پلاکارد کم آوردیم.
2.66K subscribers
1.62K photos
186 videos
27 files
1.09K links
«انقدر کشتید که پلاکارد کم آوردیم»
Download Telegram
پلاکارد کم آوردیم.
Photo
this is your sign to watch Heartstopper (2022), if you haven’t already.
👍3
Let's Dance
M. Ward
If you say run
I'll run with you
And if you say hide
We'll hide
Because my love for you
Would break my heart in two
If you should fall into my arms
And tremble like a flower.
Let's Dance - 2018 Remaster
David Bowie
If you say run
I'll run with you
And if you say hide
We'll hide
Because my love for you
Would break my heart in two
If you should fall into my arms
And tremble like a flower.
Forwarded from corner of the internet.
“What people do in the bedroom is none of my business” isn’t the epitome of allyhood, despite what some may like to think:

First of all, being queer is not simply about what happenes in the bedroom, and that is an objectifying and reductive narrative that leads to fetishization. queerness has less to do with your aesthetic or who you sleep with and more to do with decolonizing your understanding of gender.
defining queer in the limited scope of “what happenes in the bedroom” isn’t simply ignorant. It’s a warning, it’s a demand by the faux ally: “keep it in the bedroom.”
“Don’t shove it into my face. Why is this character in this netflix show gay?”
Queerness is not a costum. It’s not something i wear for cosplay in the bedroom, it’s not lingerie, so i can’t simply take it off when i’m outside of the bedroom and just stop being queer unless i’m having sex. It is part of my identity and I carry it with me everywhere.
This reductive definition of queerness also contributes to the erasure of asexual people and those who are genderqueer. Are trans people only the gender they identify as “in the bedroom”?
They say it’s “none of their business” but they’re actually doing business with queer people. This is their deal: “don’t exist “too loudly” and i won’t lobby against your rights.”
Secondly, “what people do in the bedroom….” is not an actual belief system. Rather it’s a sentence used to deflect and shield oneself from different ways of thinking and above that, different ways of existing. It allows for oxymorons such as “Christian ally” to exist. It results in a case of “split brain”, where on one side, the “Chrisrian ally” receits all sorts of bigoted and hateful things in their local church, and on the other hand they just avoid the responsibility of recognizing other people’s different reality and actually having to think about them by saying “it’s none of my buisnuss” and shrugging if off. This way, they can keep their bigoted beliefs and they don’t need to do the hard work of thinking about the possible harmful consequences of their prejudiced beliefs and digging into their own brain. It requires minimal self reflection to think like this. Even if this line of thinking qualified as allyhood, it would be the laziest way of being an ally. It’s very close to dealing with queer people by just ignoring them all around, instead of actually asking yourself why is it that you believe the things you believe?
The christian way of being an ally is just “turning the other cheek”.
They tell themselves, “out of sight, out of mind.” But will they settle for this? Or will they continue their bigotry in the safe haven of their churches untill queer people are not only out of the Christian allys’ mind, but also out of jobs, out of public schools, out of the political scene and etc.? It’s none of their business until it is. It’s none of their buisnuss until it’s their own children who are queer. Which brings me to my third point:
In “It’s none of my business what people do in the bedroom”, bedroom is code for “outside of my territory, outside of my house”. What happenes if a queer person is very much in the christian ally’s “territory”? What happenes if it’s their own child is queer? Conversion therapy?

#commentary
Alan Turing, 1912–1954.
پلاکارد کم آوردیم.
Alan Turing, 1912–1954.
content warning// conversion therapy, suicide.

نمی‌دونم چقدر آلن تورینگ رو می‌شناسید، امّا امروز ۶۸ امین سالگرد خودکشیشه. آلن متولد ۲۳ ژوئن ۱۹۱۲ بود و به عنوان پدر علوم کامپیوتر، زیست‌شناسی نظری و ریاضی و هوش مصنوعی شناخته می‌شه. برای جزئیات بیشتر راجع به زندگی‌اش می‌تونید فیلم The Imitation Game (2014) رو ببینید. امروز بیشتر می‌خوام راجع به علت مرگش صحبت کنم، خودکشی با سیانور. سال ۱۹۵۲ بود که آلن به جرم "بی‌شرمی" (بخوانید به جرم هم‌جنس‌گرا بودن) دستگیر و به عقیم‌سازی شیمیایی (یکی از انواع کانورژن تراپی اون زمان) محکوم شد. برای اجرای حکمش باید روزانه دوز نسبتاً زیادی از استروژن و دیگر هورمون‌ها و داروها رو تزریق می‌کرد و همین باعث ضعف بسیار زیاد فیزیکی‌، سردردهای متوالی، حالت تهوع و غیره شد. این عوارض بودن که باعث شدن آلن در نهایت تصمیم بگیره که مرگ انتخاب مناسب‌تری از زندگیه. سال ۲۰۱۳ ملکه‌ی بریتانیا "جرایم" آلن رو "بخشید" و رکوردش رو پاک کرد، در حالی که آلن نباید بخشیده بشه، باید تصمیم بگیره که ببخشه یا نه، چون دولت نیست که آسیب دیده، دولته که آسیب زده.

داستان آلن و میلیون‌ها داستان‌ مشابهش یکی از هزاران دلایلی هستن که ما به این ماه (pride month) نیاز داریم و نیاز خواهیم داشت. کانورژن تراپی شیمیایی هنوز هم که هنوزه توی خیلی از کشورها (از جمله ایران) قانونیه و خیلی‌ها هنوزم مجبور به تحملش می‌شن. چنین مدل "درمانی" اساساً یعنی هویت جنسی یه آدم رو ازش بگیرن تا به خیال خودشون گرایش جنسی‌اش رو "درست" کنن. پراید مانث مسئله‌ی تخت خواب نیست، مسئله‌ی جنگیدن برای وجود داشتن، حق ابراز هویت داشتن و صرفاً بودنه.
👍7
The Imitation Game (2014)
happy demisexual pride day! 🖤🤍💜
happy greysexual pride day! 🖤🤍💜
Forwarded from کوجدانه (روایت دوم)
سوال‌های ادبیات‌تون رو توی کامنت‌های این پست بپرسید، میام جواب می‌دم اگر یاد داشته باشم. بوس.
HAPPY ASEXUAL PRIDE DAY! 🖤🤍💜
پلاکارد کم آوردیم.
HAPPY ASEXUAL PRIDE DAY! 🖤🤍💜
حقیقت آسکشوالیتی نوشته‌ی یاسمین بنوآ - بخش اول.

(متن زیر‌ ترجمه‌ی این مطلب، نوشته‌ی یاسمین بنوآ، کنش‌گر حقوق افراد آسشکواله و به افسانه‌ها و تصورات اشتباهی که درباره‌ی آسکشوالیتی و افراد آسکشوال وجود داره می‌پردازه. این متن ترجمه‌ی مستقیم نیست و بعضی جاها از طرف خودم کمی توضیح بیشتر اضافه کردم برای تسهیل درک مطلب).

(۱)

افسانه‌: افراد آسکشوال گرایش جنسی ندارن.

حقیقت: نه لزوماً! در حالی که ممکنه بعضی از افراد آسکشوال خودشون رو فاقد هرگونه گرایشی بدونن، این تعریف آسکشوالیتی نیست (به علاوه، گرایش جنسی داشتن و میل جنسی داشتن دو موضوع متفاوت هستن و آسکشوال بودن خودش یه گرایش جنسیه). آسکشوالیتی به عنوان عدم وجود و یا کمبود جاذبه‌ی جنسی به دیگران تعریف می‌شه و به صورت جنسی جذب دیگران شدن فقط یکی از هزاران لایه‌ی گرایش جنسی داشتنه.

افراد آسکشوال ممکنه خودارضایی کنن و لذت جنسی رو تجربه کنن. می‌تونن کینک‌های خاص داشته باشن، از اسباب‌بازی‌های جنسی استفاده کنن و حتی به انتخاب خودشون با بقیه رابطه‌ی جنسی داشته باشن. درنهایت، جاذبه‌ی جنسی تنها دلیلی که افراد به خاطرش سکس دارن نیست و بعضی از افراد آسکشوال همچنان ممکنه از پروسه‌ی مورد نظر لذت ببرن.

(۲)

افسانه: افراد آسکشوال ظاهر خاصی دارن.

حقیقت: هیچ راهی برای آسکشوال دیده شدن و شبیه آسکشوال‌ها بودن وجود نداره! به عنوان یک مدل (نویسنده‌ی اصلی متن)، مردم اکثراً از این‌که با وجود این‌که جاذبه‌ی جنسی رو تجربه نمی‌کنم و دوست ندارم سکس داشته باشم، به ظاهرم توجه می‌کنم، براش وقت می‌گذارم و از هرنوع فشنی استفاده می‌کنم (خصوصاً وقتی lingerie می‌پوشم) تعجب می‌کنن.

اون‌ها همچنین از این‌که یه زن جوان بلک (نویسنده‌ی اصلی متن) آسکشواله تعجب می‌کنن چون اکثر افراد در ذهنشون تصویر استریوتیپیکال Sheldon Cooper رو دارن. امّا در حقیقت هیچ دموگرافیک خاصی برای آسکشوالیتی وجود نداره. هرکس و همه‌کس می‌تونه آسکشوال باشه. شما می‌تونید آسکشوال باشید و همچنان از رسیدگی به ظاهرتون، آرایش کردن و سکسی بودن لذت ببرید! (جمله‌ی بعد بیشتر راجع به زنان آسکشوال صدق می‌کنه) چون ما -زنان- برای مردان نیست که به خودمون می‌رسیم، به خودمون می‌رسیم تا احساس قدرت کنیم و خودمون رو خوشحال کنیم.

(۳)

افسانه: افراد آسکشوال نمی‌تونن زندگی‌های کامل و خوشحالی داشته باشن.

حقیقت: سکس همه‌چیز نیست! جاذبه و میل جنسی ضروری نیستن! شما می‌تونید زندگی کامل و خوشحالی داشته باشید و آسکشوال باشید. آسکشوالیتی به این معنی که شما نمی‌تونید روابط معنادار و عمیق داشته باشید، به اهدافتون برسید و روی دنیا تأثیر مثبت و بزرگی بگذارید نیست. آسکشوالیتی محدودیت نیست. آدم‌هایی توی دنیا هستن کن شما رو خواهند فهمید و پذیرفت. گرایش شما قرار نیست جلوی شما رو بگیره و بهتون اجازه نده کارهایی که می‌خواهید رو بکنید. صرفاً راه متفاوتی برای تجربه کردن جنبه‌ی جنسی زندگیه و هیچ دو نفری در کره‌ی زمین نیستن که تجربه‌شون در این مورد یکسان باشه! من عاشق اینم که آسکشوالم و تفاوت‌هام رو در آغوش می‌گیرم، همونطور که همه‌مون باید این کار رو بکنیم.
👍1