکرد، واتسن درست میگفت!
to put it nicely, she had mind of her own.
در کل، خیلی سریال پلیسی/جنایی بهتری نسبت به اقتباس بیبیسی بود.
👍1
پلاکارد کم آوردیم.
چون اینجا قبلاً از بدیهای شرلاک بیبیسی گفتم، الآن میخوام از خوبیهای یکی دیگه از اقتباسهای این مجموعه داستان بگم، فقط در نظر داشته باشید که این اقتباس ۷ فصله و من فعلاً تا اواسط فصل ۲ دیدم و به مرور ممکنه نظرم تغییر کنه. Elementary (2012-2019) برداشت…
حالا که خوبیهاش (تا اینجا، شاید بیشتر پیش برم خوبیهای بیشتری هم به ذهنم برسه) رو گفتم، یه انتقاد خیلی اساسی هم ازش بکنم: چاقهراسی!
شرلاک توی تمام اقتباسها و کتابها (تا جایی که یادمه) نگاه از بالا به پایینی به افراد چاق داشته که خب، توی کتابها و اقتباس دههی ۱۹۸۰ "قابل درکه" با توجه به زمانی که نوشته و ساخته شدن، امّا به نظرم هیچ توجیهی برای چاقهراسی اقتباس بیبیسی و این اقتباس نیست و واقعاً باید از شر این کامنتها خلاص میشدن که خب، نشدن.
شرلاک توی تمام اقتباسها و کتابها (تا جایی که یادمه) نگاه از بالا به پایینی به افراد چاق داشته که خب، توی کتابها و اقتباس دههی ۱۹۸۰ "قابل درکه" با توجه به زمانی که نوشته و ساخته شدن، امّا به نظرم هیچ توجیهی برای چاقهراسی اقتباس بیبیسی و این اقتباس نیست و واقعاً باید از شر این کامنتها خلاص میشدن که خب، نشدن.
یه انتقاد (بیشتر نظره تا انتقاد) دیگه هم به این اقتباس اینه که احتمال آسکشوال بودن شرلاک رو کلاً نادیده گرفتن. امّا تا جایی که من دیدم و فهمیدم به نظرم خودآگاه یا ناخودآگاه تلاش کردن که شرلاک یه شخصیت aromantic یا demiromantic باشه. 🤔
خلاصهی ماجرا اینه که به نظرم ارزش دیدن داره (خیلی بیشتر از اقتباس بیبیسی). یه کار باحالی هم با شخصیت موریارتی کردن (به نظر من باحال بود، بعضیها ممکنه عصبانی بشن) که نمیگم چون اسپویل بزرگیه.
آها این رو هم بگم که با وجود اینکه در مجموع سریال خوشساختیه بعضی جاها خیلی در تایملاین و اینا بیدقتی کردن که واقعاً اعصاب آدم رو بهم میریزه. مثلاً، یه قسمتی بود که ۴۴ ساعت برای یه چیزی وقت داشتن و یه شبانه روز کامل میگذشت (حدود ۲۰ ساعت) و ۲۴ ساعت از وقتشون باقی مانده بود و یارو بهشون زنگ میزد میگفت چون فلان کار رو کردید ۱۲ ساعت از وقتتون کم شد و تا ۶ بعدازظهر فردا وقت دارید، در صورتی که در لحظه ۹ شب بود و نهایتاً باید میگفت تا ۹ صبح فردا وقت دارید وقتی ۱۲ ساعت کم کرده بود. :| بیدقتیهای اینچنینی باعث میشن دلم بخواد جیغ بزنم.
پلاکارد کم آوردیم.
آها این رو هم بگم که با وجود اینکه در مجموع سریال خوشساختیه بعضی جاها خیلی در تایملاین و اینا بیدقتی کردن که واقعاً اعصاب آدم رو بهم میریزه. مثلاً، یه قسمتی بود که ۴۴ ساعت برای یه چیزی وقت داشتن و یه شبانه روز کامل میگذشت (حدود ۲۰ ساعت) و ۲۴ ساعت از…
این پیام خیلی پیچیدهست، امیدوارم که متوجه منظورم شده باشید.